انجمن‌ علمی مدیریت دانشگاه تهران – Telegram
انجمن‌ علمی مدیریت دانشگاه تهران
9.23K subscribers
2.9K photos
122 videos
154 files
2.13K links
• به کانال ‌انجمن‌های‌علمی‌دانشجویی
‌دانشکدگان مدیریت‌دانشگاه‌تهران خوش آمدید.
@sam_ut
💬 @Sam_ut1

🌐 https://samut.sendpulse.academy/

📸 instagram.com/sam.ut

🎬 https://www.aparat.com/SAM.UT

🏅تقدیرشده در دوازدهمین جشنواره ملی #حرکت
Download Telegram
رابطه معکوس #بهره‌وری و ساعت کار ؛ از: اقتصاد تصویری

@anjomanelmimodiriatut
🔰تبليغ خوب اجاق گاز، با چاشني "بازاريابي عمومي"

نمونه وطني

📍كانال ريتم بازار

@Rhythmebazar
اصحاب حوض
نگاهی متفاوت به دانشکده مدیریت
ضمن نگارش این متن بارها نسبت به نوشتن آن دچار تردید شدیم, از آن رو که احتمالا تعدادی از مخاطببن, این نوشته را برنتابیده و با برچسب زدن های مختلف بر نگارنده سعی در پاک کردن صورت مسأله دارند. اما با به یادآوردن آموخته هایمان از همین دانشکده و درسهایمان، لزوم خود انتقادی و فاصله گرفتن از مصلحت ها در این مورد, تصمیم بر آن گرفتیم این خود انتقادی را به مثابه داروی تلخی به دانشجویان عرضه داشته تا امید به بهبودی وضعیت حاصل گردد.
البته بیم این می رود که در همین نوشته نیز اکثر مخاطبین حوصله خواندن را نداشته باشند و مطلب را نادیده بگیرند.
با گذشت ترم های متوالی از تحصیل و تجربه آشنایی با افراد و ورودی های گوناگون با تمامی تفاوت سلایق و محیط ها, نکته ی بسیار دردآوری که امروز بیش از هر زمان نمود پیدا کرده است؛ افت کیفیت، انگیزه،دغدغه ها و... دانشجویان است.
در بررسی عوامل این افول تحقیق و پژوهش های فراوان می بایست انجام شود, اما نشانه های اولیه و پاسخ اکثر دانشجویان دلالت بر آن دارد که دانشحویان انگیزه ی کافی و لازم خودرا از دست داده اند، محیط برابر انتظار آنان نبوده و تصور آنان از "دانشگاه تهران" همان ترم اول فرو ریخته است.
حال باید بررسی کنیم, آیا واقعا این چنین است؟ آیا این بهانه است یا تمام واقعیت این نیست؟
نگاه عمیق تر و تشکیلاتی ما به این مسأله نشان می دهد که عده ی زیادی از دانشجویان فاقد هرگونه دغدغه و هدف از ترم های اولیه می باشند و این موضوع با گذشت زمان تشدید می شود, دیده ها و تجربیات ما از دوران تحصیل حاکی از این است که این جماعت کثیر در دانشگاه, درس (به معنای حقیقی) که نمیخوانند, انگیزه برای فعالیت های تشکیلاتی و دانشجویی هم بسیار اندک است, اکثرشان هم که شاغل نیستند ....
گویا اینان هیچ دغدغه و هدفی ندارند
پس چه می کنند؟؟؟
با اقتباس از یکی از اساتید این عده را "اصحاب حوض" می نامیم. این نام در میان اساتید نیز جاری است. گفته می شود عده ای بیشتر وثت عمر خود را در کنار حوض های دانشکده مدیریت می گذرانند... که البته بد هم نیست و به مقتضی سن و دوران دانشجویی نمیتوان انتظار صرف درس خواندن و کار کردن داشت, اما آنچه در این بین پر واضح است, جا به جایی اهداف و گم شدن مقصد و فلسفه اصلی دانشگاه است. در این نوشتار به هیچ وجه قصد بحث هنجاری در مورد زندگی دانشجویی نداریم...
مصیبت بزرگتر از آنجایی شروع می شود که اصحاب حوض به دلیل کثرت به جریان غالب و اثر گذاری در دانشکده تبدیل میشوند و می توانند اساتید و دانشکده را تحت فشار بگذارند, این عده ای که دیر آمده و زود میخواهند بروند ؛ طاقت "درس خواندن" ندارند...
رفرنس انگلیسی و کتاب خواندن کلا برایشان سخت است و به دنبال "جزوه" در دانشگاه هستند, واقعا این پدیده که در دانشکده به جای تدریس کتاب های اصلی و بروز جزوه گفته می شود مایه ی ننگ است.
اما چه نیازی به یاد گیری؟؟ آنان را خیرات کردن نمره بس است... و اساتید محبوب کسانی هستند که کار نکنند و نمره مفت بدهند و مغضوب هستند هرگاه اصولی و درست تدریس و ارزشیابی کنند...
به محض اینکه شنیده باشند استادی سخت گیر است و باید برای آن ترم تلاش کنی نامه جمع می کنند و امضا پشت امضا که استاد جدید ارایه شود که در بهترین حالت متاسفانه دانشکده با ارایه استاد موازی در آن درس و اجابت خواست این عده زمینه برا خالی ماندن کلاس استاد اصلی و حذف شدن خودکار وی از سیستم, این چرخه باطل اضمحلال را تشدید میکند. این همان زنگ خطری است که بارها به دانشکده اعلام کرده ایم و ازین پس نیز مجدانه در برابر آن به دانشکده فشار خواهیم آورد که اولا این سنت نامیمون به زودی دامن گیر طیف گسترده تری از اساتید خواهد شد و دوم عمل نمودن بر مبنای پاسخگویی بر هر خواسته ای, بدون دنبال کردن خط مشی خاصی نمی تواند نتایج خوبی داشته باشد. اساتید دیگر نیز در این شرایط انگیزه ی خود را از دست میدهند و بنابر منطق باید برای بقا با جو مسموم موجود سازش کنند.
برند دانشگاه تهران که سالیان متمادی به عنوان برترین دانشگاه کشور سرآمد در همه ی زمینه ها بوده است، امروز با خروجی هایش بسیار در خطر است. خروجی هایی که از کارآمدی کافی برخوردار نیستند و عملا در دانشگاه هیچ نیاموخته اند و بسیار مغرورانه توقع تصاحب مناسب مدریتی را نیز دارند! در گذشته گفته می شد دانشجویان دانشکده تنها می توانند حرف های زیبا بزنند که تنها در همان دانشکده مدیریت خریدار دارد و بیرون هیچ کس برای آنها تره هم خرد نمیکند و عملی نیستند ... امروزه متاسفانه به این مرحله رسیده ایم که به دلیل دانش اندک دانشجویان حتی دیگر همان حرف های زیبا را هم نمی توانند بزنند.
ادامه دارد...👇
جالب تر اینجاست که همه هم به دنبال نمرات خوب هستند و ترفند شب امتحان را به خوبی بلد هستند, در روز امتحان نیز از زدن گروه تلگرامی سر جلسه و مخفی کردن هندزفری زیر مقنعه و ...گرفته تا سایر روش های سنتی تر بازار داغی دارند .
از طرفی با نزدیک شدن به سال پایانی کارشناسی تقریبا تمامی افراد به دنبال ورود به مقطع بالاتر هستند! به دنبال کلاس کنکور هستند و البته با این سیاست غلط که البته خارج از اختیار دانشجویان است بازار سیاهی در این میان برای بیزینس کنکور شکل میگیرد و در این بین آشکار است که ”گاهی سهل انگاری های عوام زده، قدرت تشخیص را زایل ساخته، حق و باطل را به هم آمیخته، علم و شبه علم را هم بها ساخته و جلوه های خود بافته دانش را به پشتوانه تایید اکثریت راسهای بدون رای به مثابه علم ارائه میکند. و بدین سان بازاری دگر آراسته می شود، بازاری برای فروش شبه علم یا شبح علم، و عرضه ی چنین کالایی در بورس جهل مرکب. "
یک سال به جای مطالعه کتاب های اصلی رشته های خود مجبور به خواندن کتاب های بی ارزش تست هستیم .
دانشجوی ما اکنون حال و حوصله ی کتاب خواندن را ندارد. در حالی که بنابر مقتضیات زمان "از قضا ما نیازمند تامل هستیم، تامل در متن های جدی و غور در معانی. در فضای که گویی اقبال به "جدل" و "مناظره" است، باید در "سکوت" اندیشید و متن ها را پایین وبالا کرد تا بتوان کاری پیش برد. آنچه که ما در دانشگاه می توانیم انجام دهیم معرفی متن های جدی و تشویق به خواندن آنهاست. فرهنگ ما بیشتر شفاهی است و باید تا جایی که می توانیم به افراد بیاموزیم بنویسند و در نوشته هایشان تامل کنند، با تناقض ها دست و پنجه نرم کنند تا زبانمان درخور اندیشیدن شود. زبان غیردقیق و شعرگونه، اندیشه را ناممکن می کند و این مسئله ای است که به ویژه در رشته هایی مانند ما جدی است. باید متن های جدی را معرفی کنیم تا افراد بخوانند و تامل کنند. "
این رویه متاسفانه در حال گسترش یافتن به دوره دکتری نیز می باشد، مدرک گرایی صرف در جامعه که ناشی از سیاست های غلط است چنین وضعی را موجب شده است. گویی ماموریت رشته و دانشگاه کاملا فراموش شده است. اکنون پس از گذشت بیش از 60 سال از تاسیس دانشکده مدیریت دانشگاه تهران نگاهی مجدد بر ماموریت این سازمان ضروری به نظر می رسد. آیا دانشکده های مدیریت کشور توانایی حل مسائل را دارند ؟ آیا توانسته اند مدیران شایسته تربیت کنند؟ از صحبت های به جای وزیر محترم صنعت، معدن و تجارت چنین به نظر نمیرسد...
در این بین لزوم بازتعریف فراگردهای جذب دانشجویان به ویژه در این رشته ها احساس می شود.شاید لزومی به جذب تعداد زیادی دانشجو از طریق کنکور سراسری آن هم در شرایطی که خیلی ها بدون علاقه ی خاصی این رشته را قبول می شوند، نباشد. خوشبختانه اخیرا پایان نامه ای تحت عنوان شاخص های دانشکده مدیریت خوب در حال نگارش است که راه را برای حل این مسائل باز میکند
نگاه سیستمی به این مسائل بیانگر چند عامله بودن این رکود در دانشگاه است و تنها نمی توان دانشجو را در این میان قربانی کرد اما در این مجال اندک تنها به قسمت دانشجویی پرداخته ایم.
در پایان ضمن گرامی داشتن تمامی دانشجویان عزیز، خاظر نشان می کنیم، این نوشته ی انتقادی را از جهت تلنگر زدن و یادآوری دشواری های آینده در بیرون از دانشگاه به نگارش درآوردیم . از تمامی عزیزان خواهشمندیم ضمن اشتراک گذاری این نوشتار در گروه های خود نظرات خود در مورد این نوشته را به آدرس پست الکترونیک موجود در اطلاعات کانال ارسال فرمایند
به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
مقایسه الگوی #تعطیلات در ایران را با کشورهای توسعه‌یافته - سه سوءتفاهم تعطیلاتی

▪️مقایسه الگوی تعطیلات ایران با اقتصادهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد وجود سه سوءتفاهم در این حوزه یکی از دلایل بهره‌وری و کارآیی اندک نیروی کار در اقتصاد ایران است. این سه سوءتفاهم عبارتند از:
1⃣تصور می‌شود «افزایش ساعات کار هفتگی باعث افزایش بهره‌وری می‌شود.» در حالی که تحقیقات بین‌المللی به‌ویژه مطالعات سیاست‌گذاری در سازمان همکاری‌های اقتصادی و توسعه (OECD) از ارتباط منفی بین افزایش ساعات کاری و بهبود بهره‌وری حکایت دارد. در نتیجه این یافته‌ها، حجم ساعات کاری در اغلب اقتصادهای توسعه‌یافته نزولی شده است.
2⃣سوءتفاهم دوم به «زمان مناسب شروع ساعت کاری بازمی‌گردد»؛ در حالی که در ایران تصور بر این است شروع ساعت کاری مناسب بین 7 تا 8 صبح است بررسی‌ها نشان می‌دهد شروع کار یا حتی تحصیل از ساعات ابتدایی روز، بازدهی فرد را کاهش می‌دهد و بسیاری از کشورها شروع کار را به ساعت 9 صبح تغییر داده‌اند.
3⃣سومین سوءتفاهم نیز این است که تصور می‌شود «تعطیلات اثر منفی بر تولید ناخالص داخلی دارد» اما اکثر تحقیقات تعطیلات «منظم و متوالی» را که معمولا در قالب «دو روز تعطیل در آخر هر هفته» می‌گنجد، زمینه‌ای برای بهبود بهره‌وری نیروی کار و ارتقای سطح تولید عنوان می‌کنند.
▪️بررسی‌ها نشان می‌دهد نظام فعلی تعطیلات ایران که با دو مولفه اصلی «پراکندگی» و «یک‌روزه بودن» قابل توصیف است، از جنبه‌های متعددی بر بهره‌وری نیروی کار تاثیر منفی دارد. برخلاف اغلب کشورها که در آنها تعطیلات تقویمی به شکل «دو روز تعطیلی متمرکز در آخر هفته» درآمده است، نظام تعطیلات تقویمی ایران به شکل «یک روز تعطیلی آخر هفته» به همراه «تعداد قابل توجهی تعطیلات پراکنده» در مناسبت‌های تقویمی است.
▪️مطالعات موجود نشان می‌دهد میزان بهره‌وری به‌طور معمول پس از یک روز تعطیلی کاهش می‌یابد و پراکندگی این روزها، روزهای با بهره‌وری پایین را افزایش می‌دهد. این در حالی است که استراحت کافی در تعطیلات بیش از یک روزه، به افزایش بهره‌وری در فردای آنها منجر می‌شود.
▪️پراکنده بودن تعطیلات باعث می‌شود امکان برنامه‌ریزی سلب شده و مطلوبیت تعطیلات برای استراحت نیروی کار نیز کاهش یابد.
▪️کم بودن تعطیلات متوالی و چندروزه در ایران، باعث می‌شود که میزان سفر نیز در اکثر هفته‌ها پایین باشد و در روزهای تعطیل متوالی، با شدت زیادی افزایش یابد. در نتیجه، فرصت‌های شغلی صنعت توریسم نمی‌تواند روی یک جریان درآمدی پیوسته و منظم حاصل از مسافرت در روزهای تعطیلات آخر هفته حساب باز کند و شلوغی بیش از حد اماکن سیاحتی در معدود تعطیلات چند روزه نیز، از مطلوبیت تعطیلات برای مسافران بکاهد.
▪️کارشناسان پیشنهاد می‌کنند سیاست‌گذاران در کشور اصلاح بنیادی نظام تعطیلات در ایران را با ملاحظه بیشینه کردن رفاه ملی، در دستور کار قرار دهند.

از : شهد اقتصاد

telegram.me/anjomanelmimodiriatut
دعوت به همکاری
برای یک پروژه ملی تدوین سند راهبردی توسعه فناوری در صنعت برق( که شامل مباحثی همچون ارزیابی فناوری،راهبرد فناوری،نظام ملی نوآوری و.... می باشد) از دانشجویان ارشد مدیریت یا رشته های مرتبط دعوت به همکاری می شود.
لطفا رزومه کاری خود را به آدرس ذیل ارسال فرمایید.
strategyhz@gmail.com

به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
Forwarded from رهیافت
اَبَرمدیران!

بنیانگذار اوراکل یک سوال جالب در مصاحبه های استخدامی از داوطلبان می پرسید: آیا تو باهوش تر از خودت می شناسی؟ اگر جواب منفی بود او استخدام می شد و اگر مثبت بود از او می پرسیدند او چه کسی است و باهوش تر را استخدام می کردند!

گفته شده است که با این روش شاید پرروها شانس بیشتری داشته باشند تا آنها که واقعا باهوشند، ولی همین تفاوت مدیران متوسط را با مدیران پیشرو نشان می دهند. آنها می خواهند کسانی را در اختیار داشته باشند که حتی از خودشان هم باهوش ترند تا ایده های نوآورانه را به سازمانشان بیاورند، ولی مدیران متوسط بیشتر به دنبال کنترل کردن هستند.

تقلید از سوال مدیرعامل اوراکل البته توصیه نمی شود، ولی این جستجوی استعدادها و ساختن و پرداختن محیطی برای پرورش و کار آنها از ویژگی های مدیران پیشرو است، همان هایی که ابرمدیران خوانده شده اند!

http://goo.gl/hgqz4O

کانال رهیافت
@RahiaftChannel
روش های امتیاز دهی #بانک‌ها ؛ از : اقتصاد تصویری

@anjomanelmimodiriatut
💯کتاب💯

📚آشنایی با #اقتصادکلان ؛ نسخه ۲۰۱۶

از : #گریگوری‌منکیو

👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
استاندارد ساعت کار درهفته
عکس از ایسنا

@Anjomanelmimodiriatut
محموله صادراتی «ارج» به خاورمیانه در سال 1341

تصویری از محموله صادراتی شرکت ارج به مقصد پایتخت «اردن» که در سال 1341 شمسی، محصولات این شرکت را از تهران به «عمان» می‌برد.
@eghtesadonlinechannel
#خودارزيابی

پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد.
پسرك پرسيد: «خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به من بسپاريد؟»
زن پاسخ داد: «كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد.»
پسرك گفت: «خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي دهد انجام خواهم داد.»
زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.
پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: «خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت.» مجددا زن پاسخش منفي بود.
پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت. مغازه دار كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: «پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.»
پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم. من همان كسي هستم كه براي اين خانم كار مي كند.»

انتخاب از: دکتر امیرحسام بهروز

telegram.me/anjomanelmimodiriatut
دوستان ورودی ۹۲ #دانشکده‌مدیریت!

فرصتی جالب و استثنایی برای حضور در کلاس های آمادگی ارشد مدیریت با تخفیف ویژه #انجمن‌علمی ...

جهت حضور و‌ثبت نام در کلاس آمادگی ارشد اقتصاد، ریاضی و‌OR به آقای حسن زاده (@thefly23) پیام دهید.
تاریخ برگزاری کلاس ها از اواخر تیرماه

اقتصاد - سه شنبه ها ۱۶-۲۰ در موسسه ماهان
ریاضی - چهارشنبه ها ۸-۱۲ و او آر - چهارشنبه ها ۱۶-۲۰ در موسسه خانه مدیریت

جزییات سایر کلاس ها متعاقبا اعلام می شود
Forwarded from راهبرد
در باب گلادیاتورهای اقتصاد!

زمانی چاوز فقید همتای ایرانی‌اش را «گلادیاتور نبرد با امپریالیسم» خوانده بود، برای آنکه معنای توصیف وی را بهتر دریابیم باید چند سالی به عقب برگردیم. او پیش‌تر گفته بود که فیلم «گلادیاتور» ریدلی اسکات را بسیار دوست دارد و طغیان یک برده علیه امپراتوری روم او را بسیار هیجان زده کرده است. او خود و همفکرانش را جنگجویانی می‌دانست که علیه امپراتوری ایالات متحده آمریکا به پا خاسته‌اند. کسانی گفته‌اند در مثل مناقشه نیست، ولی چاوز چندان شباهتی به آن گلادیاتور یاغی نداشت و یکی دیگر از شخصیت‌های آن فیلم بیشتر شبیه اوست؛ منظور کمودوس همان شاهزاده ناخلفی بود که با کشتن پدر فرهیخته‌اش مارکوس اولریوس به جای او نشست و با عوام فریبی در پی جلب محبوبیت بود، کشور را ورشکسته کرد و در پایان حتی مرگ گلادیاتور به دست او بود. ...


لینک یادداشت دنیای اقتصاد:

http://goo.gl/r6ZDQD

کانال راهبرد
@RahbordChannel