راهنمای دسترسی به جزوات منتشر شده در کانال تاکنون:
۱. #بازاریابی
۲. #توسعهاقتصادی
۳. #مدیریتتحول
۴. #ادارهدولتوحکومتدرایران
۵. #فراگردخطمشیگذاریعمومی
۶. #تحقیقدرعملیات۱
۷. #سیستمهایخریدانبارداریتوزیع
۸. #اندیشهاسلامی۲
۹. #بهرهوریوتجزیهوتحلیلآندرسازمان
۱۰. #دانشخانوادهوجمعیت
۱۱. #اقتصادخرد
۱۲. #حسابداریصنعتی
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
۱. #بازاریابی
۲. #توسعهاقتصادی
۳. #مدیریتتحول
۴. #ادارهدولتوحکومتدرایران
۵. #فراگردخطمشیگذاریعمومی
۶. #تحقیقدرعملیات۱
۷. #سیستمهایخریدانبارداریتوزیع
۸. #اندیشهاسلامی۲
۹. #بهرهوریوتجزیهوتحلیلآندرسازمان
۱۰. #دانشخانوادهوجمعیت
۱۱. #اقتصادخرد
۱۲. #حسابداریصنعتی
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
درسی برای #زندگی
به #مردم نگاه کن، شهر بازی میرن و پول زیادی رو خرج می کنن تا با چنگک یه عروسک گنده مسخره رو از جعبه شیشه ای بیرون بیارن، در حالیکه اون چنگک طوری ساخته شده که نتونه عروسک اصل کاری رو بیرون بیاره.
این قاعده ی خیلی از بازی هاست! آدم ها باید تا مرز برنده شدن پیش برن، اما کسی نباید برنده نهایی بشه. نباید حس ماجراجویی آدم ها رو از بین برد، آدم ها همیشه دوست دارن که بازی کنن.
واسه همینه که بعضی از نویسنده ها پایان داستان شون رو نمی نویسن، شعبده بازها راز جادوهاشون رو به کسی نمی گن و خیلی از آدم ها به همدیگه احساس شون رو بیان نمی کنن، چون می ترسن که بازی تموم شه.
وقتی آدم ها می فهمن که چی تو سرت و قلبت می گذره دیگه دلیلی واسه بازی کردن و موندن نمی بینن...
تنها کسانی که می مونن، وفادارها هستن...
نوشته ای از: روزبه معین
@anjomanelmimodiriatut
به #مردم نگاه کن، شهر بازی میرن و پول زیادی رو خرج می کنن تا با چنگک یه عروسک گنده مسخره رو از جعبه شیشه ای بیرون بیارن، در حالیکه اون چنگک طوری ساخته شده که نتونه عروسک اصل کاری رو بیرون بیاره.
این قاعده ی خیلی از بازی هاست! آدم ها باید تا مرز برنده شدن پیش برن، اما کسی نباید برنده نهایی بشه. نباید حس ماجراجویی آدم ها رو از بین برد، آدم ها همیشه دوست دارن که بازی کنن.
واسه همینه که بعضی از نویسنده ها پایان داستان شون رو نمی نویسن، شعبده بازها راز جادوهاشون رو به کسی نمی گن و خیلی از آدم ها به همدیگه احساس شون رو بیان نمی کنن، چون می ترسن که بازی تموم شه.
وقتی آدم ها می فهمن که چی تو سرت و قلبت می گذره دیگه دلیلی واسه بازی کردن و موندن نمی بینن...
تنها کسانی که می مونن، وفادارها هستن...
نوشته ای از: روزبه معین
@anjomanelmimodiriatut
سخنان قابل تامل آقای وزیر
علی طیب نیا، وزیر اقتصاد و دارایی، در نشست مدیران مالیاتی سراسر کشور سال ۱۳۹۵ را در آیندۀ اقتصادی ایران تعیین کننده خواند و گفت که پس از تأسیس جمهوری اسلامی ایران میانگین رشد اقتصادی کشور ۳٫۲ درصد بوده که طی ده سال گذشته و با وجود درآمدهای بی سابقۀ نفتی به زیر ۳ درصد کاهش یافته است، در حالی که، به اعتراف علی طیب نیا، طی دهۀ ۱۳۴۰ نرخ رشد اقتصادی ایران بالای ۱۸ درصد و حتی ۲۰ درصد بوده است.
علی طیب نیا با استناد به همین نرخ های بالای رشد در اقتصاد ایران طی سال های ۱۳۴۰ افزوده است که در قیاس با چنین تجربه ای حتا رشد ۱۰ درصدی اقتصاد چین طی سی سال گذشته به هیچ وجه خارق العاده به نظر نمی رسد.
گفتنی است که کل درآمدهای نفتی ایران از زمان کشف و استخراج نفت در این کشور تا امروز ۱۳۰۰ میلیارد دلار برآورد شده که حدود ۱۱۵۰ میلیارد دلار آن فقط به جمهوری اسلامی ایران رسیده است.
علی طیب نیا سپس پرسیده است : چرا با وجود درآمدهای هنگفت نفی و چنین تجربه ای از رشد اقتصادی در سال های ۱۳۴۰، رشد اقتصادی ایران در سه دهۀ اخیر آنقدر پایین آمده که به زحمت توانسته آثار رشد جمعیت بر درآمد سرانه را خنثی کند؟ وزیر اقتصاد سپس پرسیده است : چرا همین رشد اندک اقتصادی ایران دچار نوسانات شدید است به طوری که از بالای ۸ درصد به منفی ۶٫۸ درصد سقوط می کند؟
وزیر اقتصاد دولت یازدهم سپس گفته است که در بسیاری از کشورهای جهان سهم بهره وری در رشد اقتصادی گاه به ۸۰ درصد می رسد، اما، سهم بهره وری در اقتصاد ایران منفی است.
او سپس گفته است که اقتصاد ایران بیمار است و دلیل مشکلات اساسی آن از جمله فقدان رشد پایدار، سهم منفی بهره وری و تورم بالا همگی ناشی از وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی است.
طیب نیا تصریح کرده است که کشورهای اروپایی و غربی با آگاهی عمیق از همین نقطه ضعف توانستند تحریم های موثری علیه نفت و نظام بانکی ایران به قصد محروم کردن جمهوری اسلامی از درآمدهای نفتی اش، اعمال کنند.
وزیر اقتصاد و دارایی در پایان گفته است که تحقق رشد ۸ درصدی اقتصاد ایران نیازمند رشد ۵ تا ۶ درصدی اقتصاد در سال جاری است، در غیر این صورت آینده نگران کننده خواهد بود.
این در حالی است که بهبود اقتصاد زمانبر است ، انتظار تحول اقتصادی داشتن در کوتاهمدت خطاست، حتی در بلندمدت هم بدون تعهد جدی محقق نمیشود. اکنون با وجود آنکه زمان زیادی از برداشته شدن تحریمها نگذشته است، بسیاری انتظار یک تحول جدی را دارند، بدیهی است که بدون شکل گیری نهادهای اقتصادی و حرکت به سمت بخش خصوصی قوی و اصلاحات ساختاری در اقتصاد تحول خاصی رخ نخواهد داد.
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
: http://goo.gl/CrgLLT
علی طیب نیا، وزیر اقتصاد و دارایی، در نشست مدیران مالیاتی سراسر کشور سال ۱۳۹۵ را در آیندۀ اقتصادی ایران تعیین کننده خواند و گفت که پس از تأسیس جمهوری اسلامی ایران میانگین رشد اقتصادی کشور ۳٫۲ درصد بوده که طی ده سال گذشته و با وجود درآمدهای بی سابقۀ نفتی به زیر ۳ درصد کاهش یافته است، در حالی که، به اعتراف علی طیب نیا، طی دهۀ ۱۳۴۰ نرخ رشد اقتصادی ایران بالای ۱۸ درصد و حتی ۲۰ درصد بوده است.
علی طیب نیا با استناد به همین نرخ های بالای رشد در اقتصاد ایران طی سال های ۱۳۴۰ افزوده است که در قیاس با چنین تجربه ای حتا رشد ۱۰ درصدی اقتصاد چین طی سی سال گذشته به هیچ وجه خارق العاده به نظر نمی رسد.
گفتنی است که کل درآمدهای نفتی ایران از زمان کشف و استخراج نفت در این کشور تا امروز ۱۳۰۰ میلیارد دلار برآورد شده که حدود ۱۱۵۰ میلیارد دلار آن فقط به جمهوری اسلامی ایران رسیده است.
علی طیب نیا سپس پرسیده است : چرا با وجود درآمدهای هنگفت نفی و چنین تجربه ای از رشد اقتصادی در سال های ۱۳۴۰، رشد اقتصادی ایران در سه دهۀ اخیر آنقدر پایین آمده که به زحمت توانسته آثار رشد جمعیت بر درآمد سرانه را خنثی کند؟ وزیر اقتصاد سپس پرسیده است : چرا همین رشد اندک اقتصادی ایران دچار نوسانات شدید است به طوری که از بالای ۸ درصد به منفی ۶٫۸ درصد سقوط می کند؟
وزیر اقتصاد دولت یازدهم سپس گفته است که در بسیاری از کشورهای جهان سهم بهره وری در رشد اقتصادی گاه به ۸۰ درصد می رسد، اما، سهم بهره وری در اقتصاد ایران منفی است.
او سپس گفته است که اقتصاد ایران بیمار است و دلیل مشکلات اساسی آن از جمله فقدان رشد پایدار، سهم منفی بهره وری و تورم بالا همگی ناشی از وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی است.
طیب نیا تصریح کرده است که کشورهای اروپایی و غربی با آگاهی عمیق از همین نقطه ضعف توانستند تحریم های موثری علیه نفت و نظام بانکی ایران به قصد محروم کردن جمهوری اسلامی از درآمدهای نفتی اش، اعمال کنند.
وزیر اقتصاد و دارایی در پایان گفته است که تحقق رشد ۸ درصدی اقتصاد ایران نیازمند رشد ۵ تا ۶ درصدی اقتصاد در سال جاری است، در غیر این صورت آینده نگران کننده خواهد بود.
این در حالی است که بهبود اقتصاد زمانبر است ، انتظار تحول اقتصادی داشتن در کوتاهمدت خطاست، حتی در بلندمدت هم بدون تعهد جدی محقق نمیشود. اکنون با وجود آنکه زمان زیادی از برداشته شدن تحریمها نگذشته است، بسیاری انتظار یک تحول جدی را دارند، بدیهی است که بدون شکل گیری نهادهای اقتصادی و حرکت به سمت بخش خصوصی قوی و اصلاحات ساختاری در اقتصاد تحول خاصی رخ نخواهد داد.
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
: http://goo.gl/CrgLLT
🔮 خوش شانس تر خواهید بود اگر...
🔮 ری کراک رئیس افسانه ای مک دونالد و کسی که مک دونالد را به غول صنعت رستوران های فست فود در دنیا تبدیل کرد، طعم موفقیت را در دهه ششم زندگی خود چشید. او برای رسیدن به موفقیت 30 سال تلاش کرد و زمانی به موفقیت رسید که شاید از نظر خیلی ها زمانی برای بازنشستگی باشد
🔮 اگر در حال حاضر مک دونالد با ارزشی بالغ بر 35 میلیارد دلار در بیش از 110 کشور دنیا با 35 هزار شعبه و بیش از 440 هزار کارمند مشغول فعالیت است تنها به این دلیل است که فردی مانند ری کراک با تفکر “شانس یعنی تلاش” در راس آن بوده است. پس اگر فکر می کنید که در زندگی انسان خوش شانسی نیستید به میزان تلاش خودتان نگاه کنید...
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
🔮 ری کراک رئیس افسانه ای مک دونالد و کسی که مک دونالد را به غول صنعت رستوران های فست فود در دنیا تبدیل کرد، طعم موفقیت را در دهه ششم زندگی خود چشید. او برای رسیدن به موفقیت 30 سال تلاش کرد و زمانی به موفقیت رسید که شاید از نظر خیلی ها زمانی برای بازنشستگی باشد
🔮 اگر در حال حاضر مک دونالد با ارزشی بالغ بر 35 میلیارد دلار در بیش از 110 کشور دنیا با 35 هزار شعبه و بیش از 440 هزار کارمند مشغول فعالیت است تنها به این دلیل است که فردی مانند ری کراک با تفکر “شانس یعنی تلاش” در راس آن بوده است. پس اگر فکر می کنید که در زندگی انسان خوش شانسی نیستید به میزان تلاش خودتان نگاه کنید...
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
Forwarded from DM board | دیام برد رسانه بازاریابی
اصحاب حوض
نگاهی متفاوت به دانشکده مدیریت
ضمن نگارش این متن بارها نسبت به نوشتن آن دچار تردید شدیم, از آن رو که احتمالا تعدادی از مخاطببن, این نوشته را برنتابیده و با برچسب زدن های مختلف بر نگارنده سعی در پاک کردن صورت مسأله دارند. اما با به یادآوردن آموخته هایمان از همین دانشکده و درسهایمان، لزوم خود انتقادی و فاصله گرفتن از مصلحت ها در این مورد, تصمیم بر آن گرفتیم این خود انتقادی را به مثابه داروی تلخی به دانشجویان عرضه داشته تا امید به بهبودی وضعیت حاصل گردد.
البته بیم این می رود که در همین نوشته نیز اکثر مخاطبین حوصله خواندن را نداشته باشند و مطلب را نادیده بگیرند.
با گذشت ترم های متوالی از تحصیل و تجربه آشنایی با افراد و ورودی های گوناگون با تمامی تفاوت سلایق و محیط ها, نکته ی بسیار دردآوری که امروز بیش از هر زمان نمود پیدا کرده است؛ افت کیفیت، انگیزه،دغدغه ها و... دانشجویان است.
در بررسی عوامل این افول تحقیق و پژوهش های فراوان می بایست انجام شود, اما نشانه های اولیه و پاسخ اکثر دانشجویان دلالت بر آن دارد که دانشحویان انگیزه ی کافی و لازم خودرا از دست داده اند، محیط برابر انتظار آنان نبوده و تصور آنان از "دانشگاه تهران" همان ترم اول فرو ریخته است.
حال باید بررسی کنیم, آیا واقعا این چنین است؟ آیا این بهانه است یا تمام واقعیت این نیست؟
نگاه عمیق تر و تشکیلاتی ما به این مسأله نشان می دهد که عده ی زیادی از دانشجویان فاقد هرگونه دغدغه و هدف از ترم های اولیه می باشند و این موضوع با گذشت زمان تشدید می شود, دیده ها و تجربیات ما از دوران تحصیل حاکی از این است که این جماعت کثیر در دانشگاه, درس (به معنای حقیقی) که نمیخوانند, انگیزه برای فعالیت های تشکیلاتی و دانشجویی هم بسیار اندک است, اکثرشان هم که شاغل نیستند ....
گویا اینان هیچ دغدغه و هدفی ندارند
پس چه می کنند؟؟؟
با اقتباس از یکی از اساتید این عده را "اصحاب حوض" می نامیم. این نام در میان اساتید نیز جاری است. گفته می شود عده ای بیشتر وثت عمر خود را در کنار حوض های دانشکده مدیریت می گذرانند... که البته بد هم نیست و به مقتضی سن و دوران دانشجویی نمیتوان انتظار صرف درس خواندن و کار کردن داشت, اما آنچه در این بین پر واضح است, جا به جایی اهداف و گم شدن مقصد و فلسفه اصلی دانشگاه است. در این نوشتار به هیچ وجه قصد بحث هنجاری در مورد زندگی دانشجویی نداریم...
مصیبت بزرگتر از آنجایی شروع می شود که اصحاب حوض به دلیل کثرت به جریان غالب و اثر گذاری در دانشکده تبدیل میشوند و می توانند اساتید و دانشکده را تحت فشار بگذارند, این عده ای که دیر آمده و زود میخواهند بروند ؛ طاقت "درس خواندن" ندارند...
رفرنس انگلیسی و کتاب خواندن کلا برایشان سخت است و به دنبال "جزوه" در دانشگاه هستند, واقعا این پدیده که در دانشکده به جای تدریس کتاب های اصلی و بروز جزوه گفته می شود مایه ی ننگ است.
اما چه نیازی به یاد گیری؟؟ آنان را خیرات کردن نمره بس است... و اساتید محبوب کسانی هستند که کار نکنند و نمره مفت بدهند و مغضوب هستند هرگاه اصولی و درست تدریس و ارزشیابی کنند...
به محض اینکه شنیده باشند استادی سخت گیر است و باید برای آن ترم تلاش کنی نامه جمع می کنند و امضا پشت امضا که استاد جدید ارایه شود که در بهترین حالت متاسفانه دانشکده با ارایه استاد موازی در آن درس و اجابت خواست این عده زمینه برا خالی ماندن کلاس استاد اصلی و حذف شدن خودکار وی از سیستم, این چرخه باطل اضمحلال را تشدید میکند. این همان زنگ خطری است که بارها به دانشکده اعلام کرده ایم و ازین پس نیز مجدانه در برابر آن به دانشکده فشار خواهیم آورد که اولا این سنت نامیمون به زودی دامن گیر طیف گسترده تری از اساتید خواهد شد و دوم عمل نمودن بر مبنای پاسخگویی بر هر خواسته ای, بدون دنبال کردن خط مشی خاصی نمی تواند نتایج خوبی داشته باشد. اساتید دیگر نیز در این شرایط انگیزه ی خود را از دست میدهند و بنابر منطق باید برای بقا با جو مسموم موجود سازش کنند.
برند دانشگاه تهران که سالیان متمادی به عنوان برترین دانشگاه کشور سرآمد در همه ی زمینه ها بوده است، امروز با خروجی هایش بسیار در خطر است. خروجی هایی که از کارآمدی کافی برخوردار نیستند و عملا در دانشگاه هیچ نیاموخته اند و بسیار مغرورانه توقع تصاحب مناسب مدریتی را نیز دارند! در گذشته گفته می شد دانشجویان دانشکده تنها می توانند حرف های زیبا بزنند که تنها در همان دانشکده مدیریت خریدار دارد و بیرون هیچ کس برای آنها تره هم خرد نمیکند و عملی نیستند ... امروزه متاسفانه به این مرحله رسیده ایم که به دلیل دانش اندک دانشجویان حتی دیگر همان حرف های زیبا را هم نمی توانند بزنند.
ادامه دارد...👇
نگاهی متفاوت به دانشکده مدیریت
ضمن نگارش این متن بارها نسبت به نوشتن آن دچار تردید شدیم, از آن رو که احتمالا تعدادی از مخاطببن, این نوشته را برنتابیده و با برچسب زدن های مختلف بر نگارنده سعی در پاک کردن صورت مسأله دارند. اما با به یادآوردن آموخته هایمان از همین دانشکده و درسهایمان، لزوم خود انتقادی و فاصله گرفتن از مصلحت ها در این مورد, تصمیم بر آن گرفتیم این خود انتقادی را به مثابه داروی تلخی به دانشجویان عرضه داشته تا امید به بهبودی وضعیت حاصل گردد.
البته بیم این می رود که در همین نوشته نیز اکثر مخاطبین حوصله خواندن را نداشته باشند و مطلب را نادیده بگیرند.
با گذشت ترم های متوالی از تحصیل و تجربه آشنایی با افراد و ورودی های گوناگون با تمامی تفاوت سلایق و محیط ها, نکته ی بسیار دردآوری که امروز بیش از هر زمان نمود پیدا کرده است؛ افت کیفیت، انگیزه،دغدغه ها و... دانشجویان است.
در بررسی عوامل این افول تحقیق و پژوهش های فراوان می بایست انجام شود, اما نشانه های اولیه و پاسخ اکثر دانشجویان دلالت بر آن دارد که دانشحویان انگیزه ی کافی و لازم خودرا از دست داده اند، محیط برابر انتظار آنان نبوده و تصور آنان از "دانشگاه تهران" همان ترم اول فرو ریخته است.
حال باید بررسی کنیم, آیا واقعا این چنین است؟ آیا این بهانه است یا تمام واقعیت این نیست؟
نگاه عمیق تر و تشکیلاتی ما به این مسأله نشان می دهد که عده ی زیادی از دانشجویان فاقد هرگونه دغدغه و هدف از ترم های اولیه می باشند و این موضوع با گذشت زمان تشدید می شود, دیده ها و تجربیات ما از دوران تحصیل حاکی از این است که این جماعت کثیر در دانشگاه, درس (به معنای حقیقی) که نمیخوانند, انگیزه برای فعالیت های تشکیلاتی و دانشجویی هم بسیار اندک است, اکثرشان هم که شاغل نیستند ....
گویا اینان هیچ دغدغه و هدفی ندارند
پس چه می کنند؟؟؟
با اقتباس از یکی از اساتید این عده را "اصحاب حوض" می نامیم. این نام در میان اساتید نیز جاری است. گفته می شود عده ای بیشتر وثت عمر خود را در کنار حوض های دانشکده مدیریت می گذرانند... که البته بد هم نیست و به مقتضی سن و دوران دانشجویی نمیتوان انتظار صرف درس خواندن و کار کردن داشت, اما آنچه در این بین پر واضح است, جا به جایی اهداف و گم شدن مقصد و فلسفه اصلی دانشگاه است. در این نوشتار به هیچ وجه قصد بحث هنجاری در مورد زندگی دانشجویی نداریم...
مصیبت بزرگتر از آنجایی شروع می شود که اصحاب حوض به دلیل کثرت به جریان غالب و اثر گذاری در دانشکده تبدیل میشوند و می توانند اساتید و دانشکده را تحت فشار بگذارند, این عده ای که دیر آمده و زود میخواهند بروند ؛ طاقت "درس خواندن" ندارند...
رفرنس انگلیسی و کتاب خواندن کلا برایشان سخت است و به دنبال "جزوه" در دانشگاه هستند, واقعا این پدیده که در دانشکده به جای تدریس کتاب های اصلی و بروز جزوه گفته می شود مایه ی ننگ است.
اما چه نیازی به یاد گیری؟؟ آنان را خیرات کردن نمره بس است... و اساتید محبوب کسانی هستند که کار نکنند و نمره مفت بدهند و مغضوب هستند هرگاه اصولی و درست تدریس و ارزشیابی کنند...
به محض اینکه شنیده باشند استادی سخت گیر است و باید برای آن ترم تلاش کنی نامه جمع می کنند و امضا پشت امضا که استاد جدید ارایه شود که در بهترین حالت متاسفانه دانشکده با ارایه استاد موازی در آن درس و اجابت خواست این عده زمینه برا خالی ماندن کلاس استاد اصلی و حذف شدن خودکار وی از سیستم, این چرخه باطل اضمحلال را تشدید میکند. این همان زنگ خطری است که بارها به دانشکده اعلام کرده ایم و ازین پس نیز مجدانه در برابر آن به دانشکده فشار خواهیم آورد که اولا این سنت نامیمون به زودی دامن گیر طیف گسترده تری از اساتید خواهد شد و دوم عمل نمودن بر مبنای پاسخگویی بر هر خواسته ای, بدون دنبال کردن خط مشی خاصی نمی تواند نتایج خوبی داشته باشد. اساتید دیگر نیز در این شرایط انگیزه ی خود را از دست میدهند و بنابر منطق باید برای بقا با جو مسموم موجود سازش کنند.
برند دانشگاه تهران که سالیان متمادی به عنوان برترین دانشگاه کشور سرآمد در همه ی زمینه ها بوده است، امروز با خروجی هایش بسیار در خطر است. خروجی هایی که از کارآمدی کافی برخوردار نیستند و عملا در دانشگاه هیچ نیاموخته اند و بسیار مغرورانه توقع تصاحب مناسب مدریتی را نیز دارند! در گذشته گفته می شد دانشجویان دانشکده تنها می توانند حرف های زیبا بزنند که تنها در همان دانشکده مدیریت خریدار دارد و بیرون هیچ کس برای آنها تره هم خرد نمیکند و عملی نیستند ... امروزه متاسفانه به این مرحله رسیده ایم که به دلیل دانش اندک دانشجویان حتی دیگر همان حرف های زیبا را هم نمی توانند بزنند.
ادامه دارد...👇
جالب تر اینجاست که همه هم به دنبال نمرات خوب هستند و ترفند شب امتحان را به خوبی بلد هستند, در روز امتحان نیز از زدن گروه تلگرامی سر جلسه و مخفی کردن هندزفری زیر مقنعه و ...گرفته تا سایر روش های سنتی تر بازار داغی دارند .
از طرفی با نزدیک شدن به سال پایانی کارشناسی تقریبا تمامی افراد به دنبال ورود به مقطع بالاتر هستند! به دنبال کلاس کنکور هستند و البته با این سیاست غلط که البته خارج از اختیار دانشجویان است بازار سیاهی در این میان برای بیزینس کنکور شکل میگیرد و در این بین آشکار است که ”گاهی سهل انگاری های عوام زده، قدرت تشخیص را زایل ساخته، حق و باطل را به هم آمیخته، علم و شبه علم را هم بها ساخته و جلوه های خود بافته دانش را به پشتوانه تایید اکثریت راسهای بدون رای به مثابه علم ارائه میکند. و بدین سان بازاری دگر آراسته می شود، بازاری برای فروش شبه علم یا شبح علم، و عرضه ی چنین کالایی در بورس جهل مرکب. "
یک سال به جای مطالعه کتاب های اصلی رشته های خود مجبور به خواندن کتاب های بی ارزش تست هستیم .
دانشجوی ما اکنون حال و حوصله ی کتاب خواندن را ندارد. در حالی که بنابر مقتضیات زمان "از قضا ما نیازمند تامل هستیم، تامل در متن های جدی و غور در معانی. در فضای که گویی اقبال به "جدل" و "مناظره" است، باید در "سکوت" اندیشید و متن ها را پایین وبالا کرد تا بتوان کاری پیش برد. آنچه که ما در دانشگاه می توانیم انجام دهیم معرفی متن های جدی و تشویق به خواندن آنهاست. فرهنگ ما بیشتر شفاهی است و باید تا جایی که می توانیم به افراد بیاموزیم بنویسند و در نوشته هایشان تامل کنند، با تناقض ها دست و پنجه نرم کنند تا زبانمان درخور اندیشیدن شود. زبان غیردقیق و شعرگونه، اندیشه را ناممکن می کند و این مسئله ای است که به ویژه در رشته هایی مانند ما جدی است. باید متن های جدی را معرفی کنیم تا افراد بخوانند و تامل کنند. "
این رویه متاسفانه در حال گسترش یافتن به دوره دکتری نیز می باشد، مدرک گرایی صرف در جامعه که ناشی از سیاست های غلط است چنین وضعی را موجب شده است. گویی ماموریت رشته و دانشگاه کاملا فراموش شده است. اکنون پس از گذشت بیش از 60 سال از تاسیس دانشکده مدیریت دانشگاه تهران نگاهی مجدد بر ماموریت این سازمان ضروری به نظر می رسد. آیا دانشکده های مدیریت کشور توانایی حل مسائل را دارند ؟ آیا توانسته اند مدیران شایسته تربیت کنند؟ از صحبت های به جای وزیر محترم صنعت، معدن و تجارت چنین به نظر نمیرسد...
در این بین لزوم بازتعریف فراگردهای جذب دانشجویان به ویژه در این رشته ها احساس می شود.شاید لزومی به جذب تعداد زیادی دانشجو از طریق کنکور سراسری آن هم در شرایطی که خیلی ها بدون علاقه ی خاصی این رشته را قبول می شوند، نباشد. خوشبختانه اخیرا پایان نامه ای تحت عنوان شاخص های دانشکده مدیریت خوب در حال نگارش است که راه را برای حل این مسائل باز میکند
نگاه سیستمی به این مسائل بیانگر چند عامله بودن این رکود در دانشگاه است و تنها نمی توان دانشجو را در این میان قربانی کرد اما در این مجال اندک تنها به قسمت دانشجویی پرداخته ایم.
در پایان ضمن گرامی داشتن تمامی دانشجویان عزیز، خاظر نشان می کنیم، این نوشته ی انتقادی را از جهت تلنگر زدن و یادآوری دشواری های آینده در بیرون از دانشگاه به نگارش درآوردیم . از تمامی عزیزان خواهشمندیم ضمن اشتراک گذاری این نوشتار در گروه های خود نظرات خود در مورد این نوشته را به آدرس پست الکترونیک موجود در اطلاعات کانال ارسال فرمایند
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
از طرفی با نزدیک شدن به سال پایانی کارشناسی تقریبا تمامی افراد به دنبال ورود به مقطع بالاتر هستند! به دنبال کلاس کنکور هستند و البته با این سیاست غلط که البته خارج از اختیار دانشجویان است بازار سیاهی در این میان برای بیزینس کنکور شکل میگیرد و در این بین آشکار است که ”گاهی سهل انگاری های عوام زده، قدرت تشخیص را زایل ساخته، حق و باطل را به هم آمیخته، علم و شبه علم را هم بها ساخته و جلوه های خود بافته دانش را به پشتوانه تایید اکثریت راسهای بدون رای به مثابه علم ارائه میکند. و بدین سان بازاری دگر آراسته می شود، بازاری برای فروش شبه علم یا شبح علم، و عرضه ی چنین کالایی در بورس جهل مرکب. "
یک سال به جای مطالعه کتاب های اصلی رشته های خود مجبور به خواندن کتاب های بی ارزش تست هستیم .
دانشجوی ما اکنون حال و حوصله ی کتاب خواندن را ندارد. در حالی که بنابر مقتضیات زمان "از قضا ما نیازمند تامل هستیم، تامل در متن های جدی و غور در معانی. در فضای که گویی اقبال به "جدل" و "مناظره" است، باید در "سکوت" اندیشید و متن ها را پایین وبالا کرد تا بتوان کاری پیش برد. آنچه که ما در دانشگاه می توانیم انجام دهیم معرفی متن های جدی و تشویق به خواندن آنهاست. فرهنگ ما بیشتر شفاهی است و باید تا جایی که می توانیم به افراد بیاموزیم بنویسند و در نوشته هایشان تامل کنند، با تناقض ها دست و پنجه نرم کنند تا زبانمان درخور اندیشیدن شود. زبان غیردقیق و شعرگونه، اندیشه را ناممکن می کند و این مسئله ای است که به ویژه در رشته هایی مانند ما جدی است. باید متن های جدی را معرفی کنیم تا افراد بخوانند و تامل کنند. "
این رویه متاسفانه در حال گسترش یافتن به دوره دکتری نیز می باشد، مدرک گرایی صرف در جامعه که ناشی از سیاست های غلط است چنین وضعی را موجب شده است. گویی ماموریت رشته و دانشگاه کاملا فراموش شده است. اکنون پس از گذشت بیش از 60 سال از تاسیس دانشکده مدیریت دانشگاه تهران نگاهی مجدد بر ماموریت این سازمان ضروری به نظر می رسد. آیا دانشکده های مدیریت کشور توانایی حل مسائل را دارند ؟ آیا توانسته اند مدیران شایسته تربیت کنند؟ از صحبت های به جای وزیر محترم صنعت، معدن و تجارت چنین به نظر نمیرسد...
در این بین لزوم بازتعریف فراگردهای جذب دانشجویان به ویژه در این رشته ها احساس می شود.شاید لزومی به جذب تعداد زیادی دانشجو از طریق کنکور سراسری آن هم در شرایطی که خیلی ها بدون علاقه ی خاصی این رشته را قبول می شوند، نباشد. خوشبختانه اخیرا پایان نامه ای تحت عنوان شاخص های دانشکده مدیریت خوب در حال نگارش است که راه را برای حل این مسائل باز میکند
نگاه سیستمی به این مسائل بیانگر چند عامله بودن این رکود در دانشگاه است و تنها نمی توان دانشجو را در این میان قربانی کرد اما در این مجال اندک تنها به قسمت دانشجویی پرداخته ایم.
در پایان ضمن گرامی داشتن تمامی دانشجویان عزیز، خاظر نشان می کنیم، این نوشته ی انتقادی را از جهت تلنگر زدن و یادآوری دشواری های آینده در بیرون از دانشگاه به نگارش درآوردیم . از تمامی عزیزان خواهشمندیم ضمن اشتراک گذاری این نوشتار در گروه های خود نظرات خود در مورد این نوشته را به آدرس پست الکترونیک موجود در اطلاعات کانال ارسال فرمایند
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
مقایسه الگوی #تعطیلات در ایران را با کشورهای توسعهیافته - سه سوءتفاهم تعطیلاتی
▪️مقایسه الگوی تعطیلات ایران با اقتصادهای توسعهیافته نشان میدهد وجود سه سوءتفاهم در این حوزه یکی از دلایل بهرهوری و کارآیی اندک نیروی کار در اقتصاد ایران است. این سه سوءتفاهم عبارتند از:
1⃣تصور میشود «افزایش ساعات کار هفتگی باعث افزایش بهرهوری میشود.» در حالی که تحقیقات بینالمللی بهویژه مطالعات سیاستگذاری در سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه (OECD) از ارتباط منفی بین افزایش ساعات کاری و بهبود بهرهوری حکایت دارد. در نتیجه این یافتهها، حجم ساعات کاری در اغلب اقتصادهای توسعهیافته نزولی شده است.
2⃣سوءتفاهم دوم به «زمان مناسب شروع ساعت کاری بازمیگردد»؛ در حالی که در ایران تصور بر این است شروع ساعت کاری مناسب بین 7 تا 8 صبح است بررسیها نشان میدهد شروع کار یا حتی تحصیل از ساعات ابتدایی روز، بازدهی فرد را کاهش میدهد و بسیاری از کشورها شروع کار را به ساعت 9 صبح تغییر دادهاند.
3⃣سومین سوءتفاهم نیز این است که تصور میشود «تعطیلات اثر منفی بر تولید ناخالص داخلی دارد» اما اکثر تحقیقات تعطیلات «منظم و متوالی» را که معمولا در قالب «دو روز تعطیل در آخر هر هفته» میگنجد، زمینهای برای بهبود بهرهوری نیروی کار و ارتقای سطح تولید عنوان میکنند.
▪️بررسیها نشان میدهد نظام فعلی تعطیلات ایران که با دو مولفه اصلی «پراکندگی» و «یکروزه بودن» قابل توصیف است، از جنبههای متعددی بر بهرهوری نیروی کار تاثیر منفی دارد. برخلاف اغلب کشورها که در آنها تعطیلات تقویمی به شکل «دو روز تعطیلی متمرکز در آخر هفته» درآمده است، نظام تعطیلات تقویمی ایران به شکل «یک روز تعطیلی آخر هفته» به همراه «تعداد قابل توجهی تعطیلات پراکنده» در مناسبتهای تقویمی است.
▪️مطالعات موجود نشان میدهد میزان بهرهوری بهطور معمول پس از یک روز تعطیلی کاهش مییابد و پراکندگی این روزها، روزهای با بهرهوری پایین را افزایش میدهد. این در حالی است که استراحت کافی در تعطیلات بیش از یک روزه، به افزایش بهرهوری در فردای آنها منجر میشود.
▪️پراکنده بودن تعطیلات باعث میشود امکان برنامهریزی سلب شده و مطلوبیت تعطیلات برای استراحت نیروی کار نیز کاهش یابد.
▪️کم بودن تعطیلات متوالی و چندروزه در ایران، باعث میشود که میزان سفر نیز در اکثر هفتهها پایین باشد و در روزهای تعطیل متوالی، با شدت زیادی افزایش یابد. در نتیجه، فرصتهای شغلی صنعت توریسم نمیتواند روی یک جریان درآمدی پیوسته و منظم حاصل از مسافرت در روزهای تعطیلات آخر هفته حساب باز کند و شلوغی بیش از حد اماکن سیاحتی در معدود تعطیلات چند روزه نیز، از مطلوبیت تعطیلات برای مسافران بکاهد.
▪️کارشناسان پیشنهاد میکنند سیاستگذاران در کشور اصلاح بنیادی نظام تعطیلات در ایران را با ملاحظه بیشینه کردن رفاه ملی، در دستور کار قرار دهند.
از : شهد اقتصاد
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
▪️مقایسه الگوی تعطیلات ایران با اقتصادهای توسعهیافته نشان میدهد وجود سه سوءتفاهم در این حوزه یکی از دلایل بهرهوری و کارآیی اندک نیروی کار در اقتصاد ایران است. این سه سوءتفاهم عبارتند از:
1⃣تصور میشود «افزایش ساعات کار هفتگی باعث افزایش بهرهوری میشود.» در حالی که تحقیقات بینالمللی بهویژه مطالعات سیاستگذاری در سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه (OECD) از ارتباط منفی بین افزایش ساعات کاری و بهبود بهرهوری حکایت دارد. در نتیجه این یافتهها، حجم ساعات کاری در اغلب اقتصادهای توسعهیافته نزولی شده است.
2⃣سوءتفاهم دوم به «زمان مناسب شروع ساعت کاری بازمیگردد»؛ در حالی که در ایران تصور بر این است شروع ساعت کاری مناسب بین 7 تا 8 صبح است بررسیها نشان میدهد شروع کار یا حتی تحصیل از ساعات ابتدایی روز، بازدهی فرد را کاهش میدهد و بسیاری از کشورها شروع کار را به ساعت 9 صبح تغییر دادهاند.
3⃣سومین سوءتفاهم نیز این است که تصور میشود «تعطیلات اثر منفی بر تولید ناخالص داخلی دارد» اما اکثر تحقیقات تعطیلات «منظم و متوالی» را که معمولا در قالب «دو روز تعطیل در آخر هر هفته» میگنجد، زمینهای برای بهبود بهرهوری نیروی کار و ارتقای سطح تولید عنوان میکنند.
▪️بررسیها نشان میدهد نظام فعلی تعطیلات ایران که با دو مولفه اصلی «پراکندگی» و «یکروزه بودن» قابل توصیف است، از جنبههای متعددی بر بهرهوری نیروی کار تاثیر منفی دارد. برخلاف اغلب کشورها که در آنها تعطیلات تقویمی به شکل «دو روز تعطیلی متمرکز در آخر هفته» درآمده است، نظام تعطیلات تقویمی ایران به شکل «یک روز تعطیلی آخر هفته» به همراه «تعداد قابل توجهی تعطیلات پراکنده» در مناسبتهای تقویمی است.
▪️مطالعات موجود نشان میدهد میزان بهرهوری بهطور معمول پس از یک روز تعطیلی کاهش مییابد و پراکندگی این روزها، روزهای با بهرهوری پایین را افزایش میدهد. این در حالی است که استراحت کافی در تعطیلات بیش از یک روزه، به افزایش بهرهوری در فردای آنها منجر میشود.
▪️پراکنده بودن تعطیلات باعث میشود امکان برنامهریزی سلب شده و مطلوبیت تعطیلات برای استراحت نیروی کار نیز کاهش یابد.
▪️کم بودن تعطیلات متوالی و چندروزه در ایران، باعث میشود که میزان سفر نیز در اکثر هفتهها پایین باشد و در روزهای تعطیل متوالی، با شدت زیادی افزایش یابد. در نتیجه، فرصتهای شغلی صنعت توریسم نمیتواند روی یک جریان درآمدی پیوسته و منظم حاصل از مسافرت در روزهای تعطیلات آخر هفته حساب باز کند و شلوغی بیش از حد اماکن سیاحتی در معدود تعطیلات چند روزه نیز، از مطلوبیت تعطیلات برای مسافران بکاهد.
▪️کارشناسان پیشنهاد میکنند سیاستگذاران در کشور اصلاح بنیادی نظام تعطیلات در ایران را با ملاحظه بیشینه کردن رفاه ملی، در دستور کار قرار دهند.
از : شهد اقتصاد
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
دعوت به همکاری
برای یک پروژه ملی تدوین سند راهبردی توسعه فناوری در صنعت برق( که شامل مباحثی همچون ارزیابی فناوری،راهبرد فناوری،نظام ملی نوآوری و.... می باشد) از دانشجویان ارشد مدیریت یا رشته های مرتبط دعوت به همکاری می شود.
لطفا رزومه کاری خود را به آدرس ذیل ارسال فرمایید.
strategyhz@gmail.com
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
برای یک پروژه ملی تدوین سند راهبردی توسعه فناوری در صنعت برق( که شامل مباحثی همچون ارزیابی فناوری،راهبرد فناوری،نظام ملی نوآوری و.... می باشد) از دانشجویان ارشد مدیریت یا رشته های مرتبط دعوت به همکاری می شود.
لطفا رزومه کاری خود را به آدرس ذیل ارسال فرمایید.
strategyhz@gmail.com
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
Forwarded from رهیافت
اَبَرمدیران!
بنیانگذار اوراکل یک سوال جالب در مصاحبه های استخدامی از داوطلبان می پرسید: آیا تو باهوش تر از خودت می شناسی؟ اگر جواب منفی بود او استخدام می شد و اگر مثبت بود از او می پرسیدند او چه کسی است و باهوش تر را استخدام می کردند!
گفته شده است که با این روش شاید پرروها شانس بیشتری داشته باشند تا آنها که واقعا باهوشند، ولی همین تفاوت مدیران متوسط را با مدیران پیشرو نشان می دهند. آنها می خواهند کسانی را در اختیار داشته باشند که حتی از خودشان هم باهوش ترند تا ایده های نوآورانه را به سازمانشان بیاورند، ولی مدیران متوسط بیشتر به دنبال کنترل کردن هستند.
تقلید از سوال مدیرعامل اوراکل البته توصیه نمی شود، ولی این جستجوی استعدادها و ساختن و پرداختن محیطی برای پرورش و کار آنها از ویژگی های مدیران پیشرو است، همان هایی که ابرمدیران خوانده شده اند!
http://goo.gl/hgqz4O
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
بنیانگذار اوراکل یک سوال جالب در مصاحبه های استخدامی از داوطلبان می پرسید: آیا تو باهوش تر از خودت می شناسی؟ اگر جواب منفی بود او استخدام می شد و اگر مثبت بود از او می پرسیدند او چه کسی است و باهوش تر را استخدام می کردند!
گفته شده است که با این روش شاید پرروها شانس بیشتری داشته باشند تا آنها که واقعا باهوشند، ولی همین تفاوت مدیران متوسط را با مدیران پیشرو نشان می دهند. آنها می خواهند کسانی را در اختیار داشته باشند که حتی از خودشان هم باهوش ترند تا ایده های نوآورانه را به سازمانشان بیاورند، ولی مدیران متوسط بیشتر به دنبال کنترل کردن هستند.
تقلید از سوال مدیرعامل اوراکل البته توصیه نمی شود، ولی این جستجوی استعدادها و ساختن و پرداختن محیطی برای پرورش و کار آنها از ویژگی های مدیران پیشرو است، همان هایی که ابرمدیران خوانده شده اند!
http://goo.gl/hgqz4O
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Business Insider
Here's the tricky interview question Larry Ellison asked to hire extremely smart employees
Ellison was a "superboss," and this is one reason why.
#فارغالتحصیلان همچنان به دنبال شغل و کار دولتی!
http://yon.ir/APgo
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
http://yon.ir/APgo
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
💯کتاب💯
📚آشنایی با #اقتصادکلان ؛ نسخه ۲۰۱۶
✅از : #گریگوریمنکیو
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
📚آشنایی با #اقتصادکلان ؛ نسخه ۲۰۱۶
✅از : #گریگوریمنکیو
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut