دوستان عزیز متقاضی کنکور کارشناسی ارشد مدیریت ۹۶!
طی تفاهم نامه #انجمنعلمی با موسسه خانه مدیریت، کلاسهای آمادگی کنکور با تخفیف های ویژه آماده ثبت نام شما عزیزان است. باتوجه به زمان بسیار کم موجود ، برای ثبت نام به آی دی @thefly23 پیام بدهید. تخفیف ها و کلاسها در زیر می آید.
وقت را ازدست ندهید...
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
طی تفاهم نامه #انجمنعلمی با موسسه خانه مدیریت، کلاسهای آمادگی کنکور با تخفیف های ویژه آماده ثبت نام شما عزیزان است. باتوجه به زمان بسیار کم موجود ، برای ثبت نام به آی دی @thefly23 پیام بدهید. تخفیف ها و کلاسها در زیر می آید.
وقت را ازدست ندهید...
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
#اقتصادمرگ
اصطلاحی که در این سلسه یادداشت ها در مورد اقتصاد حوزه ی کفن و دفن اموات و سایر مراسمات مربوط به آن؛ استفاده میکنیم.
در این سلسله یادداشت ها به تبیین زوایای مختلف این اقتصاد, از هزینه های آن برای خانواده متوفی گرفته تا هزینه های تحمیلی بر دولت و ... را بررسی و در نهایت به بررسی ابعاد فرهنگی و اجتماعی تحولات اخیر این حوزه خواهیم پرداخت.
یکی از مباحثی که همواره در طی سالیان اخیر داغ بوده قیمت قبور در آرامستان های مختلف و بدل شدن خرید و فروش آن به یک بیزینس است. ناگفته نماند یکی از منابع درآمدی آستان های متبرکه و آرامستان ها برای اداره امور خود, همین فروش قبور است.
⚠️ قیمتهای نجومی قبر در تهران!
🔺بهشت زهرا(س)
با اینکه بهشتزهرا به افراد بیبضاعت قبر رایگان اختصاص داده است، اما قانون بالاشهری و پایین شهری اینجا هم حاکم است.
*هزینه واگذاری هرقبر در قطعات ۲۰۰ تا ۲۵۸ (فاز دوم آرامستان) بهشت زهرا(س) تا سقف هفتاد درصد ظرفیت به قیمت یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، از سقف هفتاد تا هشتاد درصد چهار میلیون تومان، تا نود درصد ظرفیت شش میلیون تومان و در ظرفیت نود تا صد درصد ۸ میلیون تومان تعیین میشود.
🔺شاه عبدالعظیم
قیمت هر قبر در قسمت صحن شاه عبدالعظیم، ۶۰۰ میلیون تومان است؛ اما قیمتها بالاتر هم می رود و تا یک میلیارد تومان هم می رسد. قیمت دیگر مکان های حرم هم از ۲۵ میلیون تومان شروع می شود و به ۵۰ میلیون تومان می رسد.
🔺امامزاده پنج تن لویزان
در این گورستان هم قیمت قبر متغیر است و از ۴۰ میلیون شروع میشود و به ۸۰ میلیون و حتی بالاتر میرسد.
🔺امامزاده صالح فرحزاد
قیمت قبر در این امامزاده که به پیکر شش شهید گمنام هم متبرک شده، از ۱۰۰ میلیون به بالا تعیین شده است.
🔺امامزاده اسماعیل چیذر
قیمت قبر در اینجا هم سر به فلک کشیده و بالای ۱۰۰ میلیون تومان است.
🔺ابن بابویه
خرید قبر در این آرامگاه هم برای افراد بین ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان آب میخورد.
🔺امامزاده عبدالله شهرری
افرادی که بخواهند عزیزانشان را در این آرامستان دفن کنند باید ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان بپردازند.
موضوع اقتصاد مرگ را در جنبه های دیگر ادامه خواهیم داد؛
✅✅به ما بپیوندید
📲 Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
: isna.ir/news/95031716575
اصطلاحی که در این سلسه یادداشت ها در مورد اقتصاد حوزه ی کفن و دفن اموات و سایر مراسمات مربوط به آن؛ استفاده میکنیم.
در این سلسله یادداشت ها به تبیین زوایای مختلف این اقتصاد, از هزینه های آن برای خانواده متوفی گرفته تا هزینه های تحمیلی بر دولت و ... را بررسی و در نهایت به بررسی ابعاد فرهنگی و اجتماعی تحولات اخیر این حوزه خواهیم پرداخت.
یکی از مباحثی که همواره در طی سالیان اخیر داغ بوده قیمت قبور در آرامستان های مختلف و بدل شدن خرید و فروش آن به یک بیزینس است. ناگفته نماند یکی از منابع درآمدی آستان های متبرکه و آرامستان ها برای اداره امور خود, همین فروش قبور است.
⚠️ قیمتهای نجومی قبر در تهران!
🔺بهشت زهرا(س)
با اینکه بهشتزهرا به افراد بیبضاعت قبر رایگان اختصاص داده است، اما قانون بالاشهری و پایین شهری اینجا هم حاکم است.
*هزینه واگذاری هرقبر در قطعات ۲۰۰ تا ۲۵۸ (فاز دوم آرامستان) بهشت زهرا(س) تا سقف هفتاد درصد ظرفیت به قیمت یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، از سقف هفتاد تا هشتاد درصد چهار میلیون تومان، تا نود درصد ظرفیت شش میلیون تومان و در ظرفیت نود تا صد درصد ۸ میلیون تومان تعیین میشود.
🔺شاه عبدالعظیم
قیمت هر قبر در قسمت صحن شاه عبدالعظیم، ۶۰۰ میلیون تومان است؛ اما قیمتها بالاتر هم می رود و تا یک میلیارد تومان هم می رسد. قیمت دیگر مکان های حرم هم از ۲۵ میلیون تومان شروع می شود و به ۵۰ میلیون تومان می رسد.
🔺امامزاده پنج تن لویزان
در این گورستان هم قیمت قبر متغیر است و از ۴۰ میلیون شروع میشود و به ۸۰ میلیون و حتی بالاتر میرسد.
🔺امامزاده صالح فرحزاد
قیمت قبر در این امامزاده که به پیکر شش شهید گمنام هم متبرک شده، از ۱۰۰ میلیون به بالا تعیین شده است.
🔺امامزاده اسماعیل چیذر
قیمت قبر در اینجا هم سر به فلک کشیده و بالای ۱۰۰ میلیون تومان است.
🔺ابن بابویه
خرید قبر در این آرامگاه هم برای افراد بین ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان آب میخورد.
🔺امامزاده عبدالله شهرری
افرادی که بخواهند عزیزانشان را در این آرامستان دفن کنند باید ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان بپردازند.
موضوع اقتصاد مرگ را در جنبه های دیگر ادامه خواهیم داد؛
✅✅به ما بپیوندید
📲 Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
: isna.ir/news/95031716575
مظلومیت #علومانسانی
علوم انسانی ورشته های مرتبط با آن که از حیاتی ترین مباحث علومبشری در دنیا به حساب می آیند، در کشورهای درحال توسعه، با بی توجهی و کم لطفی روبرو هستند.
این کشور ها به دلیل انواع واقسام مشکلات ساختاری پیامد توسعه نیافتگی ؛ در زمینه های مدیریتی،شایسته سالاری، اقتصادی واجتماعی و... نتوانسته اند آن طور که باید و شاید بر مبنای علمروز دنیا در عرصه آموزش و تربیت نیروی انسانی برای کار ،درست پیش بروند و غالباً نظامآموزشی آنها ، طبق نظریه آشوب،مبتنی بر کنکور و رقابت شدید بین افراد برای دستیابی به کمترین منابع آموزشی وتحصیلی رخ می دهد. همینروند اثرات مخربی را بر آحاد جامعه می گذارد : خانواده هایی که با کمترین آینده نگری، فرزندان را مدامبه تحصیل در رشته های مثلاً پولساز فنی و پزشکی می کنند ورشته های علومانسانی را به خاطر فقدانامنیت شغلی و جایگاه تعریف شده، مسخره کرده ؛ از آن سو رشته های فنی پزشکی که بر اثر تقاضای بالا، اشباع شده و در نتیجه توزیع ناعادلانه علم و آموزش وکار، سیل عظیمی از بیکاران را به جامعه تحویل می دهند و در بازتولید همین چرخه،مدیران برآمده از،سیستمآموزش علومانسانی ناقصی داریم که نمی توانند درست برای جامعه مدیریت وبرنامه ریزی کرده وبا تدوین خط مشی مناسب، این مشکلات را حل نمایند .
در نتیجه این اتفاقات، همانطور که پیش تر در کانال بحث شد، دانشکده های علوم انسانی نیز به تدریج از افرادی پر می شوند که مانده - رانده رشته های "پولساز" هستند و سرخورده از توزیع نادرست امکانات آموزشی و دید اشتباه خانوادگی ، راندمان رشته هایی چون علوماجتماعی ،مدیریت و.... را به طرز افتضاحی کاهش می دهند.
اخیرا شنیده شده "مسئولان امر " در شوراهای تصمیم گیری علمی ،اقدامبه حذف رشته برنامه ریزی اجتماعی از مقطع کارشناسی نموده اند. این رشته، پیرامون برنامه ریزی برای حل مشکلات انسان واجتماع ، خواه در یک جامعه یا در یک شهرک کوچک، تحقیق وبررسی می نماید ومسلما اگر نهاد های مسئول اهمیت این رشته ها در توجه بیشتر نسبت به اختصاص نیروی تحصیلکرده چنین رشته های در سطوح مدیریتی می نمودند ، این تصمیمِ یک شبه، صورت نمی گرفت!
اینگونه اقدامات بیشتر به از سر باز کردن گره تا حل آن شبیه است وقطعا در مسیر توسعه علومانسانی مطابق با نیازهای جامعه ما و تحقق نقشه جامع علمی کمکی نخواهد کرد.
امیداست مسئولان با اخذ اقدامات مدبرانه، هم به تظلم خواهی رشته های علوم انسانی برسند و هم زمینه اعتماد اجتماعی برای تحصیل و اشتغال مفید در این رشته ها را فراهم سازند.
اطلاعات بیشتر درمورد رشته برنامه ریزی اجتماعی در زیر :
http://yon.ir/sP3F
نظرات خود پیرامون موضوع را به ایمیل مندرج در اینفوی کانال ارسال کنید.
به ما بپیوندید:
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
علوم انسانی ورشته های مرتبط با آن که از حیاتی ترین مباحث علومبشری در دنیا به حساب می آیند، در کشورهای درحال توسعه، با بی توجهی و کم لطفی روبرو هستند.
این کشور ها به دلیل انواع واقسام مشکلات ساختاری پیامد توسعه نیافتگی ؛ در زمینه های مدیریتی،شایسته سالاری، اقتصادی واجتماعی و... نتوانسته اند آن طور که باید و شاید بر مبنای علمروز دنیا در عرصه آموزش و تربیت نیروی انسانی برای کار ،درست پیش بروند و غالباً نظامآموزشی آنها ، طبق نظریه آشوب،مبتنی بر کنکور و رقابت شدید بین افراد برای دستیابی به کمترین منابع آموزشی وتحصیلی رخ می دهد. همینروند اثرات مخربی را بر آحاد جامعه می گذارد : خانواده هایی که با کمترین آینده نگری، فرزندان را مدامبه تحصیل در رشته های مثلاً پولساز فنی و پزشکی می کنند ورشته های علومانسانی را به خاطر فقدانامنیت شغلی و جایگاه تعریف شده، مسخره کرده ؛ از آن سو رشته های فنی پزشکی که بر اثر تقاضای بالا، اشباع شده و در نتیجه توزیع ناعادلانه علم و آموزش وکار، سیل عظیمی از بیکاران را به جامعه تحویل می دهند و در بازتولید همین چرخه،مدیران برآمده از،سیستمآموزش علومانسانی ناقصی داریم که نمی توانند درست برای جامعه مدیریت وبرنامه ریزی کرده وبا تدوین خط مشی مناسب، این مشکلات را حل نمایند .
در نتیجه این اتفاقات، همانطور که پیش تر در کانال بحث شد، دانشکده های علوم انسانی نیز به تدریج از افرادی پر می شوند که مانده - رانده رشته های "پولساز" هستند و سرخورده از توزیع نادرست امکانات آموزشی و دید اشتباه خانوادگی ، راندمان رشته هایی چون علوماجتماعی ،مدیریت و.... را به طرز افتضاحی کاهش می دهند.
اخیرا شنیده شده "مسئولان امر " در شوراهای تصمیم گیری علمی ،اقدامبه حذف رشته برنامه ریزی اجتماعی از مقطع کارشناسی نموده اند. این رشته، پیرامون برنامه ریزی برای حل مشکلات انسان واجتماع ، خواه در یک جامعه یا در یک شهرک کوچک، تحقیق وبررسی می نماید ومسلما اگر نهاد های مسئول اهمیت این رشته ها در توجه بیشتر نسبت به اختصاص نیروی تحصیلکرده چنین رشته های در سطوح مدیریتی می نمودند ، این تصمیمِ یک شبه، صورت نمی گرفت!
اینگونه اقدامات بیشتر به از سر باز کردن گره تا حل آن شبیه است وقطعا در مسیر توسعه علومانسانی مطابق با نیازهای جامعه ما و تحقق نقشه جامع علمی کمکی نخواهد کرد.
امیداست مسئولان با اخذ اقدامات مدبرانه، هم به تظلم خواهی رشته های علوم انسانی برسند و هم زمینه اعتماد اجتماعی برای تحصیل و اشتغال مفید در این رشته ها را فراهم سازند.
اطلاعات بیشتر درمورد رشته برنامه ریزی اجتماعی در زیر :
http://yon.ir/sP3F
نظرات خود پیرامون موضوع را به ایمیل مندرج در اینفوی کانال ارسال کنید.
به ما بپیوندید:
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
💯کتاب💯
📚مدیریت #بازاریابی ؛ نسخه 2015
✅از : #فیلیپکاتلر
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
📚مدیریت #بازاریابی ؛ نسخه 2015
✅از : #فیلیپکاتلر
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
خط مشی دولت در قبال بنگاه های اقتصادی
به نظر اکنون زمان مناسبی برای بحث در مورد "ارج" است. از یک سو با فروکش کردن سیر احساسات و نوستالژی ها، فرصت برای بررسی دقیقتر و علمی مساله به وجود آمده است و از طرف دیگر هنوز موضوع به طور کامل به فراموشی سپرده نشده است.
در اقتصاد به هنگام بررسی رابطه دولت و کسب و کارها پدیده ای تشریح می شود که به TBTF معروف است(too big to fail). این مفهوم به کسب و کارهایی اشاره دارد که آنقدر از نظر حجم گردش مالی و تعداد پرسنل بزرگ شده اند و با کسب و کارهای دیگر پیوند خورده اند که ورشکست شدن یا از بین رفتن آن ها تاثیرات مخربی بر اقتصاد و جامعه دارد: از بین رفتن آن ها به تنهایی می تواند موج دومینویی از بیکاری و رکود در سیستم اقتصادی آن منطقه ایجاد کند که تاثیرات جبران ناپذیری بر جای خواهد داشت. راهکار پیشنهادی عمدتا این است که اگر برای این شرکت ها داشت اتفاقی می افتاد، به ویژه اگر بحران اقتصادی در کار باشد، دولت باید این شرکت هایی که «آنقدر بزرگ اند که نمی توان گذاشت ورشکست شوند» را حمایت یا خریداری کند تا از مهلکه نجات یابند.
با همین تفکر بود که در بحران های اقتصادی اخیر، دولت ایالات متحده شرکت هایی مثل «جنرال موتورز»، «کرایسلر» و حتی موسسات مالی مانند «لیمن برادرز» را خرید یا حمایت کرد.
اما علی رغم منطقی به نظر رسیدن این استدلال، طرفداران «نظام بازار»، به ویژه «مکتب اتریشی ها»، به یک خطر بزرگ در چنین دخالت های دولتی اشاره می کنند: وقتی شرکت ها بدانند که اگر به اندازه ی کافی بزرگ شوند، در هنگام خطر دولت دستشان را می گیرد، به جای اینکه هم و غم خود را معطوف به نوآوری، بهره وری و اقتصادی فعالیت کردن بدارند، تمام تلاش خود را خواهند کرد که به هر قیمتی بزرگ شوند؛ به جای اینکه تلاش و انرژیشان صرف بهتر کار کردن بشود، صرف لابی کردن با دولتی ها و توصل به راه حل های میانبر برای بزرگ شدن خواهد شد.
مثلا ممکن است با قیمت های خیلی بیشتر از آنچه می ارزد، کسب و کارهای دیگر را بخرند و درخود حل کنند تا بزرگ و بزرگ شوند و برای همیشه از خطر ورشکستگی نجات بیابند و به اصطلاح اکسیر جاودانگی بنوشند.
این استدلال اتریشی ها البته شواهد خوبی هم دارد و پژوهش هایی که بعد از بحران های اقتصادی سال 2008 انجام شد مثلا نشان داد که بانک ها و موسسات مالی برای رسیدن به اندازه ی بزرگ و جاودانگی، رقم هایی برای تملک موسسه های دیگر خرج کردند که اصلا قیمتش آن نبود. و احتمالا اگر دولت آمریکا «لیمن برادرز» را نجات نداده بود، آن ها هم به هر قیمتی به فکر زیادی بزرگ شدن نمی افتادند و تملک های بالاتر از قیمت نمی کردند. جالب این است که در سال های متعاقب آن، همین ولخرج ها دقیقا به دلیل بیش از قیمت خریدن دیگران در معرض ورشکستگی قرار گرفتند و وبال گردن دولت شدند: دولت مجبور شد به خرج جیب مردم و مالیات دهندگان بیچاره با همان استدلال که «نمی شود اجازه داد این غول ها ورشکست شوند» کمکشان کند و عملا به ولخرجی های بی منطق سال های قبلشان جایزه دهد.
ادامه دارد ...👇
به نظر اکنون زمان مناسبی برای بحث در مورد "ارج" است. از یک سو با فروکش کردن سیر احساسات و نوستالژی ها، فرصت برای بررسی دقیقتر و علمی مساله به وجود آمده است و از طرف دیگر هنوز موضوع به طور کامل به فراموشی سپرده نشده است.
در اقتصاد به هنگام بررسی رابطه دولت و کسب و کارها پدیده ای تشریح می شود که به TBTF معروف است(too big to fail). این مفهوم به کسب و کارهایی اشاره دارد که آنقدر از نظر حجم گردش مالی و تعداد پرسنل بزرگ شده اند و با کسب و کارهای دیگر پیوند خورده اند که ورشکست شدن یا از بین رفتن آن ها تاثیرات مخربی بر اقتصاد و جامعه دارد: از بین رفتن آن ها به تنهایی می تواند موج دومینویی از بیکاری و رکود در سیستم اقتصادی آن منطقه ایجاد کند که تاثیرات جبران ناپذیری بر جای خواهد داشت. راهکار پیشنهادی عمدتا این است که اگر برای این شرکت ها داشت اتفاقی می افتاد، به ویژه اگر بحران اقتصادی در کار باشد، دولت باید این شرکت هایی که «آنقدر بزرگ اند که نمی توان گذاشت ورشکست شوند» را حمایت یا خریداری کند تا از مهلکه نجات یابند.
با همین تفکر بود که در بحران های اقتصادی اخیر، دولت ایالات متحده شرکت هایی مثل «جنرال موتورز»، «کرایسلر» و حتی موسسات مالی مانند «لیمن برادرز» را خرید یا حمایت کرد.
اما علی رغم منطقی به نظر رسیدن این استدلال، طرفداران «نظام بازار»، به ویژه «مکتب اتریشی ها»، به یک خطر بزرگ در چنین دخالت های دولتی اشاره می کنند: وقتی شرکت ها بدانند که اگر به اندازه ی کافی بزرگ شوند، در هنگام خطر دولت دستشان را می گیرد، به جای اینکه هم و غم خود را معطوف به نوآوری، بهره وری و اقتصادی فعالیت کردن بدارند، تمام تلاش خود را خواهند کرد که به هر قیمتی بزرگ شوند؛ به جای اینکه تلاش و انرژیشان صرف بهتر کار کردن بشود، صرف لابی کردن با دولتی ها و توصل به راه حل های میانبر برای بزرگ شدن خواهد شد.
مثلا ممکن است با قیمت های خیلی بیشتر از آنچه می ارزد، کسب و کارهای دیگر را بخرند و درخود حل کنند تا بزرگ و بزرگ شوند و برای همیشه از خطر ورشکستگی نجات بیابند و به اصطلاح اکسیر جاودانگی بنوشند.
این استدلال اتریشی ها البته شواهد خوبی هم دارد و پژوهش هایی که بعد از بحران های اقتصادی سال 2008 انجام شد مثلا نشان داد که بانک ها و موسسات مالی برای رسیدن به اندازه ی بزرگ و جاودانگی، رقم هایی برای تملک موسسه های دیگر خرج کردند که اصلا قیمتش آن نبود. و احتمالا اگر دولت آمریکا «لیمن برادرز» را نجات نداده بود، آن ها هم به هر قیمتی به فکر زیادی بزرگ شدن نمی افتادند و تملک های بالاتر از قیمت نمی کردند. جالب این است که در سال های متعاقب آن، همین ولخرج ها دقیقا به دلیل بیش از قیمت خریدن دیگران در معرض ورشکستگی قرار گرفتند و وبال گردن دولت شدند: دولت مجبور شد به خرج جیب مردم و مالیات دهندگان بیچاره با همان استدلال که «نمی شود اجازه داد این غول ها ورشکست شوند» کمکشان کند و عملا به ولخرجی های بی منطق سال های قبلشان جایزه دهد.
ادامه دارد ...👇
اما اتریشی ها مطرح می کنند که اتفاق جالب دیگری هم در این میان می افتد. این شرکت های به اندازه کافی بزرگ شده، چون دیگر اکسیر جاودانگی نوشیده اند و خیالشان از ورشکست شدن راحت است به دنبال سرمایه گذاری ها و کارهای پر ریسک تری می روند که اگر خیالشان از شکست راحت نبود آن ها را پی نمی گرفتند. این استدلال هم شواهد خوبی دارد و مثلا مطالعات نشان می دهد که «جی پی مورگان» به عنوان یکی از غول های مالی با اطمینان از اینکه دولت حتی اگر شکست هم بخورد دستش را می گیرد، سرمایه گذاری های پرریسکی انجام می داده که اتفاقا شکست خوردن چنین فعالیت های ریسکی زمینه های بحران مالی سال های 2008 را فراهم کرده است.
در مجموع اتریشی ها پیشنهاد می کنند که مزایای نجات دادن شرکت های بزرگ به خساراتش نمی چربد. دولت آمریکا نمی بایست «جنرال موتورز» را نجات می داد: بدین ترتیب اولا برای دیگران درس عبرتی می شد که هیچ فریاد رسی غیر از مشتری ندارند و اگر نوآوری نکنند، موثر کار نکنند و مشتری (به نسبت دیگر رقبا) از آن ها به اندازه ی کافی خرید نکند مرگشان حتمی است. و دوما منابع کمیاب و ارزشمند جامعه که در دل شرکتی غیر موثر گرفتار شده بود پس از ورشکستی به قیمت فروخته و به شرکت هایی منتقل می شد که می توانند موثر تر از آن ها استفاده کنند و به بدین ترتیب به سطوح بالاتری از بهره وری می رفتند.
اما موارد بالا مطرح گردید تا به بررسی خط مشی دولت در قبال صنایع بپردازیم. بعد از انقلاب با مصادره اموال افراد وابسته به رژیم گذشته و با شعار ملی شدن صنایع و سپردن آنها به دست دولت عملا زمینه های نارکارآمدی این صنایع فراهم گردید. در بازار رقابتی امروز توضیح داده شد که حمایت از بخش خصوصی به دلیل احتمال دچار شدن به آفت جاودانگی اجباری از سوی برخی مکاتب اقتصادی حتی به قیمت هزینه های گزاف سیاسی اجتماعی آن توصیه نمی شود. اما در مورد صنایع و برندهای نوستالژیک ایرانی با تصدی گری ناکارآمد دولتی این پدیده به شدت تقویت شده است. در حال حاضر موضوع "ارج" بسیار واکنش برانگیز شده است اما مشکلات اقتصادی و مدیریتی باعث شده است که طی این سالها کارخانه جات زیادی از دور رقابت خارج شوند. امروز دیگر خبری از پارس الکتریک، شهاب، قوه پارس، تیغ تیز، کفش ملی و صاایران که قرار بود هر روزش بهتر از دیروز باشد نیست. به گفته وزیر کار در سالهای گذشته 50 برند برتر کشور از بین رفته است و این در حالی است که ایجاد یک برند بسیار مشکل است.
باید به یاد داشته باشیم که بنگاه در «اقتصاد بازار آزاد» اگر مشتری نداشته باشد باید تعطیل شود؛ چرا منابع ارزشمند کشور در بنگاهی اسیر بماند که مشتری ندارد؟باید به یاد داشته باشیم که اقتصاد بازار آزاد دقیقا به خاطر پدیده ی «تخریب خلاق» ی که شومپیتر بزرگ مطرح می کند موثر عمل می کند؛ نمی شود جلوی بخش تخریبش را بگیری و به دولت بگویی که نجاتش بده. بنگاه هایی که به قول پیتر دراکر نمی توانند نوآوری کنند و مشتری ایجاد کنند باید بروند و منابع و عرصه را به تازه وارد هایی واگذار کنند که مشتری دارند. دخالت در فرآیند بازار منجر به عدم بهینگی و اتلاف می شود و معمولا به صلاح نیست.
به قول اتریشی ها بهترین کاری که دولت ها می توانند انجام بدهند این است که از سر راه کنار بروند.
در این میان با توجه به لزوم چابک سازی دولت و دوری از اعمال تصدی بر بنگاه های اقتصادی، به نظر می رسد در شرایط شکست بازار به دلیل رقابتی نبودن کامل بازار در ایران، دولت با وضع برخی خط مشی ها میتواند دستاوردهای اقتصادی را بهبود بخشد اما این یک ریسک بسیار بزرگ را نیز در پی دارد، خط مشی های عمومی نه توسط فرشتگان، که از طریق یک فراگرد سیاسی اتخاذ می شوند، فراگردی که قطعا کامل نیست.
برخی اوقات خط مشی گذاری ها به منظور اعطای قدرت به برخی گروه ها اعمال می شوند. گاهی اوقات نیز این سیاست ها توسط مدیرانی با حسن نیت ولی ناآگاه اتخاذ میشوند.
✅✅به ما بپیوندید
📲 Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
منابع:
http://goo.gl/zouFhS
http://goo.gl/wXlTta
http://goo.gl/FDqLZD
@ent_research
در مجموع اتریشی ها پیشنهاد می کنند که مزایای نجات دادن شرکت های بزرگ به خساراتش نمی چربد. دولت آمریکا نمی بایست «جنرال موتورز» را نجات می داد: بدین ترتیب اولا برای دیگران درس عبرتی می شد که هیچ فریاد رسی غیر از مشتری ندارند و اگر نوآوری نکنند، موثر کار نکنند و مشتری (به نسبت دیگر رقبا) از آن ها به اندازه ی کافی خرید نکند مرگشان حتمی است. و دوما منابع کمیاب و ارزشمند جامعه که در دل شرکتی غیر موثر گرفتار شده بود پس از ورشکستی به قیمت فروخته و به شرکت هایی منتقل می شد که می توانند موثر تر از آن ها استفاده کنند و به بدین ترتیب به سطوح بالاتری از بهره وری می رفتند.
اما موارد بالا مطرح گردید تا به بررسی خط مشی دولت در قبال صنایع بپردازیم. بعد از انقلاب با مصادره اموال افراد وابسته به رژیم گذشته و با شعار ملی شدن صنایع و سپردن آنها به دست دولت عملا زمینه های نارکارآمدی این صنایع فراهم گردید. در بازار رقابتی امروز توضیح داده شد که حمایت از بخش خصوصی به دلیل احتمال دچار شدن به آفت جاودانگی اجباری از سوی برخی مکاتب اقتصادی حتی به قیمت هزینه های گزاف سیاسی اجتماعی آن توصیه نمی شود. اما در مورد صنایع و برندهای نوستالژیک ایرانی با تصدی گری ناکارآمد دولتی این پدیده به شدت تقویت شده است. در حال حاضر موضوع "ارج" بسیار واکنش برانگیز شده است اما مشکلات اقتصادی و مدیریتی باعث شده است که طی این سالها کارخانه جات زیادی از دور رقابت خارج شوند. امروز دیگر خبری از پارس الکتریک، شهاب، قوه پارس، تیغ تیز، کفش ملی و صاایران که قرار بود هر روزش بهتر از دیروز باشد نیست. به گفته وزیر کار در سالهای گذشته 50 برند برتر کشور از بین رفته است و این در حالی است که ایجاد یک برند بسیار مشکل است.
باید به یاد داشته باشیم که بنگاه در «اقتصاد بازار آزاد» اگر مشتری نداشته باشد باید تعطیل شود؛ چرا منابع ارزشمند کشور در بنگاهی اسیر بماند که مشتری ندارد؟باید به یاد داشته باشیم که اقتصاد بازار آزاد دقیقا به خاطر پدیده ی «تخریب خلاق» ی که شومپیتر بزرگ مطرح می کند موثر عمل می کند؛ نمی شود جلوی بخش تخریبش را بگیری و به دولت بگویی که نجاتش بده. بنگاه هایی که به قول پیتر دراکر نمی توانند نوآوری کنند و مشتری ایجاد کنند باید بروند و منابع و عرصه را به تازه وارد هایی واگذار کنند که مشتری دارند. دخالت در فرآیند بازار منجر به عدم بهینگی و اتلاف می شود و معمولا به صلاح نیست.
به قول اتریشی ها بهترین کاری که دولت ها می توانند انجام بدهند این است که از سر راه کنار بروند.
در این میان با توجه به لزوم چابک سازی دولت و دوری از اعمال تصدی بر بنگاه های اقتصادی، به نظر می رسد در شرایط شکست بازار به دلیل رقابتی نبودن کامل بازار در ایران، دولت با وضع برخی خط مشی ها میتواند دستاوردهای اقتصادی را بهبود بخشد اما این یک ریسک بسیار بزرگ را نیز در پی دارد، خط مشی های عمومی نه توسط فرشتگان، که از طریق یک فراگرد سیاسی اتخاذ می شوند، فراگردی که قطعا کامل نیست.
برخی اوقات خط مشی گذاری ها به منظور اعطای قدرت به برخی گروه ها اعمال می شوند. گاهی اوقات نیز این سیاست ها توسط مدیرانی با حسن نیت ولی ناآگاه اتخاذ میشوند.
✅✅به ما بپیوندید
📲 Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
منابع:
http://goo.gl/zouFhS
http://goo.gl/wXlTta
http://goo.gl/FDqLZD
@ent_research
Forwarded from DIIHK | اتاق بازرگانی و صنایع ایران و آلمان
صادرات نفت ایران در عرض هشت ماه سه برابر شد
@ahkiran
@ahkiran
#تورم پس از مدت ها تکرقمی شد!
با اعلام مرکز آمار ایران وتأیید سخنگوی دولت، تورم کالا و خدمات مصرفی شهری در خرداد ماه سال جاری تک رقمی شد و به ٩.٥ رسید.
جزییات در لینکزیر :
http://yon.ir/8T7F
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
با اعلام مرکز آمار ایران وتأیید سخنگوی دولت، تورم کالا و خدمات مصرفی شهری در خرداد ماه سال جاری تک رقمی شد و به ٩.٥ رسید.
جزییات در لینکزیر :
http://yon.ir/8T7F
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
Forwarded from راهبرد
در باب روانشناسی یک افتضاح سیاسی
استالین زمانی گفته بود مرگ یک نفر فاجعه است، ولی مردن یک میلیون نفر فقط آمار است! حرف جالبی است، اهالی روان شناسی گویا به این پدیده می گویند "فروپاشی شفقت"، شاید بشود گفت مهربانی و دلسوزی هم منبعی است محدود و انسان اقتصادی می تواند آن را برای تعداد اندکی خرج کند.
به نظرم رسید این افتضاح حقوق های بالا را هم از این منظر ببینیم، سطح تحمل فساد مردم در کشور آریایی اسلامی ما پایین نیست، در مملکتی که برای 1000 چوق مردم به جان هم می افتند، گوش ها به شنیدن سه هزار میلیارد تومان عادت کرده است. اما به واقع چقدر از مردم درکی از این میزان پول دارند؟ بعید است عده زیادی بدانند از چه مبلغی حرف می زنند. تعداد صفرها از حدی که بیشتر شد، حساب از دست فرد می رود، شاید این همان جایی است که کمیت کیفیت را دگرگون می کند. باری، نکته ام چیز دیگری است.
دلواپس، منتقد دولت یا اسمشان را هرچه بگذارید، در قضیه اخیر بسیار هوشمندانه عمل کردند. به جای آنکه دنبال رو کردن فساد چند هزار میلیاردی دیگری باشند که احتمالا چندان کسی را تکان نمی دهد، از اعداد کمتر ولی موثرتری استفاده کردند. عده بسیاری بیشتری می توانند بزرگی واقعی ماهانه پنجاه میلیون تومان را متصور شوند و حجم لفت و لیس را دریابند. تصور 50 برابر حقوق ماهانه برای یک کارگر زحمتکش بسیار ساده تر و ملموس تر از چند هزار میلیارد تومان پول بی زبان است، ارقامی چنان بالا برای او چیزی جز یک آمار نیست به ویژه که دیگر حساسیت هم به آنها ندارد.
چنین افتضاح هایی البته همه جا رخ می دهد، چند سال پیش هم در ایالات متحده و کالیفرنیا نمونه ای مشابه را شاهد بودیم که از قضا آنجا هم یکی از مقامات دولتی مذکور ادعا می کرد حقوق دریافتی اش در مقابل پولی که می توانست در بخش خصوصی در بیاورد چیزی نیست! با این حال پاسخ به اینکه در مملکت بلا خیز ما باید چنین مبالغی پرداخت شود یا نه کار ساده ای نیست، کسانی می گویند باز خدا اموات مدیر فوق الذکر را رحمت کند که دریافتی اش جایی رسمی ثبت می شد. اهل بخیه می دانند خیلی کار دشواری نیست از دولت خدمتگزار مواجب مستضعف پسند بگیری و پولت را از جایی دیگر درآوری که کسی هم خبردار نشود، این نوع ترفندها در مملکت گل و بلبل سابقه طولانی دارد.
باید به خاطر این حمله موثر و هوشمندانه به مخالفان دولت تبریک گفت، احسنت!
https://goo.gl/ZAMnNL
کانال راهبرد
@RahbordChannel
استالین زمانی گفته بود مرگ یک نفر فاجعه است، ولی مردن یک میلیون نفر فقط آمار است! حرف جالبی است، اهالی روان شناسی گویا به این پدیده می گویند "فروپاشی شفقت"، شاید بشود گفت مهربانی و دلسوزی هم منبعی است محدود و انسان اقتصادی می تواند آن را برای تعداد اندکی خرج کند.
به نظرم رسید این افتضاح حقوق های بالا را هم از این منظر ببینیم، سطح تحمل فساد مردم در کشور آریایی اسلامی ما پایین نیست، در مملکتی که برای 1000 چوق مردم به جان هم می افتند، گوش ها به شنیدن سه هزار میلیارد تومان عادت کرده است. اما به واقع چقدر از مردم درکی از این میزان پول دارند؟ بعید است عده زیادی بدانند از چه مبلغی حرف می زنند. تعداد صفرها از حدی که بیشتر شد، حساب از دست فرد می رود، شاید این همان جایی است که کمیت کیفیت را دگرگون می کند. باری، نکته ام چیز دیگری است.
دلواپس، منتقد دولت یا اسمشان را هرچه بگذارید، در قضیه اخیر بسیار هوشمندانه عمل کردند. به جای آنکه دنبال رو کردن فساد چند هزار میلیاردی دیگری باشند که احتمالا چندان کسی را تکان نمی دهد، از اعداد کمتر ولی موثرتری استفاده کردند. عده بسیاری بیشتری می توانند بزرگی واقعی ماهانه پنجاه میلیون تومان را متصور شوند و حجم لفت و لیس را دریابند. تصور 50 برابر حقوق ماهانه برای یک کارگر زحمتکش بسیار ساده تر و ملموس تر از چند هزار میلیارد تومان پول بی زبان است، ارقامی چنان بالا برای او چیزی جز یک آمار نیست به ویژه که دیگر حساسیت هم به آنها ندارد.
چنین افتضاح هایی البته همه جا رخ می دهد، چند سال پیش هم در ایالات متحده و کالیفرنیا نمونه ای مشابه را شاهد بودیم که از قضا آنجا هم یکی از مقامات دولتی مذکور ادعا می کرد حقوق دریافتی اش در مقابل پولی که می توانست در بخش خصوصی در بیاورد چیزی نیست! با این حال پاسخ به اینکه در مملکت بلا خیز ما باید چنین مبالغی پرداخت شود یا نه کار ساده ای نیست، کسانی می گویند باز خدا اموات مدیر فوق الذکر را رحمت کند که دریافتی اش جایی رسمی ثبت می شد. اهل بخیه می دانند خیلی کار دشواری نیست از دولت خدمتگزار مواجب مستضعف پسند بگیری و پولت را از جایی دیگر درآوری که کسی هم خبردار نشود، این نوع ترفندها در مملکت گل و بلبل سابقه طولانی دارد.
باید به خاطر این حمله موثر و هوشمندانه به مخالفان دولت تبریک گفت، احسنت!
https://goo.gl/ZAMnNL
کانال راهبرد
@RahbordChannel
Wikipedia
City of Bell scandal
The Bell scandal involved the misappropriation of public funds in Bell, California, United States, over a period of several years in the late 2000s. In July 2010, the Los Angeles Times published an investigative article on possible malfeasance in the neighboring…
حقیقتاً این قابل مشاهده است که در میان تمامی ملل نافرهیخته، که هنوز نتوانسته اند تجربه وافی از مزایای خیرخواهی، دادگری و [سایر] فضایل اجتماعی داشته باشند، شجاعت برترین فضل است.
(کاوش در مبانی اخلاق، دیوید هیوم، برگردان مرتضی مردیها)
📲 Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
(کاوش در مبانی اخلاق، دیوید هیوم، برگردان مرتضی مردیها)
📲 Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
#ارشد۹۶
رئیس سازمان سنجش آموزش کشور از برگزاری آزمون کارشناسی ارشد در #اردیبهشتماه خبر داد.
جزییات در لینک زیر:
http://yon.ir/3CQj
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
رئیس سازمان سنجش آموزش کشور از برگزاری آزمون کارشناسی ارشد در #اردیبهشتماه خبر داد.
جزییات در لینک زیر:
http://yon.ir/3CQj
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
Forwarded from خبرهای فوری مهم 🔖
و باید که برترین مایه شادمانی والیان، برپای داشتن عدالت در بلاد باشد....(نهج البلاغه،نامه 53)
#حکومت از دیدگاه #امامعلی(ع)
ضمن گرامی داشت لیالی #قدر بر آن شدیم تا در سلسله یادداشت هایی در این کانال به بازخوانی افکار و سنت حضرت علی(ع) در حکمرانی پرداخته و ضمن معرفی آنها ، تئوری عدالت حق مدار علوی برای نیل به حکومت حق گرا را بررسی کنیم.
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
#حکومت از دیدگاه #امامعلی(ع)
ضمن گرامی داشت لیالی #قدر بر آن شدیم تا در سلسله یادداشت هایی در این کانال به بازخوانی افکار و سنت حضرت علی(ع) در حکمرانی پرداخته و ضمن معرفی آنها ، تئوری عدالت حق مدار علوی برای نیل به حکومت حق گرا را بررسی کنیم.
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
#ضرورت پرداختن به مفهوم #عدالت
عدالت یکی از مهم ترین مفاهیم علم اخلاق و سیاست است که در اکثرنظریه های سیاسی و اجتماعی، نقشی محوری دارد. اعتبار جهانی و فراگیر مفهوم عدالت، به توسعه مجموعه متنوعی از تحلیل ها و طرح های کاربردی برای تحقق آن انجامیده و دستیابی به تعریف واضح و دقیق درباره آن را دشوارتر ساخته است؛ از این رو، عدم توافق بسیاری درباره معانی و مصادیق اعمال عادلانه و ناعادلانه به وجود آمده است.(Campbell,2001)
معمولا درکنار مفهوم عدالت، مفاهیمی چون برابری، انصاف و مساوات نیز مطرح می شوند که گاهی مترادف با آن و گاهی با مفهومی متفاوت با آن به کار گرفته شده اند؛ برای مثال، در مورد رابطه عدالت و برابری، عده ای تصور می کنند که این دو مفهوم هیچ ربطی به هم ندارند. آنها عدالت را در ذات خود ارزشمند می دانند، ولی برابری را فاقد ارزش ذاتی می انگارند؛ درحالی که افرادی دیگر برآنند که این دو مفهوم، مترادف و یکسان اند(Miller,1999). میزان اختلاف نظرها درباره مفهوم عدالت، در هنگامه رویارویی نظریه های فلسفی سیاسی شدت می یابد؛ به طوری که دسته بندی نظریه های گوناگون درباره عدالت، دشوار و پیچیده به نظرمی رسد. بااین حال، تلاش هایی در این زمینه صورت پذیرفته است(پورعزت،1390).
به نظر می رسد که احقاق حقوق مردم و توزیع حق آنها از بیت المال و تنظیم دستور کارهای سیستم خط مشی گذاری برای برپایی حق و فرونشانی باطلی، اجرای عدالت و رفع گرسنگی و ستم، و رعایت احترام و حرمت و حقوق برابر انسانها به مثابه مخلوقات خداوند یکتا، از مهمترین دغدغه های حکومت امام علی «علیه السلام» بودند؛ گویا این امور بر حسب اقتضای ان زمان از مهم ترین امور حکمرانی بوده اند. با تاملی بیشتر بر این اهداف، ملاحظه می شود که این امور در ورای هر گونه نگرش اقتضایی، در همه ادوار تاریخی، از جمله مهمترین و ضروری ترین عوامل تحقق و شکل گیری جامعه به مثابه یک کلی، محسوب می شوند.
اما نکته ای که جلب توجه می کند این است که احیای چنین سیستمی، مستلزم نهادینه سازی سازوکارهای رصد و یادگیری و فعالیت مستمر آنها در لایه های گوناگون جامعه است؛ به طوری که با ملاحظه اولین علایم ناسازگاری و ادله بروز بی عدالتی، برافروخته شده، سیستم را به مداوای خود برانگیزند. (پورعزت, مختصات حکومت حق مدار, 1388)
⚠️ پ.ن: به دلیل طولانی شدن مطلب از درج کامل رفرنس ها خودداری میکنیم.
مبحث #عدالت و #حکومت از دیدگاه #امامعلی(ع) را در یادداشت های بعدی پی خواهیم گرفت
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
عدالت یکی از مهم ترین مفاهیم علم اخلاق و سیاست است که در اکثرنظریه های سیاسی و اجتماعی، نقشی محوری دارد. اعتبار جهانی و فراگیر مفهوم عدالت، به توسعه مجموعه متنوعی از تحلیل ها و طرح های کاربردی برای تحقق آن انجامیده و دستیابی به تعریف واضح و دقیق درباره آن را دشوارتر ساخته است؛ از این رو، عدم توافق بسیاری درباره معانی و مصادیق اعمال عادلانه و ناعادلانه به وجود آمده است.(Campbell,2001)
معمولا درکنار مفهوم عدالت، مفاهیمی چون برابری، انصاف و مساوات نیز مطرح می شوند که گاهی مترادف با آن و گاهی با مفهومی متفاوت با آن به کار گرفته شده اند؛ برای مثال، در مورد رابطه عدالت و برابری، عده ای تصور می کنند که این دو مفهوم هیچ ربطی به هم ندارند. آنها عدالت را در ذات خود ارزشمند می دانند، ولی برابری را فاقد ارزش ذاتی می انگارند؛ درحالی که افرادی دیگر برآنند که این دو مفهوم، مترادف و یکسان اند(Miller,1999). میزان اختلاف نظرها درباره مفهوم عدالت، در هنگامه رویارویی نظریه های فلسفی سیاسی شدت می یابد؛ به طوری که دسته بندی نظریه های گوناگون درباره عدالت، دشوار و پیچیده به نظرمی رسد. بااین حال، تلاش هایی در این زمینه صورت پذیرفته است(پورعزت،1390).
به نظر می رسد که احقاق حقوق مردم و توزیع حق آنها از بیت المال و تنظیم دستور کارهای سیستم خط مشی گذاری برای برپایی حق و فرونشانی باطلی، اجرای عدالت و رفع گرسنگی و ستم، و رعایت احترام و حرمت و حقوق برابر انسانها به مثابه مخلوقات خداوند یکتا، از مهمترین دغدغه های حکومت امام علی «علیه السلام» بودند؛ گویا این امور بر حسب اقتضای ان زمان از مهم ترین امور حکمرانی بوده اند. با تاملی بیشتر بر این اهداف، ملاحظه می شود که این امور در ورای هر گونه نگرش اقتضایی، در همه ادوار تاریخی، از جمله مهمترین و ضروری ترین عوامل تحقق و شکل گیری جامعه به مثابه یک کلی، محسوب می شوند.
اما نکته ای که جلب توجه می کند این است که احیای چنین سیستمی، مستلزم نهادینه سازی سازوکارهای رصد و یادگیری و فعالیت مستمر آنها در لایه های گوناگون جامعه است؛ به طوری که با ملاحظه اولین علایم ناسازگاری و ادله بروز بی عدالتی، برافروخته شده، سیستم را به مداوای خود برانگیزند. (پورعزت, مختصات حکومت حق مدار, 1388)
⚠️ پ.ن: به دلیل طولانی شدن مطلب از درج کامل رفرنس ها خودداری میکنیم.
مبحث #عدالت و #حکومت از دیدگاه #امامعلی(ع) را در یادداشت های بعدی پی خواهیم گرفت
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut