Forwarded from انجمن علمی مهندسی صنایع دانشگاه تهران
📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣
انجمن علمی مهندسی صنایع دانشگاه تهران برای علاقه مندان به کیفیت برگزار میکند:
دوره ی "مباني، تشريح الزامات و مستندسازي ISO 9001 : 2015"
توسط آکادمي TÜV ايران-آلمان
به همراه اعطاي گواهينامه معتبر بین المللی از آکادمي TÜV ايران-آلمان
◀️ معرفی بند های استاندارد "ISO 9001:2015"
◀️معرفی کلیات و اهداف "ISO 9001:2015"
◀️آموزش مستند سازی در فرآیندها
◀️و ...
❗️❗️❗️ظرفيت محدود❗️❗️❗️
🔴با تخفیف ویژه برای کلیه دانشجویان🔴
زمان دوره: از تاریخ 25/5/95 الي 27/5/95 ساعت 17-8:30 به مدت سه روز
آدرس:امیرآباد - پرديس2 دانشکده های فني دانشگاه تهران - ساختمان مرکزی- دانشکده صنایع - کلاس 201
هزينه:
دانشجويان 195 هزار تومان
فارغ التحصيلان و غير دانشجويان: 260 هزار تومان
هزينه واقعي دوره: 510 هزار تومان
آخرين مهلت ثبت نام: 22/5/95
سايت ثبت نام:
https://evand.ir/events/utiso
شماره تماس جهت اطلاعات بيشتر:
09392864096
09019128289
@anjoman_elmiye_sanaye
انجمن علمی مهندسی صنایع دانشگاه تهران برای علاقه مندان به کیفیت برگزار میکند:
دوره ی "مباني، تشريح الزامات و مستندسازي ISO 9001 : 2015"
توسط آکادمي TÜV ايران-آلمان
به همراه اعطاي گواهينامه معتبر بین المللی از آکادمي TÜV ايران-آلمان
◀️ معرفی بند های استاندارد "ISO 9001:2015"
◀️معرفی کلیات و اهداف "ISO 9001:2015"
◀️آموزش مستند سازی در فرآیندها
◀️و ...
❗️❗️❗️ظرفيت محدود❗️❗️❗️
🔴با تخفیف ویژه برای کلیه دانشجویان🔴
زمان دوره: از تاریخ 25/5/95 الي 27/5/95 ساعت 17-8:30 به مدت سه روز
آدرس:امیرآباد - پرديس2 دانشکده های فني دانشگاه تهران - ساختمان مرکزی- دانشکده صنایع - کلاس 201
هزينه:
دانشجويان 195 هزار تومان
فارغ التحصيلان و غير دانشجويان: 260 هزار تومان
هزينه واقعي دوره: 510 هزار تومان
آخرين مهلت ثبت نام: 22/5/95
سايت ثبت نام:
https://evand.ir/events/utiso
شماره تماس جهت اطلاعات بيشتر:
09392864096
09019128289
@anjoman_elmiye_sanaye
ایوند
دومين دوره مباني، تشريح الزامات و مستندسازي ISO 9001 : 2015 - شنبه ۶ شهریور ۹۵
خرید بلیت و ثبتنام دومين دوره مباني، تشريح الزامات و مستندسازي ISO 9001 : 2015 در ایوند - زمان: شنبه ۶ شهریور ۹۵ - موضوع: مدیریت - محل برگزاری: تهران
Forwarded from رهیافت
در باب ژست
احتمالا شما هم ژست رایج برخی بانوان را هنگام عکس انداختن دیده اید که با نگاه به دوربین و غنچه کردن لب ها همراه است، اهل دل به این ژست صورت مرغابی (داک فیس) گفته اند. برخی پژوهشگران این مسئله را بررسی کرده اند که بانوان با این ژست چگونه به نظر می رسند.
آنها 123 سلفی (خویش انداز! به توصیه فرهنگستان) را بررسی کردند و سپس از آنها خواستند که یک پرسشنامه شخصیت را پر
کنند، کاشف به عمل آمد که آنها که ژست بالا را استفاده می کنند از نظر شخصیتی ویژگی "دم دمی بودن" و "پایداری احساسی پایین" را دارا هستند و سطح هیجان آنها بالاست.
از دانشجویان چینی هم نظرشان در مورد عکس های اشخاصی با این ژست خواسته شد و آنها معتقد بودند که چنین افرادی "از زیر کار در رو" هستند و به اندازه کافی "وظیفه شناس" نیستند، اینکه چرا این استتباط را داشتند البته معلوم نشد. اینکه در ایران ملت چه نظری دارند هم سوال جالبی است، هرچند فکر نمی کنم نتایج چنین تحقیقی قابل انتشار باشد! 😊
کوتاه سخن آنکه، هنوز نتایج قطعی به دست نیامده است، ولی همین نتایج نصفه و نیمه هم در ایران جالب توجه است. اکنون که با اقبال پیدا کردن شبکه های اجتماعی اینترنتی و موبایلی مانند همین تلگرام، مرز محیط کار و زندگی خصوصی به هم ریخته است، بررسی های این چنینی می تواند روشنگر باشد.
http://goo.gl/aBRDvp
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
احتمالا شما هم ژست رایج برخی بانوان را هنگام عکس انداختن دیده اید که با نگاه به دوربین و غنچه کردن لب ها همراه است، اهل دل به این ژست صورت مرغابی (داک فیس) گفته اند. برخی پژوهشگران این مسئله را بررسی کرده اند که بانوان با این ژست چگونه به نظر می رسند.
آنها 123 سلفی (خویش انداز! به توصیه فرهنگستان) را بررسی کردند و سپس از آنها خواستند که یک پرسشنامه شخصیت را پر
کنند، کاشف به عمل آمد که آنها که ژست بالا را استفاده می کنند از نظر شخصیتی ویژگی "دم دمی بودن" و "پایداری احساسی پایین" را دارا هستند و سطح هیجان آنها بالاست.
از دانشجویان چینی هم نظرشان در مورد عکس های اشخاصی با این ژست خواسته شد و آنها معتقد بودند که چنین افرادی "از زیر کار در رو" هستند و به اندازه کافی "وظیفه شناس" نیستند، اینکه چرا این استتباط را داشتند البته معلوم نشد. اینکه در ایران ملت چه نظری دارند هم سوال جالبی است، هرچند فکر نمی کنم نتایج چنین تحقیقی قابل انتشار باشد! 😊
کوتاه سخن آنکه، هنوز نتایج قطعی به دست نیامده است، ولی همین نتایج نصفه و نیمه هم در ایران جالب توجه است. اکنون که با اقبال پیدا کردن شبکه های اجتماعی اینترنتی و موبایلی مانند همین تلگرام، مرز محیط کار و زندگی خصوصی به هم ریخته است، بررسی های این چنینی می تواند روشنگر باشد.
http://goo.gl/aBRDvp
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Business Insider
Here's what people really think when you make a 'duck face' in your selfie
Turn-on or turn-off?
Forwarded from BahmanCapital
کمتر از یک روز تا شروع ثبت نام در رویداد شناسایی طرحهای نوآورانه زمان باقی است. برای آگاهی از شرایط ثبتنام هماکنون به سایت نوتک مراجعه کنید:
www.know-tech.ir
www.know-tech.ir
Forwarded from پایگاه مدیریت پروژه
میانگین زمان یک مصاحبه استخدامی حدود 40 دقیقه است، اما 33 درصد از 2000 مدیر شرکتکننده در یک نظرسنجی اظهار کردند که آنان در 90 ثانیه اول ⌛️ مصاحبه خواهند فهمید که آیا داوطلب را استخدام میکنند یا خیر.
در همان نظرسنجی، مدیران اشتباهات زیر را به عنوان دلایل اصلی رد داوطلب برشمردند:
⛔️ 70 درصد اعتقاد داشتند داوطلبان استخدام از نظر ظاهر و پوشش بیش از حد غیررسمی در جلسه مصاحبه ظاهر شدند.
⛔️ 67 درصد گفتند متقاضیان استخدام قادر نبودند تماس چشمی برقرار کنند.
⛔️ 55 درصد به خاطر نحوه از در وارد شدن مصاحبهشونده به اتاق مصاحبه.
⛔️ 47 درصد مدیران ابراز میکردند که داوطلبان استخدام هیچ اطلاعاتی درباره شرکتی که برای مصاحبه آمدهاند نداشتند.
⛔️ 38 درصد مدیران به خاطر کیفیت صدا و میزان اعتماد به نفس و همچنین نداشتن لبخند متقاضی را رد کردند.
⛔️ 33 درصد دلیل رد کردن را نوع نشستن متقاضی هنگام مصاحبه بیان کردند.
⛔️ 26 درصد بد دست دادن متقاضی را دلیل رد شدن میدانند.
⛔️ 21 درصد یکی از دلایل رد شدن متقاضی را دست به سینه نشستن او هنگام مصاحبه عنوان کردند.
پایگاه مدیریت پروژه
https://telegram.me/joinchat/BcvlkTvJUupHSOIYclqi7w
در همان نظرسنجی، مدیران اشتباهات زیر را به عنوان دلایل اصلی رد داوطلب برشمردند:
⛔️ 70 درصد اعتقاد داشتند داوطلبان استخدام از نظر ظاهر و پوشش بیش از حد غیررسمی در جلسه مصاحبه ظاهر شدند.
⛔️ 67 درصد گفتند متقاضیان استخدام قادر نبودند تماس چشمی برقرار کنند.
⛔️ 55 درصد به خاطر نحوه از در وارد شدن مصاحبهشونده به اتاق مصاحبه.
⛔️ 47 درصد مدیران ابراز میکردند که داوطلبان استخدام هیچ اطلاعاتی درباره شرکتی که برای مصاحبه آمدهاند نداشتند.
⛔️ 38 درصد مدیران به خاطر کیفیت صدا و میزان اعتماد به نفس و همچنین نداشتن لبخند متقاضی را رد کردند.
⛔️ 33 درصد دلیل رد کردن را نوع نشستن متقاضی هنگام مصاحبه بیان کردند.
⛔️ 26 درصد بد دست دادن متقاضی را دلیل رد شدن میدانند.
⛔️ 21 درصد یکی از دلایل رد شدن متقاضی را دست به سینه نشستن او هنگام مصاحبه عنوان کردند.
پایگاه مدیریت پروژه
https://telegram.me/joinchat/BcvlkTvJUupHSOIYclqi7w
مجموعه یازده #قنات منحصر به فرد ایرانی تحت عنوان "قنات ایرانی" ، امروز در اجلاس استانبول #یونسکو ثبت جهانی شد ؛ عکس از : ایسنا
@anjomanelmimodiriatut
@anjomanelmimodiriatut
Forwarded from رهیافت
حقوق بانکداران
مدیران بانکی را اذیت نکنید! همه جای دنیا پرداختی به آنها بالاست. 😉 27 میلیون دلار در سال چطور است؟
http://goo.gl/hCbrJX
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
مدیران بانکی را اذیت نکنید! همه جای دنیا پرداختی به آنها بالاست. 😉 27 میلیون دلار در سال چطور است؟
http://goo.gl/hCbrJX
کانال رهیافت
@RahiaftChannel
Forwarded from کانال مهدی شامی زنجانی
✖️بی کفایتی مدیریتی متعهدنماهای غیرمتخصص✖️
معضلی تحت عنوان "مدیران بیکفایت" سالیان سال است که کشورمان را آزار می دهد. مدیرانی که همواره بر سر کار بوده و هستند. اینان نشات گرفته از روح "قانون بقای انرژی"، از صحنه مدیریت هیچگاه بیرون نرفته و تنها از سازمانی به سازمان دیگر منتقل میشوند. داستان غمانگیزی که در مورد اکثرشان وجود دارد این است که در هیچ کدام از سازمانهایی که در آنها مدیریت کردهاند، دستاورد و عملکرد قابل توجهی از خود بجا نگذاشتهاند. ویژگی مشترک بسیاری از این جماعت بیکفایت این است که "متعهدنمای غیرمتخصص" هستند!
اما چرا متعهدنما؟ به قول مرحوم دکتر چمران که خدایش بیامرزاد، "کسی که در کاری تخصص ندارد و آن را می پذیرد، بی تقوا (و به عبارتی بیتعهد) است". تعریف تعهد از نگاه بسیاری از این مدیران، به قدری تنزل یافته که تنها به ظواهر و پوستهای ریاگونه بدل گشته است!
اما تبعات مسئولیت گرفتن اینگونه افراد برای سازمانها و کشورمان چه بوده است؟
1. چون خود کوچکند، نمیتوانند با افراد بزرگ کار کنند و هر فردی را که در سازمانشان از آنها به لحاظ تخصص و تجربه بالاتر باشد، از دور خارج میکنند و به حاشیه میرانند.
2. چون صندلی آنها از خودشان بزرگتر است، بیشتر انرژیشان را صرف محکم کردن جای پای خود و ریشه دواندن در سازمان میکنند تا رشد و پیشرفت سازمان متبوعشان.
3. چون به صلاحیت خود اعتماد ندارند، همواره این ترس را با خود یدک میکشند که نکند صندلیشان را از دست داده و خانهنشین شوند. لذا ترجیح می دهند زود بار خود را به جهت مالی ببندند تا اگر از دور مناصب مدیریت خارج شدند دچار مشکل نشوند. در نتیجه هیچ فرصت قانونی و یا غیرقانونی را برای ثروتاندوزی از دست نمی دهند.
اگر شاکله اصلی فرهنگ مدیریتی کشور را "متعهدنماهای غیرمتخصص" بسازند، امید چندانی به آینده نخواهد بود.
مهدی شامی زنجانی
عضو هیات علمی دانشگاه تهران
🔳🔳🔳
کانال تفکر مدیریت
@Dr_ShamiZanjani
معضلی تحت عنوان "مدیران بیکفایت" سالیان سال است که کشورمان را آزار می دهد. مدیرانی که همواره بر سر کار بوده و هستند. اینان نشات گرفته از روح "قانون بقای انرژی"، از صحنه مدیریت هیچگاه بیرون نرفته و تنها از سازمانی به سازمان دیگر منتقل میشوند. داستان غمانگیزی که در مورد اکثرشان وجود دارد این است که در هیچ کدام از سازمانهایی که در آنها مدیریت کردهاند، دستاورد و عملکرد قابل توجهی از خود بجا نگذاشتهاند. ویژگی مشترک بسیاری از این جماعت بیکفایت این است که "متعهدنمای غیرمتخصص" هستند!
اما چرا متعهدنما؟ به قول مرحوم دکتر چمران که خدایش بیامرزاد، "کسی که در کاری تخصص ندارد و آن را می پذیرد، بی تقوا (و به عبارتی بیتعهد) است". تعریف تعهد از نگاه بسیاری از این مدیران، به قدری تنزل یافته که تنها به ظواهر و پوستهای ریاگونه بدل گشته است!
اما تبعات مسئولیت گرفتن اینگونه افراد برای سازمانها و کشورمان چه بوده است؟
1. چون خود کوچکند، نمیتوانند با افراد بزرگ کار کنند و هر فردی را که در سازمانشان از آنها به لحاظ تخصص و تجربه بالاتر باشد، از دور خارج میکنند و به حاشیه میرانند.
2. چون صندلی آنها از خودشان بزرگتر است، بیشتر انرژیشان را صرف محکم کردن جای پای خود و ریشه دواندن در سازمان میکنند تا رشد و پیشرفت سازمان متبوعشان.
3. چون به صلاحیت خود اعتماد ندارند، همواره این ترس را با خود یدک میکشند که نکند صندلیشان را از دست داده و خانهنشین شوند. لذا ترجیح می دهند زود بار خود را به جهت مالی ببندند تا اگر از دور مناصب مدیریت خارج شدند دچار مشکل نشوند. در نتیجه هیچ فرصت قانونی و یا غیرقانونی را برای ثروتاندوزی از دست نمی دهند.
اگر شاکله اصلی فرهنگ مدیریتی کشور را "متعهدنماهای غیرمتخصص" بسازند، امید چندانی به آینده نخواهد بود.
مهدی شامی زنجانی
عضو هیات علمی دانشگاه تهران
🔳🔳🔳
کانال تفکر مدیریت
@Dr_ShamiZanjani
Forwarded from انجمن علمی اقتصاد دانشگاه تهران
حکیم بزرگ ژاپنی روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود...
مردی به او نزدیک شد و گفت: مرا به شاگردی بپذیر!
حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.
حکیم گفت: برو یک سال بعد بیا!
یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.
حکیم نپذیرفت و گفت: برو یک سال بعد بیا!
سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند. مرد این بار گفت: نمی دانم!
و از حکیم خواهش کرد تا پاسخ را بگوید.
حکیم، خطی بلند کنار آن خط کشید و گفت: حالا کوتاه شد!
این حکایت، یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر پیشرفت نشان می دهد:
نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. با رشد و پیشرفت تو، دیگران خود به خود شکست می خورند.
به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام بده.
با کوتاه کردن دیگران ما بلند نمی شویم و برعکس ، بازتاب رفتار ما باعث کوتاهی مان می شود.
@anjomaneghtesad
مردی به او نزدیک شد و گفت: مرا به شاگردی بپذیر!
حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.
حکیم گفت: برو یک سال بعد بیا!
یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.
حکیم نپذیرفت و گفت: برو یک سال بعد بیا!
سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند. مرد این بار گفت: نمی دانم!
و از حکیم خواهش کرد تا پاسخ را بگوید.
حکیم، خطی بلند کنار آن خط کشید و گفت: حالا کوتاه شد!
این حکایت، یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر پیشرفت نشان می دهد:
نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. با رشد و پیشرفت تو، دیگران خود به خود شکست می خورند.
به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام بده.
با کوتاه کردن دیگران ما بلند نمی شویم و برعکس ، بازتاب رفتار ما باعث کوتاهی مان می شود.
@anjomaneghtesad
بورس #جهل مرکب
نگاهی بر بیزینس #کنکور
همواره یکی از مهمترین اهداف #توسعه اقتصادی، ایجاد اشتغال و غلبه بر انواع بیکاری اشکار و پنهان است. یکی از جذابترین شیوه های ایجاد اشتغال نیاز به ویژه در کشورهایی که از سیستم #آموزش عالی نسبتاً قابل قبول و توسعه یافته برخوردارند، توسعه اقتصاد دانش است. البته امروزه، #اقتصاد دانش به شدت به توسعه زیرساختهای فناوری اطلاعات و دسترسی به منابع علمی معتبر متکی است. توسعه اقتصاد دانش محور و افزایش ارزش افزوده محصولات نرم افزاری، یکی از بهترین استراتژی های توسعه اشتغال در کشور محسوب می شود. در تمهید این مهم،مدیریت استعدادها و منابع انسانی مقدمه ای ضروری برای نیل به اقتصاد دانش محور است.
منظور از منابع انسانی در سطح ملی، همه منابع انسانی موجود و همه ظرفیتهای منابع انسانی قابل توسعه در آینده اند. منابع انسانی یکی از مهمترین عوامل توسعه هر کشورند که در صورت هدایت صحیح، بسیاری از متغیرهای توسعه را تحت تأثیر خود قرار می دهند و در صورت انحراف، به مانع اصلی توسعه تبدیل می شوند. انسانهای امیدوار و خردمند، سرمایه اصلی توسعه و تحول امور کشور خویشند؛ در حالی که انسان های ناامید و فاقد دانش، از مهمترین عوامل انحطاط جوامع محسوب می شوند. با مطالعه سیر توسعه کشورها، ملاحظه می شود که یکی از وجوه مشترک مؤثر بر فراگرد توسعه آنها، توسعه انسانی بوده است. توسعه انسانی ناگزیر همه جنبه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی توسعه را در بر می گیرد و به نوعی، به مفهوم توسعه همه جانبه نزدیک می شود. آموزش برنامه ریزی شده نیروی انسانی در رشته های تحصیلی مورد نیاز جامعه، از جمله مهمترین شاخص های توسعه انسانی است. افزایش تعداد افراد تحصیل کرده بیکار، گواه صریحی بر بی برنامگی خرده سیستم های آموزشی جامعه است. نکته مهم این است که هنگام آموزش نیروی انسانی، باید نیازهای آینده جامعه مدنظر قرار گیرند؛ در حالی که نیازهای آینده به سادگی قابل برآور نیستند. زیرا همه فعالیت ها، برنامه ها، پروژه ها و طرح های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت بخش های خصوصی و دولتی در دهه های آینده، بر میزان این نیاز تأثیر می گذارند. چنین وضعیتی بر ضرورت انعطاف پذیر ساختن برنامه ریزی آموزشی تاکید دارد. بدین ترتیب، مطلوب تر آن است که نیروهایی پروردہ شوند که بتوانند با دوره های کوتاه مدت مکمل، از عهده کارها وظایف متنوعی برآیند؛ برای مثال، هنگامی که مشخص نیست مهندسان شیمی مورد نیاز یک سازمان باید در چه تخصصی و چه گرایش ویژه ای مشغول به کار شوند، مطلوب آن است که نیروی انسانی مورد نظر صرفاً در قلمرو عمومی مهندسی شیمی آموزش داده شود تا هنگام عمل، در صورت نیاز، برای ایشان دوره های تخصصی مکمل مهندسی شیمی برگزار گردد. بحث بر سر این است که یک جامعه بالغ، فقط هنگامی در حوزه های تکنیکی و فنی هزینه می کند که بهره وری هر واحد هزینه در آینده، روشن باشد. نکته مهم این است که نیروی انسانی در حال آموزش باید در آینده به کار گمارده شود؛ پس بهتر آن است که با مجموعه ای از مهارت های قابل توسعه پرورش یابد تا بتواند فراخور نیازهای متغیر آینده، به سرعت خود را با نیازهای گوناگون بازار اشتغال منطبق سازد. از این رو، برنامه ریزی برای افزایش سطح خلاقیت، بهبود بهره هوشی و به ویژه هوشی آینده پژوهی، از جمله مهمترین ضرورت های برنامه ریزی نیروی انسانی برای آینده است. پورعزت، 1389، مدیرییت راهبردی عصر مدار)
با ذکر این مقدمه نسبتا طولانی از اهمیت نیل به اقتصاد دانش بنیان و زیرساخت های آن به موضوع مورد بحث می پردازیم. در حالی که دانشگاه به عنوان سر منشا تحولات جامعه در تحول نیروی انسانی نقش پیشرانی اساسی را بازی میکند، اما به نظر می رسد استراتژی های مناسبی از سوی خط مشی گذاران برای نظام آموزش عالی در نیل به توسعه و سند چشم انداز 1404 درنظر گرفته نشده است. به طور تأسف باری، غیر قابل انکار است که بسیاری از برنامه های راهبردی عمومی که با بیشترین هزینه نوشته می شوند، فقط به مانند گرد و خاک روی تاقچه (که باید دور ریخته شوند) جمع آوری می گردند. این واقعیت غم انگیز بدان سبب رخ می دهد که اجرای برنامه راهبردی در بخشهای عمومی و مستقل، به طور منححصر به فردی پر چالشی است (273 ،2010 ,Henry).
ادامه دارد 👇
نگاهی بر بیزینس #کنکور
همواره یکی از مهمترین اهداف #توسعه اقتصادی، ایجاد اشتغال و غلبه بر انواع بیکاری اشکار و پنهان است. یکی از جذابترین شیوه های ایجاد اشتغال نیاز به ویژه در کشورهایی که از سیستم #آموزش عالی نسبتاً قابل قبول و توسعه یافته برخوردارند، توسعه اقتصاد دانش است. البته امروزه، #اقتصاد دانش به شدت به توسعه زیرساختهای فناوری اطلاعات و دسترسی به منابع علمی معتبر متکی است. توسعه اقتصاد دانش محور و افزایش ارزش افزوده محصولات نرم افزاری، یکی از بهترین استراتژی های توسعه اشتغال در کشور محسوب می شود. در تمهید این مهم،مدیریت استعدادها و منابع انسانی مقدمه ای ضروری برای نیل به اقتصاد دانش محور است.
منظور از منابع انسانی در سطح ملی، همه منابع انسانی موجود و همه ظرفیتهای منابع انسانی قابل توسعه در آینده اند. منابع انسانی یکی از مهمترین عوامل توسعه هر کشورند که در صورت هدایت صحیح، بسیاری از متغیرهای توسعه را تحت تأثیر خود قرار می دهند و در صورت انحراف، به مانع اصلی توسعه تبدیل می شوند. انسانهای امیدوار و خردمند، سرمایه اصلی توسعه و تحول امور کشور خویشند؛ در حالی که انسان های ناامید و فاقد دانش، از مهمترین عوامل انحطاط جوامع محسوب می شوند. با مطالعه سیر توسعه کشورها، ملاحظه می شود که یکی از وجوه مشترک مؤثر بر فراگرد توسعه آنها، توسعه انسانی بوده است. توسعه انسانی ناگزیر همه جنبه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی توسعه را در بر می گیرد و به نوعی، به مفهوم توسعه همه جانبه نزدیک می شود. آموزش برنامه ریزی شده نیروی انسانی در رشته های تحصیلی مورد نیاز جامعه، از جمله مهمترین شاخص های توسعه انسانی است. افزایش تعداد افراد تحصیل کرده بیکار، گواه صریحی بر بی برنامگی خرده سیستم های آموزشی جامعه است. نکته مهم این است که هنگام آموزش نیروی انسانی، باید نیازهای آینده جامعه مدنظر قرار گیرند؛ در حالی که نیازهای آینده به سادگی قابل برآور نیستند. زیرا همه فعالیت ها، برنامه ها، پروژه ها و طرح های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت بخش های خصوصی و دولتی در دهه های آینده، بر میزان این نیاز تأثیر می گذارند. چنین وضعیتی بر ضرورت انعطاف پذیر ساختن برنامه ریزی آموزشی تاکید دارد. بدین ترتیب، مطلوب تر آن است که نیروهایی پروردہ شوند که بتوانند با دوره های کوتاه مدت مکمل، از عهده کارها وظایف متنوعی برآیند؛ برای مثال، هنگامی که مشخص نیست مهندسان شیمی مورد نیاز یک سازمان باید در چه تخصصی و چه گرایش ویژه ای مشغول به کار شوند، مطلوب آن است که نیروی انسانی مورد نظر صرفاً در قلمرو عمومی مهندسی شیمی آموزش داده شود تا هنگام عمل، در صورت نیاز، برای ایشان دوره های تخصصی مکمل مهندسی شیمی برگزار گردد. بحث بر سر این است که یک جامعه بالغ، فقط هنگامی در حوزه های تکنیکی و فنی هزینه می کند که بهره وری هر واحد هزینه در آینده، روشن باشد. نکته مهم این است که نیروی انسانی در حال آموزش باید در آینده به کار گمارده شود؛ پس بهتر آن است که با مجموعه ای از مهارت های قابل توسعه پرورش یابد تا بتواند فراخور نیازهای متغیر آینده، به سرعت خود را با نیازهای گوناگون بازار اشتغال منطبق سازد. از این رو، برنامه ریزی برای افزایش سطح خلاقیت، بهبود بهره هوشی و به ویژه هوشی آینده پژوهی، از جمله مهمترین ضرورت های برنامه ریزی نیروی انسانی برای آینده است. پورعزت، 1389، مدیرییت راهبردی عصر مدار)
با ذکر این مقدمه نسبتا طولانی از اهمیت نیل به اقتصاد دانش بنیان و زیرساخت های آن به موضوع مورد بحث می پردازیم. در حالی که دانشگاه به عنوان سر منشا تحولات جامعه در تحول نیروی انسانی نقش پیشرانی اساسی را بازی میکند، اما به نظر می رسد استراتژی های مناسبی از سوی خط مشی گذاران برای نظام آموزش عالی در نیل به توسعه و سند چشم انداز 1404 درنظر گرفته نشده است. به طور تأسف باری، غیر قابل انکار است که بسیاری از برنامه های راهبردی عمومی که با بیشترین هزینه نوشته می شوند، فقط به مانند گرد و خاک روی تاقچه (که باید دور ریخته شوند) جمع آوری می گردند. این واقعیت غم انگیز بدان سبب رخ می دهد که اجرای برنامه راهبردی در بخشهای عمومی و مستقل، به طور منححصر به فردی پر چالشی است (273 ،2010 ,Henry).
ادامه دارد 👇
یکی از این استراتژی های کهنه و جزم گرای همیشگی نحوه ی ورود به دانشگاه ها می باشد. در استعاره ای میتوان دانشگاه ها در ایران را به مثابه قیف برعکس در نظر گرفت که ورود بدان (از دهانه تنگ) بسیار سخت و خروج از آن عملا تضمین شده است. رشد جمعیت متقاضی ورود به دانشگاه بویژه در متولدان دهه ۶۰ و فضای محدود دانشگاهها جوانان را با سدی به نام کنکور مواجه کرد که همین امر باعث احساس نیاز کاذبی شد که برای ورود به دانشگاه باید در آموزشگاههای علمی خارج از مدارس شرکت کرد تا سد کنکور را شکست. نتیجه بررسیهای کمیسیون آموزش مجلس نیز نشان میدهد گردش مالی مؤسسات آمادگی کنکور در سال به رقمی حدود ۷هزار میلیارد تومان میرسد. در حالی که کل گردش مالی وزارت آموزش و پرورش با ۱۲میلیون دانشآموز و یک میلیون معلم چیزی در حدود ۱۱هزار میلیارد تومان است که همین رقم بالای گردش مالی مشکلاتی را به همراه داشته است. در این بین برای روشن تر شدن موضوع به واکاوی کنکور کارشناسی ارشد مجموعه مدیریت میپردازیم. در ابتدا باید توجه داشت به بازار کار گسترده و دلایل متعدد دیگر این مجموعه جذابیت بسیار زیادی دارد و مهاجرت پذیرترین رشته ی کنکور است که داوطلبان بسیار زیادی در آن شرکت میکنند. این موضوع باعث شده است که کنکور مجموعه مدیریت در عمل متفاوت با چیزی باشد که دانشجویان در دوره ی کارشناسی خود به عنوان دروس تخصصی میخوانند. یکی از مشاورین به نام موسسات آمادگی کنکور عنوان میکرد در صورت تغییر محتوای کنکور مجموعه مدیریت کاهش تقاضای شدیدی در آن خواهیم داشت فلذا سازمان سنجش و وزارت علوم از تغییر در آن اجتناب می ورزند. برای نگارنده ی این نوشتار بسیار دردآور بود با وجود نیاز شدید به برنامه ریزی دقیق و آینده پژوهانه در توسعه منابع انسانی کشور ممکن است چنین تفکری در بین سیاست گذاران وجود داشته باشد. اما اشکال اصلی در این امتداد در آنجایی آشکار میشود که همان "بورس جهل مرکب" در این بین توسط بیزینس من های کنکور به وجود می آید. در حالی که دانشجویان در سالهای پایانی تحصیلات خود بهتر است منابع اصلی و دست اول را مطالعه کنند و به عملی شدن ایده ها و دروس خود بیندیشند باید مجددا در رقابتی به نام کنکور شرکت کنند و آموزه هایی که در اصل آنها و مبانی فلسفی پشت سرشان اتفاق نظر قاطعی وجود ندارد را حفظ کنند و تست بزنند. در حالی که جهان قرن بیست و یکم با سرعت روز افزون به پیشروی خود ادامه میدهد، ما هنوز قادر به مدیریت کلان نیروی انسانی در کشور نیستیم، از آن رو که با گسترش مدرک گرایی صرف در جامعه عملا تقاضا برای تحصیلات تکمیلی را بالا برده ایم و چون ظرفیت محدود عرضه اندک اندک رو به افزایش است با گذاشتن موانعی مثل کنکور، بازار سیاهی برای تبدیل شدن علم به متاعی فاقد ارزش جوهری و صرفا بیزینسی سودآور، فراهم کرده ایم. اخیرا یکی از اساتید دانشگاه شریف با اشاره به اینکه تمرکز آزمونهای ورودی دانشگاهها در مقاطع ارشد و دکتری باعث میشود گردش مالی به سوی موسسات و سازمانهای کنکوری برود، اظهار کرد: در حال حاضر بر طبق آمارها گردش مالی کلاسهای کنکور با گردش مالی وزارت علوم برابر است . در این بین قصد مقصر نشان دادن موسسات کنکوری که به انصاف اصلا هم در این بازار برخی رقابت سالمی ندارند و کار بعضی هایشان به سرقت اطلاعات داوطلبین (از جمله برخی دانشجویان دانشکده مدیریت) و خریدن رتبه های برتر با پول و دادگاه های مکرر و ... رسیده است نداریم، نگاه سیستماتیک به این مساله نشان دهنده ی ضعف در تمامی سطوح و خرده سیستم های آموزشی کشور است. اما در واقع نیروی انسانی باید یاد بگیرد که نباید وقت خویش را تلف نماید و قادر باشد به طور فعال با واقعیت های پیش رو مواجه شود و برحسب نیاز جامعه، توانمندی خود را توسعه و یا حتی تغییر دهد و از شرایط یاد بگیرد و برحسب شرایط ظرفیت ها و قابلیتهای خود را توسعه دهد. بدین ترتیب، یکی از مهمترین وظایف خرده سیستم آموزشی جامعه، ایجاد شرایط یادگیری یادگیری است. این مسأله با شعار پراکنی حل نمی شود، بلکه باید بسیاری از زیرساختهای قانونی و اداری کشور اصلاح شوند و به ویژه نسبت به شایسته سالاری در کشور متعهد گردند. تمهید این مهم، مقدمه ای ضروری برای نیل به اقتصاد دانش محور است. در ادامه ممکن است استدلال شود که چه جایگزینی را پیشنهاد می دهید یا در صورت برچیده شدن این بساط عده ی زیادی بیکار می شوند و هزینه های اجتماعی سیاسی به کشور ممکن است بیکار شوند.
ادامه دارد 👇
ادامه دارد 👇
در پاسخ کلی به مورد اول میتوان ادعا کرد که جدیدا باب شده است در برابر هر انتقادی، گفته میشود: " که جایگزین/راه حل چیست؟ " .
در درست بودن جستجوی مداوم برای پاسخ های بهتر شکی نیست اما باید توجه این نباید جلوی تفکر آزاد برای انتقال بازخورهای گرفته شده از سیستم ها را بدهد زیرا همین بازخورهای ارسالی از خروجی های سیستم حلقه های یادگیری و بهبود را در نهایت شکل می دهند. در این نوشتار نیز سعی بر بازگویی برخی جنبه های سیستم فعلی داریم.
در مورد برچیده شدن بساط و این سفره باید ادعا کرد در برابر هر خط مشی باید این سوال را از خود بپرسیم که چه نفعی را به مردم می رساند و چه نفشی در توسعه دارد؟ آیا این سفره قابلیت های مرتبط با منابع ملموس و غیر ملموس کشور را افزایش میدهد؟ آیا باعث افزایش بهره وری و توانایی های ملی میگردد؟ اگر جواب خیر است باید فراخور زمان در این استراتژی تجدید نظر کرد. با توجه به مقدمات ذکر شده خیلی بعید به نظر می رسد چنین خروجی از سیستم فعلی خارج شود. بازار سوداگرانه ی کنکور در ایران تقریبا هیچ دستاوردی برای خرده سیستم آموزشی کشور نداشته و به غنای آن نمی افزاید، هر چند این موسسات خود را در این راستا بنامند که بیشتر به شوخی بزرگی شبیه است. به نظر می رسد اکنون زمان آن فرارسیده است تجدید نظر جدی در نظام آموزشی کشور صورت بگیرد و این اصلاح از وزارتخانه آموزش و پرورش و سطوح پایه ای تر شروع شود. این مهم علاوه بر توصیه های اخلاقی، نیازمند بازنگری قوانین و ارج نهادن به مقرراتی است که کار جمعی در تولید علم را تشویق می کنند. به هر حال، اموری نظیر هدفمندی سیر توسعه دانش، ماهیت رویکرد جامعه به دانش و ارزشهای بنیادین علم، و ساز و کارهای کاربرد دانشی در جامعه، بسیار حائز اهمیت اند؛ ضمن این که واژه ییشرفته نیز واژهای است که به مرور زمان، مصادیقی متفاوت را می پذیرد. کاربست آن در جامعه متحول گردند و قوانین حمایت از دستاوردهای علمی وپژوهشی، تقویت و نافذ شوند.
به نظر میرسد در شرایطی که یکی از منابع قدرت در دنیای امروز توانایی مدیریت علم در سطح جهان است بدین گونه که روندهای جهانی در علم به کدام سو میرود و به نوعی تقسیم کار در تولیدات دانشی در سطح بین المللی صورت میگیرد و ناخواسته با مطرح شدن ترندهای جدید تمامی نیروها و بودجه و سایر امکانات کشورها در تولیدات دانشی به سمت خاصی معطوف میگردد و این توانایی به قدرت کشورهای مدیریت کننده ی این جریان می افزاید، بازپردازی خردمندانه و علمی خرده نظام آموزشی توسط متخصصان کشور امری ضروری است. تاکید بر متخصصین این امر از آن جهت است که سالهای گذشته نظام آموزش عالی با جدا شدن دانشگاه های علوم پزشکی و غیرپزشکی از سوی غیر متخصصین خسارت دیده است.
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
در درست بودن جستجوی مداوم برای پاسخ های بهتر شکی نیست اما باید توجه این نباید جلوی تفکر آزاد برای انتقال بازخورهای گرفته شده از سیستم ها را بدهد زیرا همین بازخورهای ارسالی از خروجی های سیستم حلقه های یادگیری و بهبود را در نهایت شکل می دهند. در این نوشتار نیز سعی بر بازگویی برخی جنبه های سیستم فعلی داریم.
در مورد برچیده شدن بساط و این سفره باید ادعا کرد در برابر هر خط مشی باید این سوال را از خود بپرسیم که چه نفعی را به مردم می رساند و چه نفشی در توسعه دارد؟ آیا این سفره قابلیت های مرتبط با منابع ملموس و غیر ملموس کشور را افزایش میدهد؟ آیا باعث افزایش بهره وری و توانایی های ملی میگردد؟ اگر جواب خیر است باید فراخور زمان در این استراتژی تجدید نظر کرد. با توجه به مقدمات ذکر شده خیلی بعید به نظر می رسد چنین خروجی از سیستم فعلی خارج شود. بازار سوداگرانه ی کنکور در ایران تقریبا هیچ دستاوردی برای خرده سیستم آموزشی کشور نداشته و به غنای آن نمی افزاید، هر چند این موسسات خود را در این راستا بنامند که بیشتر به شوخی بزرگی شبیه است. به نظر می رسد اکنون زمان آن فرارسیده است تجدید نظر جدی در نظام آموزشی کشور صورت بگیرد و این اصلاح از وزارتخانه آموزش و پرورش و سطوح پایه ای تر شروع شود. این مهم علاوه بر توصیه های اخلاقی، نیازمند بازنگری قوانین و ارج نهادن به مقرراتی است که کار جمعی در تولید علم را تشویق می کنند. به هر حال، اموری نظیر هدفمندی سیر توسعه دانش، ماهیت رویکرد جامعه به دانش و ارزشهای بنیادین علم، و ساز و کارهای کاربرد دانشی در جامعه، بسیار حائز اهمیت اند؛ ضمن این که واژه ییشرفته نیز واژهای است که به مرور زمان، مصادیقی متفاوت را می پذیرد. کاربست آن در جامعه متحول گردند و قوانین حمایت از دستاوردهای علمی وپژوهشی، تقویت و نافذ شوند.
به نظر میرسد در شرایطی که یکی از منابع قدرت در دنیای امروز توانایی مدیریت علم در سطح جهان است بدین گونه که روندهای جهانی در علم به کدام سو میرود و به نوعی تقسیم کار در تولیدات دانشی در سطح بین المللی صورت میگیرد و ناخواسته با مطرح شدن ترندهای جدید تمامی نیروها و بودجه و سایر امکانات کشورها در تولیدات دانشی به سمت خاصی معطوف میگردد و این توانایی به قدرت کشورهای مدیریت کننده ی این جریان می افزاید، بازپردازی خردمندانه و علمی خرده نظام آموزشی توسط متخصصان کشور امری ضروری است. تاکید بر متخصصین این امر از آن جهت است که سالهای گذشته نظام آموزش عالی با جدا شدن دانشگاه های علوم پزشکی و غیرپزشکی از سوی غیر متخصصین خسارت دیده است.
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut