Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
. آن دیگری .
آخه جای خالی آدم ها فقط با خودشون پر میشه. فقط با خودشون پر میشه.
بعد، دلتنگی میشه یه قسمتی از آدم، مثل قلب، سیستم لیمبیک یا اندام تحتانی، باهاش زندگی می‌کنی، حس می‌کنی و میری.
Stuff
امتحانا تموم شد، بعد از دو ماه و نیم، بعد از اشک‌ها و خنده‌های عصبی فراوان. دعا کنید بیوشیمیو پاس شم تا بیام با خوشحالی این جمله رو دوباره بنویسم.
با خوشحالی بخونید:
امتحانا تموم شد، بعد از دو ماه و نیم، بعد از اشک‌ها و خنده‌های عصبی فراوان.
بقول فائزه، خوشحالی تک تک سلول‌هام، در تمام جهان‌هام، در تمام زمان‌هام.
#بمرانی
Stuff
You are so pretty I want to cry.
You’re so pretty I can’t not look at you.
Forwarded from متَّکی به خود
اگه کافئین آدم بود باهاش ازدواج می‌کردم.
باید کم کم بفهمی که نباید انتظار داشته باشی حتا بعد از تلاش کردنْ اوضاع بهتر بشه.
-تنهایی اذیتت می‌کنه؟
-فقط ساعاتی از روز
وقتی امکان نتوانستن به فکرتان می‌رسد، همه چیز خراب می‌شود.
الان دیگه با این حقیقت که اینجا نیستم در صلحم. ولی این حقیقت که هر روز دارم ازش دور‌تر میشم خیلی آزارم میده.
بهم میگه زندگی‌تو بکن! همه دارن همین کارو می‌کنن! چرا باید واسه هرکار درستی که می‌کنی جشن بگیری و جایزه تقدیم خودت بکنی؟ grow up! چرا انقدر برات عجیبه که داری زندگی می‌کنی؟! زندگی همینه خب!
There is pain, i know it’s there , i just don’t know where it comes from.
و وانگهی خداوند حد را آفرید!
Forwarded from حالِ دل
و ما "عَنِ" آن را درآوردیم
الان دلم می‌خواد یکی بهم بگه نیاز نیست بلند شم درس بخونم. حقیقتا اینو با تمام وجود می‌خوام.
همیشه یک بیوشیمی هست که آدم را آزار بدهد، مغز آدم را تلیت کند و آدم را به تلخی بکشاند، اما خدا را شکر که بیوشیمی واقعی تمام شد، رفت، دیگر هم بر‌نخواهد گشت.
چندین نفرو توی زندگیم می‌شناسم که تمام چیزی اند که من نیستم. آدم‌های خوشحالی‌ن، در واقع راه‌های دیگه‌ی منن، آلترنتیو‌های مختلف از انتخابامن و من با دیدنشون حالم خوب میشه، خوشحال می‌شم که اونا نیستم.
شدیدا احساس خوشبختی می‌کنم، خوشبختی‌ای که خیلی وقت بود گمش کرده بودم. بله! من برای مدت زیادی خوشبخت بودم و ندیده بودمش. امیدوارم فردا خوب پیش بره و این خوشبختی بمونه. امیدوارم شما هم خوب، بهتر یا کمتر بدحال باشید.
Forwarded from آگوا
هیچ مقصدی وجود نداره ، همش مسیره .
Stuff
شدیدا احساس خوشبختی می‌کنم، خوشبختی‌ای که خیلی وقت بود گمش کرده بودم. بله! من برای مدت زیادی خوشبخت بودم و ندیده بودمش. امیدوارم فردا خوب پیش بره و این خوشبختی بمونه. امیدوارم شما هم خوب، بهتر یا کمتر بدحال باشید.
خبر بد از یه جایی می‌رسه که آدم فکرشم نمی‌کنه، میاد و آدمو می‌دَره، جوری که آدم فرصت فکر و عکس‌العملم نداشته باشه و بعد از نه ساعت، تازه بفهمه که هیچ کاری نمی‌تونه بکنه؛ نه حتا گریه.
بعد از این که بهش گفتم، هزار و دویست بار ازش عذرخواهی کردم که بهش گفتم، که بهش “خبر” رو دادم. گفتم اصلا نمی‌دونم چرا اومدم بهت گفتم. گفت اشکال نداره، من می‌دونستم حستو درمورد این قضیه، حالا می‌تونی غمتو نصف کنی، بار روی شونه‌هات کمتر بشه. گفتم واسه‌ی کم شدن بارم نگفتمش. غمو که تقسیم نمی‌کنن! اونم اینطوری! فقط احساس کردم باید از من بشنوی تا دهن به دهن.
هیچی نگفت.
حالا دارم فکر می‌کنم که یه خبر برنده شدن نوبل بهش بدهکارم. حداقل نوبل!