روکشِ آفتابی عینکمو گم کردم و این، در نیمهی اول سال یعنی کوری و سردرد. تمام راهی که رفته بودم رو دو بار پیمودم و پیدا نشد، خیلی غمگینم و امیدوارم اگر کسی پیداش کرده و تحویلش نداده به امید این که به دردش بخوره، گلمژه بزنه.
(توضیح این که این روکش بدون عینکم اصلا کاربردی نداره و مثل عینک بیدسته است.)
(توضیح این که این روکش بدون عینکم اصلا کاربردی نداره و مثل عینک بیدسته است.)
با اشک غدد میخونیم چون مهمونا بلند بلند حرف میزنن و بهمن گفته نباید غددو کمتر از ۲۰ شد و مهمونا میگن از وقتی فلان شدی ما رو تحویل نمیگیری مگه فکر کردی چی شده فلان فلان شده؟
با اشک غدد میخونیم از گفتنهای خلق.
پی نوشت: فقط دید و بازدیدهای عید میتونست راحتترین و شیرینترین و دو دقیقهایترین درس جهان رو تبدیل به اشک و آه بکنه.
با اشک غدد میخونیم از گفتنهای خلق.
پی نوشت: فقط دید و بازدیدهای عید میتونست راحتترین و شیرینترین و دو دقیقهایترین درس جهان رو تبدیل به اشک و آه بکنه.
یه چیزی بگم تا تلگرامم قطع نشده:
سالهای زوج سالهای بدی اند؛ یا حداقل سالهای فرد بهترن، امسال ولی آخرین سال زوجِ قرن چهاردهه، شاید هم به همین دلیله که از روز اولش ساکد تا الان.
شاید هم البته دلیلش تنبلی من، نالایقی درباریان و تعداد زیاد مهمونهای کودک باشه.
در کل چیزی که میخوام بگم اینه که اگر کسی قرار بود با شما رابطهش خوب باشه فامیلتون نمیشد.
خداوندا برای این عید مزخرف نمیبخشمت.
سالهای زوج سالهای بدی اند؛ یا حداقل سالهای فرد بهترن، امسال ولی آخرین سال زوجِ قرن چهاردهه، شاید هم به همین دلیله که از روز اولش ساکد تا الان.
شاید هم البته دلیلش تنبلی من، نالایقی درباریان و تعداد زیاد مهمونهای کودک باشه.
در کل چیزی که میخوام بگم اینه که اگر کسی قرار بود با شما رابطهش خوب باشه فامیلتون نمیشد.
خداوندا برای این عید مزخرف نمیبخشمت.
دارم به این نتیجه میرسم که دلیل این که اغلب روابطم سمی میشن، سمی بودن خودمه.
(از ذوق وصل شدن تلگرامش به تته پته میافتد.)
(از ذوق وصل شدن تلگرامش به تته پته میافتد.)
شنبه امتحان جمجمه داریم و این یعنی از شنبه دیگه نمیتونم جمجمه بخونم و درس خوندن محسوب بشه.
غمگینم.
غمگینم.
The Lion Sleeps Tonight (OST Bucket List)
The Tokens
به مناسبت تولد چندلر بینگ عزیز دلم.
هیچ راه فراری نیست. حوصلهی دعوا هم که نداریم.
خداوندا واقعا چرا؟
(نفسهای عمیقش تمام میشود و به این فکر میکند که فقط پنج سال باقی مانده تا از شر این احمقها خلاص شود؛ اما یکهو یادش میآید که سه سال پیش هم همین فکر را میکرد.)
احمقها تمام نشدنی اند.
خداوندا واقعا چرا؟
(نفسهای عمیقش تمام میشود و به این فکر میکند که فقط پنج سال باقی مانده تا از شر این احمقها خلاص شود؛ اما یکهو یادش میآید که سه سال پیش هم همین فکر را میکرد.)
احمقها تمام نشدنی اند.
اگر ناهید نبود، اگر پریا گفتنهای ناهید، اگر بیخیال گفتنهایش، اگر let it goهایش، همهی سریالهای جهان را دیدههایش، خداوندا اگر ناهید و تمام متعلقاتش نبودند من از این آدمها به مریخ فرار میکردم.
میتوانم بنشینم برایتان صغری کبری بچینم که تهش برداشت شود که خسته ام و کاملا ناآماده برای امتحان دادن، چه برسد به امتحان خواندن، استرس کشیدن و لرزش دست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهترین توصیف آخرین سهشنبهی فروردین.
4 down, 48 more to go.
4 down, 48 more to go.