امروز یک کلمه جنین خواندم و یک خاطره برای ناهید تعریف کردم از آن هفت سال! یک کلمه خواندم و هزار خاطره آمد در ذهنم از آن هفت سال. هفت سالی که به سه قسمت تقسیم میشوند: راهنمایی- سه سال اول دبیرستان- سال کنکور
(سال کنکور را میگذاریم کنار. اصلا حیف از کنار! میاندازیم در پر عنکبوتترین و کثیفترین جای مغز و بهش فکر نمیکنیم. میماند سالهای قشنگ راهنمایی و سالهای دبیرستان.) اگر حوصله داشتم میآیم برایتان تعریف میکنم اما فقط همین را داشته باشید که سمپاد بهترین و بدترین اتفاق زندگیم است. امروز به مامان گفتم روزمونه! تبریک بگو! مامان گفت تو که دیگه سمپادی نیستی! و من واقعا، واقعا واقعا خلاف این را حس میکنم.
Once a sampadi, always a sampadi.
روزمان مبارک، بدون کیک و آهنگ و تعطیلی کلاسها و کادوهای مسخره؛ در کنار جزوات نورو و کتاب جنینشناسی، روزمان مبارک!
#سمپاد
(سال کنکور را میگذاریم کنار. اصلا حیف از کنار! میاندازیم در پر عنکبوتترین و کثیفترین جای مغز و بهش فکر نمیکنیم. میماند سالهای قشنگ راهنمایی و سالهای دبیرستان.) اگر حوصله داشتم میآیم برایتان تعریف میکنم اما فقط همین را داشته باشید که سمپاد بهترین و بدترین اتفاق زندگیم است. امروز به مامان گفتم روزمونه! تبریک بگو! مامان گفت تو که دیگه سمپادی نیستی! و من واقعا، واقعا واقعا خلاف این را حس میکنم.
Once a sampadi, always a sampadi.
روزمان مبارک، بدون کیک و آهنگ و تعطیلی کلاسها و کادوهای مسخره؛ در کنار جزوات نورو و کتاب جنینشناسی، روزمان مبارک!
#سمپاد
گروه فارغالتحصیلان فلان زدن و من دلم میخواد یه شب هیشکی حواسش نباشه لفت بدم؛ چون حقیقتا تنها کاری که دلم میخواد با اون ۲۵۰ نفر بکنم ایگنور کردنشونه till the day we die.
یکی نیست بیاد به موسس گروه بگه که اگه از کسی خبر نداشتی یعنی دلش نمیخواسته خبرشو بده بهت، don’t push it.
یکی نیست بیاد به موسس گروه بگه که اگه از کسی خبر نداشتی یعنی دلش نمیخواسته خبرشو بده بهت، don’t push it.
-بهم امید بده.
-نترس نمیفتی.
-بیشتر!
-نترس میرسی بخونی.
-بیشتر!!!
-بذار بعد از افطار بهت زنگ میزنم.
-نترس نمیفتی.
-بیشتر!
-نترس میرسی بخونی.
-بیشتر!!!
-بذار بعد از افطار بهت زنگ میزنم.
میگه: یا قوی باش یا بپذیر که آدم ضعیفی هستی و نخواه که مثل انسانهای قوی باهات رفتار بشه. کی میدونه؟ شاید بعضیها آفریده شدن که فقط ضعیف باشن و منتظر مرگ.
امروز روز خیلی خوبی بود. با نهال شروع شد. با فرناز و مهسا و بارون و نقش جهان ادامه پیدا کرد. با فائزه تموم شد.
After all, I think I’m blessed more than I give you credits.
After all, I think I’m blessed more than I give you credits.
Stuff
ایام ایامِ انجام ندادنه، ایام پیچوندن و زل زدن به آسمون، ایام ایگنور کردن برنامهها. مهم نیست چی، فقط باید انجامش ندی.
با همین دید برو جلو و به کارهات نرس و استرس بگیر! وقتی وقت کافی برای کارهات داری انجامشون نده و استرس برای خودت ذخیره کن پریا خانوم! آفرین!!!!
امروز، در حالی که از کلافگی دستامو پیچونده بودم دور سرم و همزمان داشتم گلومو فشار میدادم که بغضش نریزه، سمیرا گفت: واااای کی باورش میشه که دنیا هنوز خوشگلیای جدید داشته باشه؟
لابهلای اون گل و لای یه نوری اومد، کوتاه بود، ولی بود!
لابهلای اون گل و لای یه نوری اومد، کوتاه بود، ولی بود!
شما فکر نمیکنید من تا الان باید جویی خودمو پیدا کرده بودم و با هم داشتیم احمق میبودیم؟!
#Chandlerbing
#Chandlerbing
از این بیست سال زندگی اگه یه چیز فهمیده باشم، اینه که وقتی یه گندی میزنم نباید با دروغ بدترش بکنم؛ هیچکس اونقدر احمق نیست که دروغای منو باور بکنه.
الان مدت زیادیه که حسم دائم اطراف این تیکهی چهرازی میچرخه:
من جمع را یادم هست، قدرش را میدانم؛ گیرم سال تا سال دهانم به گفتنش باز نشود.
من جمع را یادم هست، قدرش را میدانم؛ گیرم سال تا سال دهانم به گفتنش باز نشود.