گانتر اگه با ریچل بود، ریچل مجبورش میکرد بره غربالگری پروستات انجام بده و بخاطر کنسر پروستات نمیمرد. :((
امروز حالم خوب بود. مدتها بود اینطوری خوب نبودم. راند خوب بود، دو تا تسک جدید انلاک کردم: درخواست مشاوره نوشتن و اوردر نوشتن. استاد مهربون بود و راندمون به خوبی تموم شد. زود تعطیل شدیم و ترافیک نبود. ناهار گرم و نرم بود. هوا آفتابی سرد بود و ظهر حسابی خوابیدم زیر پتو و چند لایه لباس. بیدار شدم با گلویی که کمتر درد میکرد و دماغی که بهتر نفس میکشید. بلاخره اجازه داشتم قهوه بخورم و خونه ساکت بود و در غروب نورولوژی خوندم. سشن مطالعهٔ مفیدی داشتم و خلاصهها رو مرتب نوشتم و رفتم سر کلاس. لحظاتی بود که اینقدر خوب بودم که گفتم کارهای فردا رو انجام بدم اما کلاس عقب افتاد و بیشتر طول کشید. استاد از مطب سر کلاس اومد و فکر میکردم که چه کیفی میده اینقدر عاشق کارت باشی که تا دوازده شب بمونی مطب.
به دوستام نگاه میکنم و پر از کیف میشم. گاهی که دارم میفتم به خودم میگم ببین، این آدمهای فوقالعاده تو رو در دایرهٔ ارتباطاتشون راه دادن، پس تو اونقدرا هم مزخرف نیستی.
Forwarded from Closed
نمیدونم چرا همیشه ما خوشگلای آنتایم گیر شما کِکههای وقتنشناس میوفتیم💔
اتندایی که هی بهت زل میزنن<<<<<<<<<<<
چی کار داری که اسمم چیه و کلاس چندمم آخه
چی کار داری که اسمم چیه و کلاس چندمم آخه
بعضیها هم اینطوری اند که: عصبانی ای؟ اعصابت خرده؟ بذار عصبانیترت کنم. بیا منم برینم توی اعصابت.
تمام تلاشهام برای باقی گذاشتن نیمچهاثرهایی از خودم در این جهان به نامرئیتر شدنم ختم میشه.
It’s hard to be mad at someone who’s not here anymore. There’s nothing to do with those feelings.
[This is Us]
[This is Us]
اونجای سنتوری که...
نه نه راستش، همه جاش. از اول تا آخرش. مخصوصا اونجاهاش که هوا سرده و ما تنهاییم.
نه نه راستش، همه جاش. از اول تا آخرش. مخصوصا اونجاهاش که هوا سرده و ما تنهاییم.
Forwarded from « گنگ خواب دیده »
مگه اعصاب آدم از فولاده؟! نکنه از غصه بترکم؟! خدایا...
| لیلا - داریوش مهرجویی |
| لیلا - داریوش مهرجویی |
یهو بری اینستا ببینی درخته رو قطع کردن. ساختمونه رو خراب کردن. کتابه رو آتیش زدن. بچههه رو کشتن.