Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
دوباره از آن وقت‌هاست که دارم امتحانم را می‌افتم، این دفعه ولی بیوشیمی نیست، انگل است که نفرین خدا بر او و استادان و طراحانش باد. دوباره از آن وقت‌هاست که فقط با دعا و معجزه‌ی الهی نمی‌افتم. دعا کنید پس لطفا.
[اشک‌هایش را پاک می‌کند و کتاب را باز.]
Forwarded from متَّکی به خود
آقا تعداد اعضای کانال استاف شده 313. اندازه‌ی یاران امام زمان (عج).
پس نمی‌افته انگلشو :)))))
متَّکی به خود
آقا تعداد اعضای کانال استاف شده 313. اندازه‌ی یاران امام زمان (عج). پس نمی‌افته انگلشو :)))))
:))))))))
پس لطفا اینجا رو ترک نکنید تا من پاس شم این لعنتیو.
۲-۱۰ به نفع انگل.
بعدا نوشت: اون دو نفری که رفتن خعلی نامردن 😂
امتحان انگل داریم و من از بس همه چیز را نمی‌دانم، نمی‌دانم کدام بخش را دوره کنم که کمتر یادم برود. پس می‌نشینم پیام‌های یک سال پیشتان را می‌خوانم. چقدر قبلا ها با هم حرف می‌زدیم! توی پیام‌ها، پیام فائزه را می‌بینم که قول داده بود امسال برویم نمایشگاه کتاب، و پیام یکی دیگر که گفته بود می‌خواهد برای چهل روز سیگار را ترک کند. یا یکی دیگر که گفته بود حرفهایم را بعدا که حالش بهتر شد می‌خواند و می‌آید جواب می‌دهد. گایز! قول‌هایتان را فراموش کردید و من، این دمِ امتحان انگلی نشسته ام غصه‌اش را می‌خورم.
بیایید بگویید سیگارهایتان را ترک کردید؟ حال‌هاتان بهتر شد؟ نمایشگاه کتاب امسال چه خبر بود؟
(آنستلی، فائزه امسال گفت بیا بریم ولی من امتحان داشتم. از فائزه یاد بگیرید.)
Forwarded from آگوا
(تازه خود فائزه هم دیگه امسال نمایشگاه کتاب نرفت)
امروز یه نگاهی به قول هامون بندازیم
سرت به شانه ام گذار و هم گذار آن دو چشم تر


[دیدی نرفتیم پپرونی؟]
غمگین، خسته، پر از کافئین اما خالی از انگیزه برای انجام هر کاری، یک ربعه زل زدم به این نقاشی و هیچ فکری توی سرم نیست جز این که I don’t want this.
این بمونه اینجا که بعد بیام سر وقت برای کنسرت نرفتنم غصه بخورم. الان وقت کمه!
اجازه بدید دست درازی کنم و الردی امروزو بهترین سه‌شنبه‌ی سال اعلام بکنم.
#خستگی‌خوب
-من از تو بزرگترم، تجربه‌م از تو بیشتره، به حرفم گوش کن!
-تو فقط دو ماه زودتر از من به دنیا اومدی!!
-می‌دونی توی همون دو ماه چه اتفاقایی توی دنیا افتاد؟! نمی‌دونی! چون نبودی اون موقع! اون دو ماه از سخت‌ترین دوران بشریت بود!
حالا که انگل و قارچ رو دادیم رفت، جهان رو کمی شفاف‌تر ‌می‌بینم (گویا از دستشویی برگشته باشم، همون‌قدر سبک و آسوده خیال) و به نتایجی دست یافتم که در حوصله‌ی این جمع نیست اما در حوصله‌ی خودم خیلی مفیده.
سپاس‌گزاری برای امروز، برای مریم، برای تموم شدن قارچ و انگل، برای خستگی خوب امروز و برای انسان‌هایی که چند هفته‌ی گذشته رو کنارم بودن.
پرتو مثل شلدون کوپر است با این تفاوت که مثل شلدون بی‌ملاحظه نیست. فخر پرتو را به همه‌تان می‌فروشم.
مثل این که این بارم قرار نیست نتیجه‌ی زحماتمونو ببینیم؛ این خستگی توی تنمون می‌مونه تا موریانه‌ها بخورنش.
بهار به خوبی و خوشی تموم شد.
بهار خوبی بود! سخت بود ولی خوب، مثل همه‌ی چیزای قشنگ.
“دوباره من و غم پاییز”
[پاییز: شب امتحان]
Stuff
“دوباره من و غم پاییز” [پاییز: شب امتحان]
و این ۷۵درصد اول فرجه‌ی هر امتحانه.
حالا من تا بیام غر بزنم میگن چقدر غر می‌زنی ولی واقعا، واقعا واقعا this isn’t what I signed up for.
#IRAP
توی 2broke girlsیه جا گردنبند کرولاین پاره میشه و کرولاین افسرده میشه میگه که ما موفق نمیشیم، تمام امید من به جادوی گردن‌بندم بود!
و مکس میگه که:
Thanks for letting me know that our initial plan was based on magic.
نشسته بودیم عکس انتخاب می‌کردیم برای کلیپ و از اونجایی که تمام عکسایی که انتخاب می‌کردیم فقط جنبه‌ی فان داشت و “این که توی این عکس کجه، الان رزیدنت چشمه!”، آدم بزرگا اومدن بالا سرمون که درست انتخاب کنیم؛ رسیدیم به عکسای سه سال پیشِ همون آدم بزرگا و خداوندا! انگار عکسای ده سال پیششون بود! که خب البته ممکن نبود چون ده سال پیش ۱۴ سالشون بوده و دانشگاه نمیومدن. پس همینطوری “چقدر پیر شدین!” گویان به انتخاب عکسای بورینگ ادامه دادیم و نگاهمونو از آینه‌ی مادر سفیدبرفی دزدیدیم.
حالا فهمیدین چرا بهشون میگیم آدم بزرگا؟
#IRAP