Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
زندگیم شده مجموعه‌ای از عذاب وجدان‌های انجام ندادن کارهایی که باید.
پ.ن: در این لحظه هر چیز رو بذارن جلوم و بگن بین اون و مرگ یکیو انتخاب کن، بی‌شک مرگو انتخاب می‌کنم.
در باب اهمیت بادکنک
-آقا
-بله؟
-بوس به کله‌ت.
-مرسی، بازم کله‌مو بوس کن.
-باشه.
#conversations
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنتُمْ ۖ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ ۚ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا ۚ فَأُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَسَاءَتْ مَصِيرًا.
[نساء- ۹۷]
کم‌حرف شدن آدم‌هام روانیم می‌کنه.
هرچقدر هم بخوام انکار کنم، وقتی می‌بینمش تازه میشم.
Power power power over me
Carousel
Evgeny Grinko
🎵 Carousel
🗣 Evgeny Grinko
2:11
💾 5.03 MB
🎧 Telegram: @ShareTheJoy
📻 Spotify: spoti.fi/2m2ELiz
Stuff
Evgeny Grinko – Carousel
جدیدا خیلی مجبور میشم چشم‌هامو ببندم. وقتی می‌بندمشون اگه شانسم بگه و این آهنگ در حال پخش باشه، تصویر گله‌ی هاسکی میاد تو ذهنم.
نامربوط به هم، اما دلپذیر.
یه چیزی سر جاش نیست. من عوض شدم یا تو، یا منِ تو یا توی من، دلخوری ازم یا دلخورم ازت، یا نه، اصلا خیالاتی شدم؟
کاش خیالاتی شده باشم.
(اگه خیالاتی شدم، پس چرا به جای تو دارم با این کانال حرف می‌زنم؟)
یکی از دوستام وقتی نشستیم و حرف می‌زنیم و می‌خندیم، یهو دستشو میاره جلو، برای کمتر از یک ثانیه، با نوک انگشتاش دستمونو، یا چشمامونو لمس می‌کنه. یه دفعه ازش پرسیدم چرا این کارو می‌کنی؟ گفت برای این که مطمئن بشم اینا خواب نیستن. پرسیدم پس چرا انقدر کوتاه؟ گفت برای این که اگه خوابم، بیدار نشم.
چهارشنبه‌م آلردی بهترین چارشنبه‌ی امساله.
#کیم
-Leonard, are you sleeping?
-no
-are you ill?
-no
-are you still depressed because no one loves you?
#TBBT
از این همه خشونتی که به سمت تمام اقشاری که جزوشونم متمایله خسته شدم.
بعد از خوردن همه‌ی جهان، فهمیدم که واقعا غمگینم.
پ.ن: دیشب خواب دیدم که ماشین خریدم. بعد با ماشین رفتم یه کرئوکه بار، یه آهنگ دو نفره خوندم (از همین جا باید می‌فهمیدم که اینا همش خوابه. اما ادامه دادم.) بعد صدای اذان اومد و گفتم لطفا به احترام اذان آهنگو قطع کنید. (اینجا واقعا سر صبح بود و داشتن اذان می‌گفتن.). بعد نشستم پشت رول ماشین و توی یه جاده‌ی جنگلی روندم. تنها نبودم، ولی نمی‌دونم کی باهام بود. چندین روز بی‌توقف روندم و جاده تموم نمی‌شد. بهش گفتم چرا نمی‌رسیم؟ گفت رسیدنی در کار نیست. باید فقط برونی. عصبانی شدم، پیاده شدم نشستم لب جاده به طرف دره. اونم نشست سمت راننده و رفت. بعد صدای یه آقایی اومد که هی می‌گفت درو باز کن. (مورنینگ روتینِ سرکارگرِ ساختمون روبرویی برای بیدار کردن کارگر‌ها.) بعد همسایه پایینی دریلشو روشن کردن و “کوفت!” ِ من گم شد توی سر و صداها. بهم گفتن بیا دانشگاه، گفتم نمیام. گفتن فایل‌ها رو بفرست، گفتم نمی‌فرستم. حالا از صبح نشستم لب جاده به طرف دره و عصبانی ام از این که با انتخاب‌های چپر چلاقم گند زدم به تابستونم و دوستم ناراحته که جای من نیست. چندین بار سعی کردم یادم بیاد چرا اومدم توی این دو تا کار، یادم نیومد. رفتم موتویشن لتر و حرف‌هایی که با مسئول‌هاش برای قبول شدنم زده بودم رو خوندم که گفته بودم انقدر از جهان گرفتم که الان وقتشه یه ذره‌شو پس بدم. به این فکر کردم که الان چی دارم که بتونم بدم به جهان؟
مامان به پوریا قولِ ماشین داد و من گریه‌م گرفت و قورتش دادم و دلم می‌خواست برم گواهینامه‌مو با قیچی نصف کنم، اما فقط به یه جیغ و “لعنت به من با این انتخاب‌هام” بسنده کردم و رفتم بخوابم که همسایه پایینی (که نفرین خدا بر او باد.) دوباره دریلشو روشن کرد. هنوز لب جاده ام، پشت به دره، منتظرم یه ماشین بیاد، یا اونوری بیفتم یا اینوری.
پوریا میگه حالت بده که بده، بقیه چه گناهی کردن که فایلاشون دست توئه؟
سجاد افشاریان می‌خونه “حالا باید برای چَشم‌هات و إن یکاد بخوانم.”، به این فکر می‌کنم که اگر نشه چشم‌هامو لیزیک کنم چی؟ چشم‌هامو می‌بندم ولی گله هاسکی نمیاد.
میگه تو انقدر مشکلات روحی و جنگ‌های درونی داری که جایی برای آدمای واقعی نمی‌مونه.
I mean, who doesn’t wanna hear such things?
این که آدما با آهنگی که براشون می‌فرستی چی کار می‌کنن خیلی مهمه.
اگه از این نقطه‌ی عطف جون سالم به در نبردیم چی؟
Stuff
۱۴ ماه طول کشید تا بره ته لیست، یه روزه دوباره اومد اول لیست. نمایشی از این حقیقت که بعضی تلاش‌های ما به هیچ جای یونیورس نیست.
(اشاره به نوار people بالای تلگرامش): ببین چقدر اومدی بالا!
پ.ن: چهار سال پیش احتمالا هر دومون ۷۰۰درصد تلاش بیشتری برای بالا اومدن اون یکی می‌کردیم و ۹۰۰درصد کمتر موفق بودیم. Because timing’s a bitch