داره حرص میخوره، میگه: این آدم هر کاری انجام میده برای ویترینشه! اگه بدونه یه کاری قرار نیست بره توی ویترین و براش دست بزنن یا دلشون بسوزه، ز کل انجامش نمیده.
میگه: وقتی یکی توی مکالمهش از نیمفاصله استفاده میکنه هیجانم برای ادامه مکالمه بیشتر میشه.
چرا وسط کلاسهای جهنمی، وقتی یکی از در کلاس میاد برمیگردیم نگاهش میکنیم؟ چون منتظریم بتمن تیشرت/مانتوشو در بیاره و شنلشو باز کنه و نجاتمون بده.
این دومین اسلایدیه که من و مهسا ساختیم، چرا دومین؟ چون مسئول آزمایشگاه اجازه نمیده از اسلایدامون عکس بگیریم، این رو هم غزال قاچاقی گرفت. اسلاید درست کردن کار سختی نیست. سختترین جاش اون جاست که باید صبر کنیم خشک بشه، اما بعد از سه ترم اسلاید آماده دیدن، دیدن اسلایدی که با دستای خودمون درستش کردیم زیر میکروسکوپ، لذت بیشتری داره. (اگر لکههای بنفش و قرمز روی روپوش و دستهام، سوختگی دست کیمیا و تاول روی انگشتم رو در نظر نگیریم.)
این رو هم باید اضافه کنم که مهسا همگروهی خیلی خوبیه و از سوتیهای من عصبانی نمیشه و ما خیلی میخندیم. فقط ای کاش بقیهی بچهها شاهد سوتیهامون نبودند و خندهمون درونگروهی بود.
در نهایت این که من از آتیش میترسم، ۲۰ سال فقط خودم این رو میدونستم؛ از امروز همهی همکلاسیها میدوننش!
این رو هم باید اضافه کنم که مهسا همگروهی خیلی خوبیه و از سوتیهای من عصبانی نمیشه و ما خیلی میخندیم. فقط ای کاش بقیهی بچهها شاهد سوتیهامون نبودند و خندهمون درونگروهی بود.
در نهایت این که من از آتیش میترسم، ۲۰ سال فقط خودم این رو میدونستم؛ از امروز همهی همکلاسیها میدوننش!