Forwarded from متَّکی به خود
You are not mine; But sometimes I pretend that you wish you were. I create that idea that you secretly want me and I often forget its just something i've made up! You do not want me and you are not mine anyway...
• Unknown
• Unknown
باید درس بخونم، یا کارهامو انجام بدم، اما نشستم زل زدم به ساعت که ده بشه و برم بخوابم. دوشنبهها عمر آدم رو تلف میکنند. از ساختمان تدبیر و آداب متنفرم، از این که برای یک درس نیم واحدی باید این همه راه برم و بدوم و دیر برسم و پول آژانس بدم هم متنفرم. از دانش خانواده و تاریخ امامت و استاد فیزیولوژی که تند حرف میزنه هم متنفرم. چرا در این دانشگاه هیچکس، لیدرلی هیچکس کارش رو درست انجام نمیده؟! کامل نه ها! فقط درست! و چرا تمام استرس و خستگی و حرصش برای ماست؟ خدایا داری میبینی؟
-آخرش یا من این ورودیو میکشم یا این ورودی منو.
-غلطه، این ورودی الردی، همین اولش، تو رو داره میکشه.
[اجتماع ۱۵۰ گاو در یک دانشکده]
#conversations
-غلطه، این ورودی الردی، همین اولش، تو رو داره میکشه.
[اجتماع ۱۵۰ گاو در یک دانشکده]
#conversations
Stuff
-سگ سیاه افسردگی رو راه دادی توی خونهت؟ -من سگ سیاه افسردگی ام.
(این رو یک جا خوندم که یادم نمیاد کجا، هر وقت یادم اومد میگم.)
امروز مریم پیام داد که زود بیا املت گرفتم، املت چون رسم صبحهای کنسل شدن زبان من و مریم بود! من هم زود رفتم و تریا پر بود از آدمهای زیبایم، به مریم گفتم یک احساس خوشبختی زیادی سراغم آمده! بعد هم بافت عملی داشتیم با استاد مورد علاقهام و دو ساعت کیف دنیا را کردم. از آن به بعد، جهانِ حسود شروع کرد به انتقام گرفتن. حالا من ساعت یک صبح مانده ام، درس نخوانده، با کارهای عقب افتادهی بد بو، با موهای گره خورده و چشمهای سوزنده، نشسته ام به کپشن درسا گریه میکنم که از آخرینهایش میگوید.
برای بچههای خوابگاهی خیلی خوشحالم. بلاخره بعد از چند هفته میرن خونههاشون و از این شهر نفس میکشن.
Stuff
Www.Sedabax.Ir – Mansour - Www.Sedabax.Ir
اگر براتون سواله بعد از چهار ساعت کلاس و پنج ساعت جلسه آدم چه جوری میشه!
(این سرشلوغیهای خوب)
(این سرشلوغیهای خوب)
نصف انرژیای که باید روی یک کار بذارم صرف این میشه که به مسئولین اون کار بفهمونم با اعضای گروهشون مثل کارمنداشون رفتار نکنند. -______-
مرداد که شد دوست خانوادگیمان تصادف کرد و مرد؛ خودش و نوهاش که نصف یک دوقلو بود. مرداد که شد کارهای ایرپ در اوجشان بودند و یکی دو هفته (همان هفتههایی که خاکسپاری و ترحیم و سوم و هفتم بود.) هر روز از اواسط روز تا اواسط عصر جلسه داشتیم؛ صبح میرفتم جلسه تا عصر و عصر میرفتم کارهای ایرپ یا اتیکت را تا شب میکردم. آن دو هفته چند بار هم رفتم بیرون. همان دو هفته هم رفتم پیش دکتر و گفتم چشمهایم را عمل کن! اینطوری چند هفتهی دیگر هم نباید به چشمها فشار میآمد! بعد از عمل هم حضوری ایرپ شروع شد که وقت برای نفس کشیدن هم نبود و بعد هم اتیکت و دانشگاه و کلاس و کارهای دیگر!
حالا که چی؟ این که آدم برای فکر نکردن به رفتن عزیزانش هر کاری بتواند میکند، آخرش هم یک جایی وسط خواندن ادم ریوی یاد استاد میفتد که گفته بود مادرش در اثر ادم ریوی مرده و تمام تلاشهای چند ماهه برای فکر نکردن به از دست دادن هدر میرود. یکهو خودش را میبیند که صبح روز خاکسپاری چشمهایش را بسته وقتی مامان گفته: بیدار نمیشی؟ ما بریم؟ یکهو میبیند دو ماه از آن صبح گذشته و خداحافظی نکرده، نشسته توی سلف، جلوی صابره و صد نفر دیگر گریه میکند. میبیند دیگر ممکن نیست او را اتفاقی در خیابان ببیند و بغلش کند!
(خوب بود که کسی نمیدونست جلسات آیرپو میشه نرفت، کارهای اتیکتو میشه تقسیم کرد، حضوری ایرپو میشه نبود، و اتیکت رو میشه کم بود!)
حالا که چی؟ این که آدم برای فکر نکردن به رفتن عزیزانش هر کاری بتواند میکند، آخرش هم یک جایی وسط خواندن ادم ریوی یاد استاد میفتد که گفته بود مادرش در اثر ادم ریوی مرده و تمام تلاشهای چند ماهه برای فکر نکردن به از دست دادن هدر میرود. یکهو خودش را میبیند که صبح روز خاکسپاری چشمهایش را بسته وقتی مامان گفته: بیدار نمیشی؟ ما بریم؟ یکهو میبیند دو ماه از آن صبح گذشته و خداحافظی نکرده، نشسته توی سلف، جلوی صابره و صد نفر دیگر گریه میکند. میبیند دیگر ممکن نیست او را اتفاقی در خیابان ببیند و بغلش کند!
(خوب بود که کسی نمیدونست جلسات آیرپو میشه نرفت، کارهای اتیکتو میشه تقسیم کرد، حضوری ایرپو میشه نبود، و اتیکت رو میشه کم بود!)
با هر تشکرشون یه جون به جونام اضافه میشه.
تشکر کردن خیلی خوبه، مثلا من الان نوار جونهام سبز شده!
تشکر کردن خیلی خوبه، مثلا من الان نوار جونهام سبز شده!
استاد باکتریمون اول ترم یه جمله طلایی گفت:
بچهها یه چیزی بهتون میگم به هیشکی نگید! شما ۴۰٪ DNAتون با موز یکیه!
من امشب احساس میکنم ۱۰۰٪م با موز یکیه.
شما چند درصدتون با موز یکیه؟
بچهها یه چیزی بهتون میگم به هیشکی نگید! شما ۴۰٪ DNAتون با موز یکیه!
من امشب احساس میکنم ۱۰۰٪م با موز یکیه.
شما چند درصدتون با موز یکیه؟
Forwarded from آگوا
#صدروزقدردانی
روز شیشم.
برای اینکه زمان میگذره، آدم عبور میکنه، روزای سخت رد میشن و امید به صبح هست، شکرگزارم.
روز شیشم.
برای اینکه زمان میگذره، آدم عبور میکنه، روزای سخت رد میشن و امید به صبح هست، شکرگزارم.