توی یکی از اپیزودهای مدرن فمیلی، کلر و فیل دعوای خیلی بدی میکنند؛ ولی مشکلی که هست اینه که فیل نمیدونه کلر از چی ناراحته و همین کلر رو عصبانیتر میکنه. اواخر اپیزود مشخص میشه که فیل سالادی رو که کلر سالها پیشنهاد میکردتش، به پیشنهاد یکی از دوستاش، خورده و به کلر گفته که این سالادو باید امتحان کنی.
کلر هم عصبانی میشه که مرد حسابی، من چند ساله دارم بهت میگم این سالادو امتحان کن و گوش نمیدی، حالا که یکی دیگه بهت گفته رفتی خوردی و تازه به من میای میگی باید امتحانش کنی؟
کلر هم عصبانی میشه که مرد حسابی، من چند ساله دارم بهت میگم این سالادو امتحان کن و گوش نمیدی، حالا که یکی دیگه بهت گفته رفتی خوردی و تازه به من میای میگی باید امتحانش کنی؟
به پریسا گفتم که اون بهترین نبود و نیست، ولی همونی بود که همیشه چشمام دنبالش میگشتن، حالا هم دیگه نمیخوام چشمام دنبال چیزی بگردن.
نشر پ رو کلا با تمام وجودم دوست میدارم. یک کتاب خیلی لاغر و کوچولو هم برای صلاحیت بالینی داره که چک لیست تمام امتحانات آسکی داخلشه که اون هم اوصیکم.
Stuff
بچههای فیزیوپات یا هرکسی که فارما براش کابوسه، این کتاب نشر پ، منبع مقدماتی خوبی برای یادگرفتن فارماست. توی تابستون که وقتتون آزادتره بخونیدش که ثواب دنیا و آخرت ببرید و وقتی گفتن کاپتوپریل، تشنج نکنید. بوس.
اگر بعدش خواستید فارما رو درست حسابی بخونید هم برید سراغ کتاب تکجلدی فارماکولوژیش.
Forwarded from منشآت.
اگه این روزا اسم داشتن حتما اسمشون جون کندن برای زنده موندن بود.
کاش میشد چند روز از این بدن، با این مغز کمسرتونینِ خسته بیام بیرون و زندگیمو بکنم.
Forwarded from | Obliviate |
ولی امروز عینا اون دیالوگ مردیث توی گریز آناتومی بودم که برمیگرده به الکس میگه حس میکنم یکی از اون افرادی هستم که اونقدر بیچارهست که نمیتونه اطراف آدمای نرمال باشه؛ انگار قراره آدمای شاد رو آلوده کنم...
یعنی وقتی یکی کاری میکنه در حقمون که براش عذاب وجدان میگیره، اجازه ندیم با لطف کردن بهمون و محبت الکی وجدانش رو راحت کنه. یا اشتباهش رو بپذیره یا هم در عذاب وجدانش ذوب بشه.