اگر حراست زنگ زد میگید برن کمیته انضباطی نامه بزنن. با تلفن پا نمیشید برید.
اگر رفتید و اتهامی وارد کردند میگید باید ثابت کنند. اونی که توی فیلمه اصلا شما نیستید. اون تایم شما اصلا کتابخونه/ سرکلاس/ خونه بودید. امضا خواستند؟ نمیدید. اقرار به جرم نکرده خواستند؟ نمیکنید. گوشی خواستند؟ نمیدید. زنگ بارون کردند؟ نایت مود و قرص خواب.
اگر رفتید و اتهامی وارد کردند میگید باید ثابت کنند. اونی که توی فیلمه اصلا شما نیستید. اون تایم شما اصلا کتابخونه/ سرکلاس/ خونه بودید. امضا خواستند؟ نمیدید. اقرار به جرم نکرده خواستند؟ نمیکنید. گوشی خواستند؟ نمیدید. زنگ بارون کردند؟ نایت مود و قرص خواب.
Forwarded from | Obliviate |
پس از هر گلوله باران، کور، دست بر تن درختان هر خیابان وطن باید گذاشت تا به خط بریل بخوانی
چه آرزوهای جوانی زخم شدهاند.
چه آرزوهای جوانی زخم شدهاند.
اصلا زندگی عادی رو نمیتونم. وقتی گرسنه یا تشنه میشم عصبانی میشم. وقتی میخوام لباس بپوشم لجم میگیره. اصلا انسان بودن و نفس کشیدن و اینها رو نمیتونم.
امروز ۱۴ جفت چشم معاینه کردم، ولی چشمای تو هیچ وقت یادم نمیره. اسمت رو هم. تاریخ تولدت. رنگ عنبیهت، رد رفلکست، و لبخند تلخت.
یادم نمیره امشب رو. وویس دادنم با گریه رو. اون هشتصد باری که به یگانه گفتم “باورم نمیشه”، اون خندههای عصبیم رو. یادم نمیره چی کار کردی. یادم نمیره که من همهٔ تلاشم رو کردم و تو همهشونو آتیش زدی.