زوربای سیاه
بحث اینجاست که رزیدنتهای جراحی عمومی اکثرا یا خودکشی میکنن یا انصراف میدن، بس که این تخصص سخت و طاقتفرساست. بس که استرسزاست. تقریبا روزی چند عمل انجام میدی و توی هر عمل جراحی مسئولیت مستقیم جون مریض با توئه. هرروز باید از ۴-۵ صبح بیدار شی بری سر کار که…
به این قضیه نظام و لولینگ مردسالارانهی رشتهٔ جراحی رو هم اضافه کنید. ما که دانشجوییم کم نشنیدیم از رزیدنتهای مرد که “یه کاری میکنیم خانوما تا آخر سال انصراف بدن.”
حالا یکی همهٔ این جهنمها رو رد کرده و وقتی اومده به وضعیت موجود جلوی ساختمونی که قرار بوده حامیش باشه و هر ساله بابتش بهش حق عضویت پرداخت میکرده اعتراض بکنه، کشتنش.
میدونستید توی بعضی دانشگاهها رزیدنتهای جراحی سال یک حق خروج از بیمارستان رو ندارند تا سال بالاییشون اجازه بده؟ تصور کنید یک هفته میمونن توی بیمارستان و اگر بخوان خارج بشن نگهبان به سال بالاییشون خبر میده.
میدونستید رزیدنتهای سال پایینتر نمیتونن روی صندلی بشینن تا وقتی سال بالاییشون اجازه بده؟
Forwarded from زوربای سیاه
از چهارشنبه به اینور، هرجارو که نگاه میکنی خون ریخته. قراره بدتر هم بشه. اما صبح و شب با خودتون تکرار کنید، راه برگشتی وجود نداره. یا به صبح میرسیم یا برای همیشه شب میمونه.
Forwarded from زوربای سیاه
یه ویدیو از دیروز دیدم که هنوز دارم بهش فکر میکنم. لباس شخصیا ریخته بودن توی دانشگاه اصفهان و دانشجوهارو با خشونت تمام میزدن، یه بسیجی داشت فیلم میگفت میگفت بخدا اینا بسیجی نیستن ما بسیجیا این کنار وایستادیم. به جملهش کاری ندارم، بهت و حیرت صداش، و وحشت بسیجیهایی که توی فیلمش افتادن خیلی حرف توی خودش داشت. انگار تازه چشمشون به حقیقت باز شده بود. انگار تازه فهمیده بودن با کیا توی یه جناحن.
Forwarded from EL vIsiOn
خون هیچکس از کسی رنگینتر نیست، ما همه یکصدا ایرانی هستیم.
فقط میخوام به عنوان یه کرد سنندجی بهتون بگم اگه شهرای دیگه اولش باتوم و پینتبال و ساچمهست، سمت ماها از روز اول تفنگ جنگیه!
اگه شهرای دیگه دانشگاههایی که روزهاست شلوغه بچهها رو میگیرن و بازداشت میکنن، اینجا روز اول شلوغی دانشگاه کردستان یکی رو کشتن و با تفنگ رفتن توی دانشگاه!
کردستان و بلوچستان و امثال این اقلیتها، بیشترین ظلمها حوالهشون شده ولی همین تبدیل میشه به بیشترین شجاعت و عزراییل رو سوق میده سمت عاملینش. که اگه قرار بود ظلم بیشتر ساکت کنه، از روز اول اعتراضات، شهر من اونجایی نبود که یه شبش هم ساکت نبوده تا الان!
فقط میخوام به عنوان یه کرد سنندجی بهتون بگم اگه شهرای دیگه اولش باتوم و پینتبال و ساچمهست، سمت ماها از روز اول تفنگ جنگیه!
اگه شهرای دیگه دانشگاههایی که روزهاست شلوغه بچهها رو میگیرن و بازداشت میکنن، اینجا روز اول شلوغی دانشگاه کردستان یکی رو کشتن و با تفنگ رفتن توی دانشگاه!
کردستان و بلوچستان و امثال این اقلیتها، بیشترین ظلمها حوالهشون شده ولی همین تبدیل میشه به بیشترین شجاعت و عزراییل رو سوق میده سمت عاملینش. که اگه قرار بود ظلم بیشتر ساکت کنه، از روز اول اعتراضات، شهر من اونجایی نبود که یه شبش هم ساکت نبوده تا الان!
من واقعا فانکشنهای معمول زندگی رو نمیتونم. وقتی یکی میپرسه رمز کارتت چیه میخوام جیغ بزنم. اعصابم از بستن دکمههام خرد میشه. وقتی یه چیزی از دستم میفته از جاذبه عصبانی میشم. اصلا تو کتم نمیره که ما تو جنگیم ولی جاذبه هنوز جاذبه ست، دکمه رو باید بست و آدما رمز کارتمو به طور اتوماتیک نمیدونن.
خواهشا بعد از آزادی، یکی از ماههای non-October رو اکتبر ۲۰۲۲ اعلام کنیم که جبران بشه.
Forwarded from میخواهم وحشی بمانم
انقدر این چند وقت نگران دوستام بودم و خون دل خوردم که بعدا وقتی امنیت برقرار شد با همشون قطع ارتباط میکنم از حرص.