Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
یه تومور توی مغزم درست شد، به اسم ۲۱ دی ۹۸. یه تومور با غدد اشکی فراوان، به همراه بغض و نفرین و به قول نیایش بی‌پناهی.
عصر زنگ زدم به نیایش، یک دقیقه حرف زدیم، گفت: خودمون باید مراقب خودمون باشیم.
امروز ظهر اگر هاشمی، عصر و شب اگر زهرا و مریم دستمو نمی‌گرفتن احتمالا دق می‌کردم. دست همو بگیرین. تو این روزا دست همو بیشتر بگیرین!
Forwarded from هذیـــــــــــــون (نــــ🌱ــــال)
می‌دونی از شر اين همه مشكل چه جوری می‌شه خلاص بشیم مامان؟ يه شب، يه شام درست و حسابی بپزی بخوريم، بعد سرفرصت تمام درزهای در و پنجره‌ها رو بگيريم، يكيمون شير گازو باز كنه، بريم بخوابيم، صبح نشده تمام مشكلاتمون پريده...!

[اینجا بدون من]
But if we died today, would it be so bad?
شما رو نمیدونم، ما مثل زنجیره، یکی میاد از یکی میپرسه حالت چطوره و اون شروع میکنه به تایپ کردن، وویس گرفتن، اشک ریختن، گفتن! وقتی خالی شد، نوبت خودشه که بره از بعدی بپرسه.
شما رو نمیدونم، ما حالمون خیلی بده، رفتیم دانشگاه، با اشک شمعا اشک ریختیم، با هم گریه کردیم، اشک شمع‌ها ریختن روی دستمون و با اشکامون قاطی شدن.
شما رو نمیدونم، یه سریتون گوشیاتون آنتن نمیده و دارم میمیرم از بی‌خبریتون، یه سریتونم نمی‌شناسم، امیدوارم همه‌تون سالم برگردید خونه‌هاتون. امیدوارم دیگه داغ نبینیم، هیچکدوممون!

#conversations
فی بُعدها عذابٌ، فی قُربها السلامة
شما هم توی گوشتون صدای ناله ست؟ صدای گریه؟ شما هم توی سکوت کتابخونه یهو صدای جیغ میشنوین؟ خنده رو با گریه اشتباه میشنوین و دلتون هُرّی میریزه پایین؟
برف
برف
برف
Forwarded from ♡آبی♡
فاک دیس لایف و تمام:)
۹۰ درصد این روزها اینطوری میگذره که من میشینم پشت میز، گوشیو باز می‌کنم، یه چیزی می‌خونم یا گوش میدم و گریه می‌کنم، از درون یا بیرون.
دلم شکسته.
-There’s always a reason not to be with you.
-How come?
-Because I’m always looking for them.
اگر دو هفته پیش که غمگین بودم، اون هودی سیاه فرندز رو خریده بودم، الان می‌پوشیدمش و مطمئنا کمتر گریه می‌کردم. آخه کی میتونه توی هودی فرندز گریهٔ طولانی بکنه؟
از core یخ زدم؛ یه تیشرت و دو تا بافت پوشیدم، با پاپوش و دستکش، هنوز هم سرده.
دلم میخواد به وحید آنلاین پیام بدم بگم یه روز منو ریموو کنه از کانالش، بعدش دوباره بذاره بیام. نیاز دارم به این که یه نیروی خارجی نذاره ویدیوها رو برای چهارصدمین بار ببینم.
یه کانال تک نفره دارم که توش قسمت‌های مورد علاقه‌م از مکالماتم رو فورارد می‌کنم یا می‌نویسم، این چند روز از بس خوندمشون ترتیبشونم حفظ شدم، اما بهتر نشدم.
همه چیز سیاهه، سیاهی مطلق.
یک حالتی هست که آدم از استرس زیاد فلج می‌شود؛ در هفتهٔ اخیر چهار بار تجربه‌اش کرده ام، چیز خوبی نیست.