آدمهایی که حافظهشون خوبه و همه چیزو راحت حفظ میشن برنده اند، آلردی در همهٔ زمینهها، فاکینگ همهٔ زمینهها برنده اند. به هیچ تواناییای بیشتر از این حسودیم نمیشه.
تماشا کردن دوستهام، دوستهای غیر مشترکم، در کنار هم، تماشا کردن صحبتهای دوستانهشون با هم، به من لبخند میده، حتا اگه برای نمود ظاهریش زیادی خسته باشم، روحم پر از لبخند میشه.
یکی از جملات مکالمهٔ یک ساعت و نیمهٔ امروز این بود:
“آدما باید یاد بگیرن همو همونطور که هستن بپذیرن، دست از تلاش برای جا دادن همدیگه توی قالبای خودشون بردارن.”
“آدما باید یاد بگیرن همو همونطور که هستن بپذیرن، دست از تلاش برای جا دادن همدیگه توی قالبای خودشون بردارن.”
استاد سر کلاس گفت: “....یا مثلا بعضیا توی جمعهای شلوغ عصبی میشن.” و من با تمام قدرت سرمو تکون دادم.
امیدوارم هیچ وقت به “امتحان از کجاست؟/ برای امتحان چی بخونیم؟” ِ کلاس تبدیل نشید.
دلم میخواد همهشونو بلاک، ریپورت، و میخ آویز کنم.
دلم میخواد همهشونو بلاک، ریپورت، و میخ آویز کنم.
دلم میخواد سرش داد بزنم که، بیجنبه! بیشعور! نفهم! جوگیر! اگه کاریو بلد نیستی راجعبهش حرف نزن. کلا حرف نزن! کلا چند وقت ساکت باش.
مهسا یه بار توی کانالش گفته بود که بعضی وقتا دلم میخواد اینجا بیام غر بزنم و ریکشنی از خوانندهها نگیرم. متاسفانه فکر کنم پستو پاک کرده.
حالا، همون!
حالا، همون!
Tehran Waltz
Mehrdad Mehdi
نوشته بود:
أيحق لي أن أزعجك عندما أشتاق اليک؟
آیا حق اینو دارم که وقتی دلم برات تنگ میشه؛ مزاحمت بشم؟
#instrumental
#گوش
@bendilsiz
أيحق لي أن أزعجك عندما أشتاق اليک؟
آیا حق اینو دارم که وقتی دلم برات تنگ میشه؛ مزاحمت بشم؟
#instrumental
#گوش
@bendilsiz
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
چرا نمیریم بیرون؟ چرا انقدر نمیریم بیرون که من وقت میکنم گایتون بخونم؟ چرا فاکینگ نمیریم بیرون؟؟
Stuff
چون که این آدما (و دو تای دیگهشون که بعدتر رسیدن و عکاس دلبندم)، دلگرمی این روزهای سرد شروع ترم پنج اند و خدا رو شکر برای بودنشون.
اما این یازده نفر، آخ از این یازده نفر که اگر ویروس کرونا نبود هر روز بغلشون میکردم. (البته بعید میدونم یکیشون اجازه میداد، بس که خجالتیه! اونو هفتهای یه بار، بقیهشونو هر روز!)
خدا رو شکر که هستن، خدا رو شکر که با همیم.
#twelve
خدا رو شکر که هستن، خدا رو شکر که با همیم.
#twelve
سوالم اینه که چرا آدما کمک بقیه رو نمیپذیرن؟ چرا فکر میکنن کمک، لطفه؟ چرا اجازه نمیدن میزو با هم بلند کنیم و دیسک هیشکی بیرون نزنه و دست هیشکی درد نگیره؟
دلم یه کادوی هری پاتری میخواد، حیف که برای هر نوع کادوی هری پاتری زیادی پیرم.
پ.ن: پرنیان و سمیرا ماگ، تیشرت، هودی و سایر مواردو پیشنهاد دادن و اطمینان دادن که پیر نیستم. لذا نیستم. مرسی.
پ.ن: پرنیان و سمیرا ماگ، تیشرت، هودی و سایر مواردو پیشنهاد دادن و اطمینان دادن که پیر نیستم. لذا نیستم. مرسی.
Forwarded from Wow . (Zahra)
کاش زندگی ولی میذاشت یه نفس راحت بکشیم بعد دوباره زانوهاشو فشار میداد روی قفسه سینهمون که نفس کشیدن سخت بشه دوباره .
اجازه بدید از همین الان اعلام کنم که امروز روز بدیه و پتو رو بکشم روی سرم و کاری انجام ندم.