Stuff
یه لیست بلند بالای هدیه دارم که هیچکس ازم سراغشو نمیگیره.
حق دارن آخه
چی کار کردم که لایق هدیه باشم؟ حتا تازگیها به دنیا هم نیومدم!
چی کار کردم که لایق هدیه باشم؟ حتا تازگیها به دنیا هم نیومدم!
برای خودم متاسفم که تفریحاتم، به هنگ من بازی کردن توی جلسات بانی شو، زیر نگاههای پر استرس امیرحسین با مضمون “پریا کار داریم دیره ول کن” محدود شده.
نیاز به تفریح واقعی دارم :(
نیاز به تفریح واقعی دارم :(
از حوالی 7 تا آخر شبها یه غمی میاد میشینه روم و فلجم میکنه برای انجام هرکاری جز دعواهای ذهنی با آدمها.
با هاشمی توی مغزم با سناریوهای مختلف حرف زدم و تا الان هیچ سناریویی رو نتونستم پیدا کنم که توش بهش برنخوره و ناراحت نشه.
الان دارم فکر میکنم که خودم چقدر برای آدمها این دشواریو ایجاد کردم و چقدر الهی بمیرم براشون، برای همهشون :(
الان دارم فکر میکنم که خودم چقدر برای آدمها این دشواریو ایجاد کردم و چقدر الهی بمیرم براشون، برای همهشون :(
تنها چیزی که در حال حاضر دلم میخواد اینه که هودی گشاد گرممو بپوشم، ریک ن مورتی پلی کنم و پاپکرن بخورم.
شاید یه جادوگر خبیث توی جنگلای سیاه با مندیبل انجلینا جولی ۹۸ رو طلسم کرده و از پاییز یهو دیده عه دیر شده و افتاده روی اضافه کاری چون وقتی ۹۸ تموم بشه دیگه هیچ کاری نمیتونه بکنه.
شاید
شاید
مراقب خودتون باشید
انقدر دستاتونو بشورید و ضد عفونی کنید تا به نفت برسید (هارهار)
خیلی مراقب خودتون باشید.
انقدر دستاتونو بشورید و ضد عفونی کنید تا به نفت برسید (هارهار)
خیلی مراقب خودتون باشید.
صبح که بیدار شدم فکر نمیکردم تا آخر شب با سبحان و قندی یه طرحی بسازیم که روی صد تا ماگ و ۳۰ تا دعوتنامه بره.
نفسم میگیره بهش فکر میکنم.
نفسم میگیره بهش فکر میکنم.
استاد ادراریمون هفتهٔ پیش گفت: “گیییجتر از من پیدا نمیکنین!” حالا میخوام بهش پیام بدم بگم استاد پیدا شد!
اما الان وقت مناسبی برای سرما خوردن نبود. میخوام یه “نه، کرونا نیست، سرماخوردگی معمولیه.” بچسبونم روی سرم که ساکت بشن همه.
اپیزود جدید فرندز هم منو خوشحال نکرد؛ چرا؟ چون احتمالا اون موقع که میاد داریم برای پایانترما توی سرمون میزنیم.
از این که از همه جا exclude شدم بدم میاد، از ترم اول همینطور بود و هنوز ادامه داره، مهم هم نیست چه کنم. یه قسمتیش مطمئنا تقصیر خودمه، اما یه قسمتیش نیست و احساس میکنم که برای include شدن دیره.
ناراحتم، اونقدر که وسط فارما بزنم زیر گریه.
به روم نیارین شما ولی.
ناراحتم، اونقدر که وسط فارما بزنم زیر گریه.
به روم نیارین شما ولی.