چطور انتظار دارین وقتی بد رفتاری بقیه باهاتون رو ببینن، باهاتون خوش رفتاری کنن؟ مگه نمیدونین ماها همهمون بندهٔ تقلیدیم؟
یا آسونتره که بگم این سرنوشت منه، بپذیرمش و ادامه بدم؟
No matter how much it upsets me
No matter how much it upsets me
Forwarded from Faeldor (Faella)
آدمایی که فکر میکنن صلاح همه رو میدونن و سعی میکنن برای عالم و آدم تصمیم بگیرن، واقعا برام قابل تحمل نیستن.
تایپ جزوهٔ پاتو چهل دقیقه طول کشید، اما پنج روز طول کشید تا این چهل دقیقه رو بهش اختصاص بدم.
Forwarded from Faeldor (Faella)
نتیجه میگیریم بعضی اوقات دو تا آدم هم خودشون جدا جدا خوبن، اما ترکیبشون باهم فاجعه میشه و تقصیر هیچکدومشونم نیست.
کل امروز به جز دو ساعت خواب بودم. آن دو ساعت را هم خواب نبودم چون استاد پشت اسکایلاین گفت: خب خانوم فلانی میخوام مایکتونو تست کنم، حرف بزنین. من خواب از کله ام پرید و گفتم سلام استاد.
دیروز ظهر به امیرحسین گفتم که در پروژههای جدید روی من هم حساب کند و معذرت میخواهم که چند وقت نبودم و ممنون که گنداخلاقیهایم را تحمل کرده.
دیشب از گریه خوابم برد و صبح مامان گفت دعا کن زودتر نوبتمان شود تسویه حساب کنیم و من خوابیدم و وقتی بیدار شدم مامان دیگر بغلم نمیکند، میگوید شاید چیزی با خودش آورده و من فکر میکنم که کاش همه چیزهایی را که با خودش آورده به من بدهد و تمام این ترسها تمام شوند.
دیروز ترسناکترین و نگرانترین روز زندگیم بود.
دیروز ظهر به امیرحسین گفتم که در پروژههای جدید روی من هم حساب کند و معذرت میخواهم که چند وقت نبودم و ممنون که گنداخلاقیهایم را تحمل کرده.
دیشب از گریه خوابم برد و صبح مامان گفت دعا کن زودتر نوبتمان شود تسویه حساب کنیم و من خوابیدم و وقتی بیدار شدم مامان دیگر بغلم نمیکند، میگوید شاید چیزی با خودش آورده و من فکر میکنم که کاش همه چیزهایی را که با خودش آورده به من بدهد و تمام این ترسها تمام شوند.
دیروز ترسناکترین و نگرانترین روز زندگیم بود.