دو هفتهٔ گذشته از پابلیش جلسهٔ آخر فرار میکردم؛ امروز ولی بلاخره به پریناز گفتم که امشب تمومش میکنم. این کار که تموم بشه من آفیشیالی دیگه هیچی نیستم.
جمعیتی رو تصور کنید که موهای همهشون آتش گرفته و هر کسی داره جیغ میزنه، میدوه و حرفای نامفهمومی میزنه؛ این تصویر تمام گروههای دانشگاهی ما بعد از هر اساماس دانشگاه، هر پست شورای مشاورین و در کل هر چیزی نسبت به آیندهٔ گنگ زندگیمون توی این خراب شده ست.
گاهی فکر میکنم خوب شده، گذر کردم، تموم شده، یک آن به خودم میام میبینم یک ساعت و نیمه که نشستم با عقربهها گریه میکنم.
چیه این زندگی؟
چیه این زندگی؟
Stuff
Adna – Working Titles
حدود دو سال پیش این آهنگو با همین حسها گوش دادم، با همین معلق بودن؛ امیدوارم شباهتش فقط در همین حد بمونه و اتفاقات بعدش تکرار نشن.
به میزان خوبی روی فراموشکاری اطرافیانم حساب میکنم که چیزی رو به خودشون نگیرن و حرفامو میزنم.
خب
دوستان
الان میتونم یک کتاب بنویسم در باب این که چطور بد باشیم تا گلیممون توی لجن غرق نشه. اما کی چنین چیزی نیاز داره؟ تلویزیون رو روشن کنید و فقط گوش کنید. شاید حتا ایدهٔ یک اختلاس به ذهنتون برسه. شاید هم یک سال گذشتهتون جلوی چشمتون اومد و خراب شدن خودتونو دیدید؛ دیدید که هر کس به وقتش چطور همه چیز رو زیر پا میذاره، و شاید اگر دقیقتر نگاه کردید، میتونید ببینید که خودتون هم از بقیه بهتر نیستید.
دوستان، امید، طلبِ هیچکس نیست، حتا خدا هم به ما امید بدهکار نیست، به وقتش اگر به حد کافی در لجن فرو بریم، خدا هم امیدشو ازمون میگیره و ما میمونیم و زندگیای که شروعش انتخاب ما نبوده.
دوستان
الان میتونم یک کتاب بنویسم در باب این که چطور بد باشیم تا گلیممون توی لجن غرق نشه. اما کی چنین چیزی نیاز داره؟ تلویزیون رو روشن کنید و فقط گوش کنید. شاید حتا ایدهٔ یک اختلاس به ذهنتون برسه. شاید هم یک سال گذشتهتون جلوی چشمتون اومد و خراب شدن خودتونو دیدید؛ دیدید که هر کس به وقتش چطور همه چیز رو زیر پا میذاره، و شاید اگر دقیقتر نگاه کردید، میتونید ببینید که خودتون هم از بقیه بهتر نیستید.
دوستان، امید، طلبِ هیچکس نیست، حتا خدا هم به ما امید بدهکار نیست، به وقتش اگر به حد کافی در لجن فرو بریم، خدا هم امیدشو ازمون میگیره و ما میمونیم و زندگیای که شروعش انتخاب ما نبوده.