Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
So done.
We all deserve someone who gives a shit.
Let’s just postpone it forever.
چند روز پیش با یکی از اطرافیانم از آشنایی به دوستی گذر کردیم و وقتی یادش میفتم پشمام می‌ریزه که چقدر یه چیزایی راحتن و یه چیزایی پیچیده و سخت!
And it’s on again baby!
The perfect song does exist!
Forwarded from Faeldor
وااای تو قسمت 7 سیزن 3، یه کاور محشر از look what you made me do ارائه دادن که آه قلبم 😶 چقدر به تم اون قسمت میومد.
https://news.1rj.ru/str/vanillaAve/1226
Forwarded from Faeldor
آدمیزاد باورش نمی‌شه از چونان آهنگ مزخرفی، چنین جذاب و با مناسبت، کاور ایجاد کردن!
Forwarded from Stuff
We lose more than we gain and it’s killing us.
(Expect for weight)
Stuff
عزیزم چند روز پیش که خیلی ناراحت بودم، اتفاقی دستم را سوزاندم و قرار گذاشتم که فقط تا خوب شدن زخمش ناراحت بمانم.
عزیزم، زخمه خوب شد، پس دیگر از تو ناراحت نیستم، اما نه تو را بخشیده ام نه فراموش می‌کنم.
This world just keeps getting crazier.
Audio
☕️ صدای کافه
@matabulletjournal
همه‌تون دارین موهاتونو آبی می‌کنین و مجبورم بیام همه‌تونو بگیرم.
دلم می‌خواد شکیبا رو اینجا اد کنم، اما اون الان از معدود دوستای نزدیکمه که اینجا رو نخونده و در نتیجه دارک سایدمو کمتر دیده و دلم نمیخواد چنین چیزی رو از دست بدم.
“شلوغ” براتون چند نفر به بالاست؟
Final Results
16%
۲
44%
۵
18%
۷
14%
۱۰
2%
۱۵
1%
۲۰
6%
۲۵
Sometimes, it’s all about the attitude.
جدیدا تلگرامم خیلی هنگ می‌کنه، وقتی چند بار بزنم روش، خودش میره جاهای مختلف، واسه همین اگه یهویی وسط مکالمه شماره دکتر ابوترابیو فرستادم، به روی خودتون نیارید و رد بشید.
An observation:
Making a big deal about your birthday requires people who think that your birthday is a big deal! And I never had that option.
خب دلم میخواد درمورد تولدم غر بزنم و کسی به روم نیاره. به اندازهٔ کافی‌ صبر کردم که به کسی برنخوره.
روز تولدم کادویی نگرفتم، یه سری گفتن بعدا میدن، یه سری پول دادن، یه سری هم هیچی. کادوی زهرا هم افتاد شکست. البته فائزه کادومو فرستاد و کادوی فائزه و گل‌هایی که مامان خرید، تنها کادوی اون سالمه.
شب تولدم همه زود خوابشون برد، یا از ترس این که خوابشون ببره زودتر پیام دادن. خب مهم نبود، ولی حداقل می‌تونستن به این نکته اشاره نکنن.
یکی یک روز دیرتر، و یکی یک روز زودتر تولدمو تبریک گفت. یکی هم سه ماه بعدش گفت.
و روز تولدم موقع فوت کردن شمع، یکی که یادم نمیاد کی، به یه چیز الکی گیر داده بود و اعصابمو خرد کرد. و هیچکس هم تلاشی برای گشتن باهام نکرد. رفتم بیمارستان و اونجا هم اتفاق خوبی نیفتاد.
خاله نذاشت کس دیگه‌ای عکس بگیره و خودشم عکسا رو خراب گرفت.
پوریا دلش برام سوخت و رفتیم بیرون و توی رستوران، یکی بهم زنگ زد گفت گزارش کاراتو بده.
خب دیگه
Enough with being petty.