لانگ دیستنس برای همه نیست. حتا یک نفر هم نمیتونه با دو آدم مختلف لانگ دیستنس سالمی داشته باشه. لانگ دیستنس انرژی میطلبه. این که همیشه یادت باشه که از نود درصد شرایط طرف مقابلت خبر نداری. و یادت باشه که طرف مقابلت هم از نود درصد شرایطت خبر نداره. این که همیشه باید تلاش کنی بفهمی اوی ذهن طرف مقابلت چی میگذره و بهش بگی که توی مغز خودت چی میگذره. ممکنه ساعت روزتو بدونه، اما ندونه که تو اون ساعت در حال چه کاری هستی. لانگ دیستنس توضیح میطلبه. این که خسته نشی از توضیح دادن شرایطت، برعکس، کیف کنی از تعریف کردن اوضاع اطرافت. فرق لانگ دیستنس و هفتهٔ دیگه همو میبینیم، فرق امتحان دارم و ببین من سه ساعته نشستم پشت میز که دو ساعت برای این امتحان بخونم عه. فرقش وقتی هم رو دیدیم حرف میزنیم و حالم الان خوب نیست عه. فرقش ایگنور کردن رد فلگهای کوتاهمدت، و مطمئنی حالت خوبه؟ چیزی شده؟ عه.
لانگ دیستنس کار میبره. بله همهٔ رفاقتها کار میبره اما لانگ دیستنس کارش به اندازهٔ تکتک نگاههای نکرده، تکتک لبخندهای نزده و اشکهای دیدهنشده بیشتره.
لانگ دیستنس، “میدونم سخته ولی ارزششو داریم”عه.
لانگ دیستنس کار میبره. بله همهٔ رفاقتها کار میبره اما لانگ دیستنس کارش به اندازهٔ تکتک نگاههای نکرده، تکتک لبخندهای نزده و اشکهای دیدهنشده بیشتره.
لانگ دیستنس، “میدونم سخته ولی ارزششو داریم”عه.
کرونا و قرنطینه مجبورم کرد روی مهارتهای لانگ دیستنسم کار بکنم و به امید دیدار مجدد و به خوبی و خوشی تموم شدن دلخوریها با یک بغل نباشم.
باید حرف زد. باید گفت.
باید حرف زد. باید گفت.
و بهم یاد داد که بعضیها اگر هر روز بهشون یادآوری نشه که وجود داری، ممکنه به کل فراموشت کنن.
این که آدم در مسیر پذیرش یک حقیقت دردناک قرار بگیره، درد اون حقیقت رو کم نمیکنه، فقط به آدم میفهمونه که میتونه با وجود اون درد زنده بمونه.
چند وقته هی میام بگم اوضاع بدتر از این نمیتونه بشه، اما میترسم یونیورس فکر کنه دارم دست کم میگیرمش و بخواد رومو کم بکنه.
I Hope (Downtown Session)
Gabby Barrett
I hope she comes along and wrecks every one of your plans
همه میتونن بیشعور باشن اگه زمینهش براشون فراهم بشه. بعضیها برای فراهم شدن زمینهش هم تلاش میکنن.
میخوام بگم که ممکنه یک روز بیدار بشید و کمتر آرزوی مرگ بکنید، کمتر غمگین باشید و کمتر همه چیز رو نخواهید. میخوام بگم که ممکنه!
Forwarded from Nefelibata 🍃🐳🦦
خدا شاهده الان حاضر بودم برم تو کربلا بجنگم و امتحان نداشته باشم 😑
Forwarded from • رایمون
انواع مختلفی از بلوغ داریم. بلوغهای جسمی، فکری و ... اما به نظرم بنیادیترین بلوغ بعد از تجربهی خواسته نشدن، رخ میدهد. لحظهای که تو را نمیخواهد. نخواسته شدن، وجودیترین نوعِ شکست است. فروپاشی. بعد از آن، فردِ تنها سعی میکند کاری کند که حداقل خودش، خودش را عمیقن بخواهد.
از توییتر امین بزرگیان
از توییتر امین بزرگیان
راهنمایی دبیرستانی که بودم، برای اثبات این که به کسی که ناراحتم کرده وابسته نیستم، به خودم میگفتم سعی کن یک بیست و چهار ساعت بهش پیام ندی. بعد میگفتم حالا سعی کن بیست و چهار ساعت نه بهش پیام بدی نه لست سینشو ببینی. بعدش باید حسم رو نسبت بهش بررسی میکردم و اگر هنوز به حذفش مصر بودم، وارد مرحلهٔ بعد میشدم. مرحلهٔ بعد این بود که این کار رو برای سه روز انجام بدم. یعنی سه روز پیام ندادن؛ سه روز لست سین ندیدن. دوباره بررسی و بعدش میشد یک هفته، ده روز، دو هفته، سه هفته، یک ماه، چهل روز، و آخرش هم برداشتن لست سینشون. دیتاکس بود. حس میکردم اینجوری رنج رفتنشون از زندگیم کمتر میشه. در واقع براش برنامهریزی میشه و مشخصه که هر تاریخی باید چقدر رنج بکشم. و این مشخص بودن بهم آرامش میداد؛ انگار مانعی بود دربرابر رنج بیانتهای رفتن.