آدما بعد از این که تصمیم میگیری بیست و چهار ساعته بهشون سرویس ندی خود واقعیشونو نشون میدن.
Forwarded from پرنده یِ کوچکی که منم (Arina🍃)
بکت یه جمله داره که
"خودم را در آغوش گرفتهام، نه چندان با لطافت، نه چندان با محبت، اما وفادار وفادار."
"خودم را در آغوش گرفتهام، نه چندان با لطافت، نه چندان با محبت، اما وفادار وفادار."
گوشیمو میزنم به پریز دم در که نرم سراغش، بعد میرم میشینم زیر در باهاش کار میکنم. اگر در باز بشه گردنم قطع میشه، اگر باز نشه انقدر پای گوشیم میشینم تا علوم پایه رو بیفتم. امیدوارم در باز بشه.
در تاریخ کسی به اندازهٔ ما از سر ناچاری، در تاریکی مطلق اینقدر امیدوار به یک گشایش بوده؟
امید واهی. همه میدونیم نمیشه اما بازم امیدواریم که بشه.
امید واهی. همه میدونیم نمیشه اما بازم امیدواریم که بشه.
Stuff
در تاریخ کسی به اندازهٔ ما از سر ناچاری، در تاریکی مطلق اینقدر امیدوار به یک گشایش بوده؟ امید واهی. همه میدونیم نمیشه اما بازم امیدواریم که بشه.
حتا الان که این رو مینویسم، اون امید احمقانهٔ خرکی توی ذهنمه که چند ساعت دیگه بیام ریپلایش کنم و بگم شد. اما نمیشه. میدونم که نمیشه.
حالا شما فقط اگر تونستید و دلتون خواست، دعا کنید که این چهار روز باقی مونده زودتر بگذره و کسی کسی رو بیشتر از این خرد نکنه.
و تو رو خدا نیاین تو ناشناس بگین وضع ما بدتره. بدتر بودن وضع شما، وضع ما رو بهتر نمیکنه، ولی اعصابمونو خردتر میکنه. بد بودن وضع ما هم سختیهایی که شما کشیدین یا میکشین رو بیاعتبار نمیکنه. به اندازهٔ کافی برای همه بدبختی هست. بذارین تو این وضعمون بمیریم ولی نیاین از بدتر بودن وضعتون بگین.