با مطالعات بیشتر بر روی این کهکشان، به جزئیات بیشتری از ماهیت آن دست یافته و آنها را با خصوصیات سایر کهکشانهای باستانی مقایسه کنند.
مطالعات فعلی این گروه از ستارهشناسان با تکیه بر تجهیزات NIFS ادامه خواهد داشت. اما این گروه از دانشمندان امیدوارند که با راهاندازی تلسکوپ فضایی جیمز وب (James Webb Space Telescope) در سال 2019، این یافتهها رنگ جدیتری به خود بگیرند.
این مطالعه و سایر مقالات مشابه با آن، ستارهشناسان را به اطلاعاتی حیاتی از اولین کهکشانهای موجود در جهان و نحوه تغییر یافتن آنان در طول زمان میرساند.
مطالعات فعلی این گروه از ستارهشناسان با تکیه بر تجهیزات NIFS ادامه خواهد داشت. اما این گروه از دانشمندان امیدوارند که با راهاندازی تلسکوپ فضایی جیمز وب (James Webb Space Telescope) در سال 2019، این یافتهها رنگ جدیتری به خود بگیرند.
این مطالعه و سایر مقالات مشابه با آن، ستارهشناسان را به اطلاعاتی حیاتی از اولین کهکشانهای موجود در جهان و نحوه تغییر یافتن آنان در طول زمان میرساند.
#عمومی
احتمال وجود حیات بیگانه قوت گرفت
-----
وب سایت گجت نیوز - آرش صابری: دانشمندان اخیرا از وجود یک نیروی نامرئی در قمر انسلادوس خبر دادهاند؛ اکتشاف جدیدی که احتمال وجود حیات بیگانه در زیر پوسته قمر را افزایش میدهد!
وجود فوران های آبی در قمر سیاره زحل برای اولین بار 12 سال قبل کشف شد. این فوارههای آبی، از قسمت جنوبی این قمر یخی به فضا منتشر میشد و کشف آن، یکی از مهمترین دستاوردهای چند دهه اخیر به شمار میرود.
در سال 2005 و مدتها پیش از پایان یافتن ماموریت فضاپیمای کاسینی، این کاوشگر توانست برای اولین بار از وجود این فوارههای آبی پردهبرداری کند. دانشمندان امیدوارند که در آیندهای نزدیک، سرانجام بتوان به وجود حیات بیگانه (حتی در مقیاس سلولی) در قمر انسلادوس پی برد.
در طول تمام این سالها، وجود این نیروی نامرئی در قمر انسلادوس برای دانشمندان جای تعجب داشت. به راستی منبع انرژی این قمر برای ادامه دادن فعالیتهای این فورانها کجاست؟ به تازگی گروهی از محققان به یافتههای جدیدی پیرامون هسته سنگی این قمر دست یافتهاند. به واقع میتوان گفت که ساختار و ترکیبات هسته قمر انسلادوس، نقشی کلیدی را در وقوع این فوارهها بازی میکند.
دانشمندان بر این باورند که فورانهای آبی که از سطح یخی قمر انسلادوس به بیرون منتشر میشود، حاصل فعالیتهای یک اقیانوس آب شور در زیر یخهای این قمر است. بر اساس برآوردهای صورت گرفته، ضخامت پوسته یخی این قمر به طور متوسط 25 کیلومتر بوده و این ضخامت در نواحی قطبی، به مقدار متوسط 1 کیلومتر کاهش مییابد. این ضخامت اندک در نواحی جنوبی این قمر، سبب بروز شکستگیهای بزرگ در سطح پوسته و در نهایت فورانهای آبی از آن میگردد.
بررسیهای فضاپیمای کاسینی نشان داد که دمای ای فورانهای آبی حدودا 90 درجه سانتیگراد بوده و مقادیری از مواد معدنی از قبیل نمک و خاک را در خود جای داده است.
اما برای اینکه چنین تعاملی رخ دهد، لازم است که در داخل هسته فضایی برای جریان آب و در نهایت راهیابی این فورانها به بیرون وجود داشته باشد. به بیان دیگر، دانشمندان برآورد کردهاند که حدودا 20 الی 30 درصد هسته قمر انسلادوس از آب تشکیل شده است! این منابع آبی، به عنوان یک نیروی نامرئی در قمر انسلادوس عمل میکند تا این فوارههای آبی به بیرون راه پیدا کنند.
در یک شبیهسازی جدید، این گروه از محققان دریافتند که حرکت جزر و مدی حاصل از مدار بیضوی قمر انسلادوس، به دلیل وجود اصطکاک، موجب گرم شدن آب موجود در هسته این قمر میشود. این میزان از حرارت، همچون یک نیروی نامرئی در قمر انسلادوس نقشآفرینی میکند و در گرمایش اقیانوسهای زیرسطحی این قمر، نقشی کلیدی دارد. به بیان دیگر، همزمان با اینکه دمای آب افزایش پیدا میکند، از طریق منافذ موجود در هسته به اقیانوسهای زیرسطحی این قمر راه یافته و پس از آن، در قالب فورانهای آبی به بیرون منتشر میشود.
وجود این میزان انرژی و حرارت در نواحی جنوبی، سبب میشود که این فورانهای آبی دائما در قسمت جنوبی این قمر به بیرون منتشر شوند. این رویداد، دلیلی منطقی برای نازک بودن یخهای این ناحیه از قمر انسلادوس است. تکرار این فرآیند به مدت چند میلیارد سال، سبب شکلگیری اقیانوسهای آب گرم در زیر پوسته یخی این قمر شده و احتمال وجود حیات بیگانه را در آن افزایش خواهد داد.
پیشتر نیز مقالاتی در این رابطه منتشر شده بود که از جمله آنها، میتوان به مطالعهای اشاره کرد که انفجارهای رادیواکیتیوی در هسته قمر انسلادوس را عامل وقوع این پدیده میدانست.
گرمایش اقیانوسهای زیرسطحی قمر انسلادوس، اگر به کمک انفجارهای رادیواکتیوی صورت گرفته باشد، این حرارت تنها چند میلیون سال تداوم خواهد داشت. این دوره زمانی کوتاه مدت، برای شکلگیری حیات بیگانه کافی نیست. ولی در صورتی که این دوره زمانی به مدت چند میلیارد سال دیگر دوام داشته باشد، شرایط شکلگیری حیات به حداکثر میزان خود خواهد رسید.
مونیکا گریدی (Monica Grady) به عنوان یکی از محققان علوم سیارهای در دانشگاه آزاد (Open University) انگلستان میگوید: «یک اقیانوس آب گرم در صورتی که چند میلیارد سال بتواند این منابع آبی را در خود حفظ کند، محیطی بسیار عالی برای تکامل دادن حیات به شمار میرود. تکامل یافتن میکروبها تا پستانداران بر روی زمین، 640 میلیون سال زمان برد. به همین دلیل، شرایط برای قمر انسلادوس نیز در تازهترین مراحل خود قرار دارد. اگر این قمر در حدود 100 میلیون سال پیش شکل گرفته باشد، احتمالا مدت زمان بسیاری تا تکامل حیات بر روی آن زمان باقی مانده است.»
احتمال وجود حیات بیگانه قوت گرفت
-----
وب سایت گجت نیوز - آرش صابری: دانشمندان اخیرا از وجود یک نیروی نامرئی در قمر انسلادوس خبر دادهاند؛ اکتشاف جدیدی که احتمال وجود حیات بیگانه در زیر پوسته قمر را افزایش میدهد!
وجود فوران های آبی در قمر سیاره زحل برای اولین بار 12 سال قبل کشف شد. این فوارههای آبی، از قسمت جنوبی این قمر یخی به فضا منتشر میشد و کشف آن، یکی از مهمترین دستاوردهای چند دهه اخیر به شمار میرود.
در سال 2005 و مدتها پیش از پایان یافتن ماموریت فضاپیمای کاسینی، این کاوشگر توانست برای اولین بار از وجود این فوارههای آبی پردهبرداری کند. دانشمندان امیدوارند که در آیندهای نزدیک، سرانجام بتوان به وجود حیات بیگانه (حتی در مقیاس سلولی) در قمر انسلادوس پی برد.
در طول تمام این سالها، وجود این نیروی نامرئی در قمر انسلادوس برای دانشمندان جای تعجب داشت. به راستی منبع انرژی این قمر برای ادامه دادن فعالیتهای این فورانها کجاست؟ به تازگی گروهی از محققان به یافتههای جدیدی پیرامون هسته سنگی این قمر دست یافتهاند. به واقع میتوان گفت که ساختار و ترکیبات هسته قمر انسلادوس، نقشی کلیدی را در وقوع این فوارهها بازی میکند.
دانشمندان بر این باورند که فورانهای آبی که از سطح یخی قمر انسلادوس به بیرون منتشر میشود، حاصل فعالیتهای یک اقیانوس آب شور در زیر یخهای این قمر است. بر اساس برآوردهای صورت گرفته، ضخامت پوسته یخی این قمر به طور متوسط 25 کیلومتر بوده و این ضخامت در نواحی قطبی، به مقدار متوسط 1 کیلومتر کاهش مییابد. این ضخامت اندک در نواحی جنوبی این قمر، سبب بروز شکستگیهای بزرگ در سطح پوسته و در نهایت فورانهای آبی از آن میگردد.
بررسیهای فضاپیمای کاسینی نشان داد که دمای ای فورانهای آبی حدودا 90 درجه سانتیگراد بوده و مقادیری از مواد معدنی از قبیل نمک و خاک را در خود جای داده است.
اما برای اینکه چنین تعاملی رخ دهد، لازم است که در داخل هسته فضایی برای جریان آب و در نهایت راهیابی این فورانها به بیرون وجود داشته باشد. به بیان دیگر، دانشمندان برآورد کردهاند که حدودا 20 الی 30 درصد هسته قمر انسلادوس از آب تشکیل شده است! این منابع آبی، به عنوان یک نیروی نامرئی در قمر انسلادوس عمل میکند تا این فوارههای آبی به بیرون راه پیدا کنند.
در یک شبیهسازی جدید، این گروه از محققان دریافتند که حرکت جزر و مدی حاصل از مدار بیضوی قمر انسلادوس، به دلیل وجود اصطکاک، موجب گرم شدن آب موجود در هسته این قمر میشود. این میزان از حرارت، همچون یک نیروی نامرئی در قمر انسلادوس نقشآفرینی میکند و در گرمایش اقیانوسهای زیرسطحی این قمر، نقشی کلیدی دارد. به بیان دیگر، همزمان با اینکه دمای آب افزایش پیدا میکند، از طریق منافذ موجود در هسته به اقیانوسهای زیرسطحی این قمر راه یافته و پس از آن، در قالب فورانهای آبی به بیرون منتشر میشود.
وجود این میزان انرژی و حرارت در نواحی جنوبی، سبب میشود که این فورانهای آبی دائما در قسمت جنوبی این قمر به بیرون منتشر شوند. این رویداد، دلیلی منطقی برای نازک بودن یخهای این ناحیه از قمر انسلادوس است. تکرار این فرآیند به مدت چند میلیارد سال، سبب شکلگیری اقیانوسهای آب گرم در زیر پوسته یخی این قمر شده و احتمال وجود حیات بیگانه را در آن افزایش خواهد داد.
پیشتر نیز مقالاتی در این رابطه منتشر شده بود که از جمله آنها، میتوان به مطالعهای اشاره کرد که انفجارهای رادیواکیتیوی در هسته قمر انسلادوس را عامل وقوع این پدیده میدانست.
گرمایش اقیانوسهای زیرسطحی قمر انسلادوس، اگر به کمک انفجارهای رادیواکتیوی صورت گرفته باشد، این حرارت تنها چند میلیون سال تداوم خواهد داشت. این دوره زمانی کوتاه مدت، برای شکلگیری حیات بیگانه کافی نیست. ولی در صورتی که این دوره زمانی به مدت چند میلیارد سال دیگر دوام داشته باشد، شرایط شکلگیری حیات به حداکثر میزان خود خواهد رسید.
مونیکا گریدی (Monica Grady) به عنوان یکی از محققان علوم سیارهای در دانشگاه آزاد (Open University) انگلستان میگوید: «یک اقیانوس آب گرم در صورتی که چند میلیارد سال بتواند این منابع آبی را در خود حفظ کند، محیطی بسیار عالی برای تکامل دادن حیات به شمار میرود. تکامل یافتن میکروبها تا پستانداران بر روی زمین، 640 میلیون سال زمان برد. به همین دلیل، شرایط برای قمر انسلادوس نیز در تازهترین مراحل خود قرار دارد. اگر این قمر در حدود 100 میلیون سال پیش شکل گرفته باشد، احتمالا مدت زمان بسیاری تا تکامل حیات بر روی آن زمان باقی مانده است.»
#عمومی
ستارهای که پس از انفجار، نابود نمیشود!
منجمان رصدخانه "کک" در هاوایی ستارهای را رصد کردهاند که پس از انفجار نیز نابود نمیشود.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/628910/
ستارهای که پس از انفجار، نابود نمیشود!
منجمان رصدخانه "کک" در هاوایی ستارهای را رصد کردهاند که پس از انفجار نیز نابود نمیشود.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/628910/
مجله اینترنتی برترین ها | پورتال خبری و سبک زندگی
ستارهای که پس از انفجار، نابود نمیشود!
منجمان رصدخانه
#عمومی
کشف فسیل زنده در سواحل پرتغال!
محققان در سواحل پرتغال کوسه ای کشف کرده اند که ظاهر آن از ۸۰ میلیون سال قبل تاکنون تغییری نکرده است. این حیوان فسیل زنده لقب گرفته است.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/629741/
کشف فسیل زنده در سواحل پرتغال!
محققان در سواحل پرتغال کوسه ای کشف کرده اند که ظاهر آن از ۸۰ میلیون سال قبل تاکنون تغییری نکرده است. این حیوان فسیل زنده لقب گرفته است.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/629741/
مجله اینترنتی برترین ها | پورتال خبری و سبک زندگی
کشف فسیل زنده در سواحل پرتغال!
محققان در سواحل پرتغال کوسه ای کشف کرده اند که ظاهر آن از ۸۰ میلیون سال قبل تاکنون تغییری نکرده است. این حیوان فسیل زنده لقب گرفته است.
Google+ post by Cassio Production
https://plus.google.com/+CassioProductionfilms/posts/MAUWQ5HDv71
https://plus.google.com/+CassioProductionfilms/posts/MAUWQ5HDv71
Google Plus
Orbital Angular Momentum of Light
علم و بنیان Science &Foundation
http://physicsworld.com/cws/article/print/2017/nov/20/uncertainty-and-punk-physicists
اجرای تاتری براساس مفهوم نایقینی هایزنبرگ در لندن.
#عمومی
میرزاخانی در ایران مانده بود، در استخدام دانشگاهی مشکل پیدا میکرد!
استاد دانشگاه صنعتی شریف با بیان این که مریم میرزاخانی با بزرگی خود معیوب بودن نظام علمی ما را نشان داد اظهار داشت: اگر میرزاخانی در ایران مانده بود بیشک در استخدام دانشگاهی مشکل پیدا میکرد؛ نه میتوانستیم از او ریاضیدانی جهانی تربیت کنیم و نه او را به کار میگرفتیم.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/635249/
میرزاخانی در ایران مانده بود، در استخدام دانشگاهی مشکل پیدا میکرد!
استاد دانشگاه صنعتی شریف با بیان این که مریم میرزاخانی با بزرگی خود معیوب بودن نظام علمی ما را نشان داد اظهار داشت: اگر میرزاخانی در ایران مانده بود بیشک در استخدام دانشگاهی مشکل پیدا میکرد؛ نه میتوانستیم از او ریاضیدانی جهانی تربیت کنیم و نه او را به کار میگرفتیم.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/635249/
مجله اینترنتی برترین ها | پورتال خبری و سبک زندگی
میرزاخانی در ایران مانده بود، در استخدام دانشگاهی مشکل پیدا میکرد!
استاد دانشگاه صنعتی شریف با بیان این که مریم میرزاخانی با بزرگی خود معیوب بودن نظام علمی ما را نشان داد اظهار داشت: اگر میرزاخانی در ایران مانده بود بیشک در استخدام دانشگاهی مشکل پیدا میکرد؛ نه میتوانستیم از او ریاضیدانی جهانی تربیت کنیم و نه او را به…
#عمومی
زندگی کوچکترین دستگاه ضبط جهان درون باکتری
-----
وبسایت گجت نیوز - مرتضی گودرزی: دانشمندان توانستهاند کوچک ترین دستگاه ضبط جهان را درون یک باکتری کشف کنند که قادر است تحرکات ویروسها درون بدن انسان را به صورت داده ثبت و ضبط کند.
محققان سیستم ایمنی یک باکتری را بهعنوان کوچک ترین دستگاه ضبط مولکولی جهان ثبت کردند. این باکتری، در واکنش به تغییرات شیمیایی محیط پیرامون خود عملی به نام time-stamping را که به مفهوم ثبت لحظهای است انجام میدهد. اگر بخواهیم به زبان سادهتر توضیح دهیم باید گفت زمانی که یک عامل مهاجم درون بدن به سلولها حمله میکند، این باکتری زمان و مشخصات دی ان ای مهاجم را به صورت آنی درون خود ثبت میکند.
ذخیره اطلاعات درون یک باکتری
دانشمندان مرکز پزشکی دانشگاه کلمبیای ایالات متحده آمریکا با ویرایش ژن Crispr-cas که در سیستم ایمنی باکتری Escherichia coli قرار دارد، توانستند تا از قابلیت طبیعی آن برای ثبت اطلاعات ژنتیکی ویروسها استفاده کنند. Crispr-cas در واقع یک دستگاه حافظه بیولوژیکی کاملا طبیعی است که میتواند تمامی تحرکات ویروس را درون خود ثبت و ضبط کند و وجود چنین سیستمی از دیدگاه مهندسی، یک جهش بزرگ در ذخیره اطلاعات به شمار میرود و این یک اتفاق شگفتانگیز است که در صورت توسعه میتواند در بخشهای مختلفی از جمله در دستگاههای مانیتورینگ که به صورت زنده وضعیت سلامتی بدن را نشان میدهند یا حتی تجزیه و تحلیل میزان آلایندههای موجود در هوا مورد استفاده قرار گیرد.
این کشف اتفاق با ارزشی محسوب میشود؛ شاید این فنّاوری نیز مستحق دریافت عنوان انقلاب علمی باشند؛ زیرا قطعا فنّاوری ساده و بسیار کاربردی این باکتری باعث میشود تا دستاوردی عظیم در بخش ثبت اطلاعات مولکولی در حوزه مهندسی ژنتیک رقم بخورد.
کوچک ترین دستگاه ضبط جهان چطور عمل میکند
این ابزار بر اساس یک اصل کار میکند، ما در باکتریها مشاهده کردیم همانطور که مشخص است – این باکتری حاوی اطلاعات پایهای کاملی از بانک ژنتیکی است که به شناسایی ویروس مهاجم کمک میکند.
باکتری این اطلاعات را در بخشهای RNA کپی میکند و به آنزیمهای به نام Cas کمک میکند تا ژنوم ویروس مهاجم را تشخیص دهند و قبل از اینکه بتواند به بدن آسیبی برساند آن را از بین ببرد؛ این همان چیزی است که باعث میشود بهعنوان یک سیستم فوقالعاده خوب شناخته شود.
هنگامی که شما درباره تغییر حالت سیگنالهای الکتریکی و یا ضبط صدا فکر میکنیم، میدانیم که این یک فنّاوری کاملا پیچیده است؛ اما ما فکر کردیم که چطور چنین چیزی میتواند در این مقیاس کوچک درون یک سلول زنده وجود داشته باشد؟
سپس متوجه شدیم که این سیستم از قطعات دایرهای درون DNA به نام پلاسمیدها به عنوان مسئول ثبت کلیه دادهها استفاده میکند به طوری که با ایجاد پیامهای خاص در پاسخ به سیگنالهای خاص- مانند حضور metabolite در مس، یا قند، دانشمندان توانستند این تغییر محیطی را ثبت کنند.
اما برای تبدیل آن به یک دستگاه ضبط داده مناسب، نیاز است که اطلاعات را در یک توالی پشت سر هم ذخیره کند. در این مرحله است که CRISPR وارد میشود و به پلاسماسیدها در دنبال دار کردن (دوختن اطلاعات به هم) اطلاعات بهم، درست شبیه به یک نوار ضبط صورت کمک میکند.
همچنین وقتی در حال ثبت اطلاعات؛ پلاسمید غلیظ میشود این سیستم فورا از یک پلاسمید دیگر برای ادامه ثبت اطلاعات استفاده میکند و همین استفاده از پلاسمایدهای مختلف در طول ثبت اطلاعات نشان دهنده لحظات تغییرات محیطی در بدن است. این روش ثبت اطلاعات توسط این باکتری در طول چند روز به صورت کاملا منظم انجام میشود و همین امر باعث شده تا عنوان کوچک ترین دستگاه ضبط جهان را به خود اختصاص دهد.
زندگی کوچکترین دستگاه ضبط جهان درون باکتری
-----
وبسایت گجت نیوز - مرتضی گودرزی: دانشمندان توانستهاند کوچک ترین دستگاه ضبط جهان را درون یک باکتری کشف کنند که قادر است تحرکات ویروسها درون بدن انسان را به صورت داده ثبت و ضبط کند.
محققان سیستم ایمنی یک باکتری را بهعنوان کوچک ترین دستگاه ضبط مولکولی جهان ثبت کردند. این باکتری، در واکنش به تغییرات شیمیایی محیط پیرامون خود عملی به نام time-stamping را که به مفهوم ثبت لحظهای است انجام میدهد. اگر بخواهیم به زبان سادهتر توضیح دهیم باید گفت زمانی که یک عامل مهاجم درون بدن به سلولها حمله میکند، این باکتری زمان و مشخصات دی ان ای مهاجم را به صورت آنی درون خود ثبت میکند.
ذخیره اطلاعات درون یک باکتری
دانشمندان مرکز پزشکی دانشگاه کلمبیای ایالات متحده آمریکا با ویرایش ژن Crispr-cas که در سیستم ایمنی باکتری Escherichia coli قرار دارد، توانستند تا از قابلیت طبیعی آن برای ثبت اطلاعات ژنتیکی ویروسها استفاده کنند. Crispr-cas در واقع یک دستگاه حافظه بیولوژیکی کاملا طبیعی است که میتواند تمامی تحرکات ویروس را درون خود ثبت و ضبط کند و وجود چنین سیستمی از دیدگاه مهندسی، یک جهش بزرگ در ذخیره اطلاعات به شمار میرود و این یک اتفاق شگفتانگیز است که در صورت توسعه میتواند در بخشهای مختلفی از جمله در دستگاههای مانیتورینگ که به صورت زنده وضعیت سلامتی بدن را نشان میدهند یا حتی تجزیه و تحلیل میزان آلایندههای موجود در هوا مورد استفاده قرار گیرد.
این کشف اتفاق با ارزشی محسوب میشود؛ شاید این فنّاوری نیز مستحق دریافت عنوان انقلاب علمی باشند؛ زیرا قطعا فنّاوری ساده و بسیار کاربردی این باکتری باعث میشود تا دستاوردی عظیم در بخش ثبت اطلاعات مولکولی در حوزه مهندسی ژنتیک رقم بخورد.
کوچک ترین دستگاه ضبط جهان چطور عمل میکند
این ابزار بر اساس یک اصل کار میکند، ما در باکتریها مشاهده کردیم همانطور که مشخص است – این باکتری حاوی اطلاعات پایهای کاملی از بانک ژنتیکی است که به شناسایی ویروس مهاجم کمک میکند.
باکتری این اطلاعات را در بخشهای RNA کپی میکند و به آنزیمهای به نام Cas کمک میکند تا ژنوم ویروس مهاجم را تشخیص دهند و قبل از اینکه بتواند به بدن آسیبی برساند آن را از بین ببرد؛ این همان چیزی است که باعث میشود بهعنوان یک سیستم فوقالعاده خوب شناخته شود.
هنگامی که شما درباره تغییر حالت سیگنالهای الکتریکی و یا ضبط صدا فکر میکنیم، میدانیم که این یک فنّاوری کاملا پیچیده است؛ اما ما فکر کردیم که چطور چنین چیزی میتواند در این مقیاس کوچک درون یک سلول زنده وجود داشته باشد؟
سپس متوجه شدیم که این سیستم از قطعات دایرهای درون DNA به نام پلاسمیدها به عنوان مسئول ثبت کلیه دادهها استفاده میکند به طوری که با ایجاد پیامهای خاص در پاسخ به سیگنالهای خاص- مانند حضور metabolite در مس، یا قند، دانشمندان توانستند این تغییر محیطی را ثبت کنند.
اما برای تبدیل آن به یک دستگاه ضبط داده مناسب، نیاز است که اطلاعات را در یک توالی پشت سر هم ذخیره کند. در این مرحله است که CRISPR وارد میشود و به پلاسماسیدها در دنبال دار کردن (دوختن اطلاعات به هم) اطلاعات بهم، درست شبیه به یک نوار ضبط صورت کمک میکند.
همچنین وقتی در حال ثبت اطلاعات؛ پلاسمید غلیظ میشود این سیستم فورا از یک پلاسمید دیگر برای ادامه ثبت اطلاعات استفاده میکند و همین استفاده از پلاسمایدهای مختلف در طول ثبت اطلاعات نشان دهنده لحظات تغییرات محیطی در بدن است. این روش ثبت اطلاعات توسط این باکتری در طول چند روز به صورت کاملا منظم انجام میشود و همین امر باعث شده تا عنوان کوچک ترین دستگاه ضبط جهان را به خود اختصاص دهد.
#عمومی
نقض نظریه بیگ بنگ در مورد آغاز دنیا
-----
وبسایت گجت نیوز - کیا علیپور: نقض نظریه بیگ بنگ و شروع جهان به کمک استدلالهایی که از طبیعت سیاه چالهها وجود دارد، توسط فیزیکدانی برزیلی، به تازگی توجه زیادی را به خود جلب کرده است.
دانشمند موردبحث، جولیانو سزار نیوز (Juliano César Neves) از دانشگاه کامپیناس برزیل است که با استفاده از یک ترفند ریاضی پنجاهساله که برای توصیف سیاه چالهها استفاده میشود، به نقض تئوری بیگ بنگ (Big Bang) پرداخته و صحت نظریه دیگری در ارتباط با آغاز دنیا را تایید کرده است.
در مورد مفهوم بیگ بنگ که با نام انفجار بزرگ هم شناخته میشود، میتوان گفت که این نظریه پذیرفتهشدهترین تئوری در مورد به وجود آمدن دنیاست که آغاز زمان را به بیشتر از 13 میلیارد سال پیش نسبت میدهد. با این حال، ایده کمتر تاییدشدهی دیگری با نام نظریه جهش بزرگ (Big Bounce) در این رابطه ارائه شده است که انفجار بزرگ میلیاردها سال قبل را نتیجهی متراکم شدن جهانی پیشین میداند و کل کیهان را در چرخهای از انبساط و انقباض توصیف میکند.
جزئیات روش مطرحشده برای نقض نظریه بیگ بنگ
در نگاه اول، کیهان که فضایی عظیم و در حال گسترش است، با جرمی که سیاه چاله نام گرفته و گرانش فوقالعاده قوی آن حتی ذرات نور را به درون خود میکشد، آنقدرها هم نقاط مشترکی ندارد؛ اما همانطور که نیوز در این رابطه اظهار کرده است، مفهومی به اسم تکینگی این دو موضوع را به هم مرتبط میکند.
تکنینگی در حوزههای گوناگون، به شکلهای مختلف تعریف شده است، اما در مبحث کیهان شناسی، این مفهوم به حجمی از انرژی گفته میشود که تراکم و چگالی آن به بینهایت میل میکند. نیوز میگوید که به صورت کلی دو نوع تکینگی وجود دارد؛ یکی تکینگی کیهانی یا همان بیگ بنگ و دیگری تکینگی در افق رویداد سیاه چالهها.
پیش از هر چیز لازم است مدنظر داشته باشیم که این میل به بینهایت مشکلات بیشماری را در میان فیزیکدانان به وجود آورده و از آنجایی که در مبحث تکینگی، امکان توجیه علمی رویدادها به وسیله نسبیت عام مطرحشده توسط انیشتین وجود ندارد، دانشمندان برای فهم موضوع به مکانیک کوانتوم پناه میبرند.
در حالی که مشکلات زیاد با در نظر گرفتن وجود تکینگی بروز میکنند، هنوز مدرکی برای نقض آن ارائه نشده و همین پارادوکس جلوی تایید شدن نظریه بیگ بنگ توسط تمامی فیزیکدانان، به صورت صد درصدی را میگیرد. با این حال، برخی دانشمندان معتقدند که ممکن است گزینه دیگری هم برای فهم پدیدههای مشاهدهشده، وجود داشته باشد و بتوان برخی از سیاه چالهها را بدون استفاده از مفهوم تکینگی، مدل کرد.
در سال 1968 فیزیکدانی به نام جیمز باردی (James Bardee) راه حلی را برای تناقض تکینگی مطرح کرد؛ او برای این کار مفهومی به نام «سیاه چالههای معمولی» را پیشنهاد کرد که برای توضیح ریاضی، به تکینگی نیازی ندارند. باردی بر اساس مدل خود اظهار کرد که جرم مرکز سیاه چالهها ثابت نبوده و میتوان آن را بر اساس تابعی که به نسبت فاصله از مرکز سیاه چاله متغیر است، تعریف کرد.
با این تفاسیر، نیوز هم برای نقض نظریه بیگ بنگ پا را فراتر گذاشت و مدل باردی را به تکینگی دیگر، یعنی تکینگی کیهان، بسط داد؛ به عبارت دیگر این دانشمند برزیلی بر اساس این فرض که نرخ انبساط جهان علاوه بر زمان، به مقیاس گستردگی هم وابسته است، نشان داد که نیازی به رها کردن قوانین نسبیت عالم و به کارگیری قواعد مکانیک کوانتوم نیست.
نظریه جایگزین تئوری بیگ بنگ
سوالی که با نقض نظریه بیگ بنگ توسط این فیزیکدان مطرح میشود، این است که چه تئوری میتواند از انفجار بزرگ منطقیتر باشد؟
همانطور که اشاره شد، نیوز ادعا میکند که با از بین بردن پارادوکس تکینگی کیهان، نظریه جهش بزرگ که قدمتی صدساله دارد و از دهه هشتاد میلادی، اساس آن توسط بسیاری از صاحبنظران رد شده، موردتوجه قرار میگیرد.
از آنجایی که دلایل مختلفی برای صحت نداشتن تئوری جهش بزرگ مطرحشده، نیوز بر اساس استدلال خود همچنان بر درستی انبساط و انقباض پشت سر هم و مکرر کیهان پافشاری میکند. او معتقد است که با جستجوی دقیق، امکان یافتن نشانههایی از جهان منقبضشدهی پیشین وجود دارد در صورت یافتن این مدارک، جهش بزرگ اثبات میشود.
با این حال، عمدهی فیزیکدانان و کیهان شناسان تا زمانی که مدارک موردنظر نیوز یافت نشوند، همچنان بیگ بنگ را به عنوان تئوری پذیرفتهشده در مورد آغاز دنیا قبول دارند؛ اما از طرف دیگر، هر فعالیت علمی و پژوهش آکادمیکی که در تلاش برای رفع تناقض تکینگی باشد، تحسینبرانگیز بوده و بسیاری معتقدند که نمیتوان نظریه نیوز را به صورت صد درصدی رد کرد.
نقض نظریه بیگ بنگ در مورد آغاز دنیا
-----
وبسایت گجت نیوز - کیا علیپور: نقض نظریه بیگ بنگ و شروع جهان به کمک استدلالهایی که از طبیعت سیاه چالهها وجود دارد، توسط فیزیکدانی برزیلی، به تازگی توجه زیادی را به خود جلب کرده است.
دانشمند موردبحث، جولیانو سزار نیوز (Juliano César Neves) از دانشگاه کامپیناس برزیل است که با استفاده از یک ترفند ریاضی پنجاهساله که برای توصیف سیاه چالهها استفاده میشود، به نقض تئوری بیگ بنگ (Big Bang) پرداخته و صحت نظریه دیگری در ارتباط با آغاز دنیا را تایید کرده است.
در مورد مفهوم بیگ بنگ که با نام انفجار بزرگ هم شناخته میشود، میتوان گفت که این نظریه پذیرفتهشدهترین تئوری در مورد به وجود آمدن دنیاست که آغاز زمان را به بیشتر از 13 میلیارد سال پیش نسبت میدهد. با این حال، ایده کمتر تاییدشدهی دیگری با نام نظریه جهش بزرگ (Big Bounce) در این رابطه ارائه شده است که انفجار بزرگ میلیاردها سال قبل را نتیجهی متراکم شدن جهانی پیشین میداند و کل کیهان را در چرخهای از انبساط و انقباض توصیف میکند.
جزئیات روش مطرحشده برای نقض نظریه بیگ بنگ
در نگاه اول، کیهان که فضایی عظیم و در حال گسترش است، با جرمی که سیاه چاله نام گرفته و گرانش فوقالعاده قوی آن حتی ذرات نور را به درون خود میکشد، آنقدرها هم نقاط مشترکی ندارد؛ اما همانطور که نیوز در این رابطه اظهار کرده است، مفهومی به اسم تکینگی این دو موضوع را به هم مرتبط میکند.
تکنینگی در حوزههای گوناگون، به شکلهای مختلف تعریف شده است، اما در مبحث کیهان شناسی، این مفهوم به حجمی از انرژی گفته میشود که تراکم و چگالی آن به بینهایت میل میکند. نیوز میگوید که به صورت کلی دو نوع تکینگی وجود دارد؛ یکی تکینگی کیهانی یا همان بیگ بنگ و دیگری تکینگی در افق رویداد سیاه چالهها.
پیش از هر چیز لازم است مدنظر داشته باشیم که این میل به بینهایت مشکلات بیشماری را در میان فیزیکدانان به وجود آورده و از آنجایی که در مبحث تکینگی، امکان توجیه علمی رویدادها به وسیله نسبیت عام مطرحشده توسط انیشتین وجود ندارد، دانشمندان برای فهم موضوع به مکانیک کوانتوم پناه میبرند.
در حالی که مشکلات زیاد با در نظر گرفتن وجود تکینگی بروز میکنند، هنوز مدرکی برای نقض آن ارائه نشده و همین پارادوکس جلوی تایید شدن نظریه بیگ بنگ توسط تمامی فیزیکدانان، به صورت صد درصدی را میگیرد. با این حال، برخی دانشمندان معتقدند که ممکن است گزینه دیگری هم برای فهم پدیدههای مشاهدهشده، وجود داشته باشد و بتوان برخی از سیاه چالهها را بدون استفاده از مفهوم تکینگی، مدل کرد.
در سال 1968 فیزیکدانی به نام جیمز باردی (James Bardee) راه حلی را برای تناقض تکینگی مطرح کرد؛ او برای این کار مفهومی به نام «سیاه چالههای معمولی» را پیشنهاد کرد که برای توضیح ریاضی، به تکینگی نیازی ندارند. باردی بر اساس مدل خود اظهار کرد که جرم مرکز سیاه چالهها ثابت نبوده و میتوان آن را بر اساس تابعی که به نسبت فاصله از مرکز سیاه چاله متغیر است، تعریف کرد.
با این تفاسیر، نیوز هم برای نقض نظریه بیگ بنگ پا را فراتر گذاشت و مدل باردی را به تکینگی دیگر، یعنی تکینگی کیهان، بسط داد؛ به عبارت دیگر این دانشمند برزیلی بر اساس این فرض که نرخ انبساط جهان علاوه بر زمان، به مقیاس گستردگی هم وابسته است، نشان داد که نیازی به رها کردن قوانین نسبیت عالم و به کارگیری قواعد مکانیک کوانتوم نیست.
نظریه جایگزین تئوری بیگ بنگ
سوالی که با نقض نظریه بیگ بنگ توسط این فیزیکدان مطرح میشود، این است که چه تئوری میتواند از انفجار بزرگ منطقیتر باشد؟
همانطور که اشاره شد، نیوز ادعا میکند که با از بین بردن پارادوکس تکینگی کیهان، نظریه جهش بزرگ که قدمتی صدساله دارد و از دهه هشتاد میلادی، اساس آن توسط بسیاری از صاحبنظران رد شده، موردتوجه قرار میگیرد.
از آنجایی که دلایل مختلفی برای صحت نداشتن تئوری جهش بزرگ مطرحشده، نیوز بر اساس استدلال خود همچنان بر درستی انبساط و انقباض پشت سر هم و مکرر کیهان پافشاری میکند. او معتقد است که با جستجوی دقیق، امکان یافتن نشانههایی از جهان منقبضشدهی پیشین وجود دارد در صورت یافتن این مدارک، جهش بزرگ اثبات میشود.
با این حال، عمدهی فیزیکدانان و کیهان شناسان تا زمانی که مدارک موردنظر نیوز یافت نشوند، همچنان بیگ بنگ را به عنوان تئوری پذیرفتهشده در مورد آغاز دنیا قبول دارند؛ اما از طرف دیگر، هر فعالیت علمی و پژوهش آکادمیکی که در تلاش برای رفع تناقض تکینگی باشد، تحسینبرانگیز بوده و بسیاری معتقدند که نمیتوان نظریه نیوز را به صورت صد درصدی رد کرد.
#عمومی
مغز انسان چطور از زمان آگاه میشود؟
-----
خبرگزاری ایرنا: محققان دانشگاه MIT چگونگی اندازهگیری زمان توسط مغز را دریافتند. بر اساس این تحقیقات مجموعهای از نورونها که مسئول انجام یک عمل خاص هستند بسته به فواصل زمانی موردنیاز مراحل انجام عمل را کوتاه یا طولانی میکنند.
مهرداد جزایری عضو انستیتوی مک گاورن ام آی تی برای تحقیقات مغز که سرپرستی این تحقیقات را بر عهده دارد در این رابطه میگوید: «این یک فرآیند بسیار فعال است و نشان میدهد مغز بهطور منفعل در انتظار فرا رسیدن یک زمان خاص نمینشیند.»
زمانبندی برای تنظیم حرکت عضلات بهمنظور انجام فعالیتهای روزانه انسان دارای اهمیت بسیار زیادی است و متخصصان اعصاب برای درک چگونگی کنترل زمان توسط مغز، مدلهای مختلفی را ارائه کردهاند. برای مثال بر اساس یکی از این مدلها مغز دارای یک ساعت مرکزی است که زمان را در اختیار تمام اجزای آن قرار میدهد. بر اساس یک مدل دیگر مغز به جای ساعت مرکزی از طریق ردگیری همسانسازی فرکانسهای مختلف مغزی، زمان را کنترل میکند. اما این مدلها قادر نیستند آنچه را که واقعا در مغز رخ میدهد توجیه کنند.
از نقطه نظر جزایری دلیلی ندارد که مغز انرژی و زمان زیادی را صرف تولید و نگهداری یک ساعت درونی کند، در حالی که این ساعت همواره موردنیاز آن نیست. بنابر این موثرترین شیوه کنترل زمان این است که هرگاه بخشی از مغز فعالیتی را انجام میدهد، بتواند زمان مربوط به آن را نیز کنترل کند. محققان MIT با این رویکرد، فعالیت نورونها را در سه نقطه مختلف از مغز حیواناتی که فعالیتهایی را در فواصل زمانی مختلف 800 یا 1500 میلی ثانیه انجام میدادند، ثبت کردند.
در این بررسیها معلوم شد نورونها عملکرد پیچیدهای نشان میدهند. برخی از آنها زودتر فعال میشدند و برخی دیگر دیرتر شروع به ارسال سیگنال میکردند و برخی دیگر که نوسان میکردند، این کار را با سرعت کمتر یا بیشتر انجام میدادند. اما نکته مهمی که در این بررسیها مشخص شد این بود که صرفنظر از وظیفهای که نورونها بر عهده دارند، همواره آهنگ فعالیت آنها با فواصل زمانی موردنیاز، سازگاری دارد. در واقع نورونها برای انجام وظیفه خود همواره یک الگوی رفتاری ثابت دارند و از نقطه شروع به نقطه پایان میرسند، اما آنچه با تغییر زمان موردنیاز برای انجام وظیفه نورون تغییر میکند، نحوه انجام وظیفه نیست بلکه آهنگ انجام رفتار نورون بر اساس فاصله زمانی موردنیاز است. بدین ترتیب سرعت انجام وظیفه نورون بر اساس زمانی که در اختیار دارد، تغییر میکند و با زمان منطبق میشود.
نتیجه این تحقیقات نشان میدهد مغز زمان را با استفاده از یک مکانیزم شبیه به ساعت کنترل نمیکند، بلکه برای این منظور به تکانههای ذاتی مدارهای عصبی نورونها اتکا دارد و با افزایش یا کاهش این تکانهها جانوران سریعتر یا کندتر حرکت میکنند.
گزارش کامل این تحقیقات در نشریه Nature Neuroscience منتشر شده است.
مغز انسان چطور از زمان آگاه میشود؟
-----
خبرگزاری ایرنا: محققان دانشگاه MIT چگونگی اندازهگیری زمان توسط مغز را دریافتند. بر اساس این تحقیقات مجموعهای از نورونها که مسئول انجام یک عمل خاص هستند بسته به فواصل زمانی موردنیاز مراحل انجام عمل را کوتاه یا طولانی میکنند.
مهرداد جزایری عضو انستیتوی مک گاورن ام آی تی برای تحقیقات مغز که سرپرستی این تحقیقات را بر عهده دارد در این رابطه میگوید: «این یک فرآیند بسیار فعال است و نشان میدهد مغز بهطور منفعل در انتظار فرا رسیدن یک زمان خاص نمینشیند.»
زمانبندی برای تنظیم حرکت عضلات بهمنظور انجام فعالیتهای روزانه انسان دارای اهمیت بسیار زیادی است و متخصصان اعصاب برای درک چگونگی کنترل زمان توسط مغز، مدلهای مختلفی را ارائه کردهاند. برای مثال بر اساس یکی از این مدلها مغز دارای یک ساعت مرکزی است که زمان را در اختیار تمام اجزای آن قرار میدهد. بر اساس یک مدل دیگر مغز به جای ساعت مرکزی از طریق ردگیری همسانسازی فرکانسهای مختلف مغزی، زمان را کنترل میکند. اما این مدلها قادر نیستند آنچه را که واقعا در مغز رخ میدهد توجیه کنند.
از نقطه نظر جزایری دلیلی ندارد که مغز انرژی و زمان زیادی را صرف تولید و نگهداری یک ساعت درونی کند، در حالی که این ساعت همواره موردنیاز آن نیست. بنابر این موثرترین شیوه کنترل زمان این است که هرگاه بخشی از مغز فعالیتی را انجام میدهد، بتواند زمان مربوط به آن را نیز کنترل کند. محققان MIT با این رویکرد، فعالیت نورونها را در سه نقطه مختلف از مغز حیواناتی که فعالیتهایی را در فواصل زمانی مختلف 800 یا 1500 میلی ثانیه انجام میدادند، ثبت کردند.
در این بررسیها معلوم شد نورونها عملکرد پیچیدهای نشان میدهند. برخی از آنها زودتر فعال میشدند و برخی دیگر دیرتر شروع به ارسال سیگنال میکردند و برخی دیگر که نوسان میکردند، این کار را با سرعت کمتر یا بیشتر انجام میدادند. اما نکته مهمی که در این بررسیها مشخص شد این بود که صرفنظر از وظیفهای که نورونها بر عهده دارند، همواره آهنگ فعالیت آنها با فواصل زمانی موردنیاز، سازگاری دارد. در واقع نورونها برای انجام وظیفه خود همواره یک الگوی رفتاری ثابت دارند و از نقطه شروع به نقطه پایان میرسند، اما آنچه با تغییر زمان موردنیاز برای انجام وظیفه نورون تغییر میکند، نحوه انجام وظیفه نیست بلکه آهنگ انجام رفتار نورون بر اساس فاصله زمانی موردنیاز است. بدین ترتیب سرعت انجام وظیفه نورون بر اساس زمانی که در اختیار دارد، تغییر میکند و با زمان منطبق میشود.
نتیجه این تحقیقات نشان میدهد مغز زمان را با استفاده از یک مکانیزم شبیه به ساعت کنترل نمیکند، بلکه برای این منظور به تکانههای ذاتی مدارهای عصبی نورونها اتکا دارد و با افزایش یا کاهش این تکانهها جانوران سریعتر یا کندتر حرکت میکنند.
گزارش کامل این تحقیقات در نشریه Nature Neuroscience منتشر شده است.
#عمومی
یک حالت جدید ماده کشف شد
-----
خبرگزاری مهر: به گزارش نیوزویک، پس از ۵۰ سال تلاش و نظریه پردازی محققان دانشگاه ایلینویز بالاخره موفق شدند وجود یک حالت دیگر ماده را اثبات کنند.
برت هالپرین فیزیکدان نظریه پرداز دانشگاه هاروارد در دهه ۱۹۶۰ میلادی این حالت ماده را اکسیتونیوم نام گذاری کرده بود.
در هر حال اکسیتونیم نوعی کاندنسیت است. به عبارت دیگر محققان آن را حالت جامد ردیابی کرده اند. اکسیتونیم از ذراتی به نام اکسیتون ساخته شده و ماهیتی مانند آلومینیوم دارد.
در حقیقت اکسیتونیم از ذراتی به نام اکسیتون تشکیل شده که از الکترون های فراری و جای خالی آنها به وجود می آید.
هنگامیکه الکترونی در ماده دچار جنبش می شود، در جای خالی آن یک حفره باقی می ماند. این سوراخ رفتاری مانند ذره و با شارژ مثبت از خود نشان می دهد. از آنجا که شارژ آن مثبت است، حفره جای الکترون ها جذب و آنها را کنار هم می چیند تا یک ماده ترکیبی یا بوزون بسازد که به نام اکسیتون نیز مشهور است.
در آزمایش های جدید محققان کریستال های شارژ نشده TMD دیزلناید تیتانیوم را برای وجود این حالت مورد بررسی قرار دادند. برای کشف این حالت ماده محققان روش جدیدی ابداع کردند که M-EELS نام گرفته و نسبت به تحرک حساستر است.
در هر حال هنوز دانشمندان ویژگی های ماده در حالت اکسیتونیوم را نمی دانند. برخی معتقدند این حالت مانند یک عایق است و نمی تواند انرژی را حمل کند. عده ای دیگر معتقدند ماده در این حالت مشابه ابرمایع است، بنابراین گام بعدی کشف ویژگی های حالت اکسیتونیوم است.
یک حالت جدید ماده کشف شد
-----
خبرگزاری مهر: به گزارش نیوزویک، پس از ۵۰ سال تلاش و نظریه پردازی محققان دانشگاه ایلینویز بالاخره موفق شدند وجود یک حالت دیگر ماده را اثبات کنند.
برت هالپرین فیزیکدان نظریه پرداز دانشگاه هاروارد در دهه ۱۹۶۰ میلادی این حالت ماده را اکسیتونیوم نام گذاری کرده بود.
در هر حال اکسیتونیم نوعی کاندنسیت است. به عبارت دیگر محققان آن را حالت جامد ردیابی کرده اند. اکسیتونیم از ذراتی به نام اکسیتون ساخته شده و ماهیتی مانند آلومینیوم دارد.
در حقیقت اکسیتونیم از ذراتی به نام اکسیتون تشکیل شده که از الکترون های فراری و جای خالی آنها به وجود می آید.
هنگامیکه الکترونی در ماده دچار جنبش می شود، در جای خالی آن یک حفره باقی می ماند. این سوراخ رفتاری مانند ذره و با شارژ مثبت از خود نشان می دهد. از آنجا که شارژ آن مثبت است، حفره جای الکترون ها جذب و آنها را کنار هم می چیند تا یک ماده ترکیبی یا بوزون بسازد که به نام اکسیتون نیز مشهور است.
در آزمایش های جدید محققان کریستال های شارژ نشده TMD دیزلناید تیتانیوم را برای وجود این حالت مورد بررسی قرار دادند. برای کشف این حالت ماده محققان روش جدیدی ابداع کردند که M-EELS نام گرفته و نسبت به تحرک حساستر است.
در هر حال هنوز دانشمندان ویژگی های ماده در حالت اکسیتونیوم را نمی دانند. برخی معتقدند این حالت مانند یک عایق است و نمی تواند انرژی را حمل کند. عده ای دیگر معتقدند ماده در این حالت مشابه ابرمایع است، بنابراین گام بعدی کشف ویژگی های حالت اکسیتونیوم است.