علم، فناوری، جامعه – Telegram
علم، فناوری، جامعه
199 subscribers
24 photos
4 videos
4 files
36 links
مطالعات اجتماعی علم، فناوری و نوآوری
@AliChaparak
Download Telegram
پیشگویی کرونا در یک رمان (!)

احتمالا در روزهای اخیر در شبکه‌های اجتماعی دو صفحه از رمان the eyes of darkness نوشته دین کونتز را دیده‌اید؛ کتابی  که در 1981 به نگارش درآمده است. مطابق آنچه در شبکه‌های اجتماعی در حال انتشار است در کتاب از سلاحی میکروبی به نام ووهان400 نام برده می‌شود که توسط چینی‌ها ساخته شده و در سال 2020 جهان را آلوده می‌کند. (‌دو صفحه‌ی مورد اشاره را در بالا مشاهده می‌کنید.)

چطور چنین چیزی ممکن است؟ چطور نویسنده‌ای حدود 40 سال پیش چنین پیش‌بینی عجیبی کرده است؟

پاسخ شما چیست؟

در چنین مواردی باید در اصل ماجرا تردید کرد و نه آنکه به سادگی تسلیم خرافه‌ها شد. شک کردن اساسی‌ترین مؤلفه‌ی رویکرد علمی است. جامعه‌شناس علم، رابرت مرتون، «شک‌گرایی سازمان‌یافته» را  یکی از چهار ویژگی اصلی علم می‌داند. این مهمترین گام برای نزدیک شدن به حقیقت است. پس از آن باید سراغ ابطال دعوی برویم. چگونه؟ نخست آنکه ببینیم واقعا چنین کتابی وجود دارد؟ و اگر وجود دارد آیا چنین اطلاعاتی در آن مندرج است؟ کتاب واقعا وجود دارد. اما آیا اطلاعات مورد ادعا هم در کتاب هستند؟ بله و خیر. صفحه‌ی سمت راست صفحه‌ی شماره 181 (نسخه‌ی نرم‌افزاری) کتاب است اما صفحه سمت چپ جعلی است. (شما نیز به این دعوی اعتماد نکنید. خودتان کتاب را باز کنید و جست‌وجو کنید.)

لینک دانلود کتاب:

http://93.174.95.29/_ads/A3F425A6EC64F165846B9CE81CC77CF9

دعوی رد شد! به همین سادگی!
شارلاتانی برای ترویج روح‌ خرافی در جامعه صفحه‌ی سمت چپ را جعل کرده است و دو پیام هم برایمان داشته است. پیام فرعی: انسان‌هایی با نیرو‌های فوق طبیعی وجود دارند که سرنوشت ما را از پیش تعیین کرده‌اند. پیام اصلی: در مقابل چنین افراد قدرتمندی ناچار به تسلیم هستیم.

اما حالتی را درنظر آورید که دعوی رد نمی‌شد و هر دوصفحه در کتاب بود. دراینصورت با اتخاذ رویکردی علمی چه باید کنیم؟

باید برای پدیده‌ای عجیب، تبیینی ارائه دهیم.

تبیین نخست: ۴۰ سال پیش نویسنده‌ای، با توانایی‌های مافوق طبیعی، امروز را با دقتی شگفت‌آور پیش‌بینی کرده است.

اگر هیچ تبیین دیگری در دسترس نباشد معقول است که این تبیین را بپذیریم. اما اجازه دهید با اندکی زحمت به خود تبیین جایگزینی ارائه دهیم.

تبیین جایگزین: ویروس‌شناسی  که بر روی خانواده‌ی کروناویروس کار می‌کند از عاشقان کتاب یاد شده است‌‌، به نحوی که از چند سال پیش تصمیم می‌گیرد کووید 19 را تعمدا، برای تحقق بخشیدن به پیشگویی کتاب، از محیط آزمایشگاهی خارج کرده و در جامعه منتشر کند. این کار را در اواخر 2019 انجام می‌دهد تا در 2020 شاهد همه‌گیری جهانی کرونا باشیم و پیش‌بینی کتاب محقق شود.

تبیین جایگزین محتمل‌تر است یا تبیین اولیه که به نیروهای مافوق طبیعی یک نویسنده متوسل می‌شد؟!

تا اینجای کار تبیین دوم مقبول‌تر به نظر می‌رسد. اما ممکن است شما تبیین بهتری ارائه دهید و تبیین جایگزین را نیز رد کنید.

علم اینگونه به جلو می‌رود: مواجهه با پدیده‌ای عجیب، ارائه‌ی تبیین‌هایی طبیعی برای آن، و آنگاه حذف تبیین‌های ضعیف‌تر.

بسیاری از پدیده‌ها علل بسیار ساده‌تری دارند. کرونا با اقدامات تخریب‌گر انسان در محیط زیست شایع شده است. وقتی با افزایش جمعیت و مصرف بی رویه انرژی گرمایش زمین را دامن زدیم، زیست‌گاه‌های طبیعی خفاش‌ها از بین رفت و آنها در مجاورت بیشتری با انسان‌ها قرار گرفتند و احتمال انتقال ویروس‌هایشان به انسان نیز افزایش یافت. اما پذیرش چنین تبیین ساده‌ای مسؤولیت همه‌گیری‌هایی از این دست را متوجه خود ما می‌کند. بنابراین راحت‌تریم که مسؤولیت آن را به گردن دیگران اندازیم ولو با پذیرش تبیین‌های خرافی بسیار عجیب. (سارس و مرس و ایبولا هم به خفاش‌ها مربوط بوده‌اند.)

ما هستیم که برای خفاش‌ها دردسر درست کرده‌ایم و نه برعکس!

@evophilosophy

هادی صمدی
رسم فرزندکشی ایرانی در حوزه صنعت

🔴زمانی که مروری کلی به برنامه های تلویزیون ایران داشته باشیم، برنامه های بسیاری را می بینیم که به معرفی آثار هنری صنایع دستی ایرانی، همچون آثاری فاخر می پردازند: حتی مثلا در لحظات قبل و یا حین پخش اذان تصاویری از صنایع دستی ای چون گوهرتراشی نمایش داده می شود و صنایع دستی و سنتی ایران به عنوان آثاری والا و ارزشمند و نماد فرهنگ، هویت و مذهب ایرانی نمایش داده می شوند. اما کمتر می توان برنامه ای (مستند یا غیر مستند) را سراغ گرفت که رویکردی مشابه به حوزه صنعت و فناوری داشته باشد.
💎تصور کنید تلویزیون در هنگام پخش تصاویر پیش درآمد لحظات اذان، تصاویری مثلا از کارخانه ذوب آهن/ کارخانه تولید واگن قطار/ یا نیروگاه برق (بجای تصاویر صنایع دستی ای مانند گوهر تراشی) را به نمایش بگذارد و با موسقی‌ای دلنواز و فیلمبرداری و نورپردازی‌هایی خاص، مهندسان و کارگران صنعتی را انسانهایی وارسته و نورانی نمایش دهد!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 #اسلاوی_ژیژک از آینده و آرمانشهر می‌گوید...

کاری از Philosofried

🖊 مترجم: حسین متقی

🔻با زیرنویس فارسی
🔻منبع: کلانشهر

👥علوم اجتماعی،مسائل‌روز👥

👉 @SOCIAL_SCIENCE
👉 @SOCIAL_SCIENCE
🔘 مقاله


معرفی چارچوبی جدید برای معرفت‌شناسی آینده‌پژوهی: معرفت‌شناسی اجتماعی؛ با تأکید بر نقد و بررسی آراء وندل بل

در مراحل رشد و تثبیت هر حوزه علمی، توجه به مبانی فلسفی آن و به‌ویژه مبانی معرفت‌شناختی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. آینده‌پژوهی هم اکنون در این مرحله قرار دارد. با وجود کار‌های خوبی که در حوزه معرفت‌شناسی آینده‌پژوهی صورت‌گرفته، اما این تلاش‌ها با سه مشکل روبرو هستند؛ اول، اکثر این تلاش‌ها به‌صورت مجزا و مستقل از هم صورت‌گرفته‌اند و فاقد مبانی مشترک‌اند، دوم، اکثر این نوشته‌ها با مفروض گرفتن نظریات و پارادایم‌هایی در حوزه فلسفه و معرفت‌شناسی، سعی در به‌کار بستن آنها در حوزه آینده‌پژوهی دارند و کمتر به‌طور مستقیم با سؤالات معرفت‌شناختی مرتبط با این حوزه به‌مثابه سؤالاتی اصیل درگیر شده‌اند. و سوم، اکثر نوشته‌ها در حوزه معرفت‌شناسی آینده‌پژوهی، در چارچوب رویکرد تحلیلی و فلسفی به مسئله معرفت‌شناسی محصور شده‌اند و به پیشرفت‌های اخیر حوزه معرفت‌شناسی به‌ویژه چرخش اجتماعی کمتر توجه دارند. از این‌رو، هدف ما در این مقاله، استفاده از نظریه‌های اخیر معرفت‌شناسی اجتماعی در حوزه مطالعات علم و فنّاوری، به‌ویژه چرخش اجتماعی است تا در نتیجه، نخست، یک صورت‌بندی کلی از چارچوب معرفت‌شناسی آینده‌پژوهی ارائه دهیم و سپس، براساس چارچوب فوق، پاسخ‌هایی اولیه برای پرسش‌های معرفت‌شناختی آینده‌پژوهی پیشنهاد کنیم.
برای خواندن کل مقاله به لینک زیر مراجعه کنید

http://www.jsfc.ir/article_105520.html

http://www.jsfc.ir/article_105520_831e12ceb735ddc63a839d12724535be.pdf
به مناسبت روز جهانی آینده

لطفا آینده را به بند نکشید!

🔳 از سال 2012 میلادی روز اول ماه مارس، برابر با دهم اسفندماه، به عنوان روز آینده نامگذاری شده است. هدف از نامگذاری روزی به نام آینده توجه دادن به آینده به عنوان مهمترین دارایی افراد، نهادها و کشورهاست تا باور به آینده‌‌هایی متفاوت و بهتر و امید به آنها را تقویت کند. حال سوال این است که آیا ما در کشور مواجهه‌ای مناسب با آینده داریم؟

🔳 مهمترین وجه رویارویی ما با آینده در کشور خود را در قالب اسناد کلان معطوف به آینده –سندچشم‌انداز، نقشه جامع علمی کشور، الگوی پایه اسلامی/ایرانی پیشرفت و انواع اسناد کلان فناوری- نشان می‌دهد. فارغ از نقدهایی که به روش تدوین (نخبه‌گرایانه بودن و استفاده از ابزارهایی چون چشم‌انداز و ره‌نگاشت که مناسب سطح شرکت هستند و نه سیاستگذاری حوزه عمومی) و محتوای اسناد (فناوری زده بودن) مطرح است، به ماهیت این نوع از رویارویی با آینده نیز سه ایراد وارد است؛

1. محدود کردن آینده؛
مهمترین نقد این اسناد جامع این است که بجای گشودن آینده و اشاره به آینده‌های بدیل به یک آینده معین محدود می‌شوند و در گام بعدتر این آینده محدود را به ساختار قدرت –نظام بودجه دهی، نظام پاداش و ارتقا و..- پیوند می‌زنند و هرکسی که خارج از آن آینده متعین حرکت کند را به حاشیه می‌رانند. مشخص است که چنین رویکردی با ماهیت جهان سیاست که مبتنی بر تضارب آرا، مشارکت و دموکراسی است ناسازگار است. این اسناد به دلیل ماهیت بلندمدت خود، غالب انتخاب‌های دولت‌های آینده را نیز انجام داده و لذا دولت جدید که بر سرکار می‌آید عملا انتخاب چندانی پیش روی خود نمی‌بیند!

2. توهم مدیریت‌پذیر بودن آینده؛
این رویکرد سندمحور بر این باور است که آینده کاملا مدیریت‌پذیر است و در برنامه‌ای دقیق می‌توان برنامه‌ها و اقدامات لازم برای رسیدن به آن را تدوین کرد. اما سوال این است که آیا آینده بلندمدت در سطح ملی مدیریت‌پذیر است؟ جواب این سوال به دلیل وجود نگرش‌ها و تصاویر متفاوت درباره آینده و وجود داشتن عدم قطعیت‌های بسیار به دلیل پیچیدگی بالای حوزه اجتماعی/سیاسی/اقتصادی منفی است ولذا مدیریت‌پذیر بودن آینده توهمی بیش نیست. اما چه کسانی به این توهم در کشور ما دامن زده‌اند؟ جواب این سوال را به نظر من باید در دانشکده‌های مدیریت جستجو کرد. دانشکده‌هایی که به دلیل عدم دانش لازم در زمینه جهان پیچیده اجتماعی/سیاسی و با تصور داشتن چند ابزار محدود مدیریتی ادعای مدیریت همه چیز را دارند. در این میان حوزه آینده‌پژوهی نیز مدعی داشتن ابزار جادویی مدیریت آینده شده و فرم این اسناد را فراهم می‌آورد و حوزه‌ مدیریت فناوری نیز محتوای فناوری‌زده اسناد –تقلیل آینده‌های ممکن به آینده فناورانه- را پر می‌کند.

3. عدم تناسب اختیارات و مسئولیت‌ها؛
این نقد حاوی این نکته است که کسانی این اسناد جامع را تدوین می‌کنند که نوعا مسئولیتی در قبال اجرای آن ندارند و دیگران باید آنها را اجرا کنند. ولذا همواره خود را پشت عبارت "سند خوب بوده اما بد اجرا شده" پنهان می‌کنند و پاسخگو نیستند. از منظر سیاستگذاری هر فردی باید در حوزه اختیارات خود دست به اقدام بزند و بعدا نیز در قبال آن پاسخگو باشد و لذا نمی‌توان بجای نسل‌های آینده و سایر افراد دست به انتخاب زد و انتخاب‌ها و آینده آنها را محدود ساخت.

راه‌کار چیست؟
نقدهای فوق به معنای نپرداختن به آینده نیست بلکه به دنبال پرداختنی دیگرگونه به مقوله بسیار مهم آینده به مثابه مهمترین دارایی است. راهکار در رویکردی دموکراتیک به آینده و گشودن آن بجای بستن آن است. حاکمیت باید بجای نوشتن دستورالعمل گام‌به‌گام آینده در قالب اسناد جامع، به تدوین قواعد بازی آینده پرداخته و امکان ظهور آینده‌های بدیل را تسهیل‌گری کند. آینده نه توسط حاکمیت به مثابه قانون که باید به مثابه فیلم، رمان، نقاشی، کتاب علمی-تخیلی، نقد اجتماعی و غیره توسط جامعه مدنی و متخصصین خارج از حلقه قدرت-توسط افرادی چون ژول ورن ها و اسپیلبرگ ها- تولید شود. این آینده‌های تولید شده توسط جامعه مدنی به دلیل آنکه به مثابه قانون به قدرت وصل نیستند امکان حذف دیگری را ندارند و در رقابت و ارتباط باهم بهبود یافته و ارتقا می‌یابند. در این رویکرد اجتماعی حوزه‌های مدیریت، آینده‌پژوهی و مدیریت فناوری نیز می‌توانند نقشی مثبت را در جهت دموکراتیک کردن سیاستگذاری معطوف به آینده ایفا کنند.

علی چاپرک

این متن را اگر می پسندید با دیگران به اشتراک بگذارید.

https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺پویش کیفیت محصولات غذایی

🎥ویدئو شماره 1⃣

خلاصه نشست
🟢"علم و شبه علم در محصولات غذایی"


🔹پیشنهاد می‌کنیم بیننده این ویدئو باشید!


زمان: ۲۵ دقیقه



*سایر ویدئوهای این نشست به زودی منتشر خواهد شد.


#طب_ایرانی
#طب_سنتی
#طب_اسلامی
#وگان
#گیاهخوار
#تغذیه_نوین


🔅آدرس پویش در صفحات اجتماعی:

Web site: http://food-qs.com

Aparat: https://www.aparat.com/food_qs

Telegram: t.me/foodqs

Instagram: Instagram.com/food_qs/

WhatsApp: https://chat.whatsapp.com/H0cFsUxzd0REgJkwidVqf4

Youtube: https://www.youtube.com/channel/UC6oGUOnX5OlY1R-UJJZ3YgA