علم، فناوری، جامعه – Telegram
علم، فناوری، جامعه
199 subscribers
24 photos
4 videos
4 files
36 links
مطالعات اجتماعی علم، فناوری و نوآوری
@AliChaparak
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#سخنرانی_TED
🔺اخلاق اشیاء
🔹پیتر-پاول فربیک

————————
🆔: @ethics_technology
در جهت تقویت اقتصاد دانش‌بنیان
🔸 پیشنهادهایی برای معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری

در سال‌های اخیر کشور سرمایه‌گذاری‌های زیادی حول اقتصاد دانش‌بنیان انجام داده است و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری مهمترین بازیگر این حوزه بوده است. در این مسیر موفقیت‌های بسیاری نیز به دست آمده است؛ هرچند هنوز اثرات این موفقیت در سطح اجتماعی و اقتصادی کاملا ملموس نشده است. یکی از راه‌کارها برای به ثمر رسیدن اقتصاد دانش‌بنیان تکمیل رویکردهای مدیریتی/اقتصادی کنونی با رویکردهایی اجتماعی است. اخیرا اقدامات خوبی از سمت معاونت -همچون سخن گفتن مستقیم دکتر ستاری با مردم در ویدئویی کوتاه و جذاب و ایجاد کارگروه زنان در حوزه علم و فناوری در معاونت و انجمن مدیریت فناوری- انجام شده است. در جهت تقویت این اقدامات پیشنهادهای زیر برای معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری ارائه می‌شوند؛

1. سخن گفتن مستقیم با مردم و حوزه عمومی
تاکنون طرف سخن معاونت علمی بیشتر سیاستمداران، دانشگاهیان و صنعت بوده است و به عنصر مهم چهارم توسعه یعنی جامعه مدنی کمتر توجه شده است. لذا نیاز است که با زبانی جذاب (ویدوهای جذاب، اینفوگرافیک، انیمیشن و بویژه داستان و روایت‌های جذاب) و از طریق مدیاهای امروزی (بویژه شبکه‌های اجتماعی) معاونت علمی گفتگوی مستقیم با مردم و جامعه مدنی را تقویت کند. چرا که از طریق گفتگو با مردم و رسانه‎ها و جذب حمایت آنهاست که معاونت می‌تواند مساله‌های حوزه اقتصاد دانش‌بنیان را به خواست عمومی تبدیل کند.

2. توجه به مساله‌های کلان جامعه
برای سخن گفتن با مردم و جلب حمایت آنها نیاز است که به مسائل و مشکلات آنها توجه شود. تاکنون معاونت با توجه به ماموریت خویش بیشتر بر روی توسعه فناوری‌های سطح بالا در قالب ستادهای فناوری متمرکز بوده است، اما این مساله باعث شده که اولویت‌های فناورانه معاونت در همراستایی با اولویت‌های سایر بازیگران و بویژه حوزه عمومی نباشد. پیشنهاد می‌شود که معاونت چالش‌های ملی (همانند آب، آلودگی هوا، فساد، آسیب‌های اجتماعی و ...) را محور ستادهای خود کند اما با توجه به حوزه ماموریتی خود تاکید کند که معاونت از طریق فناوری‌های نوین به دنبال حل این چالش‌ها خواهد بود و نه سایر رویکردها.

3. تکمیل نگرش‌های مدیریتی/اقتصادی با نگرش‌های اجتماعی
در حوزه فعالین اقتصاد دانش‌بنیان غلبه با متخصصان فنی/مدیریتی و اقتصادی است. اما اکنون همگان بر اهمیت عناصر اجتماعی در درون اقتصاد دانش‌بنیان و هم ارتباطات اجتماعی مناسب با جامعه آگاه شده‌اند. لذا پیشنهاد می‌شود تخصص‌های اجتماعی بویژه در حوزه علم و فناوری به بدنه تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری معاونت تزریق شود.

4. توجه بیشتر به روایت‌سازی و رویکردهای توصیفی
در وضعیت کنونی تصمیم‌گیری‌ها بیشتر وجهه‌ای نظری و تجویزی دارد و نیاز است که این رویکردها توسط رویکردهای توصیفی و تجربی تکمیل شوند. منظور از رویکردهای توصیفی تلاش برای رفتن به درون فضای شرکت‌های دانش‌بنیان و فضای استارت‌آپی و شناخت آنها از نزدیک و درون از طریق روش‌هایی همچون مردم‌نگاری است. این رویکردهای توصیفی اولا می‌توانند به شناخت بهتر فرهنگ و واقعیت‌های روی زمین این حوزه‌ها کمک کنند و ثانیا نوع خروجی داستانی آنها می‌تواند تاثیر مهمی بگذارد؛ چرا که ما انسانها موجوداتی داستان‌ساز وداستان‌باور هستیم.

5. حمایت از نهادسازی مدنی
ماندگاری اقتصاد دانش‌بنیان نیازمند نهادسازی مناسب حول آن است. در سال‌های اخیر نهادهای دولتی و حاکمیتی زیادی حول اقتصاد دانش‌بنیان ایجاد شده است اما واقعیت آن است که در غیاب نهادهای صنفی و مدنی، این نهادهای فوق کارایی لازم را نخواهند داشت. لذا پیشنهاد می‌شود که در سال‌های پیش رو معاونت برنامه تقویت و ایجاد نهادهای صنفی و مدنی را در برنامه خود قرار دهد.

6. فراگیر کردن اقتصاد دانش‌بنیان
فضای کنونی اقتصاد دانش‌بنیان اولا تهران‌محور است و ثانیا فقط یک طبقه خاص (طبقه متوسط به بالای شهری) هم در آن فعالند و هم از منافع آن منتفع می‌شوند. با توجه به جایگاه دولتی معاونت نیاز است که اقداماتی در جهت فراگیری اقتصاد دانش‌بنیان و منتفع شدن کلیت جامعه صورت پذیرد. این موضوع هم می‌تواند از طریق توزیع متناسب منابع و هم از طریق توجه به حوزه‌هایی مانند نوآوری‌ فراگیر انجام شود.

7. تقویت سرمایه اجتماعی
تضعیف سرمایه اجتماعی نهادهای حاکمیتی و دولتی واقعیتی انکارناپذیر است. این نیز واضح است که هر اقدامی از سمت این نهادها نیازمند سرمایه اجتماعی است. لذا پیشنهاد می‌شود که معاونت از طریق مکانیسم‌هایی مانند ایجاد شفافیت در مورد چرایی و چگونگی سیاستگذاری‌ها، انتصابات، هزینه‌کرد بودجه و در حالتی کلی قرار دادن خود در اتاق شیشه‌ای و باز کردن درهای معاونت برای رسانه و جامعه مدنی سرمایه اجتماعی خود را تقویت کند.

علی چاپرک
https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
آیا دولتی بودن بزرگترین مشکل اقتصاد ایران است؟
اعداد سخن می‌گویند!

🔲 دولتی بودن اقتصاد ایران باوری مقبول بین همه است: از سیاستگذار گرفته تا دانشگاه و بخش صنعت و حوزه عمومی. اما آیا واقعا چنین است؟ پاسخ به این سوال نیازمند مراجعه به آمار است. منبع اصلی بررسی در اینجا داده‌های مرکز آمار سازمان بین‌المللی کار است (https://www.ilo.org/ilostat). لازم به ذکر است که آمارهای فوق در مورد ایران با آمارهای مرکز آمار کشور مطابقت دارند. مهمترین آمار مشخص کننده میزان دولتی بودن اقتصاد، درصد اشتغال حوزه عمومی (دولت +حاکمیت) به کل اشتغال است.

طبق آخرین آمار تعداد کارمندان دولت برابر با 2.3 میلیون نفر و تعداد شاغلین در سایر بخشهای حاکمیت 1.45 (مجموع 3.75 میلیون نفر) و تعداد کل شاغلین برابر است با 23.5 میلیون نفر است. لذا در سال 96 (2017) درصد اشتغال در بخش عمومی در ایران برابر است با 15.98 درصد. در همین سال نرخ اشتغال بخش عمومی در آمریکا (13.62)، انگلستان (21.45)، سوئد (29.21)، قطر (9.95)، رژیم اشغالی (23.49)، نروژ (32.16)، میانمار (6.52)، ژاپن (7.65)، آلمان (14.90)، فرانسه (20.01)، فنلاند (27.25)، مصر (21.15)، دانمارک (29.38)، کانادا (20.16)، بولیوی (8.69)، بلژیک (21.86) و بنگلادش (3.17) است. سه نکته از این آمار قابل استنتاج است؛

🔷 1. ایران از نظر میزان دولتی بودن اقتصاد، کشوری با حجم دولت متوسط مایل به کوچک است؛ میانگین حجم دولت در جهان برابر است با 17.66 و درصد حجم دولت در ایران برابر است با 15.95.

🔷 2. ارتباط معناداری میان میزان دولتی بودن اقتصاد و عملکرد اقتصادی وجود ندارد؛ چرا که در میان کشورهای با عملکرد اقتصادی خوب، هم کشورهایی با حجم دولت بزرگ (کشورهای اسکاندیناوی) وجود دارد و هم کشورهایی با حجم دولت کوچک (مانند ژاپن). از طرف دیگر در میان کشورهایی با عملکرد اقتصادی بد هم، دولت‌هایی با حجم بزرگ (مصر) و هم حجم کوچک (بنگلادش) وجود دارند.

🔷 3. ایران در طول سالهای 1996 (1375) تا 2017 (1396) میزان دولتی بودن خود را نصف کرده است اما عملکرد اقتصادی بهتر نشده است؛ در سال 1996 درصد میزان اشتغال بخش عمومی در ایران 29.2 درصد بوده و در سال 2017 این رقم به 15.95 رسیده است، اما عملکرد کلی اقتصاد ایران در این دوره بهبود نیافته است.

پس اگر دولتی بودن اصلی‌ترین مشکل اقتصاد ایران نیست، مشکل اصلی چیست؟ و چرا علی‌رغم وجود این آمار همواره از دولتی بودن اقتصاد ایران به عنوان بزرگترین مشکل آن یاد می‌شود؟

(این متن را اگر می‌پسندید برای دیگران هم ارسال کنید.)

علی چاپرک

https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
⛔️علم چه کارهایی را نمی‌تواند انجام دهد؟
انتظارات نابجا از علم؛ تحلیلی مرتونی

بدن انسان از چندین سیستم/دستگاه تشکیل شده و برای داشتن بدن سالم نیاز است که هر یک از این دستگاه‌‎ها در تعامل با دیگر دستگاه‌ها وظیفه خود را به درستی انجام دهد. وظیفه هر دستگاه مشخص است و نمی‌توان از یک دستگاه انتظار داشت که وظیفه دستگاه دیگر را نیز انجام دهد. مثلا از دستگاه گوارشی که وظیفه هضم غذا را برعهده دارد انتظار نمی‌رود که وظیفه گردش خون را که مربوط به قلب و رگ‌هاست را انجام دهد.

جامعه نیز به عنوان یک کل از مجموعه‌ای از نهادها مانند دین، خانواده، علم، سیاست، اقتصاد، روشنفکری و سایر نهادها تشکیل شده است و برای داشتن جامعه خوب هر یک از این نهادها بر اساس اصل تقسیم کار باید وظیفه خود را به انجام رسانند و نباید انتظار داشت که یک نهاد وظیفه سایر نهادها را هم به انجام برساند؛ چه آنچه اولا همانند بدن چنین چیزی ممکن نیست و ثانیا، اگر هم با زور بخواهیم چنین چیزی اتفاق بیافتذد نهایتا کارکرد و وظیفه اصلی آن نهاد مختل می‌شود. مثلا نمی‌توان انتظار داشت که نهاد علم وظیفه نهاد اقتصاد را به انجام برساند و یا بالعکس.

هر نهادی در جامعه برای انجام کارکرد ویژه خود نوعا تابع مجموعه‌ای از هنجارها و قواعد است.

از نظر رابرت مرتون-پایه‌گذار جامعه‌شناسی علم- چهار هنجار اصلی علم عبارتند از؛

🔘 جهانروایی؛ اعتبار یافته‌های علمی باید فارغ از گرایشات فردی و اجتماعی-سیاسی فعالین آن باشد

🔘 اشتراک گرایی؛ با هدف ارتقا رویکرد همکارانه، مالکیت معنوی یافته‌های علمی متعلق به همه است. مخفی‌کاری با این هنجار ناسازگار است

🔘 بی‌غرضی؛ دانشمندان باید تلاش کنند که تا جای ممکن به صورت بی‌طرفانه به کار علمی بپردازند  

🔘 شک سازمان یافته؛ هیچ جنبه ای از علم را نباید مقدس یا درخور احترام غیر انتقادی انگاشت.

حال براساس این چهار هنجار می‌توان بررسی کرد که علم چه کارهایی را نمی تواند انجام دهد؛

🔷1. علم نمی‌تواند روشنفکر تولید کند؛ چرا که روشنفکری مدعی دانستن حقیقت و طرفداری از همان حقیقت مسلم فرض شده است و این خصوصیات روشنفکر با هنجار بی‌طرفی علم ناسازگارند. ضمنا روشنفکر به دلیل نقشی که در جامعه دارد نوعا رویکردی تجویزی دارد که این نیز با رویکرد توصیفی علم ناسازگار است.

🔷 2. علم نمی‌تواند انسان متعهد دینی تولید کند؛ به دو دلیل: اول اینکه در نهاد دین یکی از مهمترین هنجارها احترام و عدم شک در امور مقدس است و این هنجار با هنجار شک‌سازمان‌یافته علم ناسازگار است و دوم اینکه، در دین مجموعه‌ای از باورها مسلم انگاشته شده و فرد دین‌باور به دنبال تثبیت آنهاست و این با هنجار بی‌طرفی در علم منافات دارد.

🔷 3. علم نمی‌تواند کارآفرین/بیزینسمن تولید کند؛ چرا که در فضای کسب‌وکار یکی از مهمترین هنجارها مخفی نگه‌داشتن آخرین دستاوردها در قالب اسرار تجاری است که این با هنجار اشتراک‌گرایی و نظام پاداش علم که بر اساس اولویت کشف و انتشار سریع نتایج می‌باشد ناسازگار است.

بنابراین اگر بپذیریم که علم نهادی است که کارکردی مهم در جامعه دارد، آنگاه باید تلاش کرد که از اختلال در کارکرد آن از طریق دخالت سایر نهادها اجتناب کرد. به عبارت دیگر نباید فعال علم را در دوگانگی هنجاری‌ای قرار داد که نداند آیا شک کند خوب است یا شک نکند، آیا تلاش کند بی‌طرف بماند یا باید به دفاع از آرمانی خاص بپردازد و آیا نتایج فعالیت‌هایش را منتشر کند خوب است و یا باید آنها را مخفی نگه دارد.

⬅️ پینوشتها

1. داشتن افراد متعهد، روشنفکر و بیزینس من برای جامعه بسیار مهم و ضروری است و هدف این نوشته طرد آنها نیست. نکته اصلی متن این است که هر چند افراد اشاره شده برای جامعه ضروری و مفید هستند اما نباید پرورش چنین افرادی را از نهاد علم انتظار داشت. تولید این افراد وظیفه نهادهای دیگری است که باید کارکرد نهادی خود در جامعه را به درستی انجام دهند.

2. علم با دانشگاه متفاوت است. دانشگاه در معنای یونیورسته ماهیتی فراتر از علم دارد و لذا آنچه درباره علم صدق می‌کند لزوما درباره دانشگاه صادق نیست.

3. هر فرد می‌تواند چندین نقش داشته باشد. یعنی فعال علم در خارج از نهاد علم می‌تواند فعال سیاسی/ اجتماعی/اقتصادی باشد. نکته مهم خلط نکردن این حوزه‌های مختلف باهم است. مثلا نمی‌توان فعالیت روشنفکری تجویزی داشت ولی آن را به عنوان نتایج علمی معرفی کرد.

(این متن را اگر می‌پسندید برای دیگران هم ارسال کنید)

علی چاپرک

https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
مانیفست نوآوری


واحد تحقیقات سیاستی علم و فناوری (SPRU) دانشگاه ساسکس انگلستان یکی از مهمترین واحدهای دانشگاهی در حوزه مطالعات نوآوری است. مرکز مسیرهای اجتماعی، فناورانه و زیست‌محیطی برای پایداری (STEPS) در این واحد تا کنون دو مانیفست برای فناوری و نوآوری نوشته است. دومین مانیفست که در سال 2010 نوشته شده است واجد اهمیتی بسیار است، چرا که نشان می‌دهد که فهم عمومی و بویژه فعالین علمی و سیاستگذاری فناوری و نوآوری در کشور ما چقدر با آخرین اندیشه‎ها در این حوزه فاصله دارد.

واقعیت این است که فهم ما از فناوری و نوآوری فهمی ناقص و تاحدودی نیز نادرست است. بر اساس محتوی مانیفست نوآوری اشاره شده می‌توان فهمید که حوزه فناوری و نوآوری –بویژه در بخش سیاستگذاری آن- در کشور ما دچار مشکلات زیر است؛ 1. اسیر تله فناوری‌های بالاست. 2. بازی آن فقط دربرگیرنده طبقه متوسط به بالای شهری تحصیل کرده است. 3. بسیار تمرکزگراست و عملا محدود به پایتخت و چند مرکز استان است. 4. علم زده است و بخش اعظم بازی آن در ارتباط با دانشگاه است. 5. مردسالار و به نفع جریان مسلط است. 6. هم از منظر فعالین و هم از منظر تفکر غالب مهندسی‌زده است و 7. نخبه‌گراست.

در اینجا برای اینکه ببینم پیشروان مطالعات نوآوری در جهان چگونه درباره آن فکر می‌کنند بخش‌هایی از مانیفست را در اینجا می‌آورم و متن انگلیسی و ترجمه آن نیز به پیوست ارسال می‌شود. نیاز است که این مانیفست در میان فعالین –بویژه و دانشگاهی و سیاستگذاری- حوزه فناوری و نوآوری بارها و بارها خوانده و به بحث گذاشته شود بلکه بهبودی در مسیر حوزه فناوری و نوآوری کشور روی دهد.

💎 « چشم‌انداز ما، جهانی است که در آن علم و فناوری به طور مستقیم‌تری برای عدالت اجتماعی، فقرزدایی و محیط‌زیست کار می‌کنند.»

 

❇️مقابله با چالش‌های جهانی به هم پیوسته مرتبط با فقرزدایی، عدالت اجتماعی و پایداری زیست‌محیطی یکی از الزامات اخلاقی و سیاسی بزرگ عصر ما است. انواع مختلف و متعدد علم، فناوری و نوآوری نقش‌های مهمی در این کار دارند، اما مرکز استپس (STEPS) در کنار بسیاری از مراکز و کارشناسان دیگر معتقد است تنها در صورتی می‌توان این الزام را برآورده کرد که تغییری اساسی در نحوه تفکر ما در مورد نوآوری و شیوه اجرای آن روی دهد... یکی از ضروریات انجام این کار کنار گذاشتن تعریف ساده پیشرفت برحسب مقیاس یا نرخ تغییر است (یعنی کنار گذاشتن این فهم که در یک مسابقه خطی فرضی چه کسی «جلو» و چه کسی «عقب» است). در عوض باید بر روی جهت‌های متعدد دیگری برای تغییرات فناورانه و نوآورانه و تغییر نهادی مرتبط با آنها تمرکز نمود...به عبارت دیگر ما نیازمند ایجاد و تقویت شکل‌ها و جهت‌های متنوع‌تری از نوآوری هستیم که دارای توزیع بسیار منصفانه‌تری در جهت افزایش عدالت اجتماعی باشند.

«لازم است تغییری اساسی در نحوه تفکر ما در مورد نوآوری و شیوه اجرای آن روی دهد.»

❇️توجه بیشتر به تنوع فرهنگی، تنوع منطقه‌ای و پاسخگویی دموکراتیک در محور اصلی این تغییر قرار دارد. چنین تغییری امکان‌پذیر است. در واقع این تغییر از قبل در ابتکارات الهام بخشی که در نقاط متعددی از جهان شروع شده‌اند در حال انجام است؛ اما این ابتکارات اغلب چند پاره و دارای حمایت و پشتیبانی ضعیف هستند و روابط نابرابر قدرت به عنوان مانعی در برابر آن‌ها عمل می‌کند. به چالش کشیدن این نیروها نیازمند آن است که نوآوری به گونه‌ای تقویت و ترویج شود که به طور واقعی به نفع جمعیت‌هایی که هم اکنون به حاشیه رانده شده‌اند و محیط‌هایی که به خطر افتاده‌اند کار کند. این کار نیازمند ایجاد فضاهای سیاسی جدید، مشارکت دادن جنبش‌های اجتماعی، کسب‌وکارهای کوچک‌تر و طرد شدگان است.

❇️بطور مشابه افزایش تقاضا در میان گروه‌های با درآمد نسبتاً پایین در نزدیکی «پایین هرم» در سراسر جهان، فرصت‌هایی فراوان (که البته هنوز به حد کافی به رسمیت شناخته نشده‌اند) برای فرآیندهای نوآوری مرتبط با کسب‌وکارهای کوچک جهت تقویت رشد اقتصادی یا توزیع عادلانه‌تر فراهم می‌آورد.

❇️رویکردهایی که به طور فعال علم را با منافع جمعیت‌های محروم پیوند می‌دهند می‌توانند در توزیع نتایج نوآوری به سمت نیازهای گروه‌های فقیرتر موثر واقع شوند

ابتکارات شهروندان و جنبش‌های اجتماعی نقش مهمی در آشکار کردن مسیرهای پنهان نوآوری ایفا می‌کنند. این‌ها می‌توانند هم به تولید شکل‌های محلی نوآوری و هم به تضمین به اشتراک‌گذاری گسترده‌تر مزایای همه اشکال نوآوری کمک کنند.

علی چاپرک

(این متن را اگر می‌پسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)

https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
A New Manifesto of Innovation Farsi.pdf
204 KB
ترجمه مانیفست نوآوری اسپرو (SPRU)
@ScienceandTechnologyStudies
steps-manifesto_small-file english.pdf
1.5 MB
متن اصلی مانیفست نوآوری اسپرو (SPRU)
@ScienceandTechnologyStudies
نشست دوم پایداری توسعه سرزمین؛ ناسیاستگذاری
گفتگوی چالشی با موضوع «برنامه ریزی در فقدان نظریه پایه توسعه و تصویر مشترک از آینده»
سخنرانان:
دکتر آقاسی زاده متخصص برنامه ریزی توسعه
دکتر چاپرک متخصص آینده نگاری اجتماعی
شنبه ۶ بهمن ساعت ۱۷:۰۰
خانه اندیشمندان علوم انسانی
🔳🔴 سیاستگذار عزیز، اولا خط نیست، دوما همه‌اش مال شما نیست!

چرخه سیاستگذاری و مشکلات آن در ایران

سیاستگذاری مهمترین وظیفه دولت و حاکمیت است و برای انجام آن در ادبیات سیاستگذاری از "چرخه سیاستگذاری" صحبت می‌شود که مطابق آن سیاستگذاری واجد پنج مرحله است؛ تعیین مساله، صورتبندی پاسخ‌های ممکن، انتخاب سیاست، اجرای سیاست و ارزیابی سیاست. همین چرخه ساده در کشور ما دارای دو مشکل اساسی است.

❇️ 1. خط به جای حلقه؛ همانطور که از اسم چرخه سیاستگذاری مشخص است شکل کلی آن حلقه‌ای و بازخوردی است؛ به این معنا که سیاستگذاری‌های جدید باید مبتنی بر ارزیابی و یادگیری از سیاست‌های قبلی باشند، اما در کشور ما چنین ارزیابی و طبعا یادگیری‌ای صورت نمی‌پذیرد و هر سیاسیتگذاری در ایران همچون فیلم‌های اصغر فرهادی پایانی باز دارد و معلوم نمی‌شود که آیا سیاست موفق بود یا ناموفق و دلایل این موفقیت یا ناموفق بودن چه چیزهایی بودند. از این رو ما غالبا در حال تکرار اشتباهات گذشته هستم و در کشور هر سیاستگذاری از لحظه صفر آغاز می‌شود چنانکه قبل از آن چیزی در آن حوزه نبوده است! البته این عدم ارزیابی به نفع سیاستگذار است -چرا که نقاط ضعف او معلوم نمی‌شوند- اما طبعا به ضرر جامعه است.

❇️ 2. همه چیز برای سیاستگذار؛ اما مشکل مهمتر در سیاستگذاری در کشور به توزیع قدرت در فرایند سیاستگذاری برمی‌گردد. به صورت مشخص مشکل در نوع  پاسخ به سوال زیر است؛ چه کسانی/نهادهایی مسئول مراحل مختلف چرخه سیاستگذاری هستند؟ مثلا چه کسانی/نهادهایی حق دارند که بگویند مساله اصلی چیست؟ و همچنین در مورد سایر مراحل. در کشور ما مشکل اینجاست که سیاستگذار خود را مسئول و ذیحق همه مراحل سیاستگذاری می‌داند؛ یعنی سیاستگذار خودش می‌گوید که مشکل چیست، راه‌حل کدام است و خودش راه‌حل را انتخاب و اجرا می‌کند و خودش خودش را ارزیابی می‌کند! تقریبا چیزی شبیه خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی! اما واقعیت این است که مسئول و ذیحق مراحل مختلف چرخه سیاستگذاری افراد/نهادهای مختلفی هستند؛ ذیحق تعیین مساله مردم و جامعه مدنی است و چنین نیست که سیاستگذار خود بگوید مساله چیست. این نکته مهمترین عامل شکست سیاستگذاری‌ها در ایران است چون چیزهایی که برای سیاستگذار نوعی مساله هستند در واقع مساله مردم نیستند و لذا هر سیاستی با مقاومت سیاستی از سوی جامعه روبرو می‌شود. وظیفه و حق صورتبندی جواب‌های ممکن به عهده نهاد علم و دانشگاه است؛ چرا که دانشگاه رویکردی توصیفی و اگر ...آنگاه...ی دارد و لذا توان تولید پاسخ یکتا و نسخه پیچی ندارد. البته طبعا امکان تولید پاسخ‌های متفاوت و بدیل نیازمند استقلال نهاد دانشگاه از نهاد سیاست است. حق انتخاب راه‌حل از میان راه‌حل‌هایی که دانشگاه ارائه کرده به عهده سیاستگذار است، چرا که مبتنی بر حمایت مردم از گرایش سیاسی خاصی انتخاب شده است و فردا روزی نیز باید پاسخگوی انتخاب خود باشد. اجرای سیاست نیز نیازمند مشارکت همه بازیگران و بویژه سیاستگذار و جامعه مدنی است. نهایتا ارزیابی سیاست به عهده رسانه است، چرا که آنان دیدبان جامعه برای عملکرد سیاستگذار هستند. البته طبعا چنین توان ارزیابی نیازمند دسترسی به اطلاعات شفاف، تربیت رسانه‌های تخصصی و امنیت و آزادی رسانه است.

از این رو تا زمانی که سیاستگذاری ما بازخوردی و یادگیرنده نبوده و توزیع قدرت در میان ذینفعان و بازیگران متفاوت به خوبی انجام نشده باشد نمی‌توان انتظار باز شدن پنجره فرصت و داشتن سیاستگذاری‌هایی بهتر را داشت.

علی چاپرک

این متن را اگر می پسندید با دیگران به اشتراک بگذارید.

https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 بیشتر (پویانمایی)

بیشتر (به انگلیسی : more) پویانمایی کوتاه بدون دیالوگی از مارک آزبرن به روش استوپ موشن است که در سال ۱۹۹۸ ساخته شد. این پویانمایی جوایز زیادی را گرفت و نامزد اسکار بهترین پویانمایی کوتاه سال ۱۹۹۸ شد.

💎 این انیمیشن نشان می دهد که در ساختار و مناسبات معیوب که شادی و زندگی خوب گمشده آن است، امید بستن به بهبود شرایط فقط مبتنی بر نوآوری تکنیکی و اختراعات فنی توهمی بیش نیست.

https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
به مناسبت روز جهانی آینده

لطفا آینده را به بند نکشید!

🔳 از سال 2012 میلادی روز اول ماه مارس، برابر با دهم اسفندماه، به عنوان روز آینده نامگذاری شده است. هدف از نامگذاری روزی به نام آینده توجه دادن به آینده به عنوان مهمترین دارایی افراد، نهادها و کشورهاست تا باور به آینده‌‌هایی متفاوت و بهتر و امید به آنها را تقویت کند. حال سوال این است که آیا ما در کشور مواجهه‌ای مناسب با آینده داریم؟

🔳 مهمترین وجه رویارویی ما با آینده در کشور خود را در قالب اسناد کلان معطوف به آینده –سندچشم‌انداز، نقشه جامع علمی کشور، الگوی پایه اسلامی/ایرانی پیشرفت و انواع اسناد کلان فناوری- نشان می‌دهد. فارغ از نقدهایی که به روش تدوین (نخبه‌گرایانه بودن و استفاده از ابزارهایی چون چشم‌انداز و ره‌نگاشت که مناسب سطح شرکت هستند و نه سیاستگذاری حوزه عمومی) و محتوای اسناد (فناوری زده بودن) مطرح است، به ماهیت این نوع از رویارویی با آینده نیز سه ایراد وارد است؛

1. محدود کردن آینده؛
مهمترین نقد این اسناد جامع این است که بجای گشودن آینده و اشاره به آینده‌های بدیل به یک آینده معین محدود می‌شوند و در گام بعدتر این آینده محدود را به ساختار قدرت –نظام بودجه دهی، نظام پاداش و ارتقا و..- پیوند می‌زنند و هرکسی که خارج از آن آینده متعین حرکت کند را به حاشیه می‌رانند. مشخص است که چنین رویکردی با ماهیت جهان سیاست که مبتنی بر تضارب آرا، مشارکت و دموکراسی است ناسازگار است. این اسناد به دلیل ماهیت بلندمدت خود، غالب انتخاب‌های دولت‌های آینده را نیز انجام داده و لذا دولت جدید که بر سرکار می‌آید عملا انتخاب چندانی پیش روی خود نمی‌بیند!

2. توهم مدیریت‌پذیر بودن آینده؛
این رویکرد سندمحور بر این باور است که آینده کاملا مدیریت‌پذیر است و در برنامه‌ای دقیق می‌توان برنامه‌ها و اقدامات لازم برای رسیدن به آن را تدوین کرد. اما سوال این است که آیا آینده بلندمدت در سطح ملی مدیریت‌پذیر است؟ جواب این سوال به دلیل وجود نگرش‌ها و تصاویر متفاوت درباره آینده و وجود داشتن عدم قطعیت‌های بسیار به دلیل پیچیدگی بالای حوزه اجتماعی/سیاسی/اقتصادی منفی است ولذا مدیریت‌پذیر بودن آینده توهمی بیش نیست. اما چه کسانی به این توهم در کشور ما دامن زده‌اند؟ جواب این سوال را به نظر من باید در دانشکده‌های مدیریت جستجو کرد. دانشکده‌هایی که به دلیل عدم دانش لازم در زمینه جهان پیچیده اجتماعی/سیاسی و با تصور داشتن چند ابزار محدود مدیریتی ادعای مدیریت همه چیز را دارند. در این میان حوزه آینده‌پژوهی نیز مدعی داشتن ابزار جادویی مدیریت آینده شده و فرم این اسناد را فراهم می‌آورد و حوزه‌ مدیریت فناوری نیز محتوای فناوری‌زده اسناد –تقلیل آینده‌های ممکن به آینده فناورانه- را پر می‌کند.

3. عدم تناسب اختیارات و مسئولیت‌ها؛
این نقد حاوی این نکته است که کسانی این اسناد جامع را تدوین می‌کنند که نوعا مسئولیتی در قبال اجرای آن ندارند و دیگران باید آنها را اجرا کنند. ولذا همواره خود را پشت عبارت "سند خوب بوده اما بد اجرا شده" پنهان می‌کنند و پاسخگو نیستند. از منظر سیاستگذاری هر فردی باید در حوزه اختیارات خود دست به اقدام بزند و بعدا نیز در قبال آن پاسخگو باشد و لذا نمی‌توان بجای نسل‌های آینده و سایر افراد دست به انتخاب زد و انتخاب‌ها و آینده آنها را محدود ساخت.

راه‌کار چیست؟
نقدهای فوق به معنای نپرداختن به آینده نیست بلکه به دنبال پرداختنی دیگرگونه به مقوله بسیار مهم آینده به مثابه مهمترین دارایی است. راهکار در رویکردی دموکراتیک به آینده و گشودن آن بجای بستن آن است. حاکمیت باید بجای نوشتن دستورالعمل گام‌به‌گام آینده در قالب اسناد جامع، به تدوین قواعد بازی آینده پرداخته و امکان ظهور آینده‌های بدیل را تسهیل‌گری کند. آینده نه توسط حاکمیت به مثابه قانون که باید به مثابه فیلم، رمان، نقاشی، کتاب علمی-تخیلی، نقد اجتماعی و غیره توسط جامعه مدنی و متخصصین خارج از حلقه قدرت-توسط افرادی چون ژول ورن ها و اسپیلبرگ ها- تولید شود. این آینده‌های تولید شده توسط جامعه مدنی به دلیل آنکه به مثابه قانون به قدرت وصل نیستند امکان حذف دیگری را ندارند و در رقابت و ارتباط باهم بهبود یافته و ارتقا می‌یابند. در این رویکرد اجتماعی حوزه‌های مدیریت، آینده‌پژوهی و مدیریت فناوری نیز می‌توانند نقشی مثبت را در جهت دموکراتیک کردن سیاستگذاری معطوف به آینده ایفا کنند.

علی چاپرک

این متن را اگر می پسندید با دیگران به اشتراک بگذارید.

https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
📚 نهمین اینوتک تاک (گفتگوهای صمیمی و نقادانه توسعه علم و فناوری) با موضوع: "توسعه علم و فناوری در ایران: متوازن یا نامتوازن، طبیعی یا مصنوعی، مردمی یا غیرمردمی"

برای شرکت در این نشست از طریق لینک زیر ثبت نام نمائید:

https://evnd.co/FxvDQ

🔴 کانال گفتگوهای غیرراهبردی توسعه:

@sharenovate_debate
وعده‌های بهشت تکنولوژیک را باور نکنید!
⭕️ نقدی بر تکنوپوپولیسم در ایران

⬅️ تکنوپوپولیست موجودی است که از ترکیب پوپولیست و تکنوکرات به وجود می‌آید و البته از هردوی آنها تکامل یافته و به روزتر است: یعنی شخصی که وعده‌های پوپولیستی قدیمی را در بسته‌بندی  به روز تکنولوژیک ارائه می‌کند.  

🔸 به عنوان مثال، تکنوپوپولیست‌ها مدعی‌ هستند که مساله دموکراسی در کشور از طریق فناوری‌های حوزه (IT) و از جمله شبکه اجتماعی، مساله آب و محیط زیست با فناوری سدسازی و یا بارور کردن ابرها، مساله توسعه اقتصادی با فناوری‌های دانش بنیان و یا فناوری‌های راهبردی، مساله ارز با فناوری سامانه نیما، مساله قاچاق با سامانه فلان،  مساله جنگ با موشک بهمان، مساله فرهنگ با مهندسی فرهنگ و ... قابل حل هستند. یعنی تقلیل مساله‌ها به موضوعات تکنیکی، تخصصی و فنی و تقلیل راه‌کارها به راه‌کارهای تکنولوژیک!

⁉️سوال این است که چقدر می‌توان به چنین وعده‌هایی امید بست؟

به دو دلیل این وعده بهشت فناورانه دروغین است:

1. تقلیل مساله توسعه به توسعه فناوری: توسعه مساله‌ای بسیار پیچیده است و در ساده‌ترین خوانش دارای وجوهی چون توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و توسعه فناورانه است. اینکه رابطه و پویایی بین این وجوه چیست و در شرایط تاریخی-جغرافیایی خاص روابط میان آنها چگونه است سوالات پیچیده‌ای هستند. اما تکنوپوپولیست‌ها با ساده‌سازی، مساله توسعه را برابر با توسعه فناوری جلوه می‌دهند و با اینکار عرصه را بر سایر وجوه توسعه –مثلا توسعه سیاسی-- تنگ می‌کنند.

2. تقلیل توسعه فناوری به امری تکنیکال: نکته اینجاست که در نظریات اخیر فناوری به عنوان سیستم اجتماعی-تکنیکی صورتبندی می‌شود. به این معنا که فناوری‌ در کنار وجوه فنی دارای وجوه اجتماعی نیز هست و عدم توجه به این وجوه اجتماعی توسعه فناوری را ناممکن می‌سازد. مثلا فناوری شبکه اجتماعی شامل فقط کد برنامه نویسی، اپلیکیشن، سرور و یا سایر وجوه فنی دیگر آن نیست بلکه شامل وجوه اجتماعی چون اعتماد، شفافیت، سبک زندگی کاربران، ارزش‌های اخلاقی و باورها درباره حوزه خصوصی است که عدم توجه به آنها طبعا امکان توسعه فناوری را سلب می‌کند.

❇️ تخصص اصلی تکنوپوپولیست ساده نشان دادن مسائل پیچیده و پیشنهاد حل همه مشکلات عالم از طریق فناوری است! تکنوپوپولیست‌ها نوعا مهندسان سابقی هستند که اخیرا به لطف چرخ روزگار به چوب‌ جادوی  مدیریت نیز مجهز شده‌اند! و با  انکار ماهیت پیچیده و سیاسی موضوعات سیاستگذاری آنها را به موضوعات مدیریت فناوری تقلیل داده‌اند!

🚫بنابراین از این به بعد به تکنوپوپولیستها و وعده‌های آنها شک کنیم!

پینوشت: البته در اینجا هدف انکار فناوری نیست. نکته مد نظر این است که فناوری فقط "بخشی" از راه‌حل است که اولا خود دارای ماهیتی اجتماعی است و ثانیا، این بخش نیز تنها زمانی می‌تواند اثر مطلوب خود را بگذارد که سایر وجوه توسعه –مثلا توسعه سیاسی- نیز فراهم شده باشند. در غیر این صورت نه تنها ممکن است که نتواند مشکلی را حل کند، بلکه چون هیولای فرانکشتاین کاملا ممکن است که خود به بخشی از مشکل نیز تبدیل شود.

 

علی چاپرک

این متن را اگر می‌پسندید با دیگران به اشتراک بگذارید

 https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
انسان، انسان را می‌کشد یا اسلحه انسان را می‌کشد؟

📚تحلیلی بر ماجرای آقای نجفی از منظر مطالعات علم و فناوری و ضرورت اتخاذ رویکردی انتقادی به فناوری

ماجرای قتل انجام شده توسط آقای نجفی جامعه را در بهت و حیرت فرو برده است. بعد از شوک اولیه، در رویارویی با چنین حوادث شگرفی باید تلاش کنیم که آن را  فهم‌پذیر کرده و با یادگیری از روی دادن اتفاقاتی مشابه در آینده جلوگیری کنیم. این یادداشت به دنبال نگاه به این موضوع از منظر مطالعات فناوری است (طبعا این نگاه نافی سایر رویکردها –کیفری، سیاسی، حقوقی، امنیتی، اجتماعی و روانشناختی- نیست و شاید بتواند مکملی برای آنها باشد)

⁉️سوال این است: نقش فناوری و به طور مشخص اسلحه در این ماجرا چه بوده است؟ آیا بخشی از فاجعه متوجه اسلحه است یا همه مسئولیت آن به انسان کاربر اسلحه برمی‌گردد؟

در پاسخ به این سوال در مطالعات فناوری دو دیدگاه رقیب وجود دارد:

1. ابزارگرایی: که مدعی است فناوری‌ها ابزاری بیش نیستند و لذا دارای ماهیتی خوب یا بند نبوده بلکه می‌توانند خوب یا بد بکار برده شوند و لذا همه مسئولیت در حوادث متوجه کاربران فناوری یا همان انسان است. طرفداران این رویکرد می‌گویند؛ اسلحه انسان را نمی‌کشد، انسان انسان را می‌کشد!

2. برساختگرایی:  که می‌گوید، درست است که فناوری‌ها دارای اختیار و ارزش‌ساز نیستند، اما ارزش‌های ساختاری که در آن ایجاد شده و رشد یافته‌اند را تبلور بخشیده و به اصطلاح ارزش‌بار (value-ladden) و دارای ماهیت هستند. به این معنا که هرچند فناوری به تنهایی عامل انجام قتل نیست اما نقشی سازنده در زنجیره علل منتهی به قتل را بر عهده دارد.  مبتنی بر این نگاه انسان بعلاوه فناوری مساوی انسان قبل بعلاوه فناوری نیست بلکه مساوی انسانی "جدید" بعلاوه فناوری است که ویژگی‌هایی متفاوت از انسان قبل از فناوری دارد. مبتنی بر این رویکرد اخیر، اسلحه از سه منظر می‌تواند در ماجرای قتل نقش ایفا کند:

⬅️1. از طریق دستگاری نگرش ما نسبت به جهان و دیگران و تغییر پرسپکتیو ما:  به قول ضرب‌المثل انگلیسی؛ کسی که چکش در دست دارد دنیا را میخ می‌بیند. در این مورد خاص شاید بتوان گفت که کسی که اسلحه دارد فکر کشتن دیگران راحتر به ذهنش خطور می‌کند.

⬅️2. از طریق تکمیل کردن زنجیره علیت ساختاری: به عبارت دیگر اسلحه یکی از شروط لازم  در زنجیره علیت ساختاری وقوع قتل است. علیت ساختاری در مقابل علیت فردی قرار دارد که مسئولیت همه جرم و جنایات و ناهنجارهای اجتماعی را به گردن فرد می‌اندازد و نقش جامعه و ساختار را در آن نادیده می‌گیرد. در این مورد خاص، شاید اگر اسلحه‌ای در کار نمی‌بود مجموعه علل دیگر که به جنون لحظه‌ای فکر کشتن رسیده بود در نبود یکی از شروط لازم (اسلحه) منجر به قتل نمی‌شد.

⬅️3. از طریق تبلور ماهیت وجودی خود (کشتن انسان): فناوری همچون اژدهایی خفته  هر لحظه امکان بروز ماهیت وجودی خود را دارد حتی زمانی که کاربر آن قصدی برای استفاده از آن ندارد. قتل‌های ناخواسته از جمله توسط کودکان به وسیله اسلحه در منزل مثالی از این مورد است. در همین ماجرای اخیر هم، به گفته خود آقای نجفی، ایشان به دنبال تهدید و ترساندن بوده و نه قتل اما با خارج از کنترل شدن شرایط اسلحه ماهیت وجودی خود را افشا و شلیک می‌کند.

نتیجه‌گیری: کنترل شیفتگی جنون‌آمیز به فناوری با اتخاذ رویکردی نقادانه به آن

ما شیفتگی عجیبی به فناوری داریم که باید آن را مهار کنیم و لذا دفعه بعد اگر به شما سلاحی پیشنهاد شد که حتی دارای مجوز حمل است قبل از پذیرش آن خوب فکر کنید: اگر در فناوری‌های مجازی امکان جدیدی به وجود آمد قبل از انجام مشتاقانه آن اندکی درنگ کنید: دفعه بعد اگر امکان فناوری نظامی خاصی مطرح شد قبل از شوق دستیابی، آن را خوب بررسی کنید: اگر فناوری حمل و نقل جدیدی برای شهر مطرح شد، اگر فناوری جدیدی برای کنترل جرایم اختراع گردید، اگر با فناوری پزشکی جدیدی برای ارتقا ظرفیت جسمانی انسان‌ها روبرو شدید، اگر با فناوری جدیدی برای تولید انرژی آشنا شدیم و.... جنون و شیفتگی بی حد خود را کنترل کرده و ابتدا با رویکردی انتقادی آن را بررسی کنیم و همواره آری‌گویی مشتاق برای هر فناوری ممکن نباشیم و اگر هم بعد از برخورد انتقادی خواستیم آن را بپذیریم به زمینه‌های فرهنگی و اخلاقی استفاده درست از آن نیز بیاندیشیم تا به موقعیت شمشیر در دست زنگی مست یا نابودی جامعه به دست فناوری نرسیم! چرا که معلوم نیست که در رویارویی ما با هر فناوری خاص نهایتا ارباب چه کسی خواهد بود! و همواره ندای هیولای فرانکشتاین (هیولای ساخته شده توسط دانشمندی به نام فرانکشتیان در رمان نوشته مری شلی) را در درون خود بشنویم که به دانشمند مخترع خود می‌گوید: تو خالق منی، اما من ارباب توام، اطاعت کن!

علی چاپرک

این متن را اگر می‌پسندید برای دیگران هم ارسال کنید.

https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
🔰🔰🔰

🔸مدارس میان رشته ای شریف با همکاری گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف و گروه نوروساینس دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار می کند:
🔸 مدرسه تابستانی «نوروساینس، علوم شناختی و فلسفه: از حافظه تا آگاهی»
🔸ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
@SharifSchools
📚 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری برگزار می کند:

اولین مدرسه تابستانه سیاستگذاری علم و فناوری

🔵 از کلیه دانشجویان دکتری مدیریت فناوری و سیاستگذاری علم و فناوری کشور دعوت می شود برای حضور رایگان در این مدرسه آخرین رزومه علمی و اجرایی و یک توصیه نامه از استاد راهنمای خود را به آدرس زیر ایمیل نمایند:

Stipolicynetwork@gmail.com

🔴 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری:

@policychallenge
📚باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری با همکاری انجمن مدیریت فناوری و نوآوری ایران و مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور برگزار می کند:

🔵 اولین مدرسه تابستانه سیاستگذاری علم، فناوری و نوآوری

🌐 برنامه زمانی مدرسه تابستانه سیاستگذاری علم، فناوری و نوآوری شامل موضوعات و اساتید و صاحب نظران به شرح جدول فوق می باشد.

از کلیه دانشجویان دکتری مدیریت فناوری و سیاستگذاری علم و فناوری کشور دعوت می شود برای حضور رایگان در این مدرسه آخرین رزومه علمی و اجرایی خود را تا تاریخ ۵ مرداد ماه به ایمیل زیر ارسال نمایید:

Stipolicynetwork@gmail.com

🔴 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری:

@policychallenge
📚باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری با همکاری انجمن مدیریت فناوری و نوآوری ایران و مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور برگزار می کند:

🔵 اولین مدرسه تابستانه سیاستگذاری علم، فناوری و نوآوری

🌐 برنامه زمانی مدرسه تابستانه سیاستگذاری علم، فناوری و نوآوری شامل موضوعات و اساتید و صاحب نظران به شرح جدول فوق می باشد.
📚 بخش چهارم روز اول مدرسه تابستانه سیاستگذاری علم و فناوری

دکتر علی چاپرک

🌐 موضوع: کاربرد آینده نگاری در سیاستگذاری علم و فناوری

🔴 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری:

@policychallenge