🔳🔴 سیاستگذار عزیز، اولا خط نیست، دوما همهاش مال شما نیست!
چرخه سیاستگذاری و مشکلات آن در ایران
✅ سیاستگذاری مهمترین وظیفه دولت و حاکمیت است و برای انجام آن در ادبیات سیاستگذاری از "چرخه سیاستگذاری" صحبت میشود که مطابق آن سیاستگذاری واجد پنج مرحله است؛ تعیین مساله، صورتبندی پاسخهای ممکن، انتخاب سیاست، اجرای سیاست و ارزیابی سیاست. همین چرخه ساده در کشور ما دارای دو مشکل اساسی است.
❇️ 1. خط به جای حلقه؛ همانطور که از اسم چرخه سیاستگذاری مشخص است شکل کلی آن حلقهای و بازخوردی است؛ به این معنا که سیاستگذاریهای جدید باید مبتنی بر ارزیابی و یادگیری از سیاستهای قبلی باشند، اما در کشور ما چنین ارزیابی و طبعا یادگیریای صورت نمیپذیرد و هر سیاسیتگذاری در ایران همچون فیلمهای اصغر فرهادی پایانی باز دارد و معلوم نمیشود که آیا سیاست موفق بود یا ناموفق و دلایل این موفقیت یا ناموفق بودن چه چیزهایی بودند. از این رو ما غالبا در حال تکرار اشتباهات گذشته هستم و در کشور هر سیاستگذاری از لحظه صفر آغاز میشود چنانکه قبل از آن چیزی در آن حوزه نبوده است! البته این عدم ارزیابی به نفع سیاستگذار است -چرا که نقاط ضعف او معلوم نمیشوند- اما طبعا به ضرر جامعه است.
❇️ 2. همه چیز برای سیاستگذار؛ اما مشکل مهمتر در سیاستگذاری در کشور به توزیع قدرت در فرایند سیاستگذاری برمیگردد. به صورت مشخص مشکل در نوع پاسخ به سوال زیر است؛ چه کسانی/نهادهایی مسئول مراحل مختلف چرخه سیاستگذاری هستند؟ مثلا چه کسانی/نهادهایی حق دارند که بگویند مساله اصلی چیست؟ و همچنین در مورد سایر مراحل. در کشور ما مشکل اینجاست که سیاستگذار خود را مسئول و ذیحق همه مراحل سیاستگذاری میداند؛ یعنی سیاستگذار خودش میگوید که مشکل چیست، راهحل کدام است و خودش راهحل را انتخاب و اجرا میکند و خودش خودش را ارزیابی میکند! تقریبا چیزی شبیه خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی! اما واقعیت این است که مسئول و ذیحق مراحل مختلف چرخه سیاستگذاری افراد/نهادهای مختلفی هستند؛ ذیحق تعیین مساله مردم و جامعه مدنی است و چنین نیست که سیاستگذار خود بگوید مساله چیست. این نکته مهمترین عامل شکست سیاستگذاریها در ایران است چون چیزهایی که برای سیاستگذار نوعی مساله هستند در واقع مساله مردم نیستند و لذا هر سیاستی با مقاومت سیاستی از سوی جامعه روبرو میشود. وظیفه و حق صورتبندی جوابهای ممکن به عهده نهاد علم و دانشگاه است؛ چرا که دانشگاه رویکردی توصیفی و اگر ...آنگاه...ی دارد و لذا توان تولید پاسخ یکتا و نسخه پیچی ندارد. البته طبعا امکان تولید پاسخهای متفاوت و بدیل نیازمند استقلال نهاد دانشگاه از نهاد سیاست است. حق انتخاب راهحل از میان راهحلهایی که دانشگاه ارائه کرده به عهده سیاستگذار است، چرا که مبتنی بر حمایت مردم از گرایش سیاسی خاصی انتخاب شده است و فردا روزی نیز باید پاسخگوی انتخاب خود باشد. اجرای سیاست نیز نیازمند مشارکت همه بازیگران و بویژه سیاستگذار و جامعه مدنی است. نهایتا ارزیابی سیاست به عهده رسانه است، چرا که آنان دیدبان جامعه برای عملکرد سیاستگذار هستند. البته طبعا چنین توان ارزیابی نیازمند دسترسی به اطلاعات شفاف، تربیت رسانههای تخصصی و امنیت و آزادی رسانه است.
✅ از این رو تا زمانی که سیاستگذاری ما بازخوردی و یادگیرنده نبوده و توزیع قدرت در میان ذینفعان و بازیگران متفاوت به خوبی انجام نشده باشد نمیتوان انتظار باز شدن پنجره فرصت و داشتن سیاستگذاریهایی بهتر را داشت.
علی چاپرک
این متن را اگر می پسندید با دیگران به اشتراک بگذارید.
https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
چرخه سیاستگذاری و مشکلات آن در ایران
✅ سیاستگذاری مهمترین وظیفه دولت و حاکمیت است و برای انجام آن در ادبیات سیاستگذاری از "چرخه سیاستگذاری" صحبت میشود که مطابق آن سیاستگذاری واجد پنج مرحله است؛ تعیین مساله، صورتبندی پاسخهای ممکن، انتخاب سیاست، اجرای سیاست و ارزیابی سیاست. همین چرخه ساده در کشور ما دارای دو مشکل اساسی است.
❇️ 1. خط به جای حلقه؛ همانطور که از اسم چرخه سیاستگذاری مشخص است شکل کلی آن حلقهای و بازخوردی است؛ به این معنا که سیاستگذاریهای جدید باید مبتنی بر ارزیابی و یادگیری از سیاستهای قبلی باشند، اما در کشور ما چنین ارزیابی و طبعا یادگیریای صورت نمیپذیرد و هر سیاسیتگذاری در ایران همچون فیلمهای اصغر فرهادی پایانی باز دارد و معلوم نمیشود که آیا سیاست موفق بود یا ناموفق و دلایل این موفقیت یا ناموفق بودن چه چیزهایی بودند. از این رو ما غالبا در حال تکرار اشتباهات گذشته هستم و در کشور هر سیاستگذاری از لحظه صفر آغاز میشود چنانکه قبل از آن چیزی در آن حوزه نبوده است! البته این عدم ارزیابی به نفع سیاستگذار است -چرا که نقاط ضعف او معلوم نمیشوند- اما طبعا به ضرر جامعه است.
❇️ 2. همه چیز برای سیاستگذار؛ اما مشکل مهمتر در سیاستگذاری در کشور به توزیع قدرت در فرایند سیاستگذاری برمیگردد. به صورت مشخص مشکل در نوع پاسخ به سوال زیر است؛ چه کسانی/نهادهایی مسئول مراحل مختلف چرخه سیاستگذاری هستند؟ مثلا چه کسانی/نهادهایی حق دارند که بگویند مساله اصلی چیست؟ و همچنین در مورد سایر مراحل. در کشور ما مشکل اینجاست که سیاستگذار خود را مسئول و ذیحق همه مراحل سیاستگذاری میداند؛ یعنی سیاستگذار خودش میگوید که مشکل چیست، راهحل کدام است و خودش راهحل را انتخاب و اجرا میکند و خودش خودش را ارزیابی میکند! تقریبا چیزی شبیه خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی! اما واقعیت این است که مسئول و ذیحق مراحل مختلف چرخه سیاستگذاری افراد/نهادهای مختلفی هستند؛ ذیحق تعیین مساله مردم و جامعه مدنی است و چنین نیست که سیاستگذار خود بگوید مساله چیست. این نکته مهمترین عامل شکست سیاستگذاریها در ایران است چون چیزهایی که برای سیاستگذار نوعی مساله هستند در واقع مساله مردم نیستند و لذا هر سیاستی با مقاومت سیاستی از سوی جامعه روبرو میشود. وظیفه و حق صورتبندی جوابهای ممکن به عهده نهاد علم و دانشگاه است؛ چرا که دانشگاه رویکردی توصیفی و اگر ...آنگاه...ی دارد و لذا توان تولید پاسخ یکتا و نسخه پیچی ندارد. البته طبعا امکان تولید پاسخهای متفاوت و بدیل نیازمند استقلال نهاد دانشگاه از نهاد سیاست است. حق انتخاب راهحل از میان راهحلهایی که دانشگاه ارائه کرده به عهده سیاستگذار است، چرا که مبتنی بر حمایت مردم از گرایش سیاسی خاصی انتخاب شده است و فردا روزی نیز باید پاسخگوی انتخاب خود باشد. اجرای سیاست نیز نیازمند مشارکت همه بازیگران و بویژه سیاستگذار و جامعه مدنی است. نهایتا ارزیابی سیاست به عهده رسانه است، چرا که آنان دیدبان جامعه برای عملکرد سیاستگذار هستند. البته طبعا چنین توان ارزیابی نیازمند دسترسی به اطلاعات شفاف، تربیت رسانههای تخصصی و امنیت و آزادی رسانه است.
✅ از این رو تا زمانی که سیاستگذاری ما بازخوردی و یادگیرنده نبوده و توزیع قدرت در میان ذینفعان و بازیگران متفاوت به خوبی انجام نشده باشد نمیتوان انتظار باز شدن پنجره فرصت و داشتن سیاستگذاریهایی بهتر را داشت.
علی چاپرک
این متن را اگر می پسندید با دیگران به اشتراک بگذارید.
https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
Telegram
علم، فناوری، جامعه
مطالعات اجتماعی علم، فناوری و نوآوری
@AliChaparak
@AliChaparak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 بیشتر (پویانمایی)
✅ بیشتر (به انگلیسی : more) پویانمایی کوتاه بدون دیالوگی از مارک آزبرن به روش استوپ موشن است که در سال ۱۹۹۸ ساخته شد. این پویانمایی جوایز زیادی را گرفت و نامزد اسکار بهترین پویانمایی کوتاه سال ۱۹۹۸ شد.
💎 این انیمیشن نشان می دهد که در ساختار و مناسبات معیوب که شادی و زندگی خوب گمشده آن است، امید بستن به بهبود شرایط فقط مبتنی بر نوآوری تکنیکی و اختراعات فنی توهمی بیش نیست.
https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
✅ بیشتر (به انگلیسی : more) پویانمایی کوتاه بدون دیالوگی از مارک آزبرن به روش استوپ موشن است که در سال ۱۹۹۸ ساخته شد. این پویانمایی جوایز زیادی را گرفت و نامزد اسکار بهترین پویانمایی کوتاه سال ۱۹۹۸ شد.
💎 این انیمیشن نشان می دهد که در ساختار و مناسبات معیوب که شادی و زندگی خوب گمشده آن است، امید بستن به بهبود شرایط فقط مبتنی بر نوآوری تکنیکی و اختراعات فنی توهمی بیش نیست.
https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
به مناسبت روز جهانی آینده
⭕ لطفا آینده را به بند نکشید!
🔳 از سال 2012 میلادی روز اول ماه مارس، برابر با دهم اسفندماه، به عنوان روز آینده نامگذاری شده است. هدف از نامگذاری روزی به نام آینده توجه دادن به آینده به عنوان مهمترین دارایی افراد، نهادها و کشورهاست تا باور به آیندههایی متفاوت و بهتر و امید به آنها را تقویت کند. حال سوال این است که آیا ما در کشور مواجههای مناسب با آینده داریم؟
🔳 مهمترین وجه رویارویی ما با آینده در کشور خود را در قالب اسناد کلان معطوف به آینده –سندچشمانداز، نقشه جامع علمی کشور، الگوی پایه اسلامی/ایرانی پیشرفت و انواع اسناد کلان فناوری- نشان میدهد. فارغ از نقدهایی که به روش تدوین (نخبهگرایانه بودن و استفاده از ابزارهایی چون چشمانداز و رهنگاشت که مناسب سطح شرکت هستند و نه سیاستگذاری حوزه عمومی) و محتوای اسناد (فناوری زده بودن) مطرح است، به ماهیت این نوع از رویارویی با آینده نیز سه ایراد وارد است؛
1. محدود کردن آینده؛
مهمترین نقد این اسناد جامع این است که بجای گشودن آینده و اشاره به آیندههای بدیل به یک آینده معین محدود میشوند و در گام بعدتر این آینده محدود را به ساختار قدرت –نظام بودجه دهی، نظام پاداش و ارتقا و..- پیوند میزنند و هرکسی که خارج از آن آینده متعین حرکت کند را به حاشیه میرانند. مشخص است که چنین رویکردی با ماهیت جهان سیاست که مبتنی بر تضارب آرا، مشارکت و دموکراسی است ناسازگار است. این اسناد به دلیل ماهیت بلندمدت خود، غالب انتخابهای دولتهای آینده را نیز انجام داده و لذا دولت جدید که بر سرکار میآید عملا انتخاب چندانی پیش روی خود نمیبیند!
2. توهم مدیریتپذیر بودن آینده؛
این رویکرد سندمحور بر این باور است که آینده کاملا مدیریتپذیر است و در برنامهای دقیق میتوان برنامهها و اقدامات لازم برای رسیدن به آن را تدوین کرد. اما سوال این است که آیا آینده بلندمدت در سطح ملی مدیریتپذیر است؟ جواب این سوال به دلیل وجود نگرشها و تصاویر متفاوت درباره آینده و وجود داشتن عدم قطعیتهای بسیار به دلیل پیچیدگی بالای حوزه اجتماعی/سیاسی/اقتصادی منفی است ولذا مدیریتپذیر بودن آینده توهمی بیش نیست. اما چه کسانی به این توهم در کشور ما دامن زدهاند؟ جواب این سوال را به نظر من باید در دانشکدههای مدیریت جستجو کرد. دانشکدههایی که به دلیل عدم دانش لازم در زمینه جهان پیچیده اجتماعی/سیاسی و با تصور داشتن چند ابزار محدود مدیریتی ادعای مدیریت همه چیز را دارند. در این میان حوزه آیندهپژوهی نیز مدعی داشتن ابزار جادویی مدیریت آینده شده و فرم این اسناد را فراهم میآورد و حوزه مدیریت فناوری نیز محتوای فناوریزده اسناد –تقلیل آیندههای ممکن به آینده فناورانه- را پر میکند.
3. عدم تناسب اختیارات و مسئولیتها؛
این نقد حاوی این نکته است که کسانی این اسناد جامع را تدوین میکنند که نوعا مسئولیتی در قبال اجرای آن ندارند و دیگران باید آنها را اجرا کنند. ولذا همواره خود را پشت عبارت "سند خوب بوده اما بد اجرا شده" پنهان میکنند و پاسخگو نیستند. از منظر سیاستگذاری هر فردی باید در حوزه اختیارات خود دست به اقدام بزند و بعدا نیز در قبال آن پاسخگو باشد و لذا نمیتوان بجای نسلهای آینده و سایر افراد دست به انتخاب زد و انتخابها و آینده آنها را محدود ساخت.
✅ راهکار چیست؟
نقدهای فوق به معنای نپرداختن به آینده نیست بلکه به دنبال پرداختنی دیگرگونه به مقوله بسیار مهم آینده به مثابه مهمترین دارایی است. راهکار در رویکردی دموکراتیک به آینده و گشودن آن بجای بستن آن است. حاکمیت باید بجای نوشتن دستورالعمل گامبهگام آینده در قالب اسناد جامع، به تدوین قواعد بازی آینده پرداخته و امکان ظهور آیندههای بدیل را تسهیلگری کند. آینده نه توسط حاکمیت به مثابه قانون که باید به مثابه فیلم، رمان، نقاشی، کتاب علمی-تخیلی، نقد اجتماعی و غیره توسط جامعه مدنی و متخصصین خارج از حلقه قدرت-توسط افرادی چون ژول ورن ها و اسپیلبرگ ها- تولید شود. این آیندههای تولید شده توسط جامعه مدنی به دلیل آنکه به مثابه قانون به قدرت وصل نیستند امکان حذف دیگری را ندارند و در رقابت و ارتباط باهم بهبود یافته و ارتقا مییابند. در این رویکرد اجتماعی حوزههای مدیریت، آیندهپژوهی و مدیریت فناوری نیز میتوانند نقشی مثبت را در جهت دموکراتیک کردن سیاستگذاری معطوف به آینده ایفا کنند.
علی چاپرک
این متن را اگر می پسندید با دیگران به اشتراک بگذارید.
https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
⭕ لطفا آینده را به بند نکشید!
🔳 از سال 2012 میلادی روز اول ماه مارس، برابر با دهم اسفندماه، به عنوان روز آینده نامگذاری شده است. هدف از نامگذاری روزی به نام آینده توجه دادن به آینده به عنوان مهمترین دارایی افراد، نهادها و کشورهاست تا باور به آیندههایی متفاوت و بهتر و امید به آنها را تقویت کند. حال سوال این است که آیا ما در کشور مواجههای مناسب با آینده داریم؟
🔳 مهمترین وجه رویارویی ما با آینده در کشور خود را در قالب اسناد کلان معطوف به آینده –سندچشمانداز، نقشه جامع علمی کشور، الگوی پایه اسلامی/ایرانی پیشرفت و انواع اسناد کلان فناوری- نشان میدهد. فارغ از نقدهایی که به روش تدوین (نخبهگرایانه بودن و استفاده از ابزارهایی چون چشمانداز و رهنگاشت که مناسب سطح شرکت هستند و نه سیاستگذاری حوزه عمومی) و محتوای اسناد (فناوری زده بودن) مطرح است، به ماهیت این نوع از رویارویی با آینده نیز سه ایراد وارد است؛
1. محدود کردن آینده؛
مهمترین نقد این اسناد جامع این است که بجای گشودن آینده و اشاره به آیندههای بدیل به یک آینده معین محدود میشوند و در گام بعدتر این آینده محدود را به ساختار قدرت –نظام بودجه دهی، نظام پاداش و ارتقا و..- پیوند میزنند و هرکسی که خارج از آن آینده متعین حرکت کند را به حاشیه میرانند. مشخص است که چنین رویکردی با ماهیت جهان سیاست که مبتنی بر تضارب آرا، مشارکت و دموکراسی است ناسازگار است. این اسناد به دلیل ماهیت بلندمدت خود، غالب انتخابهای دولتهای آینده را نیز انجام داده و لذا دولت جدید که بر سرکار میآید عملا انتخاب چندانی پیش روی خود نمیبیند!
2. توهم مدیریتپذیر بودن آینده؛
این رویکرد سندمحور بر این باور است که آینده کاملا مدیریتپذیر است و در برنامهای دقیق میتوان برنامهها و اقدامات لازم برای رسیدن به آن را تدوین کرد. اما سوال این است که آیا آینده بلندمدت در سطح ملی مدیریتپذیر است؟ جواب این سوال به دلیل وجود نگرشها و تصاویر متفاوت درباره آینده و وجود داشتن عدم قطعیتهای بسیار به دلیل پیچیدگی بالای حوزه اجتماعی/سیاسی/اقتصادی منفی است ولذا مدیریتپذیر بودن آینده توهمی بیش نیست. اما چه کسانی به این توهم در کشور ما دامن زدهاند؟ جواب این سوال را به نظر من باید در دانشکدههای مدیریت جستجو کرد. دانشکدههایی که به دلیل عدم دانش لازم در زمینه جهان پیچیده اجتماعی/سیاسی و با تصور داشتن چند ابزار محدود مدیریتی ادعای مدیریت همه چیز را دارند. در این میان حوزه آیندهپژوهی نیز مدعی داشتن ابزار جادویی مدیریت آینده شده و فرم این اسناد را فراهم میآورد و حوزه مدیریت فناوری نیز محتوای فناوریزده اسناد –تقلیل آیندههای ممکن به آینده فناورانه- را پر میکند.
3. عدم تناسب اختیارات و مسئولیتها؛
این نقد حاوی این نکته است که کسانی این اسناد جامع را تدوین میکنند که نوعا مسئولیتی در قبال اجرای آن ندارند و دیگران باید آنها را اجرا کنند. ولذا همواره خود را پشت عبارت "سند خوب بوده اما بد اجرا شده" پنهان میکنند و پاسخگو نیستند. از منظر سیاستگذاری هر فردی باید در حوزه اختیارات خود دست به اقدام بزند و بعدا نیز در قبال آن پاسخگو باشد و لذا نمیتوان بجای نسلهای آینده و سایر افراد دست به انتخاب زد و انتخابها و آینده آنها را محدود ساخت.
✅ راهکار چیست؟
نقدهای فوق به معنای نپرداختن به آینده نیست بلکه به دنبال پرداختنی دیگرگونه به مقوله بسیار مهم آینده به مثابه مهمترین دارایی است. راهکار در رویکردی دموکراتیک به آینده و گشودن آن بجای بستن آن است. حاکمیت باید بجای نوشتن دستورالعمل گامبهگام آینده در قالب اسناد جامع، به تدوین قواعد بازی آینده پرداخته و امکان ظهور آیندههای بدیل را تسهیلگری کند. آینده نه توسط حاکمیت به مثابه قانون که باید به مثابه فیلم، رمان، نقاشی، کتاب علمی-تخیلی، نقد اجتماعی و غیره توسط جامعه مدنی و متخصصین خارج از حلقه قدرت-توسط افرادی چون ژول ورن ها و اسپیلبرگ ها- تولید شود. این آیندههای تولید شده توسط جامعه مدنی به دلیل آنکه به مثابه قانون به قدرت وصل نیستند امکان حذف دیگری را ندارند و در رقابت و ارتباط باهم بهبود یافته و ارتقا مییابند. در این رویکرد اجتماعی حوزههای مدیریت، آیندهپژوهی و مدیریت فناوری نیز میتوانند نقشی مثبت را در جهت دموکراتیک کردن سیاستگذاری معطوف به آینده ایفا کنند.
علی چاپرک
این متن را اگر می پسندید با دیگران به اشتراک بگذارید.
https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
Telegram
علم، فناوری، جامعه
مطالعات اجتماعی علم، فناوری و نوآوری
@AliChaparak
@AliChaparak
Forwarded from گفتگوهای توسعه
📚 نهمین اینوتک تاک (گفتگوهای صمیمی و نقادانه توسعه علم و فناوری) با موضوع: "توسعه علم و فناوری در ایران: متوازن یا نامتوازن، طبیعی یا مصنوعی، مردمی یا غیرمردمی"
✅ برای شرکت در این نشست از طریق لینک زیر ثبت نام نمائید:
https://evnd.co/FxvDQ
🔴 کانال گفتگوهای غیرراهبردی توسعه:
@sharenovate_debate
✅ برای شرکت در این نشست از طریق لینک زیر ثبت نام نمائید:
https://evnd.co/FxvDQ
🔴 کانال گفتگوهای غیرراهبردی توسعه:
@sharenovate_debate
وعدههای بهشت تکنولوژیک را باور نکنید!
⭕️ نقدی بر تکنوپوپولیسم در ایران
⬅️ تکنوپوپولیست موجودی است که از ترکیب پوپولیست و تکنوکرات به وجود میآید و البته از هردوی آنها تکامل یافته و به روزتر است: یعنی شخصی که وعدههای پوپولیستی قدیمی را در بستهبندی به روز تکنولوژیک ارائه میکند.
🔸 به عنوان مثال، تکنوپوپولیستها مدعی هستند که مساله دموکراسی در کشور از طریق فناوریهای حوزه (IT) و از جمله شبکه اجتماعی، مساله آب و محیط زیست با فناوری سدسازی و یا بارور کردن ابرها، مساله توسعه اقتصادی با فناوریهای دانش بنیان و یا فناوریهای راهبردی، مساله ارز با فناوری سامانه نیما، مساله قاچاق با سامانه فلان، مساله جنگ با موشک بهمان، مساله فرهنگ با مهندسی فرهنگ و ... قابل حل هستند. یعنی تقلیل مسالهها به موضوعات تکنیکی، تخصصی و فنی و تقلیل راهکارها به راهکارهای تکنولوژیک!
⁉️سوال این است که چقدر میتوان به چنین وعدههایی امید بست؟
✅ به دو دلیل این وعده بهشت فناورانه دروغین است:
1. تقلیل مساله توسعه به توسعه فناوری: توسعه مسالهای بسیار پیچیده است و در سادهترین خوانش دارای وجوهی چون توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و توسعه فناورانه است. اینکه رابطه و پویایی بین این وجوه چیست و در شرایط تاریخی-جغرافیایی خاص روابط میان آنها چگونه است سوالات پیچیدهای هستند. اما تکنوپوپولیستها با سادهسازی، مساله توسعه را برابر با توسعه فناوری جلوه میدهند و با اینکار عرصه را بر سایر وجوه توسعه –مثلا توسعه سیاسی-- تنگ میکنند.
2. تقلیل توسعه فناوری به امری تکنیکال: نکته اینجاست که در نظریات اخیر فناوری به عنوان سیستم اجتماعی-تکنیکی صورتبندی میشود. به این معنا که فناوری در کنار وجوه فنی دارای وجوه اجتماعی نیز هست و عدم توجه به این وجوه اجتماعی توسعه فناوری را ناممکن میسازد. مثلا فناوری شبکه اجتماعی شامل فقط کد برنامه نویسی، اپلیکیشن، سرور و یا سایر وجوه فنی دیگر آن نیست بلکه شامل وجوه اجتماعی چون اعتماد، شفافیت، سبک زندگی کاربران، ارزشهای اخلاقی و باورها درباره حوزه خصوصی است که عدم توجه به آنها طبعا امکان توسعه فناوری را سلب میکند.
❇️ تخصص اصلی تکنوپوپولیست ساده نشان دادن مسائل پیچیده و پیشنهاد حل همه مشکلات عالم از طریق فناوری است! تکنوپوپولیستها نوعا مهندسان سابقی هستند که اخیرا به لطف چرخ روزگار به چوب جادوی مدیریت نیز مجهز شدهاند! و با انکار ماهیت پیچیده و سیاسی موضوعات سیاستگذاری آنها را به موضوعات مدیریت فناوری تقلیل دادهاند!
🚫بنابراین از این به بعد به تکنوپوپولیستها و وعدههای آنها شک کنیم!
پینوشت: البته در اینجا هدف انکار فناوری نیست. نکته مد نظر این است که فناوری فقط "بخشی" از راهحل است که اولا خود دارای ماهیتی اجتماعی است و ثانیا، این بخش نیز تنها زمانی میتواند اثر مطلوب خود را بگذارد که سایر وجوه توسعه –مثلا توسعه سیاسی- نیز فراهم شده باشند. در غیر این صورت نه تنها ممکن است که نتواند مشکلی را حل کند، بلکه چون هیولای فرانکشتاین کاملا ممکن است که خود به بخشی از مشکل نیز تبدیل شود.
علی چاپرک
این متن را اگر میپسندید با دیگران به اشتراک بگذارید
https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
⭕️ نقدی بر تکنوپوپولیسم در ایران
⬅️ تکنوپوپولیست موجودی است که از ترکیب پوپولیست و تکنوکرات به وجود میآید و البته از هردوی آنها تکامل یافته و به روزتر است: یعنی شخصی که وعدههای پوپولیستی قدیمی را در بستهبندی به روز تکنولوژیک ارائه میکند.
🔸 به عنوان مثال، تکنوپوپولیستها مدعی هستند که مساله دموکراسی در کشور از طریق فناوریهای حوزه (IT) و از جمله شبکه اجتماعی، مساله آب و محیط زیست با فناوری سدسازی و یا بارور کردن ابرها، مساله توسعه اقتصادی با فناوریهای دانش بنیان و یا فناوریهای راهبردی، مساله ارز با فناوری سامانه نیما، مساله قاچاق با سامانه فلان، مساله جنگ با موشک بهمان، مساله فرهنگ با مهندسی فرهنگ و ... قابل حل هستند. یعنی تقلیل مسالهها به موضوعات تکنیکی، تخصصی و فنی و تقلیل راهکارها به راهکارهای تکنولوژیک!
⁉️سوال این است که چقدر میتوان به چنین وعدههایی امید بست؟
✅ به دو دلیل این وعده بهشت فناورانه دروغین است:
1. تقلیل مساله توسعه به توسعه فناوری: توسعه مسالهای بسیار پیچیده است و در سادهترین خوانش دارای وجوهی چون توسعه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و توسعه فناورانه است. اینکه رابطه و پویایی بین این وجوه چیست و در شرایط تاریخی-جغرافیایی خاص روابط میان آنها چگونه است سوالات پیچیدهای هستند. اما تکنوپوپولیستها با سادهسازی، مساله توسعه را برابر با توسعه فناوری جلوه میدهند و با اینکار عرصه را بر سایر وجوه توسعه –مثلا توسعه سیاسی-- تنگ میکنند.
2. تقلیل توسعه فناوری به امری تکنیکال: نکته اینجاست که در نظریات اخیر فناوری به عنوان سیستم اجتماعی-تکنیکی صورتبندی میشود. به این معنا که فناوری در کنار وجوه فنی دارای وجوه اجتماعی نیز هست و عدم توجه به این وجوه اجتماعی توسعه فناوری را ناممکن میسازد. مثلا فناوری شبکه اجتماعی شامل فقط کد برنامه نویسی، اپلیکیشن، سرور و یا سایر وجوه فنی دیگر آن نیست بلکه شامل وجوه اجتماعی چون اعتماد، شفافیت، سبک زندگی کاربران، ارزشهای اخلاقی و باورها درباره حوزه خصوصی است که عدم توجه به آنها طبعا امکان توسعه فناوری را سلب میکند.
❇️ تخصص اصلی تکنوپوپولیست ساده نشان دادن مسائل پیچیده و پیشنهاد حل همه مشکلات عالم از طریق فناوری است! تکنوپوپولیستها نوعا مهندسان سابقی هستند که اخیرا به لطف چرخ روزگار به چوب جادوی مدیریت نیز مجهز شدهاند! و با انکار ماهیت پیچیده و سیاسی موضوعات سیاستگذاری آنها را به موضوعات مدیریت فناوری تقلیل دادهاند!
🚫بنابراین از این به بعد به تکنوپوپولیستها و وعدههای آنها شک کنیم!
پینوشت: البته در اینجا هدف انکار فناوری نیست. نکته مد نظر این است که فناوری فقط "بخشی" از راهحل است که اولا خود دارای ماهیتی اجتماعی است و ثانیا، این بخش نیز تنها زمانی میتواند اثر مطلوب خود را بگذارد که سایر وجوه توسعه –مثلا توسعه سیاسی- نیز فراهم شده باشند. در غیر این صورت نه تنها ممکن است که نتواند مشکلی را حل کند، بلکه چون هیولای فرانکشتاین کاملا ممکن است که خود به بخشی از مشکل نیز تبدیل شود.
علی چاپرک
این متن را اگر میپسندید با دیگران به اشتراک بگذارید
https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
Telegram
علم، فناوری، جامعه
مطالعات اجتماعی علم، فناوری و نوآوری
@AliChaparak
@AliChaparak
انسان، انسان را میکشد یا اسلحه انسان را میکشد؟
📚تحلیلی بر ماجرای آقای نجفی از منظر مطالعات علم و فناوری و ضرورت اتخاذ رویکردی انتقادی به فناوری
✅ماجرای قتل انجام شده توسط آقای نجفی جامعه را در بهت و حیرت فرو برده است. بعد از شوک اولیه، در رویارویی با چنین حوادث شگرفی باید تلاش کنیم که آن را فهمپذیر کرده و با یادگیری از روی دادن اتفاقاتی مشابه در آینده جلوگیری کنیم. این یادداشت به دنبال نگاه به این موضوع از منظر مطالعات فناوری است (طبعا این نگاه نافی سایر رویکردها –کیفری، سیاسی، حقوقی، امنیتی، اجتماعی و روانشناختی- نیست و شاید بتواند مکملی برای آنها باشد)
⁉️سوال این است: نقش فناوری و به طور مشخص اسلحه در این ماجرا چه بوده است؟ آیا بخشی از فاجعه متوجه اسلحه است یا همه مسئولیت آن به انسان کاربر اسلحه برمیگردد؟
✅در پاسخ به این سوال در مطالعات فناوری دو دیدگاه رقیب وجود دارد:
1. ابزارگرایی: که مدعی است فناوریها ابزاری بیش نیستند و لذا دارای ماهیتی خوب یا بند نبوده بلکه میتوانند خوب یا بد بکار برده شوند و لذا همه مسئولیت در حوادث متوجه کاربران فناوری یا همان انسان است. طرفداران این رویکرد میگویند؛ اسلحه انسان را نمیکشد، انسان انسان را میکشد!
2. برساختگرایی: که میگوید، درست است که فناوریها دارای اختیار و ارزشساز نیستند، اما ارزشهای ساختاری که در آن ایجاد شده و رشد یافتهاند را تبلور بخشیده و به اصطلاح ارزشبار (value-ladden) و دارای ماهیت هستند. به این معنا که هرچند فناوری به تنهایی عامل انجام قتل نیست اما نقشی سازنده در زنجیره علل منتهی به قتل را بر عهده دارد. مبتنی بر این نگاه انسان بعلاوه فناوری مساوی انسان قبل بعلاوه فناوری نیست بلکه مساوی انسانی "جدید" بعلاوه فناوری است که ویژگیهایی متفاوت از انسان قبل از فناوری دارد. مبتنی بر این رویکرد اخیر، اسلحه از سه منظر میتواند در ماجرای قتل نقش ایفا کند:
⬅️1. از طریق دستگاری نگرش ما نسبت به جهان و دیگران و تغییر پرسپکتیو ما: به قول ضربالمثل انگلیسی؛ کسی که چکش در دست دارد دنیا را میخ میبیند. در این مورد خاص شاید بتوان گفت که کسی که اسلحه دارد فکر کشتن دیگران راحتر به ذهنش خطور میکند.
⬅️2. از طریق تکمیل کردن زنجیره علیت ساختاری: به عبارت دیگر اسلحه یکی از شروط لازم در زنجیره علیت ساختاری وقوع قتل است. علیت ساختاری در مقابل علیت فردی قرار دارد که مسئولیت همه جرم و جنایات و ناهنجارهای اجتماعی را به گردن فرد میاندازد و نقش جامعه و ساختار را در آن نادیده میگیرد. در این مورد خاص، شاید اگر اسلحهای در کار نمیبود مجموعه علل دیگر که به جنون لحظهای فکر کشتن رسیده بود در نبود یکی از شروط لازم (اسلحه) منجر به قتل نمیشد.
⬅️3. از طریق تبلور ماهیت وجودی خود (کشتن انسان): فناوری همچون اژدهایی خفته هر لحظه امکان بروز ماهیت وجودی خود را دارد حتی زمانی که کاربر آن قصدی برای استفاده از آن ندارد. قتلهای ناخواسته از جمله توسط کودکان به وسیله اسلحه در منزل مثالی از این مورد است. در همین ماجرای اخیر هم، به گفته خود آقای نجفی، ایشان به دنبال تهدید و ترساندن بوده و نه قتل اما با خارج از کنترل شدن شرایط اسلحه ماهیت وجودی خود را افشا و شلیک میکند.
✅نتیجهگیری: کنترل شیفتگی جنونآمیز به فناوری با اتخاذ رویکردی نقادانه به آن
ما شیفتگی عجیبی به فناوری داریم که باید آن را مهار کنیم و لذا دفعه بعد اگر به شما سلاحی پیشنهاد شد که حتی دارای مجوز حمل است قبل از پذیرش آن خوب فکر کنید: اگر در فناوریهای مجازی امکان جدیدی به وجود آمد قبل از انجام مشتاقانه آن اندکی درنگ کنید: دفعه بعد اگر امکان فناوری نظامی خاصی مطرح شد قبل از شوق دستیابی، آن را خوب بررسی کنید: اگر فناوری حمل و نقل جدیدی برای شهر مطرح شد، اگر فناوری جدیدی برای کنترل جرایم اختراع گردید، اگر با فناوری پزشکی جدیدی برای ارتقا ظرفیت جسمانی انسانها روبرو شدید، اگر با فناوری جدیدی برای تولید انرژی آشنا شدیم و.... جنون و شیفتگی بی حد خود را کنترل کرده و ابتدا با رویکردی انتقادی آن را بررسی کنیم و همواره آریگویی مشتاق برای هر فناوری ممکن نباشیم و اگر هم بعد از برخورد انتقادی خواستیم آن را بپذیریم به زمینههای فرهنگی و اخلاقی استفاده درست از آن نیز بیاندیشیم تا به موقعیت شمشیر در دست زنگی مست یا نابودی جامعه به دست فناوری نرسیم! چرا که معلوم نیست که در رویارویی ما با هر فناوری خاص نهایتا ارباب چه کسی خواهد بود! و همواره ندای هیولای فرانکشتاین (هیولای ساخته شده توسط دانشمندی به نام فرانکشتیان در رمان نوشته مری شلی) را در درون خود بشنویم که به دانشمند مخترع خود میگوید: تو خالق منی، اما من ارباب توام، اطاعت کن!
علی چاپرک
این متن را اگر میپسندید برای دیگران هم ارسال کنید.
https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
📚تحلیلی بر ماجرای آقای نجفی از منظر مطالعات علم و فناوری و ضرورت اتخاذ رویکردی انتقادی به فناوری
✅ماجرای قتل انجام شده توسط آقای نجفی جامعه را در بهت و حیرت فرو برده است. بعد از شوک اولیه، در رویارویی با چنین حوادث شگرفی باید تلاش کنیم که آن را فهمپذیر کرده و با یادگیری از روی دادن اتفاقاتی مشابه در آینده جلوگیری کنیم. این یادداشت به دنبال نگاه به این موضوع از منظر مطالعات فناوری است (طبعا این نگاه نافی سایر رویکردها –کیفری، سیاسی، حقوقی، امنیتی، اجتماعی و روانشناختی- نیست و شاید بتواند مکملی برای آنها باشد)
⁉️سوال این است: نقش فناوری و به طور مشخص اسلحه در این ماجرا چه بوده است؟ آیا بخشی از فاجعه متوجه اسلحه است یا همه مسئولیت آن به انسان کاربر اسلحه برمیگردد؟
✅در پاسخ به این سوال در مطالعات فناوری دو دیدگاه رقیب وجود دارد:
1. ابزارگرایی: که مدعی است فناوریها ابزاری بیش نیستند و لذا دارای ماهیتی خوب یا بند نبوده بلکه میتوانند خوب یا بد بکار برده شوند و لذا همه مسئولیت در حوادث متوجه کاربران فناوری یا همان انسان است. طرفداران این رویکرد میگویند؛ اسلحه انسان را نمیکشد، انسان انسان را میکشد!
2. برساختگرایی: که میگوید، درست است که فناوریها دارای اختیار و ارزشساز نیستند، اما ارزشهای ساختاری که در آن ایجاد شده و رشد یافتهاند را تبلور بخشیده و به اصطلاح ارزشبار (value-ladden) و دارای ماهیت هستند. به این معنا که هرچند فناوری به تنهایی عامل انجام قتل نیست اما نقشی سازنده در زنجیره علل منتهی به قتل را بر عهده دارد. مبتنی بر این نگاه انسان بعلاوه فناوری مساوی انسان قبل بعلاوه فناوری نیست بلکه مساوی انسانی "جدید" بعلاوه فناوری است که ویژگیهایی متفاوت از انسان قبل از فناوری دارد. مبتنی بر این رویکرد اخیر، اسلحه از سه منظر میتواند در ماجرای قتل نقش ایفا کند:
⬅️1. از طریق دستگاری نگرش ما نسبت به جهان و دیگران و تغییر پرسپکتیو ما: به قول ضربالمثل انگلیسی؛ کسی که چکش در دست دارد دنیا را میخ میبیند. در این مورد خاص شاید بتوان گفت که کسی که اسلحه دارد فکر کشتن دیگران راحتر به ذهنش خطور میکند.
⬅️2. از طریق تکمیل کردن زنجیره علیت ساختاری: به عبارت دیگر اسلحه یکی از شروط لازم در زنجیره علیت ساختاری وقوع قتل است. علیت ساختاری در مقابل علیت فردی قرار دارد که مسئولیت همه جرم و جنایات و ناهنجارهای اجتماعی را به گردن فرد میاندازد و نقش جامعه و ساختار را در آن نادیده میگیرد. در این مورد خاص، شاید اگر اسلحهای در کار نمیبود مجموعه علل دیگر که به جنون لحظهای فکر کشتن رسیده بود در نبود یکی از شروط لازم (اسلحه) منجر به قتل نمیشد.
⬅️3. از طریق تبلور ماهیت وجودی خود (کشتن انسان): فناوری همچون اژدهایی خفته هر لحظه امکان بروز ماهیت وجودی خود را دارد حتی زمانی که کاربر آن قصدی برای استفاده از آن ندارد. قتلهای ناخواسته از جمله توسط کودکان به وسیله اسلحه در منزل مثالی از این مورد است. در همین ماجرای اخیر هم، به گفته خود آقای نجفی، ایشان به دنبال تهدید و ترساندن بوده و نه قتل اما با خارج از کنترل شدن شرایط اسلحه ماهیت وجودی خود را افشا و شلیک میکند.
✅نتیجهگیری: کنترل شیفتگی جنونآمیز به فناوری با اتخاذ رویکردی نقادانه به آن
ما شیفتگی عجیبی به فناوری داریم که باید آن را مهار کنیم و لذا دفعه بعد اگر به شما سلاحی پیشنهاد شد که حتی دارای مجوز حمل است قبل از پذیرش آن خوب فکر کنید: اگر در فناوریهای مجازی امکان جدیدی به وجود آمد قبل از انجام مشتاقانه آن اندکی درنگ کنید: دفعه بعد اگر امکان فناوری نظامی خاصی مطرح شد قبل از شوق دستیابی، آن را خوب بررسی کنید: اگر فناوری حمل و نقل جدیدی برای شهر مطرح شد، اگر فناوری جدیدی برای کنترل جرایم اختراع گردید، اگر با فناوری پزشکی جدیدی برای ارتقا ظرفیت جسمانی انسانها روبرو شدید، اگر با فناوری جدیدی برای تولید انرژی آشنا شدیم و.... جنون و شیفتگی بی حد خود را کنترل کرده و ابتدا با رویکردی انتقادی آن را بررسی کنیم و همواره آریگویی مشتاق برای هر فناوری ممکن نباشیم و اگر هم بعد از برخورد انتقادی خواستیم آن را بپذیریم به زمینههای فرهنگی و اخلاقی استفاده درست از آن نیز بیاندیشیم تا به موقعیت شمشیر در دست زنگی مست یا نابودی جامعه به دست فناوری نرسیم! چرا که معلوم نیست که در رویارویی ما با هر فناوری خاص نهایتا ارباب چه کسی خواهد بود! و همواره ندای هیولای فرانکشتاین (هیولای ساخته شده توسط دانشمندی به نام فرانکشتیان در رمان نوشته مری شلی) را در درون خود بشنویم که به دانشمند مخترع خود میگوید: تو خالق منی، اما من ارباب توام، اطاعت کن!
علی چاپرک
این متن را اگر میپسندید برای دیگران هم ارسال کنید.
https://news.1rj.ru/str/ScienceandTechnologyStudies
Telegram
علم، فناوری، جامعه
مطالعات اجتماعی علم، فناوری و نوآوری
@AliChaparak
@AliChaparak
Forwarded from ✨️مدارس میان رشته ای
🔰🔰🔰
🔸مدارس میان رشته ای شریف با همکاری گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف و گروه نوروساینس دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار می کند:
🔸 مدرسه تابستانی «نوروساینس، علوم شناختی و فلسفه: از حافظه تا آگاهی»
🔸ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
@SharifSchools
🔸مدارس میان رشته ای شریف با همکاری گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف و گروه نوروساینس دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار می کند:
🔸 مدرسه تابستانی «نوروساینس، علوم شناختی و فلسفه: از حافظه تا آگاهی»
🔸ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر:
@SharifSchools
Forwarded from اندیشکده سیاست پژوهان علم، فناوری و نوآوری
📚 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری برگزار می کند:
✅ اولین مدرسه تابستانه سیاستگذاری علم و فناوری
🔵 از کلیه دانشجویان دکتری مدیریت فناوری و سیاستگذاری علم و فناوری کشور دعوت می شود برای حضور رایگان در این مدرسه آخرین رزومه علمی و اجرایی و یک توصیه نامه از استاد راهنمای خود را به آدرس زیر ایمیل نمایند:
Stipolicynetwork@gmail.com
🔴 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری:
@policychallenge
✅ اولین مدرسه تابستانه سیاستگذاری علم و فناوری
🔵 از کلیه دانشجویان دکتری مدیریت فناوری و سیاستگذاری علم و فناوری کشور دعوت می شود برای حضور رایگان در این مدرسه آخرین رزومه علمی و اجرایی و یک توصیه نامه از استاد راهنمای خود را به آدرس زیر ایمیل نمایند:
Stipolicynetwork@gmail.com
🔴 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری:
@policychallenge
Forwarded from اندیشکده سیاست پژوهان علم، فناوری و نوآوری
📚باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری با همکاری انجمن مدیریت فناوری و نوآوری ایران و مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور برگزار می کند:
🔵 اولین مدرسه تابستانه سیاستگذاری علم، فناوری و نوآوری
🌐 برنامه زمانی مدرسه تابستانه سیاستگذاری علم، فناوری و نوآوری شامل موضوعات و اساتید و صاحب نظران به شرح جدول فوق می باشد.
✅ از کلیه دانشجویان دکتری مدیریت فناوری و سیاستگذاری علم و فناوری کشور دعوت می شود برای حضور رایگان در این مدرسه آخرین رزومه علمی و اجرایی خود را تا تاریخ ۵ مرداد ماه به ایمیل زیر ارسال نمایید:
Stipolicynetwork@gmail.com
🔴 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری:
@policychallenge
🔵 اولین مدرسه تابستانه سیاستگذاری علم، فناوری و نوآوری
🌐 برنامه زمانی مدرسه تابستانه سیاستگذاری علم، فناوری و نوآوری شامل موضوعات و اساتید و صاحب نظران به شرح جدول فوق می باشد.
✅ از کلیه دانشجویان دکتری مدیریت فناوری و سیاستگذاری علم و فناوری کشور دعوت می شود برای حضور رایگان در این مدرسه آخرین رزومه علمی و اجرایی خود را تا تاریخ ۵ مرداد ماه به ایمیل زیر ارسال نمایید:
Stipolicynetwork@gmail.com
🔴 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری:
@policychallenge
Forwarded from اندیشکده سیاست پژوهان علم، فناوری و نوآوری
📚 بخش چهارم روز اول مدرسه تابستانه سیاستگذاری علم و فناوری
✅ دکتر علی چاپرک
🌐 موضوع: کاربرد آینده نگاری در سیاستگذاری علم و فناوری
🔴 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری:
@policychallenge
✅ دکتر علی چاپرک
🌐 موضوع: کاربرد آینده نگاری در سیاستگذاری علم و فناوری
🔴 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری:
@policychallenge
Forwarded from اندیشکده سیاست پژوهان علم، فناوری و نوآوری
📚 ارائه دکتر علی چاپرک در اولین روز مدرسه تابستانه سیاستگذاری علم و فناوری
✅ موضوع: آینده نگاری (مبانی نظری، مدل های طراحی، اجرا، پایش و ارزیابی)
🌐 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری:
@policychallenge
✅ موضوع: آینده نگاری (مبانی نظری، مدل های طراحی، اجرا، پایش و ارزیابی)
🌐 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری:
@policychallenge
Forwarded from اندیشکده سیاست پژوهان علم، فناوری و نوآوری
دکتر چاپرک.pdf
3.1 MB
Emailing دکتر چاپرک.pdf
Forwarded from تقاطع اخلاق و فناوری
❗️ مرور یادداشتهای اخیر کانال تقاطع اخلاق و فناوری
1️⃣ "از الگوریتم تا فلسفه"
🖊 زهرا خندان
2️⃣ "دگرجهانیسازی؛ طرحی برای حراست از فرهنگهای بومی"
🖊 بهزاد خداقلیزاده
3️⃣ "کشف حجاب در اسنپ از زاویهای دیگر: آیا جمهوری اسلامی ایران با چالش حکمرانی فن سالارانه شرکتهای اینترنتی مواجه خواهد بود؟"
🖊 محمدامین شفیعخانی
4️⃣ "آیا هوش مصنوعی قادر است روابط جنسی را دگرگون کند؟"
🖊 محمد محسن نداف
———————
🆔: @ethics_technology
1️⃣ "از الگوریتم تا فلسفه"
🖊 زهرا خندان
2️⃣ "دگرجهانیسازی؛ طرحی برای حراست از فرهنگهای بومی"
🖊 بهزاد خداقلیزاده
3️⃣ "کشف حجاب در اسنپ از زاویهای دیگر: آیا جمهوری اسلامی ایران با چالش حکمرانی فن سالارانه شرکتهای اینترنتی مواجه خواهد بود؟"
🖊 محمدامین شفیعخانی
4️⃣ "آیا هوش مصنوعی قادر است روابط جنسی را دگرگون کند؟"
🖊 محمد محسن نداف
———————
🆔: @ethics_technology
Telegram
تقاطع اخلاق و فناوری
❗️ تاملی در باب رابطهی میان فناوری و اخلاق؛
✅ کانال تقاطع اخلاق و فناوری؛ مجله تلگرامی کارگروه اخلاق و فناوری اندیشکده مهاجر، دانشگاه صنعتی شریف
- - - - - - - - -
▪️به منظور ارسال یادداشت جهت انتشار در کانال، بیان انتقادات و پیشنهادات به آیدی زیر مراجعه…
✅ کانال تقاطع اخلاق و فناوری؛ مجله تلگرامی کارگروه اخلاق و فناوری اندیشکده مهاجر، دانشگاه صنعتی شریف
- - - - - - - - -
▪️به منظور ارسال یادداشت جهت انتشار در کانال، بیان انتقادات و پیشنهادات به آیدی زیر مراجعه…
Forwarded from اندیشکده سیاست پژوهان علم، فناوری و نوآوری
📚 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری
✅ یازدهمین اینوتک تاک (گفتگوهای سیاستی در زمینه توسعه علمی و فناورانه)
🌐 با موضوع: دوگانه های سیاستگذاری علم، فناوری و نوآوری
🔴 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری:
@policychallenge
✅ یازدهمین اینوتک تاک (گفتگوهای سیاستی در زمینه توسعه علمی و فناورانه)
🌐 با موضوع: دوگانه های سیاستگذاری علم، فناوری و نوآوری
🔴 باشگاه سیاست پژوهان علم و فناوری:
@policychallenge
Forwarded from اخلاق مهندسی
اولین سمینار اخلاق مهندسی با موضوع «ارزشها در طراحی» روز پنجشنبه 7 آذرماه 1398 از ساعت 10:30 تا 12:30 در تالار بهمن دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلیتکنیک تهران) برگزار خواهد شد. سخنران این سمینار آقای دکتر بهنام تائبی، دانشیار اخلاق فناوری و رییس علمی موسسه امنیت و ایمنی دانشگاه صنعتی دلفت هلند، است.
ثبت نام از طریق ارسال نام، نام خانوادگی، شماره تلفن همراه و ایمیل به آدرس engineeringethics@aut.ac.ir امکانپذیر است.
ثبت نام از طریق ارسال نام، نام خانوادگی، شماره تلفن همراه و ایمیل به آدرس engineeringethics@aut.ac.ir امکانپذیر است.
