💢آیا همیشه باید صادق بود؟ مطالعه ۲۰۰ زوج حقیقت را آشکار کرده است
وقتی صداقت خطرناک میشود، باید به این سؤال مهم فکر کنیم که آیا راستگویی انسانها را به هم پیوند میدهد یا جدایی میآورد.
پژوهشگران در مطالعهای که در نشریه دانش روانشناسی اجتماعی و شخصیت انتشار یافت، بررسی کردند که صداقت بهویژه در گفتوگوهای دشوار درباره تغییرات فردی چه تأثیری بر روابط عاشقانه میگذارد.
بالغ بر ۲۰۰ زوج در حال گفتوگوهای واقعی در محیط آزمایشگاه مورد ارزیابی قرار گرفتند. گفتوگوها انتزاعی نبودند. زوجین همان گفتوگوهایی را داشتند که در اتاق نشیمن یا اتاق خوابشان تجربه میکردند؛ گفتوگوهایی که ضربان قلب آدم را بالا میبرند: دوست دارم کمتر با موبایل کار کنی. نیاز دارم بیشتر به من محبت کنی. دوست دارم سلامتیات را جدیتر بگیری.
پژوهشگران صداقت را به دو طریق ارزیابی کردند: اینکه افراد درباره صداقت خودشان و شریکشان چه احساسی داشتند، و اینکه از نگاه ناظران آموزشدیده در حین گفتوگو چقدر صادق بودند. زوجین سه ماه بعد از نو مورد ارزیابی قرار گرفتند تا وضعیتشان معلوم شود.
نتیجه ارزیابی برای افرادی که پیشتر با گفتوگوهای دشوار دستبهگریبان بودند، غافلگیرکننده نبود: صداقت، دردناک است. وقتی داوطلبان از شریکشان میخواستند که خودش را تغییر بدهد یا خواسته متقابل شریکشان را میشنیدند، حالشان بهشدت گرفته میشد. گفتوگوها از نظر احساسی چالشبرانگیز بودند.
اما میزان رضایت زوجها از رابطهشان پس از این گفتوگوهای ناخوشایند به شکل قابلتوجهی افزایش پیدا کرد که از صداقت متقابل آنها نشأت میگرفت.
افرادی که حس میکردند صادق بودهاند، سه ماه بعد گفتند حسوحال بهتری دارند و معتقد بودند که شریکشان در مسیر تغییری که از او خواسته بودند عملکرد خوبی داشته است.
جالب اینجاست که حتی وقتی زوجین از میزان صداقتشان اطمینان نداشتند، همچنان از حس بهتری برخوردار بودند. مسئلهای که بیش از همه اهمیت داشت، این بود که حس میکردند با آنها با صداقت رفتار شده و مهم نبود که لزوماً درباره این موضوع همنظر باشند.
این نشان میدهد که تلاش برای صادقبودن- بهویژه در مواقع دشوار- به تقویت رابطه کمک میکند، اما به شرط آنکه با دقت انجام بگیرد. البته باید توجه داشت که این یافتهها مختص زوجهایی هستند که روابط نسبتاً سالمی داشتند. اینکه آیا صداقت در روابط ناسالم هم جواب میدهد یا خیر، مستلزم بررسیهای بیشتر است.
مطالعهای در سال ۲۰۲۳ نشان داد که زوجهای عاشق در حین انجام فعالیتهای مشترک نسبت به غریبهها از هماهنگی مغزی بیشتری برخوردارند.
هماهنگی مغزی به زبان ساده به این معنی است که زوجین از نظر مغزی همسو هستند و واکنشهای نزدیکتری دارند و به لحاظ عاطفی از حسوحال مشابهی برخوردارند.
این مطالعه همچنین نشان داد که زوجهایی که همدیگر را دوست دارند، در تعامل با یکدیگر نسبت به تعامل با غریبهها بهندرت سراغ دروغ و فریبکاری میروند. این مسئله نشان میدهد که هماهنگی مغزی به تقویت صداقت در روابط صمیمانه کمک میکند.
تحقیقات دیگر نشان دادهاند که آدمها در روابط صمیمانه معمولاً تصور میکنند شریکشان نگاه مشابهی به صداقت و صراحت دارد و اینکه ارزشهای مشترک به ایجاد پیوندهای احساسی قویتر و پایدارتر کمک میکند.
اما کوبیل، متخصص مشاوره، به اپک تایمز گفت: «صداقت زمانی بیشترین تأثیر را دارد که بر پایه دلبستگی، مراقبت و توجه به نقاط ضعف یکدیگر باشد؛ بهویژه زمانی که قرار است ارتباط احساسی خود را حفظ کنید و دنبال سرزنش یا کنترل طرف مقابل نباشید.»
به تعبیر دیگر، صداقت صرفاً به منزله بیان واقعیتها نیست؛ بلکه بستر عصبی و احساسی یک پیوند پایدار را فراهم میکند.
صداقت گاهی بیرحمانه به نظر میرسد.
دروغهای مصلحتی ارتباطات عاطفی را به چالش میکشند.
مطالعهای در سال ۲۰۱۴ به بررسی دیدگاه زنان و مردان درباره دروغهای مصلحتی پرداخت و این دروغهای خیرخواهانه را در روابط عاشقانه ارزیابی کرد. یافتهها نشان دادند که دروغگفتن آسانتر از دروغشنیدن است و آقایان بیشتر از خانمها با دروغ کنار میآیند.
صداقت باعث افزایش صمیمیت میشود، اما شیوه بیان واقعیتها میتواند طرفین را به هم نزدیک کند یا باعث جدایی شود.
اگر میخواهید نظرتان را بیان کنید، بهنحوی نظر دهید که سازنده باشد و طرف را به باد انتقاد نگیرید. شنیدن حرفهای طرف مقابل هم به همین اندازه اهمیت دارد. گوشدادن فعالانه به طرف مقابل کمک میکند که آرام شود و حقایق تلخ و دشوار را بهتر هضم کند. کوبیل، که در زمینه درمان مبتنی بر ذهنآگاهی تخصص دارد، به زوجها توصیه میکند که از صداقت برای تخلیه احساسات سخت و دشوار خود استفاده نکنند و آن را پلی برای ایجاد ارتباط و ترمیم مشکلات خود بدانند.
🆔@ScientificDialectics
وقتی صداقت خطرناک میشود، باید به این سؤال مهم فکر کنیم که آیا راستگویی انسانها را به هم پیوند میدهد یا جدایی میآورد.
پژوهشگران در مطالعهای که در نشریه دانش روانشناسی اجتماعی و شخصیت انتشار یافت، بررسی کردند که صداقت بهویژه در گفتوگوهای دشوار درباره تغییرات فردی چه تأثیری بر روابط عاشقانه میگذارد.
بالغ بر ۲۰۰ زوج در حال گفتوگوهای واقعی در محیط آزمایشگاه مورد ارزیابی قرار گرفتند. گفتوگوها انتزاعی نبودند. زوجین همان گفتوگوهایی را داشتند که در اتاق نشیمن یا اتاق خوابشان تجربه میکردند؛ گفتوگوهایی که ضربان قلب آدم را بالا میبرند: دوست دارم کمتر با موبایل کار کنی. نیاز دارم بیشتر به من محبت کنی. دوست دارم سلامتیات را جدیتر بگیری.
پژوهشگران صداقت را به دو طریق ارزیابی کردند: اینکه افراد درباره صداقت خودشان و شریکشان چه احساسی داشتند، و اینکه از نگاه ناظران آموزشدیده در حین گفتوگو چقدر صادق بودند. زوجین سه ماه بعد از نو مورد ارزیابی قرار گرفتند تا وضعیتشان معلوم شود.
نتیجه ارزیابی برای افرادی که پیشتر با گفتوگوهای دشوار دستبهگریبان بودند، غافلگیرکننده نبود: صداقت، دردناک است. وقتی داوطلبان از شریکشان میخواستند که خودش را تغییر بدهد یا خواسته متقابل شریکشان را میشنیدند، حالشان بهشدت گرفته میشد. گفتوگوها از نظر احساسی چالشبرانگیز بودند.
اما میزان رضایت زوجها از رابطهشان پس از این گفتوگوهای ناخوشایند به شکل قابلتوجهی افزایش پیدا کرد که از صداقت متقابل آنها نشأت میگرفت.
افرادی که حس میکردند صادق بودهاند، سه ماه بعد گفتند حسوحال بهتری دارند و معتقد بودند که شریکشان در مسیر تغییری که از او خواسته بودند عملکرد خوبی داشته است.
جالب اینجاست که حتی وقتی زوجین از میزان صداقتشان اطمینان نداشتند، همچنان از حس بهتری برخوردار بودند. مسئلهای که بیش از همه اهمیت داشت، این بود که حس میکردند با آنها با صداقت رفتار شده و مهم نبود که لزوماً درباره این موضوع همنظر باشند.
این نشان میدهد که تلاش برای صادقبودن- بهویژه در مواقع دشوار- به تقویت رابطه کمک میکند، اما به شرط آنکه با دقت انجام بگیرد. البته باید توجه داشت که این یافتهها مختص زوجهایی هستند که روابط نسبتاً سالمی داشتند. اینکه آیا صداقت در روابط ناسالم هم جواب میدهد یا خیر، مستلزم بررسیهای بیشتر است.
مطالعهای در سال ۲۰۲۳ نشان داد که زوجهای عاشق در حین انجام فعالیتهای مشترک نسبت به غریبهها از هماهنگی مغزی بیشتری برخوردارند.
هماهنگی مغزی به زبان ساده به این معنی است که زوجین از نظر مغزی همسو هستند و واکنشهای نزدیکتری دارند و به لحاظ عاطفی از حسوحال مشابهی برخوردارند.
این مطالعه همچنین نشان داد که زوجهایی که همدیگر را دوست دارند، در تعامل با یکدیگر نسبت به تعامل با غریبهها بهندرت سراغ دروغ و فریبکاری میروند. این مسئله نشان میدهد که هماهنگی مغزی به تقویت صداقت در روابط صمیمانه کمک میکند.
تحقیقات دیگر نشان دادهاند که آدمها در روابط صمیمانه معمولاً تصور میکنند شریکشان نگاه مشابهی به صداقت و صراحت دارد و اینکه ارزشهای مشترک به ایجاد پیوندهای احساسی قویتر و پایدارتر کمک میکند.
اما کوبیل، متخصص مشاوره، به اپک تایمز گفت: «صداقت زمانی بیشترین تأثیر را دارد که بر پایه دلبستگی، مراقبت و توجه به نقاط ضعف یکدیگر باشد؛ بهویژه زمانی که قرار است ارتباط احساسی خود را حفظ کنید و دنبال سرزنش یا کنترل طرف مقابل نباشید.»
به تعبیر دیگر، صداقت صرفاً به منزله بیان واقعیتها نیست؛ بلکه بستر عصبی و احساسی یک پیوند پایدار را فراهم میکند.
صداقت گاهی بیرحمانه به نظر میرسد.
دروغهای مصلحتی ارتباطات عاطفی را به چالش میکشند.
مطالعهای در سال ۲۰۱۴ به بررسی دیدگاه زنان و مردان درباره دروغهای مصلحتی پرداخت و این دروغهای خیرخواهانه را در روابط عاشقانه ارزیابی کرد. یافتهها نشان دادند که دروغگفتن آسانتر از دروغشنیدن است و آقایان بیشتر از خانمها با دروغ کنار میآیند.
صداقت باعث افزایش صمیمیت میشود، اما شیوه بیان واقعیتها میتواند طرفین را به هم نزدیک کند یا باعث جدایی شود.
اگر میخواهید نظرتان را بیان کنید، بهنحوی نظر دهید که سازنده باشد و طرف را به باد انتقاد نگیرید. شنیدن حرفهای طرف مقابل هم به همین اندازه اهمیت دارد. گوشدادن فعالانه به طرف مقابل کمک میکند که آرام شود و حقایق تلخ و دشوار را بهتر هضم کند. کوبیل، که در زمینه درمان مبتنی بر ذهنآگاهی تخصص دارد، به زوجها توصیه میکند که از صداقت برای تخلیه احساسات سخت و دشوار خود استفاده نکنند و آن را پلی برای ایجاد ارتباط و ترمیم مشکلات خود بدانند.
🆔@ScientificDialectics
Sage Journals
Expressed and Perceived Honesty Benefits Relationships Even When Couples Are Not Accurate - Bonnie M. Le, Princeton X. Chee, Claire…
Honesty is a highly valued virtue, yet it can be challenging to enact when it may compromise our most valued relationships. We tested preregistered hypotheses e...
❤5👍4
💢کلمغنچهای: سبزی سمزدا و محافظ دیانای؛ چگونه فواید آن را به حداکثر برسانیم
کلمغنچهای غذایی است که مردم را در دو سمت مخالف قرار میدهد: یا دوستش دارید یا از آن بیزار هستید.
طعم تلخ کلمغنچهای( کلم بروکسل) به اختلافنظرها دامن زده است. کلمغنچهای سرشار از گوگرد است و طعم تلخ و بوی تند آن از این عنصر نشأت میگیرد. پژوهشگران به این نتیجه رسیدهاند که بعضیها به دلیل تفاوتهای ژنتیکی حساسیت بیشتری نسبت به این تلخی دارند.
فارغ از حسی که نسبت به طعم کلمغنچهای دارید، باید بدانید که این سبزی کوچک بهشدت مغذی است و فواید مختلفی برای سلامتی دارد که آن را به یک دورچین عالی برای شام دورهم تبدیل میکند.
کلمغنچهای نوعی سبزی چلیپایی است و گلوکوسینولات فراوانی دارد. طعم تند و مزه تلخ یکی از ویژگی شاخص کلمغنچهای و سبزیجات چلیپایی است که از گلوکوسینولاتهای حاوی گوگرد نشأت میگیرد.
پژوهشگران در مطالعهای که در نشریه سرطانزایی انتشار یافته نشان دادند که کلمغنچهای سطح یک آنزیم حیاتی سمزدا را به شکل قابلتوجهی افزایش میدهد: گلوتاتیون اس-ترانسفراز آلفا.
آنزیمهای گلوتاتیون اس-ترانسفراز گروهی از آنزیمهای سمزدا هستند که بدن ما آنها را برای خنثیسازی و حذف ترکیبات مضر از جمله مواد سرطانزا تولید میکند. به همین دلیل است که خوردن سبزیجات چلیپایی مانند کلمغنچهای با کاهش خطر برخی از سرطانها همراه است.
مطالعه دوم این نشریه نشان داد که کلمغنچهای سطح آنزیمهای گلوتاتیون اس-ترانسفراز را نهتنها در خون بلکه در روده هم افزایش میدهد که در خنثیکردن ترکیبات سرطانزا در دستگاه گوارش به بدن کمک میکند.
تحقیقات نشان دادهاند که کلمغنچهای شدت آسیب اکسایشی وارده به دیانای را در انسانها کاهش میدهد.
در مطالعه مشابهی که در نشریه سرطانزایی انتشار یافته است، پژوهشگران دریافتند که کلمغنچهای آسیب وارده به دیانای را کاهش میدهد.
اگر لازم است کلمغنچهای را پیش از تهیه غذا رنده یا خرد کنید، آنها را درون ظروف دربسته در یخچال بگذارید و برای استفاده از آنها بیش از دو روز معطل نکنید، زیرا کلمغنچهای باید تا حد امکان تازه باشد.
کلمغنچهای را پیش از قرار دادن در یخچال نشویید، زیرا رطوبت باعث خرابشدن آن میشود. بهتر است کلمغنچهای را فقط در زمان پخت بشویید.
برای تمیزکردن کلمغنچهای کافی است آن را زیر آب سرد بگیرید یا درون کاسه آب بگذارید. کلمغنچهای را پیش از پخت کاملاً خشک کنید تا بافت خوبی داشته باشد.
کلمغنچهای بهطور کلی بیخطر است، اما به دلیل سطح بالای ویتامین کا و تأثیر آن بر آنزیمهای کبدی، که اثر داروها را خنثی میکنند، باید در مصرف آن محتاطانه عمل کنید.
کلمغنچهای حاوی ترکیباتی است که سرعت سوختوساز کبد را افزایش میدهند و سرعت تجزیه برخی از داروها- بهویژه داروهایی مانند استامینوفن، استاتینها، آرامبخشها، استروژن و برخی از داروهای سرطان را که از طریق فرایند «گلوکورونیداسیون» تجزیه میشوند- بالا میبرند و تأثیر آنها را به حداقل میرسانند. اگر از این داروها یا داروهای رقیقکننده خون مانند وارفارین استفاده میکنید، پیش از افزودن کلمغنچهای به رژیم غذایی با پزشکتان مشورت کنید.
ویتامینها و مواد معدنی موجود در کلمغنچهای از سیستم ایمنی، سلامت استخوان و رشد مغز کودکان پشتیبانی میکند. کلمغنچهای منبع فیبر است که به سلامت رودهها کمک میکند و آنتیاکسیدانهایی دارد که از بدن در برابر بیماری محافظت میکنند.
ترکیب ترد و خوشطعم کلمغنچهای با پودر سوخاری و پنیر پارمزان به یک لقمه خوشمزه منجر میشود که کودکان میتوانند آن را با سس میل کنند.
🆔@ScientificDialectics
کلمغنچهای غذایی است که مردم را در دو سمت مخالف قرار میدهد: یا دوستش دارید یا از آن بیزار هستید.
طعم تلخ کلمغنچهای( کلم بروکسل) به اختلافنظرها دامن زده است. کلمغنچهای سرشار از گوگرد است و طعم تلخ و بوی تند آن از این عنصر نشأت میگیرد. پژوهشگران به این نتیجه رسیدهاند که بعضیها به دلیل تفاوتهای ژنتیکی حساسیت بیشتری نسبت به این تلخی دارند.
فارغ از حسی که نسبت به طعم کلمغنچهای دارید، باید بدانید که این سبزی کوچک بهشدت مغذی است و فواید مختلفی برای سلامتی دارد که آن را به یک دورچین عالی برای شام دورهم تبدیل میکند.
کلمغنچهای نوعی سبزی چلیپایی است و گلوکوسینولات فراوانی دارد. طعم تند و مزه تلخ یکی از ویژگی شاخص کلمغنچهای و سبزیجات چلیپایی است که از گلوکوسینولاتهای حاوی گوگرد نشأت میگیرد.
پژوهشگران در مطالعهای که در نشریه سرطانزایی انتشار یافته نشان دادند که کلمغنچهای سطح یک آنزیم حیاتی سمزدا را به شکل قابلتوجهی افزایش میدهد: گلوتاتیون اس-ترانسفراز آلفا.
آنزیمهای گلوتاتیون اس-ترانسفراز گروهی از آنزیمهای سمزدا هستند که بدن ما آنها را برای خنثیسازی و حذف ترکیبات مضر از جمله مواد سرطانزا تولید میکند. به همین دلیل است که خوردن سبزیجات چلیپایی مانند کلمغنچهای با کاهش خطر برخی از سرطانها همراه است.
مطالعه دوم این نشریه نشان داد که کلمغنچهای سطح آنزیمهای گلوتاتیون اس-ترانسفراز را نهتنها در خون بلکه در روده هم افزایش میدهد که در خنثیکردن ترکیبات سرطانزا در دستگاه گوارش به بدن کمک میکند.
تحقیقات نشان دادهاند که کلمغنچهای شدت آسیب اکسایشی وارده به دیانای را در انسانها کاهش میدهد.
در مطالعه مشابهی که در نشریه سرطانزایی انتشار یافته است، پژوهشگران دریافتند که کلمغنچهای آسیب وارده به دیانای را کاهش میدهد.
اگر لازم است کلمغنچهای را پیش از تهیه غذا رنده یا خرد کنید، آنها را درون ظروف دربسته در یخچال بگذارید و برای استفاده از آنها بیش از دو روز معطل نکنید، زیرا کلمغنچهای باید تا حد امکان تازه باشد.
کلمغنچهای را پیش از قرار دادن در یخچال نشویید، زیرا رطوبت باعث خرابشدن آن میشود. بهتر است کلمغنچهای را فقط در زمان پخت بشویید.
برای تمیزکردن کلمغنچهای کافی است آن را زیر آب سرد بگیرید یا درون کاسه آب بگذارید. کلمغنچهای را پیش از پخت کاملاً خشک کنید تا بافت خوبی داشته باشد.
کلمغنچهای بهطور کلی بیخطر است، اما به دلیل سطح بالای ویتامین کا و تأثیر آن بر آنزیمهای کبدی، که اثر داروها را خنثی میکنند، باید در مصرف آن محتاطانه عمل کنید.
کلمغنچهای حاوی ترکیباتی است که سرعت سوختوساز کبد را افزایش میدهند و سرعت تجزیه برخی از داروها- بهویژه داروهایی مانند استامینوفن، استاتینها، آرامبخشها، استروژن و برخی از داروهای سرطان را که از طریق فرایند «گلوکورونیداسیون» تجزیه میشوند- بالا میبرند و تأثیر آنها را به حداقل میرسانند. اگر از این داروها یا داروهای رقیقکننده خون مانند وارفارین استفاده میکنید، پیش از افزودن کلمغنچهای به رژیم غذایی با پزشکتان مشورت کنید.
ویتامینها و مواد معدنی موجود در کلمغنچهای از سیستم ایمنی، سلامت استخوان و رشد مغز کودکان پشتیبانی میکند. کلمغنچهای منبع فیبر است که به سلامت رودهها کمک میکند و آنتیاکسیدانهایی دارد که از بدن در برابر بیماری محافظت میکنند.
ترکیب ترد و خوشطعم کلمغنچهای با پودر سوخاری و پنیر پارمزان به یک لقمه خوشمزه منجر میشود که کودکان میتوانند آن را با سس میل کنند.
🆔@ScientificDialectics
OUP Academic
Consumption of Brussels sprouts results in elevated α-class glutathione S-transferase levels in human blood plasma
Abstract. The effect of consumption of glucosinolate-containing Brussels sprouts on a-class glutathione S-transferase levels in human blood plasma was inve
❤3👍2
💢ادامه حیات پس از مرگ؛ حالتی سوم بین زندگی و مرگ که سلولها همچنان فعال باقی میمانند
پژوهشهای اخیر نشان میدهد برخی سلولها پس از مرگ موجود زنده، توانایی ادامه فعالیت، سازگاری و حتی ایفای نقشهای جدید را دارند
برخی دانشمندان میگویند میان زندگی و مرگ، «وضعیت سومی» وجود دارد که میتواند برداشت ما از حیات و حتی آگاهی را دگرگون کند.
به نوشته پاپیولار مکانیکس، پژوهشهای جدید نشان میدهند مرگ موجود زنده لزوما بهمعنای پایان حیات سلولها نیست و در برخی شرایط، سلولها میتوانند پس از مرگ بدن نیز خود را سازماندهی مجدد کنند و به شکلهای تازهای از حیات تبدیل شوند.
بدن هر انسان از حدود ۳۰ تریلیون سلول انسانی همراه میلیاردها میکروب تشکیل شده است که بهصورت جمعی آنچه «زندگی» نامیده میشود را میسازند. پژوهشهای اخیر نشان میدهد برخی از این سلولها پس از مرگ موجود زنده، توانایی ادامه فعالیت، سازگاری و حتی ایفای نقشهای جدید را دارند. این یافتهها توجه دانشمندان را به موجودات چندسلولی تازهای جلب کرده است که با کمک هوش مصنوعی طراحی شدهاند و «زنوبات» نام دارند.
زنوباتها نخستینبار بهعنوان ساختارهایی معرفی شدند که از سلولهای زنده تشکیل شدهاند، اما رفتارهایی فراتر از نقش زیستی اولیهشان نشان میدهند. برای مثال، سلولهایی که بهطور طبیعی وظیفه جابهجایی مخاط را دارند، در زنوباتها برای حرکت در محیط به کار گرفته میشوند.
پژوهشگران میگویند این سلولها پس از مرگ ارگانیسم اصلی، میتوانند دوباره سازماندهی شوند و موجودیتی تازه پیدا کنند، پدیدهای که به «وضعیت سوم» میان زندگی و مرگ تعبیر میشود.
آزمایشهای مشابه با سلولهای انسانی موسوم به «آنتروباتها» نیز نتایج قابلتوجهی داشتهاند.
پژوهشگران معتقدند چنین رفتارهایی این فرضیه دیرینه را به چالش میکشد که تکامل سلولها فقط در مسیرهای ازپیشتعیینشده رخ میدهد. آنها میگویند مرگ ممکن است نقشی فعال در دگرگونیهای زیستی در طول زمان داشته باشد، و صرفا نقطه پایان حیات نباشد.
این دیدگاه دریچهای به امکانهایی جدید در حوزه پزشکی باز میکند، از جمله درمانهای شخصیسازیشده و استفاده از بافتهای خود فرد که خطر واکنش ایمنی را کاهش میدهد.
این یافتهها با نظریهای بحثبرانگیز به نام «پایه سلولی آگاهی» مرتبطند. ویلیام میلر، زیستشناس تکاملی و پزشک که از مدافعان این نظریه است، میگوید سلولها میتوانند نوعی توانایی شناختی یا تصمیمگیری ابتدایی داشته باشند.
به گفته میلر، در حالی که موجود زنده بهعنوان یک کل منسجم پس از مرگ دیگر واکنش نشان نمیدهد، برخی مجموعههای سلولی همچنان فعالاند و میتوانند کار کنند. میلر معتقد است این امر تعریف سنتی از «واحد بنیادین کنش زیستی» را تغییر میدهد.
با این حال، این دیدگاه با مخالفتهای جدی مواجه شده است. گروهی از دانشمندان در نامهای که سال ۲۰۲۴ منتشر شد، نظریه آگاهی سلولی را فاقد شواهد تجربی کافی دانستهاند. به گفته آنها، توانایی سلولها برای رشد یا رفتار غیرعادی در شرایط آزمایشگاهی پدیدهای شناختهشده است و لزوما نشانه شکل تازهای از حیات یا آگاهی نیست. منتقدان تاکید میکنند که در زیستشناسی، آگاهی معمولا به موجوداتی نسبت داده میشود که دستگاه عصبی و مغز دارند.
برخی پژوهشگران همچنین یادآور میشوند وقتی سلولها از بافت طبیعیشان جدا میشوند و پیامهای محیطی را از دست میدهند، بیان ژنها تغییر و رفتارهایی متفاوت بروز میکند، رفتاری که میتواند توضیحی سادهتر از مفهوم «وضعیت سوم» داشته باشد.
با این حال، حتی منتقدان نیز بر ظرفیت بالای این پژوهشها برای توسعه روشهای نوین درمانی تاکید دارند.
🆔@ScientificDialectics
پژوهشهای اخیر نشان میدهد برخی سلولها پس از مرگ موجود زنده، توانایی ادامه فعالیت، سازگاری و حتی ایفای نقشهای جدید را دارند
برخی دانشمندان میگویند میان زندگی و مرگ، «وضعیت سومی» وجود دارد که میتواند برداشت ما از حیات و حتی آگاهی را دگرگون کند.
به نوشته پاپیولار مکانیکس، پژوهشهای جدید نشان میدهند مرگ موجود زنده لزوما بهمعنای پایان حیات سلولها نیست و در برخی شرایط، سلولها میتوانند پس از مرگ بدن نیز خود را سازماندهی مجدد کنند و به شکلهای تازهای از حیات تبدیل شوند.
بدن هر انسان از حدود ۳۰ تریلیون سلول انسانی همراه میلیاردها میکروب تشکیل شده است که بهصورت جمعی آنچه «زندگی» نامیده میشود را میسازند. پژوهشهای اخیر نشان میدهد برخی از این سلولها پس از مرگ موجود زنده، توانایی ادامه فعالیت، سازگاری و حتی ایفای نقشهای جدید را دارند. این یافتهها توجه دانشمندان را به موجودات چندسلولی تازهای جلب کرده است که با کمک هوش مصنوعی طراحی شدهاند و «زنوبات» نام دارند.
زنوباتها نخستینبار بهعنوان ساختارهایی معرفی شدند که از سلولهای زنده تشکیل شدهاند، اما رفتارهایی فراتر از نقش زیستی اولیهشان نشان میدهند. برای مثال، سلولهایی که بهطور طبیعی وظیفه جابهجایی مخاط را دارند، در زنوباتها برای حرکت در محیط به کار گرفته میشوند.
پژوهشگران میگویند این سلولها پس از مرگ ارگانیسم اصلی، میتوانند دوباره سازماندهی شوند و موجودیتی تازه پیدا کنند، پدیدهای که به «وضعیت سوم» میان زندگی و مرگ تعبیر میشود.
آزمایشهای مشابه با سلولهای انسانی موسوم به «آنتروباتها» نیز نتایج قابلتوجهی داشتهاند.
پژوهشگران معتقدند چنین رفتارهایی این فرضیه دیرینه را به چالش میکشد که تکامل سلولها فقط در مسیرهای ازپیشتعیینشده رخ میدهد. آنها میگویند مرگ ممکن است نقشی فعال در دگرگونیهای زیستی در طول زمان داشته باشد، و صرفا نقطه پایان حیات نباشد.
این دیدگاه دریچهای به امکانهایی جدید در حوزه پزشکی باز میکند، از جمله درمانهای شخصیسازیشده و استفاده از بافتهای خود فرد که خطر واکنش ایمنی را کاهش میدهد.
این یافتهها با نظریهای بحثبرانگیز به نام «پایه سلولی آگاهی» مرتبطند. ویلیام میلر، زیستشناس تکاملی و پزشک که از مدافعان این نظریه است، میگوید سلولها میتوانند نوعی توانایی شناختی یا تصمیمگیری ابتدایی داشته باشند.
به گفته میلر، در حالی که موجود زنده بهعنوان یک کل منسجم پس از مرگ دیگر واکنش نشان نمیدهد، برخی مجموعههای سلولی همچنان فعالاند و میتوانند کار کنند. میلر معتقد است این امر تعریف سنتی از «واحد بنیادین کنش زیستی» را تغییر میدهد.
با این حال، این دیدگاه با مخالفتهای جدی مواجه شده است. گروهی از دانشمندان در نامهای که سال ۲۰۲۴ منتشر شد، نظریه آگاهی سلولی را فاقد شواهد تجربی کافی دانستهاند. به گفته آنها، توانایی سلولها برای رشد یا رفتار غیرعادی در شرایط آزمایشگاهی پدیدهای شناختهشده است و لزوما نشانه شکل تازهای از حیات یا آگاهی نیست. منتقدان تاکید میکنند که در زیستشناسی، آگاهی معمولا به موجوداتی نسبت داده میشود که دستگاه عصبی و مغز دارند.
برخی پژوهشگران همچنین یادآور میشوند وقتی سلولها از بافت طبیعیشان جدا میشوند و پیامهای محیطی را از دست میدهند، بیان ژنها تغییر و رفتارهایی متفاوت بروز میکند، رفتاری که میتواند توضیحی سادهتر از مفهوم «وضعیت سوم» داشته باشد.
با این حال، حتی منتقدان نیز بر ظرفیت بالای این پژوهشها برای توسعه روشهای نوین درمانی تاکید دارند.
🆔@ScientificDialectics
Yahoo News
A ‘Third State’ Exists Between Life and Death—And That Suggests Your Cells Are Conscious, Some Scientists Say
Some experts think “xenobot” cells that reorganize themselves after death signify a form of consciousness—while others vehemently disagree.
👍3
💢ماه، مریخ و ترامپ؛ فرمان اجرایی رئیسجمهوری آمریکا چه میگوید؟
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی
دستور اجرایی جدید دونالد ترامپ اولویتهای فضایی آمریکا را تعیین میکند؛ از جمله تعهد دوباره به فرود بر ماه در ۲۰۲۸، توسعه موشکهای فضایی جدید و پرتاب راکتورهای هستهای به مدار.
ایالات متحده میخواهد انسانها را روی ماه فرود بیاورد، راکتورهای هستهای را به فضا بفرستد و فناوریهای موشکی را توسعه دهد که بتوان آنها را تا پایان این دهه به فضا پرتاب کرد.
در یک فرمان اجرایی تازه و فراگیر، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، نقشه راهی پنجساله برای دستاوردهای دولتش در فضا ترسیم کرده است.
در این گزارش نگاهی دقیقتر به مفاد این سیاست جدید میاندازیم.
بازگشت به ماه
نخستین هدف، بازگشت به ماه تا سال ۲۰۲۸ و ایجاد یک «پایگاه دائمی قمری» تا ۲۰۳۰ است.
سازمان هوانوردی و فضایی ملی آمریکا (ناسا) و شرکایی چون آژانس فضایی اروپا (ESA) در حال آمادهسازی برای پرتاب ماموریتهای آرتمیس هستند؛ ماموریتهایی که بازگشت انسان به سطح ماه را رقم خواهد زد.
آرتمیس ۲ که قرار است در فوریه ۲۰۲۶ به مدار ماه برود، سه فضانورد آمریکایی و یک کانادایی در ترکیب خدمه دارد.
هنوز فهرست خدمه ماموریت بعدی، آرتمیس ۳، اعلام نشده؛ ماموریتی که طی آن فضانوردان روی سطح ماه قدم خواهند گذاشت.
کارشناسان پیشتر به یورونیوز نکست گفته بودند این ماموریت که برای سال ۲۰۲۷ برنامهریزی شده، به احتمال زیاد به دلیل ادامه آزمایشهای استارشیپِ اسپیساکس، فضاپیمایی که قرار است برای این ماموریت بهکار رود، با تاخیر مواجه میشود.
فرمان اجرایی ترامپ همچنین میگوید دولت او برای پیشبرد اکتشافات قمری، «کارایی اقتصادیِ سامانههای پرتاب و اکتشاف» را با اقداماتی مانند ایجاد خدمات پرتاب تجاری افزایش خواهد داد.
ایالات متحده نخستین کشوری خواهد بود که بر مریخ فرود میآید
ناسا در حال تدوین مسیر ماموریتی موسوم به «ماه تا مریخ» است تا با بهرهگیری از آموختهها و زیرساختهای سطح ماه، به سمت اجرای ماموریت نهایی به مریخ حرکت کند.
با این حال، ترامپ پیشتر گفته بود این آژانس باید فقط بر رسیدن به سیاره سرخ تمرکز کند.
در این فرمان اجرایی آمده است که ایالات متحده «اولین کشوری خواهد بود که یک فضانورد را بر مریخ فرود میآورد».
ترامپ در نخستین دوره ریاستجمهوری خود در سال ۲۰۱۷ بنا بر گزارش واشنگتنپست گفته بود: «میخواهم آمریکاییها در دوره دوم من پا بر مریخ بگذارند»، اما از آن زمان جدول زمانی تازهای اعلام نشده است.
موشکهای فضایی جدید تا سال ۲۰۲۸
دولت ترامپ میخواهد با ساخت فناوریهای پدافند موشکی در فضا از «امنیت حیاتی ملی و اقتصادی آمریکا» دفاع کند.
در این فرمان آمده است فناوری نسلبعدی موشکی پروژه «گنبد طلایی» ترامپ را تقویت خواهد کرد؛ سامانه پدافندی لایهای که کشور را در برابر انواع موشکها، از جمله بالستیک، هایپرسونیک و کروز، محافظت میکند و توان مقابله با پهپادها و تهدیدهای پیشرفته هوایی را نیز دارد.
ترامپ در ماه مه اعلام کرد «گنبد طلایی» حدود ۱۷۵ میلیارد دلار (بیش از ۱۵۰ میلیارد یورو) هزینه خواهد داشت و میتواند پیش از پایان دوره دوم او در سال ۲۰۲۸ ساخته شود.
این سامانه دفاعی مبتنی بر فضا در نهایت خواهد توانست از مدار بسیار پایینِ زمین «تهدیدهای علیه ایالات متحده را شناسایی، مشخصسازی و خنثی کند»، از جمله هرگونه سلاح هستهای مستقر در فضا.
این فرمان اجرایی همچنین به دولت آمریکا شش ماه فرصت میدهد تا یک راهبرد امنیت فضایی را اجرا کند.
توسعه اقتصاد فضایی تجاری
بر اساس فرمان اجرایی ترامپ، دستکم ۵۰ میلیارد دلار (۴۳.۱۵ میلیارد یورو) برای ایجاد «اقتصاد فضایی تجاریِ پویا» تا سال ۲۰۲۸ کنار گذاشته خواهد شد.
تمرکز دولت بر ایجاد مشاغل پردرآمدِ بیشتر در تولیدات هوافضا، افزایش شمار آزمایشهای پرتاب و ورود مجدد و اصلاحات سیاستی خواهد بود.
این اقدام در ادامه فرمان اجرایی دیگری در اوت است که طی آن به چندین نهاد فدرال دستور داد مقررات را سادهسازی کنند، سرعت پرتابها را بالا ببرند و از زیرساختهای فضایی برای اقتصاد جدید در مدار حمایت کنند. فرمان اوت همچنین بررسیهای زیستمحیطی برای پرتابها و ورودهای مجدد را حذف کرد.
در فرمان اجرایی ماه اوت آمده است: «اقتصاد فضایی تجاری تضمین میکند که ایالات متحده نقش پیشرو خود را در بهرهبرداری تجاری از فضا حفظ کند».
بخش دیگری از فرمان اجرایی دسامبر نیز شرکتهای خصوصی را فرامیخواند تا زیرساختهای پرتاب خود را ارتقا دهند تا ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS) تا سال ۲۰۳۰ جایگزین شود.
🆔@ScientificDialectics
این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی
دستور اجرایی جدید دونالد ترامپ اولویتهای فضایی آمریکا را تعیین میکند؛ از جمله تعهد دوباره به فرود بر ماه در ۲۰۲۸، توسعه موشکهای فضایی جدید و پرتاب راکتورهای هستهای به مدار.
ایالات متحده میخواهد انسانها را روی ماه فرود بیاورد، راکتورهای هستهای را به فضا بفرستد و فناوریهای موشکی را توسعه دهد که بتوان آنها را تا پایان این دهه به فضا پرتاب کرد.
در یک فرمان اجرایی تازه و فراگیر، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، نقشه راهی پنجساله برای دستاوردهای دولتش در فضا ترسیم کرده است.
در این گزارش نگاهی دقیقتر به مفاد این سیاست جدید میاندازیم.
بازگشت به ماه
نخستین هدف، بازگشت به ماه تا سال ۲۰۲۸ و ایجاد یک «پایگاه دائمی قمری» تا ۲۰۳۰ است.
سازمان هوانوردی و فضایی ملی آمریکا (ناسا) و شرکایی چون آژانس فضایی اروپا (ESA) در حال آمادهسازی برای پرتاب ماموریتهای آرتمیس هستند؛ ماموریتهایی که بازگشت انسان به سطح ماه را رقم خواهد زد.
آرتمیس ۲ که قرار است در فوریه ۲۰۲۶ به مدار ماه برود، سه فضانورد آمریکایی و یک کانادایی در ترکیب خدمه دارد.
هنوز فهرست خدمه ماموریت بعدی، آرتمیس ۳، اعلام نشده؛ ماموریتی که طی آن فضانوردان روی سطح ماه قدم خواهند گذاشت.
کارشناسان پیشتر به یورونیوز نکست گفته بودند این ماموریت که برای سال ۲۰۲۷ برنامهریزی شده، به احتمال زیاد به دلیل ادامه آزمایشهای استارشیپِ اسپیساکس، فضاپیمایی که قرار است برای این ماموریت بهکار رود، با تاخیر مواجه میشود.
فرمان اجرایی ترامپ همچنین میگوید دولت او برای پیشبرد اکتشافات قمری، «کارایی اقتصادیِ سامانههای پرتاب و اکتشاف» را با اقداماتی مانند ایجاد خدمات پرتاب تجاری افزایش خواهد داد.
ایالات متحده نخستین کشوری خواهد بود که بر مریخ فرود میآید
ناسا در حال تدوین مسیر ماموریتی موسوم به «ماه تا مریخ» است تا با بهرهگیری از آموختهها و زیرساختهای سطح ماه، به سمت اجرای ماموریت نهایی به مریخ حرکت کند.
با این حال، ترامپ پیشتر گفته بود این آژانس باید فقط بر رسیدن به سیاره سرخ تمرکز کند.
در این فرمان اجرایی آمده است که ایالات متحده «اولین کشوری خواهد بود که یک فضانورد را بر مریخ فرود میآورد».
ترامپ در نخستین دوره ریاستجمهوری خود در سال ۲۰۱۷ بنا بر گزارش واشنگتنپست گفته بود: «میخواهم آمریکاییها در دوره دوم من پا بر مریخ بگذارند»، اما از آن زمان جدول زمانی تازهای اعلام نشده است.
موشکهای فضایی جدید تا سال ۲۰۲۸
دولت ترامپ میخواهد با ساخت فناوریهای پدافند موشکی در فضا از «امنیت حیاتی ملی و اقتصادی آمریکا» دفاع کند.
در این فرمان آمده است فناوری نسلبعدی موشکی پروژه «گنبد طلایی» ترامپ را تقویت خواهد کرد؛ سامانه پدافندی لایهای که کشور را در برابر انواع موشکها، از جمله بالستیک، هایپرسونیک و کروز، محافظت میکند و توان مقابله با پهپادها و تهدیدهای پیشرفته هوایی را نیز دارد.
ترامپ در ماه مه اعلام کرد «گنبد طلایی» حدود ۱۷۵ میلیارد دلار (بیش از ۱۵۰ میلیارد یورو) هزینه خواهد داشت و میتواند پیش از پایان دوره دوم او در سال ۲۰۲۸ ساخته شود.
این سامانه دفاعی مبتنی بر فضا در نهایت خواهد توانست از مدار بسیار پایینِ زمین «تهدیدهای علیه ایالات متحده را شناسایی، مشخصسازی و خنثی کند»، از جمله هرگونه سلاح هستهای مستقر در فضا.
این فرمان اجرایی همچنین به دولت آمریکا شش ماه فرصت میدهد تا یک راهبرد امنیت فضایی را اجرا کند.
توسعه اقتصاد فضایی تجاری
بر اساس فرمان اجرایی ترامپ، دستکم ۵۰ میلیارد دلار (۴۳.۱۵ میلیارد یورو) برای ایجاد «اقتصاد فضایی تجاریِ پویا» تا سال ۲۰۲۸ کنار گذاشته خواهد شد.
تمرکز دولت بر ایجاد مشاغل پردرآمدِ بیشتر در تولیدات هوافضا، افزایش شمار آزمایشهای پرتاب و ورود مجدد و اصلاحات سیاستی خواهد بود.
این اقدام در ادامه فرمان اجرایی دیگری در اوت است که طی آن به چندین نهاد فدرال دستور داد مقررات را سادهسازی کنند، سرعت پرتابها را بالا ببرند و از زیرساختهای فضایی برای اقتصاد جدید در مدار حمایت کنند. فرمان اوت همچنین بررسیهای زیستمحیطی برای پرتابها و ورودهای مجدد را حذف کرد.
در فرمان اجرایی ماه اوت آمده است: «اقتصاد فضایی تجاری تضمین میکند که ایالات متحده نقش پیشرو خود را در بهرهبرداری تجاری از فضا حفظ کند».
بخش دیگری از فرمان اجرایی دسامبر نیز شرکتهای خصوصی را فرامیخواند تا زیرساختهای پرتاب خود را ارتقا دهند تا ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS) تا سال ۲۰۳۰ جایگزین شود.
🆔@ScientificDialectics
euronews
What to know about the US’s new plans for the Moon
President Donald Trump’s new executive order lays out the US's priorities in space. Among them is a renewed commitment to a 2028 Moon landing, new space missile development and launching nuclear reactors into orbit.
❤2
💢نخستین ابرناو هواپیمابر اتمی چین در راه است
چین با آغاز ساخت ابرناو هواپیمابر «تایپ ۰۰۴» با پیشران هستهای، رسماً عبور از راهبرد دفاع ساحلی به سمت حضور دائمی و تهاجمی در آبهای آزاد سراسر جهان را کلید زد.
جهان امروز شاهد یکی از تاریخیترین نقطه عطف در رقابتهای نظامی قرن بیست و یکم است. گزارشهای دریافتی حاکی از آن است که پکن گام نهایی برای به چالش کشیدن جدی قدرت دریایی ایالات متحده را برداشته است: ساخت نخستین ابرناو هواپیمابر با پیشران هستهای تحت عنوان «تایپ ۰۰۴».
افشای اسرار دالیان؛ تصاویر ماهوارهای چه میگویند؟
تایید آغاز این پروژه عظیم نه از طریق بیانیههای رسمی، بلکه توسط چشمهای تیزبین ماهوارهها صورت گرفته است. تصاویر با کیفیت بسیار بالا که در سپتامبر ۲۰۲۵ از مجتمع کشتیسازی «دالیان» ثبت شده، قطعات پیشساخته غولپیکری از بدنه یک شناور کلاس سنگین را نشان میدهد. این تصاویر نه تنها ابعاد خیرهکننده این ناو را فاش میکنند، بلکه نشاندهنده بلوغ صنعتی و عزم جزم چین برای اجرای برنامهای است که میتواند موازنه قدرت را در منطقه ایندو-پاسیفیک و فراتر از آن بازتعریف کند.
تایپ ۰۰۴؛ فراتر از یک کشتی، یک پایگاه متحرک اتمی
تفاوت بنیادین «تایپ ۰۰۴» با نسلهای قبلی ناوهای چینی (مانند لیائونینگ و شاندونگ)، در سیستم پیشران آن نهفته است. استفاده از راکتورهای هستهای به این ابرناو اجازه میدهد بدون نیاز به سوختگیری، برای سالها در آبهای دوردست حضور داشته باشد. این یعنی پکن دیگر به دفاع از سواحل خود محدود نیست و میتواند قدرت هوایی و موشکی خود را تا هر نقطهای از اقیانوسهای جهان گسترش دهد.
توسعه ناو هستهای به معنای گذار رسمی نیروی دریایی ارتش آزادیبخش خلق چین به وضعیت «نیروی دریایی آبهای دور» است. این ناو با بهرهگیری از منبع انرژی بیپایان اتمی، قادر خواهد بود سیستمهای پیشرفته منجنیق الکترومغناطیسی و تسلیحات لیزری پرانرژی را تغذیه کند که در ناوهای دیزلی با محدودیت انرژی روبرو بودند. این تحول، ضربه سنگینی به دکترین «برتری عددی و تکنولوژیک» نیروی دریایی آمریکا وارد خواهد کرد.
پیام روشن برای واشینگتن و متحدان اقلیمی
ساخت «تایپ ۰۰۴» پیامی مستقیم به پنتاگون است: دوران انحصار ابرناوهای اتمی توسط ایالات متحده به پایان رسیده است. با ورود این ناو به خدمت، توان بازدارندگی چین به شدت تقویت خواهد شد. تحلیلگران معتقدند که پکن با این اقدام، نه تنها به دنبال حفاظت از مسیرهای تجاری خود، بلکه در پی ایجاد یک چتر امنیتی جهانی برای پروژههای استراتژیک خود است.
https://defencesecurityasia.com/en/china-type-004-nuclear-supercarrier-global-naval-dominance/
🆔@ScientificDialectics
چین با آغاز ساخت ابرناو هواپیمابر «تایپ ۰۰۴» با پیشران هستهای، رسماً عبور از راهبرد دفاع ساحلی به سمت حضور دائمی و تهاجمی در آبهای آزاد سراسر جهان را کلید زد.
جهان امروز شاهد یکی از تاریخیترین نقطه عطف در رقابتهای نظامی قرن بیست و یکم است. گزارشهای دریافتی حاکی از آن است که پکن گام نهایی برای به چالش کشیدن جدی قدرت دریایی ایالات متحده را برداشته است: ساخت نخستین ابرناو هواپیمابر با پیشران هستهای تحت عنوان «تایپ ۰۰۴».
افشای اسرار دالیان؛ تصاویر ماهوارهای چه میگویند؟
تایید آغاز این پروژه عظیم نه از طریق بیانیههای رسمی، بلکه توسط چشمهای تیزبین ماهوارهها صورت گرفته است. تصاویر با کیفیت بسیار بالا که در سپتامبر ۲۰۲۵ از مجتمع کشتیسازی «دالیان» ثبت شده، قطعات پیشساخته غولپیکری از بدنه یک شناور کلاس سنگین را نشان میدهد. این تصاویر نه تنها ابعاد خیرهکننده این ناو را فاش میکنند، بلکه نشاندهنده بلوغ صنعتی و عزم جزم چین برای اجرای برنامهای است که میتواند موازنه قدرت را در منطقه ایندو-پاسیفیک و فراتر از آن بازتعریف کند.
تایپ ۰۰۴؛ فراتر از یک کشتی، یک پایگاه متحرک اتمی
تفاوت بنیادین «تایپ ۰۰۴» با نسلهای قبلی ناوهای چینی (مانند لیائونینگ و شاندونگ)، در سیستم پیشران آن نهفته است. استفاده از راکتورهای هستهای به این ابرناو اجازه میدهد بدون نیاز به سوختگیری، برای سالها در آبهای دوردست حضور داشته باشد. این یعنی پکن دیگر به دفاع از سواحل خود محدود نیست و میتواند قدرت هوایی و موشکی خود را تا هر نقطهای از اقیانوسهای جهان گسترش دهد.
توسعه ناو هستهای به معنای گذار رسمی نیروی دریایی ارتش آزادیبخش خلق چین به وضعیت «نیروی دریایی آبهای دور» است. این ناو با بهرهگیری از منبع انرژی بیپایان اتمی، قادر خواهد بود سیستمهای پیشرفته منجنیق الکترومغناطیسی و تسلیحات لیزری پرانرژی را تغذیه کند که در ناوهای دیزلی با محدودیت انرژی روبرو بودند. این تحول، ضربه سنگینی به دکترین «برتری عددی و تکنولوژیک» نیروی دریایی آمریکا وارد خواهد کرد.
پیام روشن برای واشینگتن و متحدان اقلیمی
ساخت «تایپ ۰۰۴» پیامی مستقیم به پنتاگون است: دوران انحصار ابرناوهای اتمی توسط ایالات متحده به پایان رسیده است. با ورود این ناو به خدمت، توان بازدارندگی چین به شدت تقویت خواهد شد. تحلیلگران معتقدند که پکن با این اقدام، نه تنها به دنبال حفاظت از مسیرهای تجاری خود، بلکه در پی ایجاد یک چتر امنیتی جهانی برای پروژههای استراتژیک خود است.
https://defencesecurityasia.com/en/china-type-004-nuclear-supercarrier-global-naval-dominance/
🆔@ScientificDialectics
Defence Security Asia
China’s Type 004 Nuclear Supercarrier Signals Beijing’s Leap Toward Global Naval Dominance - Defence Security Asia
China has begun construction of its first nuclear-powered aircraft carrier, the Type 004, signalling a strategic shift toward global naval dominance and blue-water power projection.
❤4
💢میزان استاندارد مصرف امگا۳ بیشتر از چیزی است که فکر میکنیم
برآورد پژوهشگران نشان میدهد حدود ۷۶ درصد از جمعیت جهان کمتر از معیارهای مشخص، امگا۳ دریافت کنند
طبق نتایج مطالعهای که دادههای بیش از ۱۰۰ کشور جهان را بررسی کرده است، بخش بزرگی از جمعیت جهان کمتر از مقدار توصیهشده امگا۳ مصرف میکنند. بهگزارش متخصصان، بهترین راه دریافت امگا۳ مصرف ماهیهای چرب است. برخی پزشکان نیز مصرف مکمل امگا۳ را توصیه میکنند. بیشتر آمریکاییها ماهی نمیخورند و شما هم ممکن است جزو همین دسته باشید. پژوهشها نشان میدهند که حدود ۷۵ درصد جمعیت جهان احتمالا مقدار توصیهشده دو نوع مهم اسیدهای چرب یعنی «ئیپیاِی» و «دیاچاِی» را، که در ماهی یافت میشوند و از سلامت مغز و قلب حمایت میکنند، دریافت نمیکنند.
وبسایت ومنزهلت به نقل از دکتر فیلیپ کالدر، نویسنده اصلی مطالعه و استاد ایمنیشناسی تغذیه در دانشگاه ساوتهمپتون، اسکات کیتلی، متخصص تغذیه، سونیا آنجلونه، متخصص تغذیه و رژیمدرمانگر در سانفرانسیسکو کالیفرنیا، گزارشی در این زمینه منتشر کرده است.
این پژوهش که در مجله «بررسی تحقیقات تغذیه» (Nutrition Research Reviews) منتشر شده، دادههای مربوط به میزان توصیهشده روزانه اسیدهای چرب امگا۳ را در بیش از ۱۰۰ کشور بررسی و تحلیل کرده است. پژوهشگران تاکید میکنند که توصیهها درباره مقدار مصرف امگا۳ از کشوری به کشور دیگر متفاوت است و همین تفاوتها ممکن است برای عموم افراد سردرگمکننده باشد.
بر اساس رایجترین دستورالعملها، مقدار توصیهشده برای بزرگسالان ۲۵۰ میلیگرم از مجموع اسیدهای چرب «ئیپیاِی» و «دیاچاِی» در روز است. برای زنان باردار هم ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیگرم «دیاچاِی» اضافه توصیه میشود. برآورد پژوهشگران نشان میدهد حدود ۷۶ درصد از جمعیت جهان با معیار مصرف امگا۳ فاصله دارند. این مطالعه به افرادی پرداخته که کمتر از میانگین مقدار توصیهشده دریافت میکنند، نه کسانی که دچار کمبود قطعی و بالینی این مواد مغذی هستند.
نکته قابل توجه این است که برخی از پژوهشگران این مطالعه در حال حاضر یا در گذشته با شرکتهای تولیدکننده مکمل همکاری داشتهاند. با این حال، رژیمدرمانگران و متخصصان تغذیه، که در این تحقیق نقشی نداشتند، میگویند نتیجهگیری کلی پژوهش منطقی و قابل اتکاست.
در همین زمینه «مرکز ملی سلامت» آمریکا در حال حاضر توصیه میکند بیشتر بزرگسالان آمریکایی روزانه بین ۱.۱ تا ۱.۶ گرم اسیدهای چرب امگا ۳ دریافت کنند، یعنی حدود هزار و ۱۰۰ تا هزار و ۶۰۰ میلیگرم در روز که بهمراتب بیش از میانگین توصیهشده در این مطالعه است. اسکات کیتلی در اینباره میگوید: «به احتمال زیاد، بیشتر آمریکاییها کمتر از مقدار مطلوب امگا دریافت میکنند، بهویژه امگا۳ دریایی مثل ئیپیاِی و دیاچاِی که عمدتا از ماهیهای چرب تامین میشوند.»
کیتلی در پایان میگوید: «یک راه ساده برای نگاه به این موضوع، اولویت دادن به دریافت مواد مغذی از طریق غذا است. بر اساس توصیه سازمان غذا و داروی آمریکا، مصرف حداقل دو وعده (حدود ۲۲۶ گرم یا ۸ اونس) غذاهای دریایی در هفته میتواند به طور میانگین حدود ۲۵۰ میلیگرم از اسیدهای چرب مانند ئیپیاِی و دیاچاِی در روز را تامین کند.»
چرا افراد امگا۳ کافی مصرف نمیکنند؟
به گفته فیلیپ کالدر، دلایل مختلفی وجود دارد، اما بخش بزرگی از ماجرا برمیگردد به اینکه افراد ماهی کافی نمیخورند. او میگوید: «منابع اصلی اسیدهای چرب ئیپیاِی و دیاچاِی در رژیم غذایی، ماهی است، بهویژه ماهیهای چرب مثل سالمون، ساردین، آنچوی، ماهی خالمخالی و شاهماهی. در ماهیهای سفید مقدار کمتری اسیدهای چرب ئیپیاِی و دیاچاِی وجود دارد.
چرا امگا۳ مهم است؟
بهگفته کیتلی، چند دلیل وجود دارد: «اینها چربیهای ساختاریاند که در غشای سلولی ساخته و جایگذاری میشوند، بهخصوص در مغز، چشمها و قلب، و کمک میکنند این غشاها انعطافپذیر بمانند و همین بر نحوه ارتباط سلولها با هم و واکنششان به پیامها تاثیر میگذارد.»
کیتلی میگوید ئیپیاِی و دیاچاِی همچنین برای ساخت ترکیباتی به کار میروند که به کاهش التهاب کمک میکنند، از سلامت رگها حمایت میکنند و مانع میشوند که خون بهراحتی لخته شود. کالدر میگوید: «این سازوکارها باعث بهبود سلامت و کاهش خطر بسیاری از بیماریها میشود.»
🆔@ScientificDialectics
برآورد پژوهشگران نشان میدهد حدود ۷۶ درصد از جمعیت جهان کمتر از معیارهای مشخص، امگا۳ دریافت کنند
طبق نتایج مطالعهای که دادههای بیش از ۱۰۰ کشور جهان را بررسی کرده است، بخش بزرگی از جمعیت جهان کمتر از مقدار توصیهشده امگا۳ مصرف میکنند. بهگزارش متخصصان، بهترین راه دریافت امگا۳ مصرف ماهیهای چرب است. برخی پزشکان نیز مصرف مکمل امگا۳ را توصیه میکنند. بیشتر آمریکاییها ماهی نمیخورند و شما هم ممکن است جزو همین دسته باشید. پژوهشها نشان میدهند که حدود ۷۵ درصد جمعیت جهان احتمالا مقدار توصیهشده دو نوع مهم اسیدهای چرب یعنی «ئیپیاِی» و «دیاچاِی» را، که در ماهی یافت میشوند و از سلامت مغز و قلب حمایت میکنند، دریافت نمیکنند.
وبسایت ومنزهلت به نقل از دکتر فیلیپ کالدر، نویسنده اصلی مطالعه و استاد ایمنیشناسی تغذیه در دانشگاه ساوتهمپتون، اسکات کیتلی، متخصص تغذیه، سونیا آنجلونه، متخصص تغذیه و رژیمدرمانگر در سانفرانسیسکو کالیفرنیا، گزارشی در این زمینه منتشر کرده است.
این پژوهش که در مجله «بررسی تحقیقات تغذیه» (Nutrition Research Reviews) منتشر شده، دادههای مربوط به میزان توصیهشده روزانه اسیدهای چرب امگا۳ را در بیش از ۱۰۰ کشور بررسی و تحلیل کرده است. پژوهشگران تاکید میکنند که توصیهها درباره مقدار مصرف امگا۳ از کشوری به کشور دیگر متفاوت است و همین تفاوتها ممکن است برای عموم افراد سردرگمکننده باشد.
بر اساس رایجترین دستورالعملها، مقدار توصیهشده برای بزرگسالان ۲۵۰ میلیگرم از مجموع اسیدهای چرب «ئیپیاِی» و «دیاچاِی» در روز است. برای زنان باردار هم ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیگرم «دیاچاِی» اضافه توصیه میشود. برآورد پژوهشگران نشان میدهد حدود ۷۶ درصد از جمعیت جهان با معیار مصرف امگا۳ فاصله دارند. این مطالعه به افرادی پرداخته که کمتر از میانگین مقدار توصیهشده دریافت میکنند، نه کسانی که دچار کمبود قطعی و بالینی این مواد مغذی هستند.
نکته قابل توجه این است که برخی از پژوهشگران این مطالعه در حال حاضر یا در گذشته با شرکتهای تولیدکننده مکمل همکاری داشتهاند. با این حال، رژیمدرمانگران و متخصصان تغذیه، که در این تحقیق نقشی نداشتند، میگویند نتیجهگیری کلی پژوهش منطقی و قابل اتکاست.
در همین زمینه «مرکز ملی سلامت» آمریکا در حال حاضر توصیه میکند بیشتر بزرگسالان آمریکایی روزانه بین ۱.۱ تا ۱.۶ گرم اسیدهای چرب امگا ۳ دریافت کنند، یعنی حدود هزار و ۱۰۰ تا هزار و ۶۰۰ میلیگرم در روز که بهمراتب بیش از میانگین توصیهشده در این مطالعه است. اسکات کیتلی در اینباره میگوید: «به احتمال زیاد، بیشتر آمریکاییها کمتر از مقدار مطلوب امگا دریافت میکنند، بهویژه امگا۳ دریایی مثل ئیپیاِی و دیاچاِی که عمدتا از ماهیهای چرب تامین میشوند.»
کیتلی در پایان میگوید: «یک راه ساده برای نگاه به این موضوع، اولویت دادن به دریافت مواد مغذی از طریق غذا است. بر اساس توصیه سازمان غذا و داروی آمریکا، مصرف حداقل دو وعده (حدود ۲۲۶ گرم یا ۸ اونس) غذاهای دریایی در هفته میتواند به طور میانگین حدود ۲۵۰ میلیگرم از اسیدهای چرب مانند ئیپیاِی و دیاچاِی در روز را تامین کند.»
چرا افراد امگا۳ کافی مصرف نمیکنند؟
به گفته فیلیپ کالدر، دلایل مختلفی وجود دارد، اما بخش بزرگی از ماجرا برمیگردد به اینکه افراد ماهی کافی نمیخورند. او میگوید: «منابع اصلی اسیدهای چرب ئیپیاِی و دیاچاِی در رژیم غذایی، ماهی است، بهویژه ماهیهای چرب مثل سالمون، ساردین، آنچوی، ماهی خالمخالی و شاهماهی. در ماهیهای سفید مقدار کمتری اسیدهای چرب ئیپیاِی و دیاچاِی وجود دارد.
چرا امگا۳ مهم است؟
بهگفته کیتلی، چند دلیل وجود دارد: «اینها چربیهای ساختاریاند که در غشای سلولی ساخته و جایگذاری میشوند، بهخصوص در مغز، چشمها و قلب، و کمک میکنند این غشاها انعطافپذیر بمانند و همین بر نحوه ارتباط سلولها با هم و واکنششان به پیامها تاثیر میگذارد.»
کیتلی میگوید ئیپیاِی و دیاچاِی همچنین برای ساخت ترکیباتی به کار میروند که به کاهش التهاب کمک میکنند، از سلامت رگها حمایت میکنند و مانع میشوند که خون بهراحتی لخته شود. کالدر میگوید: «این سازوکارها باعث بهبود سلامت و کاهش خطر بسیاری از بیماریها میشود.»
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
The “Right” Omega‑3 Intake May Be Much Higher Than You Think, According To New Research
Research finds that more than 75% of people around the world may not be meeting recommended omega-3 intake. Here's why it matters, and how to up your intake.
👍6
💢مصرف آب هوش مصنوعی از کل «آبمعدنیهای جهان» فراتر رفت
نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد که انفجار هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵، باعث تولید دیاکسید کربنی معادل کل شهر نیویورک و مصرف آبی فراتر از تقاضای جهانی آبمعدنی شده است.
در حالی که غولهای فناوری از سودهای سرشار و پیشرفتهای خیرهکننده هوش مصنوعی مولد (Generative AI) سخن میگویند، گزارشهای جدید از یک فاجعه زیستمحیطی در سایه این تکنولوژی پرده برمیدارند. آمارها نشان میدهد که «انقلاب هوش مصنوعی» دیگر یک موضوع نرمافزاری صرف نیست؛ بلکه باری سنگین بر دوش سیاره زمین است.
نیویورک در جیب ChatGPT؛ آلودگی فراتر از تصور
تحقیقات جدید «الکس دی وریس گائو»، بنیانگذار مؤسسه Digiconomist، نشان میدهد که ردپای کربنی سیستمهای هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵ به رقم خیرهکننده ۸۰ میلیون تن رسیده است. این میزان آلودگی دقیقاً با کل دیاکسید کربن تولید شده توسط کلانشهر نیویورک برابری میکند. تکاندهندهتر اینکه، آلایندگی این حوزه اکنون معادل ۸ درصد از کل انتشار گازهای گلخانهای صنعت هوانوردی جهان است.
بحران عطش؛ وقتی هوش مصنوعی تشنهتر از انسان میشود
بخش دیگری از این پژوهش به مصرف آب در مراکز داده اختصاص دارد. برآوردها حاکی از آن است که مصرف آب مرتبط با هوش مصنوعی در سال جاری به ۷۶۵ میلیارد لیتر رسیده است. این رقم نه تنها از تمامی پیشبینیهای قبلی فراتر رفته، بلکه اکنون از «کل تقاضای جهانی برای آبمعدنی» نیز بیشتر است. دیتاسنترها برای خنک نگه داشتن پردازندههای قدرتمند خود، منابع حیاتی آب را با سرعتی باورنکردنی میبلعند.
استعمار انرژی؛ چه کسی فاکتور را پرداخت میکند؟
طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، دیتاسنترهای متمرکز بر هوش مصنوعی اکنون به اندازه کارخانههای ذوب آلومینیوم برق مصرف میکنند. انتظار میرود این میزان تا سال ۲۰۳۰ بیش از دو برابر شود. نکته بحثبرانگیز اینجاست که در حال حاضر ۴۵ درصد از این مصرف انرژی در آمریکا، ۲۵ درصد در چین و ۱۵ درصد در اروپا متمرکز شده است.
«دونالد کمپبل»، مدیر نهاد نظارتی Foxglove، در این باره میگوید: «این شواهد نشان میدهد که مردم عادی در حال پرداخت صورتحساب زیستمحیطی برای ثروتمندترین شرکتهای جهان هستند. در حالی که غولهای فناوری سود اصلی را میبرند، هزینههای اقلیمی آن بر دوش جامعه سنگینی میکند.»
شفافیت؛ حلقه مفقوده غولهای فناوری
نویسنده این پژوهش تأکید دارد که شرکتهایی مانند گوگل و مایکروسافت باید درباره تأثیرات اقلیمی خود شفافتر باشند. به عنوان مثال، گوگل در گزارشهای خود ادعا کرده که آلایندگی دیتاسنترهایش را کاهش داده، اما در محاسبات خود، میزان آب مصرفی برای «تولید برقِ» مورد نیاز این مراکز را نادیده گرفته است.
https://www.theguardian.com/technology/2025/dec/18/2025-ai-boom-huge-co2-emissions-use-water-research-finds
🆔@ScientificDialectics
نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد که انفجار هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵، باعث تولید دیاکسید کربنی معادل کل شهر نیویورک و مصرف آبی فراتر از تقاضای جهانی آبمعدنی شده است.
در حالی که غولهای فناوری از سودهای سرشار و پیشرفتهای خیرهکننده هوش مصنوعی مولد (Generative AI) سخن میگویند، گزارشهای جدید از یک فاجعه زیستمحیطی در سایه این تکنولوژی پرده برمیدارند. آمارها نشان میدهد که «انقلاب هوش مصنوعی» دیگر یک موضوع نرمافزاری صرف نیست؛ بلکه باری سنگین بر دوش سیاره زمین است.
نیویورک در جیب ChatGPT؛ آلودگی فراتر از تصور
تحقیقات جدید «الکس دی وریس گائو»، بنیانگذار مؤسسه Digiconomist، نشان میدهد که ردپای کربنی سیستمهای هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵ به رقم خیرهکننده ۸۰ میلیون تن رسیده است. این میزان آلودگی دقیقاً با کل دیاکسید کربن تولید شده توسط کلانشهر نیویورک برابری میکند. تکاندهندهتر اینکه، آلایندگی این حوزه اکنون معادل ۸ درصد از کل انتشار گازهای گلخانهای صنعت هوانوردی جهان است.
بحران عطش؛ وقتی هوش مصنوعی تشنهتر از انسان میشود
بخش دیگری از این پژوهش به مصرف آب در مراکز داده اختصاص دارد. برآوردها حاکی از آن است که مصرف آب مرتبط با هوش مصنوعی در سال جاری به ۷۶۵ میلیارد لیتر رسیده است. این رقم نه تنها از تمامی پیشبینیهای قبلی فراتر رفته، بلکه اکنون از «کل تقاضای جهانی برای آبمعدنی» نیز بیشتر است. دیتاسنترها برای خنک نگه داشتن پردازندههای قدرتمند خود، منابع حیاتی آب را با سرعتی باورنکردنی میبلعند.
استعمار انرژی؛ چه کسی فاکتور را پرداخت میکند؟
طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، دیتاسنترهای متمرکز بر هوش مصنوعی اکنون به اندازه کارخانههای ذوب آلومینیوم برق مصرف میکنند. انتظار میرود این میزان تا سال ۲۰۳۰ بیش از دو برابر شود. نکته بحثبرانگیز اینجاست که در حال حاضر ۴۵ درصد از این مصرف انرژی در آمریکا، ۲۵ درصد در چین و ۱۵ درصد در اروپا متمرکز شده است.
«دونالد کمپبل»، مدیر نهاد نظارتی Foxglove، در این باره میگوید: «این شواهد نشان میدهد که مردم عادی در حال پرداخت صورتحساب زیستمحیطی برای ثروتمندترین شرکتهای جهان هستند. در حالی که غولهای فناوری سود اصلی را میبرند، هزینههای اقلیمی آن بر دوش جامعه سنگینی میکند.»
شفافیت؛ حلقه مفقوده غولهای فناوری
نویسنده این پژوهش تأکید دارد که شرکتهایی مانند گوگل و مایکروسافت باید درباره تأثیرات اقلیمی خود شفافتر باشند. به عنوان مثال، گوگل در گزارشهای خود ادعا کرده که آلایندگی دیتاسنترهایش را کاهش داده، اما در محاسبات خود، میزان آب مصرفی برای «تولید برقِ» مورد نیاز این مراکز را نادیده گرفته است.
https://www.theguardian.com/technology/2025/dec/18/2025-ai-boom-huge-co2-emissions-use-water-research-finds
🆔@ScientificDialectics
the Guardian
AI boom has caused same CO2 emissions in 2025 as New York City, report claims
Study author says tech companies are reaping benefits of artificial intelligence age but society is left to pay cost
🔥2❤1
💢چرا بعد از چُرت، احساس گیجی داریم؟/ راهکارهای بهبود هوشیاری پس از خواب کوتاه
احساس گیجی پس از خواب کوتاه معمولاً ناشی از بیدار شدن در مرحله خواب عمیق یا ناهماهنگی عصبیست. با تنظیم مدت چرت، انتخاب زمان مناسب، و استفاده از تکنیکهای بیداری تدریجی، میتوان از فواید چرت بهرهمند شد بدون آنکه دچار سردرگمی یا کندی ذهن شویم.
چرت زدن کوتاه میتواند انرژیبخش باشد، اما بسیاری از افراد پس از بیدار شدن از خواب کوتاه دچار احساس گیجی، سنگینی ذهن یا حتی سردرگمی میشوند. این حالت که بهطور علمی «خوابآلودگی پس از بیداری» یا sleep inertia نام دارد، ناشی از فرآیندهای عصبی و فیزیولوژیکیست که مغز را از حالت خواب به بیداری منتقل میکنند. طبق گزارش Sleep Foundation و Harvard Medical School, شدت این گیجی به مدت خواب، مرحلهای که در آن بیدار میشویم و وضعیت بدن قبل از خواب بستگی دارد.
علتهای علمی احساس گیجی پس از خواب کوتاه
۱. بیدار شدن در مرحله خواب عمیق (Slow-Wave Sleep)
اگر چرت کوتاه وارد مرحله خواب عمیق شود و فرد در همان لحظه بیدار شود، مغز هنوز در وضعیت کند و نیمهفعال قرار دارد. این حالت باعث گیجی، کندی واکنش و کاهش تمرکز میشود.
۲. اختلال در تنظیم انتقالدهندههای عصبی
در خواب، سطح برخی انتقالدهندهها مانند آدنوزین، GABA و ملاتونین تغییر میکند. بیداری ناگهانی باعث ناهماهنگی در بازگشت این مواد به سطح طبیعی میشود.
۳. عدم تطابق دمای بدن و فعالیت مغز
در خواب، دمای بدن کاهش مییابد. بیدار شدن ناگهانی قبل از بازگشت دمای طبیعی میتواند باعث احساس سردی، گیجی یا بیحالی شود.
۴. کمبود اکسیژن یا وضعیت نامناسب خواب
خوابیدن در حالت فشرده یا با تنفس سطحی ممکن است باعث کاهش اکسیژنرسانی به مغز شود و بیداری را با احساس سنگینی همراه کند.
راهکارهای بهبود هوشیاری پس از چرت
- تنظیم مدت چرت بین ۱۰ تا ۲۰ دقیقه
این مدت معمولاً وارد مرحله خواب عمیق نمیشود و باعث افزایش انرژی بدون گیجی میشود.
- اجتناب از چرتهای طولانیتر از ۳۰ دقیقه در روز
چرتهای طولانی احتمال ورود به خواب عمیق را افزایش میدهند.
- بیدار شدن با نور طبیعی یا صدای ملایم
نور خورشید یا صدای آرام به مغز کمک میکند تا بهتدریج از خواب خارج شود.
- حرکت دادن بدن بلافاصله پس از بیداری
کشش عضلات، نوشیدن آب یا قدم زدن کوتاه باعث افزایش جریان خون و کاهش خوابآلودگی میشود.
- تنفس عمیق و نوشیدن آب خنک
این کارها به تنظیم دمای بدن و تحریک سیستم عصبی کمک میکنند.
✍️ الهه جعفرزاده منابع :
https://www.sleepfoundation.org/sleep-inertia
https://www.health.harvard.edu/blog/why-you-feel-groggy-after-napping-2021031522087
https://health.clevelandclinic.org/how-to-nap-without-feeling-worse/
🆔@ScientificDialectics
احساس گیجی پس از خواب کوتاه معمولاً ناشی از بیدار شدن در مرحله خواب عمیق یا ناهماهنگی عصبیست. با تنظیم مدت چرت، انتخاب زمان مناسب، و استفاده از تکنیکهای بیداری تدریجی، میتوان از فواید چرت بهرهمند شد بدون آنکه دچار سردرگمی یا کندی ذهن شویم.
چرت زدن کوتاه میتواند انرژیبخش باشد، اما بسیاری از افراد پس از بیدار شدن از خواب کوتاه دچار احساس گیجی، سنگینی ذهن یا حتی سردرگمی میشوند. این حالت که بهطور علمی «خوابآلودگی پس از بیداری» یا sleep inertia نام دارد، ناشی از فرآیندهای عصبی و فیزیولوژیکیست که مغز را از حالت خواب به بیداری منتقل میکنند. طبق گزارش Sleep Foundation و Harvard Medical School, شدت این گیجی به مدت خواب، مرحلهای که در آن بیدار میشویم و وضعیت بدن قبل از خواب بستگی دارد.
علتهای علمی احساس گیجی پس از خواب کوتاه
۱. بیدار شدن در مرحله خواب عمیق (Slow-Wave Sleep)
اگر چرت کوتاه وارد مرحله خواب عمیق شود و فرد در همان لحظه بیدار شود، مغز هنوز در وضعیت کند و نیمهفعال قرار دارد. این حالت باعث گیجی، کندی واکنش و کاهش تمرکز میشود.
۲. اختلال در تنظیم انتقالدهندههای عصبی
در خواب، سطح برخی انتقالدهندهها مانند آدنوزین، GABA و ملاتونین تغییر میکند. بیداری ناگهانی باعث ناهماهنگی در بازگشت این مواد به سطح طبیعی میشود.
۳. عدم تطابق دمای بدن و فعالیت مغز
در خواب، دمای بدن کاهش مییابد. بیدار شدن ناگهانی قبل از بازگشت دمای طبیعی میتواند باعث احساس سردی، گیجی یا بیحالی شود.
۴. کمبود اکسیژن یا وضعیت نامناسب خواب
خوابیدن در حالت فشرده یا با تنفس سطحی ممکن است باعث کاهش اکسیژنرسانی به مغز شود و بیداری را با احساس سنگینی همراه کند.
راهکارهای بهبود هوشیاری پس از چرت
- تنظیم مدت چرت بین ۱۰ تا ۲۰ دقیقه
این مدت معمولاً وارد مرحله خواب عمیق نمیشود و باعث افزایش انرژی بدون گیجی میشود.
- اجتناب از چرتهای طولانیتر از ۳۰ دقیقه در روز
چرتهای طولانی احتمال ورود به خواب عمیق را افزایش میدهند.
- بیدار شدن با نور طبیعی یا صدای ملایم
نور خورشید یا صدای آرام به مغز کمک میکند تا بهتدریج از خواب خارج شود.
- حرکت دادن بدن بلافاصله پس از بیداری
کشش عضلات، نوشیدن آب یا قدم زدن کوتاه باعث افزایش جریان خون و کاهش خوابآلودگی میشود.
- تنفس عمیق و نوشیدن آب خنک
این کارها به تنظیم دمای بدن و تحریک سیستم عصبی کمک میکنند.
✍️ الهه جعفرزاده منابع :
https://www.sleepfoundation.org/sleep-inertia
https://www.health.harvard.edu/blog/why-you-feel-groggy-after-napping-2021031522087
https://health.clevelandclinic.org/how-to-nap-without-feeling-worse/
🆔@ScientificDialectics
Sleep Foundation
Sleep Inertia: How to Combat Morning Grogginess
Do you wake up feeling groggy despite sleeping enough? Sleep inertia may be to blame. We highlight symptoms, causes, and potential treatments.
❤4👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سفر نخستین انسان دارای معلولیت به فضا؛ «باحالترین تجربه زندگیام بود!»
میشائلا بِنتهاوس آلمانی که پس از حادثهای با دوچرخه کوهستان از صندلی چرخدار استفاده میکند، نخستین انسان با معلولیت لقب گرفت که به فضا رفته است. "میشی" به عنوان مهندس در آژانس فضایی اروپا کار میکند. حس و حال او پس از بازگشت به زمین را از زبان خودش بشنوید.
🆔@ScientificDialectics
میشائلا بِنتهاوس آلمانی که پس از حادثهای با دوچرخه کوهستان از صندلی چرخدار استفاده میکند، نخستین انسان با معلولیت لقب گرفت که به فضا رفته است. "میشی" به عنوان مهندس در آژانس فضایی اروپا کار میکند. حس و حال او پس از بازگشت به زمین را از زبان خودش بشنوید.
🆔@ScientificDialectics
❤4👍2
💢رمزگشایی از طولانیترین شب سال
«یلدا» زیر ذرهبین علم / چرا زمین در ۳۰ آذر به «نقطه سکون» میرسد؟
علت وقوع انقلابهای خورشیدی این است که محور زمین حدود ۲۳٫۵ درجه نسبت به صفحه مدارش کج است. این انحراف تعیین میکند که در هر زمان از سال، خورشید بهطور مستقیم بر کدام بخش از سطح زمین بتابد.
امشب شب یلداست و ایرانیان از چند روز قبل در فکر تدارکهای لازم برای این مراسم هستند. اما شاید کمتر کسی از دلیل و توضیح علمی این شب به یادماندنی و تاریخی آگاه باشد.
تعریف علمی شب یلدا به پدیده نجومی «انقلاب زمستانی» برمیگردد؛ پدیدهای که در آن نیمکره شمالی زمین به دلیل انحراف ۲۳.۵ درجهای محور خود از مدارش به دور خورشید، در طولانیترین شب سال قرار میگیرد و خورشید در پایینترین ارتفاع خود در آسمان دیده میشود. بعد از سپری شدن شب یلدا، روزها تدریجی بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند. در نتیجه یلدا، نماد تولد دوباره خورشید و امید به روشنایی است.
برای آنکه به طور دقیقتری متوجه این موضوع شویم، باید با مفاهیم زیر آشنا شویم:
انقلاب زمستانی: این رویداد نجومی حدود ۳۰ آذر (۲۱ دسامبر) رخ میدهد و به دلیل قرار گرفتن قطب شمال در دورترین فاصله از خورشید (از نظر زاویهای) اتفاق میافتد.
انحراف محور زمین: محور چرخش زمین نسبت به صفحه مداریاش به دور خورشید، مایل است و این انحراف باعث میشود که در طول سال، میزان تابش نور خورشید به نیمکرههای شمالی و جنوبی متفاوت باشد.
طولانیترین شب و کوتاهترین روز: در شب یلدا، نور خورشید برای مدت کمتری به نیمکره شمالی میرسد و در نتیجه این شب، بلندترین شب و روز بعد (اول دی) کوتاهترین روز سال خواهد بود.
کلمه یلدا: این واژه ریشهای سریانی (آرامی) دارد و به معنای «تولد» است، که به تولد خورشید در این شب اشاره دارد.
چله بزرگ: شب یلدا آغاز «چله بزرگ» است که به دوره سخت زمستان اشاره دارد و تا دهم بهمن ادامه مییابد و پس از آن «چله کوچک» آغاز میشود.
انقلاب زمستانی چه زمانی است؟
انقلاب زمستانی رویدادی است که کوتاهترین روز سال و آغاز زمستان نجومی را رقم میزند. زمستان هواشناسی از اول دسامبر آغاز شده است، اما بعضی از افراد و جوامع ترجیح میدهند که تا زمان وقوع انقلاب زمستانی صبر کنند و سپس شروع فصل زمستان را جشن بگیرند.
از نظر فنی، انقلاب زمستانی یک «لحظه» مشخص است و نه یک روز کامل. در سال ۲۰۲۵ این لحظه در ساعت ۱۵:۰۳ روز سی آذر (۲۱ دسامبر) رخ داد. عملا از این نقطه به بعد، روزها بهتدریج طولانیتر میشوند و میزان نور روز افزایش مییابد.
واژه انقلاب (Solstice) از واژه لاتین sol به معنی «خورشید» و sister به معنای "ایستادن" گرفته شده است. در نتیجه انقلاب زمستانی لحظهای است که خورشید به نظر میرسد در جای خود ثابت شده و درست بالای مدار رأسالجدی قرار میگیرد؛ یعنی جنوبیترین عرض جغرافیایی که خورشید در طول سال به آن میرسد.
در این زمان، نیمکره جنوبی طولانیترین روز سال را تجربه میکند و خورشید در بالاترین ارتفاعش در آسمان قرار میگیرد.
در مقابل، نیمکره شمالی کمترین میزان نور خورشید را دریافت میکند و بیشترین تاریکی سال را دارد.
علت وقوع انقلابهای خورشیدی این است که محور زمین حدود ۲۳٫۵ درجه نسبت به صفحه مدارش کج است. این انحراف تعیین میکند که در هر زمان از سال، خورشید بهطور مستقیم بر کدام بخش از سطح زمین بتابد.
پس از انقلاب زمستانی، خورشید بهتدریج نسبت به خط استوا به سمت شمال حرکت میکند تا شش ماه بعد، به شمالیترین نقطه خود یعنی مدار رأسالسرطان برسد و انقلاب تابستانی را رقم بزند.
در میانه این دو انقلاب، اعتدالهای بهاری و پاییزی رخ میدهند که در آنها خورشید دقیقاً بالای خط استوا قرار میگیرد.
«یلدا» زیر ذرهبین علم / چرا زمین در ۳۰ آذر به «نقطه سکون» میرسد؟
علت وقوع انقلابهای خورشیدی این است که محور زمین حدود ۲۳٫۵ درجه نسبت به صفحه مدارش کج است. این انحراف تعیین میکند که در هر زمان از سال، خورشید بهطور مستقیم بر کدام بخش از سطح زمین بتابد.
امشب شب یلداست و ایرانیان از چند روز قبل در فکر تدارکهای لازم برای این مراسم هستند. اما شاید کمتر کسی از دلیل و توضیح علمی این شب به یادماندنی و تاریخی آگاه باشد.
تعریف علمی شب یلدا به پدیده نجومی «انقلاب زمستانی» برمیگردد؛ پدیدهای که در آن نیمکره شمالی زمین به دلیل انحراف ۲۳.۵ درجهای محور خود از مدارش به دور خورشید، در طولانیترین شب سال قرار میگیرد و خورشید در پایینترین ارتفاع خود در آسمان دیده میشود. بعد از سپری شدن شب یلدا، روزها تدریجی بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند. در نتیجه یلدا، نماد تولد دوباره خورشید و امید به روشنایی است.
برای آنکه به طور دقیقتری متوجه این موضوع شویم، باید با مفاهیم زیر آشنا شویم:
انقلاب زمستانی: این رویداد نجومی حدود ۳۰ آذر (۲۱ دسامبر) رخ میدهد و به دلیل قرار گرفتن قطب شمال در دورترین فاصله از خورشید (از نظر زاویهای) اتفاق میافتد.
انحراف محور زمین: محور چرخش زمین نسبت به صفحه مداریاش به دور خورشید، مایل است و این انحراف باعث میشود که در طول سال، میزان تابش نور خورشید به نیمکرههای شمالی و جنوبی متفاوت باشد.
طولانیترین شب و کوتاهترین روز: در شب یلدا، نور خورشید برای مدت کمتری به نیمکره شمالی میرسد و در نتیجه این شب، بلندترین شب و روز بعد (اول دی) کوتاهترین روز سال خواهد بود.
کلمه یلدا: این واژه ریشهای سریانی (آرامی) دارد و به معنای «تولد» است، که به تولد خورشید در این شب اشاره دارد.
چله بزرگ: شب یلدا آغاز «چله بزرگ» است که به دوره سخت زمستان اشاره دارد و تا دهم بهمن ادامه مییابد و پس از آن «چله کوچک» آغاز میشود.
انقلاب زمستانی چه زمانی است؟
انقلاب زمستانی رویدادی است که کوتاهترین روز سال و آغاز زمستان نجومی را رقم میزند. زمستان هواشناسی از اول دسامبر آغاز شده است، اما بعضی از افراد و جوامع ترجیح میدهند که تا زمان وقوع انقلاب زمستانی صبر کنند و سپس شروع فصل زمستان را جشن بگیرند.
از نظر فنی، انقلاب زمستانی یک «لحظه» مشخص است و نه یک روز کامل. در سال ۲۰۲۵ این لحظه در ساعت ۱۵:۰۳ روز سی آذر (۲۱ دسامبر) رخ داد. عملا از این نقطه به بعد، روزها بهتدریج طولانیتر میشوند و میزان نور روز افزایش مییابد.
واژه انقلاب (Solstice) از واژه لاتین sol به معنی «خورشید» و sister به معنای "ایستادن" گرفته شده است. در نتیجه انقلاب زمستانی لحظهای است که خورشید به نظر میرسد در جای خود ثابت شده و درست بالای مدار رأسالجدی قرار میگیرد؛ یعنی جنوبیترین عرض جغرافیایی که خورشید در طول سال به آن میرسد.
در این زمان، نیمکره جنوبی طولانیترین روز سال را تجربه میکند و خورشید در بالاترین ارتفاعش در آسمان قرار میگیرد.
در مقابل، نیمکره شمالی کمترین میزان نور خورشید را دریافت میکند و بیشترین تاریکی سال را دارد.
علت وقوع انقلابهای خورشیدی این است که محور زمین حدود ۲۳٫۵ درجه نسبت به صفحه مدارش کج است. این انحراف تعیین میکند که در هر زمان از سال، خورشید بهطور مستقیم بر کدام بخش از سطح زمین بتابد.
پس از انقلاب زمستانی، خورشید بهتدریج نسبت به خط استوا به سمت شمال حرکت میکند تا شش ماه بعد، به شمالیترین نقطه خود یعنی مدار رأسالسرطان برسد و انقلاب تابستانی را رقم بزند.
در میانه این دو انقلاب، اعتدالهای بهاری و پاییزی رخ میدهند که در آنها خورشید دقیقاً بالای خط استوا قرار میگیرد.
❤2🔥2
چرا تاریخ انقلاب زمستانی هر سال تغییر میکند؟
تاریخ انقلاب زمستانی ممکن است هرسال جابهجا شود. دلیلش این است که زمین برای یک دور کامل گردش به دور خورشید به حدود ۳۶۵٫۲۴ روز زمان نیاز دارد، نه دقیقاً ۳۶۵ روز.
به همین دلیل، زمان وقوع انقلاب هر سال حدود شش ساعت جابهجا میشود و این اختلاف در طول چهار سال به حدود یک روز کامل میرسد. در این نقطه، سال کبیسه با اضافه شدن یک روز به تقویم وارد عمل میشود تا زمان انقلاب دوباره به تاریخ قبلیاش بازگردد.
البته عوامل دیگری از جمله تغییرات جزئی در طول مدار زمین و نوسان بسیار خفیف محور زمین که ناشی از چرخش آن است هم بر زمان دقیق انقلابها تأثیر میگذارند.
آیا انقلاب زمستانی آغاز زمستان است؟
پاسخ به این سؤال به تعریف ما از فصلها بستگی دارد.
زمستان هواشناسی از اول دسامبر آغاز میشود (اواسط آذرماه و حدود سه هفته پیش از انقلاب زمستانی) آغاز شده و تا پایان فوریه (اواسط اسفند) ادامه دارد.
این تقسیمبندی به این دلیل انجام میشود که هواشناسان سال را به چهار بخش مساوی سهماهه تقسیم میکنند:
بهار از مارس تا مه (اواسط فروردین تا اواسط خرداد)، تابستان از ژوئن تا اگوست (اواسط خرداد تا اواسط شهریور) و پاییز از سپتامبر تا نوامبر (اواسط شهریور تا اواسط آذر).
این روش باعث میشود تا هرسال دادههای هواشناسی براساس تاریخهای ثابت ثبت شوند و تحلیل تغییرات اقلیمی در طول زمان سادهتر شود. اما فصلهای نجومی براساس موقعیت زمین در مدارش به دور خورشید تعریف میشوند و با انقلابها و اعتدالها مشخص میگردند. براساس این تعریف، انقلاب زمستانی نخستین روز زمستان محسوب میشود.
مترجم : غزال زیاری
https://www.bbc.com/weather/articles/c8e9rwdd94yohttps://www.bbc.com/weather/articles/c8e9rwdd94yo
🆔@ScientificDialectics
تاریخ انقلاب زمستانی ممکن است هرسال جابهجا شود. دلیلش این است که زمین برای یک دور کامل گردش به دور خورشید به حدود ۳۶۵٫۲۴ روز زمان نیاز دارد، نه دقیقاً ۳۶۵ روز.
به همین دلیل، زمان وقوع انقلاب هر سال حدود شش ساعت جابهجا میشود و این اختلاف در طول چهار سال به حدود یک روز کامل میرسد. در این نقطه، سال کبیسه با اضافه شدن یک روز به تقویم وارد عمل میشود تا زمان انقلاب دوباره به تاریخ قبلیاش بازگردد.
البته عوامل دیگری از جمله تغییرات جزئی در طول مدار زمین و نوسان بسیار خفیف محور زمین که ناشی از چرخش آن است هم بر زمان دقیق انقلابها تأثیر میگذارند.
آیا انقلاب زمستانی آغاز زمستان است؟
پاسخ به این سؤال به تعریف ما از فصلها بستگی دارد.
زمستان هواشناسی از اول دسامبر آغاز میشود (اواسط آذرماه و حدود سه هفته پیش از انقلاب زمستانی) آغاز شده و تا پایان فوریه (اواسط اسفند) ادامه دارد.
این تقسیمبندی به این دلیل انجام میشود که هواشناسان سال را به چهار بخش مساوی سهماهه تقسیم میکنند:
بهار از مارس تا مه (اواسط فروردین تا اواسط خرداد)، تابستان از ژوئن تا اگوست (اواسط خرداد تا اواسط شهریور) و پاییز از سپتامبر تا نوامبر (اواسط شهریور تا اواسط آذر).
این روش باعث میشود تا هرسال دادههای هواشناسی براساس تاریخهای ثابت ثبت شوند و تحلیل تغییرات اقلیمی در طول زمان سادهتر شود. اما فصلهای نجومی براساس موقعیت زمین در مدارش به دور خورشید تعریف میشوند و با انقلابها و اعتدالها مشخص میگردند. براساس این تعریف، انقلاب زمستانی نخستین روز زمستان محسوب میشود.
مترجم : غزال زیاری
https://www.bbc.com/weather/articles/c8e9rwdd94yohttps://www.bbc.com/weather/articles/c8e9rwdd94yo
🆔@ScientificDialectics
❤7
💢خطر پنهان بیحسی دست و راههای محافظت از عصبها
بیحسی دست میتواند نشانه اولیه تغییرات عصبی در افراد دیابتی باشد. با اینحال، تمرینات سادهای وجود دارند که به حفظ عملکرد عصبها کمک میکنند.
مورمورشدن دستها شاید بیضرر به نظر برسد. اگر کل روز مشغول تایپکردن بوده یا در وضعیت نامناسبی خوابیده باشید، ممکن است دچار این مشکل شوید. اما بیحسی دستها برای دیابتیها میتواند اولین نشانه خاموش نوروپاتی محیطی باشد که اگر نادیده گرفته شود، باعث تحلیلرفتن عضلات، از دست دادن توان حرکتی و ازکارافتادگی میشود. تشخیص علائم اولیه و انجام تمرینات توانبخشی هدفمند نقش بسزایی در محافظت از عملکرد عصبها و کند کردن روند آسیب خواهد داشت.
چرا بیحسی دست بیش از آنچه که فکرش را میکنید اهمیت دارد
نوروپاتی محیطی به آسیبدیدگی عصبهای خارج از مغز و نخاع اشاره دارد و معمولاً دستها و پاها را درگیر میکند. این عارضه در افراد دیابتی جزو شایعترین عوارض است. مطالعهای که در ماه آوریل انتشار یافت، نشان میدهد که دستکم نیمی از دیابتیها درنهایت دچار نوروپاتی دیابتی میشوند.
سیستم عصبی دو بخش اصلی دارد:
سیستم عصبی مرکزی: مغز و نخاع
سیستم عصبی محیطی: عصبهای منتهی به اندامها و اعضای داخلی
دکتر آنی وو، متخصص مغز و اعصاب در بیمارستان نیویورک-پرسبیترین کوئینز، در برنامه «سلامت ۱+۱» شبکه انتیدی می گوید : «قند خون بالا باعث آسیبدیدگی میکروواسکولار یا مویرگی میشود.»
وقتی مویرگها آسیب میبینند، عصبها از مواد مغذی و اکسیژن حیاتی لازم بینصیب میمانند که به اختلال عملکرد عصبی منجر میشود. عصبهای بلندتر معمولاً زودتر تحت تأثیر قرار میگیرند. از اینرو، علائم آسیبدیدگی معمولاً از پاها و انگشتها شروع میشود و سپس به ساقها و دستها میرسد.
علائمی که نباید نادیده گرفته شوند
وو پرونده بیمار ۷۴ سالهای را شرح داد که بیش از یک دهه با دیابت دستوپنجه نرم میکرد. نوروپاتی باعث تحلیلرفتن عضلات دست او شده بود. برجستگی بزرگ کف دست- بالشتک عضلانی زیر شست- در افراد سالم کاملاً برجسته به نظر میرسد، اما در این بیمار حالت فرورفته داشت و دستش ضعیف و بیحس شده بود.
به گفته وو، درمان این عارضه در مقطعی که آسیبدیدگی عصبی به مرحله حاد میرسد بسیار دشوار خواهد بود.
او تأکید کرد که افراد باید به محض تجربه بیحسی دست به پزشک مراجعه کنند تا از وخامت بیشتر عصبهای خود جلوگیری کنند و نسبتاً بهبود یابند.
سندرم تونل کارپال: علت رایج
یکی از علل شایع بیحسی دست، فشار وارده به عصب میانی مچ است؛ عارضهای که سندرم تونل کارپال نامیده میشود. یک مطالعه مروری نظاممند در سال ۲۰۱۶ نشان داد که دیابتیها بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری هستند.
وو توضیح داد که استفاده از آتل فلزی در حین خواب شدت علائم را کاهش میدهد. آتل باید در مرکز مچ بسته شود و نیازی نیست که محکم باشد. هدف این است که مچ در طول شب خم نشود تا عصب آسیبدیده استراحت کند و بهبود یابد.
تمرینات ساده دست برای حمایت از سلامت عصبها
وو دو تمرین ساده زیر را به افرادی که دچار بیحسی دست هستند توصیه میکند. این حرکات به تقویت عضلات شست، محافظت از عصبهای دست و بهبود نوروپاتی محیطی خفیف کمک میکنند.
تمرین گریپ بال: یک توپ نرم و کشسانی را کف دستتان بگیرید و فشار دهید. این تمرین عضلات شست را تقویت کرده و به جلوگیری از تحلیلرفتن عضلات بر اثر نوروپاتی کمک میکند.
کشش مچ: دستتان را مشت کنید، سپس مشتتان را باز کرده و مچ دست را به آرامی به عقب خم کنید. این تمرین به کشآمدن عصبها و کاهش فشار وارده به عصب میانی کمک میکند.
تشخیص و درمان نوروپاتی
پزشکان برای معاینه نوروپاتی حساسیت بیمار به سوزنزدن، لمسشدن و حرارت را تست میکنند. همچنین ممکن است از جریان الکتریکی ملایم برای تحریک عصبها استفاده کنند و واکنش بیمار را تحلیل کنند تا از وجود و شدت آسیبدیدگی عصبی مطمئن شوند.
وو در مورد نوروپاتی محیطی ناشی از دیابت تأکید دارد که کنترل قند خون اولویت اصلی است. درصورت نیاز از داروهای اعصاب و تمرینات توانبخشی منظم استفاده میشود. در موارد حاد یا فشار عصبی شدید معمولاً از عمل جراحی برای کاهش فشار و توانبخشی کمک گرفته میشود.
عمل جراحی شامل جراحی باز سنتی و روشهای کمتهاجمی جدید میشود.
بیحسی دست اغلب نادیده گرفته میشود، اما در دیابتیها اولین نشانهای است که میگوید بدن به کمک نیاز دارد. تشخیص بهموقع علائم و کنترل قند خون، تمرینات هدفمند و معاینات پزشکی زودهنگام میتواند از عملکرد عصبها محافظت کند و توان حرکتی بیمار را سالها پابرجا نگهدارد. کارهای کوچک روزانه میتوانند جلوی پیشرفت بیماری را بگیرند و از بدن محافظت کنند.
🆔@ScientificDialectics
بیحسی دست میتواند نشانه اولیه تغییرات عصبی در افراد دیابتی باشد. با اینحال، تمرینات سادهای وجود دارند که به حفظ عملکرد عصبها کمک میکنند.
مورمورشدن دستها شاید بیضرر به نظر برسد. اگر کل روز مشغول تایپکردن بوده یا در وضعیت نامناسبی خوابیده باشید، ممکن است دچار این مشکل شوید. اما بیحسی دستها برای دیابتیها میتواند اولین نشانه خاموش نوروپاتی محیطی باشد که اگر نادیده گرفته شود، باعث تحلیلرفتن عضلات، از دست دادن توان حرکتی و ازکارافتادگی میشود. تشخیص علائم اولیه و انجام تمرینات توانبخشی هدفمند نقش بسزایی در محافظت از عملکرد عصبها و کند کردن روند آسیب خواهد داشت.
چرا بیحسی دست بیش از آنچه که فکرش را میکنید اهمیت دارد
نوروپاتی محیطی به آسیبدیدگی عصبهای خارج از مغز و نخاع اشاره دارد و معمولاً دستها و پاها را درگیر میکند. این عارضه در افراد دیابتی جزو شایعترین عوارض است. مطالعهای که در ماه آوریل انتشار یافت، نشان میدهد که دستکم نیمی از دیابتیها درنهایت دچار نوروپاتی دیابتی میشوند.
سیستم عصبی دو بخش اصلی دارد:
سیستم عصبی مرکزی: مغز و نخاع
سیستم عصبی محیطی: عصبهای منتهی به اندامها و اعضای داخلی
دکتر آنی وو، متخصص مغز و اعصاب در بیمارستان نیویورک-پرسبیترین کوئینز، در برنامه «سلامت ۱+۱» شبکه انتیدی می گوید : «قند خون بالا باعث آسیبدیدگی میکروواسکولار یا مویرگی میشود.»
وقتی مویرگها آسیب میبینند، عصبها از مواد مغذی و اکسیژن حیاتی لازم بینصیب میمانند که به اختلال عملکرد عصبی منجر میشود. عصبهای بلندتر معمولاً زودتر تحت تأثیر قرار میگیرند. از اینرو، علائم آسیبدیدگی معمولاً از پاها و انگشتها شروع میشود و سپس به ساقها و دستها میرسد.
علائمی که نباید نادیده گرفته شوند
وو پرونده بیمار ۷۴ سالهای را شرح داد که بیش از یک دهه با دیابت دستوپنجه نرم میکرد. نوروپاتی باعث تحلیلرفتن عضلات دست او شده بود. برجستگی بزرگ کف دست- بالشتک عضلانی زیر شست- در افراد سالم کاملاً برجسته به نظر میرسد، اما در این بیمار حالت فرورفته داشت و دستش ضعیف و بیحس شده بود.
به گفته وو، درمان این عارضه در مقطعی که آسیبدیدگی عصبی به مرحله حاد میرسد بسیار دشوار خواهد بود.
او تأکید کرد که افراد باید به محض تجربه بیحسی دست به پزشک مراجعه کنند تا از وخامت بیشتر عصبهای خود جلوگیری کنند و نسبتاً بهبود یابند.
سندرم تونل کارپال: علت رایج
یکی از علل شایع بیحسی دست، فشار وارده به عصب میانی مچ است؛ عارضهای که سندرم تونل کارپال نامیده میشود. یک مطالعه مروری نظاممند در سال ۲۰۱۶ نشان داد که دیابتیها بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری هستند.
وو توضیح داد که استفاده از آتل فلزی در حین خواب شدت علائم را کاهش میدهد. آتل باید در مرکز مچ بسته شود و نیازی نیست که محکم باشد. هدف این است که مچ در طول شب خم نشود تا عصب آسیبدیده استراحت کند و بهبود یابد.
تمرینات ساده دست برای حمایت از سلامت عصبها
وو دو تمرین ساده زیر را به افرادی که دچار بیحسی دست هستند توصیه میکند. این حرکات به تقویت عضلات شست، محافظت از عصبهای دست و بهبود نوروپاتی محیطی خفیف کمک میکنند.
تمرین گریپ بال: یک توپ نرم و کشسانی را کف دستتان بگیرید و فشار دهید. این تمرین عضلات شست را تقویت کرده و به جلوگیری از تحلیلرفتن عضلات بر اثر نوروپاتی کمک میکند.
کشش مچ: دستتان را مشت کنید، سپس مشتتان را باز کرده و مچ دست را به آرامی به عقب خم کنید. این تمرین به کشآمدن عصبها و کاهش فشار وارده به عصب میانی کمک میکند.
تشخیص و درمان نوروپاتی
پزشکان برای معاینه نوروپاتی حساسیت بیمار به سوزنزدن، لمسشدن و حرارت را تست میکنند. همچنین ممکن است از جریان الکتریکی ملایم برای تحریک عصبها استفاده کنند و واکنش بیمار را تحلیل کنند تا از وجود و شدت آسیبدیدگی عصبی مطمئن شوند.
وو در مورد نوروپاتی محیطی ناشی از دیابت تأکید دارد که کنترل قند خون اولویت اصلی است. درصورت نیاز از داروهای اعصاب و تمرینات توانبخشی منظم استفاده میشود. در موارد حاد یا فشار عصبی شدید معمولاً از عمل جراحی برای کاهش فشار و توانبخشی کمک گرفته میشود.
عمل جراحی شامل جراحی باز سنتی و روشهای کمتهاجمی جدید میشود.
بیحسی دست اغلب نادیده گرفته میشود، اما در دیابتیها اولین نشانهای است که میگوید بدن به کمک نیاز دارد. تشخیص بهموقع علائم و کنترل قند خون، تمرینات هدفمند و معاینات پزشکی زودهنگام میتواند از عملکرد عصبها محافظت کند و توان حرکتی بیمار را سالها پابرجا نگهدارد. کارهای کوچک روزانه میتوانند جلوی پیشرفت بیماری را بگیرند و از بدن محافظت کنند.
🆔@ScientificDialectics
Nature
Diabetic neuropathy: cutting-edge research and future directions
Signal Transduction and Targeted Therapy - Diabetic neuropathy: cutting-edge research and future directions
❤2👍2
💢بازار کار آینده زیر سایه هوش مصنوعی
مشاغلی که در عصر هوش مصنوعی بیشترین رشد را دارند
مشاغلی که بیشترین تعامل را با هوش مصنوعی دارند، برخلاف انتظار، سریعتر از سایر مشاغل رشد میکنند.
در حالی که سالهاست درباره «بلعیده شدن مشاغل توسط هوش مصنوعی» هشدار داده میشود، گزارش جدید CNN تصویر غافلگیرکنندهای ارائه میدهد. بر اساس این گزارش، هوش مصنوعی نهتنها هنوز باعث موج گسترده بیکاری نشده، بلکه در برخی از مشاغلی که بیشترین تماس را با این فناوری دارند، اشتغال و حتی دستمزدها افزایش یافته است.
اما کارشناسان تأکید میکنند این به معنای امن بودن آینده شغلی نیست. بلکه نشانهای از یک دگرگونی عمیق و تدریجی در ساختار بازار کار جهانی است.
طبق تحلیل دادههای اقتصادی که سیانان به آن استناد کرده، مشاغلی که بیشترین تعامل را با ابزارهای هوش مصنوعی دارند مانند تحلیل داده، امور مالی، فناوری اطلاعات و برخی نقشهای مدیریتی از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ حدود ۱.۷ درصد رشد اشتغال را تجربه کردهاند.
این عدد حتی از رشد اشتغال در دوره پیش از همهگیری کرونا نیز بیشتر است. موضوعی که روایت «حذف فوری مشاغل» را زیر سؤال میبرد.
نکتهای که کمتر کسی انتظارش را داشت
شگفتی بزرگتر در بخش دستمزدها رخ داده است. بر اساس این گزارش، در مشاغلی که بیشترین ارتباط را با هوش مصنوعی دارند، دستمزد واقعی (پس از کسر تورم) افزایش پیدا کرده است. این یعنی فعلاً کسانی که با هوش مصنوعی کار میکنند، نهتنها جایگزین نشدهاند، بلکه ارزش اقتصادی بالاتری هم پیدا کردهاند.
اقتصاددانان میگویند دلیل این تناقض ساده است، و هوش مصنوعی در حال حاضر بیشتر وظایف شغلی را تغییر میدهد، نه خود شغلها را.
به بیان دیگر، بسیاری از کارها حذف نمیشوند، بلکه خودکارتر میشوند، سریعتر انجام میگیرند، و به مهارتهای جدید نیاز پیدا میکنند. وظایف تکراری، اداری و ساده بیشترین آسیب را میبینند، اما در مقابل، نیاز به تصمیمگیری انسانی، خلاقیت، تحلیل و نظارت افزایش مییابد.
مشاغل جدیدی که پنج سال پیش وجود نداشتند
گزارش تأکید میکند که همزمان با رشد هوش مصنوعی، نقشهای شغلی کاملاً جدیدی در حال شکلگیری هستند. از جمله میتوان به مدیران سیستمهای هوش مصنوعی، متخصصان آموزش و کنترل مدلها، کارشناسان امنیت داده و الگوریتم، و ناظران اخلاق و خطای هوش مصنوعی اشاره کرد. این مشاغل نهتنها در حال افزایش هستند، بلکه اغلب دستمزدهای بالاتری از میانگین بازار دارند.
کارشناسان میگویند خطر واقعی نه برای کسانی است که با هوش مصنوعی کار میکنند، بلکه برای افرادی است که هیچ مهارتی برای تعامل با آن ندارند.
شرکتها بهتدریج انتظار دارند کارکنان با ابزارهای هوش مصنوعی کار کنند، خروجی آنها را تحلیل و اصلاح کنند، و بتوانند تصمیم نهایی انسانی بگیرند.
در بسیاری از آگهیهای شغلی، شاید هوش مصنوعی مستقیماً ذکر نشود، اما در عمل به یک مهارت پایه و ضروری تبدیل شده است.
آیا موج اصلی بیکاری هنوز از راه نرسیده؟
برخی مدیران فناوری هشدار میدهند که اثرات واقعی هوش مصنوعی ممکن است با تأخیر چندساله ظاهر شود. یعنی بازار کار فعلاً در مرحله «سازگاری» است، و زمان «شوک» نرسیده است.
اما اگر آموزش نیروی انسانی همگام با فناوری پیش نرود، این تعادل میتواند بهسرعت به هم بخورد.
در نهایت گزارش نشان میدهد که روایت «پایان مشاغل» بیش از حد سادهانگارانه است. آنچه در حال وقوع است را میتوان تغییر نقشها، افزایش ارزش مهارتهای انسانی، و ادغام تدریجی انسان و هوش مصنوعی در محیط کار دانست.
برای کارمندان، دانشجویان و مدیران امروز، پیام روشن است. یاد گرفتن کار با هوش مصنوعی، دیگر یک مزیت نیست، بلکه شرط بقاست.
https://edition.cnn.com/2025/12/18/business/ai-jobs-economy
🆔@ScientificDialectics
مشاغلی که در عصر هوش مصنوعی بیشترین رشد را دارند
مشاغلی که بیشترین تعامل را با هوش مصنوعی دارند، برخلاف انتظار، سریعتر از سایر مشاغل رشد میکنند.
در حالی که سالهاست درباره «بلعیده شدن مشاغل توسط هوش مصنوعی» هشدار داده میشود، گزارش جدید CNN تصویر غافلگیرکنندهای ارائه میدهد. بر اساس این گزارش، هوش مصنوعی نهتنها هنوز باعث موج گسترده بیکاری نشده، بلکه در برخی از مشاغلی که بیشترین تماس را با این فناوری دارند، اشتغال و حتی دستمزدها افزایش یافته است.
اما کارشناسان تأکید میکنند این به معنای امن بودن آینده شغلی نیست. بلکه نشانهای از یک دگرگونی عمیق و تدریجی در ساختار بازار کار جهانی است.
طبق تحلیل دادههای اقتصادی که سیانان به آن استناد کرده، مشاغلی که بیشترین تعامل را با ابزارهای هوش مصنوعی دارند مانند تحلیل داده، امور مالی، فناوری اطلاعات و برخی نقشهای مدیریتی از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ حدود ۱.۷ درصد رشد اشتغال را تجربه کردهاند.
این عدد حتی از رشد اشتغال در دوره پیش از همهگیری کرونا نیز بیشتر است. موضوعی که روایت «حذف فوری مشاغل» را زیر سؤال میبرد.
نکتهای که کمتر کسی انتظارش را داشت
شگفتی بزرگتر در بخش دستمزدها رخ داده است. بر اساس این گزارش، در مشاغلی که بیشترین ارتباط را با هوش مصنوعی دارند، دستمزد واقعی (پس از کسر تورم) افزایش پیدا کرده است. این یعنی فعلاً کسانی که با هوش مصنوعی کار میکنند، نهتنها جایگزین نشدهاند، بلکه ارزش اقتصادی بالاتری هم پیدا کردهاند.
اقتصاددانان میگویند دلیل این تناقض ساده است، و هوش مصنوعی در حال حاضر بیشتر وظایف شغلی را تغییر میدهد، نه خود شغلها را.
به بیان دیگر، بسیاری از کارها حذف نمیشوند، بلکه خودکارتر میشوند، سریعتر انجام میگیرند، و به مهارتهای جدید نیاز پیدا میکنند. وظایف تکراری، اداری و ساده بیشترین آسیب را میبینند، اما در مقابل، نیاز به تصمیمگیری انسانی، خلاقیت، تحلیل و نظارت افزایش مییابد.
مشاغل جدیدی که پنج سال پیش وجود نداشتند
گزارش تأکید میکند که همزمان با رشد هوش مصنوعی، نقشهای شغلی کاملاً جدیدی در حال شکلگیری هستند. از جمله میتوان به مدیران سیستمهای هوش مصنوعی، متخصصان آموزش و کنترل مدلها، کارشناسان امنیت داده و الگوریتم، و ناظران اخلاق و خطای هوش مصنوعی اشاره کرد. این مشاغل نهتنها در حال افزایش هستند، بلکه اغلب دستمزدهای بالاتری از میانگین بازار دارند.
کارشناسان میگویند خطر واقعی نه برای کسانی است که با هوش مصنوعی کار میکنند، بلکه برای افرادی است که هیچ مهارتی برای تعامل با آن ندارند.
شرکتها بهتدریج انتظار دارند کارکنان با ابزارهای هوش مصنوعی کار کنند، خروجی آنها را تحلیل و اصلاح کنند، و بتوانند تصمیم نهایی انسانی بگیرند.
در بسیاری از آگهیهای شغلی، شاید هوش مصنوعی مستقیماً ذکر نشود، اما در عمل به یک مهارت پایه و ضروری تبدیل شده است.
آیا موج اصلی بیکاری هنوز از راه نرسیده؟
برخی مدیران فناوری هشدار میدهند که اثرات واقعی هوش مصنوعی ممکن است با تأخیر چندساله ظاهر شود. یعنی بازار کار فعلاً در مرحله «سازگاری» است، و زمان «شوک» نرسیده است.
اما اگر آموزش نیروی انسانی همگام با فناوری پیش نرود، این تعادل میتواند بهسرعت به هم بخورد.
در نهایت گزارش نشان میدهد که روایت «پایان مشاغل» بیش از حد سادهانگارانه است. آنچه در حال وقوع است را میتوان تغییر نقشها، افزایش ارزش مهارتهای انسانی، و ادغام تدریجی انسان و هوش مصنوعی در محیط کار دانست.
برای کارمندان، دانشجویان و مدیران امروز، پیام روشن است. یاد گرفتن کار با هوش مصنوعی، دیگر یک مزیت نیست، بلکه شرط بقاست.
https://edition.cnn.com/2025/12/18/business/ai-jobs-economy
🆔@ScientificDialectics
❤5
💢بیماری لایم مزمن پس از سالها بیاعتنایی به رسمیت شناخته میشود
بیمارانی که با علائم پایدار لایم دستوپنجه نرم میکنند، از نظر پزشکی در بلاتکلیفی به سر میبرند. این درحالی است که پژوهشگران بر سر علتها، راهکارهای درمانی و حتی نام این عارضه اختلافنظر دارند.
نیکی شولتک یک سال تمام در بین مطبهای متخصصان کنتیکت سرگردان بود. میگوید در این دوره مثل توپ بین مطبها پاسکاری میشد. پزشکان متخصص تنها به علائم بدحالی او- درد مثانه، علائم عصبی، درد مفاصل- توجه داشتند و تصویر کلی را نمیدیدند.
شولتک می گوید : «من دکترها را سرزنش نمیکنم. آنها فقط در حوزه تخصصی خودشان مهارت دارند.»
شولتک پس از این چند تشخیص نادرست متوجه شد که به بیماری لایم مبتلا شده است. با اینحال، تجربه او در سروکلهزدن با نوع پزشکی غیرمتمرکز باعث شد که در روز ۱۵ دسامبر در نشست واشینگتن حاضر شود که رابرت اف. کندی جونیور، وزیر بهداشت و خدمات انسانی آمریکا، دستور برگزاری آن را صادر کرده بود. قرار بود اعضای این نشست درباره ناکامی دیرینه در تشخیص، بررسی و درمان بیماری لایم گفتوگو کنند.
کندی در این نشست گفت: «بیماری لایم یک بیماری مزمن است که از مدتها پیش نادیده گرفته شده و مبتلایان به این بیماری به اندازه لازم تحت نظر قرار نگرفتهاند. میخواهم اعلام کنم که دوران نادیدهگرفتن بیماران لایم به سر رسیده است.»
اختلافنظر پزشکان
سرگذشت شولتک شبیه تجربه بیماران پرشماری است که ماهها یا حتی سالها با خستگی، درد، علائم عصبی و مشکلات شناختی دستوپنجه نرم کردهاند و پس از انجام آزمایشهای متعدد متوجه شدند که همه مشکلاتشان از نیش همان کنهای نشأت میگیرد که آنها را درگیرِ بیماری لایم کرده است.
علائم پایدار بیماری لایم باعث شدهاند که تشخیص و درمان این بیماری دشوارتر شود. این دشواری تا حدی به این دلیل است که نهادهای بهداشتی، جریان اصلی پزشکی، پژوهشگران و بیماران بر سر علت علائم ناتوانکننده این بیماری اختلافنظر دارند.
این میزگرد بیماران، پزشکان، پژوهشگران و کنشگران را گردهم آورد تا درباره «ناکامی دیرینه در تشخیص، بررسی و درمان بیماری لایم» گفتوگو کنند.
بیماری لایم بر اثر باکتری بورلیا بورگدورفری ایجاد میشود و از طریق نیش کنه گوزنی سرایت میکند. علائم اولیه شامل تب، سردرد و بثورات پوستی هستند و حدود ۹۰ درصد از بیماران با چند هفته مصرف آنتیبیوتیک بهبود مییابند.
شیوع بیماری لایم در ایران بسیار کم است ولی در اروپا، آمریکا و کانادا بسیار است.
در برخی مناطق ایران بهویژه در گیلان و مازندران، گونههایی از کنههای سخت مانند کنه ایکسودِس ریسینوس یافت شدهاند که در دیگر کشورها ناقل باکتری بورلیا هستند؛ این موضوع نشان میدهد که پتانسیل انتقال لایم در ایران وجود دارد، هرچند موارد گزارششده هنوز اندک است.
حدود ۱۰ درصد از بیماران از جمله شولتک بهرغم مصرف آنتیبیوتیک همچنان با خستگی، درد مفاصل و عضلات و مشکلات شناختی دستوپنجه نرم میکردند.
دورلند فیش، استاد بازنشسته اپیدمیولوژی در دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه ییل، که در این میزگرد حضور داشت می گوید : «ما هنوز علت بروز این علائم را نمیدانیم. اما علائم مشابهی در بیماران مبتلا به کووید طولانیمدت و سندرم خستگی مزمن مشاهده میشود.»
اختلافنظر پزشکان از همینجا آغاز میشود: جریان اصلی پزشکی از جمله نهادهای فدرال آمریکا به علائم پایدار این بیماری «سندرم پسادرمانی بیماری لایم» میگویند و معتقدند که این علائم از آسیبهای باقیمانده یا واکنش سیستم ایمنی به عفونت اولیه نشأت میگیرند.
از اینرو، این نهادها از بهکاربردن اصطلاح «لایم مزمن» اجتناب میکنند؛ اصطلاحی که نشان میدهد باکتری بورلیا بورگدورفری همچنان در بدن وجود دارد. این نهادها همچنین درمان طولانیمدت با آنتیبیوتیک را به دلیل خطر عوارض جدی توصیه نمیکنند.
فیش گفت: «لایم مزمن معمولاً به این معنی است که عفونت پس از درمان همچنان در بدن باقی مانده است.»
اما بیمارانی که با علائم پایدار دستبهگریبان هستند، اصطلاح «لایم مزمن» را ترجیح میدهند. آنها بر این باورند که این اصطلاح ماهیت ادامهدارِ بیماریشان را منعکس میکند. بسیاری از آنها هرگز بابت عفونت لایم تحت درمان قرار نگرفتهاند و برچسب «سندرم پسادرمانی» با تجربه آنها همخوانی ندارد.
برخی هم این احتمال را مطرح میکنند که شاید عفونت لایم بهصورت ماندگار در بدنشان باقی مانده باشد، زیرا علائمشان با مصرف آنتیبیوتیک برای مدتی بهتر میشود.
اختلافنظر بر سر اینکه علائم پایدار به لایم مزمن مربوط میشوند یا از سندرم پسادرمانی نشأت میگیرند، ارائه خدمات درمانی مناسب به بیماران را دشوارتر میکند.
🆔@ScientificDialectics
بیمارانی که با علائم پایدار لایم دستوپنجه نرم میکنند، از نظر پزشکی در بلاتکلیفی به سر میبرند. این درحالی است که پژوهشگران بر سر علتها، راهکارهای درمانی و حتی نام این عارضه اختلافنظر دارند.
نیکی شولتک یک سال تمام در بین مطبهای متخصصان کنتیکت سرگردان بود. میگوید در این دوره مثل توپ بین مطبها پاسکاری میشد. پزشکان متخصص تنها به علائم بدحالی او- درد مثانه، علائم عصبی، درد مفاصل- توجه داشتند و تصویر کلی را نمیدیدند.
شولتک می گوید : «من دکترها را سرزنش نمیکنم. آنها فقط در حوزه تخصصی خودشان مهارت دارند.»
شولتک پس از این چند تشخیص نادرست متوجه شد که به بیماری لایم مبتلا شده است. با اینحال، تجربه او در سروکلهزدن با نوع پزشکی غیرمتمرکز باعث شد که در روز ۱۵ دسامبر در نشست واشینگتن حاضر شود که رابرت اف. کندی جونیور، وزیر بهداشت و خدمات انسانی آمریکا، دستور برگزاری آن را صادر کرده بود. قرار بود اعضای این نشست درباره ناکامی دیرینه در تشخیص، بررسی و درمان بیماری لایم گفتوگو کنند.
کندی در این نشست گفت: «بیماری لایم یک بیماری مزمن است که از مدتها پیش نادیده گرفته شده و مبتلایان به این بیماری به اندازه لازم تحت نظر قرار نگرفتهاند. میخواهم اعلام کنم که دوران نادیدهگرفتن بیماران لایم به سر رسیده است.»
اختلافنظر پزشکان
سرگذشت شولتک شبیه تجربه بیماران پرشماری است که ماهها یا حتی سالها با خستگی، درد، علائم عصبی و مشکلات شناختی دستوپنجه نرم کردهاند و پس از انجام آزمایشهای متعدد متوجه شدند که همه مشکلاتشان از نیش همان کنهای نشأت میگیرد که آنها را درگیرِ بیماری لایم کرده است.
علائم پایدار بیماری لایم باعث شدهاند که تشخیص و درمان این بیماری دشوارتر شود. این دشواری تا حدی به این دلیل است که نهادهای بهداشتی، جریان اصلی پزشکی، پژوهشگران و بیماران بر سر علت علائم ناتوانکننده این بیماری اختلافنظر دارند.
این میزگرد بیماران، پزشکان، پژوهشگران و کنشگران را گردهم آورد تا درباره «ناکامی دیرینه در تشخیص، بررسی و درمان بیماری لایم» گفتوگو کنند.
بیماری لایم بر اثر باکتری بورلیا بورگدورفری ایجاد میشود و از طریق نیش کنه گوزنی سرایت میکند. علائم اولیه شامل تب، سردرد و بثورات پوستی هستند و حدود ۹۰ درصد از بیماران با چند هفته مصرف آنتیبیوتیک بهبود مییابند.
شیوع بیماری لایم در ایران بسیار کم است ولی در اروپا، آمریکا و کانادا بسیار است.
در برخی مناطق ایران بهویژه در گیلان و مازندران، گونههایی از کنههای سخت مانند کنه ایکسودِس ریسینوس یافت شدهاند که در دیگر کشورها ناقل باکتری بورلیا هستند؛ این موضوع نشان میدهد که پتانسیل انتقال لایم در ایران وجود دارد، هرچند موارد گزارششده هنوز اندک است.
حدود ۱۰ درصد از بیماران از جمله شولتک بهرغم مصرف آنتیبیوتیک همچنان با خستگی، درد مفاصل و عضلات و مشکلات شناختی دستوپنجه نرم میکردند.
دورلند فیش، استاد بازنشسته اپیدمیولوژی در دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه ییل، که در این میزگرد حضور داشت می گوید : «ما هنوز علت بروز این علائم را نمیدانیم. اما علائم مشابهی در بیماران مبتلا به کووید طولانیمدت و سندرم خستگی مزمن مشاهده میشود.»
اختلافنظر پزشکان از همینجا آغاز میشود: جریان اصلی پزشکی از جمله نهادهای فدرال آمریکا به علائم پایدار این بیماری «سندرم پسادرمانی بیماری لایم» میگویند و معتقدند که این علائم از آسیبهای باقیمانده یا واکنش سیستم ایمنی به عفونت اولیه نشأت میگیرند.
از اینرو، این نهادها از بهکاربردن اصطلاح «لایم مزمن» اجتناب میکنند؛ اصطلاحی که نشان میدهد باکتری بورلیا بورگدورفری همچنان در بدن وجود دارد. این نهادها همچنین درمان طولانیمدت با آنتیبیوتیک را به دلیل خطر عوارض جدی توصیه نمیکنند.
فیش گفت: «لایم مزمن معمولاً به این معنی است که عفونت پس از درمان همچنان در بدن باقی مانده است.»
اما بیمارانی که با علائم پایدار دستبهگریبان هستند، اصطلاح «لایم مزمن» را ترجیح میدهند. آنها بر این باورند که این اصطلاح ماهیت ادامهدارِ بیماریشان را منعکس میکند. بسیاری از آنها هرگز بابت عفونت لایم تحت درمان قرار نگرفتهاند و برچسب «سندرم پسادرمانی» با تجربه آنها همخوانی ندارد.
برخی هم این احتمال را مطرح میکنند که شاید عفونت لایم بهصورت ماندگار در بدنشان باقی مانده باشد، زیرا علائمشان با مصرف آنتیبیوتیک برای مدتی بهتر میشود.
اختلافنظر بر سر اینکه علائم پایدار به لایم مزمن مربوط میشوند یا از سندرم پسادرمانی نشأت میگیرند، ارائه خدمات درمانی مناسب به بیماران را دشوارتر میکند.
🆔@ScientificDialectics
www.hhs.gov
Secretary Kennedy Convenes Lyme Disease Patients and Providers to Announce New Diagnostic Efforts | HHS.gov
❤5👍2
💢راز عمر ۱۰۰ ساله انسانهای قدیم فاش شد
عمر طولانی، یک ارث باستانی است؟
برای سالها تصور غالب این بود که انسانهای باستان عمری کوتاهتر و پر از بیماری داشتهاند. اما شواهد جدید علمی نشان میدهد این تصویر دقیق نیست.
برخلاف تصور رایج، انسانهای اولیه لزوماً عمر کوتاهی نداشتند. برخی از آنها به لطف ژنهای مقاوم، سازگاری تکاملی و بدنهایی ساختهشده برای بقا، عمرهایی داشتند که امروز هم تحسینبرانگیز است. شاید راز طول عمر برخی انسانهای امروزی، نه در آزمایشگاههای مدرن، بلکه در ژنهایی نهفته باشد که از عصر یخبندان به ما رسیدهاند.
واقعیت این است که در دنیای قدیم مرگومیر نوزادان و کودکان بسیار بالا بود اما کسانی که از کودکی جان سالم به در میبردند، گاهی دههها بیشتر از انتظار زندگی میکردند.
میراثی از عصر یخبندان
پژوهشی که نتایج آن در نشریه علمی GeroScience منتشر شده نشان میدهد که ریشههای ژنتیکی بسیار قدیمی میتوانند نقش کلیدی در طول عمر ایفا کنند.
در این پژوهش دانشمندان ژنوم ۳۳۳ فرد صدساله را با ژنوم بیش از ۱۰۰ انسان باستانی اروپایی مقایسه کردند. نتیجه شگفتانگیز بود. افرادی که به ۱۰۰ سالگی رسیده بودند، شباهت ژنتیکی بیشتری با شکارچیـگردآورندگان غرب اروپا پس از عصر یخبندان داشتند.
انسانهای اولیه در شرایطی زندگی میکردند که غذا محدود بود. بیماریها درمان نداشتند، و سرما، قحطی و استرس دائمی بود. در چنین محیطی، فقط افرادی با بدنهای مقاومتر، سیستم ایمنی قویتر و توانایی بهتر در مدیریت استرس زنده میماندند.
این ویژگیها بهمرور در ژنها تثبیت و طی هزاران سال به نسلهای بعد منتقل شدند. دانشمندان تخمین میزنند داشتن این میراث ژنتیکی میتواند احتمال رسیدن به ۱۰۰ سالگی را تا حدود ۳۸ درصد افزایش دهد.
دوران کشاورزی
جالب اینکه پژوهش نشان میدهد ژنهای مرتبط با کشاورزان اولیه اروپا الزاماً با طول عمر بیشتر همراه نیستند و حتی ممکن است با افزایش برخی بیماریها مرتبط باشند. بر اساس گزارش «interestingengineering» تغییر ناگهانی رژیم غذایی، زندگی یکجانشین و تماس نزدیک با حیوانات اهلی، فشارهای تازهای بر بدن انسان وارد کرد. فشارهایی که احتمالا اثرات منفی بلندمدت داشتهاند.
البته پژوهشگران تأکید میکنند که سبک زندگی سالم، تغذیه، فعالیت بدنی و پزشکی مدرن همچنان نقش اساسی دارند. اما این پژوهش نشان میدهد که بعضی از ما با یک مزیت ژنتیکی قدیمی متولد میشویم و بهعبارت دیگر، طول عمر بالا فقط نتیجه انتخابهای امروز ما نیست. بلکه تا حدی ارثی از نبرد اجدادمان با طبیعت خشن گذشته است.
شواهد باستانشناسی و استخوانشناسی نشان میدهد برخی انسانهای ماقبل تاریخ دچار سایش شدید دندانها، آرتروز و تغییرات استخوانی ناشی از کهنسالی بودهاند. نشانههایی که فقط در صورت رسیدن به سنین بالا ظاهر میشود. این یافتهها نشان میدهد سالمندی پدیدهای مدرن نیست بلکه بخشی از تاریخ زیستی انسان است.
https://interestingengineering.com/culture/why-ancient-people-live-100-years
🆔@ScientificDialectics
عمر طولانی، یک ارث باستانی است؟
برای سالها تصور غالب این بود که انسانهای باستان عمری کوتاهتر و پر از بیماری داشتهاند. اما شواهد جدید علمی نشان میدهد این تصویر دقیق نیست.
برخلاف تصور رایج، انسانهای اولیه لزوماً عمر کوتاهی نداشتند. برخی از آنها به لطف ژنهای مقاوم، سازگاری تکاملی و بدنهایی ساختهشده برای بقا، عمرهایی داشتند که امروز هم تحسینبرانگیز است. شاید راز طول عمر برخی انسانهای امروزی، نه در آزمایشگاههای مدرن، بلکه در ژنهایی نهفته باشد که از عصر یخبندان به ما رسیدهاند.
واقعیت این است که در دنیای قدیم مرگومیر نوزادان و کودکان بسیار بالا بود اما کسانی که از کودکی جان سالم به در میبردند، گاهی دههها بیشتر از انتظار زندگی میکردند.
میراثی از عصر یخبندان
پژوهشی که نتایج آن در نشریه علمی GeroScience منتشر شده نشان میدهد که ریشههای ژنتیکی بسیار قدیمی میتوانند نقش کلیدی در طول عمر ایفا کنند.
در این پژوهش دانشمندان ژنوم ۳۳۳ فرد صدساله را با ژنوم بیش از ۱۰۰ انسان باستانی اروپایی مقایسه کردند. نتیجه شگفتانگیز بود. افرادی که به ۱۰۰ سالگی رسیده بودند، شباهت ژنتیکی بیشتری با شکارچیـگردآورندگان غرب اروپا پس از عصر یخبندان داشتند.
انسانهای اولیه در شرایطی زندگی میکردند که غذا محدود بود. بیماریها درمان نداشتند، و سرما، قحطی و استرس دائمی بود. در چنین محیطی، فقط افرادی با بدنهای مقاومتر، سیستم ایمنی قویتر و توانایی بهتر در مدیریت استرس زنده میماندند.
این ویژگیها بهمرور در ژنها تثبیت و طی هزاران سال به نسلهای بعد منتقل شدند. دانشمندان تخمین میزنند داشتن این میراث ژنتیکی میتواند احتمال رسیدن به ۱۰۰ سالگی را تا حدود ۳۸ درصد افزایش دهد.
دوران کشاورزی
جالب اینکه پژوهش نشان میدهد ژنهای مرتبط با کشاورزان اولیه اروپا الزاماً با طول عمر بیشتر همراه نیستند و حتی ممکن است با افزایش برخی بیماریها مرتبط باشند. بر اساس گزارش «interestingengineering» تغییر ناگهانی رژیم غذایی، زندگی یکجانشین و تماس نزدیک با حیوانات اهلی، فشارهای تازهای بر بدن انسان وارد کرد. فشارهایی که احتمالا اثرات منفی بلندمدت داشتهاند.
البته پژوهشگران تأکید میکنند که سبک زندگی سالم، تغذیه، فعالیت بدنی و پزشکی مدرن همچنان نقش اساسی دارند. اما این پژوهش نشان میدهد که بعضی از ما با یک مزیت ژنتیکی قدیمی متولد میشویم و بهعبارت دیگر، طول عمر بالا فقط نتیجه انتخابهای امروز ما نیست. بلکه تا حدی ارثی از نبرد اجدادمان با طبیعت خشن گذشته است.
شواهد باستانشناسی و استخوانشناسی نشان میدهد برخی انسانهای ماقبل تاریخ دچار سایش شدید دندانها، آرتروز و تغییرات استخوانی ناشی از کهنسالی بودهاند. نشانههایی که فقط در صورت رسیدن به سنین بالا ظاهر میشود. این یافتهها نشان میدهد سالمندی پدیدهای مدرن نیست بلکه بخشی از تاریخ زیستی انسان است.
https://interestingengineering.com/culture/why-ancient-people-live-100-years
🆔@ScientificDialectics
Interesting Engineering
New study reveals why some ancient people lived to 100 years or more?
Researchers analyzed 333 Italian centenarians and compared their genetic composition to 103 ancient genomes to investigate human longevity.
❤6👍3🙏3
💢شیردال سوئدی مقابل اژدهای نیرومند چین
کدام جنگنده پیروز میشود؟
گریپن، شیربالدار افسانهای سوئدی، در یک نبرد فرضی مقابل J‑۲۰ اژدهای نیرومند چین حرفی برای گفتن دارد؟ هر دو جنگنده نقاط ضعف و قوتی دارند که پیشبینی نتیجه نهایی را دشوار میکند. در این سناریو، چابکی و فناوری پیشرفته گریپن با پنهانکاری و برد موشک طولانی J‑۲۰ مقابله میکند.
گریپن (JAS‑۳۹ Gripen) محصول سوئد است و نامش از گریفین، شیردال افسانهای گرفته شده است تا چابکی و قدرت آن را تداعی کند. این جنگنده سبک و چندمنظوره است و برای نبرد نزدیک، حمله به اهداف زمینی و جنگ الکترونیک طراحی شده است. مزیت اصلی آن چابکی بالا و هزینه کمتر نسبت به جنگندههای مشابه است.
در مقابل، J‑۲۰ چین جنگندهای نسل پنجم و پنهانکار است که تمرکز آن بر برد طولانی، پنهانکاری و قدرت تسلط هوایی است. طراحی متمایز بالها و سیستم رادار پیشرفته به آن امکان میدهد در نبردهای دوربرد، اولین ضربه را وارد کند و کنترل میدان نبرد را در دست گیرد.
در یک رویارویی فرضی گریپن شیردال افسانهای با چابکی بالا تلاش میکند به برد نزدیک برسد و ضربه موثری وارد کند. در نقطه مقابل J‑۲۰ اژدهای نیرومند با پنهانکاری و موشکهای دوربرد پیشدستی میکند تا قبل از رسیدن گریپن، کنترل میدان را در دست گیرد.
در نبردهای برد بلند، J‑۲۰ شانس بسیار بیشتری برای پیروزی دارد، اما در نبرد نزدیک هوایی (Dogfight) گریپن میتواند فرصتهایی برای مقابله ایجاد کند. این تقابل نشان میدهد که چابکی و فناوری الکترونیکی پیشرفته همچنان میتواند نقش مهمی ایفا کند.
مزایا و محدودیتها
مزایای گریپن
سبک و چابک
فناوری پیشرفته راداری و جنگ الکترونیک
هزینه تولید و نگهداری پایین
مناسب نبرد نزدیک و چندمنظوره
مزایای J‑۲۰
پنهانکاری نسل پنجم
برد موشک طولانی
طراحی برای تسلط هوایی و شلیک از دور
محدودیتها
محدودیت گریپن: برد و ظرفیت تسلیحات محدود
محدودیت J‑۲۰: محدودیت در مانور نزدیک نسبت به جنگنده سبکتر
اگرچه J‑۲۰ اژدهای نیرومند غالباً برتری دارد، گریپن شیربالدار افسانهای میتواند در شرایط خاص و نبرد نزدیک، مانع موفقیت کامل دشمن شود. این مقایسه نشان میدهد که تکنولوژی و طراحی هوشمندانه هواپیما میتواند بر چابکی سنتی غلبه کند، اما نتیجه واقعی نبرد به تاکتیک خلبان، شرایط محیطی و استفاده از نقاط قوت هر جنگنده بستگی دارد.
https://www.19fortyfive.com/2025/12/jas-39-gripen-vs-chinas-j-20-mighty-dragon-who-wins-in-4-words/
🆔@ScientificDialectics
کدام جنگنده پیروز میشود؟
گریپن، شیربالدار افسانهای سوئدی، در یک نبرد فرضی مقابل J‑۲۰ اژدهای نیرومند چین حرفی برای گفتن دارد؟ هر دو جنگنده نقاط ضعف و قوتی دارند که پیشبینی نتیجه نهایی را دشوار میکند. در این سناریو، چابکی و فناوری پیشرفته گریپن با پنهانکاری و برد موشک طولانی J‑۲۰ مقابله میکند.
گریپن (JAS‑۳۹ Gripen) محصول سوئد است و نامش از گریفین، شیردال افسانهای گرفته شده است تا چابکی و قدرت آن را تداعی کند. این جنگنده سبک و چندمنظوره است و برای نبرد نزدیک، حمله به اهداف زمینی و جنگ الکترونیک طراحی شده است. مزیت اصلی آن چابکی بالا و هزینه کمتر نسبت به جنگندههای مشابه است.
در مقابل، J‑۲۰ چین جنگندهای نسل پنجم و پنهانکار است که تمرکز آن بر برد طولانی، پنهانکاری و قدرت تسلط هوایی است. طراحی متمایز بالها و سیستم رادار پیشرفته به آن امکان میدهد در نبردهای دوربرد، اولین ضربه را وارد کند و کنترل میدان نبرد را در دست گیرد.
در یک رویارویی فرضی گریپن شیردال افسانهای با چابکی بالا تلاش میکند به برد نزدیک برسد و ضربه موثری وارد کند. در نقطه مقابل J‑۲۰ اژدهای نیرومند با پنهانکاری و موشکهای دوربرد پیشدستی میکند تا قبل از رسیدن گریپن، کنترل میدان را در دست گیرد.
در نبردهای برد بلند، J‑۲۰ شانس بسیار بیشتری برای پیروزی دارد، اما در نبرد نزدیک هوایی (Dogfight) گریپن میتواند فرصتهایی برای مقابله ایجاد کند. این تقابل نشان میدهد که چابکی و فناوری الکترونیکی پیشرفته همچنان میتواند نقش مهمی ایفا کند.
مزایا و محدودیتها
مزایای گریپن
سبک و چابک
فناوری پیشرفته راداری و جنگ الکترونیک
هزینه تولید و نگهداری پایین
مناسب نبرد نزدیک و چندمنظوره
مزایای J‑۲۰
پنهانکاری نسل پنجم
برد موشک طولانی
طراحی برای تسلط هوایی و شلیک از دور
محدودیتها
محدودیت گریپن: برد و ظرفیت تسلیحات محدود
محدودیت J‑۲۰: محدودیت در مانور نزدیک نسبت به جنگنده سبکتر
اگرچه J‑۲۰ اژدهای نیرومند غالباً برتری دارد، گریپن شیربالدار افسانهای میتواند در شرایط خاص و نبرد نزدیک، مانع موفقیت کامل دشمن شود. این مقایسه نشان میدهد که تکنولوژی و طراحی هوشمندانه هواپیما میتواند بر چابکی سنتی غلبه کند، اما نتیجه واقعی نبرد به تاکتیک خلبان، شرایط محیطی و استفاده از نقاط قوت هر جنگنده بستگی دارد.
https://www.19fortyfive.com/2025/12/jas-39-gripen-vs-chinas-j-20-mighty-dragon-who-wins-in-4-words/
🆔@ScientificDialectics
19FortyFive
JAS-39 Gripen vs. China’s J-20 Mighty Dragon: Who Wins In 4 Words
Key Points and Summary – Sweden’s JAS 39 Gripen was built for dispersed, affordable air defense—and it has become a favorite export for nations that can’t buy, or don’t want, the F-35. -China’s J-20 Mighty Dragon is a very different machine: a heavy, stealthy…
❤3🔥2🙏1
💢برخوردی بیسابقه با یک کشتی بهدلیل استفاده از استارلینک
چین برای نخستین بار به یک کشتی خارجی بهدلیل استفاده غیرمجاز از سرویس اینترنت ماهوارهای استارلینک، متعلق به شرکت SpaceX، در آبهای سرزمینی خود جریمه صادر کرد.
در بازرسی از این شناور که نامش منتشر نشده است، مأموران سازمان ایمنی دریایی نینگبو یک آنتن مستطیلشکل کوچک را روی عرشه بالایی کشتی مشاهده کردند که کاملاً با تجهیزات استاندارد ارتباطات دریایی متفاوت بود. پس از بررسیهای بیشتر، مشخص شد این آنتن یک دستگاه ارتباطات ماهوارهای LEO ساخت شرکت خارجی بوده و کشتی پس از ورود به آبهای چین همچنان از آن برای ارسال داده استفاده میکرده است.
بر اساس گزارش «SCMP»، اگرچه گزارش رسمی نام برند را اعلام نکرده است، عکسهای منتشرشده نشان میدهند که این دستگاه ترمینال استارلینک بوده است. سرویسی که معمولاً در خارج از چین برای اتصال به اینترنت ماهوارهای به کار میرود.
مقامات چینی میگویند این اولین مورد از اقدام نظارتی موفق در مورد «استفاده غیرقانونی از ارتباطات ماهوارهای در آبهای سرزمینی» است. آنها تأکید کردهاند که چنین تجهیزاتی بدون مجوز در قلمرو دریایی چین قابل استفاده نیستند.
استارلینک، سرویس اینترنت ماهوارهای شرکت SpaceX ایلان ماسک، بهرغم محبوبیت روزافزون جهانی، از سوی پکن بهعنوان تهدید امنیتی دیده میشود و در چین مجوز رسمی برای فعالیت ندارد.
https://www.scmp.com/news/china/diplomacy/article/3337026/foreign-ship-gets-penalty-illegally-using-starlink-within-chinese-waters-report-says
🆔@ScientificDialectics
چین برای نخستین بار به یک کشتی خارجی بهدلیل استفاده غیرمجاز از سرویس اینترنت ماهوارهای استارلینک، متعلق به شرکت SpaceX، در آبهای سرزمینی خود جریمه صادر کرد.
در بازرسی از این شناور که نامش منتشر نشده است، مأموران سازمان ایمنی دریایی نینگبو یک آنتن مستطیلشکل کوچک را روی عرشه بالایی کشتی مشاهده کردند که کاملاً با تجهیزات استاندارد ارتباطات دریایی متفاوت بود. پس از بررسیهای بیشتر، مشخص شد این آنتن یک دستگاه ارتباطات ماهوارهای LEO ساخت شرکت خارجی بوده و کشتی پس از ورود به آبهای چین همچنان از آن برای ارسال داده استفاده میکرده است.
بر اساس گزارش «SCMP»، اگرچه گزارش رسمی نام برند را اعلام نکرده است، عکسهای منتشرشده نشان میدهند که این دستگاه ترمینال استارلینک بوده است. سرویسی که معمولاً در خارج از چین برای اتصال به اینترنت ماهوارهای به کار میرود.
مقامات چینی میگویند این اولین مورد از اقدام نظارتی موفق در مورد «استفاده غیرقانونی از ارتباطات ماهوارهای در آبهای سرزمینی» است. آنها تأکید کردهاند که چنین تجهیزاتی بدون مجوز در قلمرو دریایی چین قابل استفاده نیستند.
استارلینک، سرویس اینترنت ماهوارهای شرکت SpaceX ایلان ماسک، بهرغم محبوبیت روزافزون جهانی، از سوی پکن بهعنوان تهدید امنیتی دیده میشود و در چین مجوز رسمی برای فعالیت ندارد.
https://www.scmp.com/news/china/diplomacy/article/3337026/foreign-ship-gets-penalty-illegally-using-starlink-within-chinese-waters-report-says
🆔@ScientificDialectics
South China Morning Post
Foreign ship gets penalty for using Starlink within Chinese waters, report says
Unidentified vessel was found using ‘satellite communication device manufactured by a foreign company’ during inspection at Ningbo port.
❤4
💢آیا در قدردانی از دیگران کمکاری کردهاید؟
ما در احاطه آدمهای نیکوکار زندگی میکنیم؛ افرادی که به میل خود به ما خدمت میکنند تا زندگی بهتری داشته باشیم. آیا لطف آنها را بدیهی میدانیم؟ احتمالا بله. ما در زمانهای زندگی میکنیم که با ناسپاسی گره خورده است؛ شاید به دلیل عدم آموزش اخلاقی یا افول ارزشها یا شاید نتیجه زوال فرهنگی باشد. مشکل هرچه هست، جدی است.
به آدمهای نیکوکار پیرامون خود فکر کنید: پدر و مادر، خواهر و برادر، کارفرما، همکار، معلم، نانوا، قصاب، نقاش، ناشر، باغبان، مشاور مالی و کارآفرین. بقیه را خودتان اضافه کنید. این افراد کارهایی برای شما میکنند که درحالت طبیعی اساساً وجود خارجی ندارند. آنها در رفاه و تندرستی شما سهیم هستند.
آیا ما از لطف آنها آگاهیم؟ و آیا قدردانشان هستیم؟ بستگی دارد.
الگوی رایج این است: نیکوکاری ابتدا با قدردانی پاسخ داده میشود. مرتبه دوم باعث میشود که سری به نشانه تأیید تکان دهید. مرتبه سوم به شما میگوید این لطف همیشه شامل حالتان خواهد شد. توقف این لطف به رنجش، خشم و حتی طغیان منجر میشود. عجیب است. لطف مرتبه سوم مانند لطف مرتبه اول است و توقف آن صرفاً ما را یک مرحله عقبتر میبرد. مرتبه بعدی ما را به سمت گناهی میکشاند که دانته آلیگیری آن را بدترین گناه ممکن میداند: خیانت به نیکوکاران.
چرا اینگونه رفتار میکنیم؟ مسئله آگاهی و انتظار است. در زمانهای که از نظر تاریخی با رفاه و خوشبختی گره خورده است، آگاهی از لطفی که در قالب مادیات و فرصتها شامل حالمان میشود، در پسِ ذهن قرار میگیرد و باعث میشود که تصور کنیم لطف دیگران همیشه شامل حال ما خواهد شد. درنهایت، انتظار ما به مطالبه تبدیل میشود. مثل اصطلاحی که میگوید محبت وظیفه میشود.
شاید همه موجودات زنده اینگونه باشند. به همین دلیل است که میگویند نباید به گربههای خیابانی شیر بدهید، زیرا فردا و پسفردا بازمیگردند و از شما شیر میخواهند. زوج سالخوردهای را میشناختم که هرروز ۵ کیلومتر رانندگی میکردند تا زیر یک پل به گربهها و بچهگربههای خیابانی شیر بدهند. پول زیادی صرف این کار میکردند. سالها به این کار ادامه دادند. خوشحالشان میکرد و همین برایشان کافی بود. حس میکردند وجودشان مفید است.
منظورم این است که حیوانات ذاتاً اینگونه هستند. ما آنها را به این شکل تربیت میکنیم. سگها، اسبها، گربهها، کبوترها و سنجابها با یک تشویقی ساده- دادن کمی غذا بهازای انجام کارهای همیشگی- کارهای خارقالعادهای انجام میدهند. شاید بگویید آنها «تربیتشده» هستند و از آنها انتظار قدردانی نداریم. آنها از روی غریزه عمل میکنند، حتی زمانی که رفتارشان به دلبستگی عاطفی به صاحبان خود شباهت دارد.
انسانها فرق دارند. با داشتن نیروی عقل و توانایی انتخاب اخلاقی، از انسانها انتظار میرود قدردانِ چیزهایی باشند که در نبودِ بخشش و نیکوکاری اساساً وجود خارجی نمیداشتند. این امر مستلزم تأمل و فاصلهگرفتن از زمان حال است. انسانها میدانند که بعضی از چیزها در نبودِ لطف و بخشش وجود خارجی ندارند. احساس قدردانی به این معنی است که قدردانِ فداکاری دیگران باشید.
ناسپاسی رفتارِ کودک نازپروردهای است که خیال میکند تمام نعمتها از ابتدا در ساختار جهان تعبیه شدهاند. اما دیر یا زود خلافش را میبیند: وقتی در امتحان مردود میشود، هیچ گروهی او را نمیخواهد، شغل پیدا نمیکند، دوستدخترش از او جدا میشود، از محل کار اخراج شده و یا حس استحقاق او بیپاسخ میماند. تجربه بسیار دردناکی است.
درد شاید- و لزوماً- پیشنیاز رشد فردی است. دلیل اصلی این است که درد دامنه قدردانی را دوچندان میکند و باعث میشود که بفهمیم اوضاع در نبودِ بخشش و نیکوکاری چگونه پیش میرفت. هیچکس مشتاق دردکشیدن نیست. با اینحال، همه برای اطلاع از اینکه وجود چه چیزهایی و چه افرادی لازمه داشتن زندگی بهتر است، به درد و رنج نیاز دارند.
قدردانی همیشه نباید کلامی باشد. شاید دیگران تصور کنند چاپلوسی میکنید و هیچچیز به اندازه چاپلوسی ریاکارانه نیست. قدردانی باید احساسی باشد. کلمات و ارتباطات غیرکلامی میتوانند منعکسکننده حس قدردانی صمیمانه شما باشند. قدردانی راهی شگفتانگیز برای ایجاد پیوندهای اصیل انسانی است.
احساس قدردانی نسبت به نیکوکاران، آنها را به ادامه این راه تشویق میکند. عصبانیشدن از قطع همکاری دیگران بهمنزله این است که آنها را بابت مهربانیشان تنبیه کنید. قدردانی معیار تمام خوشیها است. زیرا وقتی قدردان کارهایی هستید که دیگران برای شما انجام دادهاند و میدهند، یعنی از واقعیت امر آگاهید و انتظارِ دنیایی خیالی و پربار از نعماتِ بیزحمت را ندارید.
ما در احاطه آدمهای نیکوکار زندگی میکنیم؛ افرادی که به میل خود به ما خدمت میکنند تا زندگی بهتری داشته باشیم. آیا لطف آنها را بدیهی میدانیم؟ احتمالا بله. ما در زمانهای زندگی میکنیم که با ناسپاسی گره خورده است؛ شاید به دلیل عدم آموزش اخلاقی یا افول ارزشها یا شاید نتیجه زوال فرهنگی باشد. مشکل هرچه هست، جدی است.
به آدمهای نیکوکار پیرامون خود فکر کنید: پدر و مادر، خواهر و برادر، کارفرما، همکار، معلم، نانوا، قصاب، نقاش، ناشر، باغبان، مشاور مالی و کارآفرین. بقیه را خودتان اضافه کنید. این افراد کارهایی برای شما میکنند که درحالت طبیعی اساساً وجود خارجی ندارند. آنها در رفاه و تندرستی شما سهیم هستند.
آیا ما از لطف آنها آگاهیم؟ و آیا قدردانشان هستیم؟ بستگی دارد.
الگوی رایج این است: نیکوکاری ابتدا با قدردانی پاسخ داده میشود. مرتبه دوم باعث میشود که سری به نشانه تأیید تکان دهید. مرتبه سوم به شما میگوید این لطف همیشه شامل حالتان خواهد شد. توقف این لطف به رنجش، خشم و حتی طغیان منجر میشود. عجیب است. لطف مرتبه سوم مانند لطف مرتبه اول است و توقف آن صرفاً ما را یک مرحله عقبتر میبرد. مرتبه بعدی ما را به سمت گناهی میکشاند که دانته آلیگیری آن را بدترین گناه ممکن میداند: خیانت به نیکوکاران.
چرا اینگونه رفتار میکنیم؟ مسئله آگاهی و انتظار است. در زمانهای که از نظر تاریخی با رفاه و خوشبختی گره خورده است، آگاهی از لطفی که در قالب مادیات و فرصتها شامل حالمان میشود، در پسِ ذهن قرار میگیرد و باعث میشود که تصور کنیم لطف دیگران همیشه شامل حال ما خواهد شد. درنهایت، انتظار ما به مطالبه تبدیل میشود. مثل اصطلاحی که میگوید محبت وظیفه میشود.
شاید همه موجودات زنده اینگونه باشند. به همین دلیل است که میگویند نباید به گربههای خیابانی شیر بدهید، زیرا فردا و پسفردا بازمیگردند و از شما شیر میخواهند. زوج سالخوردهای را میشناختم که هرروز ۵ کیلومتر رانندگی میکردند تا زیر یک پل به گربهها و بچهگربههای خیابانی شیر بدهند. پول زیادی صرف این کار میکردند. سالها به این کار ادامه دادند. خوشحالشان میکرد و همین برایشان کافی بود. حس میکردند وجودشان مفید است.
منظورم این است که حیوانات ذاتاً اینگونه هستند. ما آنها را به این شکل تربیت میکنیم. سگها، اسبها، گربهها، کبوترها و سنجابها با یک تشویقی ساده- دادن کمی غذا بهازای انجام کارهای همیشگی- کارهای خارقالعادهای انجام میدهند. شاید بگویید آنها «تربیتشده» هستند و از آنها انتظار قدردانی نداریم. آنها از روی غریزه عمل میکنند، حتی زمانی که رفتارشان به دلبستگی عاطفی به صاحبان خود شباهت دارد.
انسانها فرق دارند. با داشتن نیروی عقل و توانایی انتخاب اخلاقی، از انسانها انتظار میرود قدردانِ چیزهایی باشند که در نبودِ بخشش و نیکوکاری اساساً وجود خارجی نمیداشتند. این امر مستلزم تأمل و فاصلهگرفتن از زمان حال است. انسانها میدانند که بعضی از چیزها در نبودِ لطف و بخشش وجود خارجی ندارند. احساس قدردانی به این معنی است که قدردانِ فداکاری دیگران باشید.
ناسپاسی رفتارِ کودک نازپروردهای است که خیال میکند تمام نعمتها از ابتدا در ساختار جهان تعبیه شدهاند. اما دیر یا زود خلافش را میبیند: وقتی در امتحان مردود میشود، هیچ گروهی او را نمیخواهد، شغل پیدا نمیکند، دوستدخترش از او جدا میشود، از محل کار اخراج شده و یا حس استحقاق او بیپاسخ میماند. تجربه بسیار دردناکی است.
درد شاید- و لزوماً- پیشنیاز رشد فردی است. دلیل اصلی این است که درد دامنه قدردانی را دوچندان میکند و باعث میشود که بفهمیم اوضاع در نبودِ بخشش و نیکوکاری چگونه پیش میرفت. هیچکس مشتاق دردکشیدن نیست. با اینحال، همه برای اطلاع از اینکه وجود چه چیزهایی و چه افرادی لازمه داشتن زندگی بهتر است، به درد و رنج نیاز دارند.
قدردانی همیشه نباید کلامی باشد. شاید دیگران تصور کنند چاپلوسی میکنید و هیچچیز به اندازه چاپلوسی ریاکارانه نیست. قدردانی باید احساسی باشد. کلمات و ارتباطات غیرکلامی میتوانند منعکسکننده حس قدردانی صمیمانه شما باشند. قدردانی راهی شگفتانگیز برای ایجاد پیوندهای اصیل انسانی است.
احساس قدردانی نسبت به نیکوکاران، آنها را به ادامه این راه تشویق میکند. عصبانیشدن از قطع همکاری دیگران بهمنزله این است که آنها را بابت مهربانیشان تنبیه کنید. قدردانی معیار تمام خوشیها است. زیرا وقتی قدردان کارهایی هستید که دیگران برای شما انجام دادهاند و میدهند، یعنی از واقعیت امر آگاهید و انتظارِ دنیایی خیالی و پربار از نعماتِ بیزحمت را ندارید.
👏4
در بیشتر کشورهای غربی وجوهی در دوران همهگیری کرونا بین مردم توزیع میشد. آیا مردم بابت آن پولها خوشحال بودند؟ البته. همه عاشق پول هستند. آیا قدردان بودند؟ خیر. آن پولها صرفاً نتیجه عکس دادند. وقتی جریان کمکها متوقف شد، مردم عصبانی شدند؛ بهویژه زمانی که متوجه شدند درآمدشان ارزش کمتری دارد. تورم قدرت خریدشان را کاهش داده بود.
این رویکرد درنهایت به عصبانیت مردم ختم شد و سودی هم نداشت. مشکلِ خدمات رایگان همین است: در مرتبه اول دوستداشتنی هستند، در مرتبه دوم باعث ایجاد انتظار میشوند و در مرتبه سوم شکل مطالبه پیدا میکنند که اگر از تأمین آنها دست بردارید، خود را به سوژه انتقام مردم تبدیل خواهید کرد. از این مسئله باید درس بگیرید. دولتِ رفاه متضمن خوشبختی مردم نیست.
ثروتمندان زیادی را میشناسم که تمام دارایی خود را بعد از مرگ به دیگران میبخشند و چیزی برای فرزندان خود باقی نمیگذارند. میپرسید چرا؟ زیرا تجربه بچهپولدارها نشان داده که احساسِ استحقاق باعث رشد و تعالی نمیشود، بلکه نتیجه عکس میدهد و به تنبلی، اهمالکاری، بیتفاوتی و درنهایت بدبختی میانجامد. اینها الگوهای ذهنی خوبی برای موفقیت نیستند. موفقیت تنها راه حقیقیِ رسیدن به عزتنفس است. پدرانی که اینگونه عمل میکنند، درواقع سعی دارند عشق و محبتشان را به نمایش بگذارند، حتی اگر بچهها خواهان رویکرد دیگری باشند.
این به آن معنا نیست که سپردن ثروت به اعضای خانواده همیشه اشتباه است. اما وقتی چنین اتفاقی رخ میدهد، ذینفعان باید قدردانِ فداکاریهای پدر باشند و اینطور تصور نکنند که سزاوارِ لطف و بخشندگی او بودند.
اینکه تصور کنیم همهمان سزاوار نعمات مادی یا احساسی بیپایان هستیم، عادت ناخوشایندی است که معمولاً در سایه رفاه شکل میگیرد. با اینحال، باید در برابرش مقاومت کنیم. وقتی کسی به شما مهربانی میکند، او را دریابید و با مهربانی با او رفتار کنید. بدانید که ممکن بود هرگز مورد لطف او قرار نگیرید. حتی اگر مهربانی دیگران بارها و بارها تکرار شود، باید هربار مانند دفعه اول رفتار کنید و به همان اندازه قدردان باشید.
درباره نویسنده: جفری ای. تاکر بنیانگذار و رئیس مؤسسه براوناستون و نویسنده هزاران مقاله برای نشریات علمی و محبوب و همچنین مؤلف ۱۰ کتاب در پنج زبان مختلف است که آخرینِ آنها «رهایی یا خانهنشینی» نام دارد. او ویراستار کتاب «آثار منتخب لودویگ فون میزس» است. تاکر همچنین درباره اقتصاد، فناوری، فلسفه اجتماعی و فرهنگ سخنرانی میکند.
🆔@ScientificDialectics
این رویکرد درنهایت به عصبانیت مردم ختم شد و سودی هم نداشت. مشکلِ خدمات رایگان همین است: در مرتبه اول دوستداشتنی هستند، در مرتبه دوم باعث ایجاد انتظار میشوند و در مرتبه سوم شکل مطالبه پیدا میکنند که اگر از تأمین آنها دست بردارید، خود را به سوژه انتقام مردم تبدیل خواهید کرد. از این مسئله باید درس بگیرید. دولتِ رفاه متضمن خوشبختی مردم نیست.
ثروتمندان زیادی را میشناسم که تمام دارایی خود را بعد از مرگ به دیگران میبخشند و چیزی برای فرزندان خود باقی نمیگذارند. میپرسید چرا؟ زیرا تجربه بچهپولدارها نشان داده که احساسِ استحقاق باعث رشد و تعالی نمیشود، بلکه نتیجه عکس میدهد و به تنبلی، اهمالکاری، بیتفاوتی و درنهایت بدبختی میانجامد. اینها الگوهای ذهنی خوبی برای موفقیت نیستند. موفقیت تنها راه حقیقیِ رسیدن به عزتنفس است. پدرانی که اینگونه عمل میکنند، درواقع سعی دارند عشق و محبتشان را به نمایش بگذارند، حتی اگر بچهها خواهان رویکرد دیگری باشند.
این به آن معنا نیست که سپردن ثروت به اعضای خانواده همیشه اشتباه است. اما وقتی چنین اتفاقی رخ میدهد، ذینفعان باید قدردانِ فداکاریهای پدر باشند و اینطور تصور نکنند که سزاوارِ لطف و بخشندگی او بودند.
اینکه تصور کنیم همهمان سزاوار نعمات مادی یا احساسی بیپایان هستیم، عادت ناخوشایندی است که معمولاً در سایه رفاه شکل میگیرد. با اینحال، باید در برابرش مقاومت کنیم. وقتی کسی به شما مهربانی میکند، او را دریابید و با مهربانی با او رفتار کنید. بدانید که ممکن بود هرگز مورد لطف او قرار نگیرید. حتی اگر مهربانی دیگران بارها و بارها تکرار شود، باید هربار مانند دفعه اول رفتار کنید و به همان اندازه قدردان باشید.
درباره نویسنده: جفری ای. تاکر بنیانگذار و رئیس مؤسسه براوناستون و نویسنده هزاران مقاله برای نشریات علمی و محبوب و همچنین مؤلف ۱۰ کتاب در پنج زبان مختلف است که آخرینِ آنها «رهایی یا خانهنشینی» نام دارد. او ویراستار کتاب «آثار منتخب لودویگ فون میزس» است. تاکر همچنین درباره اقتصاد، فناوری، فلسفه اجتماعی و فرهنگ سخنرانی میکند.
🆔@ScientificDialectics
Brownstone Institute
Brownstone Institute ⋆ Brownstone Institute
Brownstone Institute - New ideas in economics, social policy, and public health - defending freedom, promoting human rights, and open dialog
👍5❤3👎1
💢هابل دو برخوردمیان اجرام سنگی را در منظومهای نزدیک ثبت کرد
ابرهای غباری در اطراف فمالحوت، نگاه اخترشناسان به «سیارات فراخورشیدی» را تغییر میدهند
تلسکوپ فضایی هابل در یک کشف بیسابقه، پیامدهای مستقیم دو برخورد شدید میان اجرام سنگی بزرگ را در منظومهای سیارهای خارج از منظومه شمسی ثبت کرده است. این برخوردها در اطراف ستارهی فمالحوت رخ دادهاند؛ ستارهای نسبتاً نزدیک به زمین که سالهاست بهعنوان یکی از اهداف مهم مطالعه سیارات فراخورشیدی شناخته میشود. آنچه ابتدا بهعنوان یک سیاره فراخورشیدی در نظر گرفته شده بود، اکنون بهعنوان ابرهای غبار در حال گسترش ناشی از برخورد «سیارهوارهها» تفسیر میشود—اجرامی که مصالح اولیه ساخت سیارات بهشمار میآیند.
چرا مهم است؟
این نخستین بار است که اخترشناسان بهطور مستقیم و در زمان واقعی پیامد یک برخورد بزرگ میان سیارهوارهها را در خارج از منظومه شمسی مشاهده میکنند. چنین برخوردهایی در مدلهای نظریِ شکلگیری سیارات نقشی اساسی دارند، اما تا پیش از این تنها از طریق شبیهسازیها یا شواهد غیرمستقیم شناخته میشدند. افزون بر این، این کشف نشان میدهد که برخی اجرامی که در تصاویر تلسکوپی شبیه سیاره بهنظر میرسند، ممکن است اصلاً سیاره نباشند—نکتهای که برای مأموریتهای آینده شکار سیارات فراخورشیدی اهمیت بنیادین دارد.
آغاز ماجرا: یک «سیاره» که ناپدید شد
داستان از سالها پیش آغاز شد؛ زمانی که اخترشناسان نقطهای درخشان را در کمربند غباری اطراف فمالحوت مشاهده کردند و آن را Fomalhaut b نامیدند. این جرم بهعنوان یکی از معدود سیارات فراخورشیدیِ تصویربرداریشده مستقیم مطرح شد و توجه زیادی را به خود جلب کرد.
اما رصدهای بعدی با هابل، روایت سادهی «یک سیاره در حال گردش» را به چالش کشید. در تصاویر جدید، Fomalhaut b دیگر دیده نمیشد. بهجای آن، منبع نوری تازهای در مکانی دیگر از همان منظومه ظاهر شده بود. این جابهجایی و ناپدیدشدن، با رفتار مداری یک سیاره سازگار نبود و اخترشناسان را واداشت فرضیههای خود را بازنگری کنند.
تفسیر تازه: دو ابر غبار، نه دو سیاره
تحلیل دقیقتر تصاویر نشان داد که هر دو منبع نوری—آنچه پیشتر Fomalhaut b نامیده میشد و منبع جدید—به احتمال زیاد ابرهای غبار ناشی از برخوردهای شدید هستند. پژوهشگران اکنون این دو را Fomalhaut cs1 و Fomalhaut cs2 مینامند.
این ابرها زمانی ایجاد میشوند که دو سیارهواره بزرگ با سرعتهای بسیار بالا به هم برخورد میکنند و بهجای تشکیل یک جرم واحد، به میلیونها ذره ریز غبار تبدیل میشوند. این غبار نور ستاره را بازتاب میدهد و در تصاویر تلسکوپی میتواند شبیه یک جرم سیارهای دیده شود—دقیقاً همان چیزی که اخترشناسان را سالها گمراه کرده بود.
فمالحوت؛ منظومهای فعالتر از انتظار
فمالحوت در فاصله حدود ۲۵ سال نوری از زمین و در صورت فلکی ماهی جنوبی قرار دارد. این ستاره از خورشید پرجرمتر است و یکی از بزرگترین و پیچیدهترین کمربندهای غباری شناختهشده را در اطراف خود دارد. چنین محیطی، احتمال برخورد میان اجرام سنگی را افزایش میدهد و آن را به آزمایشگاهی طبیعی برای مطالعه پویاییهای سیارهای تبدیل میکند.
جیسون وانگ، اخترفیزیکدان دانشگاه نورثوسترن، میگوید همین ویژگیها باعث شده فمالحوت سالها زیر نظر باشد. تیم او و همکارانش نزدیک به دو دهه این منظومه را پایش کردهاند—و همین تداوم رصد بود که امکان شناسایی این برخوردها را فراهم کرد.
دو برخورد در بیست سال؛ چرا این یافته شگفتانگیز است؟
مدلهای نظری میگویند برخوردهای بزرگ میان سیارهوارهها باید بسیار نادر باشند؛ شاید هر دهها یا صدها هزار سال یکبار. اما در فمالحوت، اخترشناسان در فاصلهای کوتاه—حدود ۲۰ سال—نشانههای دو برخورد مستقل را دیدهاند.
پل کالاس، نویسنده اصلی این مطالعه ، این موضوع را نشانهای از فعالبودن غیرمعمول این منظومه میداند. اگر تاریخ چند هزارساله آن را بهصورت یک فیلم سریع تماشا کنیم، فمالحوت ممکن است پر از درخششهای کوتاهمدت ناشی از برخوردهای پیاپی باشد—چیزی که در منظومه شمسی کنونی ما دیده نمیشود.
ابرهای غباری در اطراف فمالحوت، نگاه اخترشناسان به «سیارات فراخورشیدی» را تغییر میدهند
تلسکوپ فضایی هابل در یک کشف بیسابقه، پیامدهای مستقیم دو برخورد شدید میان اجرام سنگی بزرگ را در منظومهای سیارهای خارج از منظومه شمسی ثبت کرده است. این برخوردها در اطراف ستارهی فمالحوت رخ دادهاند؛ ستارهای نسبتاً نزدیک به زمین که سالهاست بهعنوان یکی از اهداف مهم مطالعه سیارات فراخورشیدی شناخته میشود. آنچه ابتدا بهعنوان یک سیاره فراخورشیدی در نظر گرفته شده بود، اکنون بهعنوان ابرهای غبار در حال گسترش ناشی از برخورد «سیارهوارهها» تفسیر میشود—اجرامی که مصالح اولیه ساخت سیارات بهشمار میآیند.
چرا مهم است؟
این نخستین بار است که اخترشناسان بهطور مستقیم و در زمان واقعی پیامد یک برخورد بزرگ میان سیارهوارهها را در خارج از منظومه شمسی مشاهده میکنند. چنین برخوردهایی در مدلهای نظریِ شکلگیری سیارات نقشی اساسی دارند، اما تا پیش از این تنها از طریق شبیهسازیها یا شواهد غیرمستقیم شناخته میشدند. افزون بر این، این کشف نشان میدهد که برخی اجرامی که در تصاویر تلسکوپی شبیه سیاره بهنظر میرسند، ممکن است اصلاً سیاره نباشند—نکتهای که برای مأموریتهای آینده شکار سیارات فراخورشیدی اهمیت بنیادین دارد.
آغاز ماجرا: یک «سیاره» که ناپدید شد
داستان از سالها پیش آغاز شد؛ زمانی که اخترشناسان نقطهای درخشان را در کمربند غباری اطراف فمالحوت مشاهده کردند و آن را Fomalhaut b نامیدند. این جرم بهعنوان یکی از معدود سیارات فراخورشیدیِ تصویربرداریشده مستقیم مطرح شد و توجه زیادی را به خود جلب کرد.
اما رصدهای بعدی با هابل، روایت سادهی «یک سیاره در حال گردش» را به چالش کشید. در تصاویر جدید، Fomalhaut b دیگر دیده نمیشد. بهجای آن، منبع نوری تازهای در مکانی دیگر از همان منظومه ظاهر شده بود. این جابهجایی و ناپدیدشدن، با رفتار مداری یک سیاره سازگار نبود و اخترشناسان را واداشت فرضیههای خود را بازنگری کنند.
تفسیر تازه: دو ابر غبار، نه دو سیاره
تحلیل دقیقتر تصاویر نشان داد که هر دو منبع نوری—آنچه پیشتر Fomalhaut b نامیده میشد و منبع جدید—به احتمال زیاد ابرهای غبار ناشی از برخوردهای شدید هستند. پژوهشگران اکنون این دو را Fomalhaut cs1 و Fomalhaut cs2 مینامند.
این ابرها زمانی ایجاد میشوند که دو سیارهواره بزرگ با سرعتهای بسیار بالا به هم برخورد میکنند و بهجای تشکیل یک جرم واحد، به میلیونها ذره ریز غبار تبدیل میشوند. این غبار نور ستاره را بازتاب میدهد و در تصاویر تلسکوپی میتواند شبیه یک جرم سیارهای دیده شود—دقیقاً همان چیزی که اخترشناسان را سالها گمراه کرده بود.
فمالحوت؛ منظومهای فعالتر از انتظار
فمالحوت در فاصله حدود ۲۵ سال نوری از زمین و در صورت فلکی ماهی جنوبی قرار دارد. این ستاره از خورشید پرجرمتر است و یکی از بزرگترین و پیچیدهترین کمربندهای غباری شناختهشده را در اطراف خود دارد. چنین محیطی، احتمال برخورد میان اجرام سنگی را افزایش میدهد و آن را به آزمایشگاهی طبیعی برای مطالعه پویاییهای سیارهای تبدیل میکند.
جیسون وانگ، اخترفیزیکدان دانشگاه نورثوسترن، میگوید همین ویژگیها باعث شده فمالحوت سالها زیر نظر باشد. تیم او و همکارانش نزدیک به دو دهه این منظومه را پایش کردهاند—و همین تداوم رصد بود که امکان شناسایی این برخوردها را فراهم کرد.
دو برخورد در بیست سال؛ چرا این یافته شگفتانگیز است؟
مدلهای نظری میگویند برخوردهای بزرگ میان سیارهوارهها باید بسیار نادر باشند؛ شاید هر دهها یا صدها هزار سال یکبار. اما در فمالحوت، اخترشناسان در فاصلهای کوتاه—حدود ۲۰ سال—نشانههای دو برخورد مستقل را دیدهاند.
پل کالاس، نویسنده اصلی این مطالعه ، این موضوع را نشانهای از فعالبودن غیرمعمول این منظومه میداند. اگر تاریخ چند هزارساله آن را بهصورت یک فیلم سریع تماشا کنیم، فمالحوت ممکن است پر از درخششهای کوتاهمدت ناشی از برخوردهای پیاپی باشد—چیزی که در منظومه شمسی کنونی ما دیده نمیشود.
Science
A second planetesimal collision in the Fomalhaut system
The nearby star Fomalhaut is orbited by a compact source, Fomalhaut b, which has previously been interpreted as either a dust-enshrouded exoplanet or a dust cloud generated by the collision of two planetesimals. Such collisions are rarely observed but ...
دیالکتیک علمی
💢هابل دو برخوردمیان اجرام سنگی را در منظومهای نزدیک ثبت کرد ابرهای غباری در اطراف فمالحوت، نگاه اخترشناسان به «سیارات فراخورشیدی» را تغییر میدهند تلسکوپ فضایی هابل در یک کشف بیسابقه، پیامدهای مستقیم دو برخورد شدید میان اجرام سنگی بزرگ را در منظومهای…
پیامد روشی: هشدار برای شکارچیان سیارات
یکی از مهمترین پیامهای این کشف، جنبه روشی آن است. ابرهای غبار میتوانند سالها بهعنوان یک «سیاره» در دادهها باقی بمانند. مورد Fomalhaut cs1 نشان داد که چنین خطایی میتواند حتی در مشاهدات دقیق هابل رخ دهد.
این مسئله برای نسل بعدی تلسکوپها—مانند تلسکوپ غولپیکر ماژلان یا مأموریتهای فضایی آینده که بهدنبال تصویربرداری مستقیم از سیارات قابلسکونت هستند—یک هشدار جدی است. تشخیص اینکه یک نقطه نورانی، سیارهای واقعی است یا بقایای گذرای یک برخورد، به ابزارها و تحلیلهای دقیقتری نیاز خواهد داشت.
آینده رصدها: نوبت جیمز وب
هابل بهدلیل سن بالا دیگر قادر نیست دادههای جدید و باکیفیتی از فمالحوت جمعآوری کند. اما تیم پژوهشی مجوز استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب (JWST) را دریافت کرده است. ابزار NIRCam وب میتواند اطلاعات رنگی دقیقی فراهم کند که به تعیین اندازه، ترکیب و حتی وجود یخ یا آب در دانههای غبار کمک میکند.
این دادهها میتوانند روشن کنند که سیارهوارههای برخوردکننده از چه موادی ساخته شده بودند و چه شباهتی با سیارکها یا اجرام اولیه منظومه شمسی دارند—اطلاعاتی که برای درک تاریخچه شکلگیری سیارات بسیار ارزشمند است.
جمعبندی
کشف هابل در منظومه فمالحوت، صرفاً ثبت یک رویداد نادر نیست؛ بلکه پنجرهای تازه به مراحل خشونتآمیز تولد سیارات میگشاید. این یافته نشان میدهد که مسیر شکلگیری سیارات، آشفتهتر و پویاتر از آن است که گاه تصور میکنیم، و اینکه در جستوجوی دنیاهای دیگر باید همواره آماده بازنگری در تفسیر دادهها باشیم.
بهبیان دیگر، فمالحوت به اخترشناسان یادآوری میکند که در کیهان، آنچه امروز شبیه یک سیاره میدرخشد، ممکن است فردا تنها ردّی محو از یک تصادف کیهانی باشد.
✍️ پوریا ناظمی
روزنامه نگار علم در این شب ها
https://www.science.org/doi/10.1126/science.adu6266
🆔@ScientificDialectics
یکی از مهمترین پیامهای این کشف، جنبه روشی آن است. ابرهای غبار میتوانند سالها بهعنوان یک «سیاره» در دادهها باقی بمانند. مورد Fomalhaut cs1 نشان داد که چنین خطایی میتواند حتی در مشاهدات دقیق هابل رخ دهد.
این مسئله برای نسل بعدی تلسکوپها—مانند تلسکوپ غولپیکر ماژلان یا مأموریتهای فضایی آینده که بهدنبال تصویربرداری مستقیم از سیارات قابلسکونت هستند—یک هشدار جدی است. تشخیص اینکه یک نقطه نورانی، سیارهای واقعی است یا بقایای گذرای یک برخورد، به ابزارها و تحلیلهای دقیقتری نیاز خواهد داشت.
آینده رصدها: نوبت جیمز وب
هابل بهدلیل سن بالا دیگر قادر نیست دادههای جدید و باکیفیتی از فمالحوت جمعآوری کند. اما تیم پژوهشی مجوز استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب (JWST) را دریافت کرده است. ابزار NIRCam وب میتواند اطلاعات رنگی دقیقی فراهم کند که به تعیین اندازه، ترکیب و حتی وجود یخ یا آب در دانههای غبار کمک میکند.
این دادهها میتوانند روشن کنند که سیارهوارههای برخوردکننده از چه موادی ساخته شده بودند و چه شباهتی با سیارکها یا اجرام اولیه منظومه شمسی دارند—اطلاعاتی که برای درک تاریخچه شکلگیری سیارات بسیار ارزشمند است.
جمعبندی
کشف هابل در منظومه فمالحوت، صرفاً ثبت یک رویداد نادر نیست؛ بلکه پنجرهای تازه به مراحل خشونتآمیز تولد سیارات میگشاید. این یافته نشان میدهد که مسیر شکلگیری سیارات، آشفتهتر و پویاتر از آن است که گاه تصور میکنیم، و اینکه در جستوجوی دنیاهای دیگر باید همواره آماده بازنگری در تفسیر دادهها باشیم.
بهبیان دیگر، فمالحوت به اخترشناسان یادآوری میکند که در کیهان، آنچه امروز شبیه یک سیاره میدرخشد، ممکن است فردا تنها ردّی محو از یک تصادف کیهانی باشد.
✍️ پوریا ناظمی
روزنامه نگار علم در این شب ها
https://www.science.org/doi/10.1126/science.adu6266
🆔@ScientificDialectics
Science
A second planetesimal collision in the Fomalhaut system
The nearby star Fomalhaut is orbited by a compact source, Fomalhaut b, which has previously been interpreted as either a dust-enshrouded exoplanet or a dust cloud generated by the collision of two planetesimals. Such collisions are rarely observed but ...
❤3