💢میزان استاندارد مصرف امگا۳ بیشتر از چیزی است که فکر میکنیم
برآورد پژوهشگران نشان میدهد حدود ۷۶ درصد از جمعیت جهان کمتر از معیارهای مشخص، امگا۳ دریافت کنند
طبق نتایج مطالعهای که دادههای بیش از ۱۰۰ کشور جهان را بررسی کرده است، بخش بزرگی از جمعیت جهان کمتر از مقدار توصیهشده امگا۳ مصرف میکنند. بهگزارش متخصصان، بهترین راه دریافت امگا۳ مصرف ماهیهای چرب است. برخی پزشکان نیز مصرف مکمل امگا۳ را توصیه میکنند. بیشتر آمریکاییها ماهی نمیخورند و شما هم ممکن است جزو همین دسته باشید. پژوهشها نشان میدهند که حدود ۷۵ درصد جمعیت جهان احتمالا مقدار توصیهشده دو نوع مهم اسیدهای چرب یعنی «ئیپیاِی» و «دیاچاِی» را، که در ماهی یافت میشوند و از سلامت مغز و قلب حمایت میکنند، دریافت نمیکنند.
وبسایت ومنزهلت به نقل از دکتر فیلیپ کالدر، نویسنده اصلی مطالعه و استاد ایمنیشناسی تغذیه در دانشگاه ساوتهمپتون، اسکات کیتلی، متخصص تغذیه، سونیا آنجلونه، متخصص تغذیه و رژیمدرمانگر در سانفرانسیسکو کالیفرنیا، گزارشی در این زمینه منتشر کرده است.
این پژوهش که در مجله «بررسی تحقیقات تغذیه» (Nutrition Research Reviews) منتشر شده، دادههای مربوط به میزان توصیهشده روزانه اسیدهای چرب امگا۳ را در بیش از ۱۰۰ کشور بررسی و تحلیل کرده است. پژوهشگران تاکید میکنند که توصیهها درباره مقدار مصرف امگا۳ از کشوری به کشور دیگر متفاوت است و همین تفاوتها ممکن است برای عموم افراد سردرگمکننده باشد.
بر اساس رایجترین دستورالعملها، مقدار توصیهشده برای بزرگسالان ۲۵۰ میلیگرم از مجموع اسیدهای چرب «ئیپیاِی» و «دیاچاِی» در روز است. برای زنان باردار هم ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیگرم «دیاچاِی» اضافه توصیه میشود. برآورد پژوهشگران نشان میدهد حدود ۷۶ درصد از جمعیت جهان با معیار مصرف امگا۳ فاصله دارند. این مطالعه به افرادی پرداخته که کمتر از میانگین مقدار توصیهشده دریافت میکنند، نه کسانی که دچار کمبود قطعی و بالینی این مواد مغذی هستند.
نکته قابل توجه این است که برخی از پژوهشگران این مطالعه در حال حاضر یا در گذشته با شرکتهای تولیدکننده مکمل همکاری داشتهاند. با این حال، رژیمدرمانگران و متخصصان تغذیه، که در این تحقیق نقشی نداشتند، میگویند نتیجهگیری کلی پژوهش منطقی و قابل اتکاست.
در همین زمینه «مرکز ملی سلامت» آمریکا در حال حاضر توصیه میکند بیشتر بزرگسالان آمریکایی روزانه بین ۱.۱ تا ۱.۶ گرم اسیدهای چرب امگا ۳ دریافت کنند، یعنی حدود هزار و ۱۰۰ تا هزار و ۶۰۰ میلیگرم در روز که بهمراتب بیش از میانگین توصیهشده در این مطالعه است. اسکات کیتلی در اینباره میگوید: «به احتمال زیاد، بیشتر آمریکاییها کمتر از مقدار مطلوب امگا دریافت میکنند، بهویژه امگا۳ دریایی مثل ئیپیاِی و دیاچاِی که عمدتا از ماهیهای چرب تامین میشوند.»
کیتلی در پایان میگوید: «یک راه ساده برای نگاه به این موضوع، اولویت دادن به دریافت مواد مغذی از طریق غذا است. بر اساس توصیه سازمان غذا و داروی آمریکا، مصرف حداقل دو وعده (حدود ۲۲۶ گرم یا ۸ اونس) غذاهای دریایی در هفته میتواند به طور میانگین حدود ۲۵۰ میلیگرم از اسیدهای چرب مانند ئیپیاِی و دیاچاِی در روز را تامین کند.»
چرا افراد امگا۳ کافی مصرف نمیکنند؟
به گفته فیلیپ کالدر، دلایل مختلفی وجود دارد، اما بخش بزرگی از ماجرا برمیگردد به اینکه افراد ماهی کافی نمیخورند. او میگوید: «منابع اصلی اسیدهای چرب ئیپیاِی و دیاچاِی در رژیم غذایی، ماهی است، بهویژه ماهیهای چرب مثل سالمون، ساردین، آنچوی، ماهی خالمخالی و شاهماهی. در ماهیهای سفید مقدار کمتری اسیدهای چرب ئیپیاِی و دیاچاِی وجود دارد.
چرا امگا۳ مهم است؟
بهگفته کیتلی، چند دلیل وجود دارد: «اینها چربیهای ساختاریاند که در غشای سلولی ساخته و جایگذاری میشوند، بهخصوص در مغز، چشمها و قلب، و کمک میکنند این غشاها انعطافپذیر بمانند و همین بر نحوه ارتباط سلولها با هم و واکنششان به پیامها تاثیر میگذارد.»
کیتلی میگوید ئیپیاِی و دیاچاِی همچنین برای ساخت ترکیباتی به کار میروند که به کاهش التهاب کمک میکنند، از سلامت رگها حمایت میکنند و مانع میشوند که خون بهراحتی لخته شود. کالدر میگوید: «این سازوکارها باعث بهبود سلامت و کاهش خطر بسیاری از بیماریها میشود.»
🆔@ScientificDialectics
برآورد پژوهشگران نشان میدهد حدود ۷۶ درصد از جمعیت جهان کمتر از معیارهای مشخص، امگا۳ دریافت کنند
طبق نتایج مطالعهای که دادههای بیش از ۱۰۰ کشور جهان را بررسی کرده است، بخش بزرگی از جمعیت جهان کمتر از مقدار توصیهشده امگا۳ مصرف میکنند. بهگزارش متخصصان، بهترین راه دریافت امگا۳ مصرف ماهیهای چرب است. برخی پزشکان نیز مصرف مکمل امگا۳ را توصیه میکنند. بیشتر آمریکاییها ماهی نمیخورند و شما هم ممکن است جزو همین دسته باشید. پژوهشها نشان میدهند که حدود ۷۵ درصد جمعیت جهان احتمالا مقدار توصیهشده دو نوع مهم اسیدهای چرب یعنی «ئیپیاِی» و «دیاچاِی» را، که در ماهی یافت میشوند و از سلامت مغز و قلب حمایت میکنند، دریافت نمیکنند.
وبسایت ومنزهلت به نقل از دکتر فیلیپ کالدر، نویسنده اصلی مطالعه و استاد ایمنیشناسی تغذیه در دانشگاه ساوتهمپتون، اسکات کیتلی، متخصص تغذیه، سونیا آنجلونه، متخصص تغذیه و رژیمدرمانگر در سانفرانسیسکو کالیفرنیا، گزارشی در این زمینه منتشر کرده است.
این پژوهش که در مجله «بررسی تحقیقات تغذیه» (Nutrition Research Reviews) منتشر شده، دادههای مربوط به میزان توصیهشده روزانه اسیدهای چرب امگا۳ را در بیش از ۱۰۰ کشور بررسی و تحلیل کرده است. پژوهشگران تاکید میکنند که توصیهها درباره مقدار مصرف امگا۳ از کشوری به کشور دیگر متفاوت است و همین تفاوتها ممکن است برای عموم افراد سردرگمکننده باشد.
بر اساس رایجترین دستورالعملها، مقدار توصیهشده برای بزرگسالان ۲۵۰ میلیگرم از مجموع اسیدهای چرب «ئیپیاِی» و «دیاچاِی» در روز است. برای زنان باردار هم ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیگرم «دیاچاِی» اضافه توصیه میشود. برآورد پژوهشگران نشان میدهد حدود ۷۶ درصد از جمعیت جهان با معیار مصرف امگا۳ فاصله دارند. این مطالعه به افرادی پرداخته که کمتر از میانگین مقدار توصیهشده دریافت میکنند، نه کسانی که دچار کمبود قطعی و بالینی این مواد مغذی هستند.
نکته قابل توجه این است که برخی از پژوهشگران این مطالعه در حال حاضر یا در گذشته با شرکتهای تولیدکننده مکمل همکاری داشتهاند. با این حال، رژیمدرمانگران و متخصصان تغذیه، که در این تحقیق نقشی نداشتند، میگویند نتیجهگیری کلی پژوهش منطقی و قابل اتکاست.
در همین زمینه «مرکز ملی سلامت» آمریکا در حال حاضر توصیه میکند بیشتر بزرگسالان آمریکایی روزانه بین ۱.۱ تا ۱.۶ گرم اسیدهای چرب امگا ۳ دریافت کنند، یعنی حدود هزار و ۱۰۰ تا هزار و ۶۰۰ میلیگرم در روز که بهمراتب بیش از میانگین توصیهشده در این مطالعه است. اسکات کیتلی در اینباره میگوید: «به احتمال زیاد، بیشتر آمریکاییها کمتر از مقدار مطلوب امگا دریافت میکنند، بهویژه امگا۳ دریایی مثل ئیپیاِی و دیاچاِی که عمدتا از ماهیهای چرب تامین میشوند.»
کیتلی در پایان میگوید: «یک راه ساده برای نگاه به این موضوع، اولویت دادن به دریافت مواد مغذی از طریق غذا است. بر اساس توصیه سازمان غذا و داروی آمریکا، مصرف حداقل دو وعده (حدود ۲۲۶ گرم یا ۸ اونس) غذاهای دریایی در هفته میتواند به طور میانگین حدود ۲۵۰ میلیگرم از اسیدهای چرب مانند ئیپیاِی و دیاچاِی در روز را تامین کند.»
چرا افراد امگا۳ کافی مصرف نمیکنند؟
به گفته فیلیپ کالدر، دلایل مختلفی وجود دارد، اما بخش بزرگی از ماجرا برمیگردد به اینکه افراد ماهی کافی نمیخورند. او میگوید: «منابع اصلی اسیدهای چرب ئیپیاِی و دیاچاِی در رژیم غذایی، ماهی است، بهویژه ماهیهای چرب مثل سالمون، ساردین، آنچوی، ماهی خالمخالی و شاهماهی. در ماهیهای سفید مقدار کمتری اسیدهای چرب ئیپیاِی و دیاچاِی وجود دارد.
چرا امگا۳ مهم است؟
بهگفته کیتلی، چند دلیل وجود دارد: «اینها چربیهای ساختاریاند که در غشای سلولی ساخته و جایگذاری میشوند، بهخصوص در مغز، چشمها و قلب، و کمک میکنند این غشاها انعطافپذیر بمانند و همین بر نحوه ارتباط سلولها با هم و واکنششان به پیامها تاثیر میگذارد.»
کیتلی میگوید ئیپیاِی و دیاچاِی همچنین برای ساخت ترکیباتی به کار میروند که به کاهش التهاب کمک میکنند، از سلامت رگها حمایت میکنند و مانع میشوند که خون بهراحتی لخته شود. کالدر میگوید: «این سازوکارها باعث بهبود سلامت و کاهش خطر بسیاری از بیماریها میشود.»
🆔@ScientificDialectics
Yahoo Health
The “Right” Omega‑3 Intake May Be Much Higher Than You Think, According To New Research
Research finds that more than 75% of people around the world may not be meeting recommended omega-3 intake. Here's why it matters, and how to up your intake.
👍6
💢مصرف آب هوش مصنوعی از کل «آبمعدنیهای جهان» فراتر رفت
نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد که انفجار هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵، باعث تولید دیاکسید کربنی معادل کل شهر نیویورک و مصرف آبی فراتر از تقاضای جهانی آبمعدنی شده است.
در حالی که غولهای فناوری از سودهای سرشار و پیشرفتهای خیرهکننده هوش مصنوعی مولد (Generative AI) سخن میگویند، گزارشهای جدید از یک فاجعه زیستمحیطی در سایه این تکنولوژی پرده برمیدارند. آمارها نشان میدهد که «انقلاب هوش مصنوعی» دیگر یک موضوع نرمافزاری صرف نیست؛ بلکه باری سنگین بر دوش سیاره زمین است.
نیویورک در جیب ChatGPT؛ آلودگی فراتر از تصور
تحقیقات جدید «الکس دی وریس گائو»، بنیانگذار مؤسسه Digiconomist، نشان میدهد که ردپای کربنی سیستمهای هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵ به رقم خیرهکننده ۸۰ میلیون تن رسیده است. این میزان آلودگی دقیقاً با کل دیاکسید کربن تولید شده توسط کلانشهر نیویورک برابری میکند. تکاندهندهتر اینکه، آلایندگی این حوزه اکنون معادل ۸ درصد از کل انتشار گازهای گلخانهای صنعت هوانوردی جهان است.
بحران عطش؛ وقتی هوش مصنوعی تشنهتر از انسان میشود
بخش دیگری از این پژوهش به مصرف آب در مراکز داده اختصاص دارد. برآوردها حاکی از آن است که مصرف آب مرتبط با هوش مصنوعی در سال جاری به ۷۶۵ میلیارد لیتر رسیده است. این رقم نه تنها از تمامی پیشبینیهای قبلی فراتر رفته، بلکه اکنون از «کل تقاضای جهانی برای آبمعدنی» نیز بیشتر است. دیتاسنترها برای خنک نگه داشتن پردازندههای قدرتمند خود، منابع حیاتی آب را با سرعتی باورنکردنی میبلعند.
استعمار انرژی؛ چه کسی فاکتور را پرداخت میکند؟
طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، دیتاسنترهای متمرکز بر هوش مصنوعی اکنون به اندازه کارخانههای ذوب آلومینیوم برق مصرف میکنند. انتظار میرود این میزان تا سال ۲۰۳۰ بیش از دو برابر شود. نکته بحثبرانگیز اینجاست که در حال حاضر ۴۵ درصد از این مصرف انرژی در آمریکا، ۲۵ درصد در چین و ۱۵ درصد در اروپا متمرکز شده است.
«دونالد کمپبل»، مدیر نهاد نظارتی Foxglove، در این باره میگوید: «این شواهد نشان میدهد که مردم عادی در حال پرداخت صورتحساب زیستمحیطی برای ثروتمندترین شرکتهای جهان هستند. در حالی که غولهای فناوری سود اصلی را میبرند، هزینههای اقلیمی آن بر دوش جامعه سنگینی میکند.»
شفافیت؛ حلقه مفقوده غولهای فناوری
نویسنده این پژوهش تأکید دارد که شرکتهایی مانند گوگل و مایکروسافت باید درباره تأثیرات اقلیمی خود شفافتر باشند. به عنوان مثال، گوگل در گزارشهای خود ادعا کرده که آلایندگی دیتاسنترهایش را کاهش داده، اما در محاسبات خود، میزان آب مصرفی برای «تولید برقِ» مورد نیاز این مراکز را نادیده گرفته است.
https://www.theguardian.com/technology/2025/dec/18/2025-ai-boom-huge-co2-emissions-use-water-research-finds
🆔@ScientificDialectics
نتایج یک پژوهش جدید نشان میدهد که انفجار هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵، باعث تولید دیاکسید کربنی معادل کل شهر نیویورک و مصرف آبی فراتر از تقاضای جهانی آبمعدنی شده است.
در حالی که غولهای فناوری از سودهای سرشار و پیشرفتهای خیرهکننده هوش مصنوعی مولد (Generative AI) سخن میگویند، گزارشهای جدید از یک فاجعه زیستمحیطی در سایه این تکنولوژی پرده برمیدارند. آمارها نشان میدهد که «انقلاب هوش مصنوعی» دیگر یک موضوع نرمافزاری صرف نیست؛ بلکه باری سنگین بر دوش سیاره زمین است.
نیویورک در جیب ChatGPT؛ آلودگی فراتر از تصور
تحقیقات جدید «الکس دی وریس گائو»، بنیانگذار مؤسسه Digiconomist، نشان میدهد که ردپای کربنی سیستمهای هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵ به رقم خیرهکننده ۸۰ میلیون تن رسیده است. این میزان آلودگی دقیقاً با کل دیاکسید کربن تولید شده توسط کلانشهر نیویورک برابری میکند. تکاندهندهتر اینکه، آلایندگی این حوزه اکنون معادل ۸ درصد از کل انتشار گازهای گلخانهای صنعت هوانوردی جهان است.
بحران عطش؛ وقتی هوش مصنوعی تشنهتر از انسان میشود
بخش دیگری از این پژوهش به مصرف آب در مراکز داده اختصاص دارد. برآوردها حاکی از آن است که مصرف آب مرتبط با هوش مصنوعی در سال جاری به ۷۶۵ میلیارد لیتر رسیده است. این رقم نه تنها از تمامی پیشبینیهای قبلی فراتر رفته، بلکه اکنون از «کل تقاضای جهانی برای آبمعدنی» نیز بیشتر است. دیتاسنترها برای خنک نگه داشتن پردازندههای قدرتمند خود، منابع حیاتی آب را با سرعتی باورنکردنی میبلعند.
استعمار انرژی؛ چه کسی فاکتور را پرداخت میکند؟
طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، دیتاسنترهای متمرکز بر هوش مصنوعی اکنون به اندازه کارخانههای ذوب آلومینیوم برق مصرف میکنند. انتظار میرود این میزان تا سال ۲۰۳۰ بیش از دو برابر شود. نکته بحثبرانگیز اینجاست که در حال حاضر ۴۵ درصد از این مصرف انرژی در آمریکا، ۲۵ درصد در چین و ۱۵ درصد در اروپا متمرکز شده است.
«دونالد کمپبل»، مدیر نهاد نظارتی Foxglove، در این باره میگوید: «این شواهد نشان میدهد که مردم عادی در حال پرداخت صورتحساب زیستمحیطی برای ثروتمندترین شرکتهای جهان هستند. در حالی که غولهای فناوری سود اصلی را میبرند، هزینههای اقلیمی آن بر دوش جامعه سنگینی میکند.»
شفافیت؛ حلقه مفقوده غولهای فناوری
نویسنده این پژوهش تأکید دارد که شرکتهایی مانند گوگل و مایکروسافت باید درباره تأثیرات اقلیمی خود شفافتر باشند. به عنوان مثال، گوگل در گزارشهای خود ادعا کرده که آلایندگی دیتاسنترهایش را کاهش داده، اما در محاسبات خود، میزان آب مصرفی برای «تولید برقِ» مورد نیاز این مراکز را نادیده گرفته است.
https://www.theguardian.com/technology/2025/dec/18/2025-ai-boom-huge-co2-emissions-use-water-research-finds
🆔@ScientificDialectics
the Guardian
AI boom has caused same CO2 emissions in 2025 as New York City, report claims
Study author says tech companies are reaping benefits of artificial intelligence age but society is left to pay cost
🔥2❤1
💢چرا بعد از چُرت، احساس گیجی داریم؟/ راهکارهای بهبود هوشیاری پس از خواب کوتاه
احساس گیجی پس از خواب کوتاه معمولاً ناشی از بیدار شدن در مرحله خواب عمیق یا ناهماهنگی عصبیست. با تنظیم مدت چرت، انتخاب زمان مناسب، و استفاده از تکنیکهای بیداری تدریجی، میتوان از فواید چرت بهرهمند شد بدون آنکه دچار سردرگمی یا کندی ذهن شویم.
چرت زدن کوتاه میتواند انرژیبخش باشد، اما بسیاری از افراد پس از بیدار شدن از خواب کوتاه دچار احساس گیجی، سنگینی ذهن یا حتی سردرگمی میشوند. این حالت که بهطور علمی «خوابآلودگی پس از بیداری» یا sleep inertia نام دارد، ناشی از فرآیندهای عصبی و فیزیولوژیکیست که مغز را از حالت خواب به بیداری منتقل میکنند. طبق گزارش Sleep Foundation و Harvard Medical School, شدت این گیجی به مدت خواب، مرحلهای که در آن بیدار میشویم و وضعیت بدن قبل از خواب بستگی دارد.
علتهای علمی احساس گیجی پس از خواب کوتاه
۱. بیدار شدن در مرحله خواب عمیق (Slow-Wave Sleep)
اگر چرت کوتاه وارد مرحله خواب عمیق شود و فرد در همان لحظه بیدار شود، مغز هنوز در وضعیت کند و نیمهفعال قرار دارد. این حالت باعث گیجی، کندی واکنش و کاهش تمرکز میشود.
۲. اختلال در تنظیم انتقالدهندههای عصبی
در خواب، سطح برخی انتقالدهندهها مانند آدنوزین، GABA و ملاتونین تغییر میکند. بیداری ناگهانی باعث ناهماهنگی در بازگشت این مواد به سطح طبیعی میشود.
۳. عدم تطابق دمای بدن و فعالیت مغز
در خواب، دمای بدن کاهش مییابد. بیدار شدن ناگهانی قبل از بازگشت دمای طبیعی میتواند باعث احساس سردی، گیجی یا بیحالی شود.
۴. کمبود اکسیژن یا وضعیت نامناسب خواب
خوابیدن در حالت فشرده یا با تنفس سطحی ممکن است باعث کاهش اکسیژنرسانی به مغز شود و بیداری را با احساس سنگینی همراه کند.
راهکارهای بهبود هوشیاری پس از چرت
- تنظیم مدت چرت بین ۱۰ تا ۲۰ دقیقه
این مدت معمولاً وارد مرحله خواب عمیق نمیشود و باعث افزایش انرژی بدون گیجی میشود.
- اجتناب از چرتهای طولانیتر از ۳۰ دقیقه در روز
چرتهای طولانی احتمال ورود به خواب عمیق را افزایش میدهند.
- بیدار شدن با نور طبیعی یا صدای ملایم
نور خورشید یا صدای آرام به مغز کمک میکند تا بهتدریج از خواب خارج شود.
- حرکت دادن بدن بلافاصله پس از بیداری
کشش عضلات، نوشیدن آب یا قدم زدن کوتاه باعث افزایش جریان خون و کاهش خوابآلودگی میشود.
- تنفس عمیق و نوشیدن آب خنک
این کارها به تنظیم دمای بدن و تحریک سیستم عصبی کمک میکنند.
✍️ الهه جعفرزاده منابع :
https://www.sleepfoundation.org/sleep-inertia
https://www.health.harvard.edu/blog/why-you-feel-groggy-after-napping-2021031522087
https://health.clevelandclinic.org/how-to-nap-without-feeling-worse/
🆔@ScientificDialectics
احساس گیجی پس از خواب کوتاه معمولاً ناشی از بیدار شدن در مرحله خواب عمیق یا ناهماهنگی عصبیست. با تنظیم مدت چرت، انتخاب زمان مناسب، و استفاده از تکنیکهای بیداری تدریجی، میتوان از فواید چرت بهرهمند شد بدون آنکه دچار سردرگمی یا کندی ذهن شویم.
چرت زدن کوتاه میتواند انرژیبخش باشد، اما بسیاری از افراد پس از بیدار شدن از خواب کوتاه دچار احساس گیجی، سنگینی ذهن یا حتی سردرگمی میشوند. این حالت که بهطور علمی «خوابآلودگی پس از بیداری» یا sleep inertia نام دارد، ناشی از فرآیندهای عصبی و فیزیولوژیکیست که مغز را از حالت خواب به بیداری منتقل میکنند. طبق گزارش Sleep Foundation و Harvard Medical School, شدت این گیجی به مدت خواب، مرحلهای که در آن بیدار میشویم و وضعیت بدن قبل از خواب بستگی دارد.
علتهای علمی احساس گیجی پس از خواب کوتاه
۱. بیدار شدن در مرحله خواب عمیق (Slow-Wave Sleep)
اگر چرت کوتاه وارد مرحله خواب عمیق شود و فرد در همان لحظه بیدار شود، مغز هنوز در وضعیت کند و نیمهفعال قرار دارد. این حالت باعث گیجی، کندی واکنش و کاهش تمرکز میشود.
۲. اختلال در تنظیم انتقالدهندههای عصبی
در خواب، سطح برخی انتقالدهندهها مانند آدنوزین، GABA و ملاتونین تغییر میکند. بیداری ناگهانی باعث ناهماهنگی در بازگشت این مواد به سطح طبیعی میشود.
۳. عدم تطابق دمای بدن و فعالیت مغز
در خواب، دمای بدن کاهش مییابد. بیدار شدن ناگهانی قبل از بازگشت دمای طبیعی میتواند باعث احساس سردی، گیجی یا بیحالی شود.
۴. کمبود اکسیژن یا وضعیت نامناسب خواب
خوابیدن در حالت فشرده یا با تنفس سطحی ممکن است باعث کاهش اکسیژنرسانی به مغز شود و بیداری را با احساس سنگینی همراه کند.
راهکارهای بهبود هوشیاری پس از چرت
- تنظیم مدت چرت بین ۱۰ تا ۲۰ دقیقه
این مدت معمولاً وارد مرحله خواب عمیق نمیشود و باعث افزایش انرژی بدون گیجی میشود.
- اجتناب از چرتهای طولانیتر از ۳۰ دقیقه در روز
چرتهای طولانی احتمال ورود به خواب عمیق را افزایش میدهند.
- بیدار شدن با نور طبیعی یا صدای ملایم
نور خورشید یا صدای آرام به مغز کمک میکند تا بهتدریج از خواب خارج شود.
- حرکت دادن بدن بلافاصله پس از بیداری
کشش عضلات، نوشیدن آب یا قدم زدن کوتاه باعث افزایش جریان خون و کاهش خوابآلودگی میشود.
- تنفس عمیق و نوشیدن آب خنک
این کارها به تنظیم دمای بدن و تحریک سیستم عصبی کمک میکنند.
✍️ الهه جعفرزاده منابع :
https://www.sleepfoundation.org/sleep-inertia
https://www.health.harvard.edu/blog/why-you-feel-groggy-after-napping-2021031522087
https://health.clevelandclinic.org/how-to-nap-without-feeling-worse/
🆔@ScientificDialectics
Sleep Foundation
Sleep Inertia: How to Combat Morning Grogginess
Do you wake up feeling groggy despite sleeping enough? Sleep inertia may be to blame. We highlight symptoms, causes, and potential treatments.
❤4👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سفر نخستین انسان دارای معلولیت به فضا؛ «باحالترین تجربه زندگیام بود!»
میشائلا بِنتهاوس آلمانی که پس از حادثهای با دوچرخه کوهستان از صندلی چرخدار استفاده میکند، نخستین انسان با معلولیت لقب گرفت که به فضا رفته است. "میشی" به عنوان مهندس در آژانس فضایی اروپا کار میکند. حس و حال او پس از بازگشت به زمین را از زبان خودش بشنوید.
🆔@ScientificDialectics
میشائلا بِنتهاوس آلمانی که پس از حادثهای با دوچرخه کوهستان از صندلی چرخدار استفاده میکند، نخستین انسان با معلولیت لقب گرفت که به فضا رفته است. "میشی" به عنوان مهندس در آژانس فضایی اروپا کار میکند. حس و حال او پس از بازگشت به زمین را از زبان خودش بشنوید.
🆔@ScientificDialectics
❤4👍2
💢رمزگشایی از طولانیترین شب سال
«یلدا» زیر ذرهبین علم / چرا زمین در ۳۰ آذر به «نقطه سکون» میرسد؟
علت وقوع انقلابهای خورشیدی این است که محور زمین حدود ۲۳٫۵ درجه نسبت به صفحه مدارش کج است. این انحراف تعیین میکند که در هر زمان از سال، خورشید بهطور مستقیم بر کدام بخش از سطح زمین بتابد.
امشب شب یلداست و ایرانیان از چند روز قبل در فکر تدارکهای لازم برای این مراسم هستند. اما شاید کمتر کسی از دلیل و توضیح علمی این شب به یادماندنی و تاریخی آگاه باشد.
تعریف علمی شب یلدا به پدیده نجومی «انقلاب زمستانی» برمیگردد؛ پدیدهای که در آن نیمکره شمالی زمین به دلیل انحراف ۲۳.۵ درجهای محور خود از مدارش به دور خورشید، در طولانیترین شب سال قرار میگیرد و خورشید در پایینترین ارتفاع خود در آسمان دیده میشود. بعد از سپری شدن شب یلدا، روزها تدریجی بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند. در نتیجه یلدا، نماد تولد دوباره خورشید و امید به روشنایی است.
برای آنکه به طور دقیقتری متوجه این موضوع شویم، باید با مفاهیم زیر آشنا شویم:
انقلاب زمستانی: این رویداد نجومی حدود ۳۰ آذر (۲۱ دسامبر) رخ میدهد و به دلیل قرار گرفتن قطب شمال در دورترین فاصله از خورشید (از نظر زاویهای) اتفاق میافتد.
انحراف محور زمین: محور چرخش زمین نسبت به صفحه مداریاش به دور خورشید، مایل است و این انحراف باعث میشود که در طول سال، میزان تابش نور خورشید به نیمکرههای شمالی و جنوبی متفاوت باشد.
طولانیترین شب و کوتاهترین روز: در شب یلدا، نور خورشید برای مدت کمتری به نیمکره شمالی میرسد و در نتیجه این شب، بلندترین شب و روز بعد (اول دی) کوتاهترین روز سال خواهد بود.
کلمه یلدا: این واژه ریشهای سریانی (آرامی) دارد و به معنای «تولد» است، که به تولد خورشید در این شب اشاره دارد.
چله بزرگ: شب یلدا آغاز «چله بزرگ» است که به دوره سخت زمستان اشاره دارد و تا دهم بهمن ادامه مییابد و پس از آن «چله کوچک» آغاز میشود.
انقلاب زمستانی چه زمانی است؟
انقلاب زمستانی رویدادی است که کوتاهترین روز سال و آغاز زمستان نجومی را رقم میزند. زمستان هواشناسی از اول دسامبر آغاز شده است، اما بعضی از افراد و جوامع ترجیح میدهند که تا زمان وقوع انقلاب زمستانی صبر کنند و سپس شروع فصل زمستان را جشن بگیرند.
از نظر فنی، انقلاب زمستانی یک «لحظه» مشخص است و نه یک روز کامل. در سال ۲۰۲۵ این لحظه در ساعت ۱۵:۰۳ روز سی آذر (۲۱ دسامبر) رخ داد. عملا از این نقطه به بعد، روزها بهتدریج طولانیتر میشوند و میزان نور روز افزایش مییابد.
واژه انقلاب (Solstice) از واژه لاتین sol به معنی «خورشید» و sister به معنای "ایستادن" گرفته شده است. در نتیجه انقلاب زمستانی لحظهای است که خورشید به نظر میرسد در جای خود ثابت شده و درست بالای مدار رأسالجدی قرار میگیرد؛ یعنی جنوبیترین عرض جغرافیایی که خورشید در طول سال به آن میرسد.
در این زمان، نیمکره جنوبی طولانیترین روز سال را تجربه میکند و خورشید در بالاترین ارتفاعش در آسمان قرار میگیرد.
در مقابل، نیمکره شمالی کمترین میزان نور خورشید را دریافت میکند و بیشترین تاریکی سال را دارد.
علت وقوع انقلابهای خورشیدی این است که محور زمین حدود ۲۳٫۵ درجه نسبت به صفحه مدارش کج است. این انحراف تعیین میکند که در هر زمان از سال، خورشید بهطور مستقیم بر کدام بخش از سطح زمین بتابد.
پس از انقلاب زمستانی، خورشید بهتدریج نسبت به خط استوا به سمت شمال حرکت میکند تا شش ماه بعد، به شمالیترین نقطه خود یعنی مدار رأسالسرطان برسد و انقلاب تابستانی را رقم بزند.
در میانه این دو انقلاب، اعتدالهای بهاری و پاییزی رخ میدهند که در آنها خورشید دقیقاً بالای خط استوا قرار میگیرد.
«یلدا» زیر ذرهبین علم / چرا زمین در ۳۰ آذر به «نقطه سکون» میرسد؟
علت وقوع انقلابهای خورشیدی این است که محور زمین حدود ۲۳٫۵ درجه نسبت به صفحه مدارش کج است. این انحراف تعیین میکند که در هر زمان از سال، خورشید بهطور مستقیم بر کدام بخش از سطح زمین بتابد.
امشب شب یلداست و ایرانیان از چند روز قبل در فکر تدارکهای لازم برای این مراسم هستند. اما شاید کمتر کسی از دلیل و توضیح علمی این شب به یادماندنی و تاریخی آگاه باشد.
تعریف علمی شب یلدا به پدیده نجومی «انقلاب زمستانی» برمیگردد؛ پدیدهای که در آن نیمکره شمالی زمین به دلیل انحراف ۲۳.۵ درجهای محور خود از مدارش به دور خورشید، در طولانیترین شب سال قرار میگیرد و خورشید در پایینترین ارتفاع خود در آسمان دیده میشود. بعد از سپری شدن شب یلدا، روزها تدریجی بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند. در نتیجه یلدا، نماد تولد دوباره خورشید و امید به روشنایی است.
برای آنکه به طور دقیقتری متوجه این موضوع شویم، باید با مفاهیم زیر آشنا شویم:
انقلاب زمستانی: این رویداد نجومی حدود ۳۰ آذر (۲۱ دسامبر) رخ میدهد و به دلیل قرار گرفتن قطب شمال در دورترین فاصله از خورشید (از نظر زاویهای) اتفاق میافتد.
انحراف محور زمین: محور چرخش زمین نسبت به صفحه مداریاش به دور خورشید، مایل است و این انحراف باعث میشود که در طول سال، میزان تابش نور خورشید به نیمکرههای شمالی و جنوبی متفاوت باشد.
طولانیترین شب و کوتاهترین روز: در شب یلدا، نور خورشید برای مدت کمتری به نیمکره شمالی میرسد و در نتیجه این شب، بلندترین شب و روز بعد (اول دی) کوتاهترین روز سال خواهد بود.
کلمه یلدا: این واژه ریشهای سریانی (آرامی) دارد و به معنای «تولد» است، که به تولد خورشید در این شب اشاره دارد.
چله بزرگ: شب یلدا آغاز «چله بزرگ» است که به دوره سخت زمستان اشاره دارد و تا دهم بهمن ادامه مییابد و پس از آن «چله کوچک» آغاز میشود.
انقلاب زمستانی چه زمانی است؟
انقلاب زمستانی رویدادی است که کوتاهترین روز سال و آغاز زمستان نجومی را رقم میزند. زمستان هواشناسی از اول دسامبر آغاز شده است، اما بعضی از افراد و جوامع ترجیح میدهند که تا زمان وقوع انقلاب زمستانی صبر کنند و سپس شروع فصل زمستان را جشن بگیرند.
از نظر فنی، انقلاب زمستانی یک «لحظه» مشخص است و نه یک روز کامل. در سال ۲۰۲۵ این لحظه در ساعت ۱۵:۰۳ روز سی آذر (۲۱ دسامبر) رخ داد. عملا از این نقطه به بعد، روزها بهتدریج طولانیتر میشوند و میزان نور روز افزایش مییابد.
واژه انقلاب (Solstice) از واژه لاتین sol به معنی «خورشید» و sister به معنای "ایستادن" گرفته شده است. در نتیجه انقلاب زمستانی لحظهای است که خورشید به نظر میرسد در جای خود ثابت شده و درست بالای مدار رأسالجدی قرار میگیرد؛ یعنی جنوبیترین عرض جغرافیایی که خورشید در طول سال به آن میرسد.
در این زمان، نیمکره جنوبی طولانیترین روز سال را تجربه میکند و خورشید در بالاترین ارتفاعش در آسمان قرار میگیرد.
در مقابل، نیمکره شمالی کمترین میزان نور خورشید را دریافت میکند و بیشترین تاریکی سال را دارد.
علت وقوع انقلابهای خورشیدی این است که محور زمین حدود ۲۳٫۵ درجه نسبت به صفحه مدارش کج است. این انحراف تعیین میکند که در هر زمان از سال، خورشید بهطور مستقیم بر کدام بخش از سطح زمین بتابد.
پس از انقلاب زمستانی، خورشید بهتدریج نسبت به خط استوا به سمت شمال حرکت میکند تا شش ماه بعد، به شمالیترین نقطه خود یعنی مدار رأسالسرطان برسد و انقلاب تابستانی را رقم بزند.
در میانه این دو انقلاب، اعتدالهای بهاری و پاییزی رخ میدهند که در آنها خورشید دقیقاً بالای خط استوا قرار میگیرد.
❤2🔥2
چرا تاریخ انقلاب زمستانی هر سال تغییر میکند؟
تاریخ انقلاب زمستانی ممکن است هرسال جابهجا شود. دلیلش این است که زمین برای یک دور کامل گردش به دور خورشید به حدود ۳۶۵٫۲۴ روز زمان نیاز دارد، نه دقیقاً ۳۶۵ روز.
به همین دلیل، زمان وقوع انقلاب هر سال حدود شش ساعت جابهجا میشود و این اختلاف در طول چهار سال به حدود یک روز کامل میرسد. در این نقطه، سال کبیسه با اضافه شدن یک روز به تقویم وارد عمل میشود تا زمان انقلاب دوباره به تاریخ قبلیاش بازگردد.
البته عوامل دیگری از جمله تغییرات جزئی در طول مدار زمین و نوسان بسیار خفیف محور زمین که ناشی از چرخش آن است هم بر زمان دقیق انقلابها تأثیر میگذارند.
آیا انقلاب زمستانی آغاز زمستان است؟
پاسخ به این سؤال به تعریف ما از فصلها بستگی دارد.
زمستان هواشناسی از اول دسامبر آغاز میشود (اواسط آذرماه و حدود سه هفته پیش از انقلاب زمستانی) آغاز شده و تا پایان فوریه (اواسط اسفند) ادامه دارد.
این تقسیمبندی به این دلیل انجام میشود که هواشناسان سال را به چهار بخش مساوی سهماهه تقسیم میکنند:
بهار از مارس تا مه (اواسط فروردین تا اواسط خرداد)، تابستان از ژوئن تا اگوست (اواسط خرداد تا اواسط شهریور) و پاییز از سپتامبر تا نوامبر (اواسط شهریور تا اواسط آذر).
این روش باعث میشود تا هرسال دادههای هواشناسی براساس تاریخهای ثابت ثبت شوند و تحلیل تغییرات اقلیمی در طول زمان سادهتر شود. اما فصلهای نجومی براساس موقعیت زمین در مدارش به دور خورشید تعریف میشوند و با انقلابها و اعتدالها مشخص میگردند. براساس این تعریف، انقلاب زمستانی نخستین روز زمستان محسوب میشود.
مترجم : غزال زیاری
https://www.bbc.com/weather/articles/c8e9rwdd94yohttps://www.bbc.com/weather/articles/c8e9rwdd94yo
🆔@ScientificDialectics
تاریخ انقلاب زمستانی ممکن است هرسال جابهجا شود. دلیلش این است که زمین برای یک دور کامل گردش به دور خورشید به حدود ۳۶۵٫۲۴ روز زمان نیاز دارد، نه دقیقاً ۳۶۵ روز.
به همین دلیل، زمان وقوع انقلاب هر سال حدود شش ساعت جابهجا میشود و این اختلاف در طول چهار سال به حدود یک روز کامل میرسد. در این نقطه، سال کبیسه با اضافه شدن یک روز به تقویم وارد عمل میشود تا زمان انقلاب دوباره به تاریخ قبلیاش بازگردد.
البته عوامل دیگری از جمله تغییرات جزئی در طول مدار زمین و نوسان بسیار خفیف محور زمین که ناشی از چرخش آن است هم بر زمان دقیق انقلابها تأثیر میگذارند.
آیا انقلاب زمستانی آغاز زمستان است؟
پاسخ به این سؤال به تعریف ما از فصلها بستگی دارد.
زمستان هواشناسی از اول دسامبر آغاز میشود (اواسط آذرماه و حدود سه هفته پیش از انقلاب زمستانی) آغاز شده و تا پایان فوریه (اواسط اسفند) ادامه دارد.
این تقسیمبندی به این دلیل انجام میشود که هواشناسان سال را به چهار بخش مساوی سهماهه تقسیم میکنند:
بهار از مارس تا مه (اواسط فروردین تا اواسط خرداد)، تابستان از ژوئن تا اگوست (اواسط خرداد تا اواسط شهریور) و پاییز از سپتامبر تا نوامبر (اواسط شهریور تا اواسط آذر).
این روش باعث میشود تا هرسال دادههای هواشناسی براساس تاریخهای ثابت ثبت شوند و تحلیل تغییرات اقلیمی در طول زمان سادهتر شود. اما فصلهای نجومی براساس موقعیت زمین در مدارش به دور خورشید تعریف میشوند و با انقلابها و اعتدالها مشخص میگردند. براساس این تعریف، انقلاب زمستانی نخستین روز زمستان محسوب میشود.
مترجم : غزال زیاری
https://www.bbc.com/weather/articles/c8e9rwdd94yohttps://www.bbc.com/weather/articles/c8e9rwdd94yo
🆔@ScientificDialectics
❤7
💢خطر پنهان بیحسی دست و راههای محافظت از عصبها
بیحسی دست میتواند نشانه اولیه تغییرات عصبی در افراد دیابتی باشد. با اینحال، تمرینات سادهای وجود دارند که به حفظ عملکرد عصبها کمک میکنند.
مورمورشدن دستها شاید بیضرر به نظر برسد. اگر کل روز مشغول تایپکردن بوده یا در وضعیت نامناسبی خوابیده باشید، ممکن است دچار این مشکل شوید. اما بیحسی دستها برای دیابتیها میتواند اولین نشانه خاموش نوروپاتی محیطی باشد که اگر نادیده گرفته شود، باعث تحلیلرفتن عضلات، از دست دادن توان حرکتی و ازکارافتادگی میشود. تشخیص علائم اولیه و انجام تمرینات توانبخشی هدفمند نقش بسزایی در محافظت از عملکرد عصبها و کند کردن روند آسیب خواهد داشت.
چرا بیحسی دست بیش از آنچه که فکرش را میکنید اهمیت دارد
نوروپاتی محیطی به آسیبدیدگی عصبهای خارج از مغز و نخاع اشاره دارد و معمولاً دستها و پاها را درگیر میکند. این عارضه در افراد دیابتی جزو شایعترین عوارض است. مطالعهای که در ماه آوریل انتشار یافت، نشان میدهد که دستکم نیمی از دیابتیها درنهایت دچار نوروپاتی دیابتی میشوند.
سیستم عصبی دو بخش اصلی دارد:
سیستم عصبی مرکزی: مغز و نخاع
سیستم عصبی محیطی: عصبهای منتهی به اندامها و اعضای داخلی
دکتر آنی وو، متخصص مغز و اعصاب در بیمارستان نیویورک-پرسبیترین کوئینز، در برنامه «سلامت ۱+۱» شبکه انتیدی می گوید : «قند خون بالا باعث آسیبدیدگی میکروواسکولار یا مویرگی میشود.»
وقتی مویرگها آسیب میبینند، عصبها از مواد مغذی و اکسیژن حیاتی لازم بینصیب میمانند که به اختلال عملکرد عصبی منجر میشود. عصبهای بلندتر معمولاً زودتر تحت تأثیر قرار میگیرند. از اینرو، علائم آسیبدیدگی معمولاً از پاها و انگشتها شروع میشود و سپس به ساقها و دستها میرسد.
علائمی که نباید نادیده گرفته شوند
وو پرونده بیمار ۷۴ سالهای را شرح داد که بیش از یک دهه با دیابت دستوپنجه نرم میکرد. نوروپاتی باعث تحلیلرفتن عضلات دست او شده بود. برجستگی بزرگ کف دست- بالشتک عضلانی زیر شست- در افراد سالم کاملاً برجسته به نظر میرسد، اما در این بیمار حالت فرورفته داشت و دستش ضعیف و بیحس شده بود.
به گفته وو، درمان این عارضه در مقطعی که آسیبدیدگی عصبی به مرحله حاد میرسد بسیار دشوار خواهد بود.
او تأکید کرد که افراد باید به محض تجربه بیحسی دست به پزشک مراجعه کنند تا از وخامت بیشتر عصبهای خود جلوگیری کنند و نسبتاً بهبود یابند.
سندرم تونل کارپال: علت رایج
یکی از علل شایع بیحسی دست، فشار وارده به عصب میانی مچ است؛ عارضهای که سندرم تونل کارپال نامیده میشود. یک مطالعه مروری نظاممند در سال ۲۰۱۶ نشان داد که دیابتیها بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری هستند.
وو توضیح داد که استفاده از آتل فلزی در حین خواب شدت علائم را کاهش میدهد. آتل باید در مرکز مچ بسته شود و نیازی نیست که محکم باشد. هدف این است که مچ در طول شب خم نشود تا عصب آسیبدیده استراحت کند و بهبود یابد.
تمرینات ساده دست برای حمایت از سلامت عصبها
وو دو تمرین ساده زیر را به افرادی که دچار بیحسی دست هستند توصیه میکند. این حرکات به تقویت عضلات شست، محافظت از عصبهای دست و بهبود نوروپاتی محیطی خفیف کمک میکنند.
تمرین گریپ بال: یک توپ نرم و کشسانی را کف دستتان بگیرید و فشار دهید. این تمرین عضلات شست را تقویت کرده و به جلوگیری از تحلیلرفتن عضلات بر اثر نوروپاتی کمک میکند.
کشش مچ: دستتان را مشت کنید، سپس مشتتان را باز کرده و مچ دست را به آرامی به عقب خم کنید. این تمرین به کشآمدن عصبها و کاهش فشار وارده به عصب میانی کمک میکند.
تشخیص و درمان نوروپاتی
پزشکان برای معاینه نوروپاتی حساسیت بیمار به سوزنزدن، لمسشدن و حرارت را تست میکنند. همچنین ممکن است از جریان الکتریکی ملایم برای تحریک عصبها استفاده کنند و واکنش بیمار را تحلیل کنند تا از وجود و شدت آسیبدیدگی عصبی مطمئن شوند.
وو در مورد نوروپاتی محیطی ناشی از دیابت تأکید دارد که کنترل قند خون اولویت اصلی است. درصورت نیاز از داروهای اعصاب و تمرینات توانبخشی منظم استفاده میشود. در موارد حاد یا فشار عصبی شدید معمولاً از عمل جراحی برای کاهش فشار و توانبخشی کمک گرفته میشود.
عمل جراحی شامل جراحی باز سنتی و روشهای کمتهاجمی جدید میشود.
بیحسی دست اغلب نادیده گرفته میشود، اما در دیابتیها اولین نشانهای است که میگوید بدن به کمک نیاز دارد. تشخیص بهموقع علائم و کنترل قند خون، تمرینات هدفمند و معاینات پزشکی زودهنگام میتواند از عملکرد عصبها محافظت کند و توان حرکتی بیمار را سالها پابرجا نگهدارد. کارهای کوچک روزانه میتوانند جلوی پیشرفت بیماری را بگیرند و از بدن محافظت کنند.
🆔@ScientificDialectics
بیحسی دست میتواند نشانه اولیه تغییرات عصبی در افراد دیابتی باشد. با اینحال، تمرینات سادهای وجود دارند که به حفظ عملکرد عصبها کمک میکنند.
مورمورشدن دستها شاید بیضرر به نظر برسد. اگر کل روز مشغول تایپکردن بوده یا در وضعیت نامناسبی خوابیده باشید، ممکن است دچار این مشکل شوید. اما بیحسی دستها برای دیابتیها میتواند اولین نشانه خاموش نوروپاتی محیطی باشد که اگر نادیده گرفته شود، باعث تحلیلرفتن عضلات، از دست دادن توان حرکتی و ازکارافتادگی میشود. تشخیص علائم اولیه و انجام تمرینات توانبخشی هدفمند نقش بسزایی در محافظت از عملکرد عصبها و کند کردن روند آسیب خواهد داشت.
چرا بیحسی دست بیش از آنچه که فکرش را میکنید اهمیت دارد
نوروپاتی محیطی به آسیبدیدگی عصبهای خارج از مغز و نخاع اشاره دارد و معمولاً دستها و پاها را درگیر میکند. این عارضه در افراد دیابتی جزو شایعترین عوارض است. مطالعهای که در ماه آوریل انتشار یافت، نشان میدهد که دستکم نیمی از دیابتیها درنهایت دچار نوروپاتی دیابتی میشوند.
سیستم عصبی دو بخش اصلی دارد:
سیستم عصبی مرکزی: مغز و نخاع
سیستم عصبی محیطی: عصبهای منتهی به اندامها و اعضای داخلی
دکتر آنی وو، متخصص مغز و اعصاب در بیمارستان نیویورک-پرسبیترین کوئینز، در برنامه «سلامت ۱+۱» شبکه انتیدی می گوید : «قند خون بالا باعث آسیبدیدگی میکروواسکولار یا مویرگی میشود.»
وقتی مویرگها آسیب میبینند، عصبها از مواد مغذی و اکسیژن حیاتی لازم بینصیب میمانند که به اختلال عملکرد عصبی منجر میشود. عصبهای بلندتر معمولاً زودتر تحت تأثیر قرار میگیرند. از اینرو، علائم آسیبدیدگی معمولاً از پاها و انگشتها شروع میشود و سپس به ساقها و دستها میرسد.
علائمی که نباید نادیده گرفته شوند
وو پرونده بیمار ۷۴ سالهای را شرح داد که بیش از یک دهه با دیابت دستوپنجه نرم میکرد. نوروپاتی باعث تحلیلرفتن عضلات دست او شده بود. برجستگی بزرگ کف دست- بالشتک عضلانی زیر شست- در افراد سالم کاملاً برجسته به نظر میرسد، اما در این بیمار حالت فرورفته داشت و دستش ضعیف و بیحس شده بود.
به گفته وو، درمان این عارضه در مقطعی که آسیبدیدگی عصبی به مرحله حاد میرسد بسیار دشوار خواهد بود.
او تأکید کرد که افراد باید به محض تجربه بیحسی دست به پزشک مراجعه کنند تا از وخامت بیشتر عصبهای خود جلوگیری کنند و نسبتاً بهبود یابند.
سندرم تونل کارپال: علت رایج
یکی از علل شایع بیحسی دست، فشار وارده به عصب میانی مچ است؛ عارضهای که سندرم تونل کارپال نامیده میشود. یک مطالعه مروری نظاممند در سال ۲۰۱۶ نشان داد که دیابتیها بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری هستند.
وو توضیح داد که استفاده از آتل فلزی در حین خواب شدت علائم را کاهش میدهد. آتل باید در مرکز مچ بسته شود و نیازی نیست که محکم باشد. هدف این است که مچ در طول شب خم نشود تا عصب آسیبدیده استراحت کند و بهبود یابد.
تمرینات ساده دست برای حمایت از سلامت عصبها
وو دو تمرین ساده زیر را به افرادی که دچار بیحسی دست هستند توصیه میکند. این حرکات به تقویت عضلات شست، محافظت از عصبهای دست و بهبود نوروپاتی محیطی خفیف کمک میکنند.
تمرین گریپ بال: یک توپ نرم و کشسانی را کف دستتان بگیرید و فشار دهید. این تمرین عضلات شست را تقویت کرده و به جلوگیری از تحلیلرفتن عضلات بر اثر نوروپاتی کمک میکند.
کشش مچ: دستتان را مشت کنید، سپس مشتتان را باز کرده و مچ دست را به آرامی به عقب خم کنید. این تمرین به کشآمدن عصبها و کاهش فشار وارده به عصب میانی کمک میکند.
تشخیص و درمان نوروپاتی
پزشکان برای معاینه نوروپاتی حساسیت بیمار به سوزنزدن، لمسشدن و حرارت را تست میکنند. همچنین ممکن است از جریان الکتریکی ملایم برای تحریک عصبها استفاده کنند و واکنش بیمار را تحلیل کنند تا از وجود و شدت آسیبدیدگی عصبی مطمئن شوند.
وو در مورد نوروپاتی محیطی ناشی از دیابت تأکید دارد که کنترل قند خون اولویت اصلی است. درصورت نیاز از داروهای اعصاب و تمرینات توانبخشی منظم استفاده میشود. در موارد حاد یا فشار عصبی شدید معمولاً از عمل جراحی برای کاهش فشار و توانبخشی کمک گرفته میشود.
عمل جراحی شامل جراحی باز سنتی و روشهای کمتهاجمی جدید میشود.
بیحسی دست اغلب نادیده گرفته میشود، اما در دیابتیها اولین نشانهای است که میگوید بدن به کمک نیاز دارد. تشخیص بهموقع علائم و کنترل قند خون، تمرینات هدفمند و معاینات پزشکی زودهنگام میتواند از عملکرد عصبها محافظت کند و توان حرکتی بیمار را سالها پابرجا نگهدارد. کارهای کوچک روزانه میتوانند جلوی پیشرفت بیماری را بگیرند و از بدن محافظت کنند.
🆔@ScientificDialectics
Nature
Diabetic neuropathy: cutting-edge research and future directions
Signal Transduction and Targeted Therapy - Diabetic neuropathy: cutting-edge research and future directions
❤2👍2
💢بازار کار آینده زیر سایه هوش مصنوعی
مشاغلی که در عصر هوش مصنوعی بیشترین رشد را دارند
مشاغلی که بیشترین تعامل را با هوش مصنوعی دارند، برخلاف انتظار، سریعتر از سایر مشاغل رشد میکنند.
در حالی که سالهاست درباره «بلعیده شدن مشاغل توسط هوش مصنوعی» هشدار داده میشود، گزارش جدید CNN تصویر غافلگیرکنندهای ارائه میدهد. بر اساس این گزارش، هوش مصنوعی نهتنها هنوز باعث موج گسترده بیکاری نشده، بلکه در برخی از مشاغلی که بیشترین تماس را با این فناوری دارند، اشتغال و حتی دستمزدها افزایش یافته است.
اما کارشناسان تأکید میکنند این به معنای امن بودن آینده شغلی نیست. بلکه نشانهای از یک دگرگونی عمیق و تدریجی در ساختار بازار کار جهانی است.
طبق تحلیل دادههای اقتصادی که سیانان به آن استناد کرده، مشاغلی که بیشترین تعامل را با ابزارهای هوش مصنوعی دارند مانند تحلیل داده، امور مالی، فناوری اطلاعات و برخی نقشهای مدیریتی از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ حدود ۱.۷ درصد رشد اشتغال را تجربه کردهاند.
این عدد حتی از رشد اشتغال در دوره پیش از همهگیری کرونا نیز بیشتر است. موضوعی که روایت «حذف فوری مشاغل» را زیر سؤال میبرد.
نکتهای که کمتر کسی انتظارش را داشت
شگفتی بزرگتر در بخش دستمزدها رخ داده است. بر اساس این گزارش، در مشاغلی که بیشترین ارتباط را با هوش مصنوعی دارند، دستمزد واقعی (پس از کسر تورم) افزایش پیدا کرده است. این یعنی فعلاً کسانی که با هوش مصنوعی کار میکنند، نهتنها جایگزین نشدهاند، بلکه ارزش اقتصادی بالاتری هم پیدا کردهاند.
اقتصاددانان میگویند دلیل این تناقض ساده است، و هوش مصنوعی در حال حاضر بیشتر وظایف شغلی را تغییر میدهد، نه خود شغلها را.
به بیان دیگر، بسیاری از کارها حذف نمیشوند، بلکه خودکارتر میشوند، سریعتر انجام میگیرند، و به مهارتهای جدید نیاز پیدا میکنند. وظایف تکراری، اداری و ساده بیشترین آسیب را میبینند، اما در مقابل، نیاز به تصمیمگیری انسانی، خلاقیت، تحلیل و نظارت افزایش مییابد.
مشاغل جدیدی که پنج سال پیش وجود نداشتند
گزارش تأکید میکند که همزمان با رشد هوش مصنوعی، نقشهای شغلی کاملاً جدیدی در حال شکلگیری هستند. از جمله میتوان به مدیران سیستمهای هوش مصنوعی، متخصصان آموزش و کنترل مدلها، کارشناسان امنیت داده و الگوریتم، و ناظران اخلاق و خطای هوش مصنوعی اشاره کرد. این مشاغل نهتنها در حال افزایش هستند، بلکه اغلب دستمزدهای بالاتری از میانگین بازار دارند.
کارشناسان میگویند خطر واقعی نه برای کسانی است که با هوش مصنوعی کار میکنند، بلکه برای افرادی است که هیچ مهارتی برای تعامل با آن ندارند.
شرکتها بهتدریج انتظار دارند کارکنان با ابزارهای هوش مصنوعی کار کنند، خروجی آنها را تحلیل و اصلاح کنند، و بتوانند تصمیم نهایی انسانی بگیرند.
در بسیاری از آگهیهای شغلی، شاید هوش مصنوعی مستقیماً ذکر نشود، اما در عمل به یک مهارت پایه و ضروری تبدیل شده است.
آیا موج اصلی بیکاری هنوز از راه نرسیده؟
برخی مدیران فناوری هشدار میدهند که اثرات واقعی هوش مصنوعی ممکن است با تأخیر چندساله ظاهر شود. یعنی بازار کار فعلاً در مرحله «سازگاری» است، و زمان «شوک» نرسیده است.
اما اگر آموزش نیروی انسانی همگام با فناوری پیش نرود، این تعادل میتواند بهسرعت به هم بخورد.
در نهایت گزارش نشان میدهد که روایت «پایان مشاغل» بیش از حد سادهانگارانه است. آنچه در حال وقوع است را میتوان تغییر نقشها، افزایش ارزش مهارتهای انسانی، و ادغام تدریجی انسان و هوش مصنوعی در محیط کار دانست.
برای کارمندان، دانشجویان و مدیران امروز، پیام روشن است. یاد گرفتن کار با هوش مصنوعی، دیگر یک مزیت نیست، بلکه شرط بقاست.
https://edition.cnn.com/2025/12/18/business/ai-jobs-economy
🆔@ScientificDialectics
مشاغلی که در عصر هوش مصنوعی بیشترین رشد را دارند
مشاغلی که بیشترین تعامل را با هوش مصنوعی دارند، برخلاف انتظار، سریعتر از سایر مشاغل رشد میکنند.
در حالی که سالهاست درباره «بلعیده شدن مشاغل توسط هوش مصنوعی» هشدار داده میشود، گزارش جدید CNN تصویر غافلگیرکنندهای ارائه میدهد. بر اساس این گزارش، هوش مصنوعی نهتنها هنوز باعث موج گسترده بیکاری نشده، بلکه در برخی از مشاغلی که بیشترین تماس را با این فناوری دارند، اشتغال و حتی دستمزدها افزایش یافته است.
اما کارشناسان تأکید میکنند این به معنای امن بودن آینده شغلی نیست. بلکه نشانهای از یک دگرگونی عمیق و تدریجی در ساختار بازار کار جهانی است.
طبق تحلیل دادههای اقتصادی که سیانان به آن استناد کرده، مشاغلی که بیشترین تعامل را با ابزارهای هوش مصنوعی دارند مانند تحلیل داده، امور مالی، فناوری اطلاعات و برخی نقشهای مدیریتی از سال ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ حدود ۱.۷ درصد رشد اشتغال را تجربه کردهاند.
این عدد حتی از رشد اشتغال در دوره پیش از همهگیری کرونا نیز بیشتر است. موضوعی که روایت «حذف فوری مشاغل» را زیر سؤال میبرد.
نکتهای که کمتر کسی انتظارش را داشت
شگفتی بزرگتر در بخش دستمزدها رخ داده است. بر اساس این گزارش، در مشاغلی که بیشترین ارتباط را با هوش مصنوعی دارند، دستمزد واقعی (پس از کسر تورم) افزایش پیدا کرده است. این یعنی فعلاً کسانی که با هوش مصنوعی کار میکنند، نهتنها جایگزین نشدهاند، بلکه ارزش اقتصادی بالاتری هم پیدا کردهاند.
اقتصاددانان میگویند دلیل این تناقض ساده است، و هوش مصنوعی در حال حاضر بیشتر وظایف شغلی را تغییر میدهد، نه خود شغلها را.
به بیان دیگر، بسیاری از کارها حذف نمیشوند، بلکه خودکارتر میشوند، سریعتر انجام میگیرند، و به مهارتهای جدید نیاز پیدا میکنند. وظایف تکراری، اداری و ساده بیشترین آسیب را میبینند، اما در مقابل، نیاز به تصمیمگیری انسانی، خلاقیت، تحلیل و نظارت افزایش مییابد.
مشاغل جدیدی که پنج سال پیش وجود نداشتند
گزارش تأکید میکند که همزمان با رشد هوش مصنوعی، نقشهای شغلی کاملاً جدیدی در حال شکلگیری هستند. از جمله میتوان به مدیران سیستمهای هوش مصنوعی، متخصصان آموزش و کنترل مدلها، کارشناسان امنیت داده و الگوریتم، و ناظران اخلاق و خطای هوش مصنوعی اشاره کرد. این مشاغل نهتنها در حال افزایش هستند، بلکه اغلب دستمزدهای بالاتری از میانگین بازار دارند.
کارشناسان میگویند خطر واقعی نه برای کسانی است که با هوش مصنوعی کار میکنند، بلکه برای افرادی است که هیچ مهارتی برای تعامل با آن ندارند.
شرکتها بهتدریج انتظار دارند کارکنان با ابزارهای هوش مصنوعی کار کنند، خروجی آنها را تحلیل و اصلاح کنند، و بتوانند تصمیم نهایی انسانی بگیرند.
در بسیاری از آگهیهای شغلی، شاید هوش مصنوعی مستقیماً ذکر نشود، اما در عمل به یک مهارت پایه و ضروری تبدیل شده است.
آیا موج اصلی بیکاری هنوز از راه نرسیده؟
برخی مدیران فناوری هشدار میدهند که اثرات واقعی هوش مصنوعی ممکن است با تأخیر چندساله ظاهر شود. یعنی بازار کار فعلاً در مرحله «سازگاری» است، و زمان «شوک» نرسیده است.
اما اگر آموزش نیروی انسانی همگام با فناوری پیش نرود، این تعادل میتواند بهسرعت به هم بخورد.
در نهایت گزارش نشان میدهد که روایت «پایان مشاغل» بیش از حد سادهانگارانه است. آنچه در حال وقوع است را میتوان تغییر نقشها، افزایش ارزش مهارتهای انسانی، و ادغام تدریجی انسان و هوش مصنوعی در محیط کار دانست.
برای کارمندان، دانشجویان و مدیران امروز، پیام روشن است. یاد گرفتن کار با هوش مصنوعی، دیگر یک مزیت نیست، بلکه شرط بقاست.
https://edition.cnn.com/2025/12/18/business/ai-jobs-economy
🆔@ScientificDialectics
❤5
💢بیماری لایم مزمن پس از سالها بیاعتنایی به رسمیت شناخته میشود
بیمارانی که با علائم پایدار لایم دستوپنجه نرم میکنند، از نظر پزشکی در بلاتکلیفی به سر میبرند. این درحالی است که پژوهشگران بر سر علتها، راهکارهای درمانی و حتی نام این عارضه اختلافنظر دارند.
نیکی شولتک یک سال تمام در بین مطبهای متخصصان کنتیکت سرگردان بود. میگوید در این دوره مثل توپ بین مطبها پاسکاری میشد. پزشکان متخصص تنها به علائم بدحالی او- درد مثانه، علائم عصبی، درد مفاصل- توجه داشتند و تصویر کلی را نمیدیدند.
شولتک می گوید : «من دکترها را سرزنش نمیکنم. آنها فقط در حوزه تخصصی خودشان مهارت دارند.»
شولتک پس از این چند تشخیص نادرست متوجه شد که به بیماری لایم مبتلا شده است. با اینحال، تجربه او در سروکلهزدن با نوع پزشکی غیرمتمرکز باعث شد که در روز ۱۵ دسامبر در نشست واشینگتن حاضر شود که رابرت اف. کندی جونیور، وزیر بهداشت و خدمات انسانی آمریکا، دستور برگزاری آن را صادر کرده بود. قرار بود اعضای این نشست درباره ناکامی دیرینه در تشخیص، بررسی و درمان بیماری لایم گفتوگو کنند.
کندی در این نشست گفت: «بیماری لایم یک بیماری مزمن است که از مدتها پیش نادیده گرفته شده و مبتلایان به این بیماری به اندازه لازم تحت نظر قرار نگرفتهاند. میخواهم اعلام کنم که دوران نادیدهگرفتن بیماران لایم به سر رسیده است.»
اختلافنظر پزشکان
سرگذشت شولتک شبیه تجربه بیماران پرشماری است که ماهها یا حتی سالها با خستگی، درد، علائم عصبی و مشکلات شناختی دستوپنجه نرم کردهاند و پس از انجام آزمایشهای متعدد متوجه شدند که همه مشکلاتشان از نیش همان کنهای نشأت میگیرد که آنها را درگیرِ بیماری لایم کرده است.
علائم پایدار بیماری لایم باعث شدهاند که تشخیص و درمان این بیماری دشوارتر شود. این دشواری تا حدی به این دلیل است که نهادهای بهداشتی، جریان اصلی پزشکی، پژوهشگران و بیماران بر سر علت علائم ناتوانکننده این بیماری اختلافنظر دارند.
این میزگرد بیماران، پزشکان، پژوهشگران و کنشگران را گردهم آورد تا درباره «ناکامی دیرینه در تشخیص، بررسی و درمان بیماری لایم» گفتوگو کنند.
بیماری لایم بر اثر باکتری بورلیا بورگدورفری ایجاد میشود و از طریق نیش کنه گوزنی سرایت میکند. علائم اولیه شامل تب، سردرد و بثورات پوستی هستند و حدود ۹۰ درصد از بیماران با چند هفته مصرف آنتیبیوتیک بهبود مییابند.
شیوع بیماری لایم در ایران بسیار کم است ولی در اروپا، آمریکا و کانادا بسیار است.
در برخی مناطق ایران بهویژه در گیلان و مازندران، گونههایی از کنههای سخت مانند کنه ایکسودِس ریسینوس یافت شدهاند که در دیگر کشورها ناقل باکتری بورلیا هستند؛ این موضوع نشان میدهد که پتانسیل انتقال لایم در ایران وجود دارد، هرچند موارد گزارششده هنوز اندک است.
حدود ۱۰ درصد از بیماران از جمله شولتک بهرغم مصرف آنتیبیوتیک همچنان با خستگی، درد مفاصل و عضلات و مشکلات شناختی دستوپنجه نرم میکردند.
دورلند فیش، استاد بازنشسته اپیدمیولوژی در دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه ییل، که در این میزگرد حضور داشت می گوید : «ما هنوز علت بروز این علائم را نمیدانیم. اما علائم مشابهی در بیماران مبتلا به کووید طولانیمدت و سندرم خستگی مزمن مشاهده میشود.»
اختلافنظر پزشکان از همینجا آغاز میشود: جریان اصلی پزشکی از جمله نهادهای فدرال آمریکا به علائم پایدار این بیماری «سندرم پسادرمانی بیماری لایم» میگویند و معتقدند که این علائم از آسیبهای باقیمانده یا واکنش سیستم ایمنی به عفونت اولیه نشأت میگیرند.
از اینرو، این نهادها از بهکاربردن اصطلاح «لایم مزمن» اجتناب میکنند؛ اصطلاحی که نشان میدهد باکتری بورلیا بورگدورفری همچنان در بدن وجود دارد. این نهادها همچنین درمان طولانیمدت با آنتیبیوتیک را به دلیل خطر عوارض جدی توصیه نمیکنند.
فیش گفت: «لایم مزمن معمولاً به این معنی است که عفونت پس از درمان همچنان در بدن باقی مانده است.»
اما بیمارانی که با علائم پایدار دستبهگریبان هستند، اصطلاح «لایم مزمن» را ترجیح میدهند. آنها بر این باورند که این اصطلاح ماهیت ادامهدارِ بیماریشان را منعکس میکند. بسیاری از آنها هرگز بابت عفونت لایم تحت درمان قرار نگرفتهاند و برچسب «سندرم پسادرمانی» با تجربه آنها همخوانی ندارد.
برخی هم این احتمال را مطرح میکنند که شاید عفونت لایم بهصورت ماندگار در بدنشان باقی مانده باشد، زیرا علائمشان با مصرف آنتیبیوتیک برای مدتی بهتر میشود.
اختلافنظر بر سر اینکه علائم پایدار به لایم مزمن مربوط میشوند یا از سندرم پسادرمانی نشأت میگیرند، ارائه خدمات درمانی مناسب به بیماران را دشوارتر میکند.
🆔@ScientificDialectics
بیمارانی که با علائم پایدار لایم دستوپنجه نرم میکنند، از نظر پزشکی در بلاتکلیفی به سر میبرند. این درحالی است که پژوهشگران بر سر علتها، راهکارهای درمانی و حتی نام این عارضه اختلافنظر دارند.
نیکی شولتک یک سال تمام در بین مطبهای متخصصان کنتیکت سرگردان بود. میگوید در این دوره مثل توپ بین مطبها پاسکاری میشد. پزشکان متخصص تنها به علائم بدحالی او- درد مثانه، علائم عصبی، درد مفاصل- توجه داشتند و تصویر کلی را نمیدیدند.
شولتک می گوید : «من دکترها را سرزنش نمیکنم. آنها فقط در حوزه تخصصی خودشان مهارت دارند.»
شولتک پس از این چند تشخیص نادرست متوجه شد که به بیماری لایم مبتلا شده است. با اینحال، تجربه او در سروکلهزدن با نوع پزشکی غیرمتمرکز باعث شد که در روز ۱۵ دسامبر در نشست واشینگتن حاضر شود که رابرت اف. کندی جونیور، وزیر بهداشت و خدمات انسانی آمریکا، دستور برگزاری آن را صادر کرده بود. قرار بود اعضای این نشست درباره ناکامی دیرینه در تشخیص، بررسی و درمان بیماری لایم گفتوگو کنند.
کندی در این نشست گفت: «بیماری لایم یک بیماری مزمن است که از مدتها پیش نادیده گرفته شده و مبتلایان به این بیماری به اندازه لازم تحت نظر قرار نگرفتهاند. میخواهم اعلام کنم که دوران نادیدهگرفتن بیماران لایم به سر رسیده است.»
اختلافنظر پزشکان
سرگذشت شولتک شبیه تجربه بیماران پرشماری است که ماهها یا حتی سالها با خستگی، درد، علائم عصبی و مشکلات شناختی دستوپنجه نرم کردهاند و پس از انجام آزمایشهای متعدد متوجه شدند که همه مشکلاتشان از نیش همان کنهای نشأت میگیرد که آنها را درگیرِ بیماری لایم کرده است.
علائم پایدار بیماری لایم باعث شدهاند که تشخیص و درمان این بیماری دشوارتر شود. این دشواری تا حدی به این دلیل است که نهادهای بهداشتی، جریان اصلی پزشکی، پژوهشگران و بیماران بر سر علت علائم ناتوانکننده این بیماری اختلافنظر دارند.
این میزگرد بیماران، پزشکان، پژوهشگران و کنشگران را گردهم آورد تا درباره «ناکامی دیرینه در تشخیص، بررسی و درمان بیماری لایم» گفتوگو کنند.
بیماری لایم بر اثر باکتری بورلیا بورگدورفری ایجاد میشود و از طریق نیش کنه گوزنی سرایت میکند. علائم اولیه شامل تب، سردرد و بثورات پوستی هستند و حدود ۹۰ درصد از بیماران با چند هفته مصرف آنتیبیوتیک بهبود مییابند.
شیوع بیماری لایم در ایران بسیار کم است ولی در اروپا، آمریکا و کانادا بسیار است.
در برخی مناطق ایران بهویژه در گیلان و مازندران، گونههایی از کنههای سخت مانند کنه ایکسودِس ریسینوس یافت شدهاند که در دیگر کشورها ناقل باکتری بورلیا هستند؛ این موضوع نشان میدهد که پتانسیل انتقال لایم در ایران وجود دارد، هرچند موارد گزارششده هنوز اندک است.
حدود ۱۰ درصد از بیماران از جمله شولتک بهرغم مصرف آنتیبیوتیک همچنان با خستگی، درد مفاصل و عضلات و مشکلات شناختی دستوپنجه نرم میکردند.
دورلند فیش، استاد بازنشسته اپیدمیولوژی در دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه ییل، که در این میزگرد حضور داشت می گوید : «ما هنوز علت بروز این علائم را نمیدانیم. اما علائم مشابهی در بیماران مبتلا به کووید طولانیمدت و سندرم خستگی مزمن مشاهده میشود.»
اختلافنظر پزشکان از همینجا آغاز میشود: جریان اصلی پزشکی از جمله نهادهای فدرال آمریکا به علائم پایدار این بیماری «سندرم پسادرمانی بیماری لایم» میگویند و معتقدند که این علائم از آسیبهای باقیمانده یا واکنش سیستم ایمنی به عفونت اولیه نشأت میگیرند.
از اینرو، این نهادها از بهکاربردن اصطلاح «لایم مزمن» اجتناب میکنند؛ اصطلاحی که نشان میدهد باکتری بورلیا بورگدورفری همچنان در بدن وجود دارد. این نهادها همچنین درمان طولانیمدت با آنتیبیوتیک را به دلیل خطر عوارض جدی توصیه نمیکنند.
فیش گفت: «لایم مزمن معمولاً به این معنی است که عفونت پس از درمان همچنان در بدن باقی مانده است.»
اما بیمارانی که با علائم پایدار دستبهگریبان هستند، اصطلاح «لایم مزمن» را ترجیح میدهند. آنها بر این باورند که این اصطلاح ماهیت ادامهدارِ بیماریشان را منعکس میکند. بسیاری از آنها هرگز بابت عفونت لایم تحت درمان قرار نگرفتهاند و برچسب «سندرم پسادرمانی» با تجربه آنها همخوانی ندارد.
برخی هم این احتمال را مطرح میکنند که شاید عفونت لایم بهصورت ماندگار در بدنشان باقی مانده باشد، زیرا علائمشان با مصرف آنتیبیوتیک برای مدتی بهتر میشود.
اختلافنظر بر سر اینکه علائم پایدار به لایم مزمن مربوط میشوند یا از سندرم پسادرمانی نشأت میگیرند، ارائه خدمات درمانی مناسب به بیماران را دشوارتر میکند.
🆔@ScientificDialectics
www.hhs.gov
Secretary Kennedy Convenes Lyme Disease Patients and Providers to Announce New Diagnostic Efforts | HHS.gov
❤5👍2
💢راز عمر ۱۰۰ ساله انسانهای قدیم فاش شد
عمر طولانی، یک ارث باستانی است؟
برای سالها تصور غالب این بود که انسانهای باستان عمری کوتاهتر و پر از بیماری داشتهاند. اما شواهد جدید علمی نشان میدهد این تصویر دقیق نیست.
برخلاف تصور رایج، انسانهای اولیه لزوماً عمر کوتاهی نداشتند. برخی از آنها به لطف ژنهای مقاوم، سازگاری تکاملی و بدنهایی ساختهشده برای بقا، عمرهایی داشتند که امروز هم تحسینبرانگیز است. شاید راز طول عمر برخی انسانهای امروزی، نه در آزمایشگاههای مدرن، بلکه در ژنهایی نهفته باشد که از عصر یخبندان به ما رسیدهاند.
واقعیت این است که در دنیای قدیم مرگومیر نوزادان و کودکان بسیار بالا بود اما کسانی که از کودکی جان سالم به در میبردند، گاهی دههها بیشتر از انتظار زندگی میکردند.
میراثی از عصر یخبندان
پژوهشی که نتایج آن در نشریه علمی GeroScience منتشر شده نشان میدهد که ریشههای ژنتیکی بسیار قدیمی میتوانند نقش کلیدی در طول عمر ایفا کنند.
در این پژوهش دانشمندان ژنوم ۳۳۳ فرد صدساله را با ژنوم بیش از ۱۰۰ انسان باستانی اروپایی مقایسه کردند. نتیجه شگفتانگیز بود. افرادی که به ۱۰۰ سالگی رسیده بودند، شباهت ژنتیکی بیشتری با شکارچیـگردآورندگان غرب اروپا پس از عصر یخبندان داشتند.
انسانهای اولیه در شرایطی زندگی میکردند که غذا محدود بود. بیماریها درمان نداشتند، و سرما، قحطی و استرس دائمی بود. در چنین محیطی، فقط افرادی با بدنهای مقاومتر، سیستم ایمنی قویتر و توانایی بهتر در مدیریت استرس زنده میماندند.
این ویژگیها بهمرور در ژنها تثبیت و طی هزاران سال به نسلهای بعد منتقل شدند. دانشمندان تخمین میزنند داشتن این میراث ژنتیکی میتواند احتمال رسیدن به ۱۰۰ سالگی را تا حدود ۳۸ درصد افزایش دهد.
دوران کشاورزی
جالب اینکه پژوهش نشان میدهد ژنهای مرتبط با کشاورزان اولیه اروپا الزاماً با طول عمر بیشتر همراه نیستند و حتی ممکن است با افزایش برخی بیماریها مرتبط باشند. بر اساس گزارش «interestingengineering» تغییر ناگهانی رژیم غذایی، زندگی یکجانشین و تماس نزدیک با حیوانات اهلی، فشارهای تازهای بر بدن انسان وارد کرد. فشارهایی که احتمالا اثرات منفی بلندمدت داشتهاند.
البته پژوهشگران تأکید میکنند که سبک زندگی سالم، تغذیه، فعالیت بدنی و پزشکی مدرن همچنان نقش اساسی دارند. اما این پژوهش نشان میدهد که بعضی از ما با یک مزیت ژنتیکی قدیمی متولد میشویم و بهعبارت دیگر، طول عمر بالا فقط نتیجه انتخابهای امروز ما نیست. بلکه تا حدی ارثی از نبرد اجدادمان با طبیعت خشن گذشته است.
شواهد باستانشناسی و استخوانشناسی نشان میدهد برخی انسانهای ماقبل تاریخ دچار سایش شدید دندانها، آرتروز و تغییرات استخوانی ناشی از کهنسالی بودهاند. نشانههایی که فقط در صورت رسیدن به سنین بالا ظاهر میشود. این یافتهها نشان میدهد سالمندی پدیدهای مدرن نیست بلکه بخشی از تاریخ زیستی انسان است.
https://interestingengineering.com/culture/why-ancient-people-live-100-years
🆔@ScientificDialectics
عمر طولانی، یک ارث باستانی است؟
برای سالها تصور غالب این بود که انسانهای باستان عمری کوتاهتر و پر از بیماری داشتهاند. اما شواهد جدید علمی نشان میدهد این تصویر دقیق نیست.
برخلاف تصور رایج، انسانهای اولیه لزوماً عمر کوتاهی نداشتند. برخی از آنها به لطف ژنهای مقاوم، سازگاری تکاملی و بدنهایی ساختهشده برای بقا، عمرهایی داشتند که امروز هم تحسینبرانگیز است. شاید راز طول عمر برخی انسانهای امروزی، نه در آزمایشگاههای مدرن، بلکه در ژنهایی نهفته باشد که از عصر یخبندان به ما رسیدهاند.
واقعیت این است که در دنیای قدیم مرگومیر نوزادان و کودکان بسیار بالا بود اما کسانی که از کودکی جان سالم به در میبردند، گاهی دههها بیشتر از انتظار زندگی میکردند.
میراثی از عصر یخبندان
پژوهشی که نتایج آن در نشریه علمی GeroScience منتشر شده نشان میدهد که ریشههای ژنتیکی بسیار قدیمی میتوانند نقش کلیدی در طول عمر ایفا کنند.
در این پژوهش دانشمندان ژنوم ۳۳۳ فرد صدساله را با ژنوم بیش از ۱۰۰ انسان باستانی اروپایی مقایسه کردند. نتیجه شگفتانگیز بود. افرادی که به ۱۰۰ سالگی رسیده بودند، شباهت ژنتیکی بیشتری با شکارچیـگردآورندگان غرب اروپا پس از عصر یخبندان داشتند.
انسانهای اولیه در شرایطی زندگی میکردند که غذا محدود بود. بیماریها درمان نداشتند، و سرما، قحطی و استرس دائمی بود. در چنین محیطی، فقط افرادی با بدنهای مقاومتر، سیستم ایمنی قویتر و توانایی بهتر در مدیریت استرس زنده میماندند.
این ویژگیها بهمرور در ژنها تثبیت و طی هزاران سال به نسلهای بعد منتقل شدند. دانشمندان تخمین میزنند داشتن این میراث ژنتیکی میتواند احتمال رسیدن به ۱۰۰ سالگی را تا حدود ۳۸ درصد افزایش دهد.
دوران کشاورزی
جالب اینکه پژوهش نشان میدهد ژنهای مرتبط با کشاورزان اولیه اروپا الزاماً با طول عمر بیشتر همراه نیستند و حتی ممکن است با افزایش برخی بیماریها مرتبط باشند. بر اساس گزارش «interestingengineering» تغییر ناگهانی رژیم غذایی، زندگی یکجانشین و تماس نزدیک با حیوانات اهلی، فشارهای تازهای بر بدن انسان وارد کرد. فشارهایی که احتمالا اثرات منفی بلندمدت داشتهاند.
البته پژوهشگران تأکید میکنند که سبک زندگی سالم، تغذیه، فعالیت بدنی و پزشکی مدرن همچنان نقش اساسی دارند. اما این پژوهش نشان میدهد که بعضی از ما با یک مزیت ژنتیکی قدیمی متولد میشویم و بهعبارت دیگر، طول عمر بالا فقط نتیجه انتخابهای امروز ما نیست. بلکه تا حدی ارثی از نبرد اجدادمان با طبیعت خشن گذشته است.
شواهد باستانشناسی و استخوانشناسی نشان میدهد برخی انسانهای ماقبل تاریخ دچار سایش شدید دندانها، آرتروز و تغییرات استخوانی ناشی از کهنسالی بودهاند. نشانههایی که فقط در صورت رسیدن به سنین بالا ظاهر میشود. این یافتهها نشان میدهد سالمندی پدیدهای مدرن نیست بلکه بخشی از تاریخ زیستی انسان است.
https://interestingengineering.com/culture/why-ancient-people-live-100-years
🆔@ScientificDialectics
Interesting Engineering
New study reveals why some ancient people lived to 100 years or more?
Researchers analyzed 333 Italian centenarians and compared their genetic composition to 103 ancient genomes to investigate human longevity.
❤6👍3🙏3
💢شیردال سوئدی مقابل اژدهای نیرومند چین
کدام جنگنده پیروز میشود؟
گریپن، شیربالدار افسانهای سوئدی، در یک نبرد فرضی مقابل J‑۲۰ اژدهای نیرومند چین حرفی برای گفتن دارد؟ هر دو جنگنده نقاط ضعف و قوتی دارند که پیشبینی نتیجه نهایی را دشوار میکند. در این سناریو، چابکی و فناوری پیشرفته گریپن با پنهانکاری و برد موشک طولانی J‑۲۰ مقابله میکند.
گریپن (JAS‑۳۹ Gripen) محصول سوئد است و نامش از گریفین، شیردال افسانهای گرفته شده است تا چابکی و قدرت آن را تداعی کند. این جنگنده سبک و چندمنظوره است و برای نبرد نزدیک، حمله به اهداف زمینی و جنگ الکترونیک طراحی شده است. مزیت اصلی آن چابکی بالا و هزینه کمتر نسبت به جنگندههای مشابه است.
در مقابل، J‑۲۰ چین جنگندهای نسل پنجم و پنهانکار است که تمرکز آن بر برد طولانی، پنهانکاری و قدرت تسلط هوایی است. طراحی متمایز بالها و سیستم رادار پیشرفته به آن امکان میدهد در نبردهای دوربرد، اولین ضربه را وارد کند و کنترل میدان نبرد را در دست گیرد.
در یک رویارویی فرضی گریپن شیردال افسانهای با چابکی بالا تلاش میکند به برد نزدیک برسد و ضربه موثری وارد کند. در نقطه مقابل J‑۲۰ اژدهای نیرومند با پنهانکاری و موشکهای دوربرد پیشدستی میکند تا قبل از رسیدن گریپن، کنترل میدان را در دست گیرد.
در نبردهای برد بلند، J‑۲۰ شانس بسیار بیشتری برای پیروزی دارد، اما در نبرد نزدیک هوایی (Dogfight) گریپن میتواند فرصتهایی برای مقابله ایجاد کند. این تقابل نشان میدهد که چابکی و فناوری الکترونیکی پیشرفته همچنان میتواند نقش مهمی ایفا کند.
مزایا و محدودیتها
مزایای گریپن
سبک و چابک
فناوری پیشرفته راداری و جنگ الکترونیک
هزینه تولید و نگهداری پایین
مناسب نبرد نزدیک و چندمنظوره
مزایای J‑۲۰
پنهانکاری نسل پنجم
برد موشک طولانی
طراحی برای تسلط هوایی و شلیک از دور
محدودیتها
محدودیت گریپن: برد و ظرفیت تسلیحات محدود
محدودیت J‑۲۰: محدودیت در مانور نزدیک نسبت به جنگنده سبکتر
اگرچه J‑۲۰ اژدهای نیرومند غالباً برتری دارد، گریپن شیربالدار افسانهای میتواند در شرایط خاص و نبرد نزدیک، مانع موفقیت کامل دشمن شود. این مقایسه نشان میدهد که تکنولوژی و طراحی هوشمندانه هواپیما میتواند بر چابکی سنتی غلبه کند، اما نتیجه واقعی نبرد به تاکتیک خلبان، شرایط محیطی و استفاده از نقاط قوت هر جنگنده بستگی دارد.
https://www.19fortyfive.com/2025/12/jas-39-gripen-vs-chinas-j-20-mighty-dragon-who-wins-in-4-words/
🆔@ScientificDialectics
کدام جنگنده پیروز میشود؟
گریپن، شیربالدار افسانهای سوئدی، در یک نبرد فرضی مقابل J‑۲۰ اژدهای نیرومند چین حرفی برای گفتن دارد؟ هر دو جنگنده نقاط ضعف و قوتی دارند که پیشبینی نتیجه نهایی را دشوار میکند. در این سناریو، چابکی و فناوری پیشرفته گریپن با پنهانکاری و برد موشک طولانی J‑۲۰ مقابله میکند.
گریپن (JAS‑۳۹ Gripen) محصول سوئد است و نامش از گریفین، شیردال افسانهای گرفته شده است تا چابکی و قدرت آن را تداعی کند. این جنگنده سبک و چندمنظوره است و برای نبرد نزدیک، حمله به اهداف زمینی و جنگ الکترونیک طراحی شده است. مزیت اصلی آن چابکی بالا و هزینه کمتر نسبت به جنگندههای مشابه است.
در مقابل، J‑۲۰ چین جنگندهای نسل پنجم و پنهانکار است که تمرکز آن بر برد طولانی، پنهانکاری و قدرت تسلط هوایی است. طراحی متمایز بالها و سیستم رادار پیشرفته به آن امکان میدهد در نبردهای دوربرد، اولین ضربه را وارد کند و کنترل میدان نبرد را در دست گیرد.
در یک رویارویی فرضی گریپن شیردال افسانهای با چابکی بالا تلاش میکند به برد نزدیک برسد و ضربه موثری وارد کند. در نقطه مقابل J‑۲۰ اژدهای نیرومند با پنهانکاری و موشکهای دوربرد پیشدستی میکند تا قبل از رسیدن گریپن، کنترل میدان را در دست گیرد.
در نبردهای برد بلند، J‑۲۰ شانس بسیار بیشتری برای پیروزی دارد، اما در نبرد نزدیک هوایی (Dogfight) گریپن میتواند فرصتهایی برای مقابله ایجاد کند. این تقابل نشان میدهد که چابکی و فناوری الکترونیکی پیشرفته همچنان میتواند نقش مهمی ایفا کند.
مزایا و محدودیتها
مزایای گریپن
سبک و چابک
فناوری پیشرفته راداری و جنگ الکترونیک
هزینه تولید و نگهداری پایین
مناسب نبرد نزدیک و چندمنظوره
مزایای J‑۲۰
پنهانکاری نسل پنجم
برد موشک طولانی
طراحی برای تسلط هوایی و شلیک از دور
محدودیتها
محدودیت گریپن: برد و ظرفیت تسلیحات محدود
محدودیت J‑۲۰: محدودیت در مانور نزدیک نسبت به جنگنده سبکتر
اگرچه J‑۲۰ اژدهای نیرومند غالباً برتری دارد، گریپن شیربالدار افسانهای میتواند در شرایط خاص و نبرد نزدیک، مانع موفقیت کامل دشمن شود. این مقایسه نشان میدهد که تکنولوژی و طراحی هوشمندانه هواپیما میتواند بر چابکی سنتی غلبه کند، اما نتیجه واقعی نبرد به تاکتیک خلبان، شرایط محیطی و استفاده از نقاط قوت هر جنگنده بستگی دارد.
https://www.19fortyfive.com/2025/12/jas-39-gripen-vs-chinas-j-20-mighty-dragon-who-wins-in-4-words/
🆔@ScientificDialectics
19FortyFive
JAS-39 Gripen vs. China’s J-20 Mighty Dragon: Who Wins In 4 Words
Key Points and Summary – Sweden’s JAS 39 Gripen was built for dispersed, affordable air defense—and it has become a favorite export for nations that can’t buy, or don’t want, the F-35. -China’s J-20 Mighty Dragon is a very different machine: a heavy, stealthy…
❤3🔥2🙏1
💢برخوردی بیسابقه با یک کشتی بهدلیل استفاده از استارلینک
چین برای نخستین بار به یک کشتی خارجی بهدلیل استفاده غیرمجاز از سرویس اینترنت ماهوارهای استارلینک، متعلق به شرکت SpaceX، در آبهای سرزمینی خود جریمه صادر کرد.
در بازرسی از این شناور که نامش منتشر نشده است، مأموران سازمان ایمنی دریایی نینگبو یک آنتن مستطیلشکل کوچک را روی عرشه بالایی کشتی مشاهده کردند که کاملاً با تجهیزات استاندارد ارتباطات دریایی متفاوت بود. پس از بررسیهای بیشتر، مشخص شد این آنتن یک دستگاه ارتباطات ماهوارهای LEO ساخت شرکت خارجی بوده و کشتی پس از ورود به آبهای چین همچنان از آن برای ارسال داده استفاده میکرده است.
بر اساس گزارش «SCMP»، اگرچه گزارش رسمی نام برند را اعلام نکرده است، عکسهای منتشرشده نشان میدهند که این دستگاه ترمینال استارلینک بوده است. سرویسی که معمولاً در خارج از چین برای اتصال به اینترنت ماهوارهای به کار میرود.
مقامات چینی میگویند این اولین مورد از اقدام نظارتی موفق در مورد «استفاده غیرقانونی از ارتباطات ماهوارهای در آبهای سرزمینی» است. آنها تأکید کردهاند که چنین تجهیزاتی بدون مجوز در قلمرو دریایی چین قابل استفاده نیستند.
استارلینک، سرویس اینترنت ماهوارهای شرکت SpaceX ایلان ماسک، بهرغم محبوبیت روزافزون جهانی، از سوی پکن بهعنوان تهدید امنیتی دیده میشود و در چین مجوز رسمی برای فعالیت ندارد.
https://www.scmp.com/news/china/diplomacy/article/3337026/foreign-ship-gets-penalty-illegally-using-starlink-within-chinese-waters-report-says
🆔@ScientificDialectics
چین برای نخستین بار به یک کشتی خارجی بهدلیل استفاده غیرمجاز از سرویس اینترنت ماهوارهای استارلینک، متعلق به شرکت SpaceX، در آبهای سرزمینی خود جریمه صادر کرد.
در بازرسی از این شناور که نامش منتشر نشده است، مأموران سازمان ایمنی دریایی نینگبو یک آنتن مستطیلشکل کوچک را روی عرشه بالایی کشتی مشاهده کردند که کاملاً با تجهیزات استاندارد ارتباطات دریایی متفاوت بود. پس از بررسیهای بیشتر، مشخص شد این آنتن یک دستگاه ارتباطات ماهوارهای LEO ساخت شرکت خارجی بوده و کشتی پس از ورود به آبهای چین همچنان از آن برای ارسال داده استفاده میکرده است.
بر اساس گزارش «SCMP»، اگرچه گزارش رسمی نام برند را اعلام نکرده است، عکسهای منتشرشده نشان میدهند که این دستگاه ترمینال استارلینک بوده است. سرویسی که معمولاً در خارج از چین برای اتصال به اینترنت ماهوارهای به کار میرود.
مقامات چینی میگویند این اولین مورد از اقدام نظارتی موفق در مورد «استفاده غیرقانونی از ارتباطات ماهوارهای در آبهای سرزمینی» است. آنها تأکید کردهاند که چنین تجهیزاتی بدون مجوز در قلمرو دریایی چین قابل استفاده نیستند.
استارلینک، سرویس اینترنت ماهوارهای شرکت SpaceX ایلان ماسک، بهرغم محبوبیت روزافزون جهانی، از سوی پکن بهعنوان تهدید امنیتی دیده میشود و در چین مجوز رسمی برای فعالیت ندارد.
https://www.scmp.com/news/china/diplomacy/article/3337026/foreign-ship-gets-penalty-illegally-using-starlink-within-chinese-waters-report-says
🆔@ScientificDialectics
South China Morning Post
Foreign ship gets penalty for using Starlink within Chinese waters, report says
Unidentified vessel was found using ‘satellite communication device manufactured by a foreign company’ during inspection at Ningbo port.
❤4
💢آیا در قدردانی از دیگران کمکاری کردهاید؟
ما در احاطه آدمهای نیکوکار زندگی میکنیم؛ افرادی که به میل خود به ما خدمت میکنند تا زندگی بهتری داشته باشیم. آیا لطف آنها را بدیهی میدانیم؟ احتمالا بله. ما در زمانهای زندگی میکنیم که با ناسپاسی گره خورده است؛ شاید به دلیل عدم آموزش اخلاقی یا افول ارزشها یا شاید نتیجه زوال فرهنگی باشد. مشکل هرچه هست، جدی است.
به آدمهای نیکوکار پیرامون خود فکر کنید: پدر و مادر، خواهر و برادر، کارفرما، همکار، معلم، نانوا، قصاب، نقاش، ناشر، باغبان، مشاور مالی و کارآفرین. بقیه را خودتان اضافه کنید. این افراد کارهایی برای شما میکنند که درحالت طبیعی اساساً وجود خارجی ندارند. آنها در رفاه و تندرستی شما سهیم هستند.
آیا ما از لطف آنها آگاهیم؟ و آیا قدردانشان هستیم؟ بستگی دارد.
الگوی رایج این است: نیکوکاری ابتدا با قدردانی پاسخ داده میشود. مرتبه دوم باعث میشود که سری به نشانه تأیید تکان دهید. مرتبه سوم به شما میگوید این لطف همیشه شامل حالتان خواهد شد. توقف این لطف به رنجش، خشم و حتی طغیان منجر میشود. عجیب است. لطف مرتبه سوم مانند لطف مرتبه اول است و توقف آن صرفاً ما را یک مرحله عقبتر میبرد. مرتبه بعدی ما را به سمت گناهی میکشاند که دانته آلیگیری آن را بدترین گناه ممکن میداند: خیانت به نیکوکاران.
چرا اینگونه رفتار میکنیم؟ مسئله آگاهی و انتظار است. در زمانهای که از نظر تاریخی با رفاه و خوشبختی گره خورده است، آگاهی از لطفی که در قالب مادیات و فرصتها شامل حالمان میشود، در پسِ ذهن قرار میگیرد و باعث میشود که تصور کنیم لطف دیگران همیشه شامل حال ما خواهد شد. درنهایت، انتظار ما به مطالبه تبدیل میشود. مثل اصطلاحی که میگوید محبت وظیفه میشود.
شاید همه موجودات زنده اینگونه باشند. به همین دلیل است که میگویند نباید به گربههای خیابانی شیر بدهید، زیرا فردا و پسفردا بازمیگردند و از شما شیر میخواهند. زوج سالخوردهای را میشناختم که هرروز ۵ کیلومتر رانندگی میکردند تا زیر یک پل به گربهها و بچهگربههای خیابانی شیر بدهند. پول زیادی صرف این کار میکردند. سالها به این کار ادامه دادند. خوشحالشان میکرد و همین برایشان کافی بود. حس میکردند وجودشان مفید است.
منظورم این است که حیوانات ذاتاً اینگونه هستند. ما آنها را به این شکل تربیت میکنیم. سگها، اسبها، گربهها، کبوترها و سنجابها با یک تشویقی ساده- دادن کمی غذا بهازای انجام کارهای همیشگی- کارهای خارقالعادهای انجام میدهند. شاید بگویید آنها «تربیتشده» هستند و از آنها انتظار قدردانی نداریم. آنها از روی غریزه عمل میکنند، حتی زمانی که رفتارشان به دلبستگی عاطفی به صاحبان خود شباهت دارد.
انسانها فرق دارند. با داشتن نیروی عقل و توانایی انتخاب اخلاقی، از انسانها انتظار میرود قدردانِ چیزهایی باشند که در نبودِ بخشش و نیکوکاری اساساً وجود خارجی نمیداشتند. این امر مستلزم تأمل و فاصلهگرفتن از زمان حال است. انسانها میدانند که بعضی از چیزها در نبودِ لطف و بخشش وجود خارجی ندارند. احساس قدردانی به این معنی است که قدردانِ فداکاری دیگران باشید.
ناسپاسی رفتارِ کودک نازپروردهای است که خیال میکند تمام نعمتها از ابتدا در ساختار جهان تعبیه شدهاند. اما دیر یا زود خلافش را میبیند: وقتی در امتحان مردود میشود، هیچ گروهی او را نمیخواهد، شغل پیدا نمیکند، دوستدخترش از او جدا میشود، از محل کار اخراج شده و یا حس استحقاق او بیپاسخ میماند. تجربه بسیار دردناکی است.
درد شاید- و لزوماً- پیشنیاز رشد فردی است. دلیل اصلی این است که درد دامنه قدردانی را دوچندان میکند و باعث میشود که بفهمیم اوضاع در نبودِ بخشش و نیکوکاری چگونه پیش میرفت. هیچکس مشتاق دردکشیدن نیست. با اینحال، همه برای اطلاع از اینکه وجود چه چیزهایی و چه افرادی لازمه داشتن زندگی بهتر است، به درد و رنج نیاز دارند.
قدردانی همیشه نباید کلامی باشد. شاید دیگران تصور کنند چاپلوسی میکنید و هیچچیز به اندازه چاپلوسی ریاکارانه نیست. قدردانی باید احساسی باشد. کلمات و ارتباطات غیرکلامی میتوانند منعکسکننده حس قدردانی صمیمانه شما باشند. قدردانی راهی شگفتانگیز برای ایجاد پیوندهای اصیل انسانی است.
احساس قدردانی نسبت به نیکوکاران، آنها را به ادامه این راه تشویق میکند. عصبانیشدن از قطع همکاری دیگران بهمنزله این است که آنها را بابت مهربانیشان تنبیه کنید. قدردانی معیار تمام خوشیها است. زیرا وقتی قدردان کارهایی هستید که دیگران برای شما انجام دادهاند و میدهند، یعنی از واقعیت امر آگاهید و انتظارِ دنیایی خیالی و پربار از نعماتِ بیزحمت را ندارید.
ما در احاطه آدمهای نیکوکار زندگی میکنیم؛ افرادی که به میل خود به ما خدمت میکنند تا زندگی بهتری داشته باشیم. آیا لطف آنها را بدیهی میدانیم؟ احتمالا بله. ما در زمانهای زندگی میکنیم که با ناسپاسی گره خورده است؛ شاید به دلیل عدم آموزش اخلاقی یا افول ارزشها یا شاید نتیجه زوال فرهنگی باشد. مشکل هرچه هست، جدی است.
به آدمهای نیکوکار پیرامون خود فکر کنید: پدر و مادر، خواهر و برادر، کارفرما، همکار، معلم، نانوا، قصاب، نقاش، ناشر، باغبان، مشاور مالی و کارآفرین. بقیه را خودتان اضافه کنید. این افراد کارهایی برای شما میکنند که درحالت طبیعی اساساً وجود خارجی ندارند. آنها در رفاه و تندرستی شما سهیم هستند.
آیا ما از لطف آنها آگاهیم؟ و آیا قدردانشان هستیم؟ بستگی دارد.
الگوی رایج این است: نیکوکاری ابتدا با قدردانی پاسخ داده میشود. مرتبه دوم باعث میشود که سری به نشانه تأیید تکان دهید. مرتبه سوم به شما میگوید این لطف همیشه شامل حالتان خواهد شد. توقف این لطف به رنجش، خشم و حتی طغیان منجر میشود. عجیب است. لطف مرتبه سوم مانند لطف مرتبه اول است و توقف آن صرفاً ما را یک مرحله عقبتر میبرد. مرتبه بعدی ما را به سمت گناهی میکشاند که دانته آلیگیری آن را بدترین گناه ممکن میداند: خیانت به نیکوکاران.
چرا اینگونه رفتار میکنیم؟ مسئله آگاهی و انتظار است. در زمانهای که از نظر تاریخی با رفاه و خوشبختی گره خورده است، آگاهی از لطفی که در قالب مادیات و فرصتها شامل حالمان میشود، در پسِ ذهن قرار میگیرد و باعث میشود که تصور کنیم لطف دیگران همیشه شامل حال ما خواهد شد. درنهایت، انتظار ما به مطالبه تبدیل میشود. مثل اصطلاحی که میگوید محبت وظیفه میشود.
شاید همه موجودات زنده اینگونه باشند. به همین دلیل است که میگویند نباید به گربههای خیابانی شیر بدهید، زیرا فردا و پسفردا بازمیگردند و از شما شیر میخواهند. زوج سالخوردهای را میشناختم که هرروز ۵ کیلومتر رانندگی میکردند تا زیر یک پل به گربهها و بچهگربههای خیابانی شیر بدهند. پول زیادی صرف این کار میکردند. سالها به این کار ادامه دادند. خوشحالشان میکرد و همین برایشان کافی بود. حس میکردند وجودشان مفید است.
منظورم این است که حیوانات ذاتاً اینگونه هستند. ما آنها را به این شکل تربیت میکنیم. سگها، اسبها، گربهها، کبوترها و سنجابها با یک تشویقی ساده- دادن کمی غذا بهازای انجام کارهای همیشگی- کارهای خارقالعادهای انجام میدهند. شاید بگویید آنها «تربیتشده» هستند و از آنها انتظار قدردانی نداریم. آنها از روی غریزه عمل میکنند، حتی زمانی که رفتارشان به دلبستگی عاطفی به صاحبان خود شباهت دارد.
انسانها فرق دارند. با داشتن نیروی عقل و توانایی انتخاب اخلاقی، از انسانها انتظار میرود قدردانِ چیزهایی باشند که در نبودِ بخشش و نیکوکاری اساساً وجود خارجی نمیداشتند. این امر مستلزم تأمل و فاصلهگرفتن از زمان حال است. انسانها میدانند که بعضی از چیزها در نبودِ لطف و بخشش وجود خارجی ندارند. احساس قدردانی به این معنی است که قدردانِ فداکاری دیگران باشید.
ناسپاسی رفتارِ کودک نازپروردهای است که خیال میکند تمام نعمتها از ابتدا در ساختار جهان تعبیه شدهاند. اما دیر یا زود خلافش را میبیند: وقتی در امتحان مردود میشود، هیچ گروهی او را نمیخواهد، شغل پیدا نمیکند، دوستدخترش از او جدا میشود، از محل کار اخراج شده و یا حس استحقاق او بیپاسخ میماند. تجربه بسیار دردناکی است.
درد شاید- و لزوماً- پیشنیاز رشد فردی است. دلیل اصلی این است که درد دامنه قدردانی را دوچندان میکند و باعث میشود که بفهمیم اوضاع در نبودِ بخشش و نیکوکاری چگونه پیش میرفت. هیچکس مشتاق دردکشیدن نیست. با اینحال، همه برای اطلاع از اینکه وجود چه چیزهایی و چه افرادی لازمه داشتن زندگی بهتر است، به درد و رنج نیاز دارند.
قدردانی همیشه نباید کلامی باشد. شاید دیگران تصور کنند چاپلوسی میکنید و هیچچیز به اندازه چاپلوسی ریاکارانه نیست. قدردانی باید احساسی باشد. کلمات و ارتباطات غیرکلامی میتوانند منعکسکننده حس قدردانی صمیمانه شما باشند. قدردانی راهی شگفتانگیز برای ایجاد پیوندهای اصیل انسانی است.
احساس قدردانی نسبت به نیکوکاران، آنها را به ادامه این راه تشویق میکند. عصبانیشدن از قطع همکاری دیگران بهمنزله این است که آنها را بابت مهربانیشان تنبیه کنید. قدردانی معیار تمام خوشیها است. زیرا وقتی قدردان کارهایی هستید که دیگران برای شما انجام دادهاند و میدهند، یعنی از واقعیت امر آگاهید و انتظارِ دنیایی خیالی و پربار از نعماتِ بیزحمت را ندارید.
👏4
در بیشتر کشورهای غربی وجوهی در دوران همهگیری کرونا بین مردم توزیع میشد. آیا مردم بابت آن پولها خوشحال بودند؟ البته. همه عاشق پول هستند. آیا قدردان بودند؟ خیر. آن پولها صرفاً نتیجه عکس دادند. وقتی جریان کمکها متوقف شد، مردم عصبانی شدند؛ بهویژه زمانی که متوجه شدند درآمدشان ارزش کمتری دارد. تورم قدرت خریدشان را کاهش داده بود.
این رویکرد درنهایت به عصبانیت مردم ختم شد و سودی هم نداشت. مشکلِ خدمات رایگان همین است: در مرتبه اول دوستداشتنی هستند، در مرتبه دوم باعث ایجاد انتظار میشوند و در مرتبه سوم شکل مطالبه پیدا میکنند که اگر از تأمین آنها دست بردارید، خود را به سوژه انتقام مردم تبدیل خواهید کرد. از این مسئله باید درس بگیرید. دولتِ رفاه متضمن خوشبختی مردم نیست.
ثروتمندان زیادی را میشناسم که تمام دارایی خود را بعد از مرگ به دیگران میبخشند و چیزی برای فرزندان خود باقی نمیگذارند. میپرسید چرا؟ زیرا تجربه بچهپولدارها نشان داده که احساسِ استحقاق باعث رشد و تعالی نمیشود، بلکه نتیجه عکس میدهد و به تنبلی، اهمالکاری، بیتفاوتی و درنهایت بدبختی میانجامد. اینها الگوهای ذهنی خوبی برای موفقیت نیستند. موفقیت تنها راه حقیقیِ رسیدن به عزتنفس است. پدرانی که اینگونه عمل میکنند، درواقع سعی دارند عشق و محبتشان را به نمایش بگذارند، حتی اگر بچهها خواهان رویکرد دیگری باشند.
این به آن معنا نیست که سپردن ثروت به اعضای خانواده همیشه اشتباه است. اما وقتی چنین اتفاقی رخ میدهد، ذینفعان باید قدردانِ فداکاریهای پدر باشند و اینطور تصور نکنند که سزاوارِ لطف و بخشندگی او بودند.
اینکه تصور کنیم همهمان سزاوار نعمات مادی یا احساسی بیپایان هستیم، عادت ناخوشایندی است که معمولاً در سایه رفاه شکل میگیرد. با اینحال، باید در برابرش مقاومت کنیم. وقتی کسی به شما مهربانی میکند، او را دریابید و با مهربانی با او رفتار کنید. بدانید که ممکن بود هرگز مورد لطف او قرار نگیرید. حتی اگر مهربانی دیگران بارها و بارها تکرار شود، باید هربار مانند دفعه اول رفتار کنید و به همان اندازه قدردان باشید.
درباره نویسنده: جفری ای. تاکر بنیانگذار و رئیس مؤسسه براوناستون و نویسنده هزاران مقاله برای نشریات علمی و محبوب و همچنین مؤلف ۱۰ کتاب در پنج زبان مختلف است که آخرینِ آنها «رهایی یا خانهنشینی» نام دارد. او ویراستار کتاب «آثار منتخب لودویگ فون میزس» است. تاکر همچنین درباره اقتصاد، فناوری، فلسفه اجتماعی و فرهنگ سخنرانی میکند.
🆔@ScientificDialectics
این رویکرد درنهایت به عصبانیت مردم ختم شد و سودی هم نداشت. مشکلِ خدمات رایگان همین است: در مرتبه اول دوستداشتنی هستند، در مرتبه دوم باعث ایجاد انتظار میشوند و در مرتبه سوم شکل مطالبه پیدا میکنند که اگر از تأمین آنها دست بردارید، خود را به سوژه انتقام مردم تبدیل خواهید کرد. از این مسئله باید درس بگیرید. دولتِ رفاه متضمن خوشبختی مردم نیست.
ثروتمندان زیادی را میشناسم که تمام دارایی خود را بعد از مرگ به دیگران میبخشند و چیزی برای فرزندان خود باقی نمیگذارند. میپرسید چرا؟ زیرا تجربه بچهپولدارها نشان داده که احساسِ استحقاق باعث رشد و تعالی نمیشود، بلکه نتیجه عکس میدهد و به تنبلی، اهمالکاری، بیتفاوتی و درنهایت بدبختی میانجامد. اینها الگوهای ذهنی خوبی برای موفقیت نیستند. موفقیت تنها راه حقیقیِ رسیدن به عزتنفس است. پدرانی که اینگونه عمل میکنند، درواقع سعی دارند عشق و محبتشان را به نمایش بگذارند، حتی اگر بچهها خواهان رویکرد دیگری باشند.
این به آن معنا نیست که سپردن ثروت به اعضای خانواده همیشه اشتباه است. اما وقتی چنین اتفاقی رخ میدهد، ذینفعان باید قدردانِ فداکاریهای پدر باشند و اینطور تصور نکنند که سزاوارِ لطف و بخشندگی او بودند.
اینکه تصور کنیم همهمان سزاوار نعمات مادی یا احساسی بیپایان هستیم، عادت ناخوشایندی است که معمولاً در سایه رفاه شکل میگیرد. با اینحال، باید در برابرش مقاومت کنیم. وقتی کسی به شما مهربانی میکند، او را دریابید و با مهربانی با او رفتار کنید. بدانید که ممکن بود هرگز مورد لطف او قرار نگیرید. حتی اگر مهربانی دیگران بارها و بارها تکرار شود، باید هربار مانند دفعه اول رفتار کنید و به همان اندازه قدردان باشید.
درباره نویسنده: جفری ای. تاکر بنیانگذار و رئیس مؤسسه براوناستون و نویسنده هزاران مقاله برای نشریات علمی و محبوب و همچنین مؤلف ۱۰ کتاب در پنج زبان مختلف است که آخرینِ آنها «رهایی یا خانهنشینی» نام دارد. او ویراستار کتاب «آثار منتخب لودویگ فون میزس» است. تاکر همچنین درباره اقتصاد، فناوری، فلسفه اجتماعی و فرهنگ سخنرانی میکند.
🆔@ScientificDialectics
Brownstone Institute
Brownstone Institute ⋆ Brownstone Institute
Brownstone Institute - New ideas in economics, social policy, and public health - defending freedom, promoting human rights, and open dialog
👍5❤3👎1
💢هابل دو برخوردمیان اجرام سنگی را در منظومهای نزدیک ثبت کرد
ابرهای غباری در اطراف فمالحوت، نگاه اخترشناسان به «سیارات فراخورشیدی» را تغییر میدهند
تلسکوپ فضایی هابل در یک کشف بیسابقه، پیامدهای مستقیم دو برخورد شدید میان اجرام سنگی بزرگ را در منظومهای سیارهای خارج از منظومه شمسی ثبت کرده است. این برخوردها در اطراف ستارهی فمالحوت رخ دادهاند؛ ستارهای نسبتاً نزدیک به زمین که سالهاست بهعنوان یکی از اهداف مهم مطالعه سیارات فراخورشیدی شناخته میشود. آنچه ابتدا بهعنوان یک سیاره فراخورشیدی در نظر گرفته شده بود، اکنون بهعنوان ابرهای غبار در حال گسترش ناشی از برخورد «سیارهوارهها» تفسیر میشود—اجرامی که مصالح اولیه ساخت سیارات بهشمار میآیند.
چرا مهم است؟
این نخستین بار است که اخترشناسان بهطور مستقیم و در زمان واقعی پیامد یک برخورد بزرگ میان سیارهوارهها را در خارج از منظومه شمسی مشاهده میکنند. چنین برخوردهایی در مدلهای نظریِ شکلگیری سیارات نقشی اساسی دارند، اما تا پیش از این تنها از طریق شبیهسازیها یا شواهد غیرمستقیم شناخته میشدند. افزون بر این، این کشف نشان میدهد که برخی اجرامی که در تصاویر تلسکوپی شبیه سیاره بهنظر میرسند، ممکن است اصلاً سیاره نباشند—نکتهای که برای مأموریتهای آینده شکار سیارات فراخورشیدی اهمیت بنیادین دارد.
آغاز ماجرا: یک «سیاره» که ناپدید شد
داستان از سالها پیش آغاز شد؛ زمانی که اخترشناسان نقطهای درخشان را در کمربند غباری اطراف فمالحوت مشاهده کردند و آن را Fomalhaut b نامیدند. این جرم بهعنوان یکی از معدود سیارات فراخورشیدیِ تصویربرداریشده مستقیم مطرح شد و توجه زیادی را به خود جلب کرد.
اما رصدهای بعدی با هابل، روایت سادهی «یک سیاره در حال گردش» را به چالش کشید. در تصاویر جدید، Fomalhaut b دیگر دیده نمیشد. بهجای آن، منبع نوری تازهای در مکانی دیگر از همان منظومه ظاهر شده بود. این جابهجایی و ناپدیدشدن، با رفتار مداری یک سیاره سازگار نبود و اخترشناسان را واداشت فرضیههای خود را بازنگری کنند.
تفسیر تازه: دو ابر غبار، نه دو سیاره
تحلیل دقیقتر تصاویر نشان داد که هر دو منبع نوری—آنچه پیشتر Fomalhaut b نامیده میشد و منبع جدید—به احتمال زیاد ابرهای غبار ناشی از برخوردهای شدید هستند. پژوهشگران اکنون این دو را Fomalhaut cs1 و Fomalhaut cs2 مینامند.
این ابرها زمانی ایجاد میشوند که دو سیارهواره بزرگ با سرعتهای بسیار بالا به هم برخورد میکنند و بهجای تشکیل یک جرم واحد، به میلیونها ذره ریز غبار تبدیل میشوند. این غبار نور ستاره را بازتاب میدهد و در تصاویر تلسکوپی میتواند شبیه یک جرم سیارهای دیده شود—دقیقاً همان چیزی که اخترشناسان را سالها گمراه کرده بود.
فمالحوت؛ منظومهای فعالتر از انتظار
فمالحوت در فاصله حدود ۲۵ سال نوری از زمین و در صورت فلکی ماهی جنوبی قرار دارد. این ستاره از خورشید پرجرمتر است و یکی از بزرگترین و پیچیدهترین کمربندهای غباری شناختهشده را در اطراف خود دارد. چنین محیطی، احتمال برخورد میان اجرام سنگی را افزایش میدهد و آن را به آزمایشگاهی طبیعی برای مطالعه پویاییهای سیارهای تبدیل میکند.
جیسون وانگ، اخترفیزیکدان دانشگاه نورثوسترن، میگوید همین ویژگیها باعث شده فمالحوت سالها زیر نظر باشد. تیم او و همکارانش نزدیک به دو دهه این منظومه را پایش کردهاند—و همین تداوم رصد بود که امکان شناسایی این برخوردها را فراهم کرد.
دو برخورد در بیست سال؛ چرا این یافته شگفتانگیز است؟
مدلهای نظری میگویند برخوردهای بزرگ میان سیارهوارهها باید بسیار نادر باشند؛ شاید هر دهها یا صدها هزار سال یکبار. اما در فمالحوت، اخترشناسان در فاصلهای کوتاه—حدود ۲۰ سال—نشانههای دو برخورد مستقل را دیدهاند.
پل کالاس، نویسنده اصلی این مطالعه ، این موضوع را نشانهای از فعالبودن غیرمعمول این منظومه میداند. اگر تاریخ چند هزارساله آن را بهصورت یک فیلم سریع تماشا کنیم، فمالحوت ممکن است پر از درخششهای کوتاهمدت ناشی از برخوردهای پیاپی باشد—چیزی که در منظومه شمسی کنونی ما دیده نمیشود.
ابرهای غباری در اطراف فمالحوت، نگاه اخترشناسان به «سیارات فراخورشیدی» را تغییر میدهند
تلسکوپ فضایی هابل در یک کشف بیسابقه، پیامدهای مستقیم دو برخورد شدید میان اجرام سنگی بزرگ را در منظومهای سیارهای خارج از منظومه شمسی ثبت کرده است. این برخوردها در اطراف ستارهی فمالحوت رخ دادهاند؛ ستارهای نسبتاً نزدیک به زمین که سالهاست بهعنوان یکی از اهداف مهم مطالعه سیارات فراخورشیدی شناخته میشود. آنچه ابتدا بهعنوان یک سیاره فراخورشیدی در نظر گرفته شده بود، اکنون بهعنوان ابرهای غبار در حال گسترش ناشی از برخورد «سیارهوارهها» تفسیر میشود—اجرامی که مصالح اولیه ساخت سیارات بهشمار میآیند.
چرا مهم است؟
این نخستین بار است که اخترشناسان بهطور مستقیم و در زمان واقعی پیامد یک برخورد بزرگ میان سیارهوارهها را در خارج از منظومه شمسی مشاهده میکنند. چنین برخوردهایی در مدلهای نظریِ شکلگیری سیارات نقشی اساسی دارند، اما تا پیش از این تنها از طریق شبیهسازیها یا شواهد غیرمستقیم شناخته میشدند. افزون بر این، این کشف نشان میدهد که برخی اجرامی که در تصاویر تلسکوپی شبیه سیاره بهنظر میرسند، ممکن است اصلاً سیاره نباشند—نکتهای که برای مأموریتهای آینده شکار سیارات فراخورشیدی اهمیت بنیادین دارد.
آغاز ماجرا: یک «سیاره» که ناپدید شد
داستان از سالها پیش آغاز شد؛ زمانی که اخترشناسان نقطهای درخشان را در کمربند غباری اطراف فمالحوت مشاهده کردند و آن را Fomalhaut b نامیدند. این جرم بهعنوان یکی از معدود سیارات فراخورشیدیِ تصویربرداریشده مستقیم مطرح شد و توجه زیادی را به خود جلب کرد.
اما رصدهای بعدی با هابل، روایت سادهی «یک سیاره در حال گردش» را به چالش کشید. در تصاویر جدید، Fomalhaut b دیگر دیده نمیشد. بهجای آن، منبع نوری تازهای در مکانی دیگر از همان منظومه ظاهر شده بود. این جابهجایی و ناپدیدشدن، با رفتار مداری یک سیاره سازگار نبود و اخترشناسان را واداشت فرضیههای خود را بازنگری کنند.
تفسیر تازه: دو ابر غبار، نه دو سیاره
تحلیل دقیقتر تصاویر نشان داد که هر دو منبع نوری—آنچه پیشتر Fomalhaut b نامیده میشد و منبع جدید—به احتمال زیاد ابرهای غبار ناشی از برخوردهای شدید هستند. پژوهشگران اکنون این دو را Fomalhaut cs1 و Fomalhaut cs2 مینامند.
این ابرها زمانی ایجاد میشوند که دو سیارهواره بزرگ با سرعتهای بسیار بالا به هم برخورد میکنند و بهجای تشکیل یک جرم واحد، به میلیونها ذره ریز غبار تبدیل میشوند. این غبار نور ستاره را بازتاب میدهد و در تصاویر تلسکوپی میتواند شبیه یک جرم سیارهای دیده شود—دقیقاً همان چیزی که اخترشناسان را سالها گمراه کرده بود.
فمالحوت؛ منظومهای فعالتر از انتظار
فمالحوت در فاصله حدود ۲۵ سال نوری از زمین و در صورت فلکی ماهی جنوبی قرار دارد. این ستاره از خورشید پرجرمتر است و یکی از بزرگترین و پیچیدهترین کمربندهای غباری شناختهشده را در اطراف خود دارد. چنین محیطی، احتمال برخورد میان اجرام سنگی را افزایش میدهد و آن را به آزمایشگاهی طبیعی برای مطالعه پویاییهای سیارهای تبدیل میکند.
جیسون وانگ، اخترفیزیکدان دانشگاه نورثوسترن، میگوید همین ویژگیها باعث شده فمالحوت سالها زیر نظر باشد. تیم او و همکارانش نزدیک به دو دهه این منظومه را پایش کردهاند—و همین تداوم رصد بود که امکان شناسایی این برخوردها را فراهم کرد.
دو برخورد در بیست سال؛ چرا این یافته شگفتانگیز است؟
مدلهای نظری میگویند برخوردهای بزرگ میان سیارهوارهها باید بسیار نادر باشند؛ شاید هر دهها یا صدها هزار سال یکبار. اما در فمالحوت، اخترشناسان در فاصلهای کوتاه—حدود ۲۰ سال—نشانههای دو برخورد مستقل را دیدهاند.
پل کالاس، نویسنده اصلی این مطالعه ، این موضوع را نشانهای از فعالبودن غیرمعمول این منظومه میداند. اگر تاریخ چند هزارساله آن را بهصورت یک فیلم سریع تماشا کنیم، فمالحوت ممکن است پر از درخششهای کوتاهمدت ناشی از برخوردهای پیاپی باشد—چیزی که در منظومه شمسی کنونی ما دیده نمیشود.
Science
A second planetesimal collision in the Fomalhaut system
The nearby star Fomalhaut is orbited by a compact source, Fomalhaut b, which has previously been interpreted as either a dust-enshrouded exoplanet or a dust cloud generated by the collision of two planetesimals. Such collisions are rarely observed but ...
دیالکتیک علمی
💢هابل دو برخوردمیان اجرام سنگی را در منظومهای نزدیک ثبت کرد ابرهای غباری در اطراف فمالحوت، نگاه اخترشناسان به «سیارات فراخورشیدی» را تغییر میدهند تلسکوپ فضایی هابل در یک کشف بیسابقه، پیامدهای مستقیم دو برخورد شدید میان اجرام سنگی بزرگ را در منظومهای…
پیامد روشی: هشدار برای شکارچیان سیارات
یکی از مهمترین پیامهای این کشف، جنبه روشی آن است. ابرهای غبار میتوانند سالها بهعنوان یک «سیاره» در دادهها باقی بمانند. مورد Fomalhaut cs1 نشان داد که چنین خطایی میتواند حتی در مشاهدات دقیق هابل رخ دهد.
این مسئله برای نسل بعدی تلسکوپها—مانند تلسکوپ غولپیکر ماژلان یا مأموریتهای فضایی آینده که بهدنبال تصویربرداری مستقیم از سیارات قابلسکونت هستند—یک هشدار جدی است. تشخیص اینکه یک نقطه نورانی، سیارهای واقعی است یا بقایای گذرای یک برخورد، به ابزارها و تحلیلهای دقیقتری نیاز خواهد داشت.
آینده رصدها: نوبت جیمز وب
هابل بهدلیل سن بالا دیگر قادر نیست دادههای جدید و باکیفیتی از فمالحوت جمعآوری کند. اما تیم پژوهشی مجوز استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب (JWST) را دریافت کرده است. ابزار NIRCam وب میتواند اطلاعات رنگی دقیقی فراهم کند که به تعیین اندازه، ترکیب و حتی وجود یخ یا آب در دانههای غبار کمک میکند.
این دادهها میتوانند روشن کنند که سیارهوارههای برخوردکننده از چه موادی ساخته شده بودند و چه شباهتی با سیارکها یا اجرام اولیه منظومه شمسی دارند—اطلاعاتی که برای درک تاریخچه شکلگیری سیارات بسیار ارزشمند است.
جمعبندی
کشف هابل در منظومه فمالحوت، صرفاً ثبت یک رویداد نادر نیست؛ بلکه پنجرهای تازه به مراحل خشونتآمیز تولد سیارات میگشاید. این یافته نشان میدهد که مسیر شکلگیری سیارات، آشفتهتر و پویاتر از آن است که گاه تصور میکنیم، و اینکه در جستوجوی دنیاهای دیگر باید همواره آماده بازنگری در تفسیر دادهها باشیم.
بهبیان دیگر، فمالحوت به اخترشناسان یادآوری میکند که در کیهان، آنچه امروز شبیه یک سیاره میدرخشد، ممکن است فردا تنها ردّی محو از یک تصادف کیهانی باشد.
✍️ پوریا ناظمی
روزنامه نگار علم در این شب ها
https://www.science.org/doi/10.1126/science.adu6266
🆔@ScientificDialectics
یکی از مهمترین پیامهای این کشف، جنبه روشی آن است. ابرهای غبار میتوانند سالها بهعنوان یک «سیاره» در دادهها باقی بمانند. مورد Fomalhaut cs1 نشان داد که چنین خطایی میتواند حتی در مشاهدات دقیق هابل رخ دهد.
این مسئله برای نسل بعدی تلسکوپها—مانند تلسکوپ غولپیکر ماژلان یا مأموریتهای فضایی آینده که بهدنبال تصویربرداری مستقیم از سیارات قابلسکونت هستند—یک هشدار جدی است. تشخیص اینکه یک نقطه نورانی، سیارهای واقعی است یا بقایای گذرای یک برخورد، به ابزارها و تحلیلهای دقیقتری نیاز خواهد داشت.
آینده رصدها: نوبت جیمز وب
هابل بهدلیل سن بالا دیگر قادر نیست دادههای جدید و باکیفیتی از فمالحوت جمعآوری کند. اما تیم پژوهشی مجوز استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب (JWST) را دریافت کرده است. ابزار NIRCam وب میتواند اطلاعات رنگی دقیقی فراهم کند که به تعیین اندازه، ترکیب و حتی وجود یخ یا آب در دانههای غبار کمک میکند.
این دادهها میتوانند روشن کنند که سیارهوارههای برخوردکننده از چه موادی ساخته شده بودند و چه شباهتی با سیارکها یا اجرام اولیه منظومه شمسی دارند—اطلاعاتی که برای درک تاریخچه شکلگیری سیارات بسیار ارزشمند است.
جمعبندی
کشف هابل در منظومه فمالحوت، صرفاً ثبت یک رویداد نادر نیست؛ بلکه پنجرهای تازه به مراحل خشونتآمیز تولد سیارات میگشاید. این یافته نشان میدهد که مسیر شکلگیری سیارات، آشفتهتر و پویاتر از آن است که گاه تصور میکنیم، و اینکه در جستوجوی دنیاهای دیگر باید همواره آماده بازنگری در تفسیر دادهها باشیم.
بهبیان دیگر، فمالحوت به اخترشناسان یادآوری میکند که در کیهان، آنچه امروز شبیه یک سیاره میدرخشد، ممکن است فردا تنها ردّی محو از یک تصادف کیهانی باشد.
✍️ پوریا ناظمی
روزنامه نگار علم در این شب ها
https://www.science.org/doi/10.1126/science.adu6266
🆔@ScientificDialectics
Science
A second planetesimal collision in the Fomalhaut system
The nearby star Fomalhaut is orbited by a compact source, Fomalhaut b, which has previously been interpreted as either a dust-enshrouded exoplanet or a dust cloud generated by the collision of two planetesimals. Such collisions are rarely observed but ...
❤3
💢۵ تمرین برای ماهیچههای سرینی بهمنظور کمک به مقابله با دیابت نوع ۲
ماهیچههای سرینی قویتر و خوشفرمتر هم اندامتان را متناسبتر نشان میدهند و هم کمک میکنند که در برابر ابتلا به دیابت نوع ۲ و پیشرفت آن مقاومت کنید.
از علائم حیاتی متعارف مانند دما، نبض، تنفس و فشار خون که بگذریم، شاخصهای دیگری هم وجود دارند. برای نمونه، این روزها قدرت پاها و قدرت دستها هم جزو شاخصهای سلامت عملکردی شناخته میشوند.
یک مطالعه جامع جدید که بیش از ۶۱ هزار اسکن امآرآی در آن مورد بررسی قرار گرفتهاند، این امکان را برای پژوهشگران فراهم کرد که سلامت کلی بدن را از زاویه دیگری بسنجند: شکل باسن یا بهطور مشخصتر شکل ماهیچه سرینی بزرگ.
داشتن بدن قوی و خوشفرم به کمک ورزش منظم، رژیم غذایی متعادل و عادتهای روزانه سالم باعث افزایش کیفیت زندگی میشود و خطر ابتلا به مشکلاتی مانند مقاومت به انسولین، دیابت و بیماری قلبی را به حداقل میرساند.
با انجام تمرینات زیر میتوانید ماهیچههای سرینی خود را تقویت کنید و در برابر ابتلا به دیابت نوع ۲ و پیشرفت این بیماری مقاومتر شوید.
پنج تمرین برای ماهیچههای سرینی بهمنظور بهبود سلامت متابولیکی
تمرینات تقویتی و قلبیعروقی زیر تقریباً در هر مکانی قابل انجام هستند، یادگیری آنها آسان است و تداوم آنها ماهیچههای سرینی شما را تقویت میکند و استقامت کلی بدنتان را افزایش میدهد.
توصیه میشود برای اطمینان از تناسب تمرینات با یک متخصص مشورت کنید.
۱. پیادهروی در مسیر سربالایی
پیادهروی بهویژه در مسیرهای سربالایی یا تپهمانند، که باعث افزایش فعالیت عضلات میشود، ماهیچههای سرینی را تقویت میکند. پیادهروی در سربالایی در کنترل قند خون هم مؤثر است.
۲. گابلت اسکوات
گابلت اسکوات برای اعمال فشار به ماهیچههای چهارسر ران و ماهیچههای سرینی بسیار مناسب است. این تمرین به یک اندازه به ماهیچههای سرینی کوچک، میانی و بزرگ فشار میآورد و برای تقویت کامل ناحیه سرینی مفید است.
۳. حرکت سوئینگ با دمبل روسی
این تمرین پیامدهای قلبیعروقی بسیار سودمندی دارد و باعث تقویت ماهیچههای کمر، باسن- بهویژه ماهیچه سرینی بزرگ- و ماهیچههای پشت ران میشود.
۴. راهرفتن مورب با نوار کشی
راهرفتن مورب با نوار کشی هرسه ماهیچه سرینی را درگیر میکند و فشار بیشتری به ماهیچههای دورکننده ران وارد میآورد. این حرکت یک تمرین تقویتی کامل برای ماهیچههای سرینی است.
۵. بالابردن لگن با وزنه
بالابردن لگن تمرین فوقالعادهای است. این حرکت ماهیچههای سرینی، پشت ران و چهارسر ران را بهشدت درگیر میکند. اگر در این تمرین از وزنه استفاده کنید، شدت و اثربخشی آن دوچندان خواهد شد.
🆔@ScientificDialectics
ماهیچههای سرینی قویتر و خوشفرمتر هم اندامتان را متناسبتر نشان میدهند و هم کمک میکنند که در برابر ابتلا به دیابت نوع ۲ و پیشرفت آن مقاومت کنید.
از علائم حیاتی متعارف مانند دما، نبض، تنفس و فشار خون که بگذریم، شاخصهای دیگری هم وجود دارند. برای نمونه، این روزها قدرت پاها و قدرت دستها هم جزو شاخصهای سلامت عملکردی شناخته میشوند.
یک مطالعه جامع جدید که بیش از ۶۱ هزار اسکن امآرآی در آن مورد بررسی قرار گرفتهاند، این امکان را برای پژوهشگران فراهم کرد که سلامت کلی بدن را از زاویه دیگری بسنجند: شکل باسن یا بهطور مشخصتر شکل ماهیچه سرینی بزرگ.
داشتن بدن قوی و خوشفرم به کمک ورزش منظم، رژیم غذایی متعادل و عادتهای روزانه سالم باعث افزایش کیفیت زندگی میشود و خطر ابتلا به مشکلاتی مانند مقاومت به انسولین، دیابت و بیماری قلبی را به حداقل میرساند.
با انجام تمرینات زیر میتوانید ماهیچههای سرینی خود را تقویت کنید و در برابر ابتلا به دیابت نوع ۲ و پیشرفت این بیماری مقاومتر شوید.
پنج تمرین برای ماهیچههای سرینی بهمنظور بهبود سلامت متابولیکی
تمرینات تقویتی و قلبیعروقی زیر تقریباً در هر مکانی قابل انجام هستند، یادگیری آنها آسان است و تداوم آنها ماهیچههای سرینی شما را تقویت میکند و استقامت کلی بدنتان را افزایش میدهد.
توصیه میشود برای اطمینان از تناسب تمرینات با یک متخصص مشورت کنید.
۱. پیادهروی در مسیر سربالایی
پیادهروی بهویژه در مسیرهای سربالایی یا تپهمانند، که باعث افزایش فعالیت عضلات میشود، ماهیچههای سرینی را تقویت میکند. پیادهروی در سربالایی در کنترل قند خون هم مؤثر است.
۲. گابلت اسکوات
گابلت اسکوات برای اعمال فشار به ماهیچههای چهارسر ران و ماهیچههای سرینی بسیار مناسب است. این تمرین به یک اندازه به ماهیچههای سرینی کوچک، میانی و بزرگ فشار میآورد و برای تقویت کامل ناحیه سرینی مفید است.
۳. حرکت سوئینگ با دمبل روسی
این تمرین پیامدهای قلبیعروقی بسیار سودمندی دارد و باعث تقویت ماهیچههای کمر، باسن- بهویژه ماهیچه سرینی بزرگ- و ماهیچههای پشت ران میشود.
۴. راهرفتن مورب با نوار کشی
راهرفتن مورب با نوار کشی هرسه ماهیچه سرینی را درگیر میکند و فشار بیشتری به ماهیچههای دورکننده ران وارد میآورد. این حرکت یک تمرین تقویتی کامل برای ماهیچههای سرینی است.
۵. بالابردن لگن با وزنه
بالابردن لگن تمرین فوقالعادهای است. این حرکت ماهیچههای سرینی، پشت ران و چهارسر ران را بهشدت درگیر میکند. اگر در این تمرین از وزنه استفاده کنید، شدت و اثربخشی آن دوچندان خواهد شد.
🆔@ScientificDialectics
👍3🔥2
💢کفیر ممکن است به پیشگیری یا معکوسسازی روند پیری کمک کند
کفیر از نظر بافت شبیه ماست اما رقیقتر است. یک لیوان کفیر حدود ۹ گرم پروتئین دارد و بیش از یکسوم نیاز روزانه کلسیم بزرگسالان را تامین میکند
پژوهشی تازه نشان میدهد نوشیدنی تخمیری پرطرفداری که فوایدش برای سلامت روده بر کسی پوشیده نیست، ممکن است در پیشگیری یا حتی رفع برخی نشانههای پیری نقش داشته باشد.
به گزارش نیویورک پست، پژوهشگران دانشگاه شینشو در ژاپن فواید محصولات لبنی تخمیری مانند کفیر برای سلامت، بهویژه ارتباطش با روند پیری، را بررسی کردند.
با افزایش سن، سیستم ایمنی بدن تضعیف میشود و سلولهای ایمنی توانایی تقسیم و نوسازی را از دست میدهند. این روند به بروز التهاب مزمن و خفیف منجر میشود که زمینهساز بسیاری از بیماریهای مرتبط با سالمندی است. همزمان، اندامهای حیاتی مانند تیموس و کبد بهتدریج ضعیف میشوند و کاراییشان را از دست میدهند.
پژوهشگران پیشتر میدانستند که نوشیدنیهایی مانند کفیر حاوی باکتریهای اسید لاکتیکاند، که اثر ضدمیکروبی، ضدالتهابی و حتی ضدسرطانی دارند. با این حال، سازوکار دقیق این آثار مشخص نبود.
پژوهشگران ژاپنی، برای بررسی این موضوع، نوعی باکتری اسید لاکتیک موجود در کفیر را که با حرارت غیرفعال شده بود، بهمدت هشت هفته به موشهای سالخورده خوراندند و سپس، وضعیت سیستم ایمنی آنها را ارزیابی کردند.
نتایج نشان داد موشهایی که این باکتری را دریافت کرده بودند، تغییرات مرتبط با پیری کمتری در اندامهایی مانند تیموس و کبد داشتند. همچنین، نشانههای التهاب در آنها کاهش پیدا کرده بود و سطح پروتئینهایی که معمولا مانع تقسیم سلولی میشوندــ و نقش مهمی در پیری بافتها دارندــ پایینتر گزارش شد.
به گفته پژوهشگران، این یافتهها که برای نخستین بار به دست آمدهاند، نشان میدهند این نوع باکتری موجود در کفیر میتواند به حفظ قدرت سیستم ایمنی در سنین بالا کمک کند.
هیروکا ساساهارا، نویسنده اصلی پژوهش، میگوید از این باکتری میتوان در غذاها یا مکملهای غذایی برای حفظ عملکرد سیستم ایمنی افراد مسن استفاده کرد، که در نهایت به حفظ توانایی جسمی و استقلال فردی در دوران سالمندی کمک میکند.
کفیر فواید تغذیهای دیگری نیز دارد. این نوشیدنی تخمیری که ریشه در مناطق کوهستانی بین آسیا و اروپا دارد، از نظر بافت شبیه ماست اما رقیقتر است. یک لیوان کفیر حدود ۹ گرم پروتئین دارد و بیش از یکسوم نیاز روزانه کلسیم بزرگسالان را تامین میکند و حاوی فسفر، منیزیم و ویتامینهای ب۱۲، ب۲، د، و کا۲ است.
کفیر سرشار از پروبیوتیک استــ میکروارگانیسمهای مفیدی که به بهبود گوارش، مدیریت وزن، سلامت روان، تعادل میکروبی روده، تسکین سندروم روده تحریکپذیر، اسهال، و حساسیت کمک میکنند و با کاهش کلسترول بد، در سلامت قلب نقش دارند.
پژوهشها نشان داده است یکی از پروبیوتیکهای موجود در کفیر میتواند مانع رشد باکتریهای مضر از جمله سالمونلا و ئیکولای (اشریشیا کلی) شود.
با این حال، مصرف غذاها و نوشیدنیهای مملو از پروبیوتیک ممکن است در برخی افراد باعث نفخ، گاز معده و ناراحتیهای گوارشی شود و توصیه میشود بهتدریج وارد برنامه غذایی شود.
همچنین، افرادی که از داروهای سرکوبکننده سیستم ایمنی استفاده میکنند، باید پیش از مصرف کفیر با پزشک مشورت کنند، زیرا این نوشیدنی حاوی باکتریها و مخمر زنده است و در صورت نقص سیستم ایمنی، ممکن است باعث ایجاد عفونت شود.
🆔@ScientificDialectics
کفیر از نظر بافت شبیه ماست اما رقیقتر است. یک لیوان کفیر حدود ۹ گرم پروتئین دارد و بیش از یکسوم نیاز روزانه کلسیم بزرگسالان را تامین میکند
پژوهشی تازه نشان میدهد نوشیدنی تخمیری پرطرفداری که فوایدش برای سلامت روده بر کسی پوشیده نیست، ممکن است در پیشگیری یا حتی رفع برخی نشانههای پیری نقش داشته باشد.
به گزارش نیویورک پست، پژوهشگران دانشگاه شینشو در ژاپن فواید محصولات لبنی تخمیری مانند کفیر برای سلامت، بهویژه ارتباطش با روند پیری، را بررسی کردند.
با افزایش سن، سیستم ایمنی بدن تضعیف میشود و سلولهای ایمنی توانایی تقسیم و نوسازی را از دست میدهند. این روند به بروز التهاب مزمن و خفیف منجر میشود که زمینهساز بسیاری از بیماریهای مرتبط با سالمندی است. همزمان، اندامهای حیاتی مانند تیموس و کبد بهتدریج ضعیف میشوند و کاراییشان را از دست میدهند.
پژوهشگران پیشتر میدانستند که نوشیدنیهایی مانند کفیر حاوی باکتریهای اسید لاکتیکاند، که اثر ضدمیکروبی، ضدالتهابی و حتی ضدسرطانی دارند. با این حال، سازوکار دقیق این آثار مشخص نبود.
پژوهشگران ژاپنی، برای بررسی این موضوع، نوعی باکتری اسید لاکتیک موجود در کفیر را که با حرارت غیرفعال شده بود، بهمدت هشت هفته به موشهای سالخورده خوراندند و سپس، وضعیت سیستم ایمنی آنها را ارزیابی کردند.
نتایج نشان داد موشهایی که این باکتری را دریافت کرده بودند، تغییرات مرتبط با پیری کمتری در اندامهایی مانند تیموس و کبد داشتند. همچنین، نشانههای التهاب در آنها کاهش پیدا کرده بود و سطح پروتئینهایی که معمولا مانع تقسیم سلولی میشوندــ و نقش مهمی در پیری بافتها دارندــ پایینتر گزارش شد.
به گفته پژوهشگران، این یافتهها که برای نخستین بار به دست آمدهاند، نشان میدهند این نوع باکتری موجود در کفیر میتواند به حفظ قدرت سیستم ایمنی در سنین بالا کمک کند.
هیروکا ساساهارا، نویسنده اصلی پژوهش، میگوید از این باکتری میتوان در غذاها یا مکملهای غذایی برای حفظ عملکرد سیستم ایمنی افراد مسن استفاده کرد، که در نهایت به حفظ توانایی جسمی و استقلال فردی در دوران سالمندی کمک میکند.
کفیر فواید تغذیهای دیگری نیز دارد. این نوشیدنی تخمیری که ریشه در مناطق کوهستانی بین آسیا و اروپا دارد، از نظر بافت شبیه ماست اما رقیقتر است. یک لیوان کفیر حدود ۹ گرم پروتئین دارد و بیش از یکسوم نیاز روزانه کلسیم بزرگسالان را تامین میکند و حاوی فسفر، منیزیم و ویتامینهای ب۱۲، ب۲، د، و کا۲ است.
کفیر سرشار از پروبیوتیک استــ میکروارگانیسمهای مفیدی که به بهبود گوارش، مدیریت وزن، سلامت روان، تعادل میکروبی روده، تسکین سندروم روده تحریکپذیر، اسهال، و حساسیت کمک میکنند و با کاهش کلسترول بد، در سلامت قلب نقش دارند.
پژوهشها نشان داده است یکی از پروبیوتیکهای موجود در کفیر میتواند مانع رشد باکتریهای مضر از جمله سالمونلا و ئیکولای (اشریشیا کلی) شود.
با این حال، مصرف غذاها و نوشیدنیهای مملو از پروبیوتیک ممکن است در برخی افراد باعث نفخ، گاز معده و ناراحتیهای گوارشی شود و توصیه میشود بهتدریج وارد برنامه غذایی شود.
همچنین، افرادی که از داروهای سرکوبکننده سیستم ایمنی استفاده میکنند، باید پیش از مصرف کفیر با پزشک مشورت کنند، زیرا این نوشیدنی حاوی باکتریها و مخمر زنده است و در صورت نقص سیستم ایمنی، ممکن است باعث ایجاد عفونت شود.
🆔@ScientificDialectics
New York Post
This trendy drink may help prevent or reverse aging: study
Get a sip of this — it might just turn back the clock.
❤6👍3
💢شاید نئاندرتالها هرگز منقرض نشده باشند!
یک مدل ریاضی جدید سناریویی جذاب را بررسی کرده که در آن نئاندرتالها به تدریج نه از طریق «انقراض واقعی»، بلکه از طریق جذب ژنتیکی توسط گونهای پرجمعیتتر، یعنی ما، ناپدید شدند.
به گزارش دیالکتیک علمی به نقل از سایت علمی بیگ بنگ، بر اساس این تحلیل، رابطهٔ طولانی و پیچیده بین انسانهای خردمند و نئاندرتالها میتوانست در مدت ۱۰۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ سال تقریباً منجر به جذب کامل ژنتیکی نئاندرتالها شود. این مدل ساده و غیرمنطقهای است، اما توضیح قوی برای «زوال مشاهده شده نئاندرتالها» ارائه میدهد، به گفتهٔ آندریا آمادی، شیمیدان محاسباتی از دانشگاه رم و همکارانش.
روزگاری ایدهٔ آمیزش نئاندرتالها و انسانهای خردمند بسیار بحثبرانگیز بود، اما امروزه مطالعات ژنومی مدرن و شواهد باستانشناسی نشان میدهد که این دو خط تکاملی در سراسر اوراسیا برای دهها هزار سال در حال تولید مثل بودهاند. امروزه افراد با پیشینهٔ غیرآفریقایی حدود ۱ تا ۴ درصد از DNA خود را از نئاندرتالها به ارث بردهاند.
هیچکس نمیداند چرا نئاندرتالها حدود ۴۰٬۰۰۰ سال پیش از سطح زمین ناپدید شدند، اما کارشناسان احتمالاً توافق دارند که عوامل متعددی در این امر نقش داشتهاند، مانند تغییرات محیطی، از دست رفتن تنوع ژنتیکی یا رقابت با انسانهای خردمند.
نئاندرتالها ممکن است هرگز واقعاً منقرض نشده باشند
آمادی و همکارانش ژنتیکدان تکاملی “جولیا لین” از موسسهٔ فدرال علوم آب و فناوری سوئیس و اکولوژیست سیمونه فاتورینی از دانشگاه لاکویلا در ایتالیا، مدلی ارائه دادند که این توضیحات دیگر را رد نمیکند، اما نشان میدهد که رانش ژنتیکی نقش مهمی داشته است، حتی اگر ژنهای نئاندرتال که توسط انسانهای خردمند جذب شدهاند، هیچ مزیت بقا نداشته باشند.
اگر مدل شامل مزایای بالقوه برخی ژنهای نئاندرتال برای جمعیت انسانهای خردمند بزرگتر باشد، حمایت ریاضی از رقیق شدن ژنتیکی ممکن است حتی قویتر شود. مانند همهٔ مدلها، این مدل جدید بر اساس فرضیات ناقص ساخته شده است. این مدل از نرخ زاد و ولد قبیلههای شکارچی-گردآورندهٔ مدرن برای پیشبینی سرعت جذب قبیلههای کوچک نئاندرتال توسط جمعیت انسانی بزرگتر استفاده میکند، با توجه به میزان آمیزش که به نظر میرسد رخ داده است.
نتایج با کشفیات باستانشناسی اخیر همخوانی دارد و با شواهدی که نشان میدهد کاهش جمعیت نئاندرتالها در اروپا تدریجی بوده است، مطابقت دارد. انسان خردمند به نظر میرسد که مهاجرت از آفریقا را بسیار زودتر از آنچه قبلاً تصور میشد آغاز کردهاند و در اروپا در چندین موج وارد شدند، احتمالاً بیش از ۲۰۰ هزار سال پیش.
با هر موج مهاجرت، جمعیتهای محلی نئاندرتال جذب میشدند و ژنهایشان رقیق میشد، مانند شنهای کشیده شده به دریا. امروزه برخی دانشمندان استدلال میکنند که شباهتهای انسانهای خردمند و نئاندرتالها بیش از تفاوتهای آنهاست و این دو خط تکاملی باید به عنوان دو گونهٔ جداگانه در نظر گرفته نشوند، بلکه به عنوان جمعیتهای متمایز متعلق به یک «گونه انسانی مشترک».
نئاندرتالها با وجود هوش و سازگاری شگفتانگیز، ابزارهای پیچیده ساختند، هنر غار ایجاد کردند و از آتش استفاده کردند – و احتمالاً تواناییهای ارتباطی آنها فراتر از صداهای ساده بود. جمعیتها و فرهنگ نئاندرتالها ممکن است دیگر وجود نداشته باشند، اما میراث ژنتیکی آنها در ما زنده است. آنها تنها خویشاوندان ما نیستند؛ بلکه اجداد ما نیز هستند.
جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Scientific Reports منتشر شده است.
🆔@ScientificDialectics
یک مدل ریاضی جدید سناریویی جذاب را بررسی کرده که در آن نئاندرتالها به تدریج نه از طریق «انقراض واقعی»، بلکه از طریق جذب ژنتیکی توسط گونهای پرجمعیتتر، یعنی ما، ناپدید شدند.
به گزارش دیالکتیک علمی به نقل از سایت علمی بیگ بنگ، بر اساس این تحلیل، رابطهٔ طولانی و پیچیده بین انسانهای خردمند و نئاندرتالها میتوانست در مدت ۱۰۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ سال تقریباً منجر به جذب کامل ژنتیکی نئاندرتالها شود. این مدل ساده و غیرمنطقهای است، اما توضیح قوی برای «زوال مشاهده شده نئاندرتالها» ارائه میدهد، به گفتهٔ آندریا آمادی، شیمیدان محاسباتی از دانشگاه رم و همکارانش.
روزگاری ایدهٔ آمیزش نئاندرتالها و انسانهای خردمند بسیار بحثبرانگیز بود، اما امروزه مطالعات ژنومی مدرن و شواهد باستانشناسی نشان میدهد که این دو خط تکاملی در سراسر اوراسیا برای دهها هزار سال در حال تولید مثل بودهاند. امروزه افراد با پیشینهٔ غیرآفریقایی حدود ۱ تا ۴ درصد از DNA خود را از نئاندرتالها به ارث بردهاند.
هیچکس نمیداند چرا نئاندرتالها حدود ۴۰٬۰۰۰ سال پیش از سطح زمین ناپدید شدند، اما کارشناسان احتمالاً توافق دارند که عوامل متعددی در این امر نقش داشتهاند، مانند تغییرات محیطی، از دست رفتن تنوع ژنتیکی یا رقابت با انسانهای خردمند.
نئاندرتالها ممکن است هرگز واقعاً منقرض نشده باشند
آمادی و همکارانش ژنتیکدان تکاملی “جولیا لین” از موسسهٔ فدرال علوم آب و فناوری سوئیس و اکولوژیست سیمونه فاتورینی از دانشگاه لاکویلا در ایتالیا، مدلی ارائه دادند که این توضیحات دیگر را رد نمیکند، اما نشان میدهد که رانش ژنتیکی نقش مهمی داشته است، حتی اگر ژنهای نئاندرتال که توسط انسانهای خردمند جذب شدهاند، هیچ مزیت بقا نداشته باشند.
اگر مدل شامل مزایای بالقوه برخی ژنهای نئاندرتال برای جمعیت انسانهای خردمند بزرگتر باشد، حمایت ریاضی از رقیق شدن ژنتیکی ممکن است حتی قویتر شود. مانند همهٔ مدلها، این مدل جدید بر اساس فرضیات ناقص ساخته شده است. این مدل از نرخ زاد و ولد قبیلههای شکارچی-گردآورندهٔ مدرن برای پیشبینی سرعت جذب قبیلههای کوچک نئاندرتال توسط جمعیت انسانی بزرگتر استفاده میکند، با توجه به میزان آمیزش که به نظر میرسد رخ داده است.
نتایج با کشفیات باستانشناسی اخیر همخوانی دارد و با شواهدی که نشان میدهد کاهش جمعیت نئاندرتالها در اروپا تدریجی بوده است، مطابقت دارد. انسان خردمند به نظر میرسد که مهاجرت از آفریقا را بسیار زودتر از آنچه قبلاً تصور میشد آغاز کردهاند و در اروپا در چندین موج وارد شدند، احتمالاً بیش از ۲۰۰ هزار سال پیش.
با هر موج مهاجرت، جمعیتهای محلی نئاندرتال جذب میشدند و ژنهایشان رقیق میشد، مانند شنهای کشیده شده به دریا. امروزه برخی دانشمندان استدلال میکنند که شباهتهای انسانهای خردمند و نئاندرتالها بیش از تفاوتهای آنهاست و این دو خط تکاملی باید به عنوان دو گونهٔ جداگانه در نظر گرفته نشوند، بلکه به عنوان جمعیتهای متمایز متعلق به یک «گونه انسانی مشترک».
نئاندرتالها با وجود هوش و سازگاری شگفتانگیز، ابزارهای پیچیده ساختند، هنر غار ایجاد کردند و از آتش استفاده کردند – و احتمالاً تواناییهای ارتباطی آنها فراتر از صداهای ساده بود. جمعیتها و فرهنگ نئاندرتالها ممکن است دیگر وجود نداشته باشند، اما میراث ژنتیکی آنها در ما زنده است. آنها تنها خویشاوندان ما نیستند؛ بلکه اجداد ما نیز هستند.
جزئیات بیشتر این پژوهش در نشریۀ Scientific Reports منتشر شده است.
🆔@ScientificDialectics
Nature
A simple analytical model for Neanderthal disappearance due to genetic dilution by recurrent small-scale immigrations of modern…
Scientific Reports - A simple analytical model for Neanderthal disappearance due to genetic dilution by recurrent small-scale immigrations of modern humans
❤5🙏1
💢نظرسنجی ایپسوس درباره سال ۲۰۲۶؛ مردم هم امیدوارند هم ناامید
نزدیک به سهچهارم پاسخدهندگان (۷۱ درصد) خوشبیناند که سال ۲۰۲۶ نسبت به سال ۲۰۲۵ بهتر باشد. فرانسویها کمامیدترین گروه در ۳۰ کشور بودهاند و فقط ۴۱ درصدشان انتظار بهبود شرایط را دارند
نظرسنجی «پیشبینیهای ایپسوس ۲۰۲۶» تصویری کلی از نگاه مردم در ۳۰ کشور جهان به سالی که گذشت و سال پیش رو ارائه میدهد.
نتایج نشان میدهد سال ۲۰۲۵ برای بسیاری سالی دشوار بوده است. بهطور میانگین در سطح جهانی، دو نفر از هر سه نفر گفتهاند ۲۰۲۵ سال بدی برای کشورشان بوده است. در فرانسه، این نگاه منفی شدیدتر بوده و ۹۰ درصد پاسخدهندگان گفتهاند سال بدی برای کشورشان بوده، که بالاترین رقم بین کشورهای مورد بررسی است.
در سطح شخصی، نیمی از افراد گفتهاند سال خوبی برای آنها و خانوادهشان بوده است و نیمی دیگر آن را سالی بد توصیف کردهاند. آرژانتینیها بیش از دیگران گفتهاند که سال بدی را پشت سر گذاشتهاند، موضوعی که با تحولات سیاسی و اقتصادی شدید این کشور در سالهای اخیر مرتبط دانسته میشود.
با این حال، مقایسه با سال ۲۰۲۰ نشان میدهد نگاه مردم به وضعیت کلی بهتر شده است. در نخستین سال همهگیری کرونا، ۹۰ درصد مردم جهان آن را سالی بد برای کشورشان میدانستند و ۷۰ درصد نیز آن را سالی بد در زندگی شخصیشان ارزیابی میکردند. این فاصله نشان میدهد هرچند بدبینی همچنان بالاست، اما شدت آن کاهش پیدا کرده است.
در نگاه به آینده، نزدیک به سهچهارم پاسخدهندگان (۷۱ درصد) خوشبیناند که سال ۲۰۲۶ نسبت به سال ۲۰۲۵ بهتر باشد، در حالی که ۲۹ درصد چنین امیدی ندارند. فرانسویها کمامیدترین گروه در ۳۰ کشور بودهاند و فقط ۴۱ درصدشان انتظار بهبود شرایط را دارند. در عین حال، امید به پایان جنگ اوکراین همچنان ضعیف است و فقط ۲۹ درصد فکر میکنند تهاجم تمامعیار روسیه در سال آینده پایان پیدا خواهد کرد.
نگاه به اقتصاد جهانی دوگانه است. حدود نیمی از پاسخدهندگان (۴۹ درصد) پیشبینی میکنند اقتصاد جهانی در ۲۰۲۶ بهتر از ۲۰۲۵ خواهد بود و ۵۱ درصد انتظار بدتر شدن شرایط را دارند. در سالی که با جنگ تعرفهای گسترده آمریکا همراه بوده، احساسات اقتصادی در ۱۹ کشور از ۳۰ کشور تنزل پیدا کرده یا بدون تغییر مانده است.
خوشبینی به آینده که در پایان سال ۲۰۲۲ به ۶۵ درصد سقوط کرده بود، هنوز به سطح پیشین بازنگشته است. همچنین، باور به بهبود اقتصاد جهان که در آن سال ۱۵ درصد کاهش پیدا کرده بود، همچنان در سطحی پایین باقی مانده است.
نگرانیهای امنیتی و اجتماعی نیز قابلملاحظهاند. حدود ۲۹ درصد احتمال میدهند یک حمله تروریستی بزرگ در کشورشان در سال ۲۰۲۶ رخ دهد، در حالی که ۵۱ درصد چنین احتمالی را رد میکنند. مردم درباره امنیت محلی نیز دو دستهاند و ۴۶ درصد فکر میکنند محل زندگیشان در سال آینده ناامنتر خواهد شد.
نزدیک به ۵۹ درصد انتظار دارند ناآرامیهای گستردهای مانند اعتراض یا شورش در واکنش به نحوه اداره کشورشان رخ دهد، رقمی که نسبت به سال ۲۰۱۹ افزایش نشان میدهد. از آن زمان، در سه کشور گروه ۷ــ بریتانیا، ژاپن و آمریکاــ میزان افرادی که انتظار ناآرامی گسترده دارند، بیش از ۱۰ درصد افزایش پیدا کرده است.
نگرانیهای اقلیمی نیز پررنگ است. حدود ۷۸ درصد انتظار دارند میانگین دمای جهانی در سال ۲۰۲۶ افزایش پیدا کند و ۶۹ درصد پیشبینی میکنند کشورشان شاهد رویدادهای جوی شدیدتری نسبت به سال قبل باشد. در عین حال، امید به اقدام دولتها برای مقابله با تغییرات اقلیمی تقریبا ثابت مانده است و ۴۸ درصد انتظار دارند اهداف سختگیرانهتری برای کاهش انتشار کربن وضع شود.
در حوزه اقتصاد خانوار، ۴۸ درصد پیشبینی میکنند کشورشان در سال ۲۰۲۶ وارد رکود شود. نگاه به درآمد نیز دوگانه است؛ ۴۷ درصد انتظار دارند پول بیشتری برای خرج کردن داشته باشند و ۴۳ درصد مخالفاند.
نگرانی درباره بازارهای مالی نیز وجود دارد و ۳۸ درصد احتمال سقوط بزرگ بورسهای جهانی را مطرح کردهاند.
نگاه به هوش مصنوعی بیشتر با نگرانی همراه است. دو سوم پاسخدهندگان معتقدند هوش مصنوعی به از دست رفتن مشاغل زیادی منجر خواهد شد، در حالی که ۴۳ درصد انتظار دارند به ایجاد مشاغل جدید نیز کمک کند. این نگرانی در یک سال گذشته در بیشتر کشورها افزایش پیدا کرده است.
در حوزه مهاجرت، ۶۲ درصد فکر میکنند میزان مهاجرت به کشورشان افزایش پیدا خواهد کرد.
در بخش برنامههای شخصی، بیشتر پاسخدهندگان گفتهاند قصد دارند در سال ۲۰۲۶ بیشتر ورزش کنند، زمان بیشتری به ظاهرشان اختصاص دهند و وقت بیشتری با خانواده و دوستان بگذرانند. بخشی از افراد نیز گفتهاند استفاده از رسانههای اجتماعی را کاهش خواهند داد. در کنار اینها، حدود ۵۹ درصد در نظر دارند مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ را دنبال کنند.
🆔@ScientificDialectics
نزدیک به سهچهارم پاسخدهندگان (۷۱ درصد) خوشبیناند که سال ۲۰۲۶ نسبت به سال ۲۰۲۵ بهتر باشد. فرانسویها کمامیدترین گروه در ۳۰ کشور بودهاند و فقط ۴۱ درصدشان انتظار بهبود شرایط را دارند
نظرسنجی «پیشبینیهای ایپسوس ۲۰۲۶» تصویری کلی از نگاه مردم در ۳۰ کشور جهان به سالی که گذشت و سال پیش رو ارائه میدهد.
نتایج نشان میدهد سال ۲۰۲۵ برای بسیاری سالی دشوار بوده است. بهطور میانگین در سطح جهانی، دو نفر از هر سه نفر گفتهاند ۲۰۲۵ سال بدی برای کشورشان بوده است. در فرانسه، این نگاه منفی شدیدتر بوده و ۹۰ درصد پاسخدهندگان گفتهاند سال بدی برای کشورشان بوده، که بالاترین رقم بین کشورهای مورد بررسی است.
در سطح شخصی، نیمی از افراد گفتهاند سال خوبی برای آنها و خانوادهشان بوده است و نیمی دیگر آن را سالی بد توصیف کردهاند. آرژانتینیها بیش از دیگران گفتهاند که سال بدی را پشت سر گذاشتهاند، موضوعی که با تحولات سیاسی و اقتصادی شدید این کشور در سالهای اخیر مرتبط دانسته میشود.
با این حال، مقایسه با سال ۲۰۲۰ نشان میدهد نگاه مردم به وضعیت کلی بهتر شده است. در نخستین سال همهگیری کرونا، ۹۰ درصد مردم جهان آن را سالی بد برای کشورشان میدانستند و ۷۰ درصد نیز آن را سالی بد در زندگی شخصیشان ارزیابی میکردند. این فاصله نشان میدهد هرچند بدبینی همچنان بالاست، اما شدت آن کاهش پیدا کرده است.
در نگاه به آینده، نزدیک به سهچهارم پاسخدهندگان (۷۱ درصد) خوشبیناند که سال ۲۰۲۶ نسبت به سال ۲۰۲۵ بهتر باشد، در حالی که ۲۹ درصد چنین امیدی ندارند. فرانسویها کمامیدترین گروه در ۳۰ کشور بودهاند و فقط ۴۱ درصدشان انتظار بهبود شرایط را دارند. در عین حال، امید به پایان جنگ اوکراین همچنان ضعیف است و فقط ۲۹ درصد فکر میکنند تهاجم تمامعیار روسیه در سال آینده پایان پیدا خواهد کرد.
نگاه به اقتصاد جهانی دوگانه است. حدود نیمی از پاسخدهندگان (۴۹ درصد) پیشبینی میکنند اقتصاد جهانی در ۲۰۲۶ بهتر از ۲۰۲۵ خواهد بود و ۵۱ درصد انتظار بدتر شدن شرایط را دارند. در سالی که با جنگ تعرفهای گسترده آمریکا همراه بوده، احساسات اقتصادی در ۱۹ کشور از ۳۰ کشور تنزل پیدا کرده یا بدون تغییر مانده است.
خوشبینی به آینده که در پایان سال ۲۰۲۲ به ۶۵ درصد سقوط کرده بود، هنوز به سطح پیشین بازنگشته است. همچنین، باور به بهبود اقتصاد جهان که در آن سال ۱۵ درصد کاهش پیدا کرده بود، همچنان در سطحی پایین باقی مانده است.
نگرانیهای امنیتی و اجتماعی نیز قابلملاحظهاند. حدود ۲۹ درصد احتمال میدهند یک حمله تروریستی بزرگ در کشورشان در سال ۲۰۲۶ رخ دهد، در حالی که ۵۱ درصد چنین احتمالی را رد میکنند. مردم درباره امنیت محلی نیز دو دستهاند و ۴۶ درصد فکر میکنند محل زندگیشان در سال آینده ناامنتر خواهد شد.
نزدیک به ۵۹ درصد انتظار دارند ناآرامیهای گستردهای مانند اعتراض یا شورش در واکنش به نحوه اداره کشورشان رخ دهد، رقمی که نسبت به سال ۲۰۱۹ افزایش نشان میدهد. از آن زمان، در سه کشور گروه ۷ــ بریتانیا، ژاپن و آمریکاــ میزان افرادی که انتظار ناآرامی گسترده دارند، بیش از ۱۰ درصد افزایش پیدا کرده است.
نگرانیهای اقلیمی نیز پررنگ است. حدود ۷۸ درصد انتظار دارند میانگین دمای جهانی در سال ۲۰۲۶ افزایش پیدا کند و ۶۹ درصد پیشبینی میکنند کشورشان شاهد رویدادهای جوی شدیدتری نسبت به سال قبل باشد. در عین حال، امید به اقدام دولتها برای مقابله با تغییرات اقلیمی تقریبا ثابت مانده است و ۴۸ درصد انتظار دارند اهداف سختگیرانهتری برای کاهش انتشار کربن وضع شود.
در حوزه اقتصاد خانوار، ۴۸ درصد پیشبینی میکنند کشورشان در سال ۲۰۲۶ وارد رکود شود. نگاه به درآمد نیز دوگانه است؛ ۴۷ درصد انتظار دارند پول بیشتری برای خرج کردن داشته باشند و ۴۳ درصد مخالفاند.
نگرانی درباره بازارهای مالی نیز وجود دارد و ۳۸ درصد احتمال سقوط بزرگ بورسهای جهانی را مطرح کردهاند.
نگاه به هوش مصنوعی بیشتر با نگرانی همراه است. دو سوم پاسخدهندگان معتقدند هوش مصنوعی به از دست رفتن مشاغل زیادی منجر خواهد شد، در حالی که ۴۳ درصد انتظار دارند به ایجاد مشاغل جدید نیز کمک کند. این نگرانی در یک سال گذشته در بیشتر کشورها افزایش پیدا کرده است.
در حوزه مهاجرت، ۶۲ درصد فکر میکنند میزان مهاجرت به کشورشان افزایش پیدا خواهد کرد.
در بخش برنامههای شخصی، بیشتر پاسخدهندگان گفتهاند قصد دارند در سال ۲۰۲۶ بیشتر ورزش کنند، زمان بیشتری به ظاهرشان اختصاص دهند و وقت بیشتری با خانواده و دوستان بگذرانند. بخشی از افراد نیز گفتهاند استفاده از رسانههای اجتماعی را کاهش خواهند داد. در کنار اینها، حدود ۵۹ درصد در نظر دارند مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ را دنبال کنند.
🆔@ScientificDialectics
Ipsos
Ipsos Predictions Survey 2026
The Ipsos Predictions Survey 2026 finds 71%, on average across 30 countries, think things will look up next year but people are split on whether the worldwide economy will be stronger (49%) or not (51%).
❤5👍2
💢کشف سیارهای به شکل «لیمو» که پر از الماس است!
دانشمندان با استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا موفق شدهاند نوعی سیاره فراخورشیدی بسیار نادر را مشاهده کنند که ترکیب جو آن با هیچ نظریه و مدلی که تاکنون شناختهایم سازگار نیست.
دانشمندان با استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا موفق به شناسایی سیارهای فراخورشیدی با جو بسیار غنی از کربن شدهاند که در مدار یک ستاره نوترونی چرخان (تَپاَختر) قرار دارد. این کشف نه تنها دانش اخترشناسی را شگفتزده کرده، بلکه میتواند درک ما از شکلگیری و ترکیب شیمیایی سیارات را نیز بازنویسی کند.
سیارهای عجیب با ساختاری غیرمعمول
این سیاره که به طور رسمی PSR J2322‑2650b نامیده میشود، جرمی هماندازه با سیاره مشتری دارد، اما جو آن بسیار متفاوت و عجیب است. بهطوری که هلیوم و ترکیبات مولکولی کربن (مثل C₂ و C₃) در جو آن غالب هستند. چیزی که تاکنون در هیچ سیاره دیگری ثبت نشده است.
ساختار این سیاره نیز غیرعادی است و در فاصله ۱.۵ میلیون کیلومتری و بسیار نزدیک به ستاره خود قرار گرفته است. برای مقایسه بد نیست بدانید که فاصله زمین تا خورشید حدود ۱۵۰ میلیون کیلومتر است. در این فاصله اندک به دلیل نیروهای گرانشی قدرتمند ستاره میزبان (یک ستاره نوترونی سریعچرخان یا «تپاختر») سیاره به شکل غیرمعمولی کشیده و شبیه به «لیمو» شده است.
ترکیب غالب در جو PSR J2322‑2650b به جای مولکولهای معمول در جو دیگر سیارهها مانند آب، متان یا دیاکسید کربن، مولکولهای کربن هستند که فقط در صورتی تشکیل میشوند که تقریباً هیچ اکسیژن یا نیتروژنی در جو وجود نداشته باشد.
محققان میگویند که نمیدانند این سیاره چگونه به این شکل تشکیل شده است. طبق گفته آنها، هیچ یک از مدلهای شناختهشده شکلگیری سیارهها نمیتواند توضیح دهد که چگونه چنین جو غنی از کربنی پدید آمده است.
دانشمندان همچنین احتمال وجود ابرهای شبیه سرمه و حتی تشکیل الماس در عمق جو را مطرح کردهاند.
نکته جالب این است که تپاختر میزبان در طیف مادون قرمز تقریباً نامرئی است، بنابراین مطالعه جو سیاره بدون مزاحمت نور ستاره امکانپذیر شده است.
این کشف، PSR J2322‑2650b را به یکی از معماهای جدید اخترشناسی سیارات فراخورشیدی تبدیل کرده و مدلهای فعلی شکلگیری سیارات قادر به توضیح کامل آن نیستند.
این پژوهش در The Astrophysical Journal Letters منتشر شده است.
https://www.space.com/astronomy/exoplanets/james-webb-space-telescope-discovers-a-lemon-shaped-exoplanet-unlike-anything-seen-before-what-the-heck-is-this
🆔@ScientificDialectics
دانشمندان با استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا موفق شدهاند نوعی سیاره فراخورشیدی بسیار نادر را مشاهده کنند که ترکیب جو آن با هیچ نظریه و مدلی که تاکنون شناختهایم سازگار نیست.
دانشمندان با استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا موفق به شناسایی سیارهای فراخورشیدی با جو بسیار غنی از کربن شدهاند که در مدار یک ستاره نوترونی چرخان (تَپاَختر) قرار دارد. این کشف نه تنها دانش اخترشناسی را شگفتزده کرده، بلکه میتواند درک ما از شکلگیری و ترکیب شیمیایی سیارات را نیز بازنویسی کند.
سیارهای عجیب با ساختاری غیرمعمول
این سیاره که به طور رسمی PSR J2322‑2650b نامیده میشود، جرمی هماندازه با سیاره مشتری دارد، اما جو آن بسیار متفاوت و عجیب است. بهطوری که هلیوم و ترکیبات مولکولی کربن (مثل C₂ و C₃) در جو آن غالب هستند. چیزی که تاکنون در هیچ سیاره دیگری ثبت نشده است.
ساختار این سیاره نیز غیرعادی است و در فاصله ۱.۵ میلیون کیلومتری و بسیار نزدیک به ستاره خود قرار گرفته است. برای مقایسه بد نیست بدانید که فاصله زمین تا خورشید حدود ۱۵۰ میلیون کیلومتر است. در این فاصله اندک به دلیل نیروهای گرانشی قدرتمند ستاره میزبان (یک ستاره نوترونی سریعچرخان یا «تپاختر») سیاره به شکل غیرمعمولی کشیده و شبیه به «لیمو» شده است.
ترکیب غالب در جو PSR J2322‑2650b به جای مولکولهای معمول در جو دیگر سیارهها مانند آب، متان یا دیاکسید کربن، مولکولهای کربن هستند که فقط در صورتی تشکیل میشوند که تقریباً هیچ اکسیژن یا نیتروژنی در جو وجود نداشته باشد.
محققان میگویند که نمیدانند این سیاره چگونه به این شکل تشکیل شده است. طبق گفته آنها، هیچ یک از مدلهای شناختهشده شکلگیری سیارهها نمیتواند توضیح دهد که چگونه چنین جو غنی از کربنی پدید آمده است.
دانشمندان همچنین احتمال وجود ابرهای شبیه سرمه و حتی تشکیل الماس در عمق جو را مطرح کردهاند.
نکته جالب این است که تپاختر میزبان در طیف مادون قرمز تقریباً نامرئی است، بنابراین مطالعه جو سیاره بدون مزاحمت نور ستاره امکانپذیر شده است.
این کشف، PSR J2322‑2650b را به یکی از معماهای جدید اخترشناسی سیارات فراخورشیدی تبدیل کرده و مدلهای فعلی شکلگیری سیارات قادر به توضیح کامل آن نیستند.
این پژوهش در The Astrophysical Journal Letters منتشر شده است.
https://www.space.com/astronomy/exoplanets/james-webb-space-telescope-discovers-a-lemon-shaped-exoplanet-unlike-anything-seen-before-what-the-heck-is-this
🆔@ScientificDialectics
Space
James Webb Space Telescope discovers a lemon-shaped exoplanet unlike anything seen before: 'What the heck is this?'
"This was an absolute surprise. It's extremely different from what we expected."
🙏4😍3❤2👍1