گوساله: پدربزرگ..! آدمها مارا میکشند و همه جای مارا میخورند..! اما خرها را نه میکشند و نه هیچ جایشان را میخورند..! یعنی واقعا آنها خوردنی نیستند...!؟ چرا این همه اختلاف...!؟
پدربزرگ گوساله: پسرم..! خرها به مزرعه دارها سواری میدهند، پس زنده میمانند...! یادت باشد راز زنده ماندن در مزرعه این است....!
برگرفته از کتاب "من گوساله ام"
اثر بزرگمهر حسین پور
📡 @Secrets_Box
گوساله: پدربزرگ..! آدمها مارا میکشند و همه جای مارا میخورند..! اما خرها را نه میکشند و نه هیچ جایشان را میخورند..! یعنی واقعا آنها خوردنی نیستند...!؟ چرا این همه اختلاف...!؟
پدربزرگ گوساله: پسرم..! خرها به مزرعه دارها سواری میدهند، پس زنده میمانند...! یادت باشد راز زنده ماندن در مزرعه این است....!
برگرفته از کتاب "من گوساله ام"
اثر بزرگمهر حسین پور
📡 @Secrets_Box
در جنگ جهانی دوم سربازی نامهای با این متن برای فرماندهاش نوشت: جناب فرمانده اسلحهام را زیر خاک پنهان کردم، دیگر نمیخواهم بجنگم، این تصمیم بهخاطر ترس از مرگ یا عشق به همسر و فرزندانم هم نیست...
راستش را بخواهی، بعد از آنکه یک سرباز دشمن را کشتم، درون جیبهایش را گشتم و چیز عجیبی دیدم. روی یک تکه کاغذ آغشته به خون نوشته شده بود:
”پدر از روزی که تنهایم گذاشتی هر صبح تا غروب جلوی در چشم به راه تو ام... پدر جان، بخدا اگر این بار برگردی تو را محکم در آغوش میگیرم و اجازه نمیدهم دوباره به جنگ برگردی...” من این کودک را در انتظاری بیهوده گذاشتم. او تا چند غروب دیگر چشم انتظار پدر خواهد ماند؟ لعنت بر جنگی که کودکی را از آغوش مهر پدر بیبهره میکند...
📡 @Secrets_Box
در جنگ جهانی دوم سربازی نامهای با این متن برای فرماندهاش نوشت: جناب فرمانده اسلحهام را زیر خاک پنهان کردم، دیگر نمیخواهم بجنگم، این تصمیم بهخاطر ترس از مرگ یا عشق به همسر و فرزندانم هم نیست...
راستش را بخواهی، بعد از آنکه یک سرباز دشمن را کشتم، درون جیبهایش را گشتم و چیز عجیبی دیدم. روی یک تکه کاغذ آغشته به خون نوشته شده بود:
”پدر از روزی که تنهایم گذاشتی هر صبح تا غروب جلوی در چشم به راه تو ام... پدر جان، بخدا اگر این بار برگردی تو را محکم در آغوش میگیرم و اجازه نمیدهم دوباره به جنگ برگردی...” من این کودک را در انتظاری بیهوده گذاشتم. او تا چند غروب دیگر چشم انتظار پدر خواهد ماند؟ لعنت بر جنگی که کودکی را از آغوش مهر پدر بیبهره میکند...
📡 @Secrets_Box
سال ۱۳۱۷، رضا شاه پهلوی در روز افتتاحیه تونل کندوان.
تا قبل از ساخت تونل کندوان، راه میان کرج و چالوس ۵ ماه از سال غیر قابل تردد بود. پیشبینی میشد که احداث تونل كندوان كه به وسيله رضاشاه گشايش گرديد، با ابزار و ادوات آن زمان حدود ۱۰ تا ۱۲ سال طول بکشد اما تنها در عرض ۳ سال ساخت آن به اتمام رسيد!
مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر در گزارش خود پیرامون ساخت این جاده آورده است: "واقعاً انجام این کار با امکانات آن زمان و سردی هوا و کم بودن زمان در این ناحیه سردسیر کاری بس دشوار به دست کارگران ایرانی انجام شده است. جادهای که برای رفت و آمد، هشتاد سال پیش طراحی و ساخته شده هنوز در سن پیری خود جوابگوی میلیونها خودرو در سال است!
📡 @Secrets_Box
سال ۱۳۱۷، رضا شاه پهلوی در روز افتتاحیه تونل کندوان.
تا قبل از ساخت تونل کندوان، راه میان کرج و چالوس ۵ ماه از سال غیر قابل تردد بود. پیشبینی میشد که احداث تونل كندوان كه به وسيله رضاشاه گشايش گرديد، با ابزار و ادوات آن زمان حدود ۱۰ تا ۱۲ سال طول بکشد اما تنها در عرض ۳ سال ساخت آن به اتمام رسيد!
مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر در گزارش خود پیرامون ساخت این جاده آورده است: "واقعاً انجام این کار با امکانات آن زمان و سردی هوا و کم بودن زمان در این ناحیه سردسیر کاری بس دشوار به دست کارگران ایرانی انجام شده است. جادهای که برای رفت و آمد، هشتاد سال پیش طراحی و ساخته شده هنوز در سن پیری خود جوابگوی میلیونها خودرو در سال است!
📡 @Secrets_Box
ابتدا فکر میکردم که مملکت وزیر دانا میخواهد، بعد فکر کردم شاید شاه دانا میخواهد، اما اکنون میفهمم ملت دانا میخواهد! ”امیر کبیر”
”عکس واقعی میرزا تقی خان امیر کبیر”
📡 @Secrets_Box
ابتدا فکر میکردم که مملکت وزیر دانا میخواهد، بعد فکر کردم شاید شاه دانا میخواهد، اما اکنون میفهمم ملت دانا میخواهد! ”امیر کبیر”
”عکس واقعی میرزا تقی خان امیر کبیر”
📡 @Secrets_Box
”میلتون اریکسون” رواندرمانگر و نابغه برنامهريزىهاى ذهنى، وقتی دوازده ساله بود دچار بيمارى فلج اطفال شد. ده ماه بعد شنید که پزشکی به مادرش گفت: پسرتان شب را تا صبح دوام نمیاورد!
اریکسون صدای گریه مادرش را شنید، فکر کرد که میداند شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد. تصمیم گرفت تا سپیده دم نخوابد. وقتی خورشید بالا آمد فریاد زد: مادر، من هنوز زنده ام!
چنان شادی عظیمی خانه را گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانوادهاش را عقب بیندازد! اریکسون در سال ۱۹۸۰ در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر محدودیت هایش بجا گذاشت...!
📡 @Secrets_Box
”میلتون اریکسون” رواندرمانگر و نابغه برنامهريزىهاى ذهنى، وقتی دوازده ساله بود دچار بيمارى فلج اطفال شد. ده ماه بعد شنید که پزشکی به مادرش گفت: پسرتان شب را تا صبح دوام نمیاورد!
اریکسون صدای گریه مادرش را شنید، فکر کرد که میداند شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد. تصمیم گرفت تا سپیده دم نخوابد. وقتی خورشید بالا آمد فریاد زد: مادر، من هنوز زنده ام!
چنان شادی عظیمی خانه را گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانوادهاش را عقب بیندازد! اریکسون در سال ۱۹۸۰ در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر محدودیت هایش بجا گذاشت...!
📡 @Secrets_Box
اشتباه نکنید...
انسانهای خوشبین و بدبین هر دو برای جامعه مفیدند، خوشبین هواپیما را اختراع میکند و بدبین چتر نجات را...!
✦ جرج برنارد شاو
📡 @Secrets_Box
اشتباه نکنید...
انسانهای خوشبین و بدبین هر دو برای جامعه مفیدند، خوشبین هواپیما را اختراع میکند و بدبین چتر نجات را...!
✦ جرج برنارد شاو
📡 @Secrets_Box
عیسی مسيح از مسيری میگذشت، یک نفر با او برخورد نمود. به محض ديدن مسيح به او فحاشی كرد و گفت: ای پسر حرامزادۀ بی اصل و نسب! مسيح در پاسخ گفت: سلام ای انسان باشرافت و ارزشمند! اطرافيان تعجب کردند و از مسيح پرسيدند: او به تو فحاشی كرد، چه طور شما به او اين قدر احترام میگذاريد؟ مسيح پاسخ داد: هر كسی آنچه را دارد خرج میكند، چون سرمايه او اين بود به من بد گفت و چون در ضمير من جز نيكويی نبود، از من جز نيكويی بیرون نمیآيد...
ما فقط آنچه را كه در درون داريم، میتوانيم از خود نشان دهيم...
📡 @Secrets_Box
عیسی مسيح از مسيری میگذشت، یک نفر با او برخورد نمود. به محض ديدن مسيح به او فحاشی كرد و گفت: ای پسر حرامزادۀ بی اصل و نسب! مسيح در پاسخ گفت: سلام ای انسان باشرافت و ارزشمند! اطرافيان تعجب کردند و از مسيح پرسيدند: او به تو فحاشی كرد، چه طور شما به او اين قدر احترام میگذاريد؟ مسيح پاسخ داد: هر كسی آنچه را دارد خرج میكند، چون سرمايه او اين بود به من بد گفت و چون در ضمير من جز نيكويی نبود، از من جز نيكويی بیرون نمیآيد...
ما فقط آنچه را كه در درون داريم، میتوانيم از خود نشان دهيم...
📡 @Secrets_Box
میگویند ملانصرالدین از همسایهاش دیگی را قرض گرفت، چند روز بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد. وقتی همسایه قصه دیگ اضافی را پرسید ملا گفت دیگ شما در خانه ما وضع حمل کرد! چند روز بعد ، ملا دوباره برای قرض گرفتن دیگ به سراغ همسایه رفت و همسایهٔ خوش خیال این بار دیگی بزرگتر به ملا داد به این امید که دیگچه بزرگتری نصیبش شود!
تا مدتی از ملا نصرالدین خبری نشد. همسایه به در خانه ملا رفت و سراغ دیگ خود را گرفت. ملا گفت دیگ شما موقع وضع حمل در خانه ما فوت کرد. همسایه گفت مگر دیگ هم میمیرد؟ چرا مزخرف میگی!!! و جواب شنید: چرا روزی که گفتم دیگِ تو زاییده نگفتی که دیگ نمیزاید. دیگی که میزاید حتما مردن هم دارد.
این حکایت اغلب ما مردم است هرجا که به نفع ما باشد عجیبترین دروغها و داستانها را باور میکنیم اما کوچکترین ضرر را بر نخواهیم تابید.
📡 @Secrets_Box
میگویند ملانصرالدین از همسایهاش دیگی را قرض گرفت، چند روز بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد. وقتی همسایه قصه دیگ اضافی را پرسید ملا گفت دیگ شما در خانه ما وضع حمل کرد! چند روز بعد ، ملا دوباره برای قرض گرفتن دیگ به سراغ همسایه رفت و همسایهٔ خوش خیال این بار دیگی بزرگتر به ملا داد به این امید که دیگچه بزرگتری نصیبش شود!
تا مدتی از ملا نصرالدین خبری نشد. همسایه به در خانه ملا رفت و سراغ دیگ خود را گرفت. ملا گفت دیگ شما موقع وضع حمل در خانه ما فوت کرد. همسایه گفت مگر دیگ هم میمیرد؟ چرا مزخرف میگی!!! و جواب شنید: چرا روزی که گفتم دیگِ تو زاییده نگفتی که دیگ نمیزاید. دیگی که میزاید حتما مردن هم دارد.
این حکایت اغلب ما مردم است هرجا که به نفع ما باشد عجیبترین دروغها و داستانها را باور میکنیم اما کوچکترین ضرر را بر نخواهیم تابید.
📡 @Secrets_Box
آواز قو
كمتر كسانی میدونن آواز قو یعنی چی ....؟!
قو تنها پرندهایست كه یکبار عاشق میشه ...
و برای همیشه پای عشقش میشینه
و تو تمام زندگی هر كاری برای راحتی عشقش انجام میده
قو تنها پرندهایست كه زمان مرگشو میدونه كِی هست و چه زمانی میمیره
قو یک هفته مانده به مرگش میره جایی كه برای اولین بار عشقش یعنی جفتشو دیده و عاشقش شده، اونجا میمونه تا زمان مرگش فرا برسه
و یکروز مانده به مرگش یه آوازی برای عشقش از خود سر میده كه بهترین و زیباترین آواز میان پرندگان است و بعد سرش رو روی بالهاش میزاره و میمیره!!!!
بیاییم عاشق بودن و عشق ورزیدن را از زیباترین پرنده عشق بیاموزیم.
📡 @Secrets_Box
آواز قو
كمتر كسانی میدونن آواز قو یعنی چی ....؟!
قو تنها پرندهایست كه یکبار عاشق میشه ...
و برای همیشه پای عشقش میشینه
و تو تمام زندگی هر كاری برای راحتی عشقش انجام میده
قو تنها پرندهایست كه زمان مرگشو میدونه كِی هست و چه زمانی میمیره
قو یک هفته مانده به مرگش میره جایی كه برای اولین بار عشقش یعنی جفتشو دیده و عاشقش شده، اونجا میمونه تا زمان مرگش فرا برسه
و یکروز مانده به مرگش یه آوازی برای عشقش از خود سر میده كه بهترین و زیباترین آواز میان پرندگان است و بعد سرش رو روی بالهاش میزاره و میمیره!!!!
بیاییم عاشق بودن و عشق ورزیدن را از زیباترین پرنده عشق بیاموزیم.
📡 @Secrets_Box
انوشیروان از بزرگمهر پرسید :
ملڪ ایران چگونه ویران می شود ؟
وی پاسخ داد :
ڪارهاى بزرگ را دست آدم هاى ڪوچک بده و آدم هاى بزرگ را تحقیر ڪن ، ویران می شود .
📡 @Secrets_Box
انوشیروان از بزرگمهر پرسید :
ملڪ ایران چگونه ویران می شود ؟
وی پاسخ داد :
ڪارهاى بزرگ را دست آدم هاى ڪوچک بده و آدم هاى بزرگ را تحقیر ڪن ، ویران می شود .
📡 @Secrets_Box
Forwarded from جعبه اسرار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارگردان مستند "یک ملت" گفته این بخش از سخنان شهید بهشتی در پخش از تلویزیون حذف شده است! نکته جالب صحبتهای شهید بهشتی خودانتقادی و یادآوری این نکتهاس که باید چه میکرده و نکرده ؛ رویهای که امروز دقیقا برعکسه...
📡 @Secrets_Box
کارگردان مستند "یک ملت" گفته این بخش از سخنان شهید بهشتی در پخش از تلویزیون حذف شده است! نکته جالب صحبتهای شهید بهشتی خودانتقادی و یادآوری این نکتهاس که باید چه میکرده و نکرده ؛ رویهای که امروز دقیقا برعکسه...
📡 @Secrets_Box
برای کسانی که به شما حسادت میکنند
اینگونه دعا کنید
پروردگارا ...
اگر در این جهان کسی هست
که تاب دیدن خوشبختی مرا ندارد
چنان خوشبختش کن
که خوشبختی مرا از یاد ببرد...!
📡 @Secrets_Box
برای کسانی که به شما حسادت میکنند
اینگونه دعا کنید
پروردگارا ...
اگر در این جهان کسی هست
که تاب دیدن خوشبختی مرا ندارد
چنان خوشبختش کن
که خوشبختی مرا از یاد ببرد...!
📡 @Secrets_Box
سه داستان زیبای سه ثانیه ای:
روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا كنند. در روزی كه براى دعا جمع شدند تنها یک پسربچه با خود چتر داشت!
«این یعنی #ایمان»
كودک یک ساله اى را تصور كنيد، زمانیكه شما او را به هوا پرت میكنيد او میخندد زيرا میداند او را خواهيد گرفت!
«اين يعنى #اعتماد»
هر شب ما به رختخواب میرويم، هيچ اطمينانى نداريم كه فردا صبح زنده برمیخيزيم، با اين حال هر شب ساعت را براى فردا كوک میكنيم!
«اين يعنى #اميد»
📡 @Secrets_Box
سه داستان زیبای سه ثانیه ای:
روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا كنند. در روزی كه براى دعا جمع شدند تنها یک پسربچه با خود چتر داشت!
«این یعنی #ایمان»
كودک یک ساله اى را تصور كنيد، زمانیكه شما او را به هوا پرت میكنيد او میخندد زيرا میداند او را خواهيد گرفت!
«اين يعنى #اعتماد»
هر شب ما به رختخواب میرويم، هيچ اطمينانى نداريم كه فردا صبح زنده برمیخيزيم، با اين حال هر شب ساعت را براى فردا كوک میكنيم!
«اين يعنى #اميد»
📡 @Secrets_Box
برو کلاه خودتو قاضی کن!
شخصی سرو کارش به دیوان قضاوت کشید و هر وقت پیش از آنکه به محکمه قاضی برود در خانه ابتدا کلاهش را جلوی خود میگذاشت و کلاه را قاضی فرض کرده و آنچه که میخواست در محکمه بگوید به کلاه میگفت و راست و دروغ آن را میسنجید و بعد نزد قاضی میرفت تا سخنی به ضرر خود نگوید! چون پرسیدند این سخنان محکمه پسند را چطور اینطور درست و بیغلط در محضر قاضی میگوئی تا به نفع تو حکم میدهد جواب داد :
اول کلاه خودم را قاضی میکنم ....
📡 @Secrets_Box
برو کلاه خودتو قاضی کن!
شخصی سرو کارش به دیوان قضاوت کشید و هر وقت پیش از آنکه به محکمه قاضی برود در خانه ابتدا کلاهش را جلوی خود میگذاشت و کلاه را قاضی فرض کرده و آنچه که میخواست در محکمه بگوید به کلاه میگفت و راست و دروغ آن را میسنجید و بعد نزد قاضی میرفت تا سخنی به ضرر خود نگوید! چون پرسیدند این سخنان محکمه پسند را چطور اینطور درست و بیغلط در محضر قاضی میگوئی تا به نفع تو حکم میدهد جواب داد :
اول کلاه خودم را قاضی میکنم ....
📡 @Secrets_Box
ﺑﻮﻣﯿﺎﻥ آﻓﺮﯾﻘﺎ، ﺭﻭﯼ ﺗﻨﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﺣﻔﺮﻩﻫﺎﯾﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩﻫﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ. ﻣﯿﻤﻮﻥﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮔﺮﺩﻭ، ﺩﺳﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩﻫﺎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﺩﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺸﺖ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﺩیگر نمیتوﺍﻧﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ. ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺟﯿﻎ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﻭ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽﭘﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﺵ ﻧﻤﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺍﻡ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻧﻬﺎﯾﺘﺎ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﮑﺎﺭﭼﯿﺎﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ.
باور و ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻏﻠﻂ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻨﯽ ﻣﺎ، ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺍﮔﺮ ﺁنها ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﻢ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ. ما زندانی افکار خودمان هستیم.
📡 @Secrets_Box
ﺑﻮﻣﯿﺎﻥ آﻓﺮﯾﻘﺎ، ﺭﻭﯼ ﺗﻨﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﺣﻔﺮﻩﻫﺎﯾﯽ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩﻫﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﻧﺪ. ﻣﯿﻤﻮﻥﻫﺎ ﺑﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮔﺮﺩﻭ، ﺩﺳﺖ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﯾﻦ ﺣﻔﺮﻩﻫﺎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﺩﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺸﺖ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﺩیگر نمیتوﺍﻧﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ. ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺟﯿﻎ ﻣﯽﺯﻧﺪ ﻭ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯽﭘﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﺵ ﻧﻤﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺍﻡ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻧﻬﺎﯾﺘﺎ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﮑﺎﺭﭼﯿﺎﻥ ﻣﯽﺷﻮﺩ.
باور و ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻏﻠﻂ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻨﯽ ﻣﺎ، ﮔﺮﺩﻭﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺍﮔﺮ ﺁنها ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻨﯿﻢ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ. ما زندانی افکار خودمان هستیم.
📡 @Secrets_Box
در دنیا دو نوع دزد وجود دارد:
دزدان کوچک که پلیس
آنها را دستگیر میکند
دزدان بزرگ که پلیس
از آنها محافظت میکند!
✦ برتولت برشت
@Secrets_Box
در دنیا دو نوع دزد وجود دارد:
دزدان کوچک که پلیس
آنها را دستگیر میکند
دزدان بزرگ که پلیس
از آنها محافظت میکند!
✦ برتولت برشت
@Secrets_Box
پدری قبل از مرگش پسر را چنین نصیحت کرد: ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻡ. امیدوارم ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﻣﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯽ!
اول اینکه ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻣﻠﮑﯽ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ، ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﻭ ﺭﻭﯾﺶ ﺑﮑﺶ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺵ!
دوم اینکه اﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ، ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ!
و سوم اینکه ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﯾﺎ ﺍﻓﯿﻮﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ، ﺑﺎ ﺁﺩﻡِ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ!
ﻣﺪﺗﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﭘﺪﺭ، ﭘﺴﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺪﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ. ﭘﺲ ﺑﻪ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪر، ﺁﻥ ﻣﻠﮏ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﺪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﭘﺲ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﺷﺪ! ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺮﺱ ﻭ ﺟﻮﯼِ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ. ﺩﯾﺪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ! ﻋﻠﺘش را ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺧﺘﻪﺍﻡ! ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﻧﺼﺎﯾﺢ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ... و می خواست ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻟﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻮﺩ ﺩﻭﺩ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﺪ، ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﻣﻮﺕ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ اینچنین شده ﺑﻮﺩ! ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺪﺭ، ﺭﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺷﺪ.
📡 @Secrets_Box
پدری قبل از مرگش پسر را چنین نصیحت کرد: ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻡ. امیدوارم ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﻣﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯽ!
اول اینکه ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻣﻠﮑﯽ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ، ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﻭ ﺭﻭﯾﺶ ﺑﮑﺶ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺵ!
دوم اینکه اﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ، ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ!
و سوم اینکه ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﯾﺎ ﺍﻓﯿﻮﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ، ﺑﺎ ﺁﺩﻡِ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ!
ﻣﺪﺗﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﭘﺪﺭ، ﭘﺴﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺪﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ. ﭘﺲ ﺑﻪ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪر، ﺁﻥ ﻣﻠﮏ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﺪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﭘﺲ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﺷﺪ! ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ، ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺮﺱ ﻭ ﺟﻮﯼِ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ. ﺩﯾﺪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ! ﻋﻠﺘش را ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺧﺘﻪﺍﻡ! ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﻧﺼﺎﯾﺢ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ... و می خواست ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻟﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻮﺩ ﺩﻭﺩ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﺪ، ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﻣﻮﺕ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ اینچنین شده ﺑﻮﺩ! ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺪﺭ، ﺭﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺷﺪ.
📡 @Secrets_Box
معروف است که روزی شخصی به خیام خردمند، که دوران کهنسالی را پشت سر میگذاشت گفت : شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت؟! خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟
آن جوان گفت : من شاید خیری برای اقوام و دوستان خودم نداشته باشم اما تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آوردهام و میخواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و...
خیام خندید و گفت : آدم بدبختی هستی! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا در سختی و مشقت نمیرند حال تو فقط به دنبال مردگانت هستی ؟!.. بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری نیست و از او دور شد .
ارد بزرگ میگوید : "کاویدن در غم ها ما را به خوشبختی نمیرساند" در جایی دیگر نیز میگوید : "آنکه ترانه زاری کشت میکند ، تباهیدن زندگی اش را برداشت میکند"
امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم
و برای شادی هم بکوشیم ...
📡 @Secrets_Box
معروف است که روزی شخصی به خیام خردمند، که دوران کهنسالی را پشت سر میگذاشت گفت : شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت؟! خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟
آن جوان گفت : من شاید خیری برای اقوام و دوستان خودم نداشته باشم اما تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آوردهام و میخواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و...
خیام خندید و گفت : آدم بدبختی هستی! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا در سختی و مشقت نمیرند حال تو فقط به دنبال مردگانت هستی ؟!.. بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری نیست و از او دور شد .
ارد بزرگ میگوید : "کاویدن در غم ها ما را به خوشبختی نمیرساند" در جایی دیگر نیز میگوید : "آنکه ترانه زاری کشت میکند ، تباهیدن زندگی اش را برداشت میکند"
امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم
و برای شادی هم بکوشیم ...
📡 @Secrets_Box