آله
دنیا به درَک رفت و دِه بی سر و سامان شد
سهم من و تو از آن یک سفرهی بی نان شد
از چشم کبود ما، هی اشک به راه افتاد
آنقدر که باریدیم، تبدیل به باران شد
هر دوست که با ما بود، دشمن شد و خنجر زد
با قافله پیمان بست، همکاسهی دزدان شد
پشت همهی درها، دیوار کشیدند و
هی سقف فروپاشید، هی پنجره سیمان شد
هی شهد و شکر دادند! هی سکهی زر دادند!
آرام بساط شعر، تبدیل به دُکان شد!
هر کس که دلش میخواست، نیزه به زمین کوبید،
هی کُشت و تجاوز کرد، تا قاریِ قرآن شد
دنیا به درک رفت و دِه بی سر و سامان شد
سهم من و تو از آن یک سفرهی بی نان شد
جنگل شده بود این شهر، با منظرههای بِکر
یک جنگلِ خر تو خر! علامه و روشنفکر!
دنیای بدونِ در، دنیای پر از بنبست،
دنیای فقط در خواب، دنیای سراپا مست
از دهکدهی خونین، از حملهی آپاچی
یک کوه جسد ماند و، یک مشت تماشاچی
که سوخت و ساکت ماند! با فاجعه بار آمد
هی فصل زمستان شد، هی گفت: بهار آمد...
دندان به جگر داد و آرام لبش را دوخت،
با پای خودش پای، هر چوبهی دار آمد
سر خوش شده از تاوَل، معتاد به هر لَخته
در خشم نمکدانها، با زخم کنار آمد..
دنیا به درک رفت و دِه بی سر و سامان شد
سهم من و تو از آن یک سفرهی بی نان شد
دنیا به درک رفت و ده بی سر و سامان شد
سهم من و تو از آن یک سفرهی بی نان شد..
#آله
ShnText.t.me
دنیا به درَک رفت و دِه بی سر و سامان شد
سهم من و تو از آن یک سفرهی بی نان شد
از چشم کبود ما، هی اشک به راه افتاد
آنقدر که باریدیم، تبدیل به باران شد
هر دوست که با ما بود، دشمن شد و خنجر زد
با قافله پیمان بست، همکاسهی دزدان شد
پشت همهی درها، دیوار کشیدند و
هی سقف فروپاشید، هی پنجره سیمان شد
هی شهد و شکر دادند! هی سکهی زر دادند!
آرام بساط شعر، تبدیل به دُکان شد!
هر کس که دلش میخواست، نیزه به زمین کوبید،
هی کُشت و تجاوز کرد، تا قاریِ قرآن شد
دنیا به درک رفت و دِه بی سر و سامان شد
سهم من و تو از آن یک سفرهی بی نان شد
جنگل شده بود این شهر، با منظرههای بِکر
یک جنگلِ خر تو خر! علامه و روشنفکر!
دنیای بدونِ در، دنیای پر از بنبست،
دنیای فقط در خواب، دنیای سراپا مست
از دهکدهی خونین، از حملهی آپاچی
یک کوه جسد ماند و، یک مشت تماشاچی
که سوخت و ساکت ماند! با فاجعه بار آمد
هی فصل زمستان شد، هی گفت: بهار آمد...
دندان به جگر داد و آرام لبش را دوخت،
با پای خودش پای، هر چوبهی دار آمد
سر خوش شده از تاوَل، معتاد به هر لَخته
در خشم نمکدانها، با زخم کنار آمد..
دنیا به درک رفت و دِه بی سر و سامان شد
سهم من و تو از آن یک سفرهی بی نان شد
دنیا به درک رفت و ده بی سر و سامان شد
سهم من و تو از آن یک سفرهی بی نان شد..
#آله
ShnText.t.me
مصدق
احمدآباد من را به من پس بده
مصدق کجایی؟
دو دست لباست کو مرد؟ دو دست لباست کو؟
نفس تنگی از جنگ و ننگِ سیاستخو
آه.. مصدق..
پس از تو کِرامت درخت شد..!
پس از تو اَرَس در صمد غرق شد..!
پس از تو روی تپههای خون
بیژن، بیجان،
شکفته شد
قلمها شکسته شد!
نه سود بود
نه رود بود
سه چیز بود: گلوله بود، گلوله بود، گلوله بود!
#مصدق
ShnText.t.me
احمدآباد من را به من پس بده
مصدق کجایی؟
دو دست لباست کو مرد؟ دو دست لباست کو؟
نفس تنگی از جنگ و ننگِ سیاستخو
آه.. مصدق..
پس از تو کِرامت درخت شد..!
پس از تو اَرَس در صمد غرق شد..!
پس از تو روی تپههای خون
بیژن، بیجان،
شکفته شد
قلمها شکسته شد!
نه سود بود
نه رود بود
سه چیز بود: گلوله بود، گلوله بود، گلوله بود!
#مصدق
ShnText.t.me
آرام
جوراباتونو دربیارین، پاهاتون بو میدن!
لباساتونو دربیارین، بدنهاتون بو میدن!
کلههاتونو دربیارین، مغزهاتون بو میدن!
چشمهاتونو دربیارین، نگاههاتون بو میدن!
آسمونتونو دربیارین، ستارههاتون بو میدن!
دهانهاتونو دربیارین، حرفهاتون بو میدن!
همین که راست است این خاطرات، خاطرَت جمع باشد از پاشیدنم، پاشدم از انتهای خود،
با زندگی جنگیدم و مرگ آخرین سنگرم
نه مادر درد ما خواند و جان داد
جُلجُتا تا کجا جار زد
ببین رویش بغضِ ویرانگرم
که آرام، خون تو را میخرم!
به شبهای بی پنجره
به این وحشت مسخره
به چشمت پشت میلهها
به دنیای بیحنجره...
به اسمم روی لبهای خیس تو
به عشقبازی و جنگل گیس تو
که ماهی شوم توی رود تنت
زمینی شوم زیر تندیس تو
گرفتار دنیای ممنوعهها
تفنگ نگاه جماعت سوی ما
ما پشت هم رو به آیینه عاشق شدیم
و بیبهانه دل به آسمان زدیم!
رام مرا راه نیست
من مینم.. من مینم.. منفجر کن مرا..
نه مورفینم که رگ به رگ
خون به خون
برگ برگ بر زمینم
منزجر کن مرا..
قرار من کجاست که فرار من تویی و انتحار من تویی و سگ در رگم میدَوَم روی شانههای تو
هی چکه چکه چکه میریختم که تو جان بگیری و دوباره روی پا
بوسههای ممنوع و همنوع.. هی..
خوشه خوشه بمب بود دورمان
جان من بمیرد و اشک روی گونههای تو
نری، زد توی گوشمان
نری که تُف شد روی هوشمان
خون آغوشمان
برهنه سه نقطه راه مانده بود تا آن سوی مرزهای بی بند و باری که روی دوشمان
قدم قدم مین بود زیر پایمان...
#آرام
ShnText.t.me
جوراباتونو دربیارین، پاهاتون بو میدن!
لباساتونو دربیارین، بدنهاتون بو میدن!
کلههاتونو دربیارین، مغزهاتون بو میدن!
چشمهاتونو دربیارین، نگاههاتون بو میدن!
آسمونتونو دربیارین، ستارههاتون بو میدن!
دهانهاتونو دربیارین، حرفهاتون بو میدن!
همین که راست است این خاطرات، خاطرَت جمع باشد از پاشیدنم، پاشدم از انتهای خود،
با زندگی جنگیدم و مرگ آخرین سنگرم
نه مادر درد ما خواند و جان داد
جُلجُتا تا کجا جار زد
ببین رویش بغضِ ویرانگرم
که آرام، خون تو را میخرم!
به شبهای بی پنجره
به این وحشت مسخره
به چشمت پشت میلهها
به دنیای بیحنجره...
به اسمم روی لبهای خیس تو
به عشقبازی و جنگل گیس تو
که ماهی شوم توی رود تنت
زمینی شوم زیر تندیس تو
گرفتار دنیای ممنوعهها
تفنگ نگاه جماعت سوی ما
ما پشت هم رو به آیینه عاشق شدیم
و بیبهانه دل به آسمان زدیم!
رام مرا راه نیست
من مینم.. من مینم.. منفجر کن مرا..
نه مورفینم که رگ به رگ
خون به خون
برگ برگ بر زمینم
منزجر کن مرا..
قرار من کجاست که فرار من تویی و انتحار من تویی و سگ در رگم میدَوَم روی شانههای تو
هی چکه چکه چکه میریختم که تو جان بگیری و دوباره روی پا
بوسههای ممنوع و همنوع.. هی..
خوشه خوشه بمب بود دورمان
جان من بمیرد و اشک روی گونههای تو
نری، زد توی گوشمان
نری که تُف شد روی هوشمان
خون آغوشمان
برهنه سه نقطه راه مانده بود تا آن سوی مرزهای بی بند و باری که روی دوشمان
قدم قدم مین بود زیر پایمان...
#آرام
ShnText.t.me
فو
اونقد قلبم قبره که راز تو توش دفن،
نفس، حبس و ترسِ مُمتد هس پس
تو تنهاییاتو بزار رو دوش من
صداى تو لالایى میشه تو گوش من
تو شاهد شب و تب و تاب منى
تو شب نارفیقى تو مهتاب منى...
کدوم لیلی مث تو مجنون بود؟
مجنون تویى، تویى علتِ وجود
تو اون کوهى که باد به تو تکیه کرد
با اسم تو تفسیر شده واژهی مَرد
قد قامت صلاة اگه رو لبمه
به حرمت حضور تو بىواهمه
بیواهمه.. بیواهمه.. بیواهمه..
#فو
ShnText.t.me
اونقد قلبم قبره که راز تو توش دفن،
نفس، حبس و ترسِ مُمتد هس پس
تو تنهاییاتو بزار رو دوش من
صداى تو لالایى میشه تو گوش من
تو شاهد شب و تب و تاب منى
تو شب نارفیقى تو مهتاب منى...
کدوم لیلی مث تو مجنون بود؟
مجنون تویى، تویى علتِ وجود
تو اون کوهى که باد به تو تکیه کرد
با اسم تو تفسیر شده واژهی مَرد
قد قامت صلاة اگه رو لبمه
به حرمت حضور تو بىواهمه
بیواهمه.. بیواهمه.. بیواهمه..
#فو
ShnText.t.me
✍1
رکسانا
زخم بر کف دستام
صلیبم روی دوشم
یهودا زیر گوشم
به مریم که مادرم مرد،
خدای را در خروشم
سر میروم از سرم..
که با جادهها گریه های.. های.. های.. های.. های میشوم به حال و فرارو.. رو.. رو.. رو.. رو..
تا بگیری یه امنِ ناکجا
تا بمیری.. بمیری.. بمیری.. بمیری..
آرام بگیری..
چشمها خنجرند!
دهانها بیپدر مادرند!
امن تنها کفن است،
غربتِ حقیقی وطن است...!
کسی دیگر چرا باید بماند؟
بر این گور تُهی مرثیه خواند؟
#رکسانا
ShnText.t.me
زخم بر کف دستام
صلیبم روی دوشم
یهودا زیر گوشم
به مریم که مادرم مرد،
خدای را در خروشم
سر میروم از سرم..
که با جادهها گریه های.. های.. های.. های.. های میشوم به حال و فرارو.. رو.. رو.. رو.. رو..
تا بگیری یه امنِ ناکجا
تا بمیری.. بمیری.. بمیری.. بمیری..
آرام بگیری..
چشمها خنجرند!
دهانها بیپدر مادرند!
امن تنها کفن است،
غربتِ حقیقی وطن است...!
کسی دیگر چرا باید بماند؟
بر این گور تُهی مرثیه خواند؟
#رکسانا
ShnText.t.me
شو
لری:
یه شویی نصمه شویی، نیمه دِ شوگار
دل گریبونم گرِت، سی دییَنه یار
(یه شبی در نیمههای شب
دل گریبونم گرفت برای دیدن یار)
بیوفا تو نکشم بَل موتم بیا
نازنین حشکم کردی چو تَلِ گیا
(بیوفا تو منو نکش بذار تا موقع مرگم برسه
نازنین مثل برگ درختی خشکم کردی)
عزیزم مَ وا تونم، مَ واتونم، تو نی حکیمم
غم و غصه ای دنیا نکو نصیوِم
غم و غصه ای دنیا کردی نصیوِم
(عزیزم من با تو هستم ، من با توهستم ، تو درمان منی
غم و غصه این دنیا رو نصیبم نکن
غم و غصه این دنیا رو نصیبم کردی)
بیوفا تو نکشم بَل موتم بیا
نازنین حشکم کردی چو تَلِ گیا
(بیوفا تو منو نکش بگذار تا موقع مرگم برسه
نازنین مثل برگ درختی خشکم کردی)
#شو
ShnText.t.me
لری:
یه شویی نصمه شویی، نیمه دِ شوگار
دل گریبونم گرِت، سی دییَنه یار
(یه شبی در نیمههای شب
دل گریبونم گرفت برای دیدن یار)
بیوفا تو نکشم بَل موتم بیا
نازنین حشکم کردی چو تَلِ گیا
(بیوفا تو منو نکش بذار تا موقع مرگم برسه
نازنین مثل برگ درختی خشکم کردی)
عزیزم مَ وا تونم، مَ واتونم، تو نی حکیمم
غم و غصه ای دنیا نکو نصیوِم
غم و غصه ای دنیا کردی نصیوِم
(عزیزم من با تو هستم ، من با توهستم ، تو درمان منی
غم و غصه این دنیا رو نصیبم نکن
غم و غصه این دنیا رو نصیبم کردی)
بیوفا تو نکشم بَل موتم بیا
نازنین حشکم کردی چو تَلِ گیا
(بیوفا تو منو نکش بگذار تا موقع مرگم برسه
نازنین مثل برگ درختی خشکم کردی)
#شو
ShnText.t.me
🫡2
دهانی جریده از فریاد
با دو تا هندوانه زیر بغل، با همین جان لاغر و زردم
فکر کردم که میشود جنگید، فکر کردم فقط خودم مَردم
مَرد بیزار خسته از بیداد...
از همه سمت نیزه میبارید، به خودم آمدم تنم خارید
گفتم از شهر دست بردارید، شب شد و سینه را سپر کردم
مثل یک کوهِ سخت از فولاد...
خواستم مثل آسمان باشم، منجیِ شهر نیمه جان باشم
آشیانِ پرندگان باشم، با همین دست خالی و سردم..
نعره برداشتم که ماه آمد، مرد جنگاور سپاه آمد!
چگوارای بیکلاه آمد، گرچه یک بیچراغِ شبگردم
همچنان با زبان شعر و غزل، همچنان مثل گنده لات محل
همچنان هندوانه زیر بغل، شور این قصه را درآوردم
با دهانی جریده از فریاد...
یک طرف اجتماع ترسوها، یک طرف دوستان و چاقوها
روبرویم سپاه پرروها، باید از راه رفته برگردم
راستی هندوانه ها افتاد...
خواستم مثل آسمان باشم، منجی شهر نیمه جان باشم
آشیان پرندگان باشم، با همین دست خالی و سردم
نعره برداشتم که ماه آمد، مرد جنگاور سپاه آمد!
چگوارای بیکلاه آمد گرچه یک بیچراغ شبگردم
#دهانی_جریده_از_فریاد
ShnText.t.me
با دو تا هندوانه زیر بغل، با همین جان لاغر و زردم
فکر کردم که میشود جنگید، فکر کردم فقط خودم مَردم
مَرد بیزار خسته از بیداد...
از همه سمت نیزه میبارید، به خودم آمدم تنم خارید
گفتم از شهر دست بردارید، شب شد و سینه را سپر کردم
مثل یک کوهِ سخت از فولاد...
خواستم مثل آسمان باشم، منجیِ شهر نیمه جان باشم
آشیانِ پرندگان باشم، با همین دست خالی و سردم..
نعره برداشتم که ماه آمد، مرد جنگاور سپاه آمد!
چگوارای بیکلاه آمد، گرچه یک بیچراغِ شبگردم
همچنان با زبان شعر و غزل، همچنان مثل گنده لات محل
همچنان هندوانه زیر بغل، شور این قصه را درآوردم
با دهانی جریده از فریاد...
یک طرف اجتماع ترسوها، یک طرف دوستان و چاقوها
روبرویم سپاه پرروها، باید از راه رفته برگردم
راستی هندوانه ها افتاد...
خواستم مثل آسمان باشم، منجی شهر نیمه جان باشم
آشیان پرندگان باشم، با همین دست خالی و سردم
نعره برداشتم که ماه آمد، مرد جنگاور سپاه آمد!
چگوارای بیکلاه آمد گرچه یک بیچراغ شبگردم
#دهانی_جریده_از_فریاد
ShnText.t.me
🔥1
متحد شوید
خانه به دوشان جهان متحد شوید!
فاحشگان بینشان متحد شوید!
كولبران بیمادیان متحد شوید!
كو..كودكان خیابان متحد شوید!
كو..كوروشان رنجبران متحد شوید!
خواب ننگ است، متحد شوید!
تاره چوفنگ است، متحد شوید!
عرش كور است، متحد شوید!
اشک زور است، متحد شوید!
شعر پشم است
واقعه خشم است
درد نان است!
مفت جان است!
تُنبان بدرید از شادی، از اين همه آزادی!
در این شب رويایی..
بانکها را بزنید
بانکها را بزنید
منفجر شوید!
منزجر شوید!
با قلبی كوچکتر از مشت
با چشمانی مشتعل
من قافیهاى سرگردانم
من قافیهاى سرگردانم
میخوانم میخوانم میخوا..
از دود از تو دویدم از تو..
شلیک میشوم در مغزم..
میدانم میدانم میدانم میدا..
هیچ راهی
هیچ چاهی
هیچ آهی
#متحد_شوید
ShnText.t.me
خانه به دوشان جهان متحد شوید!
فاحشگان بینشان متحد شوید!
كولبران بیمادیان متحد شوید!
كو..كودكان خیابان متحد شوید!
كو..كوروشان رنجبران متحد شوید!
خواب ننگ است، متحد شوید!
تاره چوفنگ است، متحد شوید!
عرش كور است، متحد شوید!
اشک زور است، متحد شوید!
شعر پشم است
واقعه خشم است
درد نان است!
مفت جان است!
تُنبان بدرید از شادی، از اين همه آزادی!
در این شب رويایی..
بانکها را بزنید
بانکها را بزنید
منفجر شوید!
منزجر شوید!
با قلبی كوچکتر از مشت
با چشمانی مشتعل
من قافیهاى سرگردانم
من قافیهاى سرگردانم
میخوانم میخوانم میخوا..
از دود از تو دویدم از تو..
شلیک میشوم در مغزم..
میدانم میدانم میدانم میدا..
هیچ راهی
هیچ چاهی
هیچ آهی
#متحد_شوید
ShnText.t.me
❤2
📋 لیست تکست آهنگهای آلبوم «متافریجین»
01 - 🏷 گیــــله لــوی
02 - 🏷 مـاســال(بیکلام)
03 - 🏷 وفـــــا
04 - 🏷 چــه کـنـم
05 - 🏷 بــــیــــا
06 - 🏷 دیـلـمــان
© Channel: ShnText.t.me
01 - 🏷 گیــــله لــوی
02 - 🏷 مـاســال(بیکلام)
03 - 🏷 وفـــــا
04 - 🏷 چــه کـنـم
05 - 🏷 بــــیــــا
06 - 🏷 دیـلـمــان
© Channel: ShnText.t.me
👍2
گیله لوی
دامونه گوده مَره تنگ بومای، گیله لوی
{شانههای جنگل برایم تنگ شده است، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
دارونه خالجی مره سنگ بومای، گیله لوی
{از شاخههای درخت برایم سنگ سرازیر شده است، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
می چیلیفَ مار (برار) می جنگ بومای، گیله لوی
{مار کور(دشمن قدیمی) من به جنگم آمده است، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
مره تو بزن، مره تو بزن، گیله لوی
{بر سرم فریاد بزن، فریاد بزن، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
تی خو رگه دِ داز بزن، دِ داز بزن، گیله لوی
{رگ خوابت را با داس بزن، با داس بزن، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
نه تنها می چوم وارون به وارس، گیله لوی
{نه فقط از چشمانم باران اشک بارید، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
مرغ و ماهی مره زار به نالس، گیله لوی
{مرغ و ماهی هم برایام زار زار نالیدند، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
دارونه خالجی خون به کالس، گیله لوی
{از شاخههای درخت هم خون سرازیر میشد، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
مره تو بزن، مره تو بزن، گیله لوی
{بر سرم فریاد بزن، فریاد بزن، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
تی خو رگه دِ داز بزن، دِ داز بزن، گیله لوی
{رگ خوابت را با داس بزن، با داس بزن، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
مو خواستم تره خوشبخت بوكونم، گیله لوی
{میخواستم تو را خوشبحت بكنم، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
تی جونه تازه رخت دوکونم، گیله لوی
{لباس تازهای به تنت بپوشانم، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
تی فاکونَکَه سقفا کونم، گیله لوی
{روی کلبهات سقفی بزنم، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
مره تو بزن، مره تو بزن، گیله لوی
{بر سرم فریاد بزن، فریاد بزن، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
تی خو رگه د داز بزن، د داز بزن، گیله لوی
{رگ خوابت را با داس بزن، با داس بزن، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
با ياد و خاطره جناب فريدون پوررضا آموزگار موسيقى گيلان
#گیله_لوی
ShnText.t.me
دامونه گوده مَره تنگ بومای، گیله لوی
{شانههای جنگل برایم تنگ شده است، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
دارونه خالجی مره سنگ بومای، گیله لوی
{از شاخههای درخت برایم سنگ سرازیر شده است، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
می چیلیفَ مار (برار) می جنگ بومای، گیله لوی
{مار کور(دشمن قدیمی) من به جنگم آمده است، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
مره تو بزن، مره تو بزن، گیله لوی
{بر سرم فریاد بزن، فریاد بزن، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
تی خو رگه دِ داز بزن، دِ داز بزن، گیله لوی
{رگ خوابت را با داس بزن، با داس بزن، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
نه تنها می چوم وارون به وارس، گیله لوی
{نه فقط از چشمانم باران اشک بارید، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
مرغ و ماهی مره زار به نالس، گیله لوی
{مرغ و ماهی هم برایام زار زار نالیدند، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
دارونه خالجی خون به کالس، گیله لوی
{از شاخههای درخت هم خون سرازیر میشد، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
مره تو بزن، مره تو بزن، گیله لوی
{بر سرم فریاد بزن، فریاد بزن، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
تی خو رگه دِ داز بزن، دِ داز بزن، گیله لوی
{رگ خوابت را با داس بزن، با داس بزن، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
مو خواستم تره خوشبخت بوكونم، گیله لوی
{میخواستم تو را خوشبحت بكنم، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
تی جونه تازه رخت دوکونم، گیله لوی
{لباس تازهای به تنت بپوشانم، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
تی فاکونَکَه سقفا کونم، گیله لوی
{روی کلبهات سقفی بزنم، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
مره تو بزن، مره تو بزن، گیله لوی
{بر سرم فریاد بزن، فریاد بزن، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
تی خو رگه د داز بزن، د داز بزن، گیله لوی
{رگ خوابت را با داس بزن، با داس بزن، ای دختر دوست داشتنی گیلان}
با ياد و خاطره جناب فريدون پوررضا آموزگار موسيقى گيلان
#گیله_لوی
ShnText.t.me
وفا
دیله به دیل، کویه رایه؟
وفا نیافته، روسوایه
{دل به دل کجا راه داره؟ وفا ندیده رسوا میشه}
هَچین تَره فدا نوکون
فدای بیوفا نوکون
{بیخودی خودتو فدا نکن، فدای بیوفایی نکن}
وفا به باد بده مره
زمانه یاد بده مره
{وفاداری منو به باد داد، اینو زمونه یادم داد}
که هرکی بینواتره
محبت آشناتره
{که هرکسی سادهتر و بیآلایشتره، محبت و عشق رو بیشتر میشناسه}
شعر: زنده یاد شیون فومنی
با ياد و خاطره شاعر بزرگ گيلان؛ "شيون فومنى" و صداى سبز گيلان؛ "فرامرز دعايى"
#وفا
ShnText.t.me
دیله به دیل، کویه رایه؟
وفا نیافته، روسوایه
{دل به دل کجا راه داره؟ وفا ندیده رسوا میشه}
هَچین تَره فدا نوکون
فدای بیوفا نوکون
{بیخودی خودتو فدا نکن، فدای بیوفایی نکن}
وفا به باد بده مره
زمانه یاد بده مره
{وفاداری منو به باد داد، اینو زمونه یادم داد}
که هرکی بینواتره
محبت آشناتره
{که هرکسی سادهتر و بیآلایشتره، محبت و عشق رو بیشتر میشناسه}
شعر: زنده یاد شیون فومنی
با ياد و خاطره شاعر بزرگ گيلان؛ "شيون فومنى" و صداى سبز گيلان؛ "فرامرز دعايى"
#وفا
ShnText.t.me
چه کنم
تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را؟
تو مرا گنج روانی، چه کنم سود و زیان را؟
نفَسی یارِ شرابم، نفَسی یارِ کبابم
چو در این دور خرابم، چه کنم دور زمان را؟
ز همه خلق رمیدم، ز همه بازرهیدم
نه نهانم نه پدیدم، چه کنم کُون و مکان را؟
منگر رنج و بلا را، بنگر عشق و ولا را
منگر جور و جفا را، بنگر صد نگران را
شعر: مولوى
#چه_کنم
ShnText.t.me
تو مرا جان و جهانی، چه کنم جان و جهان را؟
تو مرا گنج روانی، چه کنم سود و زیان را؟
نفَسی یارِ شرابم، نفَسی یارِ کبابم
چو در این دور خرابم، چه کنم دور زمان را؟
ز همه خلق رمیدم، ز همه بازرهیدم
نه نهانم نه پدیدم، چه کنم کُون و مکان را؟
منگر رنج و بلا را، بنگر عشق و ولا را
منگر جور و جفا را، بنگر صد نگران را
شعر: مولوى
#چه_کنم
ShnText.t.me
🫡1
بیا
بیه مَره یاری بَدَن، می دیلَ دیلداری بدن
[بیا یاریام بده دلمو دلداری بده]
کی زیندگی همش غَمه، ای دونیا غم می همدمه
[که زندگی همهاش غم است، یک دنیا غم همدمم است]
نَنی چوجور غم دَرمه، تَره می وَر کم دَرمَه
[نمیدونی چهجور غم دارم، تو رو پیش خودم کم دارم]
می آرزو، می دیلخوشی، اَنه کی تو بایی نیشی
[آرزو و دلخوشیم اینه که تو بیای و نری]
اَ حَرفه باز بوگوفتمه، فارَس مره بوسوختمه بوسوختمه، چره نایی تو؟!!
[این حرف رو باز گفتم، برس به من که سوختم.. چرا تو نمیای؟!!]
بایی دوباره پا گیرم، تی دستانه حنا گیرم.. حنا گیرم.. اگه بایی تو...! چره نایی تو؟
[بیای دوباره پا میگیرم، دستاتو حنا میگیرم.. اگه تو بیای...!]
بیه مَرَه یاری بَدَن، می دیلَ دیلداری بَدَن
[بیا یاریام کن دلم رو دلداری بده]
کی زیندگی همش غمه، ای دونیا غم می همدمه
[که زندگی همش غم است، یک دنیا غم همدمم است]
با یاد و خاطره شاعر بزرگ گیلان؛ "فرامرز دعایی"
#بیا
ShnText.t.me
بیه مَره یاری بَدَن، می دیلَ دیلداری بدن
[بیا یاریام بده دلمو دلداری بده]
کی زیندگی همش غَمه، ای دونیا غم می همدمه
[که زندگی همهاش غم است، یک دنیا غم همدمم است]
نَنی چوجور غم دَرمه، تَره می وَر کم دَرمَه
[نمیدونی چهجور غم دارم، تو رو پیش خودم کم دارم]
می آرزو، می دیلخوشی، اَنه کی تو بایی نیشی
[آرزو و دلخوشیم اینه که تو بیای و نری]
اَ حَرفه باز بوگوفتمه، فارَس مره بوسوختمه بوسوختمه، چره نایی تو؟!!
[این حرف رو باز گفتم، برس به من که سوختم.. چرا تو نمیای؟!!]
بایی دوباره پا گیرم، تی دستانه حنا گیرم.. حنا گیرم.. اگه بایی تو...! چره نایی تو؟
[بیای دوباره پا میگیرم، دستاتو حنا میگیرم.. اگه تو بیای...!]
بیه مَرَه یاری بَدَن، می دیلَ دیلداری بَدَن
[بیا یاریام کن دلم رو دلداری بده]
کی زیندگی همش غمه، ای دونیا غم می همدمه
[که زندگی همش غم است، یک دنیا غم همدمم است]
با یاد و خاطره شاعر بزرگ گیلان؛ "فرامرز دعایی"
#بیا
ShnText.t.me
دیلمان
دوواره آسمانه دیل پورا بو...
سیه ابرانه جیر مهتاب کورا بو...
{دوباره دل آسمان پر شد
مهتاب، پشت ابرهای سیاه کور شد}
ستاره دانه دانه رو بیگیفته
عجب ایمشب بساطِ غم جورا بو...
{ستارهها، دانه به دانه -از من- روی گرفتند
امشب، بساط غم چه عجیب جور شده است}
با ياد و خاطره آموزگار موسيقى گيلان "فريدون پوررضا"
#ديلمان
ShnText.t.me
دوواره آسمانه دیل پورا بو...
سیه ابرانه جیر مهتاب کورا بو...
{دوباره دل آسمان پر شد
مهتاب، پشت ابرهای سیاه کور شد}
ستاره دانه دانه رو بیگیفته
عجب ایمشب بساطِ غم جورا بو...
{ستارهها، دانه به دانه -از من- روی گرفتند
امشب، بساط غم چه عجیب جور شده است}
با ياد و خاطره آموزگار موسيقى گيلان "فريدون پوررضا"
#ديلمان
ShnText.t.me
📋 لیست تکست آهنگهای آلبوم «جنس سوم»
01 - 🏷 نــوشـــو رِی
02 - 🏷 شادومـــاد
03 - 🏷 دردانـــــــه
04 - 🏷 لـطفــعـلی خـــان
05 - 🏷 ای عــــــشق
06 - 🏷 طبــــیـب
07 - 🏷 ژ - ش
08 - 🏷 فتحعـــــلی شـــاه
09 - 🏷 کُـــــــــر
10 - 🏷 شاکـــــلام
© Channel: ShnText.t.me
01 - 🏷 نــوشـــو رِی
02 - 🏷 شادومـــاد
03 - 🏷 دردانـــــــه
04 - 🏷 لـطفــعـلی خـــان
05 - 🏷 ای عــــــشق
06 - 🏷 طبــــیـب
07 - 🏷 ژ - ش
08 - 🏷 فتحعـــــلی شـــاه
09 - 🏷 کُـــــــــر
10 - 🏷 شاکـــــلام
© Channel: ShnText.t.me
نوشو ری
دریا طوفانیه تی لوتکا خرابه، نوشو رِی
غم تی ماره بوخور والله ثوابه، نوشو رِی
{دریا طوفانی است و قایق تو خراب، نرو ای پسر
غمخوار مادرت باش ،ثواب دارد، نرو پسر}
تی مار نگرانه
اَنه دیل آویزانه
{مادرت نگران است
دلش نگران توست}
نوشو ری.. نوشو ری.. نوشو ری.. نوشو ری
{نرو پسر}
مار چوتو تاب بئره؟
کی خبره بئره؟
{مادر چگونه تاب بیاورد؟
چه کسی خبر را برایش بیاورد؟}
دار و درختانه بیدین بوک بئردن
شَلَ وَرزایه منم توره بوخوره گردن
{درختان را ببین که چگونه بغض کردهاند
شبیه گاو نر لنگی شدهام که تبر به گردنش خورده است}
پیله دریا ده امی شین نیه بره
روس بزا بکاشته اونه بِهه داره
{دریای بزرگ دیگر از آن ما نیست برادر
فرزندان روس آن را خریدهاند}
أنِه ماره بیدَم کار کونه بیجاره میان
گالش به پا شلیته تومان کاسه تیانه خو سر گیره مردومه میان
{مادرش را دیدم که در مزرعهی برنج کار میکند
گالش(کفش روستایی شمال) به پا و دامن روستایی پوشیده و قابلمه و سبد به سر در میان مردم راه میرفت(فروشندگی در بازار)}
مار چوتو تاب بئره؟
کی خبره بئره؟
{مادر چگونه تاب بیاورد؟
چه کسی خبر را برایش بیاورد؟}
#نوشو_ری
ShnText.t.me
دریا طوفانیه تی لوتکا خرابه، نوشو رِی
غم تی ماره بوخور والله ثوابه، نوشو رِی
{دریا طوفانی است و قایق تو خراب، نرو ای پسر
غمخوار مادرت باش ،ثواب دارد، نرو پسر}
تی مار نگرانه
اَنه دیل آویزانه
{مادرت نگران است
دلش نگران توست}
نوشو ری.. نوشو ری.. نوشو ری.. نوشو ری
{نرو پسر}
مار چوتو تاب بئره؟
کی خبره بئره؟
{مادر چگونه تاب بیاورد؟
چه کسی خبر را برایش بیاورد؟}
دار و درختانه بیدین بوک بئردن
شَلَ وَرزایه منم توره بوخوره گردن
{درختان را ببین که چگونه بغض کردهاند
شبیه گاو نر لنگی شدهام که تبر به گردنش خورده است}
پیله دریا ده امی شین نیه بره
روس بزا بکاشته اونه بِهه داره
{دریای بزرگ دیگر از آن ما نیست برادر
فرزندان روس آن را خریدهاند}
أنِه ماره بیدَم کار کونه بیجاره میان
گالش به پا شلیته تومان کاسه تیانه خو سر گیره مردومه میان
{مادرش را دیدم که در مزرعهی برنج کار میکند
گالش(کفش روستایی شمال) به پا و دامن روستایی پوشیده و قابلمه و سبد به سر در میان مردم راه میرفت(فروشندگی در بازار)}
مار چوتو تاب بئره؟
کی خبره بئره؟
{مادر چگونه تاب بیاورد؟
چه کسی خبر را برایش بیاورد؟}
#نوشو_ری
ShnText.t.me
شادوماد
شادوماد عروس اومد اسب سمندته بتاز
شادوماد عروس اومد اسب سمندته بتاز
بس که خوشگله عروس به آسمون میکنه ناز
سُرنا و دُهل ببین با چه نشاط کرده ساز
سر راه کنار برین دوماد میخِد نار بزنه
سیب سرخ، انار سرخ، به دومن یار بزنه
مادیون سُم طلایی عروس چه رامشه
مادیون سُم طلایی عروس چه رامشه
راه مِره یواش یواش، مِدِنه عروس سوارشه
زیرِ روبند زَری چشم عروس به یارشه
سر راه کنار برن دوماد میخد نار بزنه
سیب سرخ، انار سرخ، به دومن یار بزنه
به سر عروس خانم شِباش کنن نقل و نبات
به سر عروس خانم شباش کنن نقل و نبات
یَله ترمه پُر یَراق به هیکلش چه خوب میاد
همگی کف بزنید و باهم بگید شباش! شباش!
همگی کف بزنید و باهم بگید شباش! شباش!
سر راه کنار برن دوماد میخد نار بزنه
سیب سرخ، انار سرخ، به دومن یار بزنه
#شادوماد
ShnText.t.me
شادوماد عروس اومد اسب سمندته بتاز
شادوماد عروس اومد اسب سمندته بتاز
بس که خوشگله عروس به آسمون میکنه ناز
سُرنا و دُهل ببین با چه نشاط کرده ساز
سر راه کنار برین دوماد میخِد نار بزنه
سیب سرخ، انار سرخ، به دومن یار بزنه
مادیون سُم طلایی عروس چه رامشه
مادیون سُم طلایی عروس چه رامشه
راه مِره یواش یواش، مِدِنه عروس سوارشه
زیرِ روبند زَری چشم عروس به یارشه
سر راه کنار برن دوماد میخد نار بزنه
سیب سرخ، انار سرخ، به دومن یار بزنه
به سر عروس خانم شِباش کنن نقل و نبات
به سر عروس خانم شباش کنن نقل و نبات
یَله ترمه پُر یَراق به هیکلش چه خوب میاد
همگی کف بزنید و باهم بگید شباش! شباش!
همگی کف بزنید و باهم بگید شباش! شباش!
سر راه کنار برن دوماد میخد نار بزنه
سیب سرخ، انار سرخ، به دومن یار بزنه
#شادوماد
ShnText.t.me
👍2
دردانه
دُردانهی منی.. دُردانهی منی..
با لب به قندهای تو لبخندهای عزیزت
با لب بریز روی دهان سرریز و هیز نهانت!
در خون تو شناورم..
صبحانهی منی..دیوانهی منی
جانِ خدا تویی..
صبحانهی منی..دیوانهی منی
ناممکنی که تنگ به بَرَت میفشاریام
پیدایش دوشیزگی به گمانی...
باغی به ارث در تنم...
از لشکر کمین نگاهت...
پرخاش شیشهای...
که نمیشکنی...
هِیهات من از ذلتِ لذیذِ لذتِ زلیل و مریضت!
بایدم به دم از نوش تو نوشیدمت!
چه سخت بیآغوشیدمت!
نابهنگام ناگهان منی!
بیرحم چندگانهای
فرازش شبانهای
آب و شیر و شرابی
جان خدا تویی
دردانهی منی(نُه سالهی منی)!
#دردانه
ShnText.t.me
دُردانهی منی.. دُردانهی منی..
با لب به قندهای تو لبخندهای عزیزت
با لب بریز روی دهان سرریز و هیز نهانت!
در خون تو شناورم..
صبحانهی منی..دیوانهی منی
جانِ خدا تویی..
صبحانهی منی..دیوانهی منی
ناممکنی که تنگ به بَرَت میفشاریام
پیدایش دوشیزگی به گمانی...
باغی به ارث در تنم...
از لشکر کمین نگاهت...
پرخاش شیشهای...
که نمیشکنی...
هِیهات من از ذلتِ لذیذِ لذتِ زلیل و مریضت!
بایدم به دم از نوش تو نوشیدمت!
چه سخت بیآغوشیدمت!
نابهنگام ناگهان منی!
بیرحم چندگانهای
فرازش شبانهای
آب و شیر و شرابی
جان خدا تویی
دردانهی منی(نُه سالهی منی)!
#دردانه
ShnText.t.me
👍1
لطفعلی خان
شامِ شب، استخونه
استخاره کن
ما در ریشههای شیشهای
شیرازتو بخون
بیا شب خونه، لطفعلی خان!
رودخونه گریه داره، چش به راس
باغای غرق،
قایقای قاق،
قالیای دار،
روی کاشیای شرق،
چرا؟ چون شبیه شیهه روی اسبِ مُرده
خاصه وقتی خش رو بهار ماس، لطفعلی خان!
کاتبیم
خوابهای خط خطی،
روی شاخهای شب،
پشت پردههای درهمیم،
همین؟
کمین کرده بازم زمین
گریه کن
چشات قراره که درآد لطفعلی خان!
چشات قراره که درآد لطفعلی خان!
تفنگ در دهان خدا
پَشَنگ بر ناخن خلق مُردد
در کوچه طاعون زوزه میکشد و باد از تیفوس حامله است
درختان مات مرثیهخوان خواهران خویشند
خاک، خرابِ خون و بد عربده بر مرگ و تیرگی گسترده
مصیبت معصیت،
معراجهای معوَج،
دخیل به خیل خامهای مُعرّج،
کباب گربه و سگ!
قحطی تیز تیره تیره میکنه زمان
دوباره قا..قا..جا..جا..ریده تا..تاریده آسمون
جُدا از این دس به سینهها
ببین تاول چش و بشین رو مغزِ پینهها
چشات قراره که درآد لطفعلی خان..
دور، دورِ اَختههاست لطفعلی خان!
#لطفعلی_خان
ShnText.t.me
شامِ شب، استخونه
استخاره کن
ما در ریشههای شیشهای
شیرازتو بخون
بیا شب خونه، لطفعلی خان!
رودخونه گریه داره، چش به راس
باغای غرق،
قایقای قاق،
قالیای دار،
روی کاشیای شرق،
چرا؟ چون شبیه شیهه روی اسبِ مُرده
خاصه وقتی خش رو بهار ماس، لطفعلی خان!
کاتبیم
خوابهای خط خطی،
روی شاخهای شب،
پشت پردههای درهمیم،
همین؟
کمین کرده بازم زمین
گریه کن
چشات قراره که درآد لطفعلی خان!
چشات قراره که درآد لطفعلی خان!
تفنگ در دهان خدا
پَشَنگ بر ناخن خلق مُردد
در کوچه طاعون زوزه میکشد و باد از تیفوس حامله است
درختان مات مرثیهخوان خواهران خویشند
خاک، خرابِ خون و بد عربده بر مرگ و تیرگی گسترده
مصیبت معصیت،
معراجهای معوَج،
دخیل به خیل خامهای مُعرّج،
کباب گربه و سگ!
قحطی تیز تیره تیره میکنه زمان
دوباره قا..قا..جا..جا..ریده تا..تاریده آسمون
جُدا از این دس به سینهها
ببین تاول چش و بشین رو مغزِ پینهها
چشات قراره که درآد لطفعلی خان..
دور، دورِ اَختههاست لطفعلی خان!
#لطفعلی_خان
ShnText.t.me