𝖲𝗂𝗆𝗉𝗂𝗇𝗀 𝟤𝟦/𝟩 – Telegram
𝖲𝗂𝗆𝗉𝗂𝗇𝗀 𝟤𝟦/𝟩
3.23K subscribers
3.84K photos
7K videos
13 files
253 links
𝖥𝗎𝗅𝗅-𝗍𝗂𝗆𝖾 𝗌𝗂𝗆𝗉 𝖿𝗈𝗋 𝗆𝗒 𝖿𝖺𝗏𝖾𝗌 | 𝖢-𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺𝗅𝖺𝗇𝖽 | 𝖳𝖺𝗅𝗄 𝖺𝖻𝗈𝗎𝗍 𝖢-𝖾𝗇𝗍 𝟤𝟦/𝟩

𝖫𝖾𝗍'𝗌 𝗍𝖺𝗅𝗄: @SimpingZoneBot
Download Telegram
پوجو: تو هیچوقت واقعاً نمیخواستی منو بکشی در عوض داشتی من رو مجبور میکردی که تو رو بکشم، دقیقا چرا؟
شی فانگ‌تائو: میدونی من عاشق چیم؟ من دوست دارم سقوط آدما رو ببینم. بخاطر یه لحظه تردید و یه فکر کوچیک که میتونستی بهش نه بگی اما نتونستی در برابر اون وسوسه مقاومت کنی و توی یه چشم به هم زدن به لبه پرتگاه میری، زیر پات خالی میشه و توی یه دره بی انتها سقوط میکنی و دیگه هرگز دوباره بالا نمیای و آسمون رو نمیبینی. به نظرت سرگرم کننده نیست؟
پوجو: بانو تائو، وسوسه کردن دیگران، برات سرگرم کننده است؟
شی فانگ‌تائو: فکر میکنی الان حتی بیشتر حقمه بمیرم؟
پوجو: فکر نمیکنم انجام یه اشتباه یعنی دیگه راه برگشتی نیست.
شی فانگ‌تائو: داری میگی باید قبل از اینکه خیلی دیر بشه، برگردم؟
پوجو: هیچوقت برای پیدا کردن راه برگشت خیلی دیر نیست؛ هنوز فرصت هست.
💔26😭8
🦋🎀 وقتی استاد شائو که مثل پدر جونگ چون‌جی بود تصمیم گرفت در برابر منفعت جمع، چون‌جی رو نجات نده، فقط تانگ لی‎سی بود که گفت باید نجاتش بدن چون جونش باارزشه و یکی از دوستانشون‌ـه. بله، تانگ لی‎سی یه هیولاست!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭42👍3
🤩 🤩🌨️🌨️ 🤩🤩 🌨️🌨️
هوا وویان: توی این زندگی اگه بتونم به اربابم خدمت کنم و فقط یه بار تانگ لی‌سی رو شکست بدم دیگه چرا باید از مرگ بترسم؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔34🔥4
خیلی جلوی خودمو گرفتم که نگم اما دوستان هوا وویان واقعاً داف زیبایی بود🤌
😭29🤝10
درست وقتی لیو یان فکر می‌کرد بالاخره موفق شده، تانگ لی‎سی و حرمسراش دوستانش ورق رو برگردوندن🤩
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭43
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💋30🔥5😭4❤‍🔥3
🤩 🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟
پو جو: استادم بهم گفت که هر آدمی باید یه فرصت برای شروع دوباره داشته باشه. من بین همه‌ کسایی که هنوز زنده‌ هستن، بیش از همه سزاوار مرگم. اگه من نمیرم، پس بقیه هم نباید بمیرن؛ اگه نتونم بقیه رو ببخشم قطعا خودم رو هم نمی‌تونم ببخشم. تو همیشه اون دستبند رو می‌پوشی، شاید هنوز یه ذره خوبی توی وجودت مونده.
شی فانگ‌تائو: استاد پو جو، چیزی که توی این دونه‌های تسبیحه، یه زهر کشنده‌ست. توش سرنج‌ـه!
پو جو: سرنج می‌تونه زهر باشه ولی می‌تونه دارو تقویتی هم باشه، همه‌چیز بستگی به خواست خودت داره!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
35
🤩 🤩 ⭐️ 🤓🧍🧍🧍🤏 ⭐️
تانگ لی‎سی:
بانو جونگ، تا حالا اشتباه بزرگی انجام نداده پس هیچ‌وقت از اشتباهت درس نگرفته بودی. من یکم تجربه‌ دارم. یک بار، یک قدم اشتباه برداشتم و باعث شد اتفاق جبران‌ناپذیری رخ بده، تنها کاری که می‌تونستم انجام بدم این بود که قدم به قدم توی تاریکی حرکت کنم و بار اون اشتباه رو به دوش بکشم چون چاره دیگه‌ای نبود اما اگه میذاشتم این قضیه نابودم کنه، خیانت به مرده‌ها بود. پس هرچی بارت سنگین‌تر باشه باید بیشتر به جلو حرکت کنی.
جونگ چون‌جی: یا همچین بار سنگینی، آدم راحت‌تر زمین نمی‌خوره و بقیه مسخره‌اش نمیکنن؟
تانگ لی‎سی: اگه زمین خوردی، دوباره بلند شو؛ اگه مردم بهت خندیدن، بذار بخندن. وقتی بالاخره تاریکی تموم بشه و نور بیاد، تمام سختی‌های گذشته چیزی جز یه برف سبک توی مسیرت به نظر نمیرسه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
31😭5👌4
کاش تانگ لی‎سی میدونست که حتی این حرف‌های عمیقش میتونه آدمو عاشق کنه تا اینجوری با دل مردم بازی نکنه😭
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭39🤝6
شوئه شیان‌زی: روباه کوچولو، تجربه نگرانی بقیه برای آدم چه حسی داره؟ قبلاً تجربه‌اش کردی؟

🤍🤍🤍🤍
🤍🤍 ارشد شوئه فقط با همین دو تا سوال باعث شد که تانگ لیسی به صورت تک تک آدمای دور میز نگاه کنه و یادش بیاد که شاید توی مسیرش آدم‌هایی رو از دست داده اما خانواده جدیدی هم پیدا کرده🤍
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💘37🥰7😭4
چی‌یون بخاطر اینکه برای نبرد آخر قالش گذاشته بودن ناراحت بود و با تانگ لی‎سی قهر کرد بعد فوری گفت "فقط پونزده دقیقه قهرم" و در نهایت زیر یک دقیقه باز با تانگ لی‎سی حرف زد، جوجوی قلبم‌ـه😭
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭46❤‍🔥6