گرامر را آسان یاد بگیرید – Telegram
گرامر را آسان یاد بگیرید
14.3K subscribers
471 photos
721 videos
38 files
2.37K links
ارتباط با ما t.me/L_e_c
لیست کامل مجموعه های مدرسه مکالمه
https://news.1rj.ru/str/addlist/X6DPUv8XjvY2MWRk
Download Telegram
🔔🔸
https://news.1rj.ru/str/TedTalk2025
Ted Talk
🔔🔸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1.Are you serious?
جدی هستی؟
2.I can’t believe it
باورم نمیشه
3.Unbelievable
غیرقابل باوره
4.What a surprise
چه سورپرایزی
5.You don’t say
نگووو
6.That’s incredible
فوق العادست
7.that’s messed up
چه افتضاحی


🔔

واقعا ارزش چهار هزار واژه رو میدونید و چقدر راحت میشه یادش گرفت هزینه ای هم نداره، تنبل نباشیم
🔥
2
👈تفاوت maybe و perhaps و possibly در زبان انگلیسی



کاربرد maybe


قید maybe تا حدودی از دو مورد دیگه غیر رسمی تره و غالباً در ابتدا یا انتهای جمله قرار میگیره. به مثال های زیر دقت کنین:

Maybe we’ll go to the cinema in the evening.
شاید عصر بریم سینما.

A: Are you going to Elham’s party?
B: Hmmm… maybe.
A: میری مهمونی الهام؟
B: مممم … شاید.

نکته: قید maybe و عبارت may be با هم یکی نیستن. در عبارت may ، may be فعل مُدال و be فعل کمکی یا اصلی بوده و کلاً دو کلمه جدا از هم هستن.

There may be a flight in the morning. (صحیح)

There maybe a flight … (اشتباه)

ممکنه صبح یک پرواز موجود باشه. (be اینجا فعل اصلی و به معنای بودن هست)



کاربرد perhaps


قید perhaps حالت نسبتاً خنثی داره و از maybe کمی رسمی تر هست. در ضمن کلمه perhaps میتونه در ابتدا، وسط یا انتهای جمله قرار بگیره. به مثال های زیر توجه کنین:
Perhaps I should call her.
شاید بهتره باهاش تماس بگیرم.
A: Do you think this watch is too expensive?
B: It is perhaps.
A: فکر میکنی این ساعت خیلی گرونه؟
B: آره احتمالاً. (شاید، ولی مطمئن نیستم)
As you perhaps remember, I had an accident last year. (صحیح)
As you maybe remember, I had … (اشتباه)
همونطور که احتمالاً یادت هست، من پارسال تصادف کردم.


کاربرد possibly


قید possibly از دو مورد دیگه رسمی تره و میتونه در جاهای مختلف جمله قرار بگیره. مثال:
A: Will Nima come?
B: Possibly not.
A: نیما میاد؟
B: احتمالاً نه.

I’d guess that Nazanin’s in her thirties – 32 possibly?

من حدس میزنم نازنین تو دوران سی سالگیشه – احتمالاً 32 سالشه؟


probably
/ˈprɑb.ə.bli/
احتمالاً شاید


مترادف و متضاد
maybe perhaps possibly very likely definitely
1.He probably didn't even notice.
1. او احتمالاً حتی متوجه هم نشد.
2.I'll probably be home by midnight.
2. من احتمالاً تا نیمه‌شب به خانه می‌رسم.
3.Probably the best thing to do is to call them before you go.
3. احتمالاً بهترین کار این است که قبل از رفتن به آنها زنگ بزنی.
probably not
نه احتمالاً
‘Do we need the car?’ ‘Probably not.’
«به اتومبیل نیاز داریم؟» «نه احتمالاً.»
most probably
به احتمال زیاد
The two cases are most probably connected.
دو پرونده به احتمال زیاد به هم مربوط هستند.



🔔🔸

  اگر قصد مهاجرت دارید یا میخواهید بدون کناب و کلاس انگلیسی بفهمید و صحبت کنید
🔔🔸
👍1
🔹👈مجموعه بینظیر آموزش زبان انگلیسی برای کودکان با انیمیشن های Rock 'N Learn


👈چه زمانی از “Neither” و “Either” استفاده کنیم؟

ما هر دو را برای تشبیه دو امر نشان  می دهیم. از Neither برای بیان منفی استفاده می کنیم و نشان میدهیم به موارد اعلام شده علاقه ای نداریم. 
Store Employee: “Would you like a scoop of chocolate or strawberry ice cream
                 Me: “Neither. I would like a scoop of vanilla, please
کارگر مغازه: شما یک اسکوپ بستنی شکلاتی یا توت فرنگی دوست دارید؟
من: هیچ کدام. من یک اسگوپ بستنی وانیلی دوست دارم. 
در این مثال ما به جای اینکه از جمله زیر استفاده کنیم. 
 
I didn’t want chocolate or strawberry ice cream
از یک لغت Neither  استفاده کردیم تا نشان دهیم به هیچ یک علاقه ای نداریم. 
 
I’m neither tall nor short
من نه بلند قامت هستم و نه کوتاه قامت.
 
در این مثال نشان داده شده است که فرد از نظر قدی متوسط است. اگر از Neither استفاده نشود. I’m not tall and I’m not short. باید  به کار برده  می شد. 
 
کاربرد Either  کمی متفاوت است.
اولین کاربرد نشان می دهد شما با هر دو گزینه موافق و نسبت به هر دو گزینه نیز خوشحال هستید. 
 
?Friend: Would you like to have pizza or tacos for dinner
                 Me:  Either. I like both pizza and tacos. You choose
دوست: دوست داری برای شام پیتزا یا تاکو بخوری؟ 
من: هر دو. من هر دو را دوست دارم. تو انتخاب کن. 
 
در این مثال نشان  می دهیم ما با هر دو گزینه ی پیتزا و تاکو موافق هستیم و اگر هر دو را برای شام داشنه باشیم ، با هر دو موافق هستم و به دوست خود این حق انتخاب را می دهم تا یکی را انتخاب کند. 
 
از Either برای نشان دادن دو احتمال جهت اتفاقات آینده استفاده می کنیم. 
 
Example: For our reservation today, we can either work on an idiom lesson or practice phrasal verbs. What would you like to do today
 
برای کلاس امروز می توانیم یا بر روی اصطلاحات کار کنیم یا بر روی افعال مرکب کار کنیم. کدام یک را بیشتر دوست دارید؟ 
در این مثال ، من به زبان آموزان خود برای درس امروز دو حق انتخاب متفاوت را ارائه می دهم و از آن ها می پرسم یکی را انتخاب کنم. 
Either و Neither در جملات منفی 
این دو ساختار در پاسخ منفی به منفی Too "همچنین" به کار می روند ولی با کاربردهای متفاوت. 
(1)    I can’t come to the party
I can’t either
        Neither can I
من به مهمانی نمی توانم بیایم. 
من هم نمی توانم 
اگرچه هر دو به یک معنی به کار می روند ولی از قواعد مختلفی پیروی می کنند: 
Either با یک فعل منفی همراه می شود و در انتهای جمله قرار می گیرد. 
 
(2)     Maryam did not pass the exam. Mehdi did not either
مریم آزمون را قبول نشد .مهدی نیز همچنین 
 
Neither
با افعال مثبت به کار می رود و در ابتدای جمله قرار می گیرد و با یک فعل نیز همراه می شود. توجه داشته باشید فاعل در انتهای جمله قرار می گیرد. 
 
(3)    Maryam did not pass the exam. Neither did Mehdi
مریم آزمون را قبول نشد .مهدی نیز همچنین 
 
چند نکته مهم در مورد کاربرد Either و Neither
 
بکار بردن Neither  با فعل منفی اشتباه است و هیچ زمانی این لغت با فعل منفی نمیاد 
 
(4)    John did not neither. اشتباه 
(5)    Neither did not John. اشتباه
 
هرگز از این دو ساختار برای بیان چیزی بیشتر از دو چیز استفاده نکید. در عوض از Any و None استفاده کنید. 
My uncle has many cars. I can borrow any of them
عموی من چندین ماشین دارد ، هر یک را می توانم انتخاب کنم 

I have three cars. None has enough space for a refrigerator
من سه ماشین دارم هیچ کدام فضای کافی برای یک یخچال را ندارند. 
هنگامی که از ساختار Either …. Or  استفاده می کنید به یاد داشته باشید جمله به معنی یکی از دو هست و نه هر دوی آنها
Either Maryam or Mehdi will pick you up at the airport
یا مهدی یا مریم شما را از فرودگاه سوار خواهند کرد.
 
در هنگام استفاده از Neither و Either فعل حتما باید به صورت مفرد بیاید.
(9)    I have two cars, but neither is big enough
من دو ماشین دارم که هیج کدام به اندازه کافی بزرگ نیستند.
 
Neither …. Nor به معنی هیچ کدام بوده و نشان می دهند هر دو گزینه غیر قابل قبول هستند
 
Neither Maryam nor Mehdi will pick you up at the airport
نه مریم و نه مهدی هیچ یک تو را از فرودگاه سوار نخواهند کرد 
 
👍21
گرامر را آسان یاد بگیرید
کاربرد های on _ in _ at
کاربرد ها و تفاوتهای at  و in  و on .
 
انواع کاربرد at در زبان انگلیسی
برای اشاره به موقعیت یا مکانی که به عنوان یک نقطه می بینیم.
 
 
I was sitting at my desk.
پشت میزم نشسته بودم.
 
صحبت در مورد محل کار زمانی که آن را به عنوان محل فعالیت می بینیم.
 
How many people are working at Microsoft?
چند نفر در مایکروسافت کار می کنند؟
 
اشاره به فعالیت ها یی که شامل گروهی از افراد می شود.
 
Were you at Lisa’s party? 
(at the cinema, at the theatre)
در مهمانی لیزا بودید؟ (همچنین در سینما، در تئاتر)
 
با مدرسه/کالج/دانشگاه
She always did well at school.
او همیشه در مدرسه خوب درس می خواند.
 
برای اشاره به یک آدرس
They once lived at number 12 South George’s Street.
آنها زمانی در خیابان جورج جنوبی شماره 12 زندگی می کردند.
 
صحبت در مورد مکان‌ های عمومی که در آن‌ ها درمان می‌ شویم یا برای اشاره به آرایشگاه
 
I can’t meet at four. I’ll be at the hairdresser’s until five.
من نمی توانم در ساعت چهار ملاقات کنم. من تا پنج آرایشگاه خواهم بود.
 
برای اشاره به اکثر مغازه ها:
Look what I bought at the butcher’s today.
ببین امروز از قصابی چی خریدم
 
 
 انواع کاربرد on در زبان انگلیسی
 
برای اشاره به جایی که روی یک سطح قرار دارد
 
I know I left my wallet on the table.
می دانم که کیف پولم را روی میز گذاشته ام.
 
برای توصیف مکانی در امتداد جاده یا رودخانه یا کنار دریا یا کنار دریاچه
 
Dublin is on the east coast of Ireland.
دوبلین در ساحل شرقی ایرلند قرار دارد.
 
صحبت در مورد یک طبقه در ساختمان
 
They live on the 15th floor!
آنها در طبقه 15 زندگی می کنند!
 
صحبت در مورد حضور فیزیکی در ابزار حمل و نقل عمومی
 
I was on the train when she phoned.
من در قطار بودم که او تلفن کرد.
 
 نکته مهم: اما برای صحبت در مورد روش های سفر و حمل و نقل، از by استفاده می کنیم.
 
I went to Rome by train.
من با قطار به رم رفتم
 
 
انواع کاربرد in در انگلیسی
 
صحبت در مورد مکانی در یک منطقه بزرگتر
 
I know my book is somewhere in this room. Can anyone see it?
می دانم که کتاب من جایی در این اتاق است. آیا کسی می تواند آن را ببیند؟
 
صحبت در مورد محل کار زمانی که آنجا را به عنوان یک مکان فیزیکی می بینیم
 
She works in an open-plan office.
او در یک دفتر باز کار می کند
 
اما وقتی در مورد مزرعه صحبت می کنیم از on استفاده می کنیم
 
I’ve always wanted to work on a farm.
من همیشه می خواستم در مزرعه کار کنم.
 
 استفاده از on قبل از کلمه class
 
He found it difficult to concentrate in class.
برای او تمرکز در کلاس مشکل بود.
 
 

 

👈🔹مجموعه کامل گرامر پانصد ویدیو به زبان فارسی و انگلیسی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حروف اضافه زمان (به انگلیسی prepositions-of-time) را در این مطلب به زبان ساده به شما یاد می دهیم. در زبان انگلیسی از حروف اضافه at، in و on برای بیان زمان و تاریخ استفاده می کنیم:

At برای بیان زمان دقیق
In برای ماه، سال، قرن و دوره های زمانی طولانی
On برای روز و تاریخ
به این نمونه ها توجه کنید:

I have a meeting at 9 am. من راس ساعت 9 صبح جلسه دارم
The shop closes at midnight. فروشگاه هنگام نیمه شب بسته می شود
Jane went home at lunchtime. جین سر وقت ناهار به خانه رفت
In England, it often snows in December. در انگلستان، اغلب در ماه دسامبر برف می بارد
Do you think we will go to Jupiter in the next future? آیا فکر می کنید در آینده نزدیک به سیاره مشتری خواهیم رفت؟
There should be a lot of progress in the next century. در قرن های آینده باید پیشرفت های زیادی صورت گیرد
Do you work on Mondays? آیا شما دوشنبه ها کار می کنید؟
Her birthday is on 20 November. تولد او 20 ام نوامبر است
Where will you be on New Year’s Day? شما در روز سال نو کجا خواهید بود؟
👍3
گرامر را آسان یاد بگیرید
To take
take
1 . گرفتن 2 . مصرف کردن (دارو یا مواد مخدر) 3 . رفتن (با وسایل نقلیه) 4 . قبول کردن 5 . پوشیدن 6 . (امتحان) دادن 7 . تحمل کردن 8 . نیاز داشتن 9 . خریدن 10 . (از مسیر به‌خصوصی) رفتن 11 . برداشتن 12 . فهمیدن 13 . دزدیدن 14 . طول کشیدن 15 . بردن 16 . برداشت

[فعل]to take
/teɪk/
فعل گذرا
[گذشته: took] [گذشته: took] [گذشته کامل: taken]


صرف فعل
1 گرفتن
معادل ها در دیکشنری فارسی: اخذ کردن گرفتن
مترادف و متضاد
get obtain receive
to take something from someone
چیزی را از کسی گرفتن
I took the camera from him.
من دوربین را از او گرفتم.
to take somebody/something
چیزی/کسی را گرفتن
1. Can you take the baby for a moment?
1. می‌توانی یک لحظه بچه را بگیری؟
2. I passed him the rope and he took it.
2. من طناب را به او دادم و او گرفت.
to take something from something/somebody
چیزی را از چیزی/کسی گرفتن
1. The rebels succeeded in taking the town.
1. شورشیان در گرفتن [تصرف] شهر موفق شدند.
2. The scientists are taking water samples from the river.
2. دانشمندان دارند از رودخانه نمونه آب می‌گیرند.
to take something out of something
چیزی را از چیزی گرفتن
Part of her article is taken straight out of my book.
بخشی از مقاله او مستقیماً از کتاب من گرفته شده‌است.
to take a decision

تصمیم گرفتن
You have to take a decision now.
الان باید تصمیم بگیری.
to take a class/a course
کلاس/دوره آموزشی برداشتن
Did you take a biology class?
آیا کلاس زیست‌شناسی برداشتی؟
to take an order/a message
سفارش/پیام گرفتن
Can I take a message?
می‌توانم پیغامتان را بگیرم [یادداشت کنم]؟
to take a day off
یک روز مرخصی گرفتن
I really need to take a day off.
واقعا نیاز دارم یک روز مرخصی بگیرم.
to take a photo/video
عکس/فیلم گرفتن
She took some great photos of the children.
او چندین عکس خوب از بچه‌ها گرفت.
to take something/somebody seriously
چیزی/کسی را جدی گرفتن
She doesn't take me seriously.
او مرا جدی نمی‌گیرد.
کاربرد فعل take به معنای گرفتن
فعل take در مفهوم "گرفتن" به به‌دست آوردن و یا گرفتن هر چیزی می‌تواند اشاره داشته باشد.


2 مصرف کردن (دارو یا مواد مخدر) خوردن
مترادف و متضاد
consume drink eat
to take food
چیزی خوردن
Do you take sugar in your coffee?
با قهوه‌ات شکر می‌خوری؟
to take a drug/medication/pill ...
مواد مخدر/دارو/قرص و... مصرف کردن [خوردن]
1. Do you think she takes drugs?
1. آیا فکر می‌کنی او مواد مخدر مصرف می‌کند؟
2. He has never taken a pill in his life.
2. او در (تمام) زندگی‌اش، حتی یک قرص هم نخورده است.
3. Take this medicine three times a day.
3. این دارو را سه‌بار در روز بخور.
کاربرد فعل take به معنای خوردن و مصرف کردن


معادل فارسی فعل take در این مفهوم "خوردن" و "مصرف کردن" است. فعل take در اینجا اشاره به خوردن و یا مصرف کردن دارو دارد. ولی به‌طور کلی برای خوردن غذا یا نوشیدنی نیز می‌توان از این فعل استفاده کرد.
3 رفتن (با وسایل نقلیه) گرفتن (تاکسی)، سوار شدن


معادل ها در دیکشنری فارسی: سوار شدن
مترادف و متضاد
get transport
to take a taxi/bus/train ... (to somewhere)
با تاکسی/اتوبوس/قطار و... (به جایی) رفتن
1. Are you taking the train to Chicago?
1. آیا با قطار به "شیکاگو" می‌روی؟
2. Then, we can take a cab.
2. پس، می‌توانیم یک تاکسی بگیریم.
3. Would you rather take the bus or subway?
3. ترجیح می‌دهی با اتوبوس بروی یا مترو؟
کاربرد فعل take به معنای رفتن
(با وسایل نقلیه عمومی) یا استفاده کردن
(از وسایل نقلیه عمومی)
فعل take در اینجا به مفهوم "رفتن (با وسایل نقلیه عمومی)" یا "استفاده کردن (از وسایل نقلیه عمومی)" است. فعل take در این مفهوم به استفاده از هرگونه وسیله نقلیه، راه و یا جاده‌ای برای رفتن به جایی اشاره دارد. مثال:
".Then, we can take a cab"
(بعد، می‌توانیم یک تاکسی بگیریم.)
"?Are you taking the train to Chicago"
(آیا با قطار به "شیکاگو" می‌روی؟)
"to take the coast road"
(از جاده ساحلی رفتن)
👍1
گرامر را آسان یاد بگیرید
take 1 . گرفتن 2 . مصرف کردن (دارو یا مواد مخدر) 3 . رفتن (با وسایل نقلیه) 4 . قبول کردن 5 . پوشیدن 6 . (امتحان) دادن 7 . تحمل کردن 8 . نیاز داشتن 9 . خریدن 10 . (از مسیر به‌خصوصی) رفتن 11 . برداشتن 12 . فهمیدن 13 . دزدیدن 14 . طول کشیدن 15 . بردن 16 . برداشت…
Take

4 قبول کردن پذیرفتن
معادل ها در دیکشنری فارسی: پذیرفتن
مترادف و متضاد
accept get receive refuse reject turn down
to take something
چیزی را قبول کردن
1. Are you going to take the job?
1. آیا قصد داری آن کار را قبول کنی؟
2. Do they take credit cards here?
2. اینجا کارت اعتباری می‌پذیرید؟
3. We don't take cash.
3. ما پول نقد قبول نمی‌کنیم.
کاربرد فعل take به معنای قبول کردن و پذیرفتن
از معانی فعل take می‌توان به "قبول کردن" و "پذیرفتن" اشاره کرد. در اینجا فعل take بیانگر پذیرش چیزی یا کاری توسط یک فرد و سازمان و... یا مجاب کردن کسی به پذیرش چیزی است.

5 پوشیدن
مترادف و متضاد
wear
to take clothes
لباس (با سایز مشخصی) پوشیدن
1. I take a size 12 in pants.
1. من شلوار سایز 12 می‌پوشم.
2. What size shoe do you take?
2. کفش چه سایزی می‌پوشی؟
3. When I was younger, I took smaller shirts.
3. وقتی جوان‌تر [کوچک‌تر] بودم، پیراهن‌های (سایز) کوچک‌تری می‌پوشیدم.
کاربرد فعل take به معنای پوشیدن

فعل take به معنای "پوشیدن" نیز است. take یا پوشیدن، هم به لباس و هم به کفش اشاره دارد. البته به نوعی بیانگر الزام نیز است. به مثال زیر توجه کنید:
".I take a size 12 in pants"
(من شلوار سایز 12 می‌پوشم.)

نکته: مثال بالا در واقع به نوعی بیانگر آن است که فقط سایز 12 اندازه من است و من باید سایز 12 بپوشم نه سایزی دیگر.
6 (امتحان) دادن
مترادف و متضاد
carry out execute perform give a test
to take an exam/a test ...
آزمون/تست و... دادن
1. Should I take the exam right now or later?
1. باید همین الان امتحان بدهم یا بعداً؟
2. This is the last exam for you to take.
2. این آخرین امتحانی است که می‌دهی.
3. When did you take your driving test?
3. کی آزمون [امتحان] رانندگی دادی؟
کاربرد فعل take به معنای امتحان دادن
یکی از معانی فعل take در فارسی "امتحان دادن" است. منظور از امتحان در اینجا می‌تواند هر نوع امتحانی باشد
(امتحان رانندگی و امتحان پایان ترم و...)
مثال:
".When did you take your driving test" (کی امتحان رانندگی دادی؟)


7 تحمل کردن
مترادف و متضاد
bear endure stand
to take somebody/something
کسی/چیزی را تحمل کردن
1. How can you take this woman? She is terrible.
1. چطور می‌توانی این زن را تحمل کنی؟ (اخلاق) او افتضاح است.
2. I don't have to take your abuses.
2. مجبور نیستم سوءاستفاده‌های تو را تحمل کنم.
I can't take it (anymore)
(بیش از این) نمی‌توانم تحمل کنم
We argue all the time and I can't take it any more.
ما تمام وقت بحث می‌کنیم و من نمی‌توانم بیش از این تحمل کنم.
کاربرد فعل take به معنای تحمل کردن
فعل take در مفهوم " تحمل کردن" اشاره دارد به توانایی یک فرد در تحمل یک فرد یا یک چیز دیگر در شرایط متفاوت. البته گاهی به میزان تحمل یا صبر یک فرد نیز اشاره می‌کند. مثال:
".We argue all the time and I can't take it any more"
(ما تمام وقت بحث می‌کنیم و من نمی‌توانم بیش از این تحمل کنم.)
گرامر را آسان یاد بگیرید
Take 4 قبول کردن پذیرفتن معادل ها در دیکشنری فارسی: پذیرفتن مترادف و متضاد accept get receive refuse reject turn down to take something چیزی را قبول کردن 1. Are you going to take the job? 1. آیا قصد داری آن کار را قبول کنی؟ 2. Do they take credit cards here?…
take

8 نیاز داشتن خواستن
مترادف و متضاد
ask demand need require
to take something
به چیزی نیاز داشتن
1. It doesn't take much to make her angry.
1. عصبانی کردن او، چیز زیادی نیاز ندارد [او به راحتی عصبانی می‌شود].
2. The verb ‘rely’ takes the preposition ‘on’.
2. فعل "وابسته بودن" به حرف اضافه "به" نیاز دارد.
3. This sense of the verb 'give' takes two objects.
3. این معنی فعل "دادن" دو مفعول می‌خواهد [به دو مفعول نیاز دارد].
کاربرد فعل take به معنای خواستن و آمدن
یکی از معانی فعل take "خواستن" است. فعل take یا خواستن، در اینجا اشاره دارد به التزام یا نیاز به چیزی برای انجام شدن یک عمل، فرایند و یا کامل شدن یک ساختار. مثال:
".This sense of the verb 'give' takes two objects" (این معنی فعل "دادن" دو مفعول می‌خواهد.)


9 خریدن
مترادف و متضاد
buy get purchase
to take something
چیزی را خریدن
1. I take my clothes from that store.
1. من از آن مغازه لباس می‌خرم.
2. I think I'll take it.
2. به نظرم آن را بخرم [فکر کنم همین را بخرم].
3. I'm not going to buy the shirt but I take the shoes.
3. این پیراهن را نمی‌خرم اما کفش‌ها را می‌خرم.
کاربرد فعل take
فعل take در این مفهوم معادل فعل buy یا خریدن است. این فعل در این مفهوم در فارسی، می‌تواند معادل گرفتن و بردن نیز باشد، البته گرفتن یا بردن چیزی پس از خریدن آن.
مثال:
."I think I'll take it"
[به نظرم آن را بخرم] یا [فکر کنم همین را ببرم یا بگیرم].


10 (از مسیر به‌خصوصی) رفتن
مترادف و متضاد
travel by travel on
to take a path/route ...
از مسیری/راهی و... رفتن
1. Take the A43 towards Bicester.
1. از مسیر [جاده] A43 به سمت "بایسستر" برو.
2. Take the next exit.
2. از خروجی بعدی برو.
3. Take the second turning on the left.
3. از دومین دوراهی سمت چپ برو.
کاربرد فعل take
فعل take در مفهوم "از مسیر (به‌خصوصی) رفتن"، اشاره دارد به جاده یا مسیر مشخصی که شما برای رفتن به جایی از آن استفاده و عبور می‌کنید.


11 برداشتن
معادل ها در دیکشنری فارسی: برداشتن
to take something (with you)
چیزی را برداشتن
1. Don't forget to take your keys.
1. فراموش نکن کلیدهایت را برداری.
2. You better take an umbrella.
2. بهتر است یک چتر برداری.


12 فهمیدن درک کردن، پی بردن
مترادف و متضاد
understand
to take a point/remark/comment ...
نکته/اظهارنظر/دیدگاه و... را متوجه شدن
I take your point.
مقصودت [منظورت] را فهمیدم.
to take something as something
چیزی را به نحو خاصی برداشت کردن
She took what he said as a compliment.
او آنچه او گفت را به‌عنوان تعریف برداشت کرد.


13 دزدیدن
مترادف و متضاد
steal
to take something
چیزی را دزدیدن
1. I swear I didn't take the money.
1. قسم می‌خورم که من آن پول را ندزدیدم.
2. Someone must have sneaked in here and taken it.
2. یکی باید دزدکی [یواشکی] وارد اینجا شده باشد و آن را دزدیده باشد.
گرامر را آسان یاد بگیرید
take 8 نیاز داشتن خواستن مترادف و متضاد ask demand need require to take something به چیزی نیاز داشتن 1. It doesn't take much to make her angry. 1. عصبانی کردن او، چیز زیادی نیاز ندارد [او به راحتی عصبانی می‌شود]. 2. The verb ‘rely’ takes the preposition…
take


14 طول کشیدن
مترادف و متضاد
last
to take hours/minutes/days ...
ساعت/دقیقه/روز طول کشیدن
1. The experiment will take three years.
1. این آزمایش سه‌سال طول خواهد کشید.
2. The trip took four hours.
2. آن سفر چهار ساعت طول کشید.


15 بردن رساندن
معادل ها در دیکشنری فارسی: بردن رساندن
مترادف و متضاد
accompany escort
to take something to somebody/something
چیزی را به جایی/نزد کسی بردن
I took the kids to the park.
من بچه‌ها را به پارک بردم.
to take somebody something
چیزی برای کسی بردن
Shall I take my host family a gift?
آیا باید برای خانواده میزبانم کادو ببرم؟
to take somebody
کسی را رساندن
It's too far to walk—I'll take you by car.
راه برای پیاده‌رفتن خیلی طولانی است؛ با ماشین می‌رسانمت.
to take somebody doing something
کسی را برای انجام کاری (به جایی) بردن
I'm taking the kids swimming later.
من بعداً بچه‌ها را برای شنا (به استخر) خواهم برد.
to take somebody to do something
کسی را برای انجام کاری بردن
The boys were taken to see their grandparents most weekends.
پسرها را اکثر آخرهفته‌ها برای دیدن پدر بزرگ و مادربزرگشان می‌بردند.
to take something with
چیزی را همراه بردن
I take my cellphone with me everywhere I go.
من تلفن همراهم را هر جا بروم با خود می‌برم.
کاربرد فعل take به معنای بردن


- فعل take به معنای "بردن" به حمل کردن، بردن و یا انتقال چیزی یا کسی از جایی به جای دیگر اشاره دارد. مثال:
".I take my cellphone with me everywhere I go"
(من تلفن همراهم را هر جا بروم با خود می‌برم.)
".A boy took us to our room"
(یک پسر ما را به اتاقمان برد.)
[اسم]take
/teɪk/
قابل شمارش


16 برداشت
معادل ها در دیکشنری فارسی: برداشت
مترادف و متضاد
scene sequence
1.He got exhausted, after only three takes.
1. او خیلی خسته شد، پس از تنها سه برداشت.
2.The first take was awful.
2. برداشت اول افتضاح بود.
3.We managed to get it right in just two takes.
3. ما توانستیم در تنها دو برداشت بازی را در بیاوریم.
کاربرد اسم take به معنای برداشت
اسم take در اینجا به معنای "برداشت" است. take یا برداشت به تعداد دفعات فیلمبرداری از یک صحنه از فیلم گفته می‌شود. مثال:
".We managed to get it right in just two takes"
(ما توانستیم در تنها دو برداشت بازی را در بیاوریم.)




🔔

🔹👈مجموعه بینظیر آموزش زبان انگلیسی برای کودکان با انیمیشن های Rock 'N Learn
🔥
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
have got




[فعل]to have got
/hæv gɑt/
فعل گذرا
[گذشته: had got] [گذشته: had got] [گذشته کامل: had got]
1 داشتن
have/has got something/somebody
چیزی/کسی داشتن
1. I've got a house in the country.
1. خانه‌ای در روستا دارم.
2. I've got school tomorrow morning.
2. فردا صبح مدرسه دارم [فردا صبح باید بروم مدرسه].
3. She's got three children.
3. او سه تا بچه دارد.
2 باید (have got)
مترادف و متضاد
have to
have got to do something
باید کاری را انجام دادن
1. I have got to go.
1. باید بروم.
2. I have got to see her now.
2. باید الان او را ببینم.


🔔

👈🔹 بالغ بر 1000 داستان های تصویری انگلیسی از کودکی تا دکترا
🔔
1