تو اولین پناهگاهی نبودی که رو سرم آوار شدی، اما اولین پناهگاهی بودی که با تموم وجود امید داشتم امن و استوار بمونی.
وقتیبهت میگم دوست دارم درواقع یعنی هروقت کنارمیخوشحال ترینم،فکر کردن بهت حالمو خوب میکنه،یعنیهر اتفاقی هم برام بیفته بازم دلم به بودنِ تو خوشه،حتی با صداتم میتونی تو اوج عصبانیت آرومم کنی و بغلت یه پناهگاهه واسه من و دردام.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوباره آسمون زار زد و من پرت شدم به شبی که زیرِ بارون بوسیدمت. پرت شدم به جایی که دست کردم توی موهای خیست. پرت شدم به عشقی که بینِ نگاههامون رد و بدل میشد، وقتی که اشک و بارونِ روی صورتمون از هم قابلِ تشخیص نبود. دوباره آسمون زار زد و من مُردم با یادآوریِ دوسِت دارمی که زیرِ بارون دمِ گوشت زمزمهش کردم
小蜘蛛
علاقم بهت، زیر پوستم، توی رگام، حرکت میکنه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM