من همیشه کورکورانه عشق ورزیدم و همهی خودمو واسش گذاشتم، چون میپرستیدمش، بدون فکر به اینکه ایا خودِ واقعیش همون ادم مقدسیه که تو ذهن منه؟ و وقتی نشونم داد که اون نیست، انکار کردم و گفتم الان واسه شرایط عوض شدی، الان خودتو گم کردی وگرنه درست میشی، و تا مدتها قبول نمیکردم.
خودمو گول زدم، اونقدر زیاد که دیدم نه تنها اونی که تو ذهنم بود رو ندارم و فقط یه ادم جدید که نمیشناسمشو زور میزنم بمونه کنارم بلکه خودمم از دست دادم.
همه میگن مشکلت رو بزرگ نکن. من مشکلم خانوادهست، چجوری میتونم مشکلم رو بزرگ نکنم وقتی خود اون مشکل منو بزرگ کرده؟
Forwarded from nrs
اشوان قبل اینکه اهنگ بخونه یه نگاه جزئی به زندگی عاطفیت میندازه و مطمئن میشه حتما مناسب گریه و تا استخون حس کردن باشه برات