+ این را مینویسم برای خورشید نورانی زندگیام لیام، که برای من همانند معبودی است از جنس عشق برای پرستیدن
از تو دورم، سالهاست ندیدمت و در آغوشم نفشردمت و نمیدانم طعم لبهایت مانند گذشته به شیرینی عسل است یا به مست کنندگی شراب، یا گیسوان طلایی رنگت هنوزهم بوی وانیل ميدهند یا نه اما میدانم از همان لحظه ای باز که چشمانت را از نزدیک ببینم باز مسخ آن دو گوی قهوه ای میشوم.
از تو دورم، سالهاست ندیدمت و در آغوشم نفشردمت و نمیدانم طعم لبهایت مانند گذشته به شیرینی عسل است یا به مست کنندگی شراب، یا گیسوان طلایی رنگت هنوزهم بوی وانیل ميدهند یا نه اما میدانم از همان لحظه ای باز که چشمانت را از نزدیک ببینم باز مسخ آن دو گوی قهوه ای میشوم.
Forwarded from 𝖠𝗎𝖽𝗂𝗈𝗉𝗁𝗂𝗅𝖾 ֶָ֢
تولد زین منه
تو چنین روزی آدم امنِ من پا رو این زمین گذاشته
کسی که تو هر شرایطی کنارم بوده
کسی که غمهارو برای من قابل تحمل کرده، کسی که همیشه به گلایههام گوش داده و راز نگهدار من بوده
کسی که همیشه بهم عشق ورزیده و اهمیت داده درست مثل کاری که زین برای لیام میکرد
همیشه پایهی دیوونه بازیا و شریک جرمم بوده درست مثل رفاقتی که زین با لویی میکرد
همیشه ازم مراقبت کرده و حواسش بهم بوده درست مثل احساس مسئولیتی که زین در قبال نایل میکرد
و همیشه گوش شنوای من بوده و درکم کرده درست مثل کاری که زین برای هری میکرد
اون واقعا زینِ زندگیم بوده
نمیدونم تارا هدیهی کدوم کار خوبمه ولی فقط میخوام بهش بگم بینهایت دوستت دارم و همیشه برای تو اینجام، همیشه و تو هر موقعیتی و چقدر خوبه که جایگاهی تو قلبِ مهربونت دارم.
"من همیشه میگفتم که جونمی تو،
ایندفعه ترکی میگم جانیم سنه"
تولدت مبارک جانیم.
تو چنین روزی آدم امنِ من پا رو این زمین گذاشته
کسی که تو هر شرایطی کنارم بوده
کسی که غمهارو برای من قابل تحمل کرده، کسی که همیشه به گلایههام گوش داده و راز نگهدار من بوده
کسی که همیشه بهم عشق ورزیده و اهمیت داده درست مثل کاری که زین برای لیام میکرد
همیشه پایهی دیوونه بازیا و شریک جرمم بوده درست مثل رفاقتی که زین با لویی میکرد
همیشه ازم مراقبت کرده و حواسش بهم بوده درست مثل احساس مسئولیتی که زین در قبال نایل میکرد
و همیشه گوش شنوای من بوده و درکم کرده درست مثل کاری که زین برای هری میکرد
اون واقعا زینِ زندگیم بوده
نمیدونم تارا هدیهی کدوم کار خوبمه ولی فقط میخوام بهش بگم بینهایت دوستت دارم و همیشه برای تو اینجام، همیشه و تو هر موقعیتی و چقدر خوبه که جایگاهی تو قلبِ مهربونت دارم.
"من همیشه میگفتم که جونمی تو،
ایندفعه ترکی میگم جانیم سنه"
تولدت مبارک جانیم.
Forwarded from 𝗪𝘆𝗯𝗶𝗲‘𝘀 𝗣𝗹𝗮𝗰𝗲 (𝖠𝗒𝖽𝖺)
۲۳ سال پیش، همچین روزی یه فرشته از قلب آسمون و یکی از طبقات بهشت به روی زمین فرستاده شد تا دنیای تاریکِ بشر ظالم و لا قید رو با وجود ارزشمندش روشن کنه.
انقدر زیبا و شیرین بود که خیلی زود همه عاشق خودش و شیطنتش شدند و مهرش به دل سیاه آدم ها نفوذ کرد.
گذشت و گذشت …
تا اینکه یه روز تابستونی، این فرشته ی زیبا با دختری غم زده و دل شکسته رو به رو شد و از اونجایی که طاقت دیدن ناراحتی کسی رو نداشت، مصرانه و البته کمی هم از روی کنجکاوی تصمیم گرفت با ورودش به زندگی اون دختر، دنیاش رو رنگارنگ و قلب تکه تکه شده اش رو ترمیم کنه و البته که دختر پری چهره، کارش رو خیلی خوب بلد بود.
بعد از گذشت یک سال و در روز تولد ۲۳ سالگیِ فرشته، در حالی که بعد از سختی های زیاد و اشک ریختن های مداوم، دوباره کنار هم قرار گرفته بودند، دختر کوچک تر که طبق معمول به آغوش فرشته چسبیده بود، کنار گوشش زمزمه کرد:
«۲۳ سالت شد پیرمرد. تولدت مبارکمون.»
و بعد سریع سرش رو توی گردنش قایم کرد تا دختر بزرگ تر به خاطر لفظ «پیرمرد» دعواش نکنه.
فرشته ی زیبا در حالی که لب هاشو گاز میگرفت و تلاش میکرد لحن جدیش رو حفظ کنه،گفت :«دعوات نمیکنم بچه.
بیا بوست کنم میخوایم کیک بخوریم.»
اما همین که دختر کوچک تر سرش رو بالا آورد، حجم زیادی از خامه به صورتش مالیده شد.
در حالی که هاج و واج به خنده ی از ته دل فرشته نگاه میکرد، گفت: «میکشمت پیری.»
و کل خونه رو دنبالش دویید.
اون شب، خونه شاهد خنده های از ته دلشون بود و اون دو دعا میکردن تا همه چیز همون طور بمونه.
انقدر زیبا و شیرین بود که خیلی زود همه عاشق خودش و شیطنتش شدند و مهرش به دل سیاه آدم ها نفوذ کرد.
گذشت و گذشت …
تا اینکه یه روز تابستونی، این فرشته ی زیبا با دختری غم زده و دل شکسته رو به رو شد و از اونجایی که طاقت دیدن ناراحتی کسی رو نداشت، مصرانه و البته کمی هم از روی کنجکاوی تصمیم گرفت با ورودش به زندگی اون دختر، دنیاش رو رنگارنگ و قلب تکه تکه شده اش رو ترمیم کنه و البته که دختر پری چهره، کارش رو خیلی خوب بلد بود.
بعد از گذشت یک سال و در روز تولد ۲۳ سالگیِ فرشته، در حالی که بعد از سختی های زیاد و اشک ریختن های مداوم، دوباره کنار هم قرار گرفته بودند، دختر کوچک تر که طبق معمول به آغوش فرشته چسبیده بود، کنار گوشش زمزمه کرد:
«۲۳ سالت شد پیرمرد. تولدت مبارکمون.»
و بعد سریع سرش رو توی گردنش قایم کرد تا دختر بزرگ تر به خاطر لفظ «پیرمرد» دعواش نکنه.
فرشته ی زیبا در حالی که لب هاشو گاز میگرفت و تلاش میکرد لحن جدیش رو حفظ کنه،گفت :«دعوات نمیکنم بچه.
بیا بوست کنم میخوایم کیک بخوریم.»
اما همین که دختر کوچک تر سرش رو بالا آورد، حجم زیادی از خامه به صورتش مالیده شد.
در حالی که هاج و واج به خنده ی از ته دل فرشته نگاه میکرد، گفت: «میکشمت پیری.»
و کل خونه رو دنبالش دویید.
اون شب، خونه شاهد خنده های از ته دلشون بود و اون دو دعا میکردن تا همه چیز همون طور بمونه.
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘲𝘶𝘪𝘦𝘵 𝘰𝘯𝘦𝘴. (sarevn)
دیر است، گالیا
در گوش من فسانه دلدادگی مخوان
دیگر ز من ترانهٔ شوریدگی مخواه
دیر است گالیا
به ره افتاد کاروان
عشق من و تو؟… آه
این هم حکایتی ست
اما در این زمانه که درمانده هر کسی
از بهر نان شب
دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست
شاد و شکفته در شب جشن تولدت
تو بیست شمع خواهی افروخت تابناک 🌱✨️
در گوش من فسانه دلدادگی مخوان
دیگر ز من ترانهٔ شوریدگی مخواه
دیر است گالیا
به ره افتاد کاروان
عشق من و تو؟… آه
این هم حکایتی ست
اما در این زمانه که درمانده هر کسی
از بهر نان شب
دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست
شاد و شکفته در شب جشن تولدت
تو بیست شمع خواهی افروخت تابناک 🌱✨️
تو در آینه نگه کن که چه دلبری ولیکن
تو که خویشتن ببینی نظرت به ما نباشد.
تو که خویشتن ببینی نظرت به ما نباشد.
وسط قهوه خوردن، دیدم اونور خیابون وایستاده داره از دور نگاهم می کنه.
با کمی مکث لبخند زدم، وانمود کردم هنوز ندیدمش به دوستی که روبروم ایستاده بود چیزی گفتم و شانه هام رو تکون دادم ؛مثلا ما شادیم!
دروغ چرا اون لحظه گردنم سعی به بی خیالی داشت اما صورتم کار خودش رو می کرد!
پلکم تند ورق می زد و پای یک خاطره از او مات می ایستاد!
اون لحظه با خودم لج بودم لب هام حالت خنده داشت، ولی شکری که تو قهوه ریخته بودم مزه زهر میداد.
-لیام پین، ۱۰ فوریه
با کمی مکث لبخند زدم، وانمود کردم هنوز ندیدمش به دوستی که روبروم ایستاده بود چیزی گفتم و شانه هام رو تکون دادم ؛مثلا ما شادیم!
دروغ چرا اون لحظه گردنم سعی به بی خیالی داشت اما صورتم کار خودش رو می کرد!
پلکم تند ورق می زد و پای یک خاطره از او مات می ایستاد!
اون لحظه با خودم لج بودم لب هام حالت خنده داشت، ولی شکری که تو قهوه ریخته بودم مزه زهر میداد.
-لیام پین، ۱۰ فوریه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
God? No that's Rick Grimes.⚔
𝖲𝗂𝗅𝗏𝖾𝗋𝖲𝗎𝗇𝗌𝖾𝗍.
Photo
آخرین گلوله رو به تن سفید قربانیش شلیک کرد.
کراوات و دو دکمه اول پیراهنش رو باز کرد؛ فنجان گرم قهوه رو بلند کرد و کمی ازش نوشید.
با دستمال آهسته عرق سرد صورتش رو پاک کرد و بعد خون پاشیده شده روی لوله تفنگ رو از روی اون تمیز کرد.
بالای سر قربانیش ایستاد
دستش رو لای موهای پسرک برد و پک عمیقی به سیگارش زد
+ ببریدش یجای دور افتاده جسدش رو بسوزونید
پسرک قربانی، درحال جون دادن بود، اما زِد!؟ قرار نبود اهمیتی بده، از قهوهی گرمش نوشید و دود سیگار از ریههاش به پایین سر میخورد.
با صدای زنگ گوشی به خودش اومد و گوشی نوکیاش رو از توی جیبش درآورد
- بوی خون رو حس میکنم مرد،کارِت عالی بود
+ تازه بازی شروع شده پین،عجله نکن برای جشن گرفتن!
کراوات و دو دکمه اول پیراهنش رو باز کرد؛ فنجان گرم قهوه رو بلند کرد و کمی ازش نوشید.
با دستمال آهسته عرق سرد صورتش رو پاک کرد و بعد خون پاشیده شده روی لوله تفنگ رو از روی اون تمیز کرد.
بالای سر قربانیش ایستاد
دستش رو لای موهای پسرک برد و پک عمیقی به سیگارش زد
+ ببریدش یجای دور افتاده جسدش رو بسوزونید
پسرک قربانی، درحال جون دادن بود، اما زِد!؟ قرار نبود اهمیتی بده، از قهوهی گرمش نوشید و دود سیگار از ریههاش به پایین سر میخورد.
با صدای زنگ گوشی به خودش اومد و گوشی نوکیاش رو از توی جیبش درآورد
- بوی خون رو حس میکنم مرد،کارِت عالی بود
+ تازه بازی شروع شده پین،عجله نکن برای جشن گرفتن!
از همان اول معجزهای در کار نبود، ساعت های رند قرار نبود چیزی را به ما بفهمانند امید دروغی برای تحمل رنج است، انگار انسان خوشش میآید در توهم زندگی کند شاید هم میداند واقعیت هیچوقت قرار نیست زیبا باشد و برای فرار از تاریکی به افکار رنگی پناه میبرد.
حتی زیبایی عشق در بی فرجام بودنش است، قشنگ ترین قسمت قصه های عشق در دور شدنِ عاشق و معشوق است.
میبینی؟ زندگی از رنج خوشش میآید، زیباترین بخش خود را در درد آدم ها خلاصه میکند.
حتی زیبایی عشق در بی فرجام بودنش است، قشنگ ترین قسمت قصه های عشق در دور شدنِ عاشق و معشوق است.
میبینی؟ زندگی از رنج خوشش میآید، زیباترین بخش خود را در درد آدم ها خلاصه میکند.
اگه به هر دلیلی روز خوبی نداشتید، پیشنهاد میکنم برید مینی مستند زین رو ببینید.🫶🏻
https://youtu.be/6tg_WDZGtZo?si=7Q6OKw7RhewR05NL
https://youtu.be/6tg_WDZGtZo?si=7Q6OKw7RhewR05NL
YouTube
ZAYN - DOCUMENTARY (2024)
#roomunderthestairs #zayn #zquad