تورق – Telegram
تورق
608 subscribers
61 photos
8 videos
7 files
159 links
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال

ارتباط با من:
@ahmadkhalily
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توصیه مهم خالق جیمیل: یه چیزی بساز که واقعاً یه عده رو دیوونه‌ی خودش کنه!

استارتاپها از لحظه تاسیس به دنبال رسیدن به مقیاس میلیونی هستند. فلذا وقتی به آنها گفته می‌شود فقط بر یک گروه خاص مشتری تمرکز کنند، احساس می‌کنند منتور آشنایی کافی با مقیاس پذیری ندارد.

پاول بوکهایت خالق جیمیل در این ویدئو به این سوال پاسخ داده است.

ایشون میگه:

باید یه چیزی بسازی که عده ای رو دیوانه خودش کنه. حتی اگر اون عده خیلی کم باشن. اگه بتونی یه گروه کوچیک رو طوری جذب کنی که عاشق محصولت بشن و نتونن ازش دل بکنن، رشد دادن اون گروه خیلی راحت‌تر می‌شه.

همیشه آدمایی هستن که لب مرزن، اگه محصولت یه ذره بهتر بشه، میان توی اون گروه و میشن استفاده کننده محصولت.

بنابراین اینکه اول یه چیز خاص و جذاب بسازی و بعد کم‌کم گسترشش بدی، خیلی آسون‌تر از این هست که یه چیز معمولی بسازی و بعد بخوای آدمای بی‌تفاوت رو به عاشقای پروپاقرص محصولت تبدیل کنی.

منبع: لینک ویدیو در یوتیوب

پی‌نوشت: به عنوان مکمل این بحث می‌توانید مطلب نگران مرگ استارتاپت به خاطر خاص بودنش نباش! که در همین کانال منتشر شده است را مطالعه کنید.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👌42👏1
ماه رمضان بر همگان مبارک
15😁1
خبر مهم برای عاشقان هوش مصنوعی و تکنولوژی!


دو قابلیت پیشرفته Copilot که قبلاً فقط برای کاربران پولی بود، الان برای همه رایگان شد!

چی رایگان شده؟

۱️⃣ Copilot Voice: دستیار صوتی هوشمند که می‌تونی باهاش حرف بزنی و کارهات رو انجام بدی.
۲️⃣ Think Deeper: تحلیل عمیق و حرفه‌ای متن و داده، با کمک هوش مصنوعی پیشرفته.


خبر خوب دیگه:

این قابلیت‌ها روی ویندوز 11، مرورگر Edge و حتی اپلیکیشن موبایل Copilot فعال شده!
یعنی چه روی کامپیوتر، چه با گوشی، می‌تونی از این امکانات استفاده کنی.

چرا مهمه؟
چون دیگه لازم نیست برای امکانات حرفه‌ای حتماً پول بدی. مایکروسافت داره Copilot رو به یه دستیار همیشگی و رایگان برای همه تبدیل می‌کنه.

دانلود اپلیکیشن Copilot برای موبایل:
اندروید
آیفون


@AI_Newsssss
👏3👍2
نباید پل‌های پشت سرت رو از طلا بسازی تا دلت نیاد خرابشون کنی!


منبع: لینکداین (نتونستم نویسنده رو پیدا کنم)

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍41
این مطلب رو چند سال قبل در کانال منتشر کردم. مطلب در مورد توصیه پاول گراهام در مورد فرهنگ شرکت به برایان چسکی هست. توصیه میکنم اگر قبلا این مطلب رو مطالعه نکردید وقت بذارید و بخونیدش
Forwarded from تورق (ahmad khalili)
فرهنگ را خراب نکنید!

برایان چسکی مدیرعامل Airbnb چند سال قبل ایمیلی را به اعضای شرکت در مورد فرهنگ ارسال کرده است که نکات بسیار مهمی در آن وجود دارد. برایان چسکی میگوید بعد از جذب سرمایه 150 میلیون دلاری از پل گراهام برای بازدید از شرکت دعوت کردم و در خلال بازدید از او پرسیدم که مهمترین توصیه تو برای ما چیست؟ و در جواب پل گراهام می گوید:

فرهنگ را خراب نکنید(Don’t fuck up culture)

پل گراهام به برایان چسکی گفته بود که تنها دلیلی که من روی شما سرمایه گذاری کردم فرهنگ شما بود. اما شرکتها در فرایند رشد مجبور میشوند فرهنگ خود را خراب کنند مگر آنکه تمرکز جدی روی فرهنگ بگذارند.
برایان میگوید من با خودم فکر کردم: چند مدیرعامل روی فرهنگ بیش از همه چیز تمرکز دارند؟ آیا این چیزی است که آنها بیشتر ساعات خود را در هفته صرف آن می کنند؟ برایان میگوید به نظرم فرهنگ صرفاً راهی مشترک برای انجام کاری با اشتیاق است.
برایان چسکی میگوید فرهنگ اساس و زیربنای شرکت است. ممکن است 100 سال بعد کسی خیلی ما را به یاد نیاورد. حتی اگر شرکت 100 سال بعد وجود داشته باشد، مطمئنا سایت رزرو خانه نخواهد بود (ناگفته نماند که بچه های 100 سال آینده از پدربزرگها و مادربزرگهای خود خواهند پرسید که وب سایت چیست؟) چیزی که برای 100 سال ماندگار خواهد بود، فرهنگ است. فرهنگ چیزی است که پایه و اساس همه نوآوری های آینده را ایجاد می کند. اگر فرهنگ را خراب کنید، ماشینی که محصولات شما را ایجاد می کند، خراب کرده‌اید.
پس چگونه فرهنگ را بسازیم؟
برایان میگوید فرهنگ با زندگی کردن ارزشها ساخته میشود. با حفظ ارزش های کلیدی خود در هر کاری که انجام می دهیم. فرهنگ زندگی کردن ارزشهای کلیدی شما در هنگامی که استخدام می کنید، وقتی ایمیل می نویسید؛ وقتی روی یک پروژه کار می کنید؛ وقتی در سالن راه می روید و ... است.
اما چرا فرهنگ برای یک کسب و کار بسیار مهم است؟ در اینجا یک راه ساده برای مدل کردن و پاسخ به این سوال وجود دارد. هر چه فرهنگ قوی تر باشد، شرکت به فرآیندهای شرکتی کمتری نیاز دارد. وقتی فرهنگ قوی باشد، می توانید به همه اعتماد کنید که کار درست را انجام دهند. در این حالت کارکنان می توانند مستقل و خودمختار باشند. آنها می توانند کارآفرین باشند و اگر شرکتی داشته باشیم که روحیه کارآفرینی داشته باشد، می‌توانیم «سفر به ماه» دیگری را آغاز کنیم. آیا تا به حال متوجه شده اید که چگونه خانواده ها یا قبیله ها به فرآیند زیادی نیاز ندارند؟ به این دلیل که اعتماد و فرهنگ قوی وجود دارد که جایگزین هر فرآیندی می شود. در سازمان‌ها (یا حتی در جامعه‌ای) که فرهنگ ضعیف است، به قوانین و فرآیندهای سنگین و دقیق نیاز دارید.
همچنین توجه داشته باشید ما روزانه با مسائل مختلفی مواجه هستیم. روزهایی وجود دارد که فشار انتظار سرمایه‌گذاران برای رشد را روی خودمان احساس میکنیم. روزهای دیگر نیاز به رساندن محصول داریم. برخی دیگر با موضوع روابط دولت سروکار داریم. همه اینها بسیار مهم هستند. اما در مقایسه با فرهنگ، نسبتا کوتاه مدت هستند. این مشکلات می آیند و می روند. اما فرهنگ جاودانه است.

منبع: Don’t Fuck Up the Culture

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍94👌3👏1
۷ نشانه که هنوز آماده رهبری نیستید

۱. به جای اثرگذاری، برای کارایی بهینه سازی می‌کنید
پربازده بودن شما رو تبدیل به رهبر نمی‌کنه. شکل دادن به تصمیمات و الهام‌بخشی برای اقدامات کار رهبری است. اگر به جای هدایت تیم، صرفاً روی تکمیل کارها و وظایف تمرکز دارید، هنوز مانند یک فرد اجرایی فکر می‌کنید، نه یک رهبر.

۲. به نتایج فوری معتاد هستید
رهبری، یک بازی بلندمدت است. اگر انتظار دارید ایده‌هایتان بلافاصله تأیید شوند، یا وقتی رشد زمان می‌برد عصبانی‌ می‌شوید، یا از مسیرهای نامطمئن پرهیز می‌کنید، شما آمادگی صبر کردن به اندازه‌ای که رهبری نیاز دارد را ندارید.

۳. از سکوت فرار می‌کنید
رهبران عجله ندارند تا هر خلاء را با حرف یا عمل خودشون پر کنند. اگر سکوت کردن در جلسات شما را آزار می‌دهد یا احساس می‌کنید باید همواره ارزشمندی خود را ثابت کنید، شما از جایگاه ترس عمل می‌کنید، نه از جایگاه یک رهبر.

۴. فکر می‌کنید رهبری یعنی اعتماد به نفس
اعتماد به نفس پیامد رهبری است، نه پیش نیاز آن. اگر منتظرید تا حس «آمادگی» کنید و بعد اقدام کنید، همیشه در لحظات حساس تعلل خواهید کرد. رهبران حتی با وجود تردیدها، حرکت می‌کنند.

۵. روی مشکلات تمرکز دارید، نه الگوها
اگر فقط به رفع خرابی‌ها واکنش نشان می‌دهید و الگوهایی که باعث تکرار مشکلات می‌شوند را نمی‌بینید، در حال تدافعی عمل کردن هستید و نه رهبری کردن. رهبران فقط مشکلات را حل نمی‌کنند، بلکه سیستم‌ها را تغییر می‌دهند تا مشکلات تکرار نشوند.

۶. برای بازدهی به ساختار نیاز دارید
اگر عملکرد شما به برنامه‌ریزی بی‌نقص، دستورالعمل‌های شفاف یا انگیزه‌های بیرونی وابسته است، هنوز ذهنیت یک پیرو را دارید. رهبران از آشوب، نظم می‌سازند و منتظر نمی‌مانند تا همه چیز مرتب شود.

۷. رهبری را پاداش میدانید، نه مسئولیت
اگر رهبری را نماد جایگاه یا یک مرحله شغلی می‌بینید، به خودتان فکر می‌کنید، نه افرادی که قرار است هدایتشان کنید. رهبری یعنی خدمت، تحمل فشار، و گرفتن تصمیم‌های سخت در زمانی که هیچکس دیگری نیست.

پی‌نوشت: توجه داشته باشید این متن در مورد سبک‌های رهبری موثر نیست و فقط به برخی نشانه‌های عدم آمادگی برای رهبری پرداخته است. همانطور که مهدی کیانی هم در بازنشر متن اصلی ذکر است این موارد می‌تواند برایمان تلنگری باشد. بنابراین برای مطالعه در مورد شیوه رهبری موثر باید تحقیق بیشتری کرد.

منبع: لینکداین دکتر مهدی کیانی

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👏8👍1
1741049141830.pdf
7.2 MB
7 نشانه که هنوز آماده رهبری نیستید.

فایل اصلی متن بالا برای دوستانی که نیاز به فایل اصلی دارند

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
1🎃1
دایره‌المعارف گونه گفتن مسائل نقطه مقابل شفاف اندیشی است!

حتما برای شما هم اتفاق افتاده است که در جلسات شرکت یا فایلهای ارائه با یک رویکرد دایره المعارفی مواجه شوید. رویکرد دایره المعارفی در ظاهر نشان دهنده جامعیت، نگاه تفصیلی و ساختارمند است. اگر چه این ارائه‌ها در بیشتر موارد سودمند هستند، اما به عنوان یک ابزار برای انتقال مفاهیم، آن‌قدر که باید دقیق و مختصر نیستند.

به نظرم اغلب اوقات سخنان یا نوشته های دایره‌المعارف‌گونه نشان‌دهنده ابهام در موارد زیر هستند: 

۱. به صورت شفاف نمی‌دانند چه میخواند بگویند و ادعای دقیقی ندارند.
۲. به صورت شفاف از اصول زیربنایی و فرایند رسیدن به ادعایی که دارند، آگاه نیستند.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
5
در ایام سال نو و شب‌های پر برکت قدر آرزوی بهترین مقدرات الهی را برای تمامی دوستان عزیزم و همچنین خانواده و عزیزانتان دارم.

امید دارم با دعای خاصه حضرت امیرالمومنین عاقبت به خیری نصیبتان شود.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
14👍1
کتاب‌هایی که امسال خواندم و پیشنهاد می‌کنم

سلام دوستان! تعطیلات همیشه بهترین فرصت برای مطالعه یا حداقل شروع مطالعه است. امسال چند کتاب خواندم که به نظرم جذاب، مفید و خواندنی بودند و شاید ارزش معرفی به دیگران رو داشته باشند. بنابراین در اینجا این لیست رو منتشر می‌کنم و امیدوارم برای شما هم مفید باشه. پس اگر دنبال کتابی خوب برای این روزها هستید، این لیست رو از دست ندید!

1. اقتصاد روایی – رابرت جی شیلر
این کتاب به بررسی یک ایده محوری جذاب می‌پردازد و آن هم بررسی این موضوع است که چطور داستان‌هایی که مردم باور دارند، بر تصمیمات اقتصادی تأثیر می‌گذارند؟ شیلر که برنده نوبل نوبل اقتصاد هم هست نشان می‌دهد که چطور روایت‌های عمومی می‌توانند بازارها را بالا و پایین ببرند. اگر به روانشناسی اقتصادی و نقش داستان‌ها در شکل‌گیری روندهای مالی علاقه دارید، حتماً این کتاب را بخوانید. موضوعاتی مثل اثر رکود و رونق اقتصادی بر نظر مردم در مورد تجملات، نگاه مردم به رشد تکنولوژی و اثر آن بر وضعیت اقتصادی از جمله مباحث جذابی است که کتاب به آن‌ها پرداخته است.

2. هوش مصنوعی – Harvard Business Review
اگر می‌خواهید بدانید هوش مصنوعی چگونه دنیا را تغییر می‌دهد و چه تأثیری روی کسب‌وکارها و زندگی روزمره دارد، این کتاب حتما برای شما خواندنی خواهد بود. درک چیستی هوش مصنوعی، توانایی‌های هوش مصنوعی و محدودیت‌ها آن، بررسی تجربیات موفق شرکت‌هایی مثل فیسبوک، نحوه شروع مواجهه با هوش مصنوعی در شرکت‌ها و آینده نیروی انسانی در اثر توسعه هوش مصنوعی از جمله موارد جذاب مطرح شده در این مجموعه مقالات هست.

3. اقتصادهای نابهنجار – ریچارد دیویس
این کتاب درباره چالش‌های عجیب و غریب اقتصادهای امروز دنیا است؛ از نابرابری شدید درآمدی گرفته تا بحران‌های مالی غیرمنتظره. نویسنده سعی دارد با مثال‌های جذاب و واقعی از 9 وضعیت اقتصادی غیرعادی در دنیا برای ما تبیین کند که چطور اقتصادها در شرایط غیر عادی تاب‌آور هستند یا شکست میخورند. یکی از نکات جذاب کتاب ادعای آن در حوزه کالبد شکافی اقتصاد است. نویسنده این کتاب را تلاشی برای گذر از لایه ظاهری اقتصاد و رسیدن به کالبد و روح زیرین اقتصاد می‌داند. داستان کتاب از سفر به شهری سونامی‌زده در اندونزی، اردوگاه آوارگان سوری در اردن، و زندانی در لوئیزیانا شروع می‌شود و نشان می‌دهد که انسان‌ها چطور در مواجهه با بحران‌ها دوباره زندگی و کسب‌وکار خود را بازسازی می‌کنند.

4. ذهنیت موسس – کریس زوک
این کتاب درباره ویژگی‌های ذهنی کارآفرینان موفق و تفاوت آن‌ها با مدیران عادی است. بابه نظر نویسنده کتاب بخش عمده مشکل خود مدیران هستند و نیازی به بهانه تراشی برای مشکلات نیست!. برای حل مشکل کتاب به معرفی مفهومی به نام ذهنیت موسس پرداخته است که در برگیرنده سه بعد ماموریت شورشی، وسواس به خط مقدم و ذهنیت مالکانه داشتن است. پس اگر می‌خواهید بفهمید که چرا برخی کسب‌وکارها رشد می‌کنند و برخی دیگر از هم می‌پاشند و بتوانید وضعیت خودتان را در این معادله درک کنید این کتاب را توصیه می‌کنم.

5. مقیاس‌افزایی برق‌آسا- ریدهافمن
این کتاب به بررسی شرکت‌هایی می‌پردازد که در مدت کوتاهی تبدیل به شرکتهای میلیارد دلاری تبدیل شده‌اند. ریدهافمن با ارائه مفهوم Blitzscaling روشی را برای رشد نمایی ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد چه عواملی باعث موفقیت این استارتاپ‌ها شده است.

6. کاپوچینو در رام‌الله- سعاد امیری
این کتاب داستان زندگی مردم فلسطین را از نگاه یک نویسنده غربی روایت می‌کند. کتاب یک روایت با دیدگاه متفاوت از واقعیت‌های زندگی در سرزمین‌های اشغالی را بیان می‌کند که خواندنش می‌تواند نگاه شما را به این منطقه و موضوع فلسطین عوض کند.

7. نظام بازار – چارلز لیندبلوم
این کتاب درباره سازوکار بازار و نقش آن در سیاست و اقتصاد است. نویسنده با زبانی ساده توضیح می‌دهد که چرا نظام بازار به‌طور طبیعی شکل می‌گیرد و چگونه می‌تواند هم مزایا و هم چالش‌هایی داشته باشد. اگر علاقه دارید از مفهوم بازار عمیق‌تر سر در بیاورید و با تفاوت مفهوم بازار و نظام بازار آشنا شوید این کتاب می‌تواند برای شما جذاب باشد.

8. موهبت اختلاف – ایان لزلی
کتاب بر خلاف نگاه رایج تعارض را نه‌تنها برای ساختن جامعه‌ای پویا ضروری می‌داند بلکه هر نوع رابطۀ سالمی در گروِ آن تعریف می‌کند. نویسنده معتقد است نگاه یک سویه و انتظارات نا بجا باعث می‌شود تعارضات به سرعت رو به وخامت بروند. بنابراین این کتاب درباره چگونگی مدیریت اختلاف نظر و تبدیل آن به یک فرصت برای رشد و یادگیری است.

این لیست، برخی از کتاب‌هایی بود که امسال خواندم و به نظرم می‌تواند برای شما هم مفید باشد. اگر شما هم کتابی در این مدت خواندید که ارزش معرفی دارد، خوشحال می‌شوم با من به اشتراک بگذارید.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍101
چند سال قبل پست مشابهی رو در ویرگول منتشر کرده بودم با همین مضمون. شاید این کتاب‌ها هم خواندنشون خالی از لطف نباشه. این نکات در لیست امسال هم برقرار است:

- این کتاب ها حاصل نگاه بنده و سلیقه بنده هست و قطعا کتابهای بسیار زیادی وجود دارد که ارزش مطالعه داره ولی در این لیست نیستند(حتما در کامنت‌ها شما هم کتاب‌های مفید را معرفی کنید).
- این لیست نتیجه کتابهایی است که در سال قبل خوندم و لیستی از بهترین کتابها نیست.
- این لیست از بهترین به بدترین هم مرتب نشده و فقط چند کتاب در آن معرفی شده است.

https://vrgl.ir/YD56C
👌1
Forwarded from دغدغه نگار
روی چه مسائلی نباید کار کرد؟ (مسائلی که به دیگران وابسته‌اند، نه کاربر) - قسمت اول

یکی از مهم‌ترین نکاتی که مسیر موفقیت یک استارت‌آپ را شکل می‌دهد، انتخاب مسئله‌ی درست از کاربران است.
در مسیر استارت‌آپ یا توسعه‌ی محصول، برخی مسائل وجود دارند که در ظاهر جذاب، اما در عمل مانند دام‌هایی هستند که ورود به آن‌ها باعث توقف یا کندی رشد استارت‌آپ می‌شود. ورود به حل آن‌ها باعث توقف حرکت استارت آپ می‌شود. حل کردن آن‌ها نه‌تنها مفید نیست، حتی می‌تواند مشکلات بیشتری ایجاد کند. این مسائل ممکن است اشتباه تعریف شده باشند، فراتر از کنترل ما باشند، اصلاً نیازی به حل شدن نداشته باشند یا اساسا نباید حل بشوند.
برخی از این مسائل تنها نشانه‌ای (symptoms) از یک مشکل عمیق‌تر هستند، نه خود مشکل اصلی (root cause). در این حالت هم حل کردن آن‌ها نه‌تنها به بهبود کمکی نمی‌کند، بلکه باعث بروز مشکلی دیگر می شود که معادل اتلاف منابع است.

یک مسئله‌ی مناسب برای استارت‌آپ ویژگی‌های مشخصی دارد:

1️⃣ «خود کاربر» «همین امروز» آن را «می‌خواهد». یعنی نیاز به تغییر رفتار کاربر نیست و او از قبل با مسئله درگیر است. کاربر درگیر مسئله‌ای است که همین حالا به دنبال راه‌حلی برای آن است. و می‌تواند بفهمد مشکلش حل شده است. برای همین موضوعاتی مثل بیمه، صندوق سرمایه‌گذاری یا امنیت سایبری که نیاز به رفتار پیشگیرانه داره، اما اغلب کاربران تا دچار مشکل نشن، سراغ راه‌حل نمی‌رن.»
که در آینده نتیجه‌شان معلوم می‌شود، برای استارت آپ مناسب نیستند.

2️⃣ حل آن مستلزم تصمیم یا اقدام فرد دیگری نیست. یعنی کاربر می‌تواند خودش بدون وابستگی به دیگران از راه‌حل استفاده کند. برای همین مسئله افزایش فروش مناسب نیست. چون فروش همزمان به معنی خرید توسط یک نفر دیگر است.

3️⃣ استارت‌آپ می‌تواند آن را با کمک راه حل خود (مبتنی بر تکنولوژی) "حداقل ۱۰ برابر" سریع‌تر یا ارزان‌تر کند. یعنی راه‌حلی ارائه دهد که جهش قابل‌توجهی در سرعت یا هزینه داشته باشد. و این موضوع ربطی به عمل کاربر نداشته باشد. از این جهت است که معمولا آموزش مسئله‌ی مناسبی نیست.

4️⃣ باید بتوان روی نتیجه (outcome) قول داد. برای همین لازم است که مسئله واقعا حل شدنی باشد و حل آن هم برای کاربر فهم شود! به عنوان مثال اینکه به همه قول دهیم که آن‌ها را ثروتمند کنیم اساسا ممکن نیست. یا اینکه وعده دهیم از متوسط بهتر عمل کنید، امکان رشد و مقایس به اکثر جامعه را ندارد.

5️⃣ مسئله باید بلندمدت و تکرارشونده باشه. یعنی کاربر بارها و در طول زمان باهاش درگیر بشه. مسائلی که فقط تو یه مقطع کوتاه پیش میان، مناسب ساخت استارت‌آپ نیستن. چون کاربر بعد از یه‌بار استفاده دیگه کاری با محصول نداره و فراموشش می‌کنه.
مثلاً ساخت یه اپ برای مراقبت از نوزاد، چون فقط یکی دو سال کاربرد داره. یا ساخت یه بازی یا فیلم، که یه مدت ترند میشه و بعدش از مد می‌افته.
👍41
فکر کردن، شاید شگفت‌انگیزترین توانایی انسان باشد. شاید حتی شگفت‌انگیزترین کاری باشد که اصلاً می‌توان انجام داد.

پاول گراهام

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍61👌1
ذهنیت طراح محصول چیست و چرا نقشی کلیدی در خلق محصول ایفا می‌کند؟ 

پیچیده‌ترین چالش در طراحی محصول، درهمتنیدگیِ حل مسئله و فهم مسئله است. به بیان دیگر، شما نمی‌توانید راهکاری مؤثر خلق کنید بدون آنکه درکی عمیق از ریشه مشکل داشته باشید. اما این درک عمیق، خود محصولِ تفسیر طراح از پدیده‌ها است؛ تفسیری که به‌شدت تحت تأثیر مدل‌های ذهنی (Mental Models) و جهان‌بینی اوست. 

منشأ تفاوت ذهنیت طراحان محصول چیست؟ 

همانطور که در بالا ذکر شد تمام تصمیمات یک طراح محصول وابسته به تفسیر شخصی او از پدیده یا مشکلی است که در حال بررسی آن است. تفسیر طراح در فرایند طراحی معمولا در دو سطح خود را نشان می‌دهد که چارچوب ذهنی طراح (نحوه تحلیل و معناسازی او از پدیده‌ها) و غایت طراحی (چه تغییری می‌خواهد در جهان ایجاد کند؟) او هستند. اما نکته مهم این است که دو سطح خود متاثر از پنج عامل کلیدی هستند:

- تجربه‌های زیسته  یا چیزهایی که طراح در زندگی و کار خود دیده است یا فرا گرفته است (شکست‌ها، موفقیت‌ها، و درس‌های حرفه‌ای/شخصی) 
- زمینه اجتماعی-اقتصادی یا محیطی که در آن رشده کرده است یا هم اکنون در آن کار می‌کند (فرهنگ سازمانی، محدودیت‌ها یا فرصت‌های محیطی) 
- نیازها و آرزوهای شخصی  یا آنچه دوست دارد به دست بیاورد و یا تغییری که دوست دارد ایجاد کند (الگوهای ناخودآگاه فکری، آرزوها، کمبودها) 
- چارچوب‌های تحلیلی یا نحوه تفکر و تحلیل مسائل (روش‌های حل مسئله که از تحصیلات یا آموزش‌ها کسب شده) 
- نظام ارزشی  یا نگاه طراح به انسان و جامعه (باورها به نقش فناوری، مسئولیت اجتماعی، و تعریف «اثربخشی») 

در نتیجه هر محصول آینه‌ای از ذهنیت طراحش است. حتی انتخاب «مسئله‌ای که ارزش حل کردن دارد» نیز بازتابی از جهت‌گیری‌های اوست. به همین دلیل اگر علاقه مند به تبدیل شدن به یک طراح محصول یا استارتاپ هستید صرفا ارتقای مهارت‌های فنی کمک چندانی به شما نخواهد کرد. برای خلق راهکارهای تحول‌آفرین، باید پیش از هر چیز ذهنیت خود را بازآفرینی کنید. باید فهمتان از مشکل، راهکارها، اقدامات قابل انجام و خود فرایند تغییر را ارتقا دهید تا بتوانید در نهایت تغییری موثری در ارتباط با موضوع ایجاد نمایید. برای این کار باید:

- مدل‌های ذهنی‌تان را شناسایی و محدودیت‌های آن را تحلیل نمایید. 
- سوگیری‌های شناختی را نه به عنوان دشمن، بلکه به عنوان داده‌ای برای خودشناسی بپذیرید. 
- نظام ارزشی خود را با پرسش‌هایی مانند «چه تغییری می‌خواهم در رفتار کاربر ایجاد کنم؟» یا «آسیب‌های غیرمستقیم این طراحی چیست؟» مرتباً بازنگری کنید.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍21👌1
این مقاله ریدهافمن به نظرم از جمله مقالات پایه برای کسانی هست که میخوان وارد فضای استارتاپی بشن.

تو کانال قبلا یک مطلب بر اساس بخش کوتاهی از این مقاله نوشته بودیم که میتونید از اینجا بخونیدش. ولی مقاله اصلی رو پولی کرده بودن و متاسفانه در دسترس نبود.
ممنون از مهدی عزیز که زحمت ترجمه و بازنشر رو برای اکوسیستم ایران کشید🙏
2👍2
Forwarded from دغدغه نگار
🎯 هنر رشد بی‌رحمانه | Blitzscaling

مدتی پیش دکتر خلیلی نویسنده ی کانال @Tavaroghstd بهم این مقاله را معرفی کرد. مقاله ای که Reid Hoffman (هم‌بنیان‌گذار لینکدین) نوشته و ۷ قاعده ی بر خلاف شهود را برای رشد خیلی سریع توضیح داده. رشدی که با مفهومی که خودش ابداع کرده - Blitzscaling - توضیحش می‌ده. مفهوم این واژه تقریبا میشه رشد خیلی سریع، بی‌ثبات، دردناک و در عین حال ضروری.

متاسفانه این مقاله پشت paywall سایت مدیوم رفته بود و دیگه در دسترس نبود. برا همین کل مقاله رو یک‌جا جمع‌آوری کردم و با کمک هوش مصنوعی، ترجمه‌ای کاربردی و روون هم کنارش گذاشتم.

📎 توی این مقاله، هافمن به قواعد نانوشته‌ی بلیتزاسکیلینگ اشاره می‌کنه:

- چطور با آشوب کنار بیایم، نه فرار کنیم
- چرا باید با یک محصول «ناقص اما واقعی» لانچ کرد
- اینکه چرا لازمه، «کارهای غیرقابل مقیاس» انجام بدیم
- کی باید مشتری‌ها رو نادیده گرفت!

📚 نسخه‌ی کامل مقاله و ترجمه‌اش رو اینجا گذاشتم:

https://telegra.ph/7-Counterintuitive-Rules-for-Growing-Your-Business-Super-Fast-03-31
👍3🔥21
ترامپ عملا یه چرخش عمیقی در سیاستهای تجاری آمریکا تعریف کرده. از نظام تعرفه صفر به سمت تعرفه گذاری بالا. به نظرم فرضش اینه که همه دنیا رو می‌تونه تحت سلطه خودش بیاره و امپراطوری آمریکایی بسازه بیش از پیش. اگر کسی از دوستان تحلیل دقیقتر یا مقاله مرتبط داره ممنون میشم بفرسته
Forwarded from سهمتو | Sahmeto
🚨🚨 تعرفه بازی ترامپ‼️

ترامپ بر واردات کشورهای مختلف تعرفه اعمال کرد:

چین : 34 درصد
هند : 26 درصد
اتحادیه اروپا :  20 درصد
بریتانیا: 10 درصد
اسرائیل: 17 درصد
ویتنام :  46 درصد
ژاپن :  24 درصد
تایوان : 32 درصد

سوییس: 31 درصد
کامبوج: 49 درصد
آفریقای جنوبی: 30 درصد


#اخبار

@Sahmetocom
👍4🤔1
📌 راه فرار از پیوالِ (Paywall) سایت مدیوم رو پیدا بلدی؟

مدیوم رو شاید بشه به اقیانوس بی پایان ایده‌ها و مقالات تشبیه کرد. اما مشکل اصلیش اینه که خیلی اوقات وقتی به مقاله جذابی بر میخوریم، پیوال جلومون رو میگیره و مانع خوندنش میشه. سایت Freedium مشکل رو حل کرده و میتونید مقالات پولی مدیوم رو رایگان بخونید.

کار با سایت هم خیلی ساده هست. فقط کافیه آدرس صفحه رو تو سایت Freedium کپی کنید و همونجا مقاله رو بدون محدودیت پیوال بخونید.

آدرس سایت: https://freedium.cfd

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍4👎3👏1🙏1
Forwarded from دغدغه نگار
روی چه مسائلی نباید کار کرد؟ - بخش دوم - بررسی چند مثال

🎯 کاهش زمان آموزش
یکی از دام‌هایی که خیلی از تیم‌های کارآفرین گرفتارش می‌شن، تلاش برای کاهش زمان آموزشه. در نگاه اول، این به‌نظر یه مسئله‌ی منطقی و مهم میاد؛ اما سؤال اصلی اینه: آموزش، مسئله‌ی چه کسیه؟

وقتی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم که آموزش مسئله‌ی معلمه، نه شاگرد. یعنی اگه قراره آموزش بهتر یا سریع‌تر بشه، در واقع داریم به معلم کمک می‌کنیم که بهتر آموزش بده. در مقابل، اگه می‌خوایم به شاگرد کمک کنیم، باید دنبال راه‌حل‌هایی برای «یادگیری» بهتر باشیم، نه آموزش سریع‌تر. این تفاوت ساده ولی مهم، اغلب نادیده گرفته می‌شه

در بسیاری از موارد، آدم‌ها دنبال آموزش نمی‌رن چون خودشون علاقه‌مند هستن، بلکه چون مجبورن. مدرسه، اداره، کارفرما یا ساختارهای اجتماعی، آموزش رو به اون‌ها تحمیل می‌کنن. برای همین، آموزش تو ذهن خیلی‌ها مساوی شده با «مدرک گرفتن» نه «یادگیری واقعی» و سیستم آموزشی هم به‌مرور تبدیل شده به جای تبادل پول و مدرک. و وقتی یادگیری واقعی هدف نباشه، معلومه که آموزش‌دهنده هم انگیزه‌ای برای ارائه‌ی محتوای مفید نداره. برای مثال، حتی در دانشگاه‌های معتبر آمریکا، تو رشته‌ای مثل مهندسی نرم‌افزار، ۷۵٪ دوره‌ها با نیازهای واقعی بازار کار فاصله دارن.

در هر حال بعضی افراد واقعاً دنبال یادگیری هستن؛ مثلاً کسی که می‌خواد برنامه‌نویسی، اکسل یا فوتوشاپ یاد بگیره. اما حتی در این حالت هم باید کمی عمیق‌تر نگاه کنیم: آیا واقعاً می‌خواد مهارت رو یاد بگیره؟ یا فقط می‌خواد یه خروجی مشخص تولید کنه؟ مثلاً:
- یه فروشگاه آنلاین راه بندازه
- گزارش کاری درست کنه
- عکس‌ش رو برای اینستاگرام ادیت کنه
در واقع اونچه کاربر واقعاً می‌خواد، «انجام دادن یک کار»ه، نه الزاماً «یاد گرفتن یک مهارت». پس اگر ما بتونیم راه‌حلی بدیم که اون کار بدون نیاز به یادگیری (یا با یادگیری خیلی کمتر) انجام بشه، یه ارزش بزرگ خلق کردیم.

📌 مثال‌های خوب از این نگاه
- وردپرس ساخت سایت رو برای کسانی که بلد نبودن کدنویسی، ممکن کرد
- شاپیفای یا سازیتو، راه‌اندازی فروشگاه آنلاین رو برای آدم‌های غیرتکنیکال ساده کردن
- اینستاگرام با چند فیلتر آماده، نیاز به فوتوشاپ و مهارت‌های ادیت حرفه‌ای عکس رو از بین برد

اینا استارت‌آپ‌هایی هستن که به‌جای این‌که مسیر آموزش رو سریع‌تر کنن، کاری کردن که اصلاً نیازی به اون مسیر نباشه. و همین کار یکی از دلایل اصلی رشد سریع و استقبال گسترده از اون‌ها شد.
👍51