تورق – Telegram
تورق
608 subscribers
61 photos
8 videos
7 files
159 links
خرده نظراتی در باب استارتاپ، کسب و کار و اقتصاد دیجیتال

ارتباط با من:
@ahmadkhalily
Download Telegram
در ایام سال نو و شب‌های پر برکت قدر آرزوی بهترین مقدرات الهی را برای تمامی دوستان عزیزم و همچنین خانواده و عزیزانتان دارم.

امید دارم با دعای خاصه حضرت امیرالمومنین عاقبت به خیری نصیبتان شود.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
14👍1
کتاب‌هایی که امسال خواندم و پیشنهاد می‌کنم

سلام دوستان! تعطیلات همیشه بهترین فرصت برای مطالعه یا حداقل شروع مطالعه است. امسال چند کتاب خواندم که به نظرم جذاب، مفید و خواندنی بودند و شاید ارزش معرفی به دیگران رو داشته باشند. بنابراین در اینجا این لیست رو منتشر می‌کنم و امیدوارم برای شما هم مفید باشه. پس اگر دنبال کتابی خوب برای این روزها هستید، این لیست رو از دست ندید!

1. اقتصاد روایی – رابرت جی شیلر
این کتاب به بررسی یک ایده محوری جذاب می‌پردازد و آن هم بررسی این موضوع است که چطور داستان‌هایی که مردم باور دارند، بر تصمیمات اقتصادی تأثیر می‌گذارند؟ شیلر که برنده نوبل نوبل اقتصاد هم هست نشان می‌دهد که چطور روایت‌های عمومی می‌توانند بازارها را بالا و پایین ببرند. اگر به روانشناسی اقتصادی و نقش داستان‌ها در شکل‌گیری روندهای مالی علاقه دارید، حتماً این کتاب را بخوانید. موضوعاتی مثل اثر رکود و رونق اقتصادی بر نظر مردم در مورد تجملات، نگاه مردم به رشد تکنولوژی و اثر آن بر وضعیت اقتصادی از جمله مباحث جذابی است که کتاب به آن‌ها پرداخته است.

2. هوش مصنوعی – Harvard Business Review
اگر می‌خواهید بدانید هوش مصنوعی چگونه دنیا را تغییر می‌دهد و چه تأثیری روی کسب‌وکارها و زندگی روزمره دارد، این کتاب حتما برای شما خواندنی خواهد بود. درک چیستی هوش مصنوعی، توانایی‌های هوش مصنوعی و محدودیت‌ها آن، بررسی تجربیات موفق شرکت‌هایی مثل فیسبوک، نحوه شروع مواجهه با هوش مصنوعی در شرکت‌ها و آینده نیروی انسانی در اثر توسعه هوش مصنوعی از جمله موارد جذاب مطرح شده در این مجموعه مقالات هست.

3. اقتصادهای نابهنجار – ریچارد دیویس
این کتاب درباره چالش‌های عجیب و غریب اقتصادهای امروز دنیا است؛ از نابرابری شدید درآمدی گرفته تا بحران‌های مالی غیرمنتظره. نویسنده سعی دارد با مثال‌های جذاب و واقعی از 9 وضعیت اقتصادی غیرعادی در دنیا برای ما تبیین کند که چطور اقتصادها در شرایط غیر عادی تاب‌آور هستند یا شکست میخورند. یکی از نکات جذاب کتاب ادعای آن در حوزه کالبد شکافی اقتصاد است. نویسنده این کتاب را تلاشی برای گذر از لایه ظاهری اقتصاد و رسیدن به کالبد و روح زیرین اقتصاد می‌داند. داستان کتاب از سفر به شهری سونامی‌زده در اندونزی، اردوگاه آوارگان سوری در اردن، و زندانی در لوئیزیانا شروع می‌شود و نشان می‌دهد که انسان‌ها چطور در مواجهه با بحران‌ها دوباره زندگی و کسب‌وکار خود را بازسازی می‌کنند.

4. ذهنیت موسس – کریس زوک
این کتاب درباره ویژگی‌های ذهنی کارآفرینان موفق و تفاوت آن‌ها با مدیران عادی است. بابه نظر نویسنده کتاب بخش عمده مشکل خود مدیران هستند و نیازی به بهانه تراشی برای مشکلات نیست!. برای حل مشکل کتاب به معرفی مفهومی به نام ذهنیت موسس پرداخته است که در برگیرنده سه بعد ماموریت شورشی، وسواس به خط مقدم و ذهنیت مالکانه داشتن است. پس اگر می‌خواهید بفهمید که چرا برخی کسب‌وکارها رشد می‌کنند و برخی دیگر از هم می‌پاشند و بتوانید وضعیت خودتان را در این معادله درک کنید این کتاب را توصیه می‌کنم.

5. مقیاس‌افزایی برق‌آسا- ریدهافمن
این کتاب به بررسی شرکت‌هایی می‌پردازد که در مدت کوتاهی تبدیل به شرکتهای میلیارد دلاری تبدیل شده‌اند. ریدهافمن با ارائه مفهوم Blitzscaling روشی را برای رشد نمایی ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد چه عواملی باعث موفقیت این استارتاپ‌ها شده است.

6. کاپوچینو در رام‌الله- سعاد امیری
این کتاب داستان زندگی مردم فلسطین را از نگاه یک نویسنده غربی روایت می‌کند. کتاب یک روایت با دیدگاه متفاوت از واقعیت‌های زندگی در سرزمین‌های اشغالی را بیان می‌کند که خواندنش می‌تواند نگاه شما را به این منطقه و موضوع فلسطین عوض کند.

7. نظام بازار – چارلز لیندبلوم
این کتاب درباره سازوکار بازار و نقش آن در سیاست و اقتصاد است. نویسنده با زبانی ساده توضیح می‌دهد که چرا نظام بازار به‌طور طبیعی شکل می‌گیرد و چگونه می‌تواند هم مزایا و هم چالش‌هایی داشته باشد. اگر علاقه دارید از مفهوم بازار عمیق‌تر سر در بیاورید و با تفاوت مفهوم بازار و نظام بازار آشنا شوید این کتاب می‌تواند برای شما جذاب باشد.

8. موهبت اختلاف – ایان لزلی
کتاب بر خلاف نگاه رایج تعارض را نه‌تنها برای ساختن جامعه‌ای پویا ضروری می‌داند بلکه هر نوع رابطۀ سالمی در گروِ آن تعریف می‌کند. نویسنده معتقد است نگاه یک سویه و انتظارات نا بجا باعث می‌شود تعارضات به سرعت رو به وخامت بروند. بنابراین این کتاب درباره چگونگی مدیریت اختلاف نظر و تبدیل آن به یک فرصت برای رشد و یادگیری است.

این لیست، برخی از کتاب‌هایی بود که امسال خواندم و به نظرم می‌تواند برای شما هم مفید باشد. اگر شما هم کتابی در این مدت خواندید که ارزش معرفی دارد، خوشحال می‌شوم با من به اشتراک بگذارید.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍101
چند سال قبل پست مشابهی رو در ویرگول منتشر کرده بودم با همین مضمون. شاید این کتاب‌ها هم خواندنشون خالی از لطف نباشه. این نکات در لیست امسال هم برقرار است:

- این کتاب ها حاصل نگاه بنده و سلیقه بنده هست و قطعا کتابهای بسیار زیادی وجود دارد که ارزش مطالعه داره ولی در این لیست نیستند(حتما در کامنت‌ها شما هم کتاب‌های مفید را معرفی کنید).
- این لیست نتیجه کتابهایی است که در سال قبل خوندم و لیستی از بهترین کتابها نیست.
- این لیست از بهترین به بدترین هم مرتب نشده و فقط چند کتاب در آن معرفی شده است.

https://vrgl.ir/YD56C
👌1
Forwarded from دغدغه نگار
روی چه مسائلی نباید کار کرد؟ (مسائلی که به دیگران وابسته‌اند، نه کاربر) - قسمت اول

یکی از مهم‌ترین نکاتی که مسیر موفقیت یک استارت‌آپ را شکل می‌دهد، انتخاب مسئله‌ی درست از کاربران است.
در مسیر استارت‌آپ یا توسعه‌ی محصول، برخی مسائل وجود دارند که در ظاهر جذاب، اما در عمل مانند دام‌هایی هستند که ورود به آن‌ها باعث توقف یا کندی رشد استارت‌آپ می‌شود. ورود به حل آن‌ها باعث توقف حرکت استارت آپ می‌شود. حل کردن آن‌ها نه‌تنها مفید نیست، حتی می‌تواند مشکلات بیشتری ایجاد کند. این مسائل ممکن است اشتباه تعریف شده باشند، فراتر از کنترل ما باشند، اصلاً نیازی به حل شدن نداشته باشند یا اساسا نباید حل بشوند.
برخی از این مسائل تنها نشانه‌ای (symptoms) از یک مشکل عمیق‌تر هستند، نه خود مشکل اصلی (root cause). در این حالت هم حل کردن آن‌ها نه‌تنها به بهبود کمکی نمی‌کند، بلکه باعث بروز مشکلی دیگر می شود که معادل اتلاف منابع است.

یک مسئله‌ی مناسب برای استارت‌آپ ویژگی‌های مشخصی دارد:

1️⃣ «خود کاربر» «همین امروز» آن را «می‌خواهد». یعنی نیاز به تغییر رفتار کاربر نیست و او از قبل با مسئله درگیر است. کاربر درگیر مسئله‌ای است که همین حالا به دنبال راه‌حلی برای آن است. و می‌تواند بفهمد مشکلش حل شده است. برای همین موضوعاتی مثل بیمه، صندوق سرمایه‌گذاری یا امنیت سایبری که نیاز به رفتار پیشگیرانه داره، اما اغلب کاربران تا دچار مشکل نشن، سراغ راه‌حل نمی‌رن.»
که در آینده نتیجه‌شان معلوم می‌شود، برای استارت آپ مناسب نیستند.

2️⃣ حل آن مستلزم تصمیم یا اقدام فرد دیگری نیست. یعنی کاربر می‌تواند خودش بدون وابستگی به دیگران از راه‌حل استفاده کند. برای همین مسئله افزایش فروش مناسب نیست. چون فروش همزمان به معنی خرید توسط یک نفر دیگر است.

3️⃣ استارت‌آپ می‌تواند آن را با کمک راه حل خود (مبتنی بر تکنولوژی) "حداقل ۱۰ برابر" سریع‌تر یا ارزان‌تر کند. یعنی راه‌حلی ارائه دهد که جهش قابل‌توجهی در سرعت یا هزینه داشته باشد. و این موضوع ربطی به عمل کاربر نداشته باشد. از این جهت است که معمولا آموزش مسئله‌ی مناسبی نیست.

4️⃣ باید بتوان روی نتیجه (outcome) قول داد. برای همین لازم است که مسئله واقعا حل شدنی باشد و حل آن هم برای کاربر فهم شود! به عنوان مثال اینکه به همه قول دهیم که آن‌ها را ثروتمند کنیم اساسا ممکن نیست. یا اینکه وعده دهیم از متوسط بهتر عمل کنید، امکان رشد و مقایس به اکثر جامعه را ندارد.

5️⃣ مسئله باید بلندمدت و تکرارشونده باشه. یعنی کاربر بارها و در طول زمان باهاش درگیر بشه. مسائلی که فقط تو یه مقطع کوتاه پیش میان، مناسب ساخت استارت‌آپ نیستن. چون کاربر بعد از یه‌بار استفاده دیگه کاری با محصول نداره و فراموشش می‌کنه.
مثلاً ساخت یه اپ برای مراقبت از نوزاد، چون فقط یکی دو سال کاربرد داره. یا ساخت یه بازی یا فیلم، که یه مدت ترند میشه و بعدش از مد می‌افته.
👍41
فکر کردن، شاید شگفت‌انگیزترین توانایی انسان باشد. شاید حتی شگفت‌انگیزترین کاری باشد که اصلاً می‌توان انجام داد.

پاول گراهام

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍61👌1
ذهنیت طراح محصول چیست و چرا نقشی کلیدی در خلق محصول ایفا می‌کند؟ 

پیچیده‌ترین چالش در طراحی محصول، درهمتنیدگیِ حل مسئله و فهم مسئله است. به بیان دیگر، شما نمی‌توانید راهکاری مؤثر خلق کنید بدون آنکه درکی عمیق از ریشه مشکل داشته باشید. اما این درک عمیق، خود محصولِ تفسیر طراح از پدیده‌ها است؛ تفسیری که به‌شدت تحت تأثیر مدل‌های ذهنی (Mental Models) و جهان‌بینی اوست. 

منشأ تفاوت ذهنیت طراحان محصول چیست؟ 

همانطور که در بالا ذکر شد تمام تصمیمات یک طراح محصول وابسته به تفسیر شخصی او از پدیده یا مشکلی است که در حال بررسی آن است. تفسیر طراح در فرایند طراحی معمولا در دو سطح خود را نشان می‌دهد که چارچوب ذهنی طراح (نحوه تحلیل و معناسازی او از پدیده‌ها) و غایت طراحی (چه تغییری می‌خواهد در جهان ایجاد کند؟) او هستند. اما نکته مهم این است که دو سطح خود متاثر از پنج عامل کلیدی هستند:

- تجربه‌های زیسته  یا چیزهایی که طراح در زندگی و کار خود دیده است یا فرا گرفته است (شکست‌ها، موفقیت‌ها، و درس‌های حرفه‌ای/شخصی) 
- زمینه اجتماعی-اقتصادی یا محیطی که در آن رشده کرده است یا هم اکنون در آن کار می‌کند (فرهنگ سازمانی، محدودیت‌ها یا فرصت‌های محیطی) 
- نیازها و آرزوهای شخصی  یا آنچه دوست دارد به دست بیاورد و یا تغییری که دوست دارد ایجاد کند (الگوهای ناخودآگاه فکری، آرزوها، کمبودها) 
- چارچوب‌های تحلیلی یا نحوه تفکر و تحلیل مسائل (روش‌های حل مسئله که از تحصیلات یا آموزش‌ها کسب شده) 
- نظام ارزشی  یا نگاه طراح به انسان و جامعه (باورها به نقش فناوری، مسئولیت اجتماعی، و تعریف «اثربخشی») 

در نتیجه هر محصول آینه‌ای از ذهنیت طراحش است. حتی انتخاب «مسئله‌ای که ارزش حل کردن دارد» نیز بازتابی از جهت‌گیری‌های اوست. به همین دلیل اگر علاقه مند به تبدیل شدن به یک طراح محصول یا استارتاپ هستید صرفا ارتقای مهارت‌های فنی کمک چندانی به شما نخواهد کرد. برای خلق راهکارهای تحول‌آفرین، باید پیش از هر چیز ذهنیت خود را بازآفرینی کنید. باید فهمتان از مشکل، راهکارها، اقدامات قابل انجام و خود فرایند تغییر را ارتقا دهید تا بتوانید در نهایت تغییری موثری در ارتباط با موضوع ایجاد نمایید. برای این کار باید:

- مدل‌های ذهنی‌تان را شناسایی و محدودیت‌های آن را تحلیل نمایید. 
- سوگیری‌های شناختی را نه به عنوان دشمن، بلکه به عنوان داده‌ای برای خودشناسی بپذیرید. 
- نظام ارزشی خود را با پرسش‌هایی مانند «چه تغییری می‌خواهم در رفتار کاربر ایجاد کنم؟» یا «آسیب‌های غیرمستقیم این طراحی چیست؟» مرتباً بازنگری کنید.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍21👌1
این مقاله ریدهافمن به نظرم از جمله مقالات پایه برای کسانی هست که میخوان وارد فضای استارتاپی بشن.

تو کانال قبلا یک مطلب بر اساس بخش کوتاهی از این مقاله نوشته بودیم که میتونید از اینجا بخونیدش. ولی مقاله اصلی رو پولی کرده بودن و متاسفانه در دسترس نبود.
ممنون از مهدی عزیز که زحمت ترجمه و بازنشر رو برای اکوسیستم ایران کشید🙏
2👍2
Forwarded from دغدغه نگار
🎯 هنر رشد بی‌رحمانه | Blitzscaling

مدتی پیش دکتر خلیلی نویسنده ی کانال @Tavaroghstd بهم این مقاله را معرفی کرد. مقاله ای که Reid Hoffman (هم‌بنیان‌گذار لینکدین) نوشته و ۷ قاعده ی بر خلاف شهود را برای رشد خیلی سریع توضیح داده. رشدی که با مفهومی که خودش ابداع کرده - Blitzscaling - توضیحش می‌ده. مفهوم این واژه تقریبا میشه رشد خیلی سریع، بی‌ثبات، دردناک و در عین حال ضروری.

متاسفانه این مقاله پشت paywall سایت مدیوم رفته بود و دیگه در دسترس نبود. برا همین کل مقاله رو یک‌جا جمع‌آوری کردم و با کمک هوش مصنوعی، ترجمه‌ای کاربردی و روون هم کنارش گذاشتم.

📎 توی این مقاله، هافمن به قواعد نانوشته‌ی بلیتزاسکیلینگ اشاره می‌کنه:

- چطور با آشوب کنار بیایم، نه فرار کنیم
- چرا باید با یک محصول «ناقص اما واقعی» لانچ کرد
- اینکه چرا لازمه، «کارهای غیرقابل مقیاس» انجام بدیم
- کی باید مشتری‌ها رو نادیده گرفت!

📚 نسخه‌ی کامل مقاله و ترجمه‌اش رو اینجا گذاشتم:

https://telegra.ph/7-Counterintuitive-Rules-for-Growing-Your-Business-Super-Fast-03-31
👍3🔥21
ترامپ عملا یه چرخش عمیقی در سیاستهای تجاری آمریکا تعریف کرده. از نظام تعرفه صفر به سمت تعرفه گذاری بالا. به نظرم فرضش اینه که همه دنیا رو می‌تونه تحت سلطه خودش بیاره و امپراطوری آمریکایی بسازه بیش از پیش. اگر کسی از دوستان تحلیل دقیقتر یا مقاله مرتبط داره ممنون میشم بفرسته
Forwarded from سهمتو | Sahmeto
🚨🚨 تعرفه بازی ترامپ‼️

ترامپ بر واردات کشورهای مختلف تعرفه اعمال کرد:

چین : 34 درصد
هند : 26 درصد
اتحادیه اروپا :  20 درصد
بریتانیا: 10 درصد
اسرائیل: 17 درصد
ویتنام :  46 درصد
ژاپن :  24 درصد
تایوان : 32 درصد

سوییس: 31 درصد
کامبوج: 49 درصد
آفریقای جنوبی: 30 درصد


#اخبار

@Sahmetocom
👍4🤔1
📌 راه فرار از پیوالِ (Paywall) سایت مدیوم رو پیدا بلدی؟

مدیوم رو شاید بشه به اقیانوس بی پایان ایده‌ها و مقالات تشبیه کرد. اما مشکل اصلیش اینه که خیلی اوقات وقتی به مقاله جذابی بر میخوریم، پیوال جلومون رو میگیره و مانع خوندنش میشه. سایت Freedium مشکل رو حل کرده و میتونید مقالات پولی مدیوم رو رایگان بخونید.

کار با سایت هم خیلی ساده هست. فقط کافیه آدرس صفحه رو تو سایت Freedium کپی کنید و همونجا مقاله رو بدون محدودیت پیوال بخونید.

آدرس سایت: https://freedium.cfd

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍4👎3👏1🙏1
Forwarded from دغدغه نگار
روی چه مسائلی نباید کار کرد؟ - بخش دوم - بررسی چند مثال

🎯 کاهش زمان آموزش
یکی از دام‌هایی که خیلی از تیم‌های کارآفرین گرفتارش می‌شن، تلاش برای کاهش زمان آموزشه. در نگاه اول، این به‌نظر یه مسئله‌ی منطقی و مهم میاد؛ اما سؤال اصلی اینه: آموزش، مسئله‌ی چه کسیه؟

وقتی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم که آموزش مسئله‌ی معلمه، نه شاگرد. یعنی اگه قراره آموزش بهتر یا سریع‌تر بشه، در واقع داریم به معلم کمک می‌کنیم که بهتر آموزش بده. در مقابل، اگه می‌خوایم به شاگرد کمک کنیم، باید دنبال راه‌حل‌هایی برای «یادگیری» بهتر باشیم، نه آموزش سریع‌تر. این تفاوت ساده ولی مهم، اغلب نادیده گرفته می‌شه

در بسیاری از موارد، آدم‌ها دنبال آموزش نمی‌رن چون خودشون علاقه‌مند هستن، بلکه چون مجبورن. مدرسه، اداره، کارفرما یا ساختارهای اجتماعی، آموزش رو به اون‌ها تحمیل می‌کنن. برای همین، آموزش تو ذهن خیلی‌ها مساوی شده با «مدرک گرفتن» نه «یادگیری واقعی» و سیستم آموزشی هم به‌مرور تبدیل شده به جای تبادل پول و مدرک. و وقتی یادگیری واقعی هدف نباشه، معلومه که آموزش‌دهنده هم انگیزه‌ای برای ارائه‌ی محتوای مفید نداره. برای مثال، حتی در دانشگاه‌های معتبر آمریکا، تو رشته‌ای مثل مهندسی نرم‌افزار، ۷۵٪ دوره‌ها با نیازهای واقعی بازار کار فاصله دارن.

در هر حال بعضی افراد واقعاً دنبال یادگیری هستن؛ مثلاً کسی که می‌خواد برنامه‌نویسی، اکسل یا فوتوشاپ یاد بگیره. اما حتی در این حالت هم باید کمی عمیق‌تر نگاه کنیم: آیا واقعاً می‌خواد مهارت رو یاد بگیره؟ یا فقط می‌خواد یه خروجی مشخص تولید کنه؟ مثلاً:
- یه فروشگاه آنلاین راه بندازه
- گزارش کاری درست کنه
- عکس‌ش رو برای اینستاگرام ادیت کنه
در واقع اونچه کاربر واقعاً می‌خواد، «انجام دادن یک کار»ه، نه الزاماً «یاد گرفتن یک مهارت». پس اگر ما بتونیم راه‌حلی بدیم که اون کار بدون نیاز به یادگیری (یا با یادگیری خیلی کمتر) انجام بشه، یه ارزش بزرگ خلق کردیم.

📌 مثال‌های خوب از این نگاه
- وردپرس ساخت سایت رو برای کسانی که بلد نبودن کدنویسی، ممکن کرد
- شاپیفای یا سازیتو، راه‌اندازی فروشگاه آنلاین رو برای آدم‌های غیرتکنیکال ساده کردن
- اینستاگرام با چند فیلتر آماده، نیاز به فوتوشاپ و مهارت‌های ادیت حرفه‌ای عکس رو از بین برد

اینا استارت‌آپ‌هایی هستن که به‌جای این‌که مسیر آموزش رو سریع‌تر کنن، کاری کردن که اصلاً نیازی به اون مسیر نباشه. و همین کار یکی از دلایل اصلی رشد سریع و استقبال گسترده از اون‌ها شد.
👍51
شروع استارتاپ در زمانه ی نااطمینانی: ملاک تصمیم‌گیری چیست؟

پاول گراهام اخیرا یک رشتو در پاسخ به این سوال منتشر کرده است. «اخیراً از من پرسیده شد که با وجود تمام عدم اطمینان های موجود در جهان، آیا الان زمان مناسبی برای راه اندازی استارتاپ است؟» به گفته او پاسخ بله است. پل گراهام سه دلیل را برای این پاسخ بیان کرده است که عبارتند از:

۱. عامل اصلی تعیین کننده ی موفقیت یک استارتاپ، توانایی بنیانگذاران در خلق یک محصول عالی است، نه شرایط سیاسی یا اقتصادی حاکم.

۲. عوامل کلان اقتصادی ممکن است ارزش یک استارتاپ را ۲ تا ۳ برابر تغییر دهند. حتی تأثیر ۵ برابری هم بسیار بزرگ محسوب می‌شود. اما ساخت محصول مناسب به راحتی می‌تواند تفاوتی ۱۰۰۰ برابری ایجاد کند.

۳. استارتاپها در دوران آشوب و بی ثباتی، سرمایه‌گذاری های نسبتاً ایمنی محسوب می‌شوند. در سرمایه‌گذاری روی استارتاپها، شما اساساً روی این شرط می‌بندید که آیا بنیانگذاران لری پیج و سرگی برین بعدی هستند یا نه – موضوعی که تقریباً کاملاً مستقل از شرایط بیرونی است.

پی‌نوشت: پل گراهام پیشتر نیز مقاله مشابهی در این موضوع منتشر کرده است که در کانال تورق نیز با عنوان آیا در شرایط بد اقتصادی میتوان استارتاپ موفق ساخت بخش‌هایی از آن منتشر شده است.

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍4🙏31
اگه خراب نیست، درستش نکن!

امروز فهمیدم واتساپ از سال ۲۰۱۴ تا حالا ۱۵۰ تا طراح استخدام کرده تا مطمئن بشه هیچ‌چیز تغییر نکنه! 😄
تصور کن یه ارتش کامل از طراح‌ها فقط برای حفظ همون نوستالژی پیکسلی قبلی!
واتساپ رسماً این جمله رو به سطح جدیدی رسونده: «اگه خراب نیست، درستش نکن!»

اما گویا پشت این ثبات، یه فلسفه طراحی حساب‌شده خوابیده. ایدیت یانیو، معاون طراحی واتساپ، تو مقاله‌ای در مدیوم توضیح می‌ده که تیم طراحی واتساپ تغییرات رو با دقت بررسی می‌کنه، چون با بیش از ۲ میلیارد کاربر سروکار دارن که سطح سواد دیجیتال و دسترسی‌شون متفاوته . ایشون میگه هدف این کار حفظ تجربه‌ای ساده، قابل اعتماد و خصوصی، بدون شوک یا سردرگمی برای کاربر هست.
یعنی همه‌چیز باید بدون دردسر کار کنه، حتی وقتی ظاهرش کم تغییر می‌کنه.

به نظرم گاهی اوقات طراحی محصول یعنی بدونی چه‌چیز رو نباید تغییر بدی.

منبع: Keeping WhatsApp fresh, simple and approachable

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍8👌3😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آینده سرچ با توسعه چت‌بات‌ها چطوری میشه؟

با رشد چت باتها کاربرها برای سوالاتشون یا حتی برنامه‌نویسی، بیشتر از چت بات استفاده می‌کنند. این امر باعث میشه جست‌وجوهایی که قبلاً در گوگل انجام می‌شد، الان در قالب گفت‌وگو با چت‌بات انجام بشه. در نتیجه این تغییر رفتار ترافیک وب‌سایت‌ها کاهش پیدا می‌کنه که یعنی بازدید کمتر و درآمد کمتر برای سایت‌ها. کاهش درآمد انگیزه تولید داده رو کاهش میده و در آخر چت‌بات‌ که مصرف‌کننده داده هست هم تضعیف میشه (Data Cannibalism).

این اتفاقات طبیعتا باعث حذف هوش مصنوعی نمیشه. بلکه احتمالا یک سری مدل کسب و کار جدید به وجود بیاد. چت‌بات‌ها برای حفظ کیفیت محتوا و مدل‌های هوش مصنوعی باید وارد تعامل با تولید کننده محتوا بشن. مثلا:

1. مدل‌ها خودشون به سایت‌ها ترافیک بدن. یعنی لینک سایت واقعی رو هم بدن و کاربر روش کلیک کنه
2. سایت‌ها مدل‌های خودشون رو بسازن. یعنی بعضی سایت‌ها فقط به مدل‌هایی دسترسی می‌دن که باهاشون قرارداد دارن.
3. سرویس‌های AI بابت استفاده از داده‌ها پول بدن مثلا به تولیدکننده‌ محتوا برای استفاده از محتوا هزینه بدن

منبع: ویدئو از محمد برادران

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍41
جنرالیست‌ها آچار فرانسه یا سلول بنیادی سازمانی؟

در سال‌های اخیر مطالب زیادی در مورد جنرالیست شدن و مزایای و معایبش منتشر شده. مخالفان این روند معتقدند جنرالیست فقط آچار فرانسه است. یعنی:
ـ به دلیل نداشتن دانش تخصصی فقط کار راه بنداز هستند.
- فقط برای تولد استارتاپ هست و با بزرگ شدن سازمان نیاز به افراد متخصص هست.

ریدهافمن اما جنرالیست را به سلول‌های بنیادی تشبیه کرده است. اما سوال این است که نقش سلول بنیادی در بدن و علت این تشبیه چیست؟

سلول بنیادی در بدن انسان چه نقشی دارد؟

سلول های بنیادی، سلول‌هایی در جنین هستند که قابلیت تکثیر و تمایز به انواع سلول‌های دیگر در بدن را دارند. یعنی می‌توانند به صورت خودبخودی تکثیر شوند و قادرند به سلول‌های مختلفی مانند سلول‌های خون، استخوان، عضلات و ... تبدیل شوند.

اما بر خلاف تصور رایج سلول‌های بنیادی فقط در جنین وجود ندارند و در بدن هر انسانی تعدادی از این سلول‌ها فعال هستند. این سلول‌ها مسئول ترمیم بافت‌های آسیب دیده و بازسازی بافت‌ها برای حفظ سلامت بدن هستند. در سازمان‌ها نیز جنرالیست‌ها نقشی مشابه ایفا می‌کنند.

بنابراین آن‌ها تنها در بحران‌ها ظاهر نمی‌شوند، بلکه ساختار سازمان را در حالت عادی انعطاف‌پذیر و آماده تغییرات نگه می‌دارند.

در نتیجه می‌توان متخصصان را مانند اندام‌های بدن (مثل قلب یا کبد) دانست که وظایف حیاتی اما محدود را انجام می‌دهند. برای مثال، یک مهندس یادگیری ماشین در توسعه الگوریتم‌های هوش مصنوعی نقشی غیرقابل جایگزین دارد.

در مقابل، جنرالیست‌ها مانند سیستم عصبی یا سلول‌های بنیادی، ارتباط بین بخش‌ها را تسهیل می‌کنند و سازمان را در برابر تغییرات منعطف می‌سازند.

نکته کلیدی این است که سازمان‌های موفق ترکیبی از هر دو را در خود جای می‌دهند. استارتاپ‌ها در مراحل اولیه به جنرالیست‌ها نیاز دارند تا بتوانند همزمان ساخت محصول، جذب مشتری، و مدیریت مالی و ... را انجام دهند. اما با بلوغ سازمان، حضور متخصصان برای عمق بخشیدن به فرآیندها ضروری می‌شود و جنرالیستها وارد نقشهای دیگری می‌شوند.

جنرالیست‌ها در سازمان‌های بالغ: موتور محرکه نوآوری 

جنرالیست‌ها در شرکت‌های بزرگ حذف نمی‌شوند، بلکه نقش آن‌ها تکامل می‌یابد. در سازمان‌های بالغ، این افراد معمولاً در سه حوزه حیاتی ظاهر می‌شوند: 

۱. ارتباط دهی سیلوهای سازمانی: 
شرکت‌های بزرگ اغلب با «سیلوهای سازمانی» دست و پنجه نرم می‌کنند. یعنی بخش‌هایی که ارتباط ضعیفی با هم دارند. جنرالیست‌ها با درک زبان فنی، مالی و عملیاتی، می‌توانند به عنوان پل ارتباطی این سیلوها عمل کنند. برای مثال، حتی در شرکتهای بزرگی مثل گوگل هم مدیران محصولی که توان فنی، مالی، عملیاتی دارند تضمین کننده موفقیت پروژه های بین رشته ای هستند. 

۲. راهبری تحولات سازمانی:
 
تحولات سازمان مثل حرکت به سمت فناوری‌های جدید (مثل هوش مصنوعی) نیازمند رهبرانی است که هم تصویر کلان سازمان را ببینند و هم جزئیات فنی را تا حدی درک کنند. ساتیا نادلا به نظرم نمونه خوبی از یک جنرالیست است که با ترکیب دانش فنی و درک بازار، مایکروسافت را از تمرکز روی ویندوز به سمت فناوری ابری سوق داد. 

۳. کارآفرینی درون‌سازمانی

جنرالیست‌ها می‌توانند مانند استارتاپ‌هایی در دل سازمان‌های بزرگ عمل کنند. جنرالیستها می‌توانند مسئول راه‌اندازی محصولات جدید در قالب تیمهای کوچک و با آزادی عمل بالا باشند. (شبیه مدل تیمهای دو پیتزای در آمازون)

سلول بنیادی سازمانی چه مهارت‌هایی نیاز دارد؟ 
جنرالیست‌های موفق ترکیبی نادر از ویژگی‌های ذهنی و مهارت‌های عملی هستند: 

- تفکر سیستمی به جای جزیی نگری: توانایی دیدن سازمان به عنوان یک موجود زنده که بخش‌های مختلف آن بر هم تأثیر می‌گذارند. 

- یادگیری سریع موضوعات ضروری برای تصمیم گیری: تسلط بر مفاهیم جدید در حوزه‌های ناآشنا (مثلاً یادگیری اصول اولیه بلاکچین یا هوس مصنوعی در یک هفته). 

- توانایی اثرگذاری به جای استفاده از قدرت سازمانی: مدیریت تعارض بین تیم‌های تخصصی بدون اتکا به اختیارات رسمی. 

- شجاعت ریسک‌پذیری در سازمان: پذیرش پروژه‌های مبهمی که دیگران از انجام آن ترس دارند.

آیا شما در سازمانتون به دنبال توسعه این سلولهای بنیادی بودید؟ اگر تجربه یا نقدی دارید حتما در کامنت با بقیه به اشتراک بگذارید؟

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👌72
هوش مصنوعی قادر به انجام چه کاری نیست؟!

ریدهافمن در یک مصاحبه از درک تامپسون نویسنده کتاب فراوانی (Abundance) میپرسد چه کاری را هوش مصنوعی نمیتواند انجام دهد.
پاسخ درک بسیار عمیق بود به نظرم «هوش مصنوعی نمی‌تواند به من بگوید که دارم سوال اشتباهی میپرسم.» 

او می‌گوید فرض کنید در حال کار روی یک فصل از کتابی در حوزه سیاستهای مسکن هستید. ممکن است از chatgpt بخواهید آن را نقد کند. در نتیجه هوش مصنوعی: جملات را مرتب میکند، لحن را بهبود می‌بخشد یا منابعی پیشنهاد میدهد.

هوش مصنوعی هرگز نمی‌گوید: «تو هنوز آماده نیستی این فصل را بنویسی»، «باید با مخالفان خودت حرف بزنی» یا «تحقیقاتی که کردی کافی نیست.» این کاری است که ویراستاران و همکاران خوب انجام میدهند.

همکارانتان شما را وادار می‌کنند عمیقتر فکر کنید و نقاط کوری را که در تحقیقاتتان وجود دارد را به شما نشان می‌دهند. 


https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👌12🔥31👏1
همه ایران همدرد هموطنان عزیزمان در بندرعباس است🖤
8
سلام به همه دوستان عزیز

تا الان مطالب زیادی در کانال به نقل از پاول گراهام منتشر شده است و به همین دلیل به نظرم رسید شاید خالی از لطف نباشه که کمی منسجم تر برخی از مقالات پاول گراهام رو در قالب یک جلسه ی کوچک و خودمونی همخوانی کنیم. هدف این جلسات هم این است که با نظرات پاول گراهام آشنا بشیم و دربارشون گپ بزنیم.

اگر تا حالا اسم پاول گراهام رو نشنیدید:

ایشون یکی از بنیانگذاران YC هست که یکی از معروفترین شتابدهنده های دنیا که Airbnb و Dropbox و Reddit رو برای رشد آماده کرد. پاول گراهام همچنین یه برنامه‌نویس حرفه ای، سرمایه‌گذار و نویسنده هست که مقالاتش رفرنس خیلی از آدم ها، مخصوصاً تو دنیای استارتاپ و تکنولوژی محسوب میشه.

مقالات پاول گراهام ترکیبی از بینش عمیق، تجزیه و تحلیل منطقی و تجربه‌های شخصیِ خودشه که می‌تونه نگاه هر طیفی رو به زندگی و کسب و کار عوض کنه.

با اینکه هنوز لیست نهایی نشده ولی احتمالا این مقالات رو در پنج جلسه اول بخونیم:

۱. جلسه‌ی اول: معرفی پاول گراهام و خواندن مقاله‌ی How to lose time and money

2. جلسه دوم: مقاله How to Get Startup Ideas

3.جلسه سوم: Be good

4. جلسه چهارم:  The Anatomy of Determination

5. جلسه پنجم: What You Can’t Say


هر جلسه حدود ۱.۵ ساعت طول میکشه. اول مقاله رو میخونیم، بعد نظراتمون رو به اشتراک میذاریم. این جلسه محیطی برا گپ زدن دوستانه است و لازم نیست با مقاله موافق یا مخالف باشید.

اگر دوست دارین بیاین یا پیشنهادی دارین، حتما بهم پیام بدین.

پ.ن: مقالات رو میتونید از وبلاگ شخصی گراهام (paulgraham.com) پیدا کنید.

📍 زمان شروع: توافق جمعی 
📍 محل برگزاری: آنلاین یا حضوری در دانشکده فنی تهران در دفتر سهمتو (یا هر دفتری که دوستان امکانش رو فراهم کنن)
📍 تعداد نفرات حضوری: حداکثر ۱۰-۱۲ نفر

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
13👍2
تورق pinned «سلام به همه دوستان عزیز تا الان مطالب زیادی در کانال به نقل از پاول گراهام منتشر شده است و به همین دلیل به نظرم رسید شاید خالی از لطف نباشه که کمی منسجم تر برخی از مقالات پاول گراهام رو در قالب یک جلسه ی کوچک و خودمونی همخوانی کنیم. هدف این جلسات هم این است…»
آینده شروع شده، هم‌تیمی بعدی شما یک ربات است!

اخیرا یادداشتی از توبی لوتکه مدیرعامل و بنیانگذار شاپیفای(Shopify) افشا شده است که در آن توصیه‌های مهمی در مورد هوش مصنوعی کرده است. به نظر این نکات برای همه مدیران اجرایی، کارآفرینان و بنیانگذاران استارتاپ‌ها قابل استفاده باشد. با خواندن این متن نکات زیر به ذهن متبادر می‌شود:

1. استفاده موثر از هوش مصنوعی یک انتخاب نیست بلکه انتظار پایه‌ای از همه افراد است. نمیتونید بگید قصد یادگیری هوش مصنوعی را ندارم. هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به زیرساخت اصلی شرکت‌ها است. به زودی همه شرکت‌ها متقاضیان را بر اساس تسلط بر هوش مصنوعی غربال میکنند.

2. استفاده از هوش مصنوعی باید بخشی از فرایند ساخت نمونه اولیه باشه. حتی شرکتهای میلیارد دلاری هم با هوش مصنوعی سرعت عرضه محصولات را ۱۰ برابر می‌کنند که در شاپیفای تاکید ویژه بر این موضوع شده است.

3. تسلط شما بر استفاده از AI بخشی از ارزیابی عملکردتان است. فرهنگ AI باید در سازمان تزریق شود. عموم افراد در اولین استفاده به نتیجه دلخواهشان نمی‌رسند و از ادامه مسیر منصرف می‌شوند. مطمئن شوید افرادتان در حال تلاش برای دادن زمینه کافی و اصلاح پرامپت هستند. احتمالا بهترین پرامپت نویسان بازار آینده را قبضه می‌کنند!

4. هوش مصنوعی دیگر ابزار نیست؛ هم تیمی شما هست. قبل از درخواست نیروی جدید اول به این نکته فکر کنید که چرا با استفاده از هوش مصنوعی نمی‌توانید کارتان را انجام دهید. در نهایت شاید بد نباشد که چارت سازمانی آینده شرکت را با ربات‌ها در کنار انسان تصور کنید. یعنی پیش از استخدام انسان، یک هوش مصنوعی استخدام کنید.

5. همه یعنی همه افراد یادتان باشد تفاوتی بین هیات مدیره و مدیرعامل با سایر نیروهای اجرایی شرکت نیست و همه باید به استقابل استفاده از هوش مصنوعی بروند. به نظر می‌رسد باید ملاک را استفاده بیشتتر به ازای تک تک افراد تعیین کنیم.

با توجه به تغییراتی که هوش مصنوعی درحال رقم زدن آن است به نظر می‌رسد شرکتهایی که زودتر به سمت هوش مصنوعی حرکت کنند، پادشاهان دهه آینده خواهند بود و دیگران از بازی کنار گذاشته خواهند شد.

منبع: فایل اصلی را می‌توانید از اینجا دانلود کنید

https://news.1rj.ru/str/Tavaroghstd
👍32👏1