مخالفتهای داخلی در رژیم صهیونیستی با تداوم جنگ
🔸با گذشت یک هفته از آغاز عملیات تروریستی رژیم صهیونیستی علیه ایران، بهتدریج نشانههایی از ظهور گفتمانهای انتقادی نسبت به این اقدام در داخل فلسطین اشغالی در حال نمایانشدن است که در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود:
1️⃣ «راز زیمت»، تحلیلگر مطالعات امنیت ملی اسرائیل با وجود ستایش از دستاوردهای روز نخست این عملیات برای رژیم صهیونیستی ازجمله ترور فرماندهان و دانشمندان هستهای ایران، بر این باور است که این عملیات به وضوح زمینه همدلی و همبستگی جامعه ایرانی با نظام جمهوری اسلامی را که در سالهای گذشته با گسستهای متعددی همراه شده بود، ترمیم کرد. زیمت از این تحول به مثابه پیامد منفی برای جنگ اسرائیل علیه ایران یاد میکند.
2️⃣ «گای تسور»، افسر احتیاط ارتش اسرائیل با اشاره به گزارش اخیر «وال استریت ژورنال» در مورد ادعای مقامات آمریکایی درباره کمبود ذخایر سامانه پیکان میگوید: در این نبرد، اقتصاد نظامی حرف نخست را میزند.
3️⃣ «اوری مسگاف»، ستوننویس نشریه «هاآرتص» با کنایه به عملکرد تلآویو در نبرد غزه معتقد است کابینه نتانیاهو به مانند غزه هیچ تصویری از مرحله «بعد از جنگ» با ایران ندارد. وی میافزاید: به هدفگذاریهای نتانیاهو نگاه کنید که به چه سرعتی از آرمان جلوگیری از تهدید هستهای ایران به سمت بمباران رادیو و تلویزیون ایران و اوهامی چون بازتعریف نظم منطقهای خاورمیانه و تغییر نظام ایران در حال حرکت است. وی در پایان سیاستهای اوهامگرایانه نتانیاهو را خطرناکتر از تهدید ایران دانسته و می گوید: وقتی جناح مخالف در کنست و رسانهها تسلیم نتانیاهو و جنگهایش میشوند و راهحل هرچیز را در جنگندهها و بمبها میبییند، این مسئله من را بهعنوان یک اسرائیلی صهیونیست و لیبرال ذیل یک تهدید وجودی قرار میدهد.
✅ در مجموع بهنظر میرسد ابهامات نسبت به توان محاسبهگری کابینه نتانیاهو در زمان طراحی این جنگ و عدم ترسیم چشماندازی روشن نسبت به آینده، منتقدان داخل رژیم را نسبت به پیامدهای وخیم این نبرد برای اسرائیل نگران ساخته است.
@TehranInstitute
🔸با گذشت یک هفته از آغاز عملیات تروریستی رژیم صهیونیستی علیه ایران، بهتدریج نشانههایی از ظهور گفتمانهای انتقادی نسبت به این اقدام در داخل فلسطین اشغالی در حال نمایانشدن است که در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود:
1️⃣ «راز زیمت»، تحلیلگر مطالعات امنیت ملی اسرائیل با وجود ستایش از دستاوردهای روز نخست این عملیات برای رژیم صهیونیستی ازجمله ترور فرماندهان و دانشمندان هستهای ایران، بر این باور است که این عملیات به وضوح زمینه همدلی و همبستگی جامعه ایرانی با نظام جمهوری اسلامی را که در سالهای گذشته با گسستهای متعددی همراه شده بود، ترمیم کرد. زیمت از این تحول به مثابه پیامد منفی برای جنگ اسرائیل علیه ایران یاد میکند.
2️⃣ «گای تسور»، افسر احتیاط ارتش اسرائیل با اشاره به گزارش اخیر «وال استریت ژورنال» در مورد ادعای مقامات آمریکایی درباره کمبود ذخایر سامانه پیکان میگوید: در این نبرد، اقتصاد نظامی حرف نخست را میزند.
3️⃣ «اوری مسگاف»، ستوننویس نشریه «هاآرتص» با کنایه به عملکرد تلآویو در نبرد غزه معتقد است کابینه نتانیاهو به مانند غزه هیچ تصویری از مرحله «بعد از جنگ» با ایران ندارد. وی میافزاید: به هدفگذاریهای نتانیاهو نگاه کنید که به چه سرعتی از آرمان جلوگیری از تهدید هستهای ایران به سمت بمباران رادیو و تلویزیون ایران و اوهامی چون بازتعریف نظم منطقهای خاورمیانه و تغییر نظام ایران در حال حرکت است. وی در پایان سیاستهای اوهامگرایانه نتانیاهو را خطرناکتر از تهدید ایران دانسته و می گوید: وقتی جناح مخالف در کنست و رسانهها تسلیم نتانیاهو و جنگهایش میشوند و راهحل هرچیز را در جنگندهها و بمبها میبییند، این مسئله من را بهعنوان یک اسرائیلی صهیونیست و لیبرال ذیل یک تهدید وجودی قرار میدهد.
✅ در مجموع بهنظر میرسد ابهامات نسبت به توان محاسبهگری کابینه نتانیاهو در زمان طراحی این جنگ و عدم ترسیم چشماندازی روشن نسبت به آینده، منتقدان داخل رژیم را نسبت به پیامدهای وخیم این نبرد برای اسرائیل نگران ساخته است.
@TehranInstitute
رویکرد مصر به جنگ رژیم صهیونیستی علیه ایران
🔸 جایگاه منطقهای مصر پس از تحولات هفتم اکتبر رو به افول بوده است. این روند توسط رژیم صهیونیستی و آمریکا با حملات رسانهای، طرح اتهامات واهی و تلاش برای انزوای قاهره در فرایندهای مرتبط به مذاکرات آتشبس و آینده غزه به نفع بازیگرانی همچون ابوظبی مدیریت شد. همچنین طرح ترامپ برای کوچاندن مردم غزه، مصر را با خطرات امنیتی گستردهای مواجه کرد.
🔸 قاهره طی یکونیم سال گذشته تلاش کرده با بازیگری فعالانه در عرصه بینالمللی با این روند مقابله کند. در اینچهارچوب، بهبود روابط با تهران به یکی از گزینههای مطلوب در سیاست خارجی مصر تبدیل شده است. این سیاست سبب شد که ایران و مصر طی دو سال اخیر شاهد گسترش تماسها و هماهنگی در برخی موضوعات بهویژه جنگ غزه باشند.
🔸 میتوان گفت از منظر قاهره، جنگ تحمیلی رژیم صهیونسیتی علیه ایران یکی از مسیرهای اصلی احیای نقش منطقهای و ژئوپلیتیکی مصر را هدف قرار داده است و این کشور چنین جنگی را تهدیدی علیه امنیت ملی خود قلمداد میکند. علاوهبراین، حملات مزبور به دلیل قطع گاز وارداتی از رژیم صهیونسیتی، دستکم در برههای، میتواند مصر را در آستانه بحران انرژی و بیثباتی سیاسی قرار دهد.
🔸 بهنظر میرسد مصر رویکردی همدلانه با تهران اتخاذ کرده و از اینرو موضع سیاسی این کشور بر محکومیت صریح تجاوزگری رژیم صهیونیستی استوار است. باوجوداین، چنین رویکردی متأثر از محدودیتهای ذاتیِ سیاست خارجی قاهره ازجمله روابط راهبردی با آمریکا و معاهده صلح با رژیم صهیونیستی خواهد بود. یکی از نمودهای مهم این محدویتهای مصر، رأی ممتنع این کشور به قطعنامه ضدایرانی شورای حکام در محکومیت ایران در دوران پیش از نبرد اخیر بود.
@TehranInstitute
🔸 جایگاه منطقهای مصر پس از تحولات هفتم اکتبر رو به افول بوده است. این روند توسط رژیم صهیونیستی و آمریکا با حملات رسانهای، طرح اتهامات واهی و تلاش برای انزوای قاهره در فرایندهای مرتبط به مذاکرات آتشبس و آینده غزه به نفع بازیگرانی همچون ابوظبی مدیریت شد. همچنین طرح ترامپ برای کوچاندن مردم غزه، مصر را با خطرات امنیتی گستردهای مواجه کرد.
🔸 قاهره طی یکونیم سال گذشته تلاش کرده با بازیگری فعالانه در عرصه بینالمللی با این روند مقابله کند. در اینچهارچوب، بهبود روابط با تهران به یکی از گزینههای مطلوب در سیاست خارجی مصر تبدیل شده است. این سیاست سبب شد که ایران و مصر طی دو سال اخیر شاهد گسترش تماسها و هماهنگی در برخی موضوعات بهویژه جنگ غزه باشند.
🔸 میتوان گفت از منظر قاهره، جنگ تحمیلی رژیم صهیونسیتی علیه ایران یکی از مسیرهای اصلی احیای نقش منطقهای و ژئوپلیتیکی مصر را هدف قرار داده است و این کشور چنین جنگی را تهدیدی علیه امنیت ملی خود قلمداد میکند. علاوهبراین، حملات مزبور به دلیل قطع گاز وارداتی از رژیم صهیونسیتی، دستکم در برههای، میتواند مصر را در آستانه بحران انرژی و بیثباتی سیاسی قرار دهد.
🔸 بهنظر میرسد مصر رویکردی همدلانه با تهران اتخاذ کرده و از اینرو موضع سیاسی این کشور بر محکومیت صریح تجاوزگری رژیم صهیونیستی استوار است. باوجوداین، چنین رویکردی متأثر از محدودیتهای ذاتیِ سیاست خارجی قاهره ازجمله روابط راهبردی با آمریکا و معاهده صلح با رژیم صهیونیستی خواهد بود. یکی از نمودهای مهم این محدویتهای مصر، رأی ممتنع این کشور به قطعنامه ضدایرانی شورای حکام در محکومیت ایران در دوران پیش از نبرد اخیر بود.
@TehranInstitute
شباهتهای عملیات تار عنکبوت اوکراین و کنش مزدوران رژیم صهیونیستی در ایران
🔸 در عملیات تار عنکبوت، اوکراین محمولهای از پهپادها را در عمق چند هزار کیلومتری خاک روسیه علیه چهار پایگاه محل استقرار بمبافکنهای این کشور بهکار گرفت و خسارت بزرگی به ناوگان بمبافکن روسیه که بخش مهمی از داراییهای راهبردی آن محسوب میشود، وارد کرد.
🔸 در عملیات مزدوران رژیم صهیونیستی در ایران، رژیم اشغالگر از طریق بهکارگیری گسترده ریزپرندهها و موشکهای کوتاهبرد قابل حمل، عملیات ترور شخصیتهای برجسته نظامی و هستهای و تخریب و ایجاد اختلال در سامانههای آفندی و پدافندی کشورمان را اجرا کرد.
🔸 این دو عملیات از چند منظر، شباهتهایی با یکدیگر داشتند:
✅ هر دو عملیات بر اساس اصل غافلگیری طراحی و اجرا شدند.
✅ نفوذ، نقش بسیار مهمی در هر دو عملیات ایفا کرده است.
✅ ابزارهای اصلی هر دو عملیات، یعنی پهپادها یا ریزپرندهها، در خاک کشورهای مورد حمله مونتاژ و مورد استفاده قرار گرفتند.
✅ پهپادهای مورد استفاده در هر دو عملیات، در درون ماشینها و کامیونهای باری سرپوشیده جاسازی و به مکانهای مشخصشده برای عملیات، انتقال داده شدند.
✅ هر دو عملیات، در عمق کشورهای هدف اجرا شدند و دلالت بر آسیبپذیری طرحهای بازدارندگی این کشورها دارند.
✅ هر دو عملیات، نوع جدیدی از عملیاتهای نظامی-اطلاعاتی مدرن محسوب میشوند و موارد بسیار مهمی برای شناخت ماهیت و نوع عملیاتهای غافلگیرانه در جنگهای آینده هستند.
@TehranInstitute
🔸 در عملیات تار عنکبوت، اوکراین محمولهای از پهپادها را در عمق چند هزار کیلومتری خاک روسیه علیه چهار پایگاه محل استقرار بمبافکنهای این کشور بهکار گرفت و خسارت بزرگی به ناوگان بمبافکن روسیه که بخش مهمی از داراییهای راهبردی آن محسوب میشود، وارد کرد.
🔸 در عملیات مزدوران رژیم صهیونیستی در ایران، رژیم اشغالگر از طریق بهکارگیری گسترده ریزپرندهها و موشکهای کوتاهبرد قابل حمل، عملیات ترور شخصیتهای برجسته نظامی و هستهای و تخریب و ایجاد اختلال در سامانههای آفندی و پدافندی کشورمان را اجرا کرد.
🔸 این دو عملیات از چند منظر، شباهتهایی با یکدیگر داشتند:
✅ هر دو عملیات بر اساس اصل غافلگیری طراحی و اجرا شدند.
✅ نفوذ، نقش بسیار مهمی در هر دو عملیات ایفا کرده است.
✅ ابزارهای اصلی هر دو عملیات، یعنی پهپادها یا ریزپرندهها، در خاک کشورهای مورد حمله مونتاژ و مورد استفاده قرار گرفتند.
✅ پهپادهای مورد استفاده در هر دو عملیات، در درون ماشینها و کامیونهای باری سرپوشیده جاسازی و به مکانهای مشخصشده برای عملیات، انتقال داده شدند.
✅ هر دو عملیات، در عمق کشورهای هدف اجرا شدند و دلالت بر آسیبپذیری طرحهای بازدارندگی این کشورها دارند.
✅ هر دو عملیات، نوع جدیدی از عملیاتهای نظامی-اطلاعاتی مدرن محسوب میشوند و موارد بسیار مهمی برای شناخت ماهیت و نوع عملیاتهای غافلگیرانه در جنگهای آینده هستند.
@TehranInstitute
پژوهشکده ابرار معاصر تهران، در حداقل سه گزارش خود در اردیبهشت امسال، برخی نکات درخصوص حمله احتمالی رژیم صهیونیستی به کشورمان را طرح و بررسی کرده بود. بنا بود گزارش های بعدی نیز منتشر شود که رژیم صهیونیستی، جنگ تحمیلی به ایران را آغاز کرد.
@TehranInstitute
@TehranInstitute
ترامپ و ایران؛ مفروضات نادرست
🔸 از هنگام پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴، بسیاری از ناظران باور داشتند دولت وی برخلاف دوره نخست، در رسیدن به توافق مرضیالطرفین با ایران جدی است و رویکردی واقعبینانه در پیش خواهد گرفت. باوجوداین، آنچه بهوقوع پیوست، رضایت، حمایت و مداخله علنی ترامپ در حمله رژیم صهیونیستی به ایران بود.
🔸 بهنظر میرسد تحلیلهایی همچون مورد یادشده، بر پایه مفروضاتی استوار بودند که به عدم پیشبینی صحیح در قبال نیات دولت ترامپ در مذاکرات منجر شد. این مفروضات نادرست را میتوان چنین برشمرد:
1️⃣ ترامپ از رویکرد شکستخورده نئومحافظهکاران در دولت نخست خود درس گرفته است:
براساس این مفروض، ترامپ پس از پایان دولت نخست خود، در چند مرتبه، از رویکرد جنگطلبانه افراد تندرو همچون جان بولتون و مایک پومپئو انتقاد کرد. این انتقادها برخی ناظران را به این نتیجه رساند که در دولت دوم، ترامپ رویکردی نرم، واقعبینانه و با درنظرگرفتن خواستههای مشروع ایران در پیش خواهد گرفت.
2️⃣ ترامپ به هر شکل ممکن به دنبال توافق با ایران بهمثابه یک دستاورد بزرگ است:
این انگاره تا حدود بسیاری در میان تحلیلگران مورد قبول واقع شده بود که ترامپ بیش از آنکه به محتوای توافقها توجه کند، به توافقاتی هرچند ضعیف برای تکمیل دستاوردهای خود میاندیشد. درحالیکه در مورد ایران، متغیر مهمی چون رژیم صهیونیستی و حامیان آن در آمریکا این محاسبه را برهم زدند.
3️⃣ ترامپ برابر خواستههای حداکثری رژیم صهیونیستی مقاومت خواهد کرد:
مفروض پیشین، به مفروض دیگری منجر میشود که مبنای آن، دوگانگی ماهوی میان ترامپ و نتانیاهو و در نتیجه مقاومت ترامپ مقابل خواستههای حداکثری رژیم صهیونیستی است. در چهارچوب این مفروض، ترامپ از ماشین نظامی تلآویو و فشارهای این رژیم، صرفاً بهعنوان اهرمی در مذاکرات استفاده خواهد کرد؛ درحالیکه آنچه در عمل اتفاق افتاده، همراهی تمامعیار ترامپ با نتانیاهو در قبال ایران است.
✅ در مجموع این احتمال وجود دارد که ترامپ، دستاورد خود را در ارتباط با ایران، نابودی برنامه هستهای و حتی براندازی نظام سیاسی با تمام ابزارهای ممکن تصور کرده باشد؛ سناریویی که پیشبینی آن با مفروضات یادشده، غیرممکن و دور از دسترس بود.
@TehranInstitute
🔸 از هنگام پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴، بسیاری از ناظران باور داشتند دولت وی برخلاف دوره نخست، در رسیدن به توافق مرضیالطرفین با ایران جدی است و رویکردی واقعبینانه در پیش خواهد گرفت. باوجوداین، آنچه بهوقوع پیوست، رضایت، حمایت و مداخله علنی ترامپ در حمله رژیم صهیونیستی به ایران بود.
🔸 بهنظر میرسد تحلیلهایی همچون مورد یادشده، بر پایه مفروضاتی استوار بودند که به عدم پیشبینی صحیح در قبال نیات دولت ترامپ در مذاکرات منجر شد. این مفروضات نادرست را میتوان چنین برشمرد:
1️⃣ ترامپ از رویکرد شکستخورده نئومحافظهکاران در دولت نخست خود درس گرفته است:
براساس این مفروض، ترامپ پس از پایان دولت نخست خود، در چند مرتبه، از رویکرد جنگطلبانه افراد تندرو همچون جان بولتون و مایک پومپئو انتقاد کرد. این انتقادها برخی ناظران را به این نتیجه رساند که در دولت دوم، ترامپ رویکردی نرم، واقعبینانه و با درنظرگرفتن خواستههای مشروع ایران در پیش خواهد گرفت.
2️⃣ ترامپ به هر شکل ممکن به دنبال توافق با ایران بهمثابه یک دستاورد بزرگ است:
این انگاره تا حدود بسیاری در میان تحلیلگران مورد قبول واقع شده بود که ترامپ بیش از آنکه به محتوای توافقها توجه کند، به توافقاتی هرچند ضعیف برای تکمیل دستاوردهای خود میاندیشد. درحالیکه در مورد ایران، متغیر مهمی چون رژیم صهیونیستی و حامیان آن در آمریکا این محاسبه را برهم زدند.
3️⃣ ترامپ برابر خواستههای حداکثری رژیم صهیونیستی مقاومت خواهد کرد:
مفروض پیشین، به مفروض دیگری منجر میشود که مبنای آن، دوگانگی ماهوی میان ترامپ و نتانیاهو و در نتیجه مقاومت ترامپ مقابل خواستههای حداکثری رژیم صهیونیستی است. در چهارچوب این مفروض، ترامپ از ماشین نظامی تلآویو و فشارهای این رژیم، صرفاً بهعنوان اهرمی در مذاکرات استفاده خواهد کرد؛ درحالیکه آنچه در عمل اتفاق افتاده، همراهی تمامعیار ترامپ با نتانیاهو در قبال ایران است.
✅ در مجموع این احتمال وجود دارد که ترامپ، دستاورد خود را در ارتباط با ایران، نابودی برنامه هستهای و حتی براندازی نظام سیاسی با تمام ابزارهای ممکن تصور کرده باشد؛ سناریویی که پیشبینی آن با مفروضات یادشده، غیرممکن و دور از دسترس بود.
@TehranInstitute
اردن؛ دولتی با کارکرد حفظ امنیت رژیم صهیونیستی
🔸 پادشاهی اردن هاشمی از ابتدای تأسیس رژیم صهیونیستی دارای ارتباطات آشکار و پنهان گستردهای با این رژیم بوده است. این امر ریشه در تماسهای خاندان هاشمی ازجمله عبدالله (پادشاه اردن) با جنبش صهیونیسم در دوران پیش از سال ۱۹۴۸ دارد.
🔸 رژیمصهیونیستی نیز همواره اردن را دولتی حائل و خط اول دفاع از خود برابر کشورهای عربی دیده است. از اینرو ارتباطات میان خاندان سلطنتی اردن و این رژیم همواره برقرار بوده است. برخی منابع، ملک حسین، پادشاه وقت اردن را متهم میکنند که برنامههای مصر و سوریه برای آغاز جنگ ۱۹۷۳ را نزد دولت گلدا مایر، نخستوزیر وقت رژیم فاش ساخت.
🔸 امضای معاهده صلح بین رژیم صهیونیستی و اردن در سال ۱۹۹۴، موقعیت اردن را بهعنوان دولتی کارکردی برای محافظت از امنیت رژیم صهیونیستی تثبیت کرد. مرتبط کردن اردن به رژیمصیهونیستی از طریق توافقنامههای تأمین بخش بزرگی از آب شرب اردن توسط این رژیم، واردات گاز و سوخت از فلسطین اشغالی، دسترسی محدود اردن به بازارهای آمریکا، همکاریهای نظامی، امنیتی و اطلاعاتی گسترده با آمریکا، بریتانیا و رژیم صهیونیستی و کمکهای خارجی بهویژه از طرف آمریکا که حدود ۴۰ درصد کمکهای خارجی به اردن را تشکیل میدهند، همگی در این راستا هستند.
🔸 این توافقات از این جهت حائز اهمیت است که اردن کشوری فاقد منابع طبیعی است و این ترتیبات اقتصادی نقش مهمی در معیشت و اقتصاد این کشور دارند. برایناساس، اردن از یکسو به استمرار رابطه با رژيم صیهونیستی وابسته نگاه داشته و از سوی دیگر کارکرد اصلی این کشور در حفظ امنیت این رژیم، استمرار و ارتقا بخشیده شده است.
✅ جمعبندی: اردن کشوری فاقد منابع طبیعی مهم در منطقه غرب آسیاست که بهطور سنتی متحد راهبردی غرب محسوب میشده است و استمرار و بقای خود را بهعنوان یک کشور و نظام سیاسی، در ادامه این اتحاد راهبردی و کارکرد خود در محافظت از امنیت رژیم صهیونیستی میبیند.
@TehranInstitute
🔸 پادشاهی اردن هاشمی از ابتدای تأسیس رژیم صهیونیستی دارای ارتباطات آشکار و پنهان گستردهای با این رژیم بوده است. این امر ریشه در تماسهای خاندان هاشمی ازجمله عبدالله (پادشاه اردن) با جنبش صهیونیسم در دوران پیش از سال ۱۹۴۸ دارد.
🔸 رژیمصهیونیستی نیز همواره اردن را دولتی حائل و خط اول دفاع از خود برابر کشورهای عربی دیده است. از اینرو ارتباطات میان خاندان سلطنتی اردن و این رژیم همواره برقرار بوده است. برخی منابع، ملک حسین، پادشاه وقت اردن را متهم میکنند که برنامههای مصر و سوریه برای آغاز جنگ ۱۹۷۳ را نزد دولت گلدا مایر، نخستوزیر وقت رژیم فاش ساخت.
🔸 امضای معاهده صلح بین رژیم صهیونیستی و اردن در سال ۱۹۹۴، موقعیت اردن را بهعنوان دولتی کارکردی برای محافظت از امنیت رژیم صهیونیستی تثبیت کرد. مرتبط کردن اردن به رژیمصیهونیستی از طریق توافقنامههای تأمین بخش بزرگی از آب شرب اردن توسط این رژیم، واردات گاز و سوخت از فلسطین اشغالی، دسترسی محدود اردن به بازارهای آمریکا، همکاریهای نظامی، امنیتی و اطلاعاتی گسترده با آمریکا، بریتانیا و رژیم صهیونیستی و کمکهای خارجی بهویژه از طرف آمریکا که حدود ۴۰ درصد کمکهای خارجی به اردن را تشکیل میدهند، همگی در این راستا هستند.
🔸 این توافقات از این جهت حائز اهمیت است که اردن کشوری فاقد منابع طبیعی است و این ترتیبات اقتصادی نقش مهمی در معیشت و اقتصاد این کشور دارند. برایناساس، اردن از یکسو به استمرار رابطه با رژيم صیهونیستی وابسته نگاه داشته و از سوی دیگر کارکرد اصلی این کشور در حفظ امنیت این رژیم، استمرار و ارتقا بخشیده شده است.
✅ جمعبندی: اردن کشوری فاقد منابع طبیعی مهم در منطقه غرب آسیاست که بهطور سنتی متحد راهبردی غرب محسوب میشده است و استمرار و بقای خود را بهعنوان یک کشور و نظام سیاسی، در ادامه این اتحاد راهبردی و کارکرد خود در محافظت از امنیت رژیم صهیونیستی میبیند.
@TehranInstitute
تحقق سناریوی تهدید؛ فعالشدن جیشالعدل به وقت بحران
🔸 همزمان با حمله رژیم صهیونیستی به ایران، گمانههای پیشین در ارتباط با کنشهای رژیم برای افزایش هزینههای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران نیازمند توجه دوباره هستند. یکی از این گمانهها، «نقشپذیری» گروهکهای شبهنظامی برای انجام عملیات تروریستی در مراکز جمعیتی و مناطق مرزی (با تأکید بر جنوبشرق) با هدف شکست تصویر اقتدار امنیتی جمهوری اسلامی ایران و فرسایش قدرت آن در چند جبهه است.
🔸 این گمانه با همزمانی حملات تروریستی گروهک جیشالعدل و تحولات منطقهای با سویه امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران تقویت شد که از آن زمره میتوان به برخی گزارهها در سال ۱۴۰۳ اشاره کرد:
✅ حمله رژیم صهیونیستی به کنسولگری ایران در دمشق (۱۳ فروردین) و عملیات تروریستی در راسک و چابهار و شهادت ۱۱ نظامی (۱۵ فروردین)؛
✅ گسترش حملات رژیم در غزه و لبنان و عملیات تروریستی در میرجاوه و شهادت سه نظامی (۲۲ شهریور)؛
✅ شهادت سیدحسن نصرالله و حمله به نیکشهر و خاش و شهادت ۶ نظامی؛
✅ حمله رژیم صهیونیستی به برخی اماکن در ایران (۵ آبان) و حمله جیشالعدل به دو خودروی فراجا و شهادت ۱۰ نظامی.
در هنگامه تجاوز رژیم صهیونیستی به کشور، احتمال وقوع چند گمانه شدت یافت که از آن زمره میتوان به دو مورد اشاره کرد:
1️⃣ فعالشدن گروهکهای تروریستی و جداییطلب در نزدیک خطوط مرزی؛ و
2️⃣ نقشیابی «شبکه فرامرزی ترور» در کشور با هدف کاهش تمرکز کشور بر جنگ با رژیم صهیونیستی.
🔸 بیشک، یکی از سناریوهای روی میز مقامات کشور احتمال وقوع عملیات تروریستی در هنگامه بحران و چگونگی مقابله با آن بوده است؛ آنهم در شرایطی که تأمین امنیت مرزهای شرقی کشور تاحد زیادی با ایران است. حال، با تشدید شرایط امنیتی در کشور بهنظر میرسد پاکستانیها بخشی از مسئولیت خود در مدیریت خطوط مرزی جهت مقابله با عبور آسان این گروهکها را به جا آوردهاند. بیتردید رویکرد امنیت مرزی پاکستان، پس از این جنگ بهمانند گذشته خواهد بود و تمرکز روی مرزهای هند، کشمیر و افغانستان قرار خواهد گرفت. از اینرو، جلب نظر ایران در هنگامه بحران فرصتی نیست که اسلامآباد به سادگی از آن بگذرد.
@TehranInstitute
🔸 همزمان با حمله رژیم صهیونیستی به ایران، گمانههای پیشین در ارتباط با کنشهای رژیم برای افزایش هزینههای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران نیازمند توجه دوباره هستند. یکی از این گمانهها، «نقشپذیری» گروهکهای شبهنظامی برای انجام عملیات تروریستی در مراکز جمعیتی و مناطق مرزی (با تأکید بر جنوبشرق) با هدف شکست تصویر اقتدار امنیتی جمهوری اسلامی ایران و فرسایش قدرت آن در چند جبهه است.
🔸 این گمانه با همزمانی حملات تروریستی گروهک جیشالعدل و تحولات منطقهای با سویه امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران تقویت شد که از آن زمره میتوان به برخی گزارهها در سال ۱۴۰۳ اشاره کرد:
✅ حمله رژیم صهیونیستی به کنسولگری ایران در دمشق (۱۳ فروردین) و عملیات تروریستی در راسک و چابهار و شهادت ۱۱ نظامی (۱۵ فروردین)؛
✅ گسترش حملات رژیم در غزه و لبنان و عملیات تروریستی در میرجاوه و شهادت سه نظامی (۲۲ شهریور)؛
✅ شهادت سیدحسن نصرالله و حمله به نیکشهر و خاش و شهادت ۶ نظامی؛
✅ حمله رژیم صهیونیستی به برخی اماکن در ایران (۵ آبان) و حمله جیشالعدل به دو خودروی فراجا و شهادت ۱۰ نظامی.
در هنگامه تجاوز رژیم صهیونیستی به کشور، احتمال وقوع چند گمانه شدت یافت که از آن زمره میتوان به دو مورد اشاره کرد:
1️⃣ فعالشدن گروهکهای تروریستی و جداییطلب در نزدیک خطوط مرزی؛ و
2️⃣ نقشیابی «شبکه فرامرزی ترور» در کشور با هدف کاهش تمرکز کشور بر جنگ با رژیم صهیونیستی.
🔸 بیشک، یکی از سناریوهای روی میز مقامات کشور احتمال وقوع عملیات تروریستی در هنگامه بحران و چگونگی مقابله با آن بوده است؛ آنهم در شرایطی که تأمین امنیت مرزهای شرقی کشور تاحد زیادی با ایران است. حال، با تشدید شرایط امنیتی در کشور بهنظر میرسد پاکستانیها بخشی از مسئولیت خود در مدیریت خطوط مرزی جهت مقابله با عبور آسان این گروهکها را به جا آوردهاند. بیتردید رویکرد امنیت مرزی پاکستان، پس از این جنگ بهمانند گذشته خواهد بود و تمرکز روی مرزهای هند، کشمیر و افغانستان قرار خواهد گرفت. از اینرو، جلب نظر ایران در هنگامه بحران فرصتی نیست که اسلامآباد به سادگی از آن بگذرد.
@TehranInstitute
کمیته بررسی جنگ تحمیلی ۱۲ روزه
اکنون که ایده بارها مطرحشده پس از هر کنش/واکنش عملیاتی جمهوری اسلامی ایران، دوباره ازسوی برخی تحلیلگران و کارشناسان درحال برجستهشدن است، ذکر چند ملاحظه ضروری بهنظر میرسد:
۱. تأکید بر اصطلاح «کمیته شکست»، یک انحراف در بازنمایی آنچه رخ داده محسوب میشود. در نبردی که حتی بدون درنظرگرفتن روایت رسمی، نسبیبودن پیروزی و مطلقنبودن شکست، در محافل اندیشهای و رسانهای غرب نیز مورد توجه است، اصرار بر شکلگیری نهادی با عنوان «کمیته شکست» از اساس خطاست و برای این نبرد ادامهدار، پیامدهایی زیان بار خواهد داشت. جمهوری اسلامی ایران، به یک «کمیته بررسی» دقیق و بیرحم نیاز دارد.
۲. اگر تلقی تحلیلگران مطرحکننده کمیته شکست یا هرآنچه مانند آن، گرتهبرداریشده از رویکرد رژیم صهیونیستی در شکلدهی به چنین کمیتههایی پس از جنگها است، انتظار این است که اقتضائات زمانی را نیز درنظر گیرند؛ تمامی کمیتههای مشابه شکلگرفته در اسرائیل، پس از پایان جنگها شکل گرفته است و نه در میانه آنها؛ از آگرانات پس از جنگ ۱۹۷۳ تا وینوگراد پس از جنگ ۲۰۰۶. بنابراین ایجاد فشار اجتماعی و رسانهای بر تصمیمگیران درحالی که همگان منتظر آغاز دور جدید نبرد هستند و خود را برای آن آماده میسازند، بهدور از عقلانیت است.
۳- این نهیها، بهمعنای آن نیست که ضعفهای راهبردی و اساسی دیده نشود. جمهوری اسلامی ایران، حتی در همین وقفه کوتاهی که تا دور بعدی جنگ دارد، گریزی از آسیبشناسی نظامی (آفندی و پدافندی)، پدافند غیرعامل، ملاحظات حفاظتی، عملکرد ضداطلاعات، واکنشهای رسانهای، فرایندهای تصمیمگیری و... ندارد. اما این آسیبشناسی در چهارچوب فشار زمانیِ موجود، معنا و شکل مییابد؛ بنابراین نه میتوان از بهرههای حاصل از این آسیبشناسی گذشت و نه میتوان با بیتفاوتی نسبت به ملاحظات زمانی و ضرورتهای دفاع و تهاجم و... از آسیبشناسیهای عمیقی گفت که از همین امروز و تا زمانی نامعلوم باید انجام شوند. باید میان این ضرورتها و فشار زمانی، نقطه بهینهای یافت و این نقطه، با اصرارهای رسانهای که بعضاً در مسیر فشارهای اجتماعی هستند، همخوانی ندارد.
#جنگ_۱۲روزه
@TehranInstitute
اکنون که ایده بارها مطرحشده پس از هر کنش/واکنش عملیاتی جمهوری اسلامی ایران، دوباره ازسوی برخی تحلیلگران و کارشناسان درحال برجستهشدن است، ذکر چند ملاحظه ضروری بهنظر میرسد:
۱. تأکید بر اصطلاح «کمیته شکست»، یک انحراف در بازنمایی آنچه رخ داده محسوب میشود. در نبردی که حتی بدون درنظرگرفتن روایت رسمی، نسبیبودن پیروزی و مطلقنبودن شکست، در محافل اندیشهای و رسانهای غرب نیز مورد توجه است، اصرار بر شکلگیری نهادی با عنوان «کمیته شکست» از اساس خطاست و برای این نبرد ادامهدار، پیامدهایی زیان بار خواهد داشت. جمهوری اسلامی ایران، به یک «کمیته بررسی» دقیق و بیرحم نیاز دارد.
۲. اگر تلقی تحلیلگران مطرحکننده کمیته شکست یا هرآنچه مانند آن، گرتهبرداریشده از رویکرد رژیم صهیونیستی در شکلدهی به چنین کمیتههایی پس از جنگها است، انتظار این است که اقتضائات زمانی را نیز درنظر گیرند؛ تمامی کمیتههای مشابه شکلگرفته در اسرائیل، پس از پایان جنگها شکل گرفته است و نه در میانه آنها؛ از آگرانات پس از جنگ ۱۹۷۳ تا وینوگراد پس از جنگ ۲۰۰۶. بنابراین ایجاد فشار اجتماعی و رسانهای بر تصمیمگیران درحالی که همگان منتظر آغاز دور جدید نبرد هستند و خود را برای آن آماده میسازند، بهدور از عقلانیت است.
۳- این نهیها، بهمعنای آن نیست که ضعفهای راهبردی و اساسی دیده نشود. جمهوری اسلامی ایران، حتی در همین وقفه کوتاهی که تا دور بعدی جنگ دارد، گریزی از آسیبشناسی نظامی (آفندی و پدافندی)، پدافند غیرعامل، ملاحظات حفاظتی، عملکرد ضداطلاعات، واکنشهای رسانهای، فرایندهای تصمیمگیری و... ندارد. اما این آسیبشناسی در چهارچوب فشار زمانیِ موجود، معنا و شکل مییابد؛ بنابراین نه میتوان از بهرههای حاصل از این آسیبشناسی گذشت و نه میتوان با بیتفاوتی نسبت به ملاحظات زمانی و ضرورتهای دفاع و تهاجم و... از آسیبشناسیهای عمیقی گفت که از همین امروز و تا زمانی نامعلوم باید انجام شوند. باید میان این ضرورتها و فشار زمانی، نقطه بهینهای یافت و این نقطه، با اصرارهای رسانهای که بعضاً در مسیر فشارهای اجتماعی هستند، همخوانی ندارد.
#جنگ_۱۲روزه
@TehranInstitute
شیمیدرمانی همان چمنزنی است!
درباره آینده کنشگری اسرائیل علیه ایران
۱. در بازدارندگی تجمعی (Cumulative Deterrence)، برخلاف تعاریف کلاسیک بازدارندگی، استفاده همزمان از نیروی نظامی و تهدیدات در دستورکار قرار میگیرد. بر این اساس بازدارندگی تجمعی در دو سطح برای بازیگر اعمالکننده آن مؤثر واقع میشود؛ نخست اینکه در سطحی کلان، تصویری از برتری نظامی او ایجاد میکند و دوم اینکه در سطح خُرد، حملات نظامی به از میان رفتن تهدیدات خاص و یا اقدامات طرف مقابل منجر میشود. برخی به این حملات نظامی نقطهای در چهارچوب بازدارندگی تجمعی، «چمنزنی» (Mowing the Lawn) گفتهاند، به این معنا که اگر کسی نمیتواند دشمنش را شکست دهد، میتواند هر از چندگاه، او را تضعیف کند و یا مانع از تقویت او گردد. چمنزنی در ادبیات بازدارندگی رژیم صهیونیستی، بسیار رایج است و سالها، منطق عملیاتی آن درقبال حماس و سپس حزبالله لبنان را تشکیل میداد.
۲. در برخی اخبار آمده است که یکی از محورهای مهم رایزنیهای نتانیاهو و تیمش در واشنگتن، ضرورت ادامه حملات نظامی به ایران بوده است، چراکه از نظر آنها، برنامه هستهای ایران، باوجود خسارتهای وارده به آن، همچون «سرطان» است که میتواند بازگردد و بنابراین، ناگزیر هر از گاهی نیاز است تا «شیمیدرمانی» شود.
۳. «شیمیدرمانی» (حملات نظامی) ادعایی صهیونیستها برای ممانعت از بازگشت «سرطان» (تقویت برنامه هستهای) و رسیدن به وضعیت «متاستاز» (دستیابی به سلاح هستهای)، همان راهبرد «چمنزنی» در قالب بازدارندگی تجمعی است که البته بههیچ وجه به حوزه هستهای نیز محدود نخواهد شد، چهاینکه در جنگ ۱۲ روزه، این موشکهای ایرانی بودند که برای اسرائیل خسارتبار بودند. ازنظر صهیونیستها، ارتفاع چمنهای (مؤلفههای قدرتافکنی) ایران در حوزههای هستهای، موشکی و منطقهای نباید بهگونهای شود که نظم پیشین بازیابی شود. بنابراین اکنون که احساس میکنند راهی به آسمان و خیابان ایران یافتهاند، قصد دارند سیاست چمنزنی را پیش گیرند و انواع کنشهای عملیاتی از ترورهای هدفمند گرفته تا حملات نقطهای و محدود به محمولههای درحال انتقال تسلیحاتی، پایگاههای نظامی و ممانعت از قدرتیابی گروههای مقاومت را محقق سازند. این، البته یک تحلیل حداقلی است و مواردی چون براندازی و تغییر نظام سیاسی را مبنا قرار نداده است.
۴. راهبرد چمنزنی اسرائیل، حتماً هزینههایی جدی برای جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت. اساساً مهار این راهبرد جز از مسیر تقابل سختِ متقارن و نامتقارن امکانپذیر نخواهد بود، چرا که طرف مقابل گمان میکند چمنهای ایران را کوتاه کرده و تصورش از مذاکره، صرفاً ابزاری برای نهادینهسازی این کوتاهی در قالب یک تعهد است. در چنین شرایطی، حتی با پذیرش گزینه مذاکره ازسوی ایران، باز هم این گزینه کفایت لازم را برای اسرائیل و آمریکا نخواهد داشت و راهبرد چمنزنی، همچنان در جعبه ابزار سیاستورزی آنها علیه ایران، فعال خواهد بود. بنابراین صرف این تصور که با مذاکره محدود به موضوع هستهای، امکان متوقفسازی حملات اسرائیل وجود دارد، چندان واقعی ارزیابی نمیشود. در مذاکرات جامع نیز اساساً آنها همانی را دنبال میکنند که در جنگ در پی آن هستند: کاهش بُرد موشک و انقطاع ایران از گروههای مقاومت و سرانجام، ترک مخاصمه با اسرائیل. حتی در این صورت نیز آینده به ما نشان خواهد داد که باز هم ایران را آرام نخواهند گذاشت. این، منطق خَصمِ مستکبر است که پیشروی را در شرایطی که حریف را ضعیف میپندارد، تا بینهایت ادامه خواهد داد. در چنین چهارچوبی، مذاکره (و نه الزاما دیپلماسی)، صرفا و حداکثر میتواند کارکردی تاکتیکی داشته باشد و انتظار راهبردی از آن، خطایی پرمخاطره خواهد بود.
رجوع به یک اصل بدیهی، اکنون راهگشاست؛ برای تغییر نظام ادراکی حریف، نباید آنچه در ذهنش قوام یافته را تقویت کرد!
#جنگ_۱۲روزه
@TehranInstitute
درباره آینده کنشگری اسرائیل علیه ایران
۱. در بازدارندگی تجمعی (Cumulative Deterrence)، برخلاف تعاریف کلاسیک بازدارندگی، استفاده همزمان از نیروی نظامی و تهدیدات در دستورکار قرار میگیرد. بر این اساس بازدارندگی تجمعی در دو سطح برای بازیگر اعمالکننده آن مؤثر واقع میشود؛ نخست اینکه در سطحی کلان، تصویری از برتری نظامی او ایجاد میکند و دوم اینکه در سطح خُرد، حملات نظامی به از میان رفتن تهدیدات خاص و یا اقدامات طرف مقابل منجر میشود. برخی به این حملات نظامی نقطهای در چهارچوب بازدارندگی تجمعی، «چمنزنی» (Mowing the Lawn) گفتهاند، به این معنا که اگر کسی نمیتواند دشمنش را شکست دهد، میتواند هر از چندگاه، او را تضعیف کند و یا مانع از تقویت او گردد. چمنزنی در ادبیات بازدارندگی رژیم صهیونیستی، بسیار رایج است و سالها، منطق عملیاتی آن درقبال حماس و سپس حزبالله لبنان را تشکیل میداد.
۲. در برخی اخبار آمده است که یکی از محورهای مهم رایزنیهای نتانیاهو و تیمش در واشنگتن، ضرورت ادامه حملات نظامی به ایران بوده است، چراکه از نظر آنها، برنامه هستهای ایران، باوجود خسارتهای وارده به آن، همچون «سرطان» است که میتواند بازگردد و بنابراین، ناگزیر هر از گاهی نیاز است تا «شیمیدرمانی» شود.
۳. «شیمیدرمانی» (حملات نظامی) ادعایی صهیونیستها برای ممانعت از بازگشت «سرطان» (تقویت برنامه هستهای) و رسیدن به وضعیت «متاستاز» (دستیابی به سلاح هستهای)، همان راهبرد «چمنزنی» در قالب بازدارندگی تجمعی است که البته بههیچ وجه به حوزه هستهای نیز محدود نخواهد شد، چهاینکه در جنگ ۱۲ روزه، این موشکهای ایرانی بودند که برای اسرائیل خسارتبار بودند. ازنظر صهیونیستها، ارتفاع چمنهای (مؤلفههای قدرتافکنی) ایران در حوزههای هستهای، موشکی و منطقهای نباید بهگونهای شود که نظم پیشین بازیابی شود. بنابراین اکنون که احساس میکنند راهی به آسمان و خیابان ایران یافتهاند، قصد دارند سیاست چمنزنی را پیش گیرند و انواع کنشهای عملیاتی از ترورهای هدفمند گرفته تا حملات نقطهای و محدود به محمولههای درحال انتقال تسلیحاتی، پایگاههای نظامی و ممانعت از قدرتیابی گروههای مقاومت را محقق سازند. این، البته یک تحلیل حداقلی است و مواردی چون براندازی و تغییر نظام سیاسی را مبنا قرار نداده است.
۴. راهبرد چمنزنی اسرائیل، حتماً هزینههایی جدی برای جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت. اساساً مهار این راهبرد جز از مسیر تقابل سختِ متقارن و نامتقارن امکانپذیر نخواهد بود، چرا که طرف مقابل گمان میکند چمنهای ایران را کوتاه کرده و تصورش از مذاکره، صرفاً ابزاری برای نهادینهسازی این کوتاهی در قالب یک تعهد است. در چنین شرایطی، حتی با پذیرش گزینه مذاکره ازسوی ایران، باز هم این گزینه کفایت لازم را برای اسرائیل و آمریکا نخواهد داشت و راهبرد چمنزنی، همچنان در جعبه ابزار سیاستورزی آنها علیه ایران، فعال خواهد بود. بنابراین صرف این تصور که با مذاکره محدود به موضوع هستهای، امکان متوقفسازی حملات اسرائیل وجود دارد، چندان واقعی ارزیابی نمیشود. در مذاکرات جامع نیز اساساً آنها همانی را دنبال میکنند که در جنگ در پی آن هستند: کاهش بُرد موشک و انقطاع ایران از گروههای مقاومت و سرانجام، ترک مخاصمه با اسرائیل. حتی در این صورت نیز آینده به ما نشان خواهد داد که باز هم ایران را آرام نخواهند گذاشت. این، منطق خَصمِ مستکبر است که پیشروی را در شرایطی که حریف را ضعیف میپندارد، تا بینهایت ادامه خواهد داد. در چنین چهارچوبی، مذاکره (و نه الزاما دیپلماسی)، صرفا و حداکثر میتواند کارکردی تاکتیکی داشته باشد و انتظار راهبردی از آن، خطایی پرمخاطره خواهد بود.
رجوع به یک اصل بدیهی، اکنون راهگشاست؛ برای تغییر نظام ادراکی حریف، نباید آنچه در ذهنش قوام یافته را تقویت کرد!
#جنگ_۱۲روزه
@TehranInstitute
معرفی کتاب- ترامپ روی کاناپه.pdf
814.3 KB
کتاب «ترامپ روی کاناپه» تحلیلی روانکاوانه از شخصیت دونالد ترامپ بهعنوان رئیسجمهور ایالات متحده است که با تکیه بر سنت فرویدی ـ کلاینی، تلاش دارد ساختار روانی او را از کودکی تا دوران قدرت سیاسی رمزگشایی کند.
نویسنده، جاستین فرانک، روانپزشکی است که تجربه تحلیل روانی رؤسایجمهور آمریکا را در کارنامه دارد. تحلیل فرانک نشان میدهد که شخصیت ترامپ بر پایه الگوهای رفتاری دفاعی چون انکار، فرافکنی، دوپارهسازی، خودشیفتگی و میل به سلطه شکل گرفته است.
پژوهشکده ابرار معاصر تهران با یاری گرفتن از هوش مصنوعی، کوشیده است در قالب فایل پیوست، مروری اجمالی بر این کتاب داشته باشد.
@TehranInstitute
نویسنده، جاستین فرانک، روانپزشکی است که تجربه تحلیل روانی رؤسایجمهور آمریکا را در کارنامه دارد. تحلیل فرانک نشان میدهد که شخصیت ترامپ بر پایه الگوهای رفتاری دفاعی چون انکار، فرافکنی، دوپارهسازی، خودشیفتگی و میل به سلطه شکل گرفته است.
پژوهشکده ابرار معاصر تهران با یاری گرفتن از هوش مصنوعی، کوشیده است در قالب فایل پیوست، مروری اجمالی بر این کتاب داشته باشد.
@TehranInstitute
روایت_های_صهیونیست_ها_از_انفجار_پیجرها_و_ترور_شهید_نصرالله.pdf
778.1 KB
روایتهای صهیونیستها از انفجار پیجرها و ترور شهید نصرالله
حادثه انفجار پیجرهای اعضای حزبالله لبنان، ترور جناب سیدحسن نصرالله و جانشین ایشان، سپتامبر و اکتبر ۲۰۲۴، حوادثی تلخ در جنگ اخیر لبنان محسوب می شوند. این دو رخداد و غافلگیری ناشی از آنها، خسارتی جدی برای مقاومت لبنان و حتی کل محور مقاومت در پی داشت. این غافلگیری سبب شد تا چگونگی وقوع این دو رخداد محل تأمل و ارزیابی دقیق کارشناسان و تحلیلگران قرار بگیرد. در این میان، یکی از منابع آشکار برای بررسی این دو رخداد، مواضع و سخنان مقامهای مختلف رژیم اشغالگر قدس است که مراحل مختلف فرآیندهای این دو موضوع از برنامهریزی تا تصمیمگیری و نهایتاً دستور اجرا را در بر میگیرد.
براین اساس، پژوهشکده ابرار معاصر تهران، روایتهایی که تاکنون از مقامات رژیم صهونیستی درخصوص این دو رویداد تلخ منتشر شده را گردآوری کرده و تشابهات و افتراقات آنها را بررسی کرده است. اکنون که جمهوری اسلامی ایران با موجی از ترورهای هدفمند در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه مواجه بوده است، مطالعه و تدقیق بیشتر در حوزه ترورهای هدفمند رژیم صهیونیستی، ضرورت بیشتری دارد.
#جنگ_۱۲روزه
@TehranInstitute
حادثه انفجار پیجرهای اعضای حزبالله لبنان، ترور جناب سیدحسن نصرالله و جانشین ایشان، سپتامبر و اکتبر ۲۰۲۴، حوادثی تلخ در جنگ اخیر لبنان محسوب می شوند. این دو رخداد و غافلگیری ناشی از آنها، خسارتی جدی برای مقاومت لبنان و حتی کل محور مقاومت در پی داشت. این غافلگیری سبب شد تا چگونگی وقوع این دو رخداد محل تأمل و ارزیابی دقیق کارشناسان و تحلیلگران قرار بگیرد. در این میان، یکی از منابع آشکار برای بررسی این دو رخداد، مواضع و سخنان مقامهای مختلف رژیم اشغالگر قدس است که مراحل مختلف فرآیندهای این دو موضوع از برنامهریزی تا تصمیمگیری و نهایتاً دستور اجرا را در بر میگیرد.
براین اساس، پژوهشکده ابرار معاصر تهران، روایتهایی که تاکنون از مقامات رژیم صهونیستی درخصوص این دو رویداد تلخ منتشر شده را گردآوری کرده و تشابهات و افتراقات آنها را بررسی کرده است. اکنون که جمهوری اسلامی ایران با موجی از ترورهای هدفمند در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه مواجه بوده است، مطالعه و تدقیق بیشتر در حوزه ترورهای هدفمند رژیم صهیونیستی، ضرورت بیشتری دارد.
#جنگ_۱۲روزه
@TehranInstitute
راهبرد_رژیم_صهیونیستی_در_قبال_دروزیان_در_آینه_تحولات_جدید_سوریه.pdf
1.3 MB
راهبرد رژیم صهیونیستی در قبال دروزیان در آینه تحولات جدید سوریه
این مقاله در شماره فروردین ۱۴۰۴ ماهنامه امنیت بین الملل منتشر شده است. باتوجه به تحولات کنونی در سوریه و برجسته شدن مجدد دروزیان، مطالعه آن می تواند در شناخت رویکرد رژیم صهیونیستی به دروزیان سوریه مؤثر باشد.
@TehranInstitute
این مقاله در شماره فروردین ۱۴۰۴ ماهنامه امنیت بین الملل منتشر شده است. باتوجه به تحولات کنونی در سوریه و برجسته شدن مجدد دروزیان، مطالعه آن می تواند در شناخت رویکرد رژیم صهیونیستی به دروزیان سوریه مؤثر باشد.
@TehranInstitute
برگزاری جلسه خبرگی درباره محدودسازی تنگه هرمز
عصر امروز، با حضور جمعی از کارشناسان امنیت بینالمللی و منطقهای، جلسهای در پژوهشکده ابرار معاصر تهران برگزار شد تا سود و زیان محدودسازی تنگه هرمز و نیز ابعاد مختلف آن، بررسی شود.
#جنگ_۱۲روزه
@TehranInstitute
عصر امروز، با حضور جمعی از کارشناسان امنیت بینالمللی و منطقهای، جلسهای در پژوهشکده ابرار معاصر تهران برگزار شد تا سود و زیان محدودسازی تنگه هرمز و نیز ابعاد مختلف آن، بررسی شود.
#جنگ_۱۲روزه
@TehranInstitute
فصلنامه تخصصی روایت ابرار منتشر شد
چهارمین شماره فصلنامه روایت ابرار، ویژه بازدارندگی در عصر گذار منتشر شد.
شماره نخست؛ ویژه نظم نوین جهانی
شماره دوم؛ ویژه اطلاعات و روابط بینالملل
شماره سوم؛ ویژه فناوریهای نوظهور و امنیت
@TehranInstitute
چهارمین شماره فصلنامه روایت ابرار، ویژه بازدارندگی در عصر گذار منتشر شد.
شماره نخست؛ ویژه نظم نوین جهانی
شماره دوم؛ ویژه اطلاعات و روابط بینالملل
شماره سوم؛ ویژه فناوریهای نوظهور و امنیت
@TehranInstitute
شماره ۷۱ ماهنامه امنیت بینالملل منتشر شد
عناوین مقالات این شماره عبارتند از :
۱. رویکردها و اقدامات جدید رژیم صهیونیستی در قبال غزه و کرانه باختری/محسن ارتضایی
۲. شکافهای پایدار در جامعه صهیونیستی و مسئله انسجام اجتماعی/ وحیده احمدی
۳. ابعاد و پیامدهای خروج مرحلهای نیروهای نظامی آمریکا از سوریه/سعید پیر محمدی
۴. بازخوانی مواضع جدید دموکراتها در قبال ایران/ علی نوریپور
۵. ایران و اروپا در بن بست هستهای: بررسی ابعاد و پیامدهای صدور قطعنامه ژوئن ۲۰۲۵ شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی/ یاسر نورعلیوند
۶. عملیات تار عنکبوت اوکراین و دلالتهای راهبردی آن/ مهدی شاپوری
۷. متن و فرامتن سند استراتژی امنیت ملی عراق (۲۰۳۰ـ ۲۰۲۵)/فرهاد وفایی فرد
۸. نشست چین، آسهآن و شورای همکاری خلیج فارس؛ اهمیت و دلالتها/علیرضا ثمودی
۹. اتصالات منطقهای؛ گذر موقت از بحران در پاکستان/ سمیه مروتی
۱۰. بحران در روابط اریتره و اتیوپی و تأثیر آن بر دریای سرخ/ احمد بروایه
شماره ۷۲ ماهنامه امنیت بینالملل که طی روزهای آتی منتشر میشود، ویژه جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران خواهد بود.
@Tehraninstitute
عناوین مقالات این شماره عبارتند از :
۱. رویکردها و اقدامات جدید رژیم صهیونیستی در قبال غزه و کرانه باختری/محسن ارتضایی
۲. شکافهای پایدار در جامعه صهیونیستی و مسئله انسجام اجتماعی/ وحیده احمدی
۳. ابعاد و پیامدهای خروج مرحلهای نیروهای نظامی آمریکا از سوریه/سعید پیر محمدی
۴. بازخوانی مواضع جدید دموکراتها در قبال ایران/ علی نوریپور
۵. ایران و اروپا در بن بست هستهای: بررسی ابعاد و پیامدهای صدور قطعنامه ژوئن ۲۰۲۵ شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی/ یاسر نورعلیوند
۶. عملیات تار عنکبوت اوکراین و دلالتهای راهبردی آن/ مهدی شاپوری
۷. متن و فرامتن سند استراتژی امنیت ملی عراق (۲۰۳۰ـ ۲۰۲۵)/فرهاد وفایی فرد
۸. نشست چین، آسهآن و شورای همکاری خلیج فارس؛ اهمیت و دلالتها/علیرضا ثمودی
۹. اتصالات منطقهای؛ گذر موقت از بحران در پاکستان/ سمیه مروتی
۱۰. بحران در روابط اریتره و اتیوپی و تأثیر آن بر دریای سرخ/ احمد بروایه
شماره ۷۲ ماهنامه امنیت بینالملل که طی روزهای آتی منتشر میشود، ویژه جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران خواهد بود.
@Tehraninstitute
برگزاری نشست درباره کریدور زنگزور
نشست بررسی ابعاد توافق ارمنستان و آذربایجان با بازیگری آمریکا در کریدور زنگزور، با حضور آقایان دکتر داریوش صفرنژاد و دکتر میرقاسم بنیهاشمی، از کارشناسان ارشد حوزه قفقاز، صبح امروز در پژوهشکده ابرار معاصر تهران برگزار شد.
@Tehraninstitute
نشست بررسی ابعاد توافق ارمنستان و آذربایجان با بازیگری آمریکا در کریدور زنگزور، با حضور آقایان دکتر داریوش صفرنژاد و دکتر میرقاسم بنیهاشمی، از کارشناسان ارشد حوزه قفقاز، صبح امروز در پژوهشکده ابرار معاصر تهران برگزار شد.
@Tehraninstitute
کتاب «سیاست خارجی اسرائیل و تفکر اسطورهای» به قلم آقای دکتر سجاد مینادی و با مقدمه خانم دکتر حمیرا مشیرزاده از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران به چاپ رسید.
شایان ذکر است که براساس آنچه تاکنون در حوزه مطالعات اسرائیل در ایران منتشر شده، میتوان این کتاب را نخستین متن علمی منسجم اسطورهمحور در تحلیل سیاست خارجی اسرائیل در دو حوزه جنگ و دیپلماسی دانست.
امید است انتشار این کتاب، بابی جدید را در مطالعات رژیم صهیونیستی در کشور گشوده و این مطالعات را عمق بخشد.
@Tehraninstitute
شایان ذکر است که براساس آنچه تاکنون در حوزه مطالعات اسرائیل در ایران منتشر شده، میتوان این کتاب را نخستین متن علمی منسجم اسطورهمحور در تحلیل سیاست خارجی اسرائیل در دو حوزه جنگ و دیپلماسی دانست.
امید است انتشار این کتاب، بابی جدید را در مطالعات رژیم صهیونیستی در کشور گشوده و این مطالعات را عمق بخشد.
@Tehraninstitute