تو سریال اِلیت میخوان یه نفر رو اخراج کنن و همه میان میگن اگه اون اخراج شه ما هم انصراف میدیم. بعد ما تو مدرسه یه کبریت روشن کردیم ۲۵نفرو بردن دفتر گفتن اگه نگین کار کی بوده ۲۵نفرتونو اخراج میکنیم و بهمون تایم دادن که فکر کنیم. یکیمون بلند شد گفت من میرم میگم کی بود کبریت روشن کرده بود. :// بهتون جایزهای چیزی میدن؟
میدونی کی میتونی بگی خستهای؟
وقتی که حتی حوصله نداری که بگی خستهای که کسی چراییشو نپرسه تا مجبور به حرف زدن نشی.
-
وقتی که حتی حوصله نداری که بگی خستهای که کسی چراییشو نپرسه تا مجبور به حرف زدن نشی.
-
تنها امید به زندگی الانم انتظار واسه مسافرت با دوستام به هرمزه. اونم نبود جدا میمردم.
نمیخوام انقد حرف بزنم امّا اومدم بگم تا یک ساعت دیگه بغل نشم قطعا میمیرم.
خداحافظ.
خداحافظ.
یه روزی، همین ساعتا، همه باهم، با یه دلِ زیادی خوش، کوله به دوش و خندون، میریم هرجایی که دوسش داریم رو میگردیم. خپ؟!
Forwarded from [نازلی در بهار] (نِگینیلدا)
یکی از قابلیتام اینه که از اونجایی که کل خانواده نگرانِ کمغداییِ منن، میتونم سهم غذا و خوراکی بقیهرم بخورم و بهجای اعتراض، با جملهی 《 حالا سالی یه بار پیش میاد این بچه دلش بخواد چیزی بخورهها! نوش جونش اصن!》 ازم دفاع بشه. :")))
زیاد شدید قدرت تکلمم رو از دست دادم. فعلا لطف بفرمایید جهت بیخود نبودن چنل برید پستای قبلیو بخونید تا ببینیم سحر چه زاید باز.
حرف زدن با کسی که میخواد باهات لاس بزنه ولی لاس زدن بلد نیست <<<<< حرف زدن با معاون نادون دبیرستان