درونگرا بودن پسندمه. خیلی پسندمه. چرا؟ چون هیچکس نمیفهمه چی داره میشه. چرا ناراحتم یا اصلا ناراحت هستم یا نیستم.
سو؛ این نیمهی میانگرایی که شامل درونگرایی میشه رو بیشتر دوست دارم.
سو؛ این نیمهی میانگرایی که شامل درونگرایی میشه رو بیشتر دوست دارم.
میدونی خوبی نوشتن اونجاست که یه شب توی nسال آینده برمیگردی میبینی چقدر سطح دغدغهت متفاوت شده. میای میبینی از کجا زخم خوردی، از چی تجربه گرفتی، کلی غم و اشک بوده که گذروندی و هنوز زندهای. میبینی هزار و یک زخم هست که فقط نمک ریختی روش تا بتونی پاشی ادامه بدی و یکعالمه چاله چوله جلوی پات بوده که چیزای ارزشمندتو گذاشتی توش تا پرش کنی و بتونی رد شی ازش. میبینی خیلی جاها کم اوردی اما زندگی واسه تو واینستاده و تو دوییدی تا دوباره رسیدی بهش.
میبینی؟
میبینی؟
Forwarded from بعد میریم پپرونی.
راستش انقدر درسام زیاده که الان واقعا وقتی برای«هیچ کاری نکردن»ندارم ولی وقت رو پیدا میکنم و توش«هیچ کاری»نمیکنم.
Forwarded from بعد میریم پپرونی.
این پیام رو فوروارد کنید تو چنلاتون تا باهم درس نخونیم.