- تو شبی؟
+ غروبم.
- توی شب؟
+ روز. حتی توی روشنترین ثانیههای زندگی هم غروبم.
+ غروبم.
- توی شب؟
+ روز. حتی توی روشنترین ثانیههای زندگی هم غروبم.
همونجا که گوگوش میگه:
«حالا یه مرداب شدم. یه اسیر نیمهجون
یه طرف میرم تو قبر، یه طرف به آسمون.»
«حالا یه مرداب شدم. یه اسیر نیمهجون
یه طرف میرم تو قبر، یه طرف به آسمون.»
- سیگار؟
+ ممنون، توی ترکم.
- چایی چی؟
+ بله، لطفا.
- پس سیگار دیگه؟
*مکث کردن
+ آره، یه نخ بده.
+ ممنون، توی ترکم.
- چایی چی؟
+ بله، لطفا.
- پس سیگار دیگه؟
*مکث کردن
+ آره، یه نخ بده.
- فایدهی ارتباط و خاطره ساختن با آدمها و بعد جدا شدن ازشون و دوباره تبدیل شدن به غریبههایی که تمام یا بخشی ازت رو میشناسن چیه؟
+ در لحظه زندگی کردنشون. تمام زندگی راجع به در لحظه زندگی کردنه.
+ در لحظه زندگی کردنشون. تمام زندگی راجع به در لحظه زندگی کردنه.