بـازمــانده – Telegram
بـازمــانده
10.1K subscribers
53 photos
5 videos
1 file
5 links
Download Telegram
همه‌ی ما شبی خودمون رو بین شلوغی، تنها پیدا می‌کنیم.
- چرا انقدر داد می‌زنی؟
+ چون نمی‌شنوی. آروم حرف می‌زنم نمی‌شنوی. بلند حرف می‌زنم نمی‌شنوی. منطق نشون بدم یا احساس، نمی‌شنوی. تلخ حرف می‌زنم، شیرین حرف می‌زنم، طرف توام، طرف بقیه‌ام نمی‌شنوی. بد باشم یا خوب نمی‌شنوی. ضررت باشم یا منفعتت، نمی‌شنوی. انگار فقط اگر "من" باشم تو هیچی نمی‌شنوی.
برای همین هربار مجبورم حتی توی فاصله کمی که ازت دارم برخلاف تو، من انقدر داد بزنم که بالاخره واکنش نشون بدی اما چه فایده؟ آرامش موج توسط خود دریاست نه دعای ماهیگیر.
یادت نره؛ گاهی رها کردن یعنی صبور بودن.
همین که شرط می‌ذاری یعنی عشق نیست.
"Always the savior never the saved"
عصبانی‌شون کن.
عصبانی‌شون کن و ببین واقعا تمام مدت چطوری می‌دیدنت.
چطوری می‌شه دلتنگ چیزی شد که هیچ‌وقت نداشتیش؟
- چاییت رو با چه طعمی می‌خوری همیشه؟
+ مردگی.
«حتی اگر تجربه‌‌هاتون شبیه به‌هم باشه باز هم میزان بار احساسیش یکی نیست. نمی‌تونی توقع داشته باشی تمام تو درک بشه. هیچ‌کس مثل تو، تو بودن رو درک نمی‌کنه.»
- تو شبی؟
+ غروبم.
- توی شب؟
+ روز. حتی توی روشن‌ترین ثانیه‌های زندگی هم غروبم.
هرکسی که شب نمی‌شه. شب بودن فقط به تو میاد.
اگر شبیه‌شون نباشی، پیدا می‌شی.
هروقت زمزمه‌ها زنده می‌شه،
واقعیت می‌میره.
نویسنده‌ت رو ملاقات نکن.
با هر نویسنده‌ای وارد رابطه نشو.
کتاب و قلمش رو دوست داشته باش اما از شخصیتش خدا نساز.
عاشق کلمات نشو. عملکرد رو ببین.
همون‌جا که گوگوش می‌گه:
«حالا یه مرداب شدم. یه اسیر نیمه‌جون
یه طرف می‌رم تو قبر، یه طرف به آسمون.»
Eat the rude!
«عشق قبل از جنسیت به‌وجود میاد.»
اسم دوم اضطراب، سرطانه.