Fu Inlé
SKÁLD – Þat Mælti Mín Móðir
با سریال وایکینگز معروف شد ولی این ورژن اصلیش به زبان نورس باستانه. با سه ورژنی که خودم بیشتر از بقیه دوستشون داشتم.
ترجمهی دقیقش:
My mother wants a price paid
To purchase my proud-oared ship
Standing high in the stern
I'll scour for plunder.
The stout Viking steersman
Of this shining vessel:
Then home to harbour
After hewing down a man or two.
ترجمهی دقیقش:
My mother wants a price paid
To purchase my proud-oared ship
Standing high in the stern
I'll scour for plunder.
The stout Viking steersman
Of this shining vessel:
Then home to harbour
After hewing down a man or two.
دوتا کتاب آخر:
اولی خود اشعار و دومی توضیح و بررسی دقیق اون اشعاره که خوندنش اگه موضوعش واستون جالبه خالی از لطف نیست.
اولی خود اشعار و دومی توضیح و بررسی دقیق اون اشعاره که خوندنش اگه موضوعش واستون جالبه خالی از لطف نیست.
Fu Inlé
Photo
دختری بود به اسم Tislit. مراکشی با چهرهای شمالی و قلب کوههای اطلس. زیباترین دختر قبیلهشون بود و لبخندش سنگ رو هم آب میکرد.
یه روز وقتی که گلهی گوسفند خانوادهشون رو برای چرا برده بود یه پسر رو میبینه. قد بلند، زیبا، خندان. با هم صحبت کردن، خندیدن و حرفهای هم رو شنیدن. ولی وقتی اسم قبیلهی هم رو پرسیدن لبخند رو لب هاشون خشک شد. Isli پسری قبیلهای بود که دشمن قسم خوردهی قبیلهی دختر محسوب میشد.
ولی، واقعا از هم خوششون اومد بود. پس پنهانی به دیدن همدیگه ادامه داده و ساعتها باهم حرف میزدن.
تا اینکه یه روز Tislit رازش رو به مادرش گفت. و مادرش بعد از کمی فکر جواب داد که با پدرش درمیون میذاره. ولی دختر نباید انتظار برخورد خوبی رو داشته باشه.
و طبق پيشبينی مادرش، پدرش عصبانی شد.
از اونطرف Isli هم به پدرش گفته بود و رد شد. چون ازدواج اونا فقط به جنگ و قتل عام ختم میشد.
و دیگه هم رو ندیدن تا شبی که ماه کامل شد. وقتی Isli به محل قرارشون رسید دختر رو دید که نشسته و داره گریه میکنه.
هیچ کاری از دستش بر نمیومد. قبیلههاشون راضی نمیشدن و اگه فرار هم میکردن سرنوشتشوتون به مرگ ختم میشد.
پس تنها کاری که از دستش بر میومد رو انجام داد. همراه با دختر گریه کرد.
و با اشکهاشون دو دریاچه شکل گرفت. زیر نور ماه قسم خوردن که تا ابد باهم باشن و توی دریاچهها خودشون رو غرق کردن تا دیگه هیچ وقت از هم دور نشن.
و به این شکل Isli and Tislit lake of tears ساخته شدن.
دو قبیله در آخر باهم صلح کردن ولی هیچ چیزی روح اون دو نفر رو به زندگی بر نمیگردونه.
#Folklore
یه روز وقتی که گلهی گوسفند خانوادهشون رو برای چرا برده بود یه پسر رو میبینه. قد بلند، زیبا، خندان. با هم صحبت کردن، خندیدن و حرفهای هم رو شنیدن. ولی وقتی اسم قبیلهی هم رو پرسیدن لبخند رو لب هاشون خشک شد. Isli پسری قبیلهای بود که دشمن قسم خوردهی قبیلهی دختر محسوب میشد.
ولی، واقعا از هم خوششون اومد بود. پس پنهانی به دیدن همدیگه ادامه داده و ساعتها باهم حرف میزدن.
تا اینکه یه روز Tislit رازش رو به مادرش گفت. و مادرش بعد از کمی فکر جواب داد که با پدرش درمیون میذاره. ولی دختر نباید انتظار برخورد خوبی رو داشته باشه.
و طبق پيشبينی مادرش، پدرش عصبانی شد.
از اونطرف Isli هم به پدرش گفته بود و رد شد. چون ازدواج اونا فقط به جنگ و قتل عام ختم میشد.
و دیگه هم رو ندیدن تا شبی که ماه کامل شد. وقتی Isli به محل قرارشون رسید دختر رو دید که نشسته و داره گریه میکنه.
هیچ کاری از دستش بر نمیومد. قبیلههاشون راضی نمیشدن و اگه فرار هم میکردن سرنوشتشوتون به مرگ ختم میشد.
پس تنها کاری که از دستش بر میومد رو انجام داد. همراه با دختر گریه کرد.
و با اشکهاشون دو دریاچه شکل گرفت. زیر نور ماه قسم خوردن که تا ابد باهم باشن و توی دریاچهها خودشون رو غرق کردن تا دیگه هیچ وقت از هم دور نشن.
و به این شکل Isli and Tislit lake of tears ساخته شدن.
دو قبیله در آخر باهم صلح کردن ولی هیچ چیزی روح اون دو نفر رو به زندگی بر نمیگردونه.
#Folklore
Fu Inlé
Tom MacDonald – I Wish
I wish I wasn't fat
I wish I wasn't gay
I wish I wasn't black
I wish that I was brave
I wish with every candle on the cake That I could quit doin' these drugs, but I can't and I'm afraid
I wish that I was smart
I wish that I was rich
I wish it wasn't hard for me to grow up and forgive
I wish that I could help
I wish I wasn't sick
I wish I wasn't gay
I wish I wasn't black
I wish that I was brave
I wish with every candle on the cake That I could quit doin' these drugs, but I can't and I'm afraid
I wish that I was smart
I wish that I was rich
I wish it wasn't hard for me to grow up and forgive
I wish that I could help
I wish I wasn't sick
Fu Inlé
I wish I wasn't fat I wish I wasn't gay I wish I wasn't black I wish that I was brave I wish with every candle on the cake That I could quit doin' these drugs, but I can't and I'm afraid I wish that I was smart I wish that I was rich I wish it wasn't hard…
I wish on shooting stars, or were they satellites?
Maybe they were too far
I must've blown apart a million dandelions
Now they don't grow in my yard
Maybe they were too far
I must've blown apart a million dandelions
Now they don't grow in my yard
Fu Inlé
I wish on shooting stars, or were they satellites? Maybe they were too far I must've blown apart a million dandelions Now they don't grow in my yard
"Can you give me back my yesterdays? I'll give you my tomorrows"