زیبایی همسر ادریک انقدر زبانزد شده بود که به گوش پادشاه رسید و جفتشون رو برای دیدن همسر ادریک به قصر احضار کرد.
ولی همیشه انقدر خوب پیش نرفت. به جایی رسیدن که ادریک حتی به بیرون رفتنهای همسرش هم گیر میداد و برای دیدن خواهرهاش دعواش میکرد. و به جایی رسید که زن، بالاخره و ادریک و پسرهاشون رو ول کرد و رفت. و نویسنده (والتر مپ) به خواننده درمورد شیاطین شهوت (چیزی که در مورد اون زن گفته میشد ) هشدار داد که حواسش به این زنها باشه چون بچههاشون همه مثل پسرهای والتر مسیحی با ایمان در نمیان.
داستان بعدی والتر درمورد یه زنه که بعد از مرگش و خاک شدنش، شوهرش اون رو توی زمین کشاورزیشون همراه با گروهی از رقاصها میبینه. پس چکار میکنه؟ آفرین! همسرش رو میداره و برمیگردونه و باهاش سکس میکنه و بچهدار میشه (نه فقط یکی) و اون به بعد به تمام فرزدان این زن و فرزندانشون لقب (sons of the dead woman) داده شد.
یه داستان دیگه درمورد یه شوالیه و زنشه که هربار بچهدار میشن اون بچه با گلوی بریده شده پیدا میشده. برای بچهی چهارم شوالیه دیگه تحملش رو از دست میده و شب و روز پنهانی از بچه مراقبت میکنه و بالاخره یک شب مچ زتش رو در حال بریدن گلوی بچه میگیره (دقت کنین همه زنن). و بعد از اینکه پیشونی زن رو با کلید کلیسا لمس میکنه زن با شیون و زاری فرار میکنه.
و چندین داستان دیگه که درمورد زنان زیباییه که از مرگ برمیگردن، بچهدار میشن و فرار میکنن.
فعلا همینجا تمومش میکنیم چون میخوام برم با شایان داکتر هو ببینم و فردا با داستانهای William of Newburgh ادامه میدیم :>
[واسهتون زندگی بسازم]
اگه چنل ندارید یا پرایوین آیدی خودتون یا لینک چنلتون رو
و اینجا
تا وقتی خط بخوره 🌱
[