- بیشاپ مادرته ولی من جلادت میشم. دست از پا خطا کنی برای کشتنت مکث نمیکنم. مهم نیست هجده سال بتای کدوم سگی بودی بودی و واسش دم تکون دادی یه حرکت اشتباه همون دمت رو از ته میکنه. چشمهای خوشگلت نجاتت نمیدن لبهات به کمکت نمیان. تذکر آخرمه، دفعهی بعد دندونامه که توی گردنت فرو میره و خونته که به تشنگی گلهای عمارت مادرت پایان میده.
Fu Inlé
- بیشاپ مادرته ولی من جلادت میشم. دست از پا خطا کنی برای کشتنت مکث نمیکنم. مهم نیست هجده سال بتای کدوم سگی بودی بودی و واسش دم تکون دادی یه حرکت اشتباه همون دمت رو از ته میکنه. چشمهای خوشگلت نجاتت نمیدن لبهات به کمکت نمیان. تذکر آخرمه، دفعهی بعد دندونامه…
- مثل سگیم که از قلاده گرفتنش و نمیذارن سمتش غذاش بره. غذایی که بعد از سالها جلوش قرار گرفته و فقط میتونه بهش نگاه کنه.
دستش رو روی صورتش گذاشت. خندهای که از بین لبهاش بیرون اومد ضجه شد توی گوش هلنی که رو به روش نشسته بود.
- بهش گفتم چشمهاش نجاتش نمیدن. چرا موقع گفتنش همچین دروغی نبضم نپرید؟ دوتا تیلهی براقی که تیر شدن توی قلب من.
دستش رو از روی صورتش به سمت قلبش حرکت داد.
- میبینی؟ خونی که داره لباسم رو خیس میکنه و با این حال مغزم فقط لبهاشو میبینه.
لبخند محوش حال خودش رو هم بهم میزد.
- دارم میمیرم هلن. بهم بگو چکار کنم.
دستش رو روی صورتش گذاشت. خندهای که از بین لبهاش بیرون اومد ضجه شد توی گوش هلنی که رو به روش نشسته بود.
- بهش گفتم چشمهاش نجاتش نمیدن. چرا موقع گفتنش همچین دروغی نبضم نپرید؟ دوتا تیلهی براقی که تیر شدن توی قلب من.
دستش رو از روی صورتش به سمت قلبش حرکت داد.
- میبینی؟ خونی که داره لباسم رو خیس میکنه و با این حال مغزم فقط لبهاشو میبینه.
لبخند محوش حال خودش رو هم بهم میزد.
- دارم میمیرم هلن. بهم بگو چکار کنم.
غم حالات مختلف داره.
agony, hurt, dismay, sorrow, anguish, dejection
و چندین حالت مختلف دیگه که هر کدوم به یک شکل خودشون رو نشونت میدن. یکیش تو رو از پا میندازه طوری که حتی دلت نمیخواد از روی تخت بلند شی و روزت رو شروع کنی. یکیش بهت اجازهی فانکشن کردن میده ولی همیشه حضور و سنگینی وجودش رو روی قلبت حس میکنی. بعضی غمها گذران بعضیهاشون مضمنن.
ولی غمی که من با این آهنگ حس کردم خشم داشت. خشمی که با ناامیدی همراه بود. خشمی که اونقدر نیست که دنیا رو نابود کنه و بیشتر شبیه بچهایه که بخاطر مرگ خانوادهش و ناعدالتی دنیا خشمگینه و هیچ کاری نمیتونه بخاطرش بکنه پس به غم تبدیلش میکنه.
غم این آهنگ همچین خشمی داره.
و من خیلی، خیلی، خیلی دوستش دارم.
agony, hurt, dismay, sorrow, anguish, dejection
و چندین حالت مختلف دیگه که هر کدوم به یک شکل خودشون رو نشونت میدن. یکیش تو رو از پا میندازه طوری که حتی دلت نمیخواد از روی تخت بلند شی و روزت رو شروع کنی. یکیش بهت اجازهی فانکشن کردن میده ولی همیشه حضور و سنگینی وجودش رو روی قلبت حس میکنی. بعضی غمها گذران بعضیهاشون مضمنن.
ولی غمی که من با این آهنگ حس کردم خشم داشت. خشمی که با ناامیدی همراه بود. خشمی که اونقدر نیست که دنیا رو نابود کنه و بیشتر شبیه بچهایه که بخاطر مرگ خانوادهش و ناعدالتی دنیا خشمگینه و هیچ کاری نمیتونه بخاطرش بکنه پس به غم تبدیلش میکنه.
غم این آهنگ همچین خشمی داره.
و من خیلی، خیلی، خیلی دوستش دارم.
Forwarded from Hidden Chat
من دیشب برای اولین بار یکی از آهنگهای چنلت رو پلی کردم بعد همینجوری بعدش بقیه هم پلی شدن و گوش دادم. یه چیزی که درموردشون حس کردم این بود که همشون انگار برای داستان نوشتن بودن. منظورم وقتیه که میتونی یه سناریو یا داستان کامل رو تو ذهنت طبق اون آهنگ تصور کنی. تا اونجایی که گوش دادم همشون این مدلی بودن. نمیدونم خودتم با این قصد گوش میدی یا نه ولی برای من جالب بود. الان که اینو گفتی گفتم بگم ببینم چقدر از حسم درست بوده.
Hidden Chat
من دیشب برای اولین بار یکی از آهنگهای چنلت رو پلی کردم بعد همینجوری بعدش بقیه هم پلی شدن و گوش دادم. یه چیزی که درموردشون حس کردم این بود که همشون انگار برای داستان نوشتن بودن. منظورم وقتیه که میتونی یه سناریو یا داستان کامل رو تو ذهنت طبق اون آهنگ تصور کنی.…
میشه باهات ازدواج کنم؟ میشه؟ میشه؟
تو اولین کسی هستی که تم آهنگامو فهمیدی. (یا حداقل تنها کسی که فهمیدی و بهم گفتی)
من آهنگهایی که صرفا جمله و کلمه باشن رو گوش نمیدم. برای همین کم بیش میاد آهنگهایی که پلی میکنم عاشقانه باشن. چون نمیتونم تصور کنم اون آهنگ رو. دلم میخواد چیزی که میشنوم داستان داشته باشه. یه چیزی رو تعریف کنه، توضیح بده یا خودم رو مجبور کنه حتی که برم دنبالش بگردم. گشتن برای معنی و داستان پشت هر آهنگ رو خیلی دوست دارم.
تو اولین کسی هستی که تم آهنگامو فهمیدی. (یا حداقل تنها کسی که فهمیدی و بهم گفتی)
من آهنگهایی که صرفا جمله و کلمه باشن رو گوش نمیدم. برای همین کم بیش میاد آهنگهایی که پلی میکنم عاشقانه باشن. چون نمیتونم تصور کنم اون آهنگ رو. دلم میخواد چیزی که میشنوم داستان داشته باشه. یه چیزی رو تعریف کنه، توضیح بده یا خودم رو مجبور کنه حتی که برم دنبالش بگردم. گشتن برای معنی و داستان پشت هر آهنگ رو خیلی دوست دارم.
یکی از نمونههای قشنگش این آهنگه.
که توی سه دقیقه کامل مجبورت میکنه سرچ کنی، بگردی و بخونی و قبرستان لندن که رودخانهی Thames باشه رو پیدا کنی.
که توی سه دقیقه کامل مجبورت میکنه سرچ کنی، بگردی و بخونی و قبرستان لندن که رودخانهی Thames باشه رو پیدا کنی.
Forwarded from Hidden Chat
آهنگهای داستاندار >>>
به شرطی که مثل یک نفر، کل آهنگها در مورد خاطرات با اکس بد عبضی نباشن.
به شرطی که مثل یک نفر، کل آهنگها در مورد خاطرات با اکس بد عبضی نباشن.
Hidden Chat
آهنگهای داستاندار >>> به شرطی که مثل یک نفر، کل آهنگها در مورد خاطرات با اکس بد عبضی نباشن.
نه ما آهنگی رو گوش میدیم که توش خواننده حاضره جونش رو برای نجات مردمش بده و شمشیر بکشه و خون بریزه.