Fu Inlé – Telegram
همون موقع اوشین مرد پیری رو درحال حمل سنگ بزرگی می‌بینه. و وقتی که خم می‌شه تا کمکش کنه، تعادلش رو از دست می‌ده و روی زمین میفته. به محض لمس شدن بدنش توسط زمین، تمام ۳۰۰ سال عمرش برمی‌گرده.
و فقط اونقدری وقت داره که داستان زندگیش رو تعریف کنه.
اگه خونه ساکت شه وویس می‌گیرم
آه این سریال خیلی زیباست. و اقتباس خیلی قشنگی از اساطیر کلتیک(مخصوصا ایرلند) داره.
مرسی انون :>
↳「#CarnivalRow
↳「#CarnivalRow
↳「#CarnivalRow
Dead Mother - 1910
- Egon Schiele
👍2
Fu Inlé
Dead Mother - 1910 - Egon Schiele
من باب علاقه‌ی الک به قسمت تاریک حاملگی.
سرچ توضیحاتش رو هم به خودش می‌سپارم. از اون‌جایی که از هنرمندان نابغه‌‌ای که زندگی سخت و مرگ زودهنگام دارن خوشش میاد.
Forwarded from What lies beneath
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Your betrayal will be punished. Do not expect leniency

Mileena - MK 1

¤ https://news.1rj.ru/str/ToColoradoAndBack
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساعت دو و نیم شب مغزم تصمیم گرفته یکی از آهنگ‌های نیکی میناژ که توی دوران راهنمایی گوش می‌دادم رو پلی بده.
بیاین یه اصطلاح لری دیگه یادتون بدم.
یه چیزی هست به اسم گِراته بستن. بعضی وقت‌ها شما به یه چیزی پیله می‌کنید که خب اون مشخصه. ولی وقت‌هایی که شدیدتر می‌شه و دیگه ول کن ماجرا نیستین یعنی گراته بستین بهش.
🥰7
یه فیلم کامل رو خواب دیدم و الان ناراحتم که بیدار شدم.
در اصل دوتا خواب دیدم.
اولش: یه دختر تنها بود که توی خونه‌ی پدر و مادرش زندگی می‌کنه ولی خبری ازشون نیست و وقتی جلوتر رفت فهمیدم مردن. دختریه که همیشه توی زمان و مکان اشتباه پیدا می‌شه برای همین امکان نداره هفته‌ای یکبار توی دردسر نیفته. توی یه روستا زندگی می‌کنه و یه بار گاوا دنبالش کردن =)
و این بچه خیلی تنها بود و از پسر همسایه‌شون که رنچ داشتن همون اطراف خوشش میومد. و یه پیرمرد هم بود همیشه به این بچه کمک می‌کرد هر طور شده.
تا اینکه یه روز می‌بینه یکی داره تو جاده یه غلطی می‌کنه. می‌ره نزدیک‌تر ببینه چه خبره می‌بینه یه مرده داره می‌گه آخرین باریه که این اسب رو امتحان می‌کنم و اگه موفق نشه می‌خوابونمش.
حالا سرعت این بدبخت رو با چی می‌خواست امتحان کنه؟ Kawasaki ZX-14R مدل پارسالش‌ که تاپ اسپیدش ۳۳۰ تاست...
بعد دختره اینطوری بود که وا خب بگو با اسبت حال نمی‌کنی دیگه این مسخره بازیا چیه چرا فکر کردی یه درصد اسبت می‌تونه جلو بزنه از این هیولا.
بعد یه نفس عمیق کشید و آستیناشو زد بالا و رفت سمت مرده که صحبت کنه اسبش رو ازش بگیره/ یا بخره که از خواب بیدار شدم =)
و وقتی دوباره خوابیدم خواب دیدم که با دوست‌های دوران پیش‌دانشگاهیم یه جا رو برای چند روز اجاره کردیم. یه ویلای قشنگ بود و اون چند روز واقعا حس خوبی داشتن. ولی من داشتم همه‌ی اونا رو چند سال بعد توی گوشی و با عکس و فیلم می‌دیدم و هیچکدوم از دوستام دیگه نبودن :(