⌜⭒“𝑰 𝒂𝒎 𝒔𝒕𝒊𝒍𝒍 𝒉𝒖𝒎𝒂𝒏,” 𝐬𝐡𝐞 𝐬𝐚𝐲𝐬, 𝐯𝐨𝐢𝐜𝐞 𝐭𝐢𝐠𝐡𝐭𝐞𝐧𝐢𝐧𝐠 𝐚𝐫𝐨𝐮𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐰𝐨𝐫𝐝𝐬 𝐚𝐬 𝐢𝐟 𝐭𝐡𝐞𝐲 𝐰𝐞𝐫𝐞 𝐡𝐞𝐫 𝐧𝐚𝐦𝐞.
“𝒀𝒐𝒖 𝒎𝒐𝒗𝒆 𝒂𝒎𝒐𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆𝒎 𝒍𝒊𝒌𝒆 𝒂 𝒈𝒉𝒐𝒔𝒕,” 𝐡𝐞 𝐬𝐚𝐲𝐬, 𝐡𝐢𝐬 𝐟𝐨𝐫𝐞𝐡𝐞𝐚𝐝 𝐛𝐨𝐰𝐢𝐧𝐠 𝐚𝐠𝐚𝐢𝐧𝐬𝐭 𝐡𝐞𝐫𝐬, “𝒃𝒆𝒄𝒂𝒖𝒔𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒏𝒐𝒕 𝒐𝒏𝒆 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆𝒎. 𝒀𝒐𝒖 𝒄𝒂𝒏𝒏𝒐𝒕 𝒍𝒊𝒗𝒆 𝒍𝒊𝒌𝒆 𝒕𝒉𝒆𝒎. 𝒀𝒐𝒖 𝒄𝒂𝒏𝒏𝒐𝒕 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒍𝒊𝒌𝒆 𝒕𝒉𝒆𝒎. 𝒀𝒐𝒖 𝒄𝒂𝒏𝒏𝒐𝒕 𝒃𝒆𝒍𝒐𝒏𝒈 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒕𝒉𝒆𝒎.”⌟
✎#TheInvisibleLifeOfAddieLaRue
“𝒀𝒐𝒖 𝒎𝒐𝒗𝒆 𝒂𝒎𝒐𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆𝒎 𝒍𝒊𝒌𝒆 𝒂 𝒈𝒉𝒐𝒔𝒕,” 𝐡𝐞 𝐬𝐚𝐲𝐬, 𝐡𝐢𝐬 𝐟𝐨𝐫𝐞𝐡𝐞𝐚𝐝 𝐛𝐨𝐰𝐢𝐧𝐠 𝐚𝐠𝐚𝐢𝐧𝐬𝐭 𝐡𝐞𝐫𝐬, “𝒃𝒆𝒄𝒂𝒖𝒔𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒏𝒐𝒕 𝒐𝒏𝒆 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆𝒎. 𝒀𝒐𝒖 𝒄𝒂𝒏𝒏𝒐𝒕 𝒍𝒊𝒗𝒆 𝒍𝒊𝒌𝒆 𝒕𝒉𝒆𝒎. 𝒀𝒐𝒖 𝒄𝒂𝒏𝒏𝒐𝒕 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒍𝒊𝒌𝒆 𝒕𝒉𝒆𝒎. 𝒀𝒐𝒖 𝒄𝒂𝒏𝒏𝒐𝒕 𝒃𝒆𝒍𝒐𝒏𝒈 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒕𝒉𝒆𝒎.”⌟
✎#TheInvisibleLifeOfAddieLaRue
Forwarded from Theia's Dancing Hut (Sionnach)
سه ماه پیش شروعش کردم. کتابی نبود که اسمش جذبم کنه و خلاصهش اونقدر توجهم رو جلب نکرد. ولی دوستی بهم پیشنهادش داد و از اونجایی که قول داده بودم میخونم بالاخره صفحهی اول رو باز کردم.
نمیدونم تاحالا اون مکش رو به صورت فیزیکی حس کردید یا نه. وقتی که انگار کتاب مثل یک سیاهچاله شما رو به درون خودش میکشه و اونقدری قدرت ندارید که ازش فرار کنید. برای من ادی لارو همچین چیزی بود.
سه فصل اولش رو مثل زندانی گرسنهی محکوم به اعدامی که آخرین غذاش خوراکی بود که مادرش پخته خوندم و جویدم و هضم کردم. و بعد فهمیدم که نه، کافی نیست. من باید این قلم رو بشنوم، خوندن سیرم نمیکنه و بلکه بدتر مثل آب شوریه که وسط کویر بهم دادن و فقط تشنگیم رو بیشتر کرده.
پس از اول شروع کردم. همزمان شنیدم و خوندم و چشمهام با اینکه کلمات رو دنبال میکردن ولی نگاهم دنبال دختری بود که دلش میخواست زندگی کنه.
کلماتی که مثل بارون روی برگها سر میخوردن، شخصیتهایی که مثل برف روی سنگ مینشستن و التماس میکردن بهشون توجه کنی و درکشون کنی و نویسندهای که میدونست چطور احساساتت رو مثل خمیر توی مشتش بگیره و شکلش بده. و همزمان دلم نمیخواست تموم شه. خودم رو مجبور میکردم ببندمش و فراموشش کنم تا شاید برای مدت بیشتری بتونم داشته باشمش و باهاش زندگی کنم.
و باهاش گریه کردم. گریهای که از غم نبود. انگار من هم با شخصیت اصلی آروم شدم و تمام مدتی که اشک میریختم لبخند زده بودم و راستش رو بخوابید، پایانی نبود که فکر میکردم بهش نیاز داشته باشم، ولی با هیچ چیزی عوضش نمیکنم.
وقتی ازم میپرسیدن کتاب موردعلاقهت چیه همیشه جواب میدادم که ندارم. و یا بعضی وقتها فقط به گفتن "شاید قبیلهی خرس غار" اکتفا میکردم. ولی از الان تا اطلاع ثانوی، هرکس ازم کتاب موردعلاقهم رو بپرسه بدون مکث بهش میگم
The Invisible Life of Addie LaRue
نمیدونم تاحالا اون مکش رو به صورت فیزیکی حس کردید یا نه. وقتی که انگار کتاب مثل یک سیاهچاله شما رو به درون خودش میکشه و اونقدری قدرت ندارید که ازش فرار کنید. برای من ادی لارو همچین چیزی بود.
سه فصل اولش رو مثل زندانی گرسنهی محکوم به اعدامی که آخرین غذاش خوراکی بود که مادرش پخته خوندم و جویدم و هضم کردم. و بعد فهمیدم که نه، کافی نیست. من باید این قلم رو بشنوم، خوندن سیرم نمیکنه و بلکه بدتر مثل آب شوریه که وسط کویر بهم دادن و فقط تشنگیم رو بیشتر کرده.
پس از اول شروع کردم. همزمان شنیدم و خوندم و چشمهام با اینکه کلمات رو دنبال میکردن ولی نگاهم دنبال دختری بود که دلش میخواست زندگی کنه.
کلماتی که مثل بارون روی برگها سر میخوردن، شخصیتهایی که مثل برف روی سنگ مینشستن و التماس میکردن بهشون توجه کنی و درکشون کنی و نویسندهای که میدونست چطور احساساتت رو مثل خمیر توی مشتش بگیره و شکلش بده. و همزمان دلم نمیخواست تموم شه. خودم رو مجبور میکردم ببندمش و فراموشش کنم تا شاید برای مدت بیشتری بتونم داشته باشمش و باهاش زندگی کنم.
و باهاش گریه کردم. گریهای که از غم نبود. انگار من هم با شخصیت اصلی آروم شدم و تمام مدتی که اشک میریختم لبخند زده بودم و راستش رو بخوابید، پایانی نبود که فکر میکردم بهش نیاز داشته باشم، ولی با هیچ چیزی عوضش نمیکنم.
وقتی ازم میپرسیدن کتاب موردعلاقهت چیه همیشه جواب میدادم که ندارم. و یا بعضی وقتها فقط به گفتن "شاید قبیلهی خرس غار" اکتفا میکردم. ولی از الان تا اطلاع ثانوی، هرکس ازم کتاب موردعلاقهم رو بپرسه بدون مکث بهش میگم
The Invisible Life of Addie LaRue
Forwarded from 𝗖𝗛.
𝗖𝗛.
࣪ ◜autumnophile: who loves Fall. ᳝ ⭑◝ 𝖥𝗈𝗋: ToColoradoAndBack.t.me
ذوق *-*
(چقدر تو با سلیقهای خجالت کشیدم با چالشای قبلی خودم مقایسه کردم)
(چقدر تو با سلیقهای خجالت کشیدم با چالشای قبلی خودم مقایسه کردم)
🍓1
خیلی با مفهوم اصطلاح "Morally grey" از دیدن خوانندههای کتابها، مخصوصا بوک تاک، مشکل دارم. چون انگار اصلا معنیش رو متوجه نمیشن و درکش نمیکنن.
شخصیتهای خاکستری نه اونقدر بدن که بهشون گفت بد و نه اونقدر خوبن که بهشون گفت خوب. کاملا بین این دوتان. خیلی از ارزشهای اخلاقیای که توسط جامعه تایید شده رو ندارن ولی اشخاصی هم نیستن که نسل کشی کنن. معمولا دنبال هدفهای بالا بزرگ نیستن و بیشتر کاری رو میکنن که بهشون حس خوبی بده و لذت داشته باشه.
شخصیتهای خاکستری نه اونقدر بدن که بهشون گفت بد و نه اونقدر خوبن که بهشون گفت خوب. کاملا بین این دوتان. خیلی از ارزشهای اخلاقیای که توسط جامعه تایید شده رو ندارن ولی اشخاصی هم نیستن که نسل کشی کنن. معمولا دنبال هدفهای بالا بزرگ نیستن و بیشتر کاری رو میکنن که بهشون حس خوبی بده و لذت داشته باشه.
Fu Inlé
خیلی با مفهوم اصطلاح "Morally grey" از دیدن خوانندههای کتابها، مخصوصا بوک تاک، مشکل دارم. چون انگار اصلا معنیش رو متوجه نمیشن و درکش نمیکنن. شخصیتهای خاکستری نه اونقدر بدن که بهشون گفت بد و نه اونقدر خوبن که بهشون گفت خوب. کاملا بین این دوتان. خیلی…
و بخدا ریسند خاکستری نیست
اون یه شخصیت خوبه که مجبوره بخاطر نجات مردمش کارهایی نه چندان خوب انجام بده و بهشون افتخار نمیکنه.
اون یه شخصیت خوبه که مجبوره بخاطر نجات مردمش کارهایی نه چندان خوب انجام بده و بهشون افتخار نمیکنه.
وقتی شبنم میخواد یه چیزی رو معرفی کنه: چارت میکشه توی اکسل شخصیتها رو با سن و رنک و قد و وزن مینویسه و ۱۷ تا دلیل میاره که چرا ارزش خوندن داره
من وقتی میخوام یه چیزی رو معرفی کنم:
هیسس....حرف نزن... بهم اعتماد کن... من گریه کردم پس قشنگه.
من وقتی میخوام یه چیزی رو معرفی کنم:
هیسس....حرف نزن... بهم اعتماد کن... من گریه کردم پس قشنگه.
👍11
دوستتون دارم.
زندگی کنید. تجربه کنید. هرچیزی رو که حس میکنید بهش علاقه دارید رو امتحان کنید. گلدوزی؟ برنامه نویسی؟ مجسمهسازی؟ آشپزی؟ کلاسهای پیشرفتهی زیست شناسی؟
انجامش بدید و چیزی که براتون خویه و خوشحالتون میکنه رو پیدا کنید.
هدف حتما نباید وارد ناسا شدن باشه، هدفتون میتونه درست کردن یه باغچه باشه، کتاب نوشتن باشه، گرفتن مدرک آشپزی باشه، کار کردن توی آزمایشگاه باشه.
فقط زندگیتون دور نندازید. یکبار داریدش و خیلی زودتر از چیزی که فکرش کنید میگذره و شمایید و "کاش"هایی که تا آخر عمرتون همراهیتون میکنن.
با ارزشید، زیبایید و باهوشید پس برای خودتون ارزش قائل شید.
امیدوارم خوشحالیتون رو پیدا کنید.
زندگی کنید. تجربه کنید. هرچیزی رو که حس میکنید بهش علاقه دارید رو امتحان کنید. گلدوزی؟ برنامه نویسی؟ مجسمهسازی؟ آشپزی؟ کلاسهای پیشرفتهی زیست شناسی؟
انجامش بدید و چیزی که براتون خویه و خوشحالتون میکنه رو پیدا کنید.
هدف حتما نباید وارد ناسا شدن باشه، هدفتون میتونه درست کردن یه باغچه باشه، کتاب نوشتن باشه، گرفتن مدرک آشپزی باشه، کار کردن توی آزمایشگاه باشه.
فقط زندگیتون دور نندازید. یکبار داریدش و خیلی زودتر از چیزی که فکرش کنید میگذره و شمایید و "کاش"هایی که تا آخر عمرتون همراهیتون میکنن.
با ارزشید، زیبایید و باهوشید پس برای خودتون ارزش قائل شید.
امیدوارم خوشحالیتون رو پیدا کنید.
❤18👎1
دیلیهاتون رو بهم بدید؟ اگه دوست داشتید؟
(لطفا چنلی نباشه که فقط توش عکس و آهنگ میذارید. دوست دارم با خودتون ارتباط داشته باشم و حرفهاتون رو بخونم.)
(لطفا چنلی نباشه که فقط توش عکس و آهنگ میذارید. دوست دارم با خودتون ارتباط داشته باشم و حرفهاتون رو بخونم.)
❤11
✨Kolorowych snów~
Forwarded from stardust.
این پیام رو توی چنل پابلیکتون فوراورد کنید تا بهتون بگم توسط کدوم آرتیست نوشته شدید و براتون یه ویدیو مثل این درست کنم.