روزنامه "برق" به صاحب امتیازی و مدیر مسئولی غلامحسین مصاحب در تهران تأسیس و شماره اول آن به تاریخ چهارم خرداد ماه 1322 در دو صفحه با قطع بزرگ در چاپخانه طلوع طبع و توزیع شده است. مقاله افتتاحی این روزنامه که در حقیقت مرامنامه آن نیز هست با عنوان "آغاز سخن" بدین قسم شروع می شود:" ما معتقدیم که قدرت مادی و معنوی یک کشور موقوف به وحدت و یگانگی افراد آن کشور است و بزرگترین عوامل انحطاط یک قوم نفاق و اختلاف بین افراد آن است متأسفانه امروز همین عوامل انحطاط بر ایرانیان حکمفرماست و اختلافات زیادی در تمام شئون زندگی مادی و معنوی آنان دیده می شود حتی آنهایی هم که عشقی جز خدمت به وطن ندارند دچار تشتت آراء شدیدی هستند ... پس برای اینکه وطن ما از ورطه هولناکی که بدان دچار است خلاصی یابد و امید تجدید مجد و عظمت بطوریکه شایسته دنیای امروزی است بیش از این در مرحله خیال نمانده قدم به علم حقیقت نهد تنها یک راه متصور است و آن اینکه تمام افراد و مقامات کشور ظاهرا و باطنا دست یگانگی به یکدیگر داده در راه ترقی و تعالی ایران بکوشند و همه چیز را فدای مصالح آن نمایند. روزنامه برق مبلغ این مرام مقدس یعنی وحدت کامل ایرانیان است و در راه نیل به آن با تمام وسایل ممکنه مجاهده و مبارزه مینماید". مهمترین اخبار داخلی و اخبار جهان در موضوعات سیاسی و اجتماعی در این روزنامه منعکس شده است.
از این روزنامه شماره های 1-96 و یک شماره فوق العاده بصورت چاپی و اسکن در بخش نشریات ادواری کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران در دسترس مراجعین محترم است. (منا فهیمیان)
@UT_Central_Library
از این روزنامه شماره های 1-96 و یک شماره فوق العاده بصورت چاپی و اسکن در بخش نشریات ادواری کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران در دسترس مراجعین محترم است. (منا فهیمیان)
@UT_Central_Library
کتاب اسطوره، رویا، راز نوشتۀ میرچا الیاده، اسطوره شناس و دین پژوه رومانیایی است. نویسنده در نگارش این کتاب دربارۀ تفاوت های ساختاری بین اساطیر و رویا، و سپس قیاس دیدگاه های خاص تاریخ نگاران ادیان و روان شناسان ژرفنایی صحبت کرده. در حقیقت، موضوع بنیادی این اثر تلاقی و رویارویی دو نوع ذهنیت سنتی و مدرن است که نخستین ذهنیت ویژگی بشر جوامع کهن و شرقی است و دومی خاص بشر جوامع مدرن از نوع غربی. به عقیده نویسنده اگر یک غربی بخواهد با تمدن کهن ارتباط برقرار نماید، باید دربارۀ نظام های ارزشی این تمدن ها تأمل کند. بدین منظور در این اثر تلاش شده است که با مقایسۀ ساختاری اسطوره و رویا و تأثیری که این دو مفهوم در نظام ارزشی انسان کهن دارد، چنین نظام تفکری را آشکار نماید. کتاب 9 فصل دارد؛ اول باورهای معاصر و اساطیر دنیای مدرن، دوم اسطورۀ وحشی اصیل یا اعتبار سرآغاز، سوم واقعیت های کهن، چهارم تجربۀ حسی و تجربۀ عرفانی در میان انسان های ابتدیی، پنجم نمادپردازی صعود و رویاهای بیداری، ششم قدرت و تقدس در تاریخ ادیان، هفتم مادر زمین و پیوندهای مقدس کیهانی، هشتم اسرار نوزایی معنوی و فصل آخر رویارویی نمادپردازی دینی و اضطراب انسان
Forwarded from رضا منصوری
ویرایش جدید کتاب معماری علم در ایران منتشر شد.
این کتاب را پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری چاپ کرده است.
این کتاب را پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری چاپ کرده است.
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
نیما یوشیج
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۳ دی ۱۳۹۷
۵۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۳۸، نیما یوشیج ـ پدر شعر نو فارسی ـ درگذشت.
علی اسفندیاری که بعدها نام «نیما یوشیج» را برای خود برگزید، در سال ۱۲۷۶ در یوش مازندران زاده شد. در ۱۲سالگی همراه خانواده به تهران آمد و در «مدرسهی سن لویی» به تحصیل پرداخت. او در این مدرسه زبان فرانسه را آموخت. نیما قالبهای کهن شعر فارسی را در هم ریخت و راهی نو در شعر فارسی گشود. پدر شعر نو فارسی، نخستین کار جدّی خود را در این زمینه، با سرودن «منظومهی افسانه» در دی ماه ۱۳۰۱ آغاز کرد، اما انقلاب ادبی نیما با دو شعر «ققنوس» و «غُراب»، به ترتیب درسالهای ۱۳۱۶ و ۱۳۱۷ آغاز شد. مهمترین ویژگی شعر نیما یوشیج ـ که سرآغازی برای حرکت دیگران نیز شد ـ کوتاه و بلند بودن مصراعهای شعر است. او وزن را برای شعر ضروری میدانست، ولی معتقد بود یکسان بودن طول مصراعها در یک شعر مهم نیست.
نیما یوشیج ـ پدر شعر نو فارسی ـ در ۱۳ دی ۱۳۳۸ در ۶۲سالگی در شمیران درگذشت. او را در آغاز در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپردند. پیکرش را بعدها در سال ۱۳۷۲، به زادگاهش ـ یوش ـ منتقل کردند تا در خانهاش برای ابد آرام گیرد.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۵۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۳۸، نیما یوشیج ـ پدر شعر نو فارسی ـ درگذشت.
علی اسفندیاری که بعدها نام «نیما یوشیج» را برای خود برگزید، در سال ۱۲۷۶ در یوش مازندران زاده شد. در ۱۲سالگی همراه خانواده به تهران آمد و در «مدرسهی سن لویی» به تحصیل پرداخت. او در این مدرسه زبان فرانسه را آموخت. نیما قالبهای کهن شعر فارسی را در هم ریخت و راهی نو در شعر فارسی گشود. پدر شعر نو فارسی، نخستین کار جدّی خود را در این زمینه، با سرودن «منظومهی افسانه» در دی ماه ۱۳۰۱ آغاز کرد، اما انقلاب ادبی نیما با دو شعر «ققنوس» و «غُراب»، به ترتیب درسالهای ۱۳۱۶ و ۱۳۱۷ آغاز شد. مهمترین ویژگی شعر نیما یوشیج ـ که سرآغازی برای حرکت دیگران نیز شد ـ کوتاه و بلند بودن مصراعهای شعر است. او وزن را برای شعر ضروری میدانست، ولی معتقد بود یکسان بودن طول مصراعها در یک شعر مهم نیست.
نیما یوشیج ـ پدر شعر نو فارسی ـ در ۱۳ دی ۱۳۳۸ در ۶۲سالگی در شمیران درگذشت. او را در آغاز در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپردند. پیکرش را بعدها در سال ۱۳۷۲، به زادگاهش ـ یوش ـ منتقل کردند تا در خانهاش برای ابد آرام گیرد.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
Forwarded from رسول جعفریان
یک دانشجوی خوب و یک معلم خوب
از دید یک دانشمند برجسته ایرانی قرن چهارم:
راغب اصفهانی، دانشمند قرن چهارم هجری، در باره شرایط یک دانشجوی خوب موارد زیر را بر می شمرد:
[1] دانشجو باید، هدف خود را از آموختن بداند، [2] نزدیک ترین راه را برای رسیدن به هدف درسی خود بشناسد، [3] بهترین ها را که باید بداند، دنبال دانستنش باشد، [4] دنبال چیزی که از دسترس علم بشر خارج است نرود که این جهل مفرط است، بلکه دنبال آن چیزی باشد که در حوزه علم، قابل دسترسی است. [5] از هر علمی چیزی بداند [بین رشته ای] [6] از این شاخه به آن شاخه نپرد و تا علم اولی را محکم نکرده سراغ دانش دیگری نرود؛ [7] در آموختن علوم، به کیفیت بیندیشد نه کمیت؛ [8] به گونه ای بیاموزد که فراموش نکند؛ [9] با آنچه نمی داند، دشمنی نکند؛ [10] از سختی های بر سر راه علم آموزی، نگران نباشد؛ [11] خود را برای آنچه فوق طاقتش است، به زحمت نیندازد؛ [12] به فکر آسایش و رفع ناراحتی های بدنش هم باشد و آن را ترویح ـ روحبخش ـ کند؛ [13] از پرسیدن آنچه نمی داند، استنکاف نورزد که امام علی فرمود: العلم خزانة، و مفتاحها السؤال»، [14] حتی به وقت پیری هم از آموختن باز نایستد؛ [15] آنچه را می آموزد، بنویسد، و البته به کتابت تکیه نکند، و سعی کند در سینه هم حفظ کند؛ [16] هر دانشی را از نقطه ای و منبعی که باید بیاموزد؛ [17] یک اشتباه و خطا در یک مورد از علم، سبب نشود تا او حکم به فساد آن دانش کند و از آموختن آن فاصله بگیرد، مانند عوام که وقتی طبیبی یا منجمی اشتباه می کند، تمام طب و نجوم را زیر سوال می برند؛ [18] در علم، حق طلب باشد، نه آن که در علم، حق طلب باشد، نه آن که به تقلید از دیگران روی آورد، [19] هدفش از علم، عمل هم باشد، نه آن که صرفا دانش بیندوزد. [20] هدفش از آموختن علم، ریاست طلبی نباشد. [21] مقدار اندکی از علم را که به خوبی فرا گرفته، بیش از همه آن دانشی نداد که مردمان در حال آموختنش هستند.
راغب 9 شرط را هم برای یک معلم خوب بر می شمرد:
[1] نخست آن که نشر علم را واجب بداند، [2] برخوردش با هر دانشجویی فقط از روی علم باشد، و میان غنی و فقیر فرق نگذارد، [3] علم را با قرار دادن در غیر موضعش، مورد ستم قرار ندهد. [4] طبع هر دانشجویی را در نظر بگیرد، [5] در آموزش، ترتیب آموختن مطالب را در نظر بگیرد تا او به سهولت یاد بگیرد. [6] رفتار تندی با دانشجو نداشته باشد؛ [7] برخورد خصمانه نداشته باشد، بلکه با دانشجو مثل یک طبیب و بیمار رفتار کند، [8] سعی کند آنچه آموزش می دهد، آراء درست باشد و باطل را تعلیم ندهد، [9] وقتی چیزی را از و می پرسند که نمی داند، از گفتن «نمی دانم» ابا نورزد.
منبع: رسالةٌ فی فضیلة الانسان بالعلوم، راغب اصفهانی، چاپ شده با کتاب: ادب الاختلاط بالناس، عمان، انتشارات اروقه، 2015
@jafarian1964
از دید یک دانشمند برجسته ایرانی قرن چهارم:
راغب اصفهانی، دانشمند قرن چهارم هجری، در باره شرایط یک دانشجوی خوب موارد زیر را بر می شمرد:
[1] دانشجو باید، هدف خود را از آموختن بداند، [2] نزدیک ترین راه را برای رسیدن به هدف درسی خود بشناسد، [3] بهترین ها را که باید بداند، دنبال دانستنش باشد، [4] دنبال چیزی که از دسترس علم بشر خارج است نرود که این جهل مفرط است، بلکه دنبال آن چیزی باشد که در حوزه علم، قابل دسترسی است. [5] از هر علمی چیزی بداند [بین رشته ای] [6] از این شاخه به آن شاخه نپرد و تا علم اولی را محکم نکرده سراغ دانش دیگری نرود؛ [7] در آموختن علوم، به کیفیت بیندیشد نه کمیت؛ [8] به گونه ای بیاموزد که فراموش نکند؛ [9] با آنچه نمی داند، دشمنی نکند؛ [10] از سختی های بر سر راه علم آموزی، نگران نباشد؛ [11] خود را برای آنچه فوق طاقتش است، به زحمت نیندازد؛ [12] به فکر آسایش و رفع ناراحتی های بدنش هم باشد و آن را ترویح ـ روحبخش ـ کند؛ [13] از پرسیدن آنچه نمی داند، استنکاف نورزد که امام علی فرمود: العلم خزانة، و مفتاحها السؤال»، [14] حتی به وقت پیری هم از آموختن باز نایستد؛ [15] آنچه را می آموزد، بنویسد، و البته به کتابت تکیه نکند، و سعی کند در سینه هم حفظ کند؛ [16] هر دانشی را از نقطه ای و منبعی که باید بیاموزد؛ [17] یک اشتباه و خطا در یک مورد از علم، سبب نشود تا او حکم به فساد آن دانش کند و از آموختن آن فاصله بگیرد، مانند عوام که وقتی طبیبی یا منجمی اشتباه می کند، تمام طب و نجوم را زیر سوال می برند؛ [18] در علم، حق طلب باشد، نه آن که در علم، حق طلب باشد، نه آن که به تقلید از دیگران روی آورد، [19] هدفش از علم، عمل هم باشد، نه آن که صرفا دانش بیندوزد. [20] هدفش از آموختن علم، ریاست طلبی نباشد. [21] مقدار اندکی از علم را که به خوبی فرا گرفته، بیش از همه آن دانشی نداد که مردمان در حال آموختنش هستند.
راغب 9 شرط را هم برای یک معلم خوب بر می شمرد:
[1] نخست آن که نشر علم را واجب بداند، [2] برخوردش با هر دانشجویی فقط از روی علم باشد، و میان غنی و فقیر فرق نگذارد، [3] علم را با قرار دادن در غیر موضعش، مورد ستم قرار ندهد. [4] طبع هر دانشجویی را در نظر بگیرد، [5] در آموزش، ترتیب آموختن مطالب را در نظر بگیرد تا او به سهولت یاد بگیرد. [6] رفتار تندی با دانشجو نداشته باشد؛ [7] برخورد خصمانه نداشته باشد، بلکه با دانشجو مثل یک طبیب و بیمار رفتار کند، [8] سعی کند آنچه آموزش می دهد، آراء درست باشد و باطل را تعلیم ندهد، [9] وقتی چیزی را از و می پرسند که نمی داند، از گفتن «نمی دانم» ابا نورزد.
منبع: رسالةٌ فی فضیلة الانسان بالعلوم، راغب اصفهانی، چاپ شده با کتاب: ادب الاختلاط بالناس، عمان، انتشارات اروقه، 2015
@jafarian1964
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
پییر لاروس
#تقویم_فرهنگی انروز، ۱۳ دی ۱۳۹۷
۱۴۴ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۸۷۵ میلادی، پییر لاروس ـ ادیب و لغتشناس بزرگ فرانسوی ـ درگذشت.
پییر لاروس در سال ۱۸۱۷ میلادی در خانوادهای تنگدست در شهر پاريس به دنيا آمد. او تا ۱۵سالگی در كارگاه پدرش به عنوان شاگرد آهنگر، اسب را نعل ميكرد. لاروس پس از این مرحله از زندگی، تحصيلات خود را در شهر ورسای فرانسه ادامه داد. در اين زمان، كتابهای منتشرشده در فرانسه و نقاط دیگر جهان رامطالعه میكرد، تا آنجا که درصدد تهيهی فرهنگی جامع برآمد و با پشتكار فراوان، فرهنگ خود را به نام «لاروس» تألیف کرد. در پایان تحصيلاتش، فرهنگ او نيز كامل شد و در ۱۰ مجلّد انتشار يافت. او پیش از آن، تأليفات خود را از كتب لغت و دستور زبان برای تدريس در مدارس و انتشار روزنامهی تعليم و تربيت برای دانشآموزان آغاز كرده بود و پس از آن به تدوين اين دائرةالمعارف بزرگ پرداخت. در اين هنگام در فرانسه كسی نبود كه اسم لاروس را نشنيده باشد.
لاروس همچنین نخستين كسی است كه كتابهای تدريسی آموزشگاهها را تدوين و روش آنها را تغییر دادە و به صورت امروزی درآورده است.
پییر لاروس بر اثر كار مداوم بيمار شد، تا اينكه در ۳ ژانويهی ۱۸۷۵ در ۵۸سالگی درگذشت. اكنون دائرةالمعارف و كتب لغت و فرهنگهای تاريخی و جغرافيایی متعدد به نام «لاروس» توسط هيأتهای علمی فرانسه منتشر میشود كه نام لاروس را جاودان ساخته است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۴۴ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۸۷۵ میلادی، پییر لاروس ـ ادیب و لغتشناس بزرگ فرانسوی ـ درگذشت.
پییر لاروس در سال ۱۸۱۷ میلادی در خانوادهای تنگدست در شهر پاريس به دنيا آمد. او تا ۱۵سالگی در كارگاه پدرش به عنوان شاگرد آهنگر، اسب را نعل ميكرد. لاروس پس از این مرحله از زندگی، تحصيلات خود را در شهر ورسای فرانسه ادامه داد. در اين زمان، كتابهای منتشرشده در فرانسه و نقاط دیگر جهان رامطالعه میكرد، تا آنجا که درصدد تهيهی فرهنگی جامع برآمد و با پشتكار فراوان، فرهنگ خود را به نام «لاروس» تألیف کرد. در پایان تحصيلاتش، فرهنگ او نيز كامل شد و در ۱۰ مجلّد انتشار يافت. او پیش از آن، تأليفات خود را از كتب لغت و دستور زبان برای تدريس در مدارس و انتشار روزنامهی تعليم و تربيت برای دانشآموزان آغاز كرده بود و پس از آن به تدوين اين دائرةالمعارف بزرگ پرداخت. در اين هنگام در فرانسه كسی نبود كه اسم لاروس را نشنيده باشد.
لاروس همچنین نخستين كسی است كه كتابهای تدريسی آموزشگاهها را تدوين و روش آنها را تغییر دادە و به صورت امروزی درآورده است.
پییر لاروس بر اثر كار مداوم بيمار شد، تا اينكه در ۳ ژانويهی ۱۸۷۵ در ۵۸سالگی درگذشت. اكنون دائرةالمعارف و كتب لغت و فرهنگهای تاريخی و جغرافيایی متعدد به نام «لاروس» توسط هيأتهای علمی فرانسه منتشر میشود كه نام لاروس را جاودان ساخته است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
بی توجهی ما به علوم انسانی
ما ایرانیان در یکصد سال اخیر بسیار از اهمیت علوم انسانی برای توسعۀ کشور غفلت کردهایم. روشنفکران ما کمابیش فعال سیاسی بودهاند و نه نظریهپرداز. به تفکر بنیادی و نیازهای آن در زمینههای متنوع علوم انسانی بیتوجهی کردهایم. هرگاه صحبت از علوم یا برنامهریزی برای آن میکنیم معمولاً علوم پایه و گاهی هم مهندسی به نظرمان میآید. غافلیم از اینکه رشد علم، حتی علوم طبیعی و علوم مهندسی، بدون توجه به رشد و توسعۀ علوم انسانی ابتر میماند. پس باید در معماری علم ایران به این غفلت مزمن توجه خاص کرد، تا ایران از فاز زوال اندیشه بهدر آید و دوران شکوفایی اندیشه را آغاز کند. (معماری علم در ایران، رضا منصوری، ص 220)
@UT_Central_Library
ما ایرانیان در یکصد سال اخیر بسیار از اهمیت علوم انسانی برای توسعۀ کشور غفلت کردهایم. روشنفکران ما کمابیش فعال سیاسی بودهاند و نه نظریهپرداز. به تفکر بنیادی و نیازهای آن در زمینههای متنوع علوم انسانی بیتوجهی کردهایم. هرگاه صحبت از علوم یا برنامهریزی برای آن میکنیم معمولاً علوم پایه و گاهی هم مهندسی به نظرمان میآید. غافلیم از اینکه رشد علم، حتی علوم طبیعی و علوم مهندسی، بدون توجه به رشد و توسعۀ علوم انسانی ابتر میماند. پس باید در معماری علم ایران به این غفلت مزمن توجه خاص کرد، تا ایران از فاز زوال اندیشه بهدر آید و دوران شکوفایی اندیشه را آغاز کند. (معماری علم در ایران، رضا منصوری، ص 220)
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
سعید کاظمی آشتیانی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۴ دی ۱۳۹۷
۱۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۴، دکتر سعید کاظمی آشتیانی ـ دانشمند برجستهی سلولهای بنیادی ـ درگذشت.
سعید کاظمی آشتیانی در سال ۱۳۴۰ در تهران زاده شد. در سال ۱۳۵۸ در رشتهی فیزیوتراپی دانشگاه علوم پزشکی ایران، تحصیلات دانشگاهی را آغاز کرد. پس از وقفههایی که در اثر انقلاب فرهنگی در تحصیلاتش پدید آمد و نیز به دنبال حضور در جبهههای جنگ تحمیلی، در سال ۱۳۶۹ گواهینامهی کارشناسی ارشد را در رشتهی فیزیوتراپی دریافت کرد. کاظمی آشتیانی پس از این مرحله، در سال ۱۳۷۰ «پژوهشکدهی رویان» را تأسیس کرد. در سال ۱۳۷۶ نیز، در رشتهی علوم تشریح با گرایش جنینشناسی، دانشنامهی دکتری گرفت.
دکتر سعید کاظمی آشتیانی تلاشهای مؤثری در دستیابی به دانش تولید و تکثیر و انجماد سلولهای بنیادیِ جنینِ انسان به انجام رساند. این سلولها در زیستشناسی تکوینی، داروسازی، پزشکی، پیوند و گسترش درمانهای جدید، بسیار حیاتی هستند. این دانشمند برجسته در سال ۱۳۸۳، به علت تلاشهای فراوان در زمینهی تحقیقات سلولهای بنیادی جنین، به عنوان چهرهی ماندگار کشور معرفی شد.
دکتر سعید کاظمی آشتیانی در ۱۴ دی ۱۳۸۴ در ۴۴سالگی بر اثر عارضهی قلبی در تهران شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۴، دکتر سعید کاظمی آشتیانی ـ دانشمند برجستهی سلولهای بنیادی ـ درگذشت.
سعید کاظمی آشتیانی در سال ۱۳۴۰ در تهران زاده شد. در سال ۱۳۵۸ در رشتهی فیزیوتراپی دانشگاه علوم پزشکی ایران، تحصیلات دانشگاهی را آغاز کرد. پس از وقفههایی که در اثر انقلاب فرهنگی در تحصیلاتش پدید آمد و نیز به دنبال حضور در جبهههای جنگ تحمیلی، در سال ۱۳۶۹ گواهینامهی کارشناسی ارشد را در رشتهی فیزیوتراپی دریافت کرد. کاظمی آشتیانی پس از این مرحله، در سال ۱۳۷۰ «پژوهشکدهی رویان» را تأسیس کرد. در سال ۱۳۷۶ نیز، در رشتهی علوم تشریح با گرایش جنینشناسی، دانشنامهی دکتری گرفت.
دکتر سعید کاظمی آشتیانی تلاشهای مؤثری در دستیابی به دانش تولید و تکثیر و انجماد سلولهای بنیادیِ جنینِ انسان به انجام رساند. این سلولها در زیستشناسی تکوینی، داروسازی، پزشکی، پیوند و گسترش درمانهای جدید، بسیار حیاتی هستند. این دانشمند برجسته در سال ۱۳۸۳، به علت تلاشهای فراوان در زمینهی تحقیقات سلولهای بنیادی جنین، به عنوان چهرهی ماندگار کشور معرفی شد.
دکتر سعید کاظمی آشتیانی در ۱۴ دی ۱۳۸۴ در ۴۴سالگی بر اثر عارضهی قلبی در تهران شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
📝 سلسله یادداشت های دکتر رضا منصوری درباره علم نوین
What is Science?
علم چیست؟
🔸بخش دوم: علم در جامعه های بدون اجتماع علمی
II. Science in the societies without scientific community
🔸یادداشت پانزدهم
مخاطرهء فروکاستن چندگنی به دوگانگی سنت-مدرنیته
Risk of reducing polychronism to the traditionalism-modernity duality
در سياستگذاري علم اگر به اين واقعيت ملغمة مفهومي توجه نشود همان اشتباهي رخ ميدهد كه متخصصان فروكاستگراي توسعه در بانك جهاني با نسخهپيچي براي كشورهاي جهان سوم باعث آن شدند. در بحثهاي اقتصادي گاهي از اقتصاد دوگانه در تحليل وضعيت اقتصادي كشورهاي جهان سوم صحبت شده است، و نيز از شكاف ميان اقتصاد سنتي و اقتصاد مدرن؛ اما اطلاق دوگانه جوابگوي پيچيدگي وضعيت كشور ما نيست. همچنين در بررسي جوامعي مثل ايران از فرهنگ دوگانه نام برده شده است كه آن نيز گوياي واقعيت كشور ما نيست. بهتر است چند-زماني فرهنگي و اقتصادي خود را بپذيريم و در تحليلهاي خود به آن توجه كنيم. تاکید بر تفاوت ميان كنشگران در اقتصاد يا در فرهنگ، تفاوت ميان افراد روستايي، بي سواد يا كم سواد، وابسته به نظامهاي اعتقادي قديمي از يك طرف و افراد مدرن شهري، با سواد، با ارزشها و سبك زندگي غربي از طرف دیگر اشتباهی است که باید در تحلیل وضعیت اجتماعی کشوری مثل ایران به آن توجه کرد . چند-زمانيِ مفهوميِ حاكم بر جامعة ما به طور قطع از اين تقسيمبندي تبعيت نميكند. فراواناند كساني كه سبك زندگي غربي دارند، آخرين مدارج تحصيلي را از بهترين دانشگاههاي غرب گرفتهاند، اما باورهاشان و ساختار ذهنی شان در مفاهيمي منعكس ميشود كه متعلق به دوران پیشامدرن است. به عبارت ديگر چند-زماني تنها ويژگي جامعه نيست، بلكه ويژگي افراد هم هست: جامعه و افرادی که ذهنشان به گونه ای مبهم میان مفاهیمی از دوران های متفاوت و فرهنگ های متفاوت شناور است.
به این معنی، چند-زماني و چندگنی و ملغمة مفهومي در جامعه را نميتوان به دو بخش جامعة سنتي و جامعهء باارزشهاي غربي و باسواد فروكاست. اين سادهانگاري ذهن خو گرفته به فروکاست گرایی و نا آشنا با مفهوم پادفروكاستگرايي يا زيستارگرايي است كه منجر به اين تحليل نادرست ميشود. با توجه به مدلهاي شبه-اقتصادي علم ميتوان گفت كه تا سرماية نمادين ضمني ايجاد نشود اين چندگِني جاي خود را به جامعة همگن نميدهد.
🔹 این سلسله یادداشتها هرهفته عصر جمعه در همین صفحه منتشر می شود.
@UT_Central_Library
yon.ir/ZkDjJ
What is Science?
علم چیست؟
🔸بخش دوم: علم در جامعه های بدون اجتماع علمی
II. Science in the societies without scientific community
🔸یادداشت پانزدهم
مخاطرهء فروکاستن چندگنی به دوگانگی سنت-مدرنیته
Risk of reducing polychronism to the traditionalism-modernity duality
در سياستگذاري علم اگر به اين واقعيت ملغمة مفهومي توجه نشود همان اشتباهي رخ ميدهد كه متخصصان فروكاستگراي توسعه در بانك جهاني با نسخهپيچي براي كشورهاي جهان سوم باعث آن شدند. در بحثهاي اقتصادي گاهي از اقتصاد دوگانه در تحليل وضعيت اقتصادي كشورهاي جهان سوم صحبت شده است، و نيز از شكاف ميان اقتصاد سنتي و اقتصاد مدرن؛ اما اطلاق دوگانه جوابگوي پيچيدگي وضعيت كشور ما نيست. همچنين در بررسي جوامعي مثل ايران از فرهنگ دوگانه نام برده شده است كه آن نيز گوياي واقعيت كشور ما نيست. بهتر است چند-زماني فرهنگي و اقتصادي خود را بپذيريم و در تحليلهاي خود به آن توجه كنيم. تاکید بر تفاوت ميان كنشگران در اقتصاد يا در فرهنگ، تفاوت ميان افراد روستايي، بي سواد يا كم سواد، وابسته به نظامهاي اعتقادي قديمي از يك طرف و افراد مدرن شهري، با سواد، با ارزشها و سبك زندگي غربي از طرف دیگر اشتباهی است که باید در تحلیل وضعیت اجتماعی کشوری مثل ایران به آن توجه کرد . چند-زمانيِ مفهوميِ حاكم بر جامعة ما به طور قطع از اين تقسيمبندي تبعيت نميكند. فراواناند كساني كه سبك زندگي غربي دارند، آخرين مدارج تحصيلي را از بهترين دانشگاههاي غرب گرفتهاند، اما باورهاشان و ساختار ذهنی شان در مفاهيمي منعكس ميشود كه متعلق به دوران پیشامدرن است. به عبارت ديگر چند-زماني تنها ويژگي جامعه نيست، بلكه ويژگي افراد هم هست: جامعه و افرادی که ذهنشان به گونه ای مبهم میان مفاهیمی از دوران های متفاوت و فرهنگ های متفاوت شناور است.
به این معنی، چند-زماني و چندگنی و ملغمة مفهومي در جامعه را نميتوان به دو بخش جامعة سنتي و جامعهء باارزشهاي غربي و باسواد فروكاست. اين سادهانگاري ذهن خو گرفته به فروکاست گرایی و نا آشنا با مفهوم پادفروكاستگرايي يا زيستارگرايي است كه منجر به اين تحليل نادرست ميشود. با توجه به مدلهاي شبه-اقتصادي علم ميتوان گفت كه تا سرماية نمادين ضمني ايجاد نشود اين چندگِني جاي خود را به جامعة همگن نميدهد.
🔹 این سلسله یادداشتها هرهفته عصر جمعه در همین صفحه منتشر می شود.
@UT_Central_Library
yon.ir/ZkDjJ
کتاب آیین، اسطوره و کیهان شناسی در ایران باستان اثر ماریان موله، ایران شناس و اسلام شناس لهستانی الاصل و پروردۀ مکتب خاورشناسی فرانسه است. نویسنده در این اثر از لابلای متون پیشازرتشتی و زرتشتی، از وداها و گات ها تا کتاب ها و رساله های پهلوی، خط سیر روشنی را بیرون کشیده است که پیوندهای کیهان شناسی، انسان شناسی و آخرت شناسی مزدایی را در نظامی سنجیده بیان می کند. در حققیت کوشش نویسنده برای ارائۀ تصویر روشنی از سیر برخی مفاهیم معنوی از ایران مزدایی تا ایران اسلامی است که با دیگر آثار او در همین حوزه تکمیل می شود.در این زمینه ارزیابی محتویات گات ها به عنوان سند دینی و تعیین « زمینۀ اجتماعی» آنها در دستور کار قرار گرفته است. کار با بررسی روابط آموزه های گاهانی با دیگر آموزه های دین ایرانی آغاز می شود و نشان داده می شود که آموزۀ گاهانی آموزه های دیگر را کنار نمی زند و سعی میشود که یک روح مشترک میان این آموزه ها دنبال شود. مسائل مربوط به زروانی گری در سطحی متفاوت و تنها به شکل تأثیر آن بر اسناد مورد نظر ما مورد بررسی قرار میگیرند. همچنین ارتباط میان جشن های آیینی سالانه با مفاهیم درونی گات ها مورد بحث قرار میگیرد
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
ادوارد براون
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۵ دی ۱۳۹۷
۹۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۹۲۶ میلادی، ادوارد براون ـ پژوهشگر و مؤلف فرهنگ ایران ـ در لندن درگذشت. ادوارد براون استاد زبان فارسی در دانشگاه كمبريج و صاحب آثار قلمی متعدد در زبان و فرهنگ و ادب فارسی بود. ادوارد گرانویل براون در سال ۱۸۶۲ میلادی در گلاسترشر در جنوب انگلستان به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی خود را در کالج ایتن آغاز کرد. پدرش میخواست که پسرش در رشتهی مهندسی تحصیل کند، ولی ادوارد به پزشکی بیشتر علاقه داشت. از این رو، در ۱۸۷۹ میلادی در دانشگاه کمبریج به تحصیل در این رشته پرداخت. در این زمان اخبار جنگ میان عثمانی و روسیه (۱۸۷۷ میلادی) توجه او را جلب کرد. این امر موجب علاقهمندی او به تاریخ و زبان مردم ترک شد. چنین بود که ضمن تحصیل پزشکی، به فراگیری زبان ترکی، و سپس فارسی و عربی پرداخت.
ادوارد براون در تابستان ۱۸۸۲ به استانبول سفر کرد. آشنایی او با زبان و ادبیات ترکی وی را به آموختن زبان فارسی و مطالعهی شعر و ادب این زبان کشاند. از آن پس در دوران تحصیل و پس از آن، اوقات او بیشتر به خواندن کتابهای فارسی، خصوصاً شعر و تاریخ، و معاشرت با ایرانیان میگذشت.
ادوارد براون در ۱۸۸۸ میلادی به قصد سیاحت، مطالعه و تحقیق رهسپار ایران شد و در اقامت یکساله در ایران، با مردم این سرزمین و آداب و اخلاق ایرانیان آشنا شد و زبان فارسی را به خوبی فراگرفت. کتاب «یک سال در میان ایرانیان» حاصل این سفر و بیان دیدهها و آموختههای او در این دوران است. ادوارد براون پس از بازگشت به زادگاهش، در دانشگاه کمبریج به تدریس زبان و تاریخ و ادب فارسی و تحقیق در جریانهای فکری و نهضتهای اجتماعی ایران مشغول شد، و این راهی بود که تا پایان عمر در آن باقی ماند. تحقیقات و تألیفات ارزشمند براون در زمینهی تاریخ ادبیات و نظم و نثر فارسی و تصحیح و نشر متون کهن به روش علمی و انتقادی جدید، از خدمات بزرگ او به فرهنگ ایران به شمار میآید. «تاریخ ادبیات ایران» در ۴ مجلد، مفصلترین و جامعترین تألیف در این زمینه به زبانهای اروپایی است. این کتاب را استاد غلامرضا رشید یاسمی به فارسی برگردانده است. شمار آثار بزرگ ادوارد براون اعم از تألیف و ترجمهی کتابهای فارسی، ۱۸ مجلد است. افزون بر اینها، براون ۳۲ رسالهی متوسط یا کوچک و ۱۳ دیباچه به زبان انگلیسی بر کتب فارسی یا عربی دیگران نوشته است. ادوارد براون در سال ۱۹۰۳ میلادی به عضویت فرهنگستان بریتانیا و در ۱۹۱۱ به عضویت کالج سلطنتی پزشکی پذیرفته شد و در ۱۹۲۲ به نیابت ریاست انجمن سلطنتی آسیایی منصوب شد. در جشن شصتمین سال زندگانی او در ۱۹۲۲ دوستان و دوستاران ایرانی هدایایی برای او فرستادند و جامعهی شرقشناسی اروپا با انتشار مجموعه مقالاتی از خدمات او قدرشناسی کرد. ادوارد براون در ۵ ژانویه ۱۹۲۶، در ۶۴سالگی در انگلستان درگذشت. از سال ۱۳۳۴ یکی از خیابانهای نزدیک دانشگاه تهران، نام ادوارد براون را بر خود گرفته است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۹۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۹۲۶ میلادی، ادوارد براون ـ پژوهشگر و مؤلف فرهنگ ایران ـ در لندن درگذشت. ادوارد براون استاد زبان فارسی در دانشگاه كمبريج و صاحب آثار قلمی متعدد در زبان و فرهنگ و ادب فارسی بود. ادوارد گرانویل براون در سال ۱۸۶۲ میلادی در گلاسترشر در جنوب انگلستان به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی خود را در کالج ایتن آغاز کرد. پدرش میخواست که پسرش در رشتهی مهندسی تحصیل کند، ولی ادوارد به پزشکی بیشتر علاقه داشت. از این رو، در ۱۸۷۹ میلادی در دانشگاه کمبریج به تحصیل در این رشته پرداخت. در این زمان اخبار جنگ میان عثمانی و روسیه (۱۸۷۷ میلادی) توجه او را جلب کرد. این امر موجب علاقهمندی او به تاریخ و زبان مردم ترک شد. چنین بود که ضمن تحصیل پزشکی، به فراگیری زبان ترکی، و سپس فارسی و عربی پرداخت.
ادوارد براون در تابستان ۱۸۸۲ به استانبول سفر کرد. آشنایی او با زبان و ادبیات ترکی وی را به آموختن زبان فارسی و مطالعهی شعر و ادب این زبان کشاند. از آن پس در دوران تحصیل و پس از آن، اوقات او بیشتر به خواندن کتابهای فارسی، خصوصاً شعر و تاریخ، و معاشرت با ایرانیان میگذشت.
ادوارد براون در ۱۸۸۸ میلادی به قصد سیاحت، مطالعه و تحقیق رهسپار ایران شد و در اقامت یکساله در ایران، با مردم این سرزمین و آداب و اخلاق ایرانیان آشنا شد و زبان فارسی را به خوبی فراگرفت. کتاب «یک سال در میان ایرانیان» حاصل این سفر و بیان دیدهها و آموختههای او در این دوران است. ادوارد براون پس از بازگشت به زادگاهش، در دانشگاه کمبریج به تدریس زبان و تاریخ و ادب فارسی و تحقیق در جریانهای فکری و نهضتهای اجتماعی ایران مشغول شد، و این راهی بود که تا پایان عمر در آن باقی ماند. تحقیقات و تألیفات ارزشمند براون در زمینهی تاریخ ادبیات و نظم و نثر فارسی و تصحیح و نشر متون کهن به روش علمی و انتقادی جدید، از خدمات بزرگ او به فرهنگ ایران به شمار میآید. «تاریخ ادبیات ایران» در ۴ مجلد، مفصلترین و جامعترین تألیف در این زمینه به زبانهای اروپایی است. این کتاب را استاد غلامرضا رشید یاسمی به فارسی برگردانده است. شمار آثار بزرگ ادوارد براون اعم از تألیف و ترجمهی کتابهای فارسی، ۱۸ مجلد است. افزون بر اینها، براون ۳۲ رسالهی متوسط یا کوچک و ۱۳ دیباچه به زبان انگلیسی بر کتب فارسی یا عربی دیگران نوشته است. ادوارد براون در سال ۱۹۰۳ میلادی به عضویت فرهنگستان بریتانیا و در ۱۹۱۱ به عضویت کالج سلطنتی پزشکی پذیرفته شد و در ۱۹۲۲ به نیابت ریاست انجمن سلطنتی آسیایی منصوب شد. در جشن شصتمین سال زندگانی او در ۱۹۲۲ دوستان و دوستاران ایرانی هدایایی برای او فرستادند و جامعهی شرقشناسی اروپا با انتشار مجموعه مقالاتی از خدمات او قدرشناسی کرد. ادوارد براون در ۵ ژانویه ۱۹۲۶، در ۶۴سالگی در انگلستان درگذشت. از سال ۱۳۳۴ یکی از خیابانهای نزدیک دانشگاه تهران، نام ادوارد براون را بر خود گرفته است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
مقایسه ی بستر و شرایط کودکی که ما بزرگسالان تجربه کرده ایم با آنچه اغلب کودکان امروزی تجربه می کنند به صحنه ای آشنا و پر تکرار در زندگی روزمره تبدیل شده است. کودکان امروز کودکی متفاوتی دارند و ما نیز نگاه متفاوتی به کودکان امروز داریم. همچنین فرهنگ جدید کودکی نقش مهم تری در تغییرات کلان فرهنگی و اجتماعی جامعه بر جای گذاشته است. توجه به حوزه ی کودکان که یکی از گروه های آسیب پذیر جامعه محسوب می شوند با "نخستین همایش ملی کودکی در ایران" آغاز شد. تاکنون بیشتر پژوهش های انجام شده در ایران، درباره ی موضوع کودکی بر پایه ی پارادایم های سنتی صورت گرفته و جای خالی واقعیت زیسته ی کودکان به چشم می خورد. خلأیی که موجب ناتوانی در نظریه پردازی، برنامه ریزی و شناخت درست وضعیت کودکان می شود. ضعف بنیان های تاریخی اندیشیدن به کودک و تحلیل تحولات آن را می توان خلأیی دیگر در تولید دانش کودکی در ایران دانست. کتاب پیش رو برگزیده ای از مجموعه مقالات "نخستین همایش ملی کودکی در ایران" است که در مهرماه سال ۱۳۹۴ به همت موسسه ی رحمان در تهران برگزار شد. کتاب اثر محمد سعید ذکایی سال ۱۳۹۶ توسط نشر آگاه به چاپ رسید (مریم جعفرپور
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
سیروس غنی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۵ دی ۱۳۹۷
۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۴، سیروس غنی ـ حقوقدان و پژوهشگر تاریخ ایران ـ درگذشت. سیروس غنی در سال ۱۳۰۸ در سبزهوار به دنیا آمد. پدر او قاسم غنی، از شهسواران تیزتگ سیاست و فرهنگ و ادب و تاریخ است و از زمرهی معدود سیاستمداران و دولتمردان عصر پهلوی است که از جاهطلبی به دور بود. زندهیاد قاسم غنی چنان هالهای از اعتبار و شهرت به گرد خانوادهاش افکنده که فرزند او سیروس غنی ـ محقق کمنظیر و تاریخنگار عرصهی تحولات معاصر ایران و از صاحبنظران هنر و عالم سینما - در میان طایفهی کتاب در ایران، چندان به چشمها نیامده است.
مادر سیروس غنی، دختر حاج میرزا تقی خان، از روحانیان سبزوار و از خاندان حاج ملا هادی سبزواری بود. سیروس در خردسالی همراه پدر از سبزوار به مشهد و از آن جا به تهران مهاجرت کرد. بخشی از دوران تحصیل خود را در تهران گذراند و در سال ۱۳۲۲ برای ادامهی تحصیلات به بیروت رفت. مدتی بعد عازم لندن گردید و در ۱۳۲۷ راهی آمریکا شد. در آمریکا لیسانس ادبیات انگلیسی گرفت و به توصیهی ابوالبشر فرمانفرماییان در رشتهی حقوق در دانشگاه نیویورک ادامه تحصیل داد و در ۱۳۳۵ دانشنامهی دکتری گرفت. دکتر سیروس غنی در ۱۳۳۷ به ایران بازگشت. یک سالی در سازمان برنامه و بودجه بود و بعد به استخدام بانک صنعت و معدن درآمد و مراتب ترقی را تا ریاست ادارهی حقوقی آن بانک طی کرد. وی چند ماه پیش از وقوع انقلاب اسلامی، از ایران مهاجرت کرد و مقیم لندن شد. او در سالهای دور از ایران، همواره چشم و دلش متوجه ایران بود. منزل او «میعادگاه دوستان» فرهنگ و تاریخ سرزمین ایران و حضورش نیز در آن جاها همیشه مایهی اعتبار و کسب آبرو برای ایرانیان بود. دکتر سیروس غنی سالهای دور از وطن را پیوسته به یاد وطن، به حرفهی وکالت (در لندن و نیویورک) به تحقیق و نوشتن، و کوشش در انتشار آثار منتشرنشدهی پدر ادیب و سیاستمدارش دکتر قاسم غنی گذراند. «یادداشتهای دکتر قاسم غنی» طی سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۳ در لندن و در ۱۲ مجلّد به کوشش وی منتشر شد. بازچاپ آن نیز در ایران با همین عنوان و به سرمایهی انتشارات زوار در ۸ مجلّد، نخستین بار در سال ۱۳۶۷، منتشر شده است.
کتاب بسیار مهمی که در حوزهی مطالعات تاریخ معاصر ایران به کوشش دکتر سیروس غنی در اختیار پژوهشگران قرار گرفته، اثری است که در ایران با عنوان «ایران، برآمدن رضا خان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسها» منتشر شده است. این کتاب را حسن کامشاد به فارسی ترجمه کرد و در سال ۱۳۷۷ از سوی انتشارات نیلوفر روانهی بازار کتاب گردید. کتاب یادشده، حاصل تتبعات موشکافانهی چندین سالهی سیروس غنی در منابع متعدد (کتابها و مآخذ فارسی و انگلیسی و اسناد وزارت امور خارجهی آمریکا) و مرتبط با وقایع تاریخی ایران طی سالهای ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۵ است. این کتاب به گفتهی صاحبنظران پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، از زمرهی آثار تحلیلی و گزارشی دقیق دربارهی چگونگی سقوط دودمان قاجار و ظهور سلطنت رضا شاه پهلوی است که کاملاً منصفانه و در نهایت بیطرفی و با لحاظ کردن تمام نقاط ضعف و قوت دولتمردان و بازیگران عرصهی سیاست آن دوران نوشته شده است.
«شکسپیر، ایران و شرق»، «ایران و غرب؛ کتابشناسی انتقادی» و «فیلمهای دوستداشتنیام» از دیگر آثار دکتر سیروس غنی است.
دکتر سیروس غنی در ۱۵ دی ۱۳۹۴ در ۸۶سالگی در لوس آنجلس آمریکا درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۴، سیروس غنی ـ حقوقدان و پژوهشگر تاریخ ایران ـ درگذشت. سیروس غنی در سال ۱۳۰۸ در سبزهوار به دنیا آمد. پدر او قاسم غنی، از شهسواران تیزتگ سیاست و فرهنگ و ادب و تاریخ است و از زمرهی معدود سیاستمداران و دولتمردان عصر پهلوی است که از جاهطلبی به دور بود. زندهیاد قاسم غنی چنان هالهای از اعتبار و شهرت به گرد خانوادهاش افکنده که فرزند او سیروس غنی ـ محقق کمنظیر و تاریخنگار عرصهی تحولات معاصر ایران و از صاحبنظران هنر و عالم سینما - در میان طایفهی کتاب در ایران، چندان به چشمها نیامده است.
مادر سیروس غنی، دختر حاج میرزا تقی خان، از روحانیان سبزوار و از خاندان حاج ملا هادی سبزواری بود. سیروس در خردسالی همراه پدر از سبزوار به مشهد و از آن جا به تهران مهاجرت کرد. بخشی از دوران تحصیل خود را در تهران گذراند و در سال ۱۳۲۲ برای ادامهی تحصیلات به بیروت رفت. مدتی بعد عازم لندن گردید و در ۱۳۲۷ راهی آمریکا شد. در آمریکا لیسانس ادبیات انگلیسی گرفت و به توصیهی ابوالبشر فرمانفرماییان در رشتهی حقوق در دانشگاه نیویورک ادامه تحصیل داد و در ۱۳۳۵ دانشنامهی دکتری گرفت. دکتر سیروس غنی در ۱۳۳۷ به ایران بازگشت. یک سالی در سازمان برنامه و بودجه بود و بعد به استخدام بانک صنعت و معدن درآمد و مراتب ترقی را تا ریاست ادارهی حقوقی آن بانک طی کرد. وی چند ماه پیش از وقوع انقلاب اسلامی، از ایران مهاجرت کرد و مقیم لندن شد. او در سالهای دور از ایران، همواره چشم و دلش متوجه ایران بود. منزل او «میعادگاه دوستان» فرهنگ و تاریخ سرزمین ایران و حضورش نیز در آن جاها همیشه مایهی اعتبار و کسب آبرو برای ایرانیان بود. دکتر سیروس غنی سالهای دور از وطن را پیوسته به یاد وطن، به حرفهی وکالت (در لندن و نیویورک) به تحقیق و نوشتن، و کوشش در انتشار آثار منتشرنشدهی پدر ادیب و سیاستمدارش دکتر قاسم غنی گذراند. «یادداشتهای دکتر قاسم غنی» طی سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۳ در لندن و در ۱۲ مجلّد به کوشش وی منتشر شد. بازچاپ آن نیز در ایران با همین عنوان و به سرمایهی انتشارات زوار در ۸ مجلّد، نخستین بار در سال ۱۳۶۷، منتشر شده است.
کتاب بسیار مهمی که در حوزهی مطالعات تاریخ معاصر ایران به کوشش دکتر سیروس غنی در اختیار پژوهشگران قرار گرفته، اثری است که در ایران با عنوان «ایران، برآمدن رضا خان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسها» منتشر شده است. این کتاب را حسن کامشاد به فارسی ترجمه کرد و در سال ۱۳۷۷ از سوی انتشارات نیلوفر روانهی بازار کتاب گردید. کتاب یادشده، حاصل تتبعات موشکافانهی چندین سالهی سیروس غنی در منابع متعدد (کتابها و مآخذ فارسی و انگلیسی و اسناد وزارت امور خارجهی آمریکا) و مرتبط با وقایع تاریخی ایران طی سالهای ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۵ است. این کتاب به گفتهی صاحبنظران پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، از زمرهی آثار تحلیلی و گزارشی دقیق دربارهی چگونگی سقوط دودمان قاجار و ظهور سلطنت رضا شاه پهلوی است که کاملاً منصفانه و در نهایت بیطرفی و با لحاظ کردن تمام نقاط ضعف و قوت دولتمردان و بازیگران عرصهی سیاست آن دوران نوشته شده است.
«شکسپیر، ایران و شرق»، «ایران و غرب؛ کتابشناسی انتقادی» و «فیلمهای دوستداشتنیام» از دیگر آثار دکتر سیروس غنی است.
دکتر سیروس غنی در ۱۵ دی ۱۳۹۴ در ۸۶سالگی در لوس آنجلس آمریکا درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
منظومه حماسی –تاریخی شهنشاه نامه ،سروده احمد تبریزی، یکی از نخستین آثاردردوره شکل گیری تاریخ های منظوم است که کار نظم آن در سال 738هجری به پایان رسیده است .در این منظومه احوال چنگیزخان، اجداد وجانشینان اوتا دوسال بعداز مرگ سلطان ابوسعید روایت شده است. یکی از ویژگی های ادبی برجسته شهنشاه نامه، کوشش آگاهانه شاعر برای سره نویسی است که این منظومه را به اثری منحصربه فرد در زبان فارسی تبدیل ساخته است .این کتاب از مجموعه انتشارات ادبی وتاریخی موقوفات دکتر محمود افشارمی باشد .
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
گزارش هشت دی.xlsx
29 KB
لیست پایان نامه های تحویل داده شده به کتابخانه مرکزی از تاریخ هشتم دیماه لغایت دوازدهم دیماه 1397
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library