کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
پییر لاروس
#تقویم_فرهنگی انروز، ۱۳ دی ۱۳۹۷
۱۴۴ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۸۷۵ میلادی، پییر لاروس ـ ادیب و لغتشناس بزرگ فرانسوی ـ درگذشت.
پییر لاروس در سال ۱۸۱۷ میلادی در خانوادهای تنگدست در شهر پاريس به دنيا آمد. او تا ۱۵سالگی در كارگاه پدرش به عنوان شاگرد آهنگر، اسب را نعل ميكرد. لاروس پس از این مرحله از زندگی، تحصيلات خود را در شهر ورسای فرانسه ادامه داد. در اين زمان، كتابهای منتشرشده در فرانسه و نقاط دیگر جهان رامطالعه میكرد، تا آنجا که درصدد تهيهی فرهنگی جامع برآمد و با پشتكار فراوان، فرهنگ خود را به نام «لاروس» تألیف کرد. در پایان تحصيلاتش، فرهنگ او نيز كامل شد و در ۱۰ مجلّد انتشار يافت. او پیش از آن، تأليفات خود را از كتب لغت و دستور زبان برای تدريس در مدارس و انتشار روزنامهی تعليم و تربيت برای دانشآموزان آغاز كرده بود و پس از آن به تدوين اين دائرةالمعارف بزرگ پرداخت. در اين هنگام در فرانسه كسی نبود كه اسم لاروس را نشنيده باشد.
لاروس همچنین نخستين كسی است كه كتابهای تدريسی آموزشگاهها را تدوين و روش آنها را تغییر دادە و به صورت امروزی درآورده است.
پییر لاروس بر اثر كار مداوم بيمار شد، تا اينكه در ۳ ژانويهی ۱۸۷۵ در ۵۸سالگی درگذشت. اكنون دائرةالمعارف و كتب لغت و فرهنگهای تاريخی و جغرافيایی متعدد به نام «لاروس» توسط هيأتهای علمی فرانسه منتشر میشود كه نام لاروس را جاودان ساخته است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۴۴ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۸۷۵ میلادی، پییر لاروس ـ ادیب و لغتشناس بزرگ فرانسوی ـ درگذشت.
پییر لاروس در سال ۱۸۱۷ میلادی در خانوادهای تنگدست در شهر پاريس به دنيا آمد. او تا ۱۵سالگی در كارگاه پدرش به عنوان شاگرد آهنگر، اسب را نعل ميكرد. لاروس پس از این مرحله از زندگی، تحصيلات خود را در شهر ورسای فرانسه ادامه داد. در اين زمان، كتابهای منتشرشده در فرانسه و نقاط دیگر جهان رامطالعه میكرد، تا آنجا که درصدد تهيهی فرهنگی جامع برآمد و با پشتكار فراوان، فرهنگ خود را به نام «لاروس» تألیف کرد. در پایان تحصيلاتش، فرهنگ او نيز كامل شد و در ۱۰ مجلّد انتشار يافت. او پیش از آن، تأليفات خود را از كتب لغت و دستور زبان برای تدريس در مدارس و انتشار روزنامهی تعليم و تربيت برای دانشآموزان آغاز كرده بود و پس از آن به تدوين اين دائرةالمعارف بزرگ پرداخت. در اين هنگام در فرانسه كسی نبود كه اسم لاروس را نشنيده باشد.
لاروس همچنین نخستين كسی است كه كتابهای تدريسی آموزشگاهها را تدوين و روش آنها را تغییر دادە و به صورت امروزی درآورده است.
پییر لاروس بر اثر كار مداوم بيمار شد، تا اينكه در ۳ ژانويهی ۱۸۷۵ در ۵۸سالگی درگذشت. اكنون دائرةالمعارف و كتب لغت و فرهنگهای تاريخی و جغرافيایی متعدد به نام «لاروس» توسط هيأتهای علمی فرانسه منتشر میشود كه نام لاروس را جاودان ساخته است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
بی توجهی ما به علوم انسانی
ما ایرانیان در یکصد سال اخیر بسیار از اهمیت علوم انسانی برای توسعۀ کشور غفلت کردهایم. روشنفکران ما کمابیش فعال سیاسی بودهاند و نه نظریهپرداز. به تفکر بنیادی و نیازهای آن در زمینههای متنوع علوم انسانی بیتوجهی کردهایم. هرگاه صحبت از علوم یا برنامهریزی برای آن میکنیم معمولاً علوم پایه و گاهی هم مهندسی به نظرمان میآید. غافلیم از اینکه رشد علم، حتی علوم طبیعی و علوم مهندسی، بدون توجه به رشد و توسعۀ علوم انسانی ابتر میماند. پس باید در معماری علم ایران به این غفلت مزمن توجه خاص کرد، تا ایران از فاز زوال اندیشه بهدر آید و دوران شکوفایی اندیشه را آغاز کند. (معماری علم در ایران، رضا منصوری، ص 220)
@UT_Central_Library
ما ایرانیان در یکصد سال اخیر بسیار از اهمیت علوم انسانی برای توسعۀ کشور غفلت کردهایم. روشنفکران ما کمابیش فعال سیاسی بودهاند و نه نظریهپرداز. به تفکر بنیادی و نیازهای آن در زمینههای متنوع علوم انسانی بیتوجهی کردهایم. هرگاه صحبت از علوم یا برنامهریزی برای آن میکنیم معمولاً علوم پایه و گاهی هم مهندسی به نظرمان میآید. غافلیم از اینکه رشد علم، حتی علوم طبیعی و علوم مهندسی، بدون توجه به رشد و توسعۀ علوم انسانی ابتر میماند. پس باید در معماری علم ایران به این غفلت مزمن توجه خاص کرد، تا ایران از فاز زوال اندیشه بهدر آید و دوران شکوفایی اندیشه را آغاز کند. (معماری علم در ایران، رضا منصوری، ص 220)
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
سعید کاظمی آشتیانی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۴ دی ۱۳۹۷
۱۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۴، دکتر سعید کاظمی آشتیانی ـ دانشمند برجستهی سلولهای بنیادی ـ درگذشت.
سعید کاظمی آشتیانی در سال ۱۳۴۰ در تهران زاده شد. در سال ۱۳۵۸ در رشتهی فیزیوتراپی دانشگاه علوم پزشکی ایران، تحصیلات دانشگاهی را آغاز کرد. پس از وقفههایی که در اثر انقلاب فرهنگی در تحصیلاتش پدید آمد و نیز به دنبال حضور در جبهههای جنگ تحمیلی، در سال ۱۳۶۹ گواهینامهی کارشناسی ارشد را در رشتهی فیزیوتراپی دریافت کرد. کاظمی آشتیانی پس از این مرحله، در سال ۱۳۷۰ «پژوهشکدهی رویان» را تأسیس کرد. در سال ۱۳۷۶ نیز، در رشتهی علوم تشریح با گرایش جنینشناسی، دانشنامهی دکتری گرفت.
دکتر سعید کاظمی آشتیانی تلاشهای مؤثری در دستیابی به دانش تولید و تکثیر و انجماد سلولهای بنیادیِ جنینِ انسان به انجام رساند. این سلولها در زیستشناسی تکوینی، داروسازی، پزشکی، پیوند و گسترش درمانهای جدید، بسیار حیاتی هستند. این دانشمند برجسته در سال ۱۳۸۳، به علت تلاشهای فراوان در زمینهی تحقیقات سلولهای بنیادی جنین، به عنوان چهرهی ماندگار کشور معرفی شد.
دکتر سعید کاظمی آشتیانی در ۱۴ دی ۱۳۸۴ در ۴۴سالگی بر اثر عارضهی قلبی در تهران شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۱۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۸۴، دکتر سعید کاظمی آشتیانی ـ دانشمند برجستهی سلولهای بنیادی ـ درگذشت.
سعید کاظمی آشتیانی در سال ۱۳۴۰ در تهران زاده شد. در سال ۱۳۵۸ در رشتهی فیزیوتراپی دانشگاه علوم پزشکی ایران، تحصیلات دانشگاهی را آغاز کرد. پس از وقفههایی که در اثر انقلاب فرهنگی در تحصیلاتش پدید آمد و نیز به دنبال حضور در جبهههای جنگ تحمیلی، در سال ۱۳۶۹ گواهینامهی کارشناسی ارشد را در رشتهی فیزیوتراپی دریافت کرد. کاظمی آشتیانی پس از این مرحله، در سال ۱۳۷۰ «پژوهشکدهی رویان» را تأسیس کرد. در سال ۱۳۷۶ نیز، در رشتهی علوم تشریح با گرایش جنینشناسی، دانشنامهی دکتری گرفت.
دکتر سعید کاظمی آشتیانی تلاشهای مؤثری در دستیابی به دانش تولید و تکثیر و انجماد سلولهای بنیادیِ جنینِ انسان به انجام رساند. این سلولها در زیستشناسی تکوینی، داروسازی، پزشکی، پیوند و گسترش درمانهای جدید، بسیار حیاتی هستند. این دانشمند برجسته در سال ۱۳۸۳، به علت تلاشهای فراوان در زمینهی تحقیقات سلولهای بنیادی جنین، به عنوان چهرهی ماندگار کشور معرفی شد.
دکتر سعید کاظمی آشتیانی در ۱۴ دی ۱۳۸۴ در ۴۴سالگی بر اثر عارضهی قلبی در تهران شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
📝 سلسله یادداشت های دکتر رضا منصوری درباره علم نوین
What is Science?
علم چیست؟
🔸بخش دوم: علم در جامعه های بدون اجتماع علمی
II. Science in the societies without scientific community
🔸یادداشت پانزدهم
مخاطرهء فروکاستن چندگنی به دوگانگی سنت-مدرنیته
Risk of reducing polychronism to the traditionalism-modernity duality
در سياستگذاري علم اگر به اين واقعيت ملغمة مفهومي توجه نشود همان اشتباهي رخ ميدهد كه متخصصان فروكاستگراي توسعه در بانك جهاني با نسخهپيچي براي كشورهاي جهان سوم باعث آن شدند. در بحثهاي اقتصادي گاهي از اقتصاد دوگانه در تحليل وضعيت اقتصادي كشورهاي جهان سوم صحبت شده است، و نيز از شكاف ميان اقتصاد سنتي و اقتصاد مدرن؛ اما اطلاق دوگانه جوابگوي پيچيدگي وضعيت كشور ما نيست. همچنين در بررسي جوامعي مثل ايران از فرهنگ دوگانه نام برده شده است كه آن نيز گوياي واقعيت كشور ما نيست. بهتر است چند-زماني فرهنگي و اقتصادي خود را بپذيريم و در تحليلهاي خود به آن توجه كنيم. تاکید بر تفاوت ميان كنشگران در اقتصاد يا در فرهنگ، تفاوت ميان افراد روستايي، بي سواد يا كم سواد، وابسته به نظامهاي اعتقادي قديمي از يك طرف و افراد مدرن شهري، با سواد، با ارزشها و سبك زندگي غربي از طرف دیگر اشتباهی است که باید در تحلیل وضعیت اجتماعی کشوری مثل ایران به آن توجه کرد . چند-زمانيِ مفهوميِ حاكم بر جامعة ما به طور قطع از اين تقسيمبندي تبعيت نميكند. فراواناند كساني كه سبك زندگي غربي دارند، آخرين مدارج تحصيلي را از بهترين دانشگاههاي غرب گرفتهاند، اما باورهاشان و ساختار ذهنی شان در مفاهيمي منعكس ميشود كه متعلق به دوران پیشامدرن است. به عبارت ديگر چند-زماني تنها ويژگي جامعه نيست، بلكه ويژگي افراد هم هست: جامعه و افرادی که ذهنشان به گونه ای مبهم میان مفاهیمی از دوران های متفاوت و فرهنگ های متفاوت شناور است.
به این معنی، چند-زماني و چندگنی و ملغمة مفهومي در جامعه را نميتوان به دو بخش جامعة سنتي و جامعهء باارزشهاي غربي و باسواد فروكاست. اين سادهانگاري ذهن خو گرفته به فروکاست گرایی و نا آشنا با مفهوم پادفروكاستگرايي يا زيستارگرايي است كه منجر به اين تحليل نادرست ميشود. با توجه به مدلهاي شبه-اقتصادي علم ميتوان گفت كه تا سرماية نمادين ضمني ايجاد نشود اين چندگِني جاي خود را به جامعة همگن نميدهد.
🔹 این سلسله یادداشتها هرهفته عصر جمعه در همین صفحه منتشر می شود.
@UT_Central_Library
yon.ir/ZkDjJ
What is Science?
علم چیست؟
🔸بخش دوم: علم در جامعه های بدون اجتماع علمی
II. Science in the societies without scientific community
🔸یادداشت پانزدهم
مخاطرهء فروکاستن چندگنی به دوگانگی سنت-مدرنیته
Risk of reducing polychronism to the traditionalism-modernity duality
در سياستگذاري علم اگر به اين واقعيت ملغمة مفهومي توجه نشود همان اشتباهي رخ ميدهد كه متخصصان فروكاستگراي توسعه در بانك جهاني با نسخهپيچي براي كشورهاي جهان سوم باعث آن شدند. در بحثهاي اقتصادي گاهي از اقتصاد دوگانه در تحليل وضعيت اقتصادي كشورهاي جهان سوم صحبت شده است، و نيز از شكاف ميان اقتصاد سنتي و اقتصاد مدرن؛ اما اطلاق دوگانه جوابگوي پيچيدگي وضعيت كشور ما نيست. همچنين در بررسي جوامعي مثل ايران از فرهنگ دوگانه نام برده شده است كه آن نيز گوياي واقعيت كشور ما نيست. بهتر است چند-زماني فرهنگي و اقتصادي خود را بپذيريم و در تحليلهاي خود به آن توجه كنيم. تاکید بر تفاوت ميان كنشگران در اقتصاد يا در فرهنگ، تفاوت ميان افراد روستايي، بي سواد يا كم سواد، وابسته به نظامهاي اعتقادي قديمي از يك طرف و افراد مدرن شهري، با سواد، با ارزشها و سبك زندگي غربي از طرف دیگر اشتباهی است که باید در تحلیل وضعیت اجتماعی کشوری مثل ایران به آن توجه کرد . چند-زمانيِ مفهوميِ حاكم بر جامعة ما به طور قطع از اين تقسيمبندي تبعيت نميكند. فراواناند كساني كه سبك زندگي غربي دارند، آخرين مدارج تحصيلي را از بهترين دانشگاههاي غرب گرفتهاند، اما باورهاشان و ساختار ذهنی شان در مفاهيمي منعكس ميشود كه متعلق به دوران پیشامدرن است. به عبارت ديگر چند-زماني تنها ويژگي جامعه نيست، بلكه ويژگي افراد هم هست: جامعه و افرادی که ذهنشان به گونه ای مبهم میان مفاهیمی از دوران های متفاوت و فرهنگ های متفاوت شناور است.
به این معنی، چند-زماني و چندگنی و ملغمة مفهومي در جامعه را نميتوان به دو بخش جامعة سنتي و جامعهء باارزشهاي غربي و باسواد فروكاست. اين سادهانگاري ذهن خو گرفته به فروکاست گرایی و نا آشنا با مفهوم پادفروكاستگرايي يا زيستارگرايي است كه منجر به اين تحليل نادرست ميشود. با توجه به مدلهاي شبه-اقتصادي علم ميتوان گفت كه تا سرماية نمادين ضمني ايجاد نشود اين چندگِني جاي خود را به جامعة همگن نميدهد.
🔹 این سلسله یادداشتها هرهفته عصر جمعه در همین صفحه منتشر می شود.
@UT_Central_Library
yon.ir/ZkDjJ
کتاب آیین، اسطوره و کیهان شناسی در ایران باستان اثر ماریان موله، ایران شناس و اسلام شناس لهستانی الاصل و پروردۀ مکتب خاورشناسی فرانسه است. نویسنده در این اثر از لابلای متون پیشازرتشتی و زرتشتی، از وداها و گات ها تا کتاب ها و رساله های پهلوی، خط سیر روشنی را بیرون کشیده است که پیوندهای کیهان شناسی، انسان شناسی و آخرت شناسی مزدایی را در نظامی سنجیده بیان می کند. در حققیت کوشش نویسنده برای ارائۀ تصویر روشنی از سیر برخی مفاهیم معنوی از ایران مزدایی تا ایران اسلامی است که با دیگر آثار او در همین حوزه تکمیل می شود.در این زمینه ارزیابی محتویات گات ها به عنوان سند دینی و تعیین « زمینۀ اجتماعی» آنها در دستور کار قرار گرفته است. کار با بررسی روابط آموزه های گاهانی با دیگر آموزه های دین ایرانی آغاز می شود و نشان داده می شود که آموزۀ گاهانی آموزه های دیگر را کنار نمی زند و سعی میشود که یک روح مشترک میان این آموزه ها دنبال شود. مسائل مربوط به زروانی گری در سطحی متفاوت و تنها به شکل تأثیر آن بر اسناد مورد نظر ما مورد بررسی قرار میگیرند. همچنین ارتباط میان جشن های آیینی سالانه با مفاهیم درونی گات ها مورد بحث قرار میگیرد
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
ادوارد براون
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۵ دی ۱۳۹۷
۹۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۹۲۶ میلادی، ادوارد براون ـ پژوهشگر و مؤلف فرهنگ ایران ـ در لندن درگذشت. ادوارد براون استاد زبان فارسی در دانشگاه كمبريج و صاحب آثار قلمی متعدد در زبان و فرهنگ و ادب فارسی بود. ادوارد گرانویل براون در سال ۱۸۶۲ میلادی در گلاسترشر در جنوب انگلستان به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی خود را در کالج ایتن آغاز کرد. پدرش میخواست که پسرش در رشتهی مهندسی تحصیل کند، ولی ادوارد به پزشکی بیشتر علاقه داشت. از این رو، در ۱۸۷۹ میلادی در دانشگاه کمبریج به تحصیل در این رشته پرداخت. در این زمان اخبار جنگ میان عثمانی و روسیه (۱۸۷۷ میلادی) توجه او را جلب کرد. این امر موجب علاقهمندی او به تاریخ و زبان مردم ترک شد. چنین بود که ضمن تحصیل پزشکی، به فراگیری زبان ترکی، و سپس فارسی و عربی پرداخت.
ادوارد براون در تابستان ۱۸۸۲ به استانبول سفر کرد. آشنایی او با زبان و ادبیات ترکی وی را به آموختن زبان فارسی و مطالعهی شعر و ادب این زبان کشاند. از آن پس در دوران تحصیل و پس از آن، اوقات او بیشتر به خواندن کتابهای فارسی، خصوصاً شعر و تاریخ، و معاشرت با ایرانیان میگذشت.
ادوارد براون در ۱۸۸۸ میلادی به قصد سیاحت، مطالعه و تحقیق رهسپار ایران شد و در اقامت یکساله در ایران، با مردم این سرزمین و آداب و اخلاق ایرانیان آشنا شد و زبان فارسی را به خوبی فراگرفت. کتاب «یک سال در میان ایرانیان» حاصل این سفر و بیان دیدهها و آموختههای او در این دوران است. ادوارد براون پس از بازگشت به زادگاهش، در دانشگاه کمبریج به تدریس زبان و تاریخ و ادب فارسی و تحقیق در جریانهای فکری و نهضتهای اجتماعی ایران مشغول شد، و این راهی بود که تا پایان عمر در آن باقی ماند. تحقیقات و تألیفات ارزشمند براون در زمینهی تاریخ ادبیات و نظم و نثر فارسی و تصحیح و نشر متون کهن به روش علمی و انتقادی جدید، از خدمات بزرگ او به فرهنگ ایران به شمار میآید. «تاریخ ادبیات ایران» در ۴ مجلد، مفصلترین و جامعترین تألیف در این زمینه به زبانهای اروپایی است. این کتاب را استاد غلامرضا رشید یاسمی به فارسی برگردانده است. شمار آثار بزرگ ادوارد براون اعم از تألیف و ترجمهی کتابهای فارسی، ۱۸ مجلد است. افزون بر اینها، براون ۳۲ رسالهی متوسط یا کوچک و ۱۳ دیباچه به زبان انگلیسی بر کتب فارسی یا عربی دیگران نوشته است. ادوارد براون در سال ۱۹۰۳ میلادی به عضویت فرهنگستان بریتانیا و در ۱۹۱۱ به عضویت کالج سلطنتی پزشکی پذیرفته شد و در ۱۹۲۲ به نیابت ریاست انجمن سلطنتی آسیایی منصوب شد. در جشن شصتمین سال زندگانی او در ۱۹۲۲ دوستان و دوستاران ایرانی هدایایی برای او فرستادند و جامعهی شرقشناسی اروپا با انتشار مجموعه مقالاتی از خدمات او قدرشناسی کرد. ادوارد براون در ۵ ژانویه ۱۹۲۶، در ۶۴سالگی در انگلستان درگذشت. از سال ۱۳۳۴ یکی از خیابانهای نزدیک دانشگاه تهران، نام ادوارد براون را بر خود گرفته است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۹۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۹۲۶ میلادی، ادوارد براون ـ پژوهشگر و مؤلف فرهنگ ایران ـ در لندن درگذشت. ادوارد براون استاد زبان فارسی در دانشگاه كمبريج و صاحب آثار قلمی متعدد در زبان و فرهنگ و ادب فارسی بود. ادوارد گرانویل براون در سال ۱۸۶۲ میلادی در گلاسترشر در جنوب انگلستان به دنیا آمد. تحصیلات دانشگاهی خود را در کالج ایتن آغاز کرد. پدرش میخواست که پسرش در رشتهی مهندسی تحصیل کند، ولی ادوارد به پزشکی بیشتر علاقه داشت. از این رو، در ۱۸۷۹ میلادی در دانشگاه کمبریج به تحصیل در این رشته پرداخت. در این زمان اخبار جنگ میان عثمانی و روسیه (۱۸۷۷ میلادی) توجه او را جلب کرد. این امر موجب علاقهمندی او به تاریخ و زبان مردم ترک شد. چنین بود که ضمن تحصیل پزشکی، به فراگیری زبان ترکی، و سپس فارسی و عربی پرداخت.
ادوارد براون در تابستان ۱۸۸۲ به استانبول سفر کرد. آشنایی او با زبان و ادبیات ترکی وی را به آموختن زبان فارسی و مطالعهی شعر و ادب این زبان کشاند. از آن پس در دوران تحصیل و پس از آن، اوقات او بیشتر به خواندن کتابهای فارسی، خصوصاً شعر و تاریخ، و معاشرت با ایرانیان میگذشت.
ادوارد براون در ۱۸۸۸ میلادی به قصد سیاحت، مطالعه و تحقیق رهسپار ایران شد و در اقامت یکساله در ایران، با مردم این سرزمین و آداب و اخلاق ایرانیان آشنا شد و زبان فارسی را به خوبی فراگرفت. کتاب «یک سال در میان ایرانیان» حاصل این سفر و بیان دیدهها و آموختههای او در این دوران است. ادوارد براون پس از بازگشت به زادگاهش، در دانشگاه کمبریج به تدریس زبان و تاریخ و ادب فارسی و تحقیق در جریانهای فکری و نهضتهای اجتماعی ایران مشغول شد، و این راهی بود که تا پایان عمر در آن باقی ماند. تحقیقات و تألیفات ارزشمند براون در زمینهی تاریخ ادبیات و نظم و نثر فارسی و تصحیح و نشر متون کهن به روش علمی و انتقادی جدید، از خدمات بزرگ او به فرهنگ ایران به شمار میآید. «تاریخ ادبیات ایران» در ۴ مجلد، مفصلترین و جامعترین تألیف در این زمینه به زبانهای اروپایی است. این کتاب را استاد غلامرضا رشید یاسمی به فارسی برگردانده است. شمار آثار بزرگ ادوارد براون اعم از تألیف و ترجمهی کتابهای فارسی، ۱۸ مجلد است. افزون بر اینها، براون ۳۲ رسالهی متوسط یا کوچک و ۱۳ دیباچه به زبان انگلیسی بر کتب فارسی یا عربی دیگران نوشته است. ادوارد براون در سال ۱۹۰۳ میلادی به عضویت فرهنگستان بریتانیا و در ۱۹۱۱ به عضویت کالج سلطنتی پزشکی پذیرفته شد و در ۱۹۲۲ به نیابت ریاست انجمن سلطنتی آسیایی منصوب شد. در جشن شصتمین سال زندگانی او در ۱۹۲۲ دوستان و دوستاران ایرانی هدایایی برای او فرستادند و جامعهی شرقشناسی اروپا با انتشار مجموعه مقالاتی از خدمات او قدرشناسی کرد. ادوارد براون در ۵ ژانویه ۱۹۲۶، در ۶۴سالگی در انگلستان درگذشت. از سال ۱۳۳۴ یکی از خیابانهای نزدیک دانشگاه تهران، نام ادوارد براون را بر خود گرفته است.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
مقایسه ی بستر و شرایط کودکی که ما بزرگسالان تجربه کرده ایم با آنچه اغلب کودکان امروزی تجربه می کنند به صحنه ای آشنا و پر تکرار در زندگی روزمره تبدیل شده است. کودکان امروز کودکی متفاوتی دارند و ما نیز نگاه متفاوتی به کودکان امروز داریم. همچنین فرهنگ جدید کودکی نقش مهم تری در تغییرات کلان فرهنگی و اجتماعی جامعه بر جای گذاشته است. توجه به حوزه ی کودکان که یکی از گروه های آسیب پذیر جامعه محسوب می شوند با "نخستین همایش ملی کودکی در ایران" آغاز شد. تاکنون بیشتر پژوهش های انجام شده در ایران، درباره ی موضوع کودکی بر پایه ی پارادایم های سنتی صورت گرفته و جای خالی واقعیت زیسته ی کودکان به چشم می خورد. خلأیی که موجب ناتوانی در نظریه پردازی، برنامه ریزی و شناخت درست وضعیت کودکان می شود. ضعف بنیان های تاریخی اندیشیدن به کودک و تحلیل تحولات آن را می توان خلأیی دیگر در تولید دانش کودکی در ایران دانست. کتاب پیش رو برگزیده ای از مجموعه مقالات "نخستین همایش ملی کودکی در ایران" است که در مهرماه سال ۱۳۹۴ به همت موسسه ی رحمان در تهران برگزار شد. کتاب اثر محمد سعید ذکایی سال ۱۳۹۶ توسط نشر آگاه به چاپ رسید (مریم جعفرپور
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
سیروس غنی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۵ دی ۱۳۹۷
۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۴، سیروس غنی ـ حقوقدان و پژوهشگر تاریخ ایران ـ درگذشت. سیروس غنی در سال ۱۳۰۸ در سبزهوار به دنیا آمد. پدر او قاسم غنی، از شهسواران تیزتگ سیاست و فرهنگ و ادب و تاریخ است و از زمرهی معدود سیاستمداران و دولتمردان عصر پهلوی است که از جاهطلبی به دور بود. زندهیاد قاسم غنی چنان هالهای از اعتبار و شهرت به گرد خانوادهاش افکنده که فرزند او سیروس غنی ـ محقق کمنظیر و تاریخنگار عرصهی تحولات معاصر ایران و از صاحبنظران هنر و عالم سینما - در میان طایفهی کتاب در ایران، چندان به چشمها نیامده است.
مادر سیروس غنی، دختر حاج میرزا تقی خان، از روحانیان سبزوار و از خاندان حاج ملا هادی سبزواری بود. سیروس در خردسالی همراه پدر از سبزوار به مشهد و از آن جا به تهران مهاجرت کرد. بخشی از دوران تحصیل خود را در تهران گذراند و در سال ۱۳۲۲ برای ادامهی تحصیلات به بیروت رفت. مدتی بعد عازم لندن گردید و در ۱۳۲۷ راهی آمریکا شد. در آمریکا لیسانس ادبیات انگلیسی گرفت و به توصیهی ابوالبشر فرمانفرماییان در رشتهی حقوق در دانشگاه نیویورک ادامه تحصیل داد و در ۱۳۳۵ دانشنامهی دکتری گرفت. دکتر سیروس غنی در ۱۳۳۷ به ایران بازگشت. یک سالی در سازمان برنامه و بودجه بود و بعد به استخدام بانک صنعت و معدن درآمد و مراتب ترقی را تا ریاست ادارهی حقوقی آن بانک طی کرد. وی چند ماه پیش از وقوع انقلاب اسلامی، از ایران مهاجرت کرد و مقیم لندن شد. او در سالهای دور از ایران، همواره چشم و دلش متوجه ایران بود. منزل او «میعادگاه دوستان» فرهنگ و تاریخ سرزمین ایران و حضورش نیز در آن جاها همیشه مایهی اعتبار و کسب آبرو برای ایرانیان بود. دکتر سیروس غنی سالهای دور از وطن را پیوسته به یاد وطن، به حرفهی وکالت (در لندن و نیویورک) به تحقیق و نوشتن، و کوشش در انتشار آثار منتشرنشدهی پدر ادیب و سیاستمدارش دکتر قاسم غنی گذراند. «یادداشتهای دکتر قاسم غنی» طی سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۳ در لندن و در ۱۲ مجلّد به کوشش وی منتشر شد. بازچاپ آن نیز در ایران با همین عنوان و به سرمایهی انتشارات زوار در ۸ مجلّد، نخستین بار در سال ۱۳۶۷، منتشر شده است.
کتاب بسیار مهمی که در حوزهی مطالعات تاریخ معاصر ایران به کوشش دکتر سیروس غنی در اختیار پژوهشگران قرار گرفته، اثری است که در ایران با عنوان «ایران، برآمدن رضا خان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسها» منتشر شده است. این کتاب را حسن کامشاد به فارسی ترجمه کرد و در سال ۱۳۷۷ از سوی انتشارات نیلوفر روانهی بازار کتاب گردید. کتاب یادشده، حاصل تتبعات موشکافانهی چندین سالهی سیروس غنی در منابع متعدد (کتابها و مآخذ فارسی و انگلیسی و اسناد وزارت امور خارجهی آمریکا) و مرتبط با وقایع تاریخی ایران طی سالهای ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۵ است. این کتاب به گفتهی صاحبنظران پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، از زمرهی آثار تحلیلی و گزارشی دقیق دربارهی چگونگی سقوط دودمان قاجار و ظهور سلطنت رضا شاه پهلوی است که کاملاً منصفانه و در نهایت بیطرفی و با لحاظ کردن تمام نقاط ضعف و قوت دولتمردان و بازیگران عرصهی سیاست آن دوران نوشته شده است.
«شکسپیر، ایران و شرق»، «ایران و غرب؛ کتابشناسی انتقادی» و «فیلمهای دوستداشتنیام» از دیگر آثار دکتر سیروس غنی است.
دکتر سیروس غنی در ۱۵ دی ۱۳۹۴ در ۸۶سالگی در لوس آنجلس آمریکا درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۹۴، سیروس غنی ـ حقوقدان و پژوهشگر تاریخ ایران ـ درگذشت. سیروس غنی در سال ۱۳۰۸ در سبزهوار به دنیا آمد. پدر او قاسم غنی، از شهسواران تیزتگ سیاست و فرهنگ و ادب و تاریخ است و از زمرهی معدود سیاستمداران و دولتمردان عصر پهلوی است که از جاهطلبی به دور بود. زندهیاد قاسم غنی چنان هالهای از اعتبار و شهرت به گرد خانوادهاش افکنده که فرزند او سیروس غنی ـ محقق کمنظیر و تاریخنگار عرصهی تحولات معاصر ایران و از صاحبنظران هنر و عالم سینما - در میان طایفهی کتاب در ایران، چندان به چشمها نیامده است.
مادر سیروس غنی، دختر حاج میرزا تقی خان، از روحانیان سبزوار و از خاندان حاج ملا هادی سبزواری بود. سیروس در خردسالی همراه پدر از سبزوار به مشهد و از آن جا به تهران مهاجرت کرد. بخشی از دوران تحصیل خود را در تهران گذراند و در سال ۱۳۲۲ برای ادامهی تحصیلات به بیروت رفت. مدتی بعد عازم لندن گردید و در ۱۳۲۷ راهی آمریکا شد. در آمریکا لیسانس ادبیات انگلیسی گرفت و به توصیهی ابوالبشر فرمانفرماییان در رشتهی حقوق در دانشگاه نیویورک ادامه تحصیل داد و در ۱۳۳۵ دانشنامهی دکتری گرفت. دکتر سیروس غنی در ۱۳۳۷ به ایران بازگشت. یک سالی در سازمان برنامه و بودجه بود و بعد به استخدام بانک صنعت و معدن درآمد و مراتب ترقی را تا ریاست ادارهی حقوقی آن بانک طی کرد. وی چند ماه پیش از وقوع انقلاب اسلامی، از ایران مهاجرت کرد و مقیم لندن شد. او در سالهای دور از ایران، همواره چشم و دلش متوجه ایران بود. منزل او «میعادگاه دوستان» فرهنگ و تاریخ سرزمین ایران و حضورش نیز در آن جاها همیشه مایهی اعتبار و کسب آبرو برای ایرانیان بود. دکتر سیروس غنی سالهای دور از وطن را پیوسته به یاد وطن، به حرفهی وکالت (در لندن و نیویورک) به تحقیق و نوشتن، و کوشش در انتشار آثار منتشرنشدهی پدر ادیب و سیاستمدارش دکتر قاسم غنی گذراند. «یادداشتهای دکتر قاسم غنی» طی سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۳ در لندن و در ۱۲ مجلّد به کوشش وی منتشر شد. بازچاپ آن نیز در ایران با همین عنوان و به سرمایهی انتشارات زوار در ۸ مجلّد، نخستین بار در سال ۱۳۶۷، منتشر شده است.
کتاب بسیار مهمی که در حوزهی مطالعات تاریخ معاصر ایران به کوشش دکتر سیروس غنی در اختیار پژوهشگران قرار گرفته، اثری است که در ایران با عنوان «ایران، برآمدن رضا خان، برافتادن قاجار و نقش انگلیسها» منتشر شده است. این کتاب را حسن کامشاد به فارسی ترجمه کرد و در سال ۱۳۷۷ از سوی انتشارات نیلوفر روانهی بازار کتاب گردید. کتاب یادشده، حاصل تتبعات موشکافانهی چندین سالهی سیروس غنی در منابع متعدد (کتابها و مآخذ فارسی و انگلیسی و اسناد وزارت امور خارجهی آمریکا) و مرتبط با وقایع تاریخی ایران طی سالهای ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۵ است. این کتاب به گفتهی صاحبنظران پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، از زمرهی آثار تحلیلی و گزارشی دقیق دربارهی چگونگی سقوط دودمان قاجار و ظهور سلطنت رضا شاه پهلوی است که کاملاً منصفانه و در نهایت بیطرفی و با لحاظ کردن تمام نقاط ضعف و قوت دولتمردان و بازیگران عرصهی سیاست آن دوران نوشته شده است.
«شکسپیر، ایران و شرق»، «ایران و غرب؛ کتابشناسی انتقادی» و «فیلمهای دوستداشتنیام» از دیگر آثار دکتر سیروس غنی است.
دکتر سیروس غنی در ۱۵ دی ۱۳۹۴ در ۸۶سالگی در لوس آنجلس آمریکا درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
منظومه حماسی –تاریخی شهنشاه نامه ،سروده احمد تبریزی، یکی از نخستین آثاردردوره شکل گیری تاریخ های منظوم است که کار نظم آن در سال 738هجری به پایان رسیده است .در این منظومه احوال چنگیزخان، اجداد وجانشینان اوتا دوسال بعداز مرگ سلطان ابوسعید روایت شده است. یکی از ویژگی های ادبی برجسته شهنشاه نامه، کوشش آگاهانه شاعر برای سره نویسی است که این منظومه را به اثری منحصربه فرد در زبان فارسی تبدیل ساخته است .این کتاب از مجموعه انتشارات ادبی وتاریخی موقوفات دکتر محمود افشارمی باشد .
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
گزارش هشت دی.xlsx
29 KB
لیست پایان نامه های تحویل داده شده به کتابخانه مرکزی از تاریخ هشتم دیماه لغایت دوازدهم دیماه 1397
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
گزارش های اجتماعی با تبیین روند تحولات اجتماعی، زمینه ی بازنگری در سیاست ها و خطی مشی های اجتماعی را فراهم می آورد و به تبع آن مسیر برنامه ریزی برای بهبود اوضاع اجتماعی هموارتر می گردد. موسسه ی "رحمان" به عنوان نهاد علمی، فرهنگی و اجتماعی فعال در عرصه ی عمومی تلاش دارد با شناخت دقیق علمی و بازنمایی فرصت ها و کاستی های جامعه ی ایران در کاهش آسیب های اجتماعی و پیامدهای منفی ناشی از اشکالات نظری و عملیِ سیاست های توسعه به ویژه در حوزه اجتماعی رسالت خود را انجام دهد.
حاصل این کار، انتشار وضعیت اجتماعی ایران (۱۳۸۰_۱۳۸۸)، گزارش وضعیت اجتماعی زنان در ایران (۱۳۸۰_۱۳۹۰)، دومین گزارش وضعیت اجتماعی ایران (۱۳۸۸_۱۳۹۶) بوده است.
کتاب پیش رو، حاوی بیست و نه مقاله و چهار گزارش از دومین گزارش وضعیت اجتماعی ایران (۱۳۸۸_۱۳۹۶) است. این گزارش اگرچه به لحاظ زمانی، مطالعه ی تحولات پر شتاب و اخیر جامعه ی ایرانی را مدنظر داشته اما مسئله ی نابرابری و ابعاد مختلف آن را در این مطالعه مورد توجه قرار داده است. کتاب توسط میر طاهر موسوی در دو مجلد توسط انتشارات آگاه در سال ۱۳۹۷ به چاپ رسید (مریم جعفرپور).
@UT_central_Library
حاصل این کار، انتشار وضعیت اجتماعی ایران (۱۳۸۰_۱۳۸۸)، گزارش وضعیت اجتماعی زنان در ایران (۱۳۸۰_۱۳۹۰)، دومین گزارش وضعیت اجتماعی ایران (۱۳۸۸_۱۳۹۶) بوده است.
کتاب پیش رو، حاوی بیست و نه مقاله و چهار گزارش از دومین گزارش وضعیت اجتماعی ایران (۱۳۸۸_۱۳۹۶) است. این گزارش اگرچه به لحاظ زمانی، مطالعه ی تحولات پر شتاب و اخیر جامعه ی ایرانی را مدنظر داشته اما مسئله ی نابرابری و ابعاد مختلف آن را در این مطالعه مورد توجه قرار داده است. کتاب توسط میر طاهر موسوی در دو مجلد توسط انتشارات آگاه در سال ۱۳۹۷ به چاپ رسید (مریم جعفرپور).
@UT_central_Library
تازه های نشر انتشارات دانشگاه تهران در موضوعات مختلف (51 عنوان کتاب چاپ اول) اهدایی به کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
وجاهت ديني درمقابل درخشاني در علم
دين و علم دين، که بهدنبال رستگاري مردم است، به وجاهت مردمي، که نوعي مردمسالاري است، اهميت ميدهد. درخشاني در علم ارتباطي با اين نوع وجاهت ندارد. اينکه علم در کشورهاي اسلامي به کليشه تبديل شده است و نميتواند در رشد و درخشاني علم با کشورهايي چون هند و چين همپا بشود بايد ريشه در اين اعتقاد به وجاهت عمومي از سوي سياستمداران داشته باشد. بديهي است همهجا اکثريت با ميانمايگان يا کممايگان است. بنابراين حرف پرمايگان و آنهايي که بهدنبال درخشاني در علم هستند چندان خريدار ندارد. بههمين دليل هم پروژههاي کلان علمي سياستمداران اسلامي را به سختي متقاعد ميکند، چون نظر "مردم"، يعني عامه دانشگران، براي آنها مهم است و قدرت تشخيص هم وجود ندارد، چون اجتماع علمي بهوجود نيامده است.
(از کتاب: معماری علم در ایران، رضا منصوری، ص 18)
@UT_Central_Library
دين و علم دين، که بهدنبال رستگاري مردم است، به وجاهت مردمي، که نوعي مردمسالاري است، اهميت ميدهد. درخشاني در علم ارتباطي با اين نوع وجاهت ندارد. اينکه علم در کشورهاي اسلامي به کليشه تبديل شده است و نميتواند در رشد و درخشاني علم با کشورهايي چون هند و چين همپا بشود بايد ريشه در اين اعتقاد به وجاهت عمومي از سوي سياستمداران داشته باشد. بديهي است همهجا اکثريت با ميانمايگان يا کممايگان است. بنابراين حرف پرمايگان و آنهايي که بهدنبال درخشاني در علم هستند چندان خريدار ندارد. بههمين دليل هم پروژههاي کلان علمي سياستمداران اسلامي را به سختي متقاعد ميکند، چون نظر "مردم"، يعني عامه دانشگران، براي آنها مهم است و قدرت تشخيص هم وجود ندارد، چون اجتماع علمي بهوجود نيامده است.
(از کتاب: معماری علم در ایران، رضا منصوری، ص 18)
@UT_Central_Library
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۷ دی ۱۳۹۷
۵۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۹۶۰ میلادی، بوریس زاخودر ـ ایرانشناس نامدار روسی ـ درگذشت. بوریس نیکولایوویچ زاخودر در سال ۱۸۹۸ میلادی در روسیه به دنیا آمد. پس از گذراندن تحصیلات دبیرستان تا سال ۱۹۲۷، موفق به گذراندن دورهی مؤسسهی خاورشناسی مسکو شد و آن را تا مرتبهی دکتری ادامه داد.
دکتر زاخودر از ۳۲سالگی دانشیار و متصدی کرسی زبان فارسی مؤسسهی مسکو شد و در سال ۱۹۳۴ به موزهی تمدنهای خاوری منتقل شد. همزمان برای تصدی کرسی تاریخ قرون خاورمیانهی دانشگاه مسکو تعیین گردید. او در کنار تدریس، به کارهای تحقیقاتی ادامه داد و در عین حال نخستین دورهی دروس رشتهی مطالعاتی تاریخ قرون وسطی در شرق را بنیان گذاشت. در همین زمینه موفق شد شعبهی مشرقزمین در دانشگاه مسکو را در سال ۱۹۴۴ ایجاد کند و خود تدریس آن را بر عهده گیرد. زاخودر رسالهی دکتری خود را دربارهی خواجه نظامالملک و شرحی در تاریخ سلجوقیان نوشته است. او همچنین مقالات و گزارشهایی دربارهی مظاهر برجسته و نامدار تمدن و فرهنگ خاورزمین مانند ابوعلیِ سینا و فردوسی را نگاشته است. از زاخودر آثار گوناگونی بر جای مانده، از آن میان: «تاریخ قرون وسطی در شرق» و «تاریخ ایران در قرون وسطی».
بوریس زاخودر در ۷ ژانویهی ۱۹۶۰ در ۶۲سالگی در مسکو درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۵۹ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۹۶۰ میلادی، بوریس زاخودر ـ ایرانشناس نامدار روسی ـ درگذشت. بوریس نیکولایوویچ زاخودر در سال ۱۸۹۸ میلادی در روسیه به دنیا آمد. پس از گذراندن تحصیلات دبیرستان تا سال ۱۹۲۷، موفق به گذراندن دورهی مؤسسهی خاورشناسی مسکو شد و آن را تا مرتبهی دکتری ادامه داد.
دکتر زاخودر از ۳۲سالگی دانشیار و متصدی کرسی زبان فارسی مؤسسهی مسکو شد و در سال ۱۹۳۴ به موزهی تمدنهای خاوری منتقل شد. همزمان برای تصدی کرسی تاریخ قرون خاورمیانهی دانشگاه مسکو تعیین گردید. او در کنار تدریس، به کارهای تحقیقاتی ادامه داد و در عین حال نخستین دورهی دروس رشتهی مطالعاتی تاریخ قرون وسطی در شرق را بنیان گذاشت. در همین زمینه موفق شد شعبهی مشرقزمین در دانشگاه مسکو را در سال ۱۹۴۴ ایجاد کند و خود تدریس آن را بر عهده گیرد. زاخودر رسالهی دکتری خود را دربارهی خواجه نظامالملک و شرحی در تاریخ سلجوقیان نوشته است. او همچنین مقالات و گزارشهایی دربارهی مظاهر برجسته و نامدار تمدن و فرهنگ خاورزمین مانند ابوعلیِ سینا و فردوسی را نگاشته است. از زاخودر آثار گوناگونی بر جای مانده، از آن میان: «تاریخ قرون وسطی در شرق» و «تاریخ ایران در قرون وسطی».
بوریس زاخودر در ۷ ژانویهی ۱۹۶۰ در ۶۲سالگی در مسکو درگذشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
ویژگی مهم این کتاب که خالی از اشکال هم نیست، این است که رویکردی جامع را انتخاب کرده وتلاش داشته به تمامی موضوعات در حوزه ادبیات مدیریت رسانه بپردازد ودر برابر دیدگان مخاطبان، رویکرد ونظریه های مهم حوزه مدیریت رسانه را ترسیم کند. رویکرد نویسندگان در این کتاب به رسانه ها، نه رویکرد نهاد های غیرانتفاعی، بلکه رویکرد به صنعتی است که باید مسائل آن راشناخت ودر جهت در آمد زایی وجذب مخاطب به عنوان دودغدغه اصلی این صنعت، گام برداشت. هر یک ازفصول کتاب بر اساس مهمترین حوزه های تحقیقاتی درمدیریت رسانه (محصول، بازار، مخاطب، همگرایی، کارآفرینی و...)را نگاشته شده در پی معرفی مفاهیم، ارائه رویکردها، ونظریه ها وسیر مطالعاتی آن حوزه هستند. دغدغه نویسندگاه در این کتاب پوشش بخشی از خلا،ادبیات این حوزه بوده است. این کتاب از یک مقدمه و11فصل ، منابع، فهرست اعلام وواژگان تخصصی تشکیل شده است . (مجد)
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library